آموزش و پرورش در ایران پس از سقوط ساسانیان
آموزش و پرورش در ایران پس از سقوط ساسانیان و رواج دین اسلام
از ورود سربازان فاتح مسلمان به ایران عصر ساسانی چهارده قرن گذشته است. سرزمینی که اکنون ایران مینامیم در این قرنها شاهد حوادث و رویدادهای گوناگون سیاسی، اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و نظامی بوده است که هر یک بر آموزش و پرورش ایران تأثیر داشتهاند؛ بیتردید آموزش و پرورش به مثابه یک نهاد و سازمان تحولات فراوانی را تجربه کرده است. تاریخ آموزش و پرورش پس از اسلام را میتوان به شش دوره طبقهبندی کرد:
۱. دو قرن و نیم بعد از ورود اسلام و مسلمانان به ایران: در این دوره، سعی ایرانیان برفراگیری زبان عربی و دانشاندوزی در تمام رشتهها مصروف شده بود. مهمترین وسیله آموزش همگان وعظ، سخنرانی، مباحثه و محاوره بود. جلسات سخنرانی را پیامبر، خلفا و فقها عمدتاً در مسجد تشکیل میدادند. سخنران بر روی منبر میایستاد و وعظ میکرد. کمکم حلقهها و مکاتب تشکیل شدند. ابتدا مسلمانان عرب و غیرعرب و اهل ذمه به طور مساوی در این حلقهها شرکت میکردند؛ ولی از سال ۲۳۵ قمری به فرمان متوکّل برای مدتی ورود اهل ذمه به حلقهها ممنوع شد.
۴۶
تاریخ آموزش و پرورش در ایران
۲. از نیمه قرن سوم تا نیمه قرن هفتم: ایجاد حکومتهای مستقل ایرانی سبب زنده شدن زبان فارسی گردید. این زبان، که به فارسی کنونی شباهت داشت، دارای کلمات عربی، بود. در بخش عمدهای از این دوره، آزادی فکر و عقیده بر آموزش و پرورش حاکم بود که از نتایج آن انتشار آثار بسیاری در این دوره است. نخستین مدرسه عالی را نظامالملک در بغداد در ۴۵۷ قمری دایر کرد. در این دوره، مدارس از لحاظ کمی و کیفی گسترش یافتند و اوج ظهور بزرگان علم و ادب بود. از جمله این بزرگان میتوان از زکریای رازی (۳۲۳-۲۵۱)، فردوسی (۴۱۶-۳۲۳)، ابن سینا (۴۲۸-۳۷۰)، بیرونی، (۴۴۰-۳۶۲)، غزالی (۵۰۵-۴۵۰)، عمرخیام (۵۱۷)، نظامالملک (۴۸۵-۴۰۸)، سهروردی (۵۸۷-۵۴۹)، فخر رازی (۶۰۴-۵۴۲) و سعدی (۶۹۱-۶۱۰) نام برد.^{۱}
۳. از چیره شدن مغول در نیمه قرن هفتم تا ظهور شاه اسماعیل: در این دوره در همه شئون زندگی، از جمله آموزش و پرورش، انحطاط و رکود ایجاد شد. تنزل در ادبیات و علوم و حکمت، تباهی در اخلاق عموم و اهل علم، نشر اوهام و خرافات، نوشتن مصنوع و تکلفآمیز، از بین رفتن آزادی فکر و مباحثه، از بین رفتن امیدواری و جایگزین شدن اندوه و نومیدی به جای آن و آخرتگرایی از خصوصیات این دوره بود. در آموزش و پرورش میتوان از کاهش معلم و شاگرد، ممنوعیت اظهار عقیده در بین مدرسان، جایگزین شدن تأویلات دینی به جای استدلال و علوم عقلی نام برد. درسها عموماً از روی کتاب پیشینیان تدریس میشدند. در این دوره، تألیف آثار جدید بسیار کم شد و هنرهای زیبا مانند معماری توسعه یافت. از هنرمندان این دوره کمالالدین بهزاد را میتوان نام برد.
۴. از دوره صفویه تا تاجگذاری نادر (۱۱۴۸-۹۰۸ ق): از خصوصیات این دوره ایجاد وحدت ملی با تکیه بر دین و نتیجه آن بسط علوم دینی بود. وعظ و سوگواری برای ائمه، وسیله پرورش همگانی شد. در این دوره، پیشوایان دینی نفوذ زیادی پیدا کردند. همچنین بعضی شاخههای هنر مانند معماری و نقاشی ساختمان (رضا عباسی)، تذهیب و قالیبافی رونق و گسترش یافت.
1. عیسی صدیق، همان، ص 297.
آموزش و پرورش پس از سقوط ساسانیان
۴۷
۵. از تاجگذاری نادر تا تأسیس دارالفنون (۱۲۶۸-۱۱۴۸ ق): در این دوره، با اغتشاش و جنگ در سراسر ایران از جمله جنگهای داخلی، جنگ با روس و عثمانی مواجه هستیم. در این دوره نیز پیشوایان دینی نفوذ زیادی داشتند. آموزش و پرورش منحصر به روحانیان بود و جلسات آموزشی در مساجد و مدارس برگزار میشدند. موقوفات مدارس در دست روحانیان بود. سبک نویسندگان تا حد زیادی از حالت تکلفآمیز و تصنعی دور شد؛ مانند سبک کتاب جهانگشای نادری، هنر تذهیب کتاب مانند گذشته رونق داشت. خرافهپرستی و عقبماندگی همگانی از خصوصیات این دوره بود.
۶. از تأسیس دارالفنون به بعد، یعنی از سال ۱۲۶۸ ق: شکستها و ناکامیهای نظامی، سیاسی و اقتصادی شاهان قاجار در برابر قدرتهای اروپایی موجب شد که آنها به ضرورت کم کردن فاصله موجود میان ایران و کشورهای اروپایی پی ببرند. در این میان هوشمندی و تجربیات افرادی مانند عباس میرزا، ولیعهد فتحعلیشاه و قائم مقام فراهانی، صدر اعظم محمدشاه - و به ویژه امیرکبیر - باعث شد نخستین گامها برای فراگرفتن علوم و فنون جدید، از طریق ایجاد نهادهای آموزش و پرورش اروپایی، در ایران برداشته شود.
طرح تأسیس دارالفنون در زمان ناصرالدین شاه، به ابتکار امیرکبیر، نخستین اقدام دولتی، بود. هدف اولیه از تأسیس این مرکز و دیگر نهادهای آموزش و پرورش جدید، تربیت نخبگان نظامی، فنی و علمی در رشتههای مختلف بود. به تدریج این نهادها دارای کارکردهای جدیدی شدند؛ از جمله این کارکردها، ترویج زبان فارسی به عنوان زبان واحد و گسترش افکار جدید اروپایی در زمینه فلسفه زندگی، رابطه دولت و ملت، نحوه اداره کشور و... بود.
گسترش آموزش و پرورش جدید با همه ضعفها و کاستیها تا امروز ادامه یافته است؛ هرچند که هنوز نتوانسته است فاصله علمی و فنی بین ایران و کشورهای اروپایی را، حتی به طور نسبی، از میان بردارد.
آموزش و پرورش بعد از رواج دین اسلام
برای بررسی تاریخ آموزش و پرورش در این دوره، همانند تاریخ آموزش و پرورش قبل از اسلام، ضمن آنکه طبقهبندی فوق را مد نظر قرار خواهیم داد، وضعیت آموزش و پرورش در
۴۸
تاریخ آموزش و پرورش در ایران
ایران، در دوران حاکمیت دولتها و سلسلههایی که حاکم بر ایران بودهاند، به طور جداگانه بررسی خواهد شد.
حدود دویست سال طول کشید تا ایرانیان توانستند سلسلههای مستقل ایرانی را تشکیل دهند. در طی این دو قرن ایران تحت حکومت خلفای اموی و عباسی بود. با شکل گرفتن سلسلههای ایرانی آموزش و پرورش نیز تغییراتی پیدا کرد؛ از جمله به تدریج به زبان فارسی و سنتهای ایرانی توجه شد. در این دوران افرادی میزیستند که از لحاظ تاریخ آموزش و پرورش اهمیت داشته و در خدمت سلسلههای مختلف بودهاند.
مشخصات آموزش و پرورش در ایران بعد از ظهور اسلام
۱. استمرار تمدن معنوی و فرهنگ ملی از جمله زبان فارسی در ایران. ۲. نفوذ دین اسلام در همه زمینههای زندگی.
۳. تأثیرپذیری و تأثیرگذاری تمدن ایرانی بر دیگر تمدنها.