پرش به محتوا

جنبش سیاسی انقلاب اسلامی ایران

از ویکی ایران
نسخهٔ تاریخ ‏۱ مهٔ ۲۰۲۵، ساعت ۰۸:۲۴ توسط Samei (بحث | مشارکت‌ها)
(تفاوت) → نسخهٔ قدیمی‌تر | نمایش نسخهٔ فعلی (تفاوت) | نسخهٔ جدیدتر ← (تفاوت)
جنبش سیاسی انقلاب اسلامی ایران برگرفته از وبسایت ایرنا قابل بازیابی ازhttps://www.irna.ir/news/84186952/%D8%AC%D9%86%D8%A8%D8%B4-%D8%A7%D8%AC%D8%AA%D9%85%D8%A7%D8%B9%DB%8C-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D9%88-%D8%AE%D8%B1%D9%88%D8%AC-%D8%B4%D8%A7%D9%87-%D8%A7%D8%B2-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86

انقلاب اسلامی ایران، جنبش دینی ـ سیاسی.

سلسله رویدادهایی که از 1341ش تا 1357ش رخ داد، زمینه وقوع انقلاب را در ایران فراهم کرد. در 19 دی 1341ش شاه اعلام کرد که قصد دارد اصول شش‌گانه زیر را به نام انقلاب سفید به رفراندوم بگذارد:

  1. الغای رژیم ارباب و رعیتی؛
  2. تصویب لایحه قانونی ملی کردن جنگل‌ها در سراسر کشور؛
  3. تصویب لایحه فروش کارخانجات دولتی به عنوان پشتوانه اصلاحات ارضی؛
  4. تصویب لایحه قانون سهیم کردن کارگران در منافع کارگاه‌های تولیدی؛
  5. لایحه اصلاحی قانون انتخابات؛
  6. لایحه ایجاد سپاه دانش به منظور اجرای تعلیمات عمومی و اجباری.

مراجع تقلید قم و تهران طی اعلامیه‌ای رفراندوم را خلاف شرع و قانون اعلام و شرکت در آن را تحریم کردند. نوروز 1342ش، بر اساس پیشنهاد آیت‌الله خمینی و تصویب مراجع قم به علت هشدار شاه مبنی بر سرکوبی مراجع و روحانیون و اهانت به آنان، عزای عمومی اعلام شد. در دوم فروردین مأموران حکومتی مجلس سوگواری‌ای را، که به مناسبت سالگرد شهادت امام صادق (ع) در مدرسه فیضیه قم برگزار شده بود، به هم ریختند و گروهی را مجروح کردند و کشتند. امام نیز در سخنان و اطلاعیه‌های متعدد درباره فاجعه مذکور به افشاگری درباره ماهیت دولت پهلوی پرداخت. با آغاز محرم 1342ش اغلب سخنرانی‌ها و عزاداری‌ها صورت سیاسی به خود گرفت. سخنرانی آیت‌الله خمینی نیز از این قاعده مستثنی نبود،[۱] از این رو در 15 خرداد 1342ش امام خمینی دستگیر و در تهران زندانی شد[۲]. در پی این حادثه تظاهرات گسترده‌ای در تهران، قم، شیراز، مشهد و دیگر شهرها صورت گرفت که درگیری‌های خونینی در پی داشت[۳].

در 17 اسفند 1342ش علم از نخست‌وزیری بر کنار و حسنعلی منصور به این مقام منصوب و امام خمینی آزاد شد و او را به قم بردند و طی جلسه‌ای قطعنامه‌ای در 10 بند به شرح زیر از طرف مدرسه فیضیه قم صادر شد:

  1. ایجاد نظم صحیح و برنامه‌های اساسی همه‌جانبه در مراکز علمی و حوزه علمیه قم؛
  2. اجرای قوانین اسلامی به صورت کامل و احیای سنت‌های متروک شده دینی؛
  3. اجرای قانون اساسی به معنای واقعی؛
  4. الغای تصویبنامه و لوایح ضد دینی و انحلال مجلس‌های غیر قانونی؛
  5. قطع ایادی استعمار و عمال صهیونیسم از مملکت؛
  6. جلوگیری از ظلم و فساد و تعمیم عدالت اجتماعی و نیازمندی‌های عمومی و ایجاد ایران آزاد، مستقل در زیر پرچم پرافتخار مذهب جعفری؛
  7. بهبود وضع اقتصادی و تشویق ملی و اصلاح وضع کارگران و تهیه کار برای فارغ‌التحصیلان؛
  8. جلوگیری از اشاعه فحشا و منکرات از قبیل برنامه‌های ضداخلاقی سینما‌ها، تأترها و غیره؛
  9. آزادی جمیع زندانیان بی‌گناه به‌ویژه طالقانی و اساتید محترم دانشگاه؛
  10. رسیدگی به وضع معیشت بازماندگان شهدای پانزدهم خرداد[۴].

در 21 مهر 1343ش، لایحه مصونیت مستشاران آمریکایی که به کاپیتولاسیون مشهور شد در مجلس شورا به تصویب رسید که موج تازه‌ای از مخالفت با رژیم را در پی داشت[۵]. امام در 4 آبان 1343ش در سخنرانی در مسجد اعظم قم، این مصوبه را عامل بردگی ایرانیان و ناقض استقلال کشور دانست[۶]. در 13 آبان 1343ش، امام و پس از چندی فرزند ایشان، آقا مصطفی به ترکیه تبعید شدند. علمای ایران و نجف ضمن تقبیح تبعید وی راه و شیوه او را ستودند. از جمله عالمانی که به دولت اعتراض کردند: آیات عظام نجفی مرعشی، سید هادی میلانی، سید محمدرضا گلپایگانی، سید ابوالقاسم خویی، سید حسن قمی و سید علی بهبهانی بودند[۷]. پس از این حوادث مبارزات سیاسی شکل مسلحانه گرفت[۸] و بر این اساس گروه‌های انقلابی با ایدئولوژی‌های متفاوت تشکیل شدند که عمده‌ترین آنها عبارت بودند از:

  1. هیئت‌های مؤتلفه اسلامی*: متشکل از چند هیئت دینی که نخستین اقدامشان ترور منصور نخست وزیر در اول بهمن 1343ش به اتهام خیانت به خلق و مسئول تبعید امام بود که به‌دست محمد بخارایی صورت گرفت؛
  2. حزب ملل اسلامی*: این جمعیت ابتدا حزب ملل نام داشت و از 1340ش با هدف مسلحانه تشکیل شده بود؛
  3. سازمان مجاهدین خلق ایران*: در 1343ش با مشی مسلحانه و ایدئولوژی اسلامی به وجود آمد. تا 1350ش عمل مسلحانه‌ای انجام نداد و بیشتر به کار تئوریک و تربیت فکری و سیاسی کادر خود پرداخت؛
  4. گروه پرویز نیکخواه: در 1344ش با ایدئولوژی مارکسیستی تأسیس شد. ترور ناموفق شاه در کاخ مرمر در 21 فروردین 1344ش به وسیله رضا شمس‌آبادی از سوی این گروه بود.

پس از مرگ منصور، در 6 بهمن 1343ش، امیرعباس هویدا* به نخست‌وزیری رسید. در 13 مهر 1344ش امام و فرزندش از ترکیه به نجف منتقل شد.

در 11 اسفند 1353ش، حزب رستاخیز به عنوان تنها حزب فراگیر محمدرضا شاه پهلوی اعلام شد که امام عضویت در آن را تحریم کرد. شاه در پایان سال 1354ش بر اساس تصویب‌نامه‌ای تاریخ هجری را به شاهنشاهی تبدیل کرد که بیش از پیش بر خشم علما و مبارزان افزود. در 17 دی 1356ش، در روزنامه اطلاعات مقاله اهانت‌آمیزی تحت عنوان «ایران و استعمار سرخ و سیاه» به قلم مستعار احمد رشیدی مطلق، بر ضد امام درج شد، که اعتراض به انتشار آن موجب شد تا در 19 دی عده‌ای از طلاب و مردم قم مورد هجوم مأموران قرار بگیرند و چند تن به شهادت برسند. نوروز 1357ش عزای عمومی اعلام شد و بر اساس رهنمودهای امام خمینی مراسم ماه رمضان 1357ش و مجالس و سخنرانی‌ها یکسره سیاسی و انقلابی و ضد رژیم شاهنشاهی شد. در 28 مرداد 1357ش سینما رکس آبادان به دست گروهی افراطی به آتش کشیده شد که در آن بیش از 400 نفر سوختند. این حادثه خشم مردم را چندین برابر کرد. روز 5 شهریور 1357ش جمشید آموزگار از نخست‌وزیری استعفا کرد و دولت شریف امامی به نام دولت آشتی ملی تشکیل شد. او  برای فرو نشاندن خشم مردم و فراهم کردن رضایت آنها و عده‌های بسیاری داد و تاریخ شاهنشاهی را لغو و قمارخانه‌ها را تعطیل کرد. اما اقدامات و وعده‌های او تأثیری در خاموشی خشم مردم نداشت. مردم تهران در صبح 17 شهریور 1357ش با بی‌اعتنایی به حکومت نظامی در میدان ژاله (شهدای کنونی) گرد آمدند و به تظاهرات پرداختند. مأموران حکومتی با تیراندازی به آنها و کشتن شماری از مردم فاجعه‌ای بزرگ پدید آورد که به جمعه سیاه شهرت یافت. حکومت وقت امام را منشاء این قیام دانست و در 13 مهر 1357ش حکومت عراق با اشاره شاه او را به فرانسه رهسپار کرد. در 14 آبان ارتشبد ازهاری مأمور تشکیل کابینه شد و مطبوعات را تسخیر کرد و اعتصاب مطبوعات، کارکنان شرکت نفت، مخابرات، بانک ملی، سازمان آب، راه، رادیو و تلویزیون آغاز شد.

در تظاهرات تاسوعا و عاشورای آن سال مردم علاوه بر انحلال رژیم شاه خواستار تشکیل جمهوری اسلامی، تأمین حقوق بشر، تأمین حقوق سیاسی کلیه افراد جامعه، اجرای عدالت اجتماعی و تأمین حقوق کارگران و دهقانان شدند. به علت عدم توانایی در برقراری آرامش، دولت ازهاری برکنار شد و شاپور بختیار که از اعضای قدیمی جبهه ملی بود به نخست‌وزیری رسید و با شعار سوسیال دموکراسی گام جلو نهاد[۹]. در 26 دی 1357ش شاه از ایران خارج شد[۱۰]. در صبح 12 بهمن 1357ش امام وارد ایران شد. در 19 بهمن عده‌ای از نظامیان اطاعت خود را از رهبری انقلاب اعلام کردند. در 21 بهمن مردم مراکز دولتی و نظامی و انتظامی را تسخیر کردند و در 22 بهمن رژیم پهلوی توسط ائتلاف نیروهای مختلف به رهبری امام خمینی برچیده شد[۱۱].

نیز نگاه کنید به

مآخذ

  1. بری دیزجی، علی؛ مطیعان، محمدرضا؛ تركاشوند، مجید. روزها و رویدادها. تهران: زهد، 1377، ج 3، ص 454-455.
  2. پزشكی، محمد؛ حسینی‌زاده، سیدمحمدعلی؛ حقیقت، سیدصادق؛ فراتی، عبدالوهاب؛ ملكوتیان، مصطفی. انقلاب اسلامی و چرایی و چگونگی رخداد آن. قم: دفتر نشر معارف، 1382، ص 80 و 81.
  3.  حدیث انقلاب، جستارهایی در انقلاب اسلامی. تهران: الهدی، 1377، ص 227 و 228.
  4. بری دیزجی.مطیعان، محمدرضا؛ تركاشوند، مجید. روزها و رویدادها. تهران: زهد، 1377، ج 3 . ص 455-456.
  5. آشوری، داریوش. فرهنگ سیاسی. تهران: مروارید، 1358، ص 134.
  6. خمینی، روح‌الله. صحیفه نور. تهران: مرکز مدارک فرهنگی انقلاب اسلامی، 1361، ج 1، ص 102-113.
  7. پزشکی. محمد؛ حسینی‌زاده، سیدمحمدعلی؛ حقیقت، سیدصادق؛ فراتی، عبدالوهاب؛ ملکوتیان، مصطفی. انقلاب اسلامی و چرایی و چگونگی رخداد آن. قم: دفتر نشر معارف، 1382. ص 85 و 86.
  8.     زیباکلام، صادق. مقدمه‌ای بر انقلاب اسلامی. تهران: روزنه، 1372، ص 224.
  9.   بری دیزجی.مطیعان، محمدرضا؛ ترکاشوند، مجید. روزها و رویدادها. تهران: زهد، 1377، ج 3 . ص 455-461.
  10. مدنی، سید جلال‌الدین. تاریخ سیاسی معاصر ایران. قم: دفتر انتشارات اسلامی، 1361، ج 2، ص 319.
  11.   مدیر شانه‌چی، محسن. انقلاب اسلامی در دایرهالمعارف‌های جهان. تهران: الهدی، 1379، ص 37.

منبع اصلی

سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، مرکز مطالعات راهبردی روابط فرهنگی (1398). دانشنامه ایران. تهران: موسسه فرهنگی هنری و انتشارات بین المللی الهدی،

نویسنده مقاله

سمیرا وکیل ها