پرش به محتوا

جنبش سیاسی انقلاب اسلامی ایران: تفاوت میان نسخه‌ها

از ویکی ایران
Samei (بحث | مشارکت‌ها)
صفحه‌ای تازه حاوی «'''انقلاب اسلامي ايران'''، جنبش ديني ـ سياسي. سلسله رويدادهايي كه از 1341ش تا 1357ش رخ داد، زمينة وقوع انقلاب را در ايران فراهم كرد. در 19 دي 1341ش شاه اعلام كرد كه قصد دارد اصول شش‌گانة زير را به نام انقلاب سفيد به رفراندوم بگذارد: 1- الغاي رژيم ارباب و...» ایجاد کرد
 
Samei (بحث | مشارکت‌ها)
بدون خلاصۀ ویرایش
 
(۴ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۲ کاربر نشان داده نشد)
خط ۱: خط ۱:
'''انقلاب اسلامي ايران'''، جنبش ديني ـ سياسي.
[[پرونده:157597210.jpg|بندانگشتی|جنبش سیاسی انقلاب اسلامی ایران برگرفته از وبسایت ایرنا قابل بازیابی از<nowiki/>https://www.irna.ir/news/84186952/%D8%AC%D9%86%D8%A8%D8%B4-%D8%A7%D8%AC%D8%AA%D9%85%D8%A7%D8%B9%DB%8C-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D9%88-%D8%AE%D8%B1%D9%88%D8%AC-%D8%B4%D8%A7%D9%87-%D8%A7%D8%B2-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86]]
'''[[جنبش سیاسی انقلاب اسلامی ایران|انقلاب اسلامی ایران]]'''، جنبش دینی ـ سیاسی.


سلسله رويدادهايي كه از 1341ش تا 1357ش رخ داد، زمينة وقوع انقلاب را در ايران فراهم كرد. در 19 دي 1341ش شاه اعلام كرد كه قصد دارد اصول شش‌گانة زير را به نام انقلاب سفيد به رفراندوم بگذارد:  
سلسله رویدادهایی که از 1341ش تا 1357ش رخ داد، زمینه وقوع [[انقلاب اسلامی ایران|انقلاب]] را در ایران فراهم کرد. در 19 دی 1341ش شاه اعلام کرد که قصد دارد اصول شش‌گانه زیر را به نام [[انقلاب سفید]] به رفراندوم بگذارد:  


1- الغاي رژيم ارباب و رعيتي، 2- تصويب لايحة قانوني ملي كردن جنگل‌ها در سراسر كشور، 3- تصويب لايحة فروش كارخانجات دولتي به عنوان پشتوانة اصلاحات ارضي، 4- تصويب لايحة قانون سهيم كردن كارگران در منافع كارگاه‌هاي توليدي، 5- لايحة اصلاحي قانون انتخابات، 6- لايحة ايجاد سپاه دانش به منظور اجراي تعليمات عمومي و اجباري.  
# الغای رژیم ارباب و رعیتی؛
# تصویب لایحه قانونی ملی کردن جنگل‌ها در سراسر کشور؛
# تصویب لایحه فروش کارخانجات دولتی به عنوان پشتوانه اصلاحات ارضی؛
# تصویب لایحه قانون سهیم کردن کارگران در منافع کارگاه‌های تولیدی؛
# لایحه اصلاحی قانون انتخابات؛
# لایحه ایجاد سپاه دانش به منظور اجرای تعلیمات عمومی و اجباری.


مراجع تقليد قم و تهران طي اعلاميه‌اي رفراندوم را خلاف شرع و قانون اعلام و شركت در آن را تحريم كردند. نوروز 1342ش، بر اساس پيشنهاد آيت‌الله خميني و تصويب مراجع قم به علت هشدار شاه مبني بر سركوبي مراجع و روحانيون و اهانت به آنان، عزاي عمومي اعلام شد. در دوم فروردين مأموران حكومتي مجلس سوگواري‌اي را، كه به مناسبت سالگرد شهادت امام صادق (ع) در مدرسة فيضية قم برگزار شده بود، به هم ريختند و گروهي را مجروح كردند و كشتند. امام نيز در سخنان و اطلاعيه‌هاي متعدد دربارة فاجعة مذكور به افشاگري دربارة ماهيت دولت پهلوي پرداخت. با آغاز محرم 1342ش اغلب سخنراني‌ها و عزاداري‌ها صورت سياسي به خود گرفت. سخنراني آيت‌الله خميني نيز از اين قاعده مستثني نبود،<sup>1</sup> از اين رو در 15 خرداد 1342ش امام خميني دستگير و در تهران زنداني شد.<sup>2</sup> در پي اين حادثه تظاهرات گسترده‌اي در تهران، قم، شيراز، مشهد و ديگر شهرها صورت گرفت كه درگيري‌هاي خونيني در پي داشت.<sup>3</sup>  
مراجع تقلید [[قم]] و [[استان تهران|تهران]] طی اعلامیه‌ای رفراندوم را خلاف شرع و قانون اعلام و شرکت در آن را تحریم کردند. نوروز 1342ش، بر اساس پیشنهاد [[امام خمینی|آیت‌الله خمینی]] و تصویب مراجع قم به علت هشدار شاه مبنی بر سرکوبی مراجع و روحانیون و اهانت به آنان، عزای عمومی اعلام شد. در دوم فروردین مأموران حکومتی مجلس سوگواری‌ای را، که به مناسبت سالگرد شهادت [[امام جعفر بن محمد صادق(ع)|امام صادق (ع)]] در مدرسه فیضیه [[قم]] برگزار شده بود، به هم ریختند و گروهی را مجروح کردند و کشتند. امام نیز در سخنان و اطلاعیه‌های متعدد درباره فاجعه مذکور به افشاگری درباره ماهیت [[سلسله پهلوی|دولت پهلوی]] پرداخت. با آغاز محرم 1342ش اغلب سخنرانی‌ها و عزاداری‌ها صورت سیاسی به خود گرفت. سخنرانی آیت‌الله خمینی نیز از این قاعده مستثنی نبود،<ref>بری دیزجی، علی؛ مطیعان، محمدرضا؛ تركاشوند، مجید. '''''روزها و رویدادها.''''' تهران: زهد، 1377، ج 3، ص 454-455.</ref> از این رو در 15 خرداد 1342ش [[امام خمینی]] دستگیر و در [[تهران مصور|تهران]] زندانی شد<ref>پزشكی، محمد؛ حسینی‌زاده، سیدمحمدعلی؛ حقیقت، سیدصادق؛ فراتی، عبدالوهاب؛ ملكوتیان، مصطفی. '''''انقلاب اسلامی و چرایی و چگونگی رخداد آن.''''' قم: دفتر نشر معارف، 1382، ص 80 و 81.</ref>. در پی این حادثه تظاهرات گسترده‌ای در [[استان تهران|تهران]]، [[قم]]، [[شیراز]]، [[مشهد]] و دیگر شهرها صورت گرفت که درگیری‌های خونینی در پی داشت<ref> '''''حدیث انقلاب، جستارهایی در انقلاب اسلامی'''''. تهران: الهدی، 1377، ص 227 و 228.</ref>.


در 17 اسفند 1342ش علم از نخست‌وزيري بر كنار و حسنعلي منصور<sup>*</sup> به اين مقام منصوب و امام خميني<sup>*</sup> آزاد شد و او را به قم بردند و طي جلسه‌اي قطعنامه‌اي در 10 بند به شرح زير از طرف مدرسة فيضية قم صادر شد:  
در 17 اسفند 1342ش علم از نخست‌وزیری بر کنار و [[حسنعلی منصور]] به این مقام منصوب و [[امام خمینی]] آزاد شد و او را به قم بردند و طی جلسه‌ای قطعنامه‌ای در 10 بند به شرح زیر از طرف مدرسه فیضیه [[قم]] صادر شد:  


1- ايجاد نظم صحيح و برنامه‌هاي اساسي همه‌جانبه در مراكز علمي و حوزة علمية قم، 2- اجراي قوانين اسلامي به صورت كامل و احياي سنت‌هاي متروك شدة ديني، 3- اجراي قانون اساسي به معناي واقعي، 4- الغاي تصويبنامه و لوايح ضد ديني و انحلال مجلس‌هاي غير قانوني، 5- قطع ايادي استعمار و عمال صهيونيسم از مملكت، 6- جلوگيري از ظلم و فساد و تعميم عدالت اجتماعي و نيازمندي‌هاي عمومي و ايجاد ايران آزاد، مستقل در زير پرچم پرافتخار مذهب جعفري، 7- بهبود وضع اقتصادي و تشويق ملي و اصلاح وضع كارگران و تهية كار براي فارغ‌التحصيلان، 8- جلوگيري از اشاعة فحشا و منكرات از قبيل برنامه‌هاي ضداخلاقي سينما‌ها، تأترها و غيره، 9- آزادي جميع زندانيان بي‌گناه به‌ويژه طالقاني و اساتيد محترم دانشگاه، 10- رسيدگي به وضع معيشت بازماندگان شهداي پانزدهم خرداد.<sup>4</sup>  
# ایجاد نظم صحیح و برنامه‌های اساسی همه‌جانبه در مراکز علمی و حوزه علمیه قم؛
# اجرای قوانین اسلامی به صورت کامل و احیای سنت‌های متروک شده دینی؛
# اجرای قانون اساسی به معنای واقعی؛
# الغای تصویبنامه و لوایح ضد دینی و انحلال مجلس‌های غیر قانونی؛
# قطع ایادی استعمار و عمال صهیونیسم از مملکت؛
# جلوگیری از ظلم و فساد و تعمیم عدالت اجتماعی و نیازمندی‌های عمومی و ایجاد ایران آزاد، مستقل در زیر پرچم پرافتخار مذهب جعفری؛
# بهبود وضع اقتصادی و تشویق ملی و اصلاح وضع کارگران و تهیه کار برای فارغ‌التحصیلان؛
# جلوگیری از اشاعه فحشا و منکرات از قبیل برنامه‌های ضداخلاقی سینما‌ها، تأترها و غیره؛
# آزادی جمیع زندانیان بی‌گناه به‌ویژه طالقانی و اساتید محترم دانشگاه؛
# رسیدگی به وضع معیشت بازماندگان شهدای پانزدهم خرداد<ref>بری دیزجی.مطیعان، محمدرضا؛ تركاشوند، مجید. '''''روزها و رویدادها.''''' تهران: زهد، 1377، ج 3 . ص 455-456.</ref>.


در 21 مهر 1343ش، لايحة مصونيت مستشاران آمريكايي كه به كاپيتولاسيون مشهور شد در مجلس شورا به تصويب رسيد كه موج تازه‌اي از مخالفت با رژيم را در پي داشت.<sup>5</sup> امام در 4 آبان 1343ش در سخنراني در مسجد اعظم قم، اين مصوبه را عامل بردگي ايرانيان و ناقض استقلال كشور دانست.<sup>6</sup> در 13 آبان 1343ش، امام و پس از چندي فرزند ايشان، آقا مصطفي به تركيه تبعيد شدند. علماي ايران و نجف ضمن تقبيح تبعيد وي راه و شيوة او را ستودند. از جمله عالماني كه به دولت اعتراض كردند: آيات عظام نجفي مرعشي، سيد هادي ميلاني، سيد محمدرضا گلپايگاني، سيد ابوالقاسم خويي، سيد حسن قمي و سيد علي بهبهاني بودند.<sup>7</sup> پس از اين حوادث مبارزات سياسي شكل مسلحانه گرفت<sup>8</sup> و بر اين اساس گروه‌هاي انقلابي با ايدئولوژي‌هاي متفاوت تشكيل شدند كه عمده‌ترين آنها عبارت بودند از: 1- هيئت‌هاي مؤتلفة اسلامي<sup>*</sup>: متشكل از چند هيئت ديني كه نخستين اقدامشان ترور منصور نخست وزير در اول بهمن 1343ش به اتهام خيانت به خلق و مسئول تبعيد امام بود كه به‌دست محمد بخارايي صورت گرفت، 2- حزب ملل اسلامي<sup>*</sup>: اين جمعيت ابتدا حزب ملل نام داشت و از 1340ش با هدف مسلحانه تشكيل شده بود، 3- سازمان مجاهدين خلق ايران<sup>*</sup>: در 1343ش با مشي مسلحانه و ايدئولوژي اسلامي به وجود آمد. تا 1350ش عمل مسلحانه‌اي انجام نداد و بيشتر به كار تئوريك و تربيت فكري و سياسي كادر خود پرداخت، 4- گروه پرويز نيكخواه: در 1344ش با ايدئولوژي ماركسيستي تأسيس شد. ترور ناموفق شاه در كاخ مرمر در 21 فروردين 1344ش به وسيلة رضا شمس‌آبادي از سوي اين گروه بود.
در 21 مهر 1343ش، لایحه مصونیت مستشاران آمریکایی که به کاپیتولاسیون مشهور شد در [[مجلس شورای ملی|مجلس شورا]] به تصویب رسید که موج تازه‌ای از مخالفت با رژیم را در پی داشت<ref>آشوری، داریوش. '''''فرهنگ سیاسی'''''. تهران: مروارید، 1358، ص 134.</ref>. امام در 4 آبان 1343ش در سخنرانی در مسجد اعظم [[قم]]، این مصوبه را عامل بردگی ایرانیان و ناقض استقلال کشور دانست<ref>خمینی، روح‌الله. '''''صحیفه نور'''''. تهران: مرکز مدارک فرهنگی انقلاب اسلامی، 1361، ج 1، ص 102-113. </ref>. در 13 آبان 1343ش، امام و پس از چندی فرزند ایشان، آقا مصطفی به ترکیه تبعید شدند. علمای ایران و نجف ضمن تقبیح تبعید وی راه و شیوه او را ستودند. از جمله عالمانی که به دولت اعتراض کردند: آیات عظام نجفی مرعشی، سید هادی میلانی، سید محمدرضا گلپایگانی، سید ابوالقاسم خویی، سید حسن قمی و سید علی بهبهانی بودند<ref>پزشکی. محمد؛ حسینی‌زاده، سیدمحمدعلی؛ حقیقت، سیدصادق؛ فراتی، عبدالوهاب؛ ملکوتیان، مصطفی. '''''انقلاب اسلامی و چرایی و چگونگی رخداد آن.''''' قم: دفتر نشر معارف، 1382. ص 85 و 86. </ref>. پس از این حوادث مبارزات سیاسی شکل مسلحانه گرفت<ref>    زیباکلام، صادق. '''''مقدمه‌ای بر انقلاب اسلامی'''''. تهران: روزنه، 1372، ص 224.</ref> و بر این اساس گروه‌های انقلابی با ایدئولوژی‌های متفاوت تشکیل شدند که عمده‌ترین آنها عبارت بودند از:


پس از مرگ منصور، در 6 بهمن 1343ش، اميرعباس هويدا<sup>*</sup> به نخست‌وزيري رسيد. در 13 مهر 1344ش امام و فرزندش از تركيه به نجف منتقل شد.  
# هیئت‌های مؤتلفه اسلامی<sup>*</sup>: متشکل از چند هیئت دینی که نخستین اقدامشان ترور منصور نخست وزیر در اول بهمن 1343ش به اتهام خیانت به خلق و مسئول تبعید امام بود که به‌دست محمد بخارایی صورت گرفت؛
# حزب ملل اسلامی<sup>*</sup>: این جمعیت ابتدا حزب ملل نام داشت و از 1340ش با هدف مسلحانه تشکیل شده بود؛
# [[سازمان مجاهدین خلق ایران]]<sup>*</sup>: در 1343ش با مشی مسلحانه و ایدئولوژی اسلامی به وجود آمد. تا 1350ش عمل مسلحانه‌ای انجام نداد و بیشتر به کار تئوریک و تربیت فکری و سیاسی کادر خود پرداخت؛
# گروه پرویز نیکخواه: در 1344ش با ایدئولوژی مارکسیستی تأسیس شد. ترور ناموفق شاه در کاخ مرمر در 21 فروردین 1344ش به وسیله رضا شمس‌آبادی از سوی این گروه بود.


در 11 اسفند 1353ش، حزب رستاخيز<sup>*</sup> به عنوان تنها حزب فراگير محمدرضا شاه پهلوي<sup>*</sup> اعلام شد كه امام عضويت در آن را تحريم كرد. شاه در پايان سال 1354ش بر اساس تصويب‌نامه‌اي تاريخ هجري را به شاهنشاهي تبديل كرد كه بيش از پيش بر خشم علما و مبارزان افزود. در 17 دي 1356ش، در روزنامة ''اطلاعات''<sup>*</sup> مقالة اهانت‌آميزي تحت عنوان «ايران و استعمار سرخ و سياه» به قلم مستعار احمد رشيدي مطلق، بر ضد امام درج شد، كه اعتراض به انتشار آن موجب شد تا در 19 دي عده‌اي از طلاب و مردم قم مورد هجوم مأموران قرار بگيرند و چند تن به شهادت برسند. نوروز 1357ش عزاي عمومي اعلام شد و بر اساس رهنمودهاي امام خميني مراسم ماه رمضان 1357ش و مجالس و سخنراني‌ها يكسره سياسي و انقلابي و ضد رژيم شاهنشاهي شد. در 28 مرداد 1357ش سينما ركس آبادان به دست گروهي افراطي به آتش كشيده شد كه در آن بيش از 400 نفر سوختند. اين حادثه خشم مردم را چندين برابر كرد. روز 5 شهريور 1357ش جمشيد آموزگار از نخست‌وزيري استعفا كرد و دولت شريف امامي به نام دولت آشتي ملي تشكيل شد. او  براي فرو نشاندن خشم مردم و فراهم كردن رضايت آنها و عده‌هاي بسياري داد و تاريخ شاهنشاهي را لغو و قمارخانه‌ها را تعطيل كرد. اما اقدامات و وعده‌هاي او تأثيري در خاموشي خشم مردم نداشت. مردم تهران در صبح 17 شهريور 1357ش با بي‌اعتنايي به حكومت نظامي در ميدان ژاله (شهداي كنوني) گرد آمدند و به تظاهرات پرداختند. مأموران حكومتي با تيراندازي به آنها و كشتن شماري از مردم فاجعه‌اي بزرگ پديد آورد كه به جمعة سياه<sup>*</sup> شهرت يافت. حكومت وقت امام را منشاء اين قيام دانست و در 13 مهر 1357ش حكومت عراق با اشارة شاه او را به فرانسه رهسپار كرد. در 14 آبان ارتشبد ازهاري مأمور تشكيل كابينه شد و مطبوعات را تسخير كرد و اعتصاب مطبوعات، كاركنان شركت نفت، مخابرات، بانك ملي، سازمان آب، راه، راديو و تلويزيون آغاز شد. در تظاهرات تاسوعا و عاشوراي آن سال مردم علاوه بر انحلال رژيم شاه خواستار تشكيل جمهوري اسلامي، تأمين حقوق بشر، تأمين حقوق سياسي كلية افراد جامعه، اجراي عدالت اجتماعي و تأمين حقوق كارگران و دهقانان شدند. به علت عدم توانايي در برقراري آرامش، دولت ازهاري بركنار شد و شاپور بختيار<sup>*</sup> كه از اعضاي قديمي جبهة ملي بود به نخست‌وزيري رسيد و با شعار سوسيال دموكراسي گام جلو نهاد.<sup>9</sup> در 26 دي 1357ش شاه از ايران خارج شد.<sup>10</sup> در صبح 12 بهمن 1357ش امام وارد ايران شد. در 19 بهمن عده‌اي از نظاميان اطاعت خود را از رهبري انقلاب اعلام كردند. در 21 بهمن مردم مراكز دولتي و نظامي و انتظامي را تسخير كردند و در 22 بهمن رژيم پهلوي توسط ائتلاف نيروهاي مختلف به رهبري امام خميني برچيده شد.<sup>11</sup> 
پس از مرگ منصور، در 6 بهمن 1343ش، [[امیرعباس هویدا]]<sup>*</sup> به نخست‌وزیری رسید. در 13 مهر 1344ش امام و فرزندش از ترکیه به نجف منتقل شد.  


'''مآخذ:'''  
در 11 اسفند 1353ش، [[حزب رستاخیز]] به عنوان تنها حزب فراگیر [[محمدرضا شاه پهلوی]] اعلام شد که امام عضویت در آن را تحریم کرد. شاه در پایان سال 1354ش بر اساس تصویب‌نامه‌ای تاریخ هجری را به شاهنشاهی تبدیل کرد که بیش از پیش بر خشم علما و مبارزان افزود. در 17 دی 1356ش، در [[اطلاعات|روزنامه ''اطلاعات'']] مقاله اهانت‌آمیزی تحت عنوان «[[ایران]] و استعمار سرخ و سیاه» به قلم مستعار احمد رشیدی مطلق، بر ضد امام درج شد، که اعتراض به انتشار آن موجب شد تا در 19 دی عده‌ای از طلاب و مردم قم مورد هجوم مأموران قرار بگیرند و چند تن به شهادت برسند. نوروز 1357ش عزای عمومی اعلام شد و بر اساس رهنمودهای [[امام خمینی]] مراسم ماه رمضان 1357ش و مجالس و سخنرانی‌ها یکسره سیاسی و انقلابی و ضد رژیم شاهنشاهی شد. در 28 مرداد 1357ش سینما رکس [[آبادان]] به دست گروهی افراطی به [[آتش]] کشیده شد که در آن بیش از 400 نفر سوختند. این حادثه خشم مردم را چندین برابر کرد. روز 5 شهریور 1357ش جمشید آموزگار از نخست‌وزیری استعفا کرد و دولت شریف امامی به نام دولت آشتی ملی تشکیل شد. او  برای فرو نشاندن خشم مردم و فراهم کردن رضایت آنها و عده‌های بسیاری داد و تاریخ شاهنشاهی را لغو و قمارخانه‌ها را تعطیل کرد. اما اقدامات و وعده‌های او تأثیری در خاموشی خشم مردم نداشت. مردم تهران در صبح 17 شهریور 1357ش با بی‌اعتنایی به حکومت نظامی در میدان ژاله (شهدای کنونی) گرد آمدند و به تظاهرات پرداختند. مأموران حکومتی با تیراندازی به آنها و کشتن شماری از مردم فاجعه‌ای بزرگ پدید آورد که به [[جمعه سیاه]] شهرت یافت. حکومت وقت امام را منشاء این قیام دانست و در 13 مهر 1357ش حکومت عراق با اشاره شاه او را به فرانسه رهسپار کرد. در 14 آبان ارتشبد ازهاری مأمور تشکیل کابینه شد و مطبوعات را تسخیر کرد و اعتصاب مطبوعات، کارکنان شرکت نفت، مخابرات، بانک ملی، سازمان آب، راه، رادیو و تلویزیون آغاز شد.


1-    بري ديزجي، علي؛ مطيعان، محمدرضا؛ تركاشوند، مجيد. '''''روزها و رويدادها.''''' تهران: زهد، 1377، ج ص 454-455.
در تظاهرات تاسوعا و عاشورای آن سال مردم علاوه بر انحلال رژیم شاه خواستار تشکیل جمهوری اسلامی، تأمین حقوق بشر، تأمین حقوق سیاسی کلیه افراد جامعه، اجرای عدالت اجتماعی و تأمین حقوق کارگران و دهقانان شدند. به علت عدم توانایی در برقراری آرامش، دولت ازهاری برکنار شد و [[شاپور بختیار]] که از اعضای قدیمی جبهه ملی بود به نخست‌وزیری رسید و با شعار سوسیال دموکراسی گام جلو نهاد<ref>  بری دیزجی.مطیعان، محمدرضا؛ ترکاشوند، مجید. '''''روزها و رویدادها.''''' تهران: زهد، 1377، ج 3 . ص 455-461.</ref>. در 26 دی 1357ش شاه از ایران خارج شد<ref>مدنی، سید جلال‌الدین. '''''تاریخ سیاسی معاصر ایران'''''. قم: دفتر انتشارات اسلامی، 1361، ج 2، ص 319.</ref>. در صبح 12 بهمن 1357ش امام وارد ایران شد. در 19 بهمن عده‌ای از نظامیان اطاعت خود را از رهبری [[انقلاب اسلامی ایران|انقلاب]] اعلام کردند. در 21 بهمن مردم مراکز دولتی و نظامی و انتظامی را تسخیر کردند و در 22 بهمن [[سلسله پهلوی|رژیم پهلوی]] توسط ائتلاف نیروهای مختلف به رهبری [[امام خمینی]] برچیده شد<ref>  مدیر شانه‌چی، محسن. '''''انقلاب اسلامی در دایرهالمعارف‌های جهان.''''' تهران: الهدی، 1379، ص 37.</ref>.


2-    پزشكي، محمد؛ حسيني‌زاده، سيدمحمدعلي؛ حقيقت، سيدصادق؛ فراتي، عبدالوهاب؛ ملكوتيان، مصطفي. '''''انقلاب اسلامي و چرايي و چگونگي رخداد آن.''''' قم: دفتر نشر معارف، 1382، ص 80 و 81.
== نیز نگاه کنید به ==


3-    '''''حديث انقلاب، جستارهايي در انقلاب اسلامي'''''. تهران: الهدي، 1377، ص 227 و 228.
* [[سازمان مجاهدین خلق ایران]]
* [[حزب رستاخیز]]
* [[انقلاب سفید]]
* [[جمعه سیاه]]
* [[امام خمینی]]
* [[سلسله پهلوی]]


4-    بري ديزجي. همان. ص 455-456.
== مآخذ ==


5-    آشوري، داريوش. '''''فرهنگ سياسي'''''. تهران: مرواريد، 1358، ص 134.
<references />
 
== منبع اصلی ==
6-    خميني، روح‌الله. '''''صحيفة نور'''''. تهران: مركز مدارك فرهنگي انقلاب اسلامي، 1361، ج 1، ص 102-113.  
[https://icro.ir/ سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، مرکز مطالعات راهبردی روابط فرهنگی] (1398). دانشنامه ایران. تهران: [https://alhoda.ir/ موسسه فرهنگی هنری و انتشارات بین المللی الهدی]،
 
7-    پزشكي. همان. ص 85 و 86.  
 
8-    زيباكلام، صادق. '''''مقدمه‌اي بر انقلاب اسلامي'''''. تهران: روزنه، 1372، ص 224.
 
9-    بري ديزجي. همان. ص 455-461.
 
10-  مدني، سيد جلال‌الدين. '''''تاريخ سياسي معاصر ايران'''''. قم: دفتر انتشارات اسلامي، 1361، ج 2، ص 319.
 
11-  مدير شانه‌چي، محسن. '''''انقلاب اسلامي در دايرةالمعارف‌هاي جهان.''''' تهران: الهدي، 1379، ص 37.


== نویسنده مقاله ==


سمیرا وکیل ها
سمیرا وکیل ها
[[رده:علوم سیاسی]]

نسخهٔ کنونی تا ‏۱ مهٔ ۲۰۲۵، ساعت ۰۸:۲۴

جنبش سیاسی انقلاب اسلامی ایران برگرفته از وبسایت ایرنا قابل بازیابی ازhttps://www.irna.ir/news/84186952/%D8%AC%D9%86%D8%A8%D8%B4-%D8%A7%D8%AC%D8%AA%D9%85%D8%A7%D8%B9%DB%8C-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D9%88-%D8%AE%D8%B1%D9%88%D8%AC-%D8%B4%D8%A7%D9%87-%D8%A7%D8%B2-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86

انقلاب اسلامی ایران، جنبش دینی ـ سیاسی.

سلسله رویدادهایی که از 1341ش تا 1357ش رخ داد، زمینه وقوع انقلاب را در ایران فراهم کرد. در 19 دی 1341ش شاه اعلام کرد که قصد دارد اصول شش‌گانه زیر را به نام انقلاب سفید به رفراندوم بگذارد:

  1. الغای رژیم ارباب و رعیتی؛
  2. تصویب لایحه قانونی ملی کردن جنگل‌ها در سراسر کشور؛
  3. تصویب لایحه فروش کارخانجات دولتی به عنوان پشتوانه اصلاحات ارضی؛
  4. تصویب لایحه قانون سهیم کردن کارگران در منافع کارگاه‌های تولیدی؛
  5. لایحه اصلاحی قانون انتخابات؛
  6. لایحه ایجاد سپاه دانش به منظور اجرای تعلیمات عمومی و اجباری.

مراجع تقلید قم و تهران طی اعلامیه‌ای رفراندوم را خلاف شرع و قانون اعلام و شرکت در آن را تحریم کردند. نوروز 1342ش، بر اساس پیشنهاد آیت‌الله خمینی و تصویب مراجع قم به علت هشدار شاه مبنی بر سرکوبی مراجع و روحانیون و اهانت به آنان، عزای عمومی اعلام شد. در دوم فروردین مأموران حکومتی مجلس سوگواری‌ای را، که به مناسبت سالگرد شهادت امام صادق (ع) در مدرسه فیضیه قم برگزار شده بود، به هم ریختند و گروهی را مجروح کردند و کشتند. امام نیز در سخنان و اطلاعیه‌های متعدد درباره فاجعه مذکور به افشاگری درباره ماهیت دولت پهلوی پرداخت. با آغاز محرم 1342ش اغلب سخنرانی‌ها و عزاداری‌ها صورت سیاسی به خود گرفت. سخنرانی آیت‌الله خمینی نیز از این قاعده مستثنی نبود،[۱] از این رو در 15 خرداد 1342ش امام خمینی دستگیر و در تهران زندانی شد[۲]. در پی این حادثه تظاهرات گسترده‌ای در تهران، قم، شیراز، مشهد و دیگر شهرها صورت گرفت که درگیری‌های خونینی در پی داشت[۳].

در 17 اسفند 1342ش علم از نخست‌وزیری بر کنار و حسنعلی منصور به این مقام منصوب و امام خمینی آزاد شد و او را به قم بردند و طی جلسه‌ای قطعنامه‌ای در 10 بند به شرح زیر از طرف مدرسه فیضیه قم صادر شد:

  1. ایجاد نظم صحیح و برنامه‌های اساسی همه‌جانبه در مراکز علمی و حوزه علمیه قم؛
  2. اجرای قوانین اسلامی به صورت کامل و احیای سنت‌های متروک شده دینی؛
  3. اجرای قانون اساسی به معنای واقعی؛
  4. الغای تصویبنامه و لوایح ضد دینی و انحلال مجلس‌های غیر قانونی؛
  5. قطع ایادی استعمار و عمال صهیونیسم از مملکت؛
  6. جلوگیری از ظلم و فساد و تعمیم عدالت اجتماعی و نیازمندی‌های عمومی و ایجاد ایران آزاد، مستقل در زیر پرچم پرافتخار مذهب جعفری؛
  7. بهبود وضع اقتصادی و تشویق ملی و اصلاح وضع کارگران و تهیه کار برای فارغ‌التحصیلان؛
  8. جلوگیری از اشاعه فحشا و منکرات از قبیل برنامه‌های ضداخلاقی سینما‌ها، تأترها و غیره؛
  9. آزادی جمیع زندانیان بی‌گناه به‌ویژه طالقانی و اساتید محترم دانشگاه؛
  10. رسیدگی به وضع معیشت بازماندگان شهدای پانزدهم خرداد[۴].

در 21 مهر 1343ش، لایحه مصونیت مستشاران آمریکایی که به کاپیتولاسیون مشهور شد در مجلس شورا به تصویب رسید که موج تازه‌ای از مخالفت با رژیم را در پی داشت[۵]. امام در 4 آبان 1343ش در سخنرانی در مسجد اعظم قم، این مصوبه را عامل بردگی ایرانیان و ناقض استقلال کشور دانست[۶]. در 13 آبان 1343ش، امام و پس از چندی فرزند ایشان، آقا مصطفی به ترکیه تبعید شدند. علمای ایران و نجف ضمن تقبیح تبعید وی راه و شیوه او را ستودند. از جمله عالمانی که به دولت اعتراض کردند: آیات عظام نجفی مرعشی، سید هادی میلانی، سید محمدرضا گلپایگانی، سید ابوالقاسم خویی، سید حسن قمی و سید علی بهبهانی بودند[۷]. پس از این حوادث مبارزات سیاسی شکل مسلحانه گرفت[۸] و بر این اساس گروه‌های انقلابی با ایدئولوژی‌های متفاوت تشکیل شدند که عمده‌ترین آنها عبارت بودند از:

  1. هیئت‌های مؤتلفه اسلامی*: متشکل از چند هیئت دینی که نخستین اقدامشان ترور منصور نخست وزیر در اول بهمن 1343ش به اتهام خیانت به خلق و مسئول تبعید امام بود که به‌دست محمد بخارایی صورت گرفت؛
  2. حزب ملل اسلامی*: این جمعیت ابتدا حزب ملل نام داشت و از 1340ش با هدف مسلحانه تشکیل شده بود؛
  3. سازمان مجاهدین خلق ایران*: در 1343ش با مشی مسلحانه و ایدئولوژی اسلامی به وجود آمد. تا 1350ش عمل مسلحانه‌ای انجام نداد و بیشتر به کار تئوریک و تربیت فکری و سیاسی کادر خود پرداخت؛
  4. گروه پرویز نیکخواه: در 1344ش با ایدئولوژی مارکسیستی تأسیس شد. ترور ناموفق شاه در کاخ مرمر در 21 فروردین 1344ش به وسیله رضا شمس‌آبادی از سوی این گروه بود.

پس از مرگ منصور، در 6 بهمن 1343ش، امیرعباس هویدا* به نخست‌وزیری رسید. در 13 مهر 1344ش امام و فرزندش از ترکیه به نجف منتقل شد.

در 11 اسفند 1353ش، حزب رستاخیز به عنوان تنها حزب فراگیر محمدرضا شاه پهلوی اعلام شد که امام عضویت در آن را تحریم کرد. شاه در پایان سال 1354ش بر اساس تصویب‌نامه‌ای تاریخ هجری را به شاهنشاهی تبدیل کرد که بیش از پیش بر خشم علما و مبارزان افزود. در 17 دی 1356ش، در روزنامه اطلاعات مقاله اهانت‌آمیزی تحت عنوان «ایران و استعمار سرخ و سیاه» به قلم مستعار احمد رشیدی مطلق، بر ضد امام درج شد، که اعتراض به انتشار آن موجب شد تا در 19 دی عده‌ای از طلاب و مردم قم مورد هجوم مأموران قرار بگیرند و چند تن به شهادت برسند. نوروز 1357ش عزای عمومی اعلام شد و بر اساس رهنمودهای امام خمینی مراسم ماه رمضان 1357ش و مجالس و سخنرانی‌ها یکسره سیاسی و انقلابی و ضد رژیم شاهنشاهی شد. در 28 مرداد 1357ش سینما رکس آبادان به دست گروهی افراطی به آتش کشیده شد که در آن بیش از 400 نفر سوختند. این حادثه خشم مردم را چندین برابر کرد. روز 5 شهریور 1357ش جمشید آموزگار از نخست‌وزیری استعفا کرد و دولت شریف امامی به نام دولت آشتی ملی تشکیل شد. او  برای فرو نشاندن خشم مردم و فراهم کردن رضایت آنها و عده‌های بسیاری داد و تاریخ شاهنشاهی را لغو و قمارخانه‌ها را تعطیل کرد. اما اقدامات و وعده‌های او تأثیری در خاموشی خشم مردم نداشت. مردم تهران در صبح 17 شهریور 1357ش با بی‌اعتنایی به حکومت نظامی در میدان ژاله (شهدای کنونی) گرد آمدند و به تظاهرات پرداختند. مأموران حکومتی با تیراندازی به آنها و کشتن شماری از مردم فاجعه‌ای بزرگ پدید آورد که به جمعه سیاه شهرت یافت. حکومت وقت امام را منشاء این قیام دانست و در 13 مهر 1357ش حکومت عراق با اشاره شاه او را به فرانسه رهسپار کرد. در 14 آبان ارتشبد ازهاری مأمور تشکیل کابینه شد و مطبوعات را تسخیر کرد و اعتصاب مطبوعات، کارکنان شرکت نفت، مخابرات، بانک ملی، سازمان آب، راه، رادیو و تلویزیون آغاز شد.

در تظاهرات تاسوعا و عاشورای آن سال مردم علاوه بر انحلال رژیم شاه خواستار تشکیل جمهوری اسلامی، تأمین حقوق بشر، تأمین حقوق سیاسی کلیه افراد جامعه، اجرای عدالت اجتماعی و تأمین حقوق کارگران و دهقانان شدند. به علت عدم توانایی در برقراری آرامش، دولت ازهاری برکنار شد و شاپور بختیار که از اعضای قدیمی جبهه ملی بود به نخست‌وزیری رسید و با شعار سوسیال دموکراسی گام جلو نهاد[۹]. در 26 دی 1357ش شاه از ایران خارج شد[۱۰]. در صبح 12 بهمن 1357ش امام وارد ایران شد. در 19 بهمن عده‌ای از نظامیان اطاعت خود را از رهبری انقلاب اعلام کردند. در 21 بهمن مردم مراکز دولتی و نظامی و انتظامی را تسخیر کردند و در 22 بهمن رژیم پهلوی توسط ائتلاف نیروهای مختلف به رهبری امام خمینی برچیده شد[۱۱].

نیز نگاه کنید به

مآخذ

  1. بری دیزجی، علی؛ مطیعان، محمدرضا؛ تركاشوند، مجید. روزها و رویدادها. تهران: زهد، 1377، ج 3، ص 454-455.
  2. پزشكی، محمد؛ حسینی‌زاده، سیدمحمدعلی؛ حقیقت، سیدصادق؛ فراتی، عبدالوهاب؛ ملكوتیان، مصطفی. انقلاب اسلامی و چرایی و چگونگی رخداد آن. قم: دفتر نشر معارف، 1382، ص 80 و 81.
  3.  حدیث انقلاب، جستارهایی در انقلاب اسلامی. تهران: الهدی، 1377، ص 227 و 228.
  4. بری دیزجی.مطیعان، محمدرضا؛ تركاشوند، مجید. روزها و رویدادها. تهران: زهد، 1377، ج 3 . ص 455-456.
  5. آشوری، داریوش. فرهنگ سیاسی. تهران: مروارید، 1358، ص 134.
  6. خمینی، روح‌الله. صحیفه نور. تهران: مرکز مدارک فرهنگی انقلاب اسلامی، 1361، ج 1، ص 102-113.
  7. پزشکی. محمد؛ حسینی‌زاده، سیدمحمدعلی؛ حقیقت، سیدصادق؛ فراتی، عبدالوهاب؛ ملکوتیان، مصطفی. انقلاب اسلامی و چرایی و چگونگی رخداد آن. قم: دفتر نشر معارف، 1382. ص 85 و 86.
  8.     زیباکلام، صادق. مقدمه‌ای بر انقلاب اسلامی. تهران: روزنه، 1372، ص 224.
  9.   بری دیزجی.مطیعان، محمدرضا؛ ترکاشوند، مجید. روزها و رویدادها. تهران: زهد، 1377، ج 3 . ص 455-461.
  10. مدنی، سید جلال‌الدین. تاریخ سیاسی معاصر ایران. قم: دفتر انتشارات اسلامی، 1361، ج 2، ص 319.
  11.   مدیر شانه‌چی، محسن. انقلاب اسلامی در دایرهالمعارف‌های جهان. تهران: الهدی، 1379، ص 37.

منبع اصلی

سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، مرکز مطالعات راهبردی روابط فرهنگی (1398). دانشنامه ایران. تهران: موسسه فرهنگی هنری و انتشارات بین المللی الهدی،

نویسنده مقاله

سمیرا وکیل ها