پرش به محتوا

آموزش و پرورش در دوره ساسانیان

از ویکی ایران

ساسانیان یکی از سلسله‌های شاهان ایرانی بودند که از ۲۲۴ تا ۶۵۲ میلادی بر ایران حکومت کردند. کانون قدرت خاندان ساسانی، ایالت فارس بود. ساسانیان پس از آنکه حکومت اشکانیان را برانداختند خود را وارث هخامنشیان می‌دانستند که برخلاف اشکانیان متهم به یونانی مابی نبودند. حکومت ساسانیان بر ملی‌گرایی ایرانی و آیین زرتشت استوار بود[۱][۲] آخرین پادشاه اشکانی به نام اردوان پنجم یا اشک بیست و نهم در نبرد با اردشیر پسر بابک و نوه ساسان شکست خورد و سلسله ساسانی با تاجگذاری اردشیر تشکیل شد. آثار تاجگذاری اردشیر در نقش رستم و نقش رجب فارس موجود است.

اردشیر در ابتدای سلطنت برای اصلاح دین که به اعتقاد او در دوران اشکانیان به بت‌پرستی آلوده شده بود، موبدان زرتشتی را فراخواند و همین امر باعث تحکیم حکومت او شد. زیرا موبدان با قدرت خود او را حمایت کردند. در این زمان روحانیان بسیار قدرتمند شده بودند؛ و با اقتدار در امور مردم و حکومت دخالت می‌کردند. آنان اردشیر را تشویق می‌کردند که نسبت به پیروان ادیان دیگر، به غیر از ادیان یهود و مسیحیت سختگیری کنند و بعد از آن که امپراتوری روم آیین مسیح را پذیرفت، به ویژه مسیحیان نیز تحت فشار قرار گرفتند[۳].

اردشیر برای حکومت کردن بر سراسر ایران ناگزیر حدود هشتاد حکومت کوچک را مطیع خود ساخت و سرزمینشان را تصاحب کرد. او فارس را پایتخت قرار نداد؛ بلکه طبق سنت اشکانیان، سلوکیه و تیسفون - شهرهای کنار دجله - را پایتخت کرد.

محتوا و اهداف آموزش و پرورش

در دوره ساسانیان - مانند دوره‌های پیشین - تربیت مخصوص خانواده‌های نجبا و اشراف بود و مردم عادی از آن بهره‌ای نداشتند؛ تعلیم و تربیت در دوره ساسانی نسبت به دوره‌های قبل گسترش بیشتری یافت. علت این امر نیاز به دبیران، کارگزاران دولتی، ماموران وصول مالیات و افزایش ارتباط با ممالک دیگر و توسعه بیشتر علوم و فنون و احتیاج روز افزون به آگاهی از اوضاع و احوال مردم سرزمین‌های دیگر بود. در این دوره، علوم مختلف مثل پزشکی، هیئت، ادبیات و فلسفه به طور محسوسی پیشرفت کرد[۴][۵].

شرایط مناسب اقتصادی - اجتماعی سبب پیشرفت صنایع از جمله صنعت کاغذسازی شد. پیدایش کتاب و کتابخانه و دانشمندان گردآمده در دانشگاه‌ها، سطح تعلیمات ابتدایی را بالا برد و سوادآموزی گسترش یافت. برنامه‌های جامع‌تر و وسیع‌تری برای آموزش نوباوگان طرح‌ریزی شد و گروه‌های بیشتری از مردم از آموزش بهره‌مند شدند. به طور کلی در دوره ساسانیان آموزش، دگرگونی و تکامل پیدا کرد[۶]. می‌توان گفت که تعلیم و تربیت منسجم در ایران از زمان‌های بسیار قدیم‌تر وجود داشته است و بزرگترین امپراتوری جهان تحت تأثیر همین تعلیم و تربیت در قرن ششم قبل از میلاد، در ایران شکل گرفت. نظم و تفکر موجود در اداره این امپراتوری همیشه سرمشق حکومت‌های بعدی بود. همین تعلیم و تربیت ایرانیان بود که آنان را همواره در مقابل هجوم اقوام بیگانه حفظ کرد[۷][۸].

در دوره ساسانی پیدایش مذاهب تازه، بحث‌ها و مسائل جدیدی را در همه زمینه‌های علمی مثل پزشکی، هیئت، ادبیات، فلسفه، تکامل انسان و مسائل اقتصادی - اجتماعی مطرح ساخت و سبب پیشرفت محسوس این علوم شد. پادشاهان ساسانی نیز مانند انوشیروان از مطرح شدن این بحث‌ها استقبال می‌کردند. در بخش ادبیات و هنر به علت ارتباط گسترده باغرب و شرق، به خصوص هند، کتاب‌هایی به زبان پهلوی ترجمه شد[۹][۵].

به اعتقاد نویسندگان دائره‌المعارف مصاحب در باب تعلیم و تربیت در عهد ساسانی، اطلاعات موجود بسیار اندک است. ظاهراً بیشتر کشاورزان بی‌سواد بودند. ولی دهقانان مختصر سوادی داشتند.

«جماعت بسیاری از تجار شهرها لااقل قرائت و کتابت و حساب می‌دانسته‌اند[۱۰]».

بدون شک تعلیمات ابتدایی و قسمتی از تعلیمات عالیه در اختیار روحانیان بود و کاملاً جنبه دینی داشت. به اعتقاد این مأخذ راجع به تعلیم کودکان و نوجوانان طبقات عالیه اطلاعات دقیق‌تری در دست است[۱۱]. آموزش‌های رزمی و ورزشی که باعث آمادگی در دفاع می‌شد، به طور گسترده‌ای رواج داشت. این آموزش‌ها شامل آموزش چوگان، اسب‌دوانی، شکار، شنا و کشتی بود که شنا و کشتی برای همه طبقات و بقیه مختص طبقات ممتاز بود. مهمترین اهداف تعلیم و تربیت در دوره ساسانی عبارت بودند از:

  1. تربیت ملی و قومی به منظور تحکیم ملیت؛
  2. تربیت خانوادگی به منظور تحکیم خانواده؛
  3. تربیت مذهبِی و اخلاقی؛
  4. تربیت شغلی و حرفه‌ای برای دوام طبقات و تثبیت وضع اجتماعی موجود؛
  5. تربیت بدنی برای سلامتی و نیرومندی جسم؛
  6. سوادآموزی برای رفع نیازهای بازرگانی و گردش امور اداری کشور؛
  7. رهانیدن افراد از گناه هنگام فراغت با فراهم کردن فعالیت و سرگرمی برای مردم[۹][۵].

دانش‌آموزان

در این دوره، بر پرورش دینی و اخلاقی کودکان تأکید بسیار می‌شد مسئولیت این امر بر عهده معلمان بود. معلمان به دو دسته فرهنگیان و اندرزبدان تقسیم می‌شدند. آنها واعظ و اهل تقوا بودند. در این دوره، افراد را با برنامه‌هایی خاص تربیت می‌کردند تا از عهده کارها و مشاغل موجود برآیند؛ مثلاً دبیری شغل مهمی در دوره ساسانی بود و دبیر باید حکمت، ادبیات، منطق، حقوق، اخلاق و مذهب را می‌دانست. روحانیان نیز باید اوستا را به خوبی یاد می‌گرفتند و تفسیر می‌کردند. یکی از روش‌های مهم آموختن تأکید بر حفظ کردن مطالب بود. پاداش و تنبیه و حتی تنبیه بدنی هم اعمال می‌شد تا شاهزادگان را منضبط بار بیاورند و به ریاضت کشیدن و تحمل گرسنگی، تشنگی، سرما و گرما عادت دهند تا مقاومتشان زیاد شود[۱۲][۱۳].

کاست دبیران در دوره ساسانی برای ثبت و ضبط وقایع روش خاصی داشتند و مبتدیان و تازه واردان به حرفه دبیری را امتحان می‌کردند. لباس مشخصی می‌پوشیدند و برای نظارت و ثبت وقایع، سپاهیان را در جنگ همراهی می‌کردند. آنها به خطّ پهلوی می‌نوشتند. مدت تحصیل دانش‌آموز در هر روز ۸ ساعت بود. بنا بر اطلاعات موجود مشاغل مرتبط با دربار در کاست خاصی قرار می‌گرفت. در نتیجه آموزش، این مشاغل نیز جنبه انحصاری و کاستی پیدا کرده بود مانند شغل دبیری دربار. مشاغل در دربار ساسانی به طور موروثی منتقل می‌شوند. فرزندان از پدران خود حرفه آنها را می‌آموختند و دنبال می‌کردند. این سلسله مراتب از طرف شاه مقرر شده بود و شاه آن را فرمان الهی می‌خواند[۱۴].

مراکز آموزشی و پرورشی

در دوران ساسانی مدارس و مراکز مهم آموزشی در مدائن، تیسفون، سلوکیه و بعضی از دیرهای مسیحیان بین‌النهرین، خوزستان، فارس، اصفهان، ری، مرو و سمرقند دایر بود که به کارهای علمی مثل ریاضیات، هیأت و نجوم، پزشکی، داروشناسی و معدن‌شناسی می‌پرداختند. از مراکز مهم علمی، دانشگاه جندی‌شاپور و مراکز علمی ری را می‌توان نام برد. مدارج آموزشی که در دوره ساسانی طی می‌شد بدین گونه بود:

  1. تربیت در خانواده: کودک تا هفت سالگی در خانواده تربیت می‌شد و تربیت را مادران به عهده داشتند؛
  2. آموزش مدارس وابسته به دانشکده‌ها که شامل فرهنگستان و دانشگاه بود. مدارس متعلق به خاندان شاهی و دیگر بزرگ‌زادگان نزدیک قصر شاهی ساخته می‌شدند و بقیه مدارس و دانشگاه‌ها معمولاً در میدان‌های خارج از شهر بودند[۹].

از مدارس معروف دوره ساسانی یکی مدرسه الرها در شهر رُها بود و دیگری مدرسه نصیبین در شهر نصیبین که هر یک با هشتصد دانش‌آموز مکان‌های آموزشی بزرگی را تشکیل می‌دادند. همچنین مدارس دیگری از قبیل مدارس حرفه‌ای، مدارس فنی، مدارس و حوزه‌های فلسفی مثل پزشکی، ریاضی و نجوم نیز به تعداد قابل ملاحظه‌ای وجود داشتند[۹][۱۵].

در دوره ساسانی آموزش عالی با برنامه‌های منظم تکامل یافت و دانشکده‌ها تأسیس و استادان مجرب در این دوره تربیت شدند. دانشگاه جندی‌شاپور در شهر جندی شاپور - در شرق شوش و جنوب شرق دزفول و شمال غرب شوشتر - واقع شده بود و از بزرگترین مراکز علمی جهان بود؛ در بخش پزشکی آن، که شامل بیمارستانی مجهز و پزشکان ایرانی و خارجی معروف آن زمان بود، پیشرفت‌های علمی بسیاری صورت گرفت.

علما و دانشمندان زیادی در این مرکز دانشگاهی، که یگانه مرکز علمی آن زمان محسوب می‌شد، گردآمده بودند و با همکاری پزشکان نسطوری، یونانی، هندی و ایرانی طب جدیدی را پایه‌گذاری کردند. این دانشگاه پس از نفوذ مذهب نسطوری یکی از مراکز تجمع علمای مسیحی بود و تا حدود ۳۰۰ سال پس از اسلام برجای بود و از مراکز علمی مهم جهان محسوب می‌شد. به احتمال زیاد اردشیر بابکان دانشگاه جندی‌شاپور را ساخت و پسرش شاپور آن را تکمیل کرد. این مرکز در دوران انوشیروان مشهور شد. اردشیر با گردآوردن علمای زیادی در این مرکز علمی و فرستادن دانشمندان ایرانی به هند و یونان بر ارتقای علمی این دانشگاه افزود.

برای اینکه دانشمندان ملل گوناگون بتوانند به آسانی به تحقیقات خود ادامه دهند؛ کتابخانه بزرگی با هزاران جلد کتاب علمی به زبان‌های متعدد در کنار دانشگاه دایر شده بود که به قول ادوارد براون هیچ گاه در تاریخ همانند آن دیده نشده است. شاهنشاه ساسانی در گشایش این دانشگاه گفت: شمشیرهای ما مرزها را می‌گشاید و دانش و فرهنگ ما دل‌ها و مغزها را به زیر درفش ما فرا می‌خواند[۱۶][۱۷].

اهم علوم و فنون تدریس و تحقیق شده در این دانشگاه عبارت بودند از: هیأت، هندسه و مساحی، ادبیات، انشاء، خط و آداب ترسل، حقوق، سیاست، اقتصاد، تاریخ سیر، قصص و بلاغت، نجوم، ریاضیات، موسیقی، حکمت، منطق، الهیات، داروسازی و طب، گیاه‌شناسی و دامپزشکی. این علوم در سطحی عالی تدریس و تحقیق می‌شدند و این مرکز علمی تا مدت‌ها در دوره اسلامی به کار خود ادامه داد و سپس به مرکز علمی بغداد منتقل شد.

کتابخانه معروف دیگر دوره ساسانی، کتابخانه اردشیر بابکان یا گنجینه کتاب‌های اردشیر بابکان بود که بعدها به بغداد منتقل شد. متون ادبی به جا مانده از دوره ساسانی، متن پهلوی یادگار زریران و درخت آسوریک یا نخل وبز و همچنین متنی به نام اندرز در متون پهلوی است که شاهنامه پهلوی نامیده می‌شود. شعری به نام «در آمدن شاه بهرام ورجاوند» نیز به یادگار مانده است. در دوره ساسانی، کتاب‌ها از زبان‌های دیگر از جمله هندی و یونانی ترجمه می‌شدند.

«مثلاً گفته‌اند ترجمه ایلیاد هومر به پارسی در خزانه کتب پارسیان بوده...»[۱۸].

کتاب کلیله و دمنه ترجمه برزویه طبیب از زبان سانسکریت نیز از آثار ترجمه شده این دوران است. محمد پوراسحاق تحت عنوان اندرز و اخلاق این کتاب‌ها را نام می‌برد که از پهلوی به عربی ترجمه شده‌اند:

  1. کتاب زادان فرخ در تربیت فرزندش؛
  2. کتاب مهرداد و جشنش خطاب به بزرگمهر پوربختگان؛
  3. کتاب اندرز خسرو به پسرش هرمز و پاسخ هرمز به او؛
  4. کتاب اندرز خسرو به فرزندان دودمان ساسانی که به سن درس خواندن می‌رسند؛
  5. کتاب اندرز اردشیر بابکان به پسرش شاپور؛
  6. کتاب موبد موبدان در حکمت و اخلاق و سخنان جامع[۱۹][۲۰].

همچنین مانی ۶ کتاب و ۷۶ رساله علمی نوشت که ابن‌ندیم در الفهرست از آنها نام می‌برد. از دوران ساسانی ۸۲ کتاب در امور مذهبی، ۹ کتاب در امور شکار و پند و ۷۰ کتاب در فنون و علوم به جا مانده است[۲۱][۲۲]؛ مانند آیین نامک (در آیین رزم) که ابن‌مقفع به عربی ترجمه کرده بود ولی از بین رفته است. کارنامه اردشیر بابکان از افسانه‌های تاریخی است. قدیمی‌ترین داستان ایرانی سرگذشت زریر و هودات، مشابه داستان گشتاسب و کتایون در شاهنامه است. داستان‌های دیگر مانند: سندبادنامه، هزار افسان‌نامه و بختیارنامه از دوران ساسانی به جا مانده‌اند.

نیز نگاه کنید به

مآخذ

  1. معین، محمد (1362)، فرهنگ فارسی، تهران: امیر کبیر، ج ۵، ص 700-704.
  2. مصاحب، غلامحسین، دائرةالمعارف فارسی، ج ۲، چ ۱، تهران: انتشارات فرانکلین، ص ۱۲۳۱-۱۲۲۹.
  3. پطروشفسکی و دیگران، تاریخ ایران از دوران باستان تا پایان سده هجدهم، ترجمه کریم کشاورز، ج ۳. انتشارات مؤسسة مطالعات و تحقیقات اجتماعی، ص ۷۵.
  4. الماسی، علی محمد(1374)، تاریخ آموزش و پرورش اسلام و ایران، تهران: دانش امروز (امیر کبیر)، ص. 96-97.
  5. ۵٫۰ ۵٫۱ ۵٫۲ مزارعی، عدنان( 1344)، تاریخ اقتصادی و اجتماعی ایران و ایرانیان از آغاز تا صفویه. تهران: انتشارات کتابفروشی دهخدا، ص.4.
  6. حکمت، علیرضا (1350)، تاریخ آموزش و پرورش در ایران باستان، تهران: مؤسسه تحقیقات و برنامه‌ریزی علمی و آموزشی، ص.363.
  7. الماسی، علی محمد(1374)، تاریخ آموزش و پرورش اسلام و ایران، تهران: دانش امروز (امیر کبیر)، ص. 99.
  8. صدیق، عیسی (1354)، تاریخ و فرهنگ ایران، تهران: انتشارات دانشگاه جلد.7، ص ۸۳
  9. ۹٫۰ ۹٫۱ ۹٫۲ ۹٫۳ الماسی، علی محمد(1374)، تاریخ آموزش و پرورش اسلام و ایران، تهران: دانش امروز (امیر کبیر)، ص. 96.
  10. کریستن سن، ساسانیان، ص ۴۳۸.
  11. مصاحب، غلامحسین، دایره المعارف فارسی، تهران: انتشارات فرانکلین، ص ۱۲۳۰.
  12. الماسی، علی محمد(1374)، تاریخ آموزش و پرورش اسلام و ایران، تهران: دانش امروز (امیر کبیر)، ص. 97.
  13. پیرنیا، محمد حسین(1350)، توجه پادشاهان ایران به تعلیم و تربیت. [بی جا]: [بی نا]، ص. 17.
  14. فردوسی، ابوالقاسم( 1397)، شاهنامه فردوسی. تهران: انتشارات امید سخن.
  15. حکمت، علیرضا (1350)، تاریخ آموزش و پرورش در ایران باستان، تهران: مؤسسه تحقیقات و برنامه‌ریزی علمی و آموزشی، ص. 369.
  16. حکمت، علیرضا (1350)، تاریخ آموزش و پرورش در ایران باستان، تهران: مؤسسه تحقیقات و برنامه‌ریزی علمی و آموزشی، ص. 385.
  17. کوثر، سنگ نوشته‌ها، ص ۱۹۶.
  18. جلال الدین همایی، جلال الدین ادبیات، ج ۱، ص ۱۸۲.
  19. حکمت، علیرضا (1350)، تاریخ آموزش و پرورش در ایران باستان، تهران: مؤسسه تحقیقات و برنامه‌ریزی علمی و آموزشی، ص.401.
  20. امام شوشتری، بررسی‌ها، س ۴، ش ۴، ص ۲۱۴.
  21. حکمت، علیرضا (1350)، تاریخ آموزش و پرورش در ایران باستان، تهران: مؤسسه تحقیقات و برنامه‌ریزی علمی و آموزشی، ص.402.
  22. همایون فرخ، رکن الدین (1344)، تاریخچه کتابخانه‌های ایران و کتابخانه‌های عمومی، تهران: سا‌زما‌ن‌ کتا‌بخا‌نه‌ها‌ی عمومی‌ شهرداری تهران‌، ص ۲۹.

منبع اصلی

ملک، حسن (1387). کتاب ایران: تاریخ آموزش و پرورش در ایران. ویراستاری مرضیه مرآت نیا. تهران: موسسه فرهنگی، هنری و انتشاراتی بین المللی الهدی.

نویسنده مقاله

حسن ملک