پرش به محتوا

خانواده در ایران باستان

از ویکی ایران

تحقیقات و مطالعات نشان می‌دهد که مجموعه زندگی خانوادگی به عوامل اقتصادی و اجتماعی وابسته است و در خانواده موثر واقع می‌شود و نیز از آن تاثیر می‌پذیرد. ساخت و کارکردهای خانواده دقیقاً به موقعیت نان‌آور خانواده در فرایند تولید، نوع و میزان درآمد خانواده، شرایط خاص مصرفی که در مناسبات تولیدی شکل می‌گیرد، رفتارهای مربوط به اوقات فراغت و غیره وابسته است. عوامل اجتماعی به ویژه طبقات واقشار اجتماعی نه تنها بر ساختار درونی نهاد یا گروه و نیز خانواده تاثیر می‌گذارند، بلکه به نوبه خود سازنده و موجد ساختارها نیز هستند. بنابراین، باید گفت که ساختارهای خانواده نیز با توجه به تعلقات و وابستگیهای طبقاتی یا قشری متنوع است و تا حد زیادی زاییده موقعیت نان‌آور خانواده در مناسبات تولیدی جامعه است.

آثار نظری و تیوریک موجود بر دو دیدگاه تکیه می‌کنند:

دیدگاه نخست خانواده را به عنوان یک نهاد بررسی می‌کند و دیدگاه دومین خانواده را به عنوان‌گروه یا یک خرده نظام مورد بررسی قرار می‌دهد.

نهادهای اجتماعی ابزار پیوند زندگی اجتماعی هستند. نهادها ترتیبات اساسی و پایه زندگی، را که انسانها در کنش متقابل با یکدیگر پیدا می‌کنند و از طریق آنها تداوم نسلها ممکن می‌شود، فراهم می‌کنند. نهادهای اقتصادی جنبه‌های معتدد فعالیت‌های اجتماعی را تحت تاثیر قرار می‌دهند؛ فعالیتهای اجتماعی و سایر نهادها نیز متقابلاً بر نهادهای اقتصادی تاثیر می‌گذارند و در مجموع اوضاع اجتماعی و اقتصادی را در یک جامعه معین تدارک می‌بینند و نیز سیر تحولات مادی و معنوی بعدی را مساعد می‌سازند. به طور کلی می‌توان گفت که بین نظام اقتصادی - اجتماعی هر جامعه با وجوه و نظام‌های دیگر اجتماعی پیوستگی، همبستگی و تعامل وجود دارد.

با توجه به اینکه بررسی تاریخی و جامعه شناختی خانواده به طور عام بر مناسبات اقتصادی -اجتماعی و تاثیر آن بر تمام جنبه‌ها و وجوه خانواده - با عنایت به اوضاع و احوال، موقعیت‌ها و زمانها و وضعیت‌ها - متکی است. باید دانست که تغییر این مناسبات (اقتصادی. اجتماعی) نیز به تحول و تغییر خانواده در شکل و ماهیت، ساختار و عملکرد آن می‌انجامد. دانشمندان بسیاری برآنند که مطالعه خانواده و تحولات آن نمی‌تواند از کلیت اجتماعی و اقتصادی یک جامعه جدا باشد و بنابراین ضروری است که همواره خانواده را در ارتباط با اوضاع اقتصادی - اجتماعی و تاریخی مورد بررسی قرار دهیم.

با توجه به مقدمه کوتاه فوق، خانواده را در ایران قبل از اسلام در چارچوب و قلمرو اوضاع و احوال اقتصادی - اجتماعی به شیوه‌ای نه چندان مطوّل مورد دقت قرار می‌دهیم.

در جوامع سنتی با بافت قبیله‌ای و عشیره‌ای، بیشتر خانواده‌ها، واحدهای تولیدی نیز به شمار می‌روند. در هر حال جامعه ایران نیز در دوران مزبور به فعالیت‌های‌کشاورزی، دامداری یا صنایع دستی یا ترکیبی از برخی فعالیت‌های یادآوری شده اشتغال داشته است. تحولات و تغییرات پیچیده‌ای به موازات تحولات اقتصادی و اجتماعی در طول تاریخ مورد نظر رخ داده است. منشا این تغییرات به روشنی و وضوح معلوم نیست، اما چند عامل را می‌توان به عنوان عوامل مهم بر شمرد:

تحولات اقتصادی و تغییر انواع فعالیت‌های اقتصادی نظیر: میوه‌چینی، باغداری، شکار، ماهیگیری، دامداری،کشاورزی، صنعت و... و به تبع این تحولات خانواده‌ها نیز از شکلهای‌کلانی، قبیله‌ای، ایلی، عشیره‌ای، دودمانی، تباری و گسترده عبور کردند و در حال حاضر به خانواده هسته‌ای رسیده‌اند.

فعالیت‌های عمده اقتصادی در ایران قبل از اسلام بر پایه دامداری،کشاورزی و صنایع دستی استوار بوده که فراز و نشیبهایی را در دوره‌های مختلف این ایام شاهد بوده است.

نکته با اهمیت در مورد کشاورزی ایران این است که به سبب خشکی آب و هوا و اقلیم برّی، این سرزمین به ویژه در آن ایام، مردم ایران را به مبارزه همیشگی با طبیعت سخت جان و سختگیر محیط خویش مجبور می‌کرد. برای جبران کم آبی، ناگزیر به حفر قنات ها و کاریزها مبادرت می‌کردند. این مبارزه دایمی با طبیعت نامهربان، بی شک مردم آن روزگار را مردمی سختکوش و قانع بار آورده بود.

مسعود رضوی درکتاب تربیت ایرانیان در شاهنشاهی دوران پیش از اسلام می‌نویسد:

«... شکار کردن با جنگ افزارهای ناقص قدیمی از قبیل تیر و کمان، زوبین، فلاخن و... از جمله موجبات مهمی است که در ایجاد روحیه پایداری و پایمردی و جنبندگی و کوشش و حتی جنگاوری و رزمجویی تاثیر فراوان داشته است.»[۱]

وی در جای دیگر می‌نویسد:

«ایران شناسان متفق القولند که ایران یکی از کهن‌ترین کانونهای زراعتی جهان است...کشاورزی که پایه و اساس زندگی اقتصادی عهد باستان به شمار می‌رفت در دوران هخامنشیان اهمیت به سزایی داشت... این سنت نیکو در زمان اشکانیان و ساسانیان نیز معمول و متداول بود...»[۲]

شواهد بی‌شماری وجود دارد که نشان می‌دهد خانواده در نظر ایرانیان مقدس‌ترین نهاد اجتماعی بوده است. شاید اصطلاحاتی از قبیل روشن نگه داشتن اجاق خانوادگی که معطوف به داشتن فرزند صالح است، ماخوذ از رسم نگه داشتن آتش خانوادگی و جلوگیری از خاموشی و افسرده شدن آن باشد...[۳] ویل دورانت نوشته است:

«فرزند داشتن نیز مانند زناشویی از اسباب بزرگی و آبرومندی بود. پسران برای پدران خود سود اقتصادی داشتند و در جنگها به کار شاهنشاه می‌خوردند.»[۴]

«...خانواده بر سنت پدرشاهی استوار بود و زن و دختر با مرد و پسر مقام و حقوق برابر نداشتند...همچنان که از نقوش ایران باستان بر می‌آید، و جود تبعیض بین دو جنس و دوری زنان از فعالیت‌ها و کوششهای اجتماعی را تایید می‌کند... خانواده از تولد پسر سخت شادمان می‌شد، زیرا پسر هم نفع اقتصادی داشت و هم مظهر قدرت خانواده بود که می‌توانست در سپاه پادشاه خدمت کند، ولی دختر برای خانواده خود سودی نداشت. «پدران از خدا مسیلت نمی‌کردند که دختر به ایشان بدهد و فرشتگان دختران را از نعمتهای خداوند به شمار نمی‌آورند.»[۵]

به علت طبیعت خشن و ناهموار و تفرّق واحه‌ها در مناطق دشوار و سخت و پراکندگی جمعیت و تراکم اندک آن در نواحی شرقی و مرکزی ایران، با وجود توسعه بیش از پیش خانواده در جوامع روستایی، قرن ها پیشرفت و تکامل شهرنشینی به تاخیر افتاد. تنها در موارد استثنایی، منطقه جنوب‌غربی دشت سوزیانا (شوش) بود... از مزایای مشابه دشت متمتع بود.[۶]

در سرزمین پارس‌ها رشد زندگی روستایی و دامداری و وضع مناسبات تولیدی و تمدن در سطح مادی‌ها نبود. مهمترین فعالیت‌های اقتصادی چرانیدن گله‌های بزرگ گوسفند و بز در دره‌های کوهستانها و نگهداری گله‌های‌گاو بود. مراکز مبادلات جوامع روستایی، در هر یک از بخشهای ایران، با سیر ترقی و پیشرفت نیروهای مولده و تکامل روابط تولیدی به نوبت یکی پس از دیگری منجر به جوامع شهری و مراکز قدرت اقتصادی شدند.

تحقیقات نشان می‌دهند که خانواده هسته مرکزی تشکیلات اجتماعی آریایی بود که ریاست آن را پدر خانواده بر عهده داشت... پس از خانواده، عشیره یا گوترا [۷]قرار داشت.[۸]

مرتضی راوندی در تاریخ اجتماعی ایران می‌نویسد:

«با آنکه زنان بیش از نیمی از جمعیت آن روز ایران را تشکیل می‌دادند، اطلاعات کافی از فعالیت‌های اقتصادی و اجتماعی و حدود قدرت و اختیارات آنها نداریم.»[۹]

در مذهب زرتشت دوشیزگان و پسران مجرد به ازدواج و تشکیل خانواده ترغیب شده‌اند، بنا به مندرجات اوستا:

«مردی که زن دارد بر آنکه چنین نیست فضیلت دارد، و مردی که خانواده‌ای را سرپرستی می‌کند بر آنکه خانواده ندارد فضیلت دارد.»[۱۰]

اوضاع اجتماعی و اقتصادی دودمانهای سلطنتی در قبل از اسلام کم و بیش و با تفاوت نه چندان فاحش مشابه بوده است: جامعه طبقاتی؛ با بافت قبیله‌ای و عشیره‌ای، پدرشاهی، تفاوت فاحش بین زنان و مردان، بردگی (متفاوت با آنچه در امپراتوری روم وجود داشت)، رواج قدرگرایی و خرافات و در نهایت در پایان هر سلسله، علایم انقراض و شکست با رواج دروغ، فساد، پیروی از هوی و هوس‌های حیوانی، پایمال شدن آرمانهای متعالی انسانی، افول وحشتناک وجدان اجتماعی، تشدید اختلافات طبقاتی، ظلم.

...هر فرد زرتشتی دعا می‌کرد که اهورامزدا فرزندی بدو عنایت کند که وظیفه خویش را نسبت به خانواده و شهر و پادشاه دادگر انجام دهد...[۱۱]رسم تربیت فرزند در خانواده چنان بود که کودکان تا پنج سالگی نزد پدران خود نمی‌رفتند، بلکه در نزد زنان می‌ماندند تا اگر بمیرند پدران اندوهگین نشوند. فرهنگ ایران باستان اهمیت مادر یا جانشین مادر را در پرورش فرزند به خوبی شناخته است.[۱۲] بین زن و مرد و حقوق و مقام آنها در خانواده تفاوت بسیار وجود داشت و این تبعیض در خانواده‌های طبقات پایین نسبتاً کمتر و در طبقات بالا بیشتر بود.[۱۳]

براساس مدارک و تحقیقات باستان شناسی زن و مرد روستایی در این دوران با هم روی زمین کار می‌کردند. مدارک نشان می‌دهند که روی زمین‌ها و در کارهای ساختمانی نه فقط زنان و مردان روستایی بلکه کودکان (دختر و پسر) نیز کار می‌کردند.[۱۴]

بعضی از محققان معتقدند که دین مردم نیز جنبه طبقاتی پیدا کرده بود. ریچارد فرای می‌نویسد:

آتشکده‌ها که زیارتگاه‌های مردم ساده ایرانی آن زمان بود مانند سایر مقررات ساسانیان تابع سیستم کاست طبقاتی بود. در آن زمان بزرگترین آتشکده‌ها که کعبه سه‌گانه سه طبقه از مردم ایران بود، معروف هستند به «آذر فرنبغ» و «آذرگشنسب» و «آذربرزین». آتشکده نخستین و دومین مخصوص دو طبقه روحانیان و اشراف و سران ارتش و سومی برای روستاییان و مردم عادی.[۱۵]

در کل می‌توان گفت که حدود و قیود طبقاتی از عهد کهن تا ظهور اسلام در ایران برقرار بود.

پژوهندگان خارجی معتقدند که برای روشن شدن وضع اجتماعی و طبقاتی در ایران باید مطالعات گسترده و عمیقی صورت گیرد. ضمن آنکه باید دانست که وضعیت اقتصادی - اجتماعی و در پی آن خانواده در تمام وجوه و اشکال خود در نقاط مختلف ایران در آن زمان یکسان و همانند نبوده است و هر یک از نقاط ایران با توجه به وضعیت جغرافیایی، اقلیمی، نوع فعالیت اقتصادی و معیشتی و... ویژگی‌های خود را داشته است که به تحقیقات جداگانه‌ای نیاز دارند.

نیز نگاه کنید به

مآخذ

  1. مسعود رضوی، تربیت ایرانیان در شاهنشاهی دوران پیش از اسلام، تهران: مدرسه عالی پاریس، ص 14.
  2. مسعود رضوی، تربیت ایرانیان در شاهنشاهی دوران پیش از اسلام، تهران: مدرسه عالی پاریس، صص 71-72
  3. مسعود رضوی، تربیت ایرانیان در شاهنشاهی دوران پیش از اسلام، تهران: مدرسه عالی پاریس، صص 223-224
  4. آرتور کریستین سن، مسعود رضوی، تربیت ایرانیان در شاهنشاهی دوران پیش از اسلام، تهران: مدرسه عالی پاریس، ص 734.
  5. ویل دورانت، مسعود رضوی، تربیت ایرانیان در شاهنشاهی دوران پیش از اسلام، تهران: مدرسه عالی پاریس، ص 552.
  6. غلامرضا انصاف‌پور، تاریخ زندگی اقتصادی روستاییان و طبقات اجتماعی ایران از دوران ماقبل تاریخ تا پایان ساسانیان، [بی‌جا]، نشر اندیشه، ص ۱۳۲.
  7. Gotrat
  8. مرتضی راوندی، غلامرضا انصاف‌پور، تاریخ زندگی اقتصادی روستاییان و طبقات اجتماعی ایران از دوران ماقبل تاریخ تا پایان ساسانیان، [بی‌جا]، نشر اندیشه، ج ۱، ص ۴۴۱
  9. غلامرضا انصاف‌پور، تاریخ زندگی اقتصادی روستاییان و طبقات اجتماعی ایران از دوران ماقبل تاریخ تا پایان ساسانیان، [بی‌جا]، نشر اندیشه، ص 471
  10. غلامرضا انصاف‌پور، تاریخ زندگی اقتصادی روستاییان و طبقات اجتماعی ایران از دوران ماقبل تاریخ تا پایان ساسانیان، [بی‌جا]، نشر اندیشه، ص 475
  11. مسعود رضوی، غلامرضا انصاف‌پور، تاریخ زندگی اقتصادی روستاییان و طبقات اجتماعی ایران از دوران ماقبل تاریخ تا پایان ساسانیان، [بی‌جا]، نشر اندیشه،، ص ۲۲۵.
  12. غلامرضا انصاف‌پور، تاریخ زندگی اقتصادی روستاییان و طبقات اجتماعی ایران از دوران ماقبل تاریخ تا پایان ساسانیان، [بی‌جا]، نشر اندیشه،، ص ۲۲۵.
  13. غلامرضا انصاف‌پور، تاریخ زندگی اقتصادی روستاییان و طبقات اجتماعی ایران از دوران ماقبل تاریخ تا پایان ساسانیان، [بی‌جا]، نشر اندیشه،، ص 227.
  14. غلامرضا انصاف‌پور، تاریخ زندگی اقتصادی روستاییان و طبقات اجتماعی ایران از دوران ماقبل تاریخ تا پایان ساسانیان، [بی‌جا]، نشر اندیشه، ص 186.
  15. ریچارد فرای، غلامرضا انصاف‌پور، تاریخ زندگی اقتصادی روستاییان و طبقات اجتماعی ایران از دوران ماقبل تاریخ تا پایان ساسانیان، [بی‌جا]، نشر اندیشه،، صص ۳۸۰-۳۷۹

منبع اصلی

فرخجسته، هوشنگ ( 1382). کتاب ایران: خانواده. تهران: سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، معاونت پژوهشی و آموزشی، مرکز مطالعات فرهنگی- بین المللی.

نویسنده مقاله

هوشنگ فرخجسته