آذری

آذری، آز گروههای قومی ترک زبان شیعی مذهب ایران.
خاستگاه اصلی آذریها منآطق مختلف آسیای مرکزی بوده است. آنها به تدریج از زمان استیلای حکومتهای ترک مانند سلجوقی، مغول، تیموری و صفوی به مناطق آذربایجان ایران وارد شدند. این گروههای ترک پس از استقرار در آذربایجان با دیگر اقوام ایرانی آن منطقه مانند کردها، ارمنیان و آسوریها و... در آمیختند و هویت قومی خود را از دست دادند وساختار اجتماعی، مذهبی و سنتهای ایرانی را فرا گرفتند. آنها در ایران آذربایجانی، آذری و ترک نامیده میشوند[۱].
سلاطین سلسلههای ایرانی، ترکها را برای در هم شکستن اتحاد ایلیشان، حراست از سرحدات، تنبیه و تشویق و... به نقاط مختلف ایران کوچاندند. از اینرو به جز استانهای آذربایجان غربی و شرقی، اردبیل و تهران که از مهمترین مراکز استقرار ترکهاست، آنها در سراسر ایران نیز پراکندهاند[۲][۳].
روابط ایلات و گروههای مختلف ترک، با یکدیگر بیشتر بر اساس قدرت است تا ساختار خویشاوندی. در واقع ترکیب پیچیدهای از عناصری مانند وابستگیهای سیاسی ـ فرهنگی، جنگاوری نیروهای نظامی و... ایلات و گروههای ترک را به هم پیوند داده آست[۴]. از مهمترین ایلات ترکی که در گذشته بر اساس روابط اقتدارگرایانه شکل گرفتهاند میتوان به قزلباشها، شاهسونها و قشقاییها اشاره کرد. برخی از این ایلات در شکلگیری حکومتهای ایرانی نقش بسزایی داشتند. مانند قزلباشها و شاهسونها که توسط آنها حکومت صفویه شکل گرفت[۵][۶]. اکثر گروهها و ایلات ترک کوچنده، امروزه در روستاها و شهرهای مختلف ایران اسکان یافتهاند. لکن برخی از ایلات و عشایر ترک هنوز میان استانهای مختلف کشور ییلآق و قشلآق میکنند. ایلات و طوایف قَرهداغ ارسباران، اینانلو، شاهسون (ایلسُوَن)، قِزلباش، قاجار، افشار، قشقایی، ترک یارِم طاقْلو و... که میان استانهای آذربایجان غربی و شرقی، اردبیل، اصفهان، فارس، همدان، کرمان، زنجان و... ییلاق و قشلاق میکنند، از مهمترین گروههای کوچنده ترک به شمار میآیند[۷][۸][۹][۱۰].
سازمان اجتماعی و سیاسی عشایر ترک آذربایجان به صورت ایل، طایفه، باو (= باب)، تیره، گوبک (= گوبه، آوبه) و خانوار است. رؤسای تیره، گوبک و طایفه، آق سِقل (ریش سفید) و بگ نامیده میشوند[۱۱].
تا قبل از ورود ترکان به آذربایجان، زبان مردم این منطقه پهلویِ آذری ـ یکی از زبانهای باقیمانده از عصر ساسانی ـ بود. زبان کنونی آذریهای ایرانی ترکیِ آذری است که در جریان موجهای مداوم تهاجمات ترکان از آسیای مرکزی از دوره سلجوقی تا مغول (سدههای 5 تآ 7ق/ 11 تآ 13م) جایگزین زبان بومی مردم آذربایجان شده است[۱۲].
آذریها در کشاورزی، باغداری، دامپروری و تجارت مهارت دارند[۱۳]. شهر تبریز از دیرباز جز مراکز تجاری مهم ایران بوده است که به جهت قرار گرفتن در خطوط تجارت جهانی با کشورهای مختلف روابط بازرگانی دارد. برآورد جمعیت ترک های ایران ـ از اینرو که در سرشماریهای ملی گروههای قومی ثبت نمیشوند ـ دشوار است. لکن جمعیت ترک های ایران را 12 تا 15 میلیون نفر تخمین زدهاند[۱۴].
نیز نگآه کنید به
مآخذ
- ↑ Good, L. Byron; and Mary, Jo, Delvecchio, "Azari (Iran)", Muslim peoples, ed, Richard weekes, U S A, 1984, p. 67-68.
- ↑ فیروزان، ت. «درباره ترکیب و سازمان ایلات و عشایر ایران»، مجموعة کتاب اگاه ایلات و عشایر. تهران: 1362، ص27.
- ↑ احمدی، حمید. قومیت و قومگرایی در ایران. تهران: 1378، ص124.
- ↑ احمدی، حمید. قومیت و قومگرایی در ایران. تهران: 1378، ص59-61.
- ↑ پیگولوسکایا، نینا، ویکتورونا. تاریخ ایران از دوران باستان تا پایان سده هجدهم میلادی. ترجمه کریم کشاورز، تهران: 1346، ص470، 476، 482، 487، 490، 497، 511 و 516.
- ↑ رهربرن، کلاوس مِشایل. نظام ایلات در دوره صفویه. ترجمه کیکاوس جهانداری، تهران: 1346، ص46.
- ↑ بایبوردی، حسین. تاریخ ارسباران. تهران: 1341، ص101-157.
- ↑ بیگدلی، محمدرضا. ایل سونها (شاهسونهای ایران). تهران: 1374، ص222- 260.
- ↑ سرشماری اجتماعی ـ اقتصادی عشایر کوچنده 1377، نتایج تفصیلی. تهران: 1378، ص12- 58.
- ↑ اسکندرینیا، ابراهیم. ساختار سازمان ایلات و شیوه معیشت عشایر اذربایجان غربی. انزلی: 1366، ص133، 158، 325 و 368.
- ↑ تاپر، ریچارد. ل. «سازمان اجتماعهای کوچرو در خاورمیانه»، ترجمه هـ. مزدا، ایلات و عشایر. تهران: 1362، ص288.
- ↑ کسروی، احمد. اذری یا زبان باستان اذربایجان. تهران: 1335، سراسر کتاب.
- ↑ Good, L. Byron; and Mary, Jo, Delvecchio, "Azari (Iran)", Muslim peoples, ed, Richard weekes, U S A, 1984, p. 68-69.
- ↑ بدیعی، ربیع. جغرافیای مفصل ایران. تهران: 1362، ص458.
منبع اصلی
سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، مرکز مطالعات راهبردی روابط فرهنگی (1398). دانشنامه ایران. تهران: موسسه فرهنگی هنری و انتشارات بین المللی الهدی،
نویسنده مقاله
معصومه ابراهیمی