پرش به محتوا

مصطفوی موسوی خمینی، سید روح الله: تفاوت میان نسخه‌ها

از ویکی ایران
Samei (بحث | مشارکت‌ها)
صفحه‌ای تازه حاوی «داود قاسم پور آيت الله العظمي سيد روح الله مصطفوي موسوي خميني معروف به امام خميني در 1281ش در خمين به دنيا آمد . اجدادش نيشابوري الاصل بودند که پس از ساليان دراز اقامت در هندوستان به کشور بازگشته در خمين سکني گزيده بودند . پدر بزرگش پس از آشناي...» ایجاد کرد
 
Setayesh (بحث | مشارکت‌ها)
بدون خلاصۀ ویرایش
 
خط ۱: خط ۱:
داود قاسم پور      
آیت الله العظمی سید روح الله مصطفوی موسوی خمینی، معروف به امام خمینی در 1281 ش در خمین به دنیا آمد. اجدادش نیشابوری الاصل بودند که پس از سالیان دراز اقامت در هندوستان به کشور بازگشته در خمین سکنی گزیده بودند. پدر بزرگش پس از آشنایی با یکی از طلاب خمینی حوزه علمیه نجف اشرف، همراه او به خمین آمد و پس از ازدواج با خواهر او، در خمین ماندگار شد و با توجه به تفقه و تقوایش، مورد مراجعه عام و خاص گردید. پدرش آیت الله سید مصطفی از روحانیون برجسته خمین بود که چون پدرش، محل رجوع مردم بود و به خصوص در اوضاع سیاسی متشنج سال‌های پایانی دوره قاجار، ملجا مردم بود و رهبری مردم در مقابله با راهزنان و اشرار را که اموال مردم را مورد غارت قرار می‌دادند بر عهده داشت و عاقبت در اثر درگیری با اشرار منطقه به شهادت رسید. او خواندن و نوشتن را در زادگاهش و نیز محلات فراگرفت و سپس به تحصیل دروس دینی پرداخت و  مقدمات را نزد برادرش آیت الله پسندیده و دیگر اساتید حوزه های علمیه آن شهرها آموخت. مدتی نیز در حوزه‌های علمیه [[اصفهان]]، به فراگیری دروس دینی مشغول بود. با تاسیس حوزه علمیه در [[اراک]] بوسیله آیت الله العظمی عبدالکریم حائری یزدی به آن شهر رفت و در دروس عالی سطح و نیز خارج فقه و اصول معظم له حاضر شد. با عزیمت آیت الله العظمی حائری به قم و تاسیس حوزه علمیه آن شهر، به [[قم]] رفت و تحصیلات خود را در آن حوزه تداوم داد و از محضر درس آیت الله موسس و نیز آیات عظام سید علی یثربی کاشانی و سید محمد تقی خوانساری سود برد. سپس در درس فلسفه آیات رفیعی قزوینی و شیخ محمد علی شاه آبادی حاضر و به فراگیری فلسفه از محضر آنان پرداخت. در درس هیات هم از محضر آیت الله میرزا علی اکبر حکمی سود برد  و در اخلاق از شاگردان آیت الله میرزا جواد آقا ملکی تبریزی بود. او پس از طی دروس خارج فقه و اصول به درجه اجتهاد نائل آمد و به تدریس در حوزه علمیه [[قم]] پرداخت. وی مبارزات سیاسی خود را از دوران [[رضا شاه پهلوی|رضاشاه]] آغاز کرد و در جریان کشف حجاب در ارسال تلگراف اعتراض آمیز آیت الله العظمی حائری به [[رضا شاه پهلوی|رضاشاه]] نقش زیادی داشت. پس از نوشته شدن کتاب اسرار هزار ساله در اهانت به مبانی آیین تشیبع کتاب کشف الاسرار را به رشته تحریر در آورد. در آن دوران که حوزه علمیه [[قم]] به واسطه فقدان رهبریت متمرکز در تهدید بود در عزیمت [[آیت الله بروجردی|آیت الله العظمی بروجردی]] به [[قم]] نقش زیادی داشت. وقتی [[آیت الله بروجردی|آیت الله العظمی بروجردی]] در [[استان تهران|تهران]] بستری بود همراه با تنی چند از روحانیون و مدرسین دروس دینی حوزه علمیه [[قم]] به [[استان تهران|تهران]] آمده با معظم له دیدار کردند و در اثر تشویق‌ها و تلاش‌های آنان بود که [[آیت الله بروجردی|آیت الله العظمی بروجردی]] به [[قم]] رفت و زعامت دینی حوزه علمیه [[قم]] را عهده دار گردید. در دوران [[ملی شدن صنعت نفت]] به حمایت از آن پرداخت. پس از آن عمده اهتمام ایشان در اصلاح امور حوزه علمیه [[قم]] بود که در این راستا طرحی تهیه و به [[آیت الله بروجردی|آیت الله العظمی بروجردی]] ارائه کرد. این طرح مورد مخالفت [[آیت الله بروجردی|آیت الله العظمی بروجردی]] قرار گرفت ولی امام (ره) همچنان به اصلاح امور حوزه اهتمام جدی داشت. در این مدت، به تدریس دروس خارج فقه و اصول در مسجد سلماسی [[قم]] مبادرت می ورزید و از لحاظ تعداد شاگرد، در ردیف علما و مدرسین طراز اول حوزه علمیه [[قم]] قرار داشت. پس از فوت [[آیت الله بروجردی|آیت الله العظمی بروجردی]] به عنوان یکی از مراجع شیعه مطرح شد و رساله عملیه او با عنوان زبده الاکام، توسط جمعی از  شاگردان او تدوین شد. رژیم پهلوی، پس از رحلت [[آیت الله بروجردی|آیت الله العظمی بروجردی]] با استفاده از خلا مرجعیت مقتدر چون آن مرجع فقید، در صدد اجرای طرح‌های سیاسی –اجتماعی برآمد که آشکارا صبغه غیر دینی داشت. امام به عنوان یکی از مراجع مسلم تقلید نسبت به این اقدامات واکنش نشان داد و در جریان طرح انجمن های ایالتی و ولایتی علما را به جلسه مشورتی در منزل آیت الله حائری یزدی – فرزند آیت الله موسس – فراخواند که نتیجه آن ارسال تلگراف اعتراض آمیز به علم نخست وزیر وقت بود. پس از بی اعتنائی دولت به آن تلگراف در نامه ای به نخست وزیر وقت به آن بی اعتنائی اعتراض کرد. پس از تصمیم رژیم به برگزاری رفراندوم [[انقلاب سفید]] علما را به جلسه مشورتی دعوت کرد که پس از آن آیت الله روح الله کمالوند به [[استان تهران|تهران]] اعزام شد تا در زمینه آن رفراندوم با شاه مذاکره کند. تصمیم جدی شاه به برگزاری رفراندوم باعث شد تا امام آن را تحریم نماید. سپس با انتشار اعلامیه‌ای عید 1342 را تحریم کرد. در عید 1342 که مصادف با سالروز شهادت امام جعفر صادق (ع) بود مجلس یادبودی در منزل خود برقرار کرد و اقدامات رژیم را مورد انتقاد قرار داد. در همان روز، عوامل رژیم، به مجلس یادبود در مدرسه فیضیه که توسط آیت الله العظمی گلپایگانی برگزار شده بود حمله کردند و روحانیون را مورد ضرب و شتم قرار دادند. پس از حمله رژیم به مدرسه فیضیه آن را محکوم کرد. در محرم 1342 ش روحانیت را به بیان اقدامات ضد دینی رژیم فراخواند و با اعزام نمایندگانی به سراسر کشور، آنان را اقدامی مشترک جهت نقد سیاست های رژیم دعوت کرد و خود در اجتماع عظیم مردم در روز عاشورا اقدامات رژیم را تقبیح کرد و در سخنرانی  شدیداللحنی رژیم را مورد حمله  قرار داد. پس از آن در 14 خرداد 1342 دستگیر و به [[استان تهران|تهران]] منتقل و در زندان انفرادی در باشگاه افسران محبوس شد. دستگیری او باعث اعتراض گسترده مردم سراسر کشور شد که در اثر آن اعتراضات [[قیام پانزده خرداد 1342|قیام 15 خرداد]] شکل گرفت. در اثر این قیام که ابتدا در [[قم]] و سپس در [[استان تهران|تهران]] و سراسر کشور نمود یافت، رژیم به تظاهرات گسترده مردم که شعار ضد شاه سر می‌دادند و سیاست‌های او را مورد حمله قرار می دادند حمله ور شد و در سراسر کشور بالغ بر صدها نفر از مردم کشته شدند و علما و روحانیون برجسته در شهرهای [[استان تهران|تهران]]، [[قم]]، [[تبریز]]، [[شیراز]] و.. دستگیر و به [[استان تهران|تهران]] منتقل و در زندان‌های رژیم مححبوس شدند. سپس رژیم درصدد محاکمه او برآمد که با مهاجرت علمای سراسر کشور به [[استان تهران|تهران]] و در اعتراض به آن ناکام ماند. از جمله علمای مهاجر به [[استان تهران|تهران]] می توان به آیات عظام میلانی، شریعتمداری ، مرعشی نجفی و... اشاره کرد. این اقدام هماهنگ آنان، رژیم را در موضع ضعف قرار داد و از محاکمه امام (ره) خودداری و ناچارا او را به منزلی در قیطریه [[استان تهران|تهران]] منتقل کردند. حضور امام در قیطریه باعث شد تا اقشار مختلف مردم به دیدار ایشان شتافته در جریان تحولات روز قرار بگیرند. رژیم به خاطر اقبال مردم [[استان تهران|تهران]] به امام نمی‌توانست ایشان را در [[استان تهران|تهران]] نگه دارد لذا پس از ده ماه حبس و حصر در نهایت در فروردین 1343 او را آزاد کردند. هنگام عزیمت امام ره به [[قم]]، استقبال عظیمی از او صورت گرفت و روحانیون از سراسر کشور به دیدار ایشان تشافته پیروزی او را به محضرشان و نیز روحانیت تبریک می گفتند. در جریان تصویب قانون [[كاپیتولاسیون|کاپیتولاسیون]] [مصونیت قضائی نظامیان آمریکائی در ایران] در مجلس شورای ملی در آبان 1343، سخنرانی شدیداللحنی علیه شاه ایراد کرد که متعاقب آن در 13 آبان دستگیر و پس از انتقال به [[استان تهران|تهران]] به ترکیه تبعید شد. در ترکیه مدت یازده ماه در شهر بورسای آن کشور در  تبعید بود و در این مدت روحانیون مبارز با ارسال اعلامیه‌هایی، اقدام رژیم را مورد حمله قرار دادند. رژیم مدت مدیدی نتوانست ایشان را در ترکیه نگه دارد لذا بر اثر اصرارهای روحانیت مبارز و نیز مراجع، معظم له را به نجف اشرف تبعید کردند. در نجف اشرف ضمن حفظ ارتباط با مبارزان داخل کشور به تدریس دروس خارج فقه و اصول پرداخت و مباحث [[ولایت فقیه]] را در آن حوزه مطرح کرد. ایشان در عراق دست از مبارزه بر نداشت و در هر فرصتی با صدور اعلامیه به حمله به رژیم پهلوی میپرداخت . علاوه بر آن در زمینه اتفاقات و رخدادهای جهان اسلام حساس بود  که از آن جمله می توان به صدور اعلامیه‌هایی در محکومیت رژیم صهیونیستی و حمایت از فلسطین اشاره کرد. در 1356 فرزند ارشدشان آیت الله مصطفی خمینی به شهادت رسید و مردم سراسر کشور با برگزاری مجالس سوگواری آن را بهانه‌ای قرار داده به حمله به رژیم پهلوی پرداختند. این موضوع رژیم را بر آن داشت تا با انتشار مقالاتی به تخریب چهره امام بپردازد که از آن جمله انتشار مقاله احمد رشیدی مطلق در روزنامه [[اطلاعات]] بود. مردم پس از این اقدام رژیم اعتراضات خود را گسترش دادند که قیام 19 دی 1356 مردم [[قم]] از آن جمله بود. در اربعین شهدای [[قم]] و در 29 بهمن مردم [[تبریز]] بپا خاستند و چهلم‌های زنجیره‌ای شروع شد. گسترش این اعتراضات رژیم پهلوی را بر آن داشت تا با هماهنگی رژیم بعث عراق تصمیم به اخراج امام (ره) از آن کشور نماید. بنابراین امام تصمیم گرفتند به کویت بروند که با ممانعت دولت آن کشور مواجه شدند. سپس امام به فرانسه رفت و در نوفل لوشاتو مستقر شد. پس از آن نوفل لوشاتو به قلب تپنده [[انقلاب اسلامی ایران|انقلاب اسلامی]] مبدل شد. پس از خروج شاه از کشور امام در 12 بهمن 1357 و در میان استقبال باشکوه و چندین میلیونی مردم [[استان تهران|تهران]] به کشور بازگشت و پس از ایراد سخن در بهشت زهرا به مدرسه علوی [[استان تهران|تهران]] منتقل و به سازماندهی مبارزات مردم پرداخت. در 16 بهمن 1357 [[مهدی بازرگان|مهندس بازرگان]] را به نخست وزیری [[دولت موقت]] منصوب کرد. پس از پیروزی [[انقلاب اسلامی ایران|انقلاب اسلامی]] رهبری نظام اسلامی را بر عهده گرفت. در اسفند 1357 به [[قم]] رفت و پس از دو ماه اقامت در آن کشور مجددا به [[استان تهران|تهران]] بازگشت و به اداره کشور پرداخت تا اینکه در 14 خرداد 1368 دارفانی را وداع گفتند. پیکر ایشان با تشییع باشکوه مردم سراسر کشور و در میان حزن و اندوه مردم در بهشت زهرای [[استان تهران|تهران]] به خاک سپرده شد  و بارگاه ملکوتی ایشان زیارتگاه مومنین می باشد. امام (ره) از جمله مراجع نو اندیش جهان تشیع بودند که به جدائی دین از سیاست اعتقاد داشته مبارزه با مستکبران را سر لوحه اقداماتشان قرار دادند و پیروزی [[انقلاب اسلامی ایران|انقلاب اسلامی]] و استقرار نظام اسلامی در کشور با پایمردی و رهبری ایشان ممکن شد.      


آيت الله العظمي سيد روح الله مصطفوي موسوي خميني معروف به امام خميني در 1281ش در خمين به دنيا آمد . اجدادش نيشابوري الاصل بودند که پس از ساليان دراز اقامت در هندوستان به کشور بازگشته در خمين سکني گزيده بودند . پدر بزرگش پس از آشنايي با يکي از طلاب خميني حوزه علميه نجف اشرف، همراه او به خمين آمد و پس از ازدواج با خواهر او، در خمين ماندگار شد و با توجه به تفقه و تقوايش، مورد مراجعه پعام  خاص گرديد. پدرش آيت الله سيد مصطفي از روحانيون برجسته خمين بود که چون پدرش، محل رجوع مردم بود و به خصوص در اوضاع سياسي متشنج سالهاي پاياني دوره قاجار، ملجا مردم بود و رهبري مردم در مقابله با رازنان و اشرار را که اموال مردم را مورد غارت قرار مي دادند بر عهده داشتو عاقبت در اثر درگيري با اشرار منطقه به شهادت رسيد. او خواندن و نوشتن را در زادگاهش و نيز محلات فراگرفت و سپس به تحصيل دروس ديني پرداخت و  مقدمات را نزد برادرش آيت الله پسنديده و ديگر اساتيد حوزه هاي علميه آن شهرها آموخت  . مدتي نيز در حوزه هعاي علميه اصفهان، به فراگيري دروس ديني مشغول بود. با تاسيس حوزه علميه در اراک بوسيله آيت الله العظمي عبدالکريم حائري يزدي به آن شهر رفت و در  دروس عالي سطح و نيز خارج فقه و اصول معظم له حاضر شد . با عزيمت آيت الله العظمي حائري به قم و تاسيس حوزه علميه آن شهر، به قم رفت و تحصيلات خود را در آن حوزه تداوم داد و از محضر درس آيت الله موسس و نيز آيات عظام سيد علي يثربي کاشاني و سيد محمد تقي خوانساري سود برد . سپس در درس فلسفه آيات رفيعي قزويني و شيخ محمد علي شاه آبادي حاضر و به فراگيري فلسفه از محضر آنان پرداخت . در درس هيات هم از محضر آيت الله ميرزا علي اکبر حکمي سود برد  و در اخلاق از شاگردان آيت الله ميرزا جواد آقا ملکي تبريزي بود. او پس از طي دروس خارج فقه و اصول به درجه اجتهاد نائل آمد و به تدريس در حوزه علميه قم پرداخت . وي مبارزات سياسي خود را از دوران رضاشاه آغاز کرد و در جريان کشف حجاب در ارسال تلگراف اعتراض آميز آيت الله العظمي حائري به رضاشاه نقش زيادي داشت . پس از نوشته شدن کتاب اسرار هزار ساله در اهانت به مباني آيين تشيبع کتاب کشف الاسرار را به رشته تحرير در آورد. در آن دوران که حوزه علميه قم به واسطه فقدان رهبريت متمرکز در تهديد بود در عزيمت آيت الله العظمي بروجردي به قم نقش زيادي داشت . وقتي آيت الله العظمي بروجردي در تهران بستري بود همراه با تني چند از روحانيون و مدرسين دروس ديني حوزه علميه قم به تهران آمده با معظم له ديدار کردند و در اثر تشويقها و تلاشهاي آنان بود که آيت الله العظمي بروجردي به قم رفت و زعامت ديني حوزه علميه قم را عهده دار گرديد. در دوران ملي شدن صنعت نفت به حمايت از آن پرداخت .پس از آن عمده اهتمام ايشان در اصلاح امور حوزه علميه قم بود که در اين راستا طرحي تهيه و به آيت الله العظمي بروجردي ارائه کرد . اين طرح مورد مخالفت آيت الله العظمي بروجردي قرار گرفت ولي امام ره همچنان ب اصلاح امور حوزه اهتمام جدي داشت. در اين مدت ، به تدريس دروس خارج فقه و اصول در مسجد سلماسي قم مبادرت مي ورزيد و از لحاظ  تعداد شاگرد، در رديف علما و مدرسين طراز اول حوزه علميه قم قرار داشت. پس از فوت آيت الله العظمي بروجردي به عنوان يکي از مراجع شيعه مطرح شد و رساله عمليه او با عنوان زبده الاکام، توسط جمعي از  شاگردان او تدوين شد. رژيم پهلوي، پس از رحلت آيت الله العظمي بروجردي با استفاده از خلا مرجعيت مقتدر چون آن مرجع فقيد، در صدد اجراي طرحهاي سياسي –اجتماعي برآمد که آشکارا صبغه غير ديني داشت. امام به عنوان يکي از مراجع مسلم تقليد نسبت به اين اقدامات واکنش نشان داد و در جريان طرح انجمن هاي ايالتي و ولايتي علما را به جلسه مشورتي در منزل آيت الله حائري يزدي – فرزند آيت الله موسس – فراخواند که نتيجه آن ارسال تلگراف اعتراض آميز به علم نخست وزير وقت بود . پس از بي اعتنائي دولت به آن تلگراف در نامه اي به نخست وزير وقت به آن بي اعتنائي اعتراض کرد . پس از تصميم رژيم به برگزاري رفراندوم انقلاب سفيد علما را به جلسه مشورتي دعوت کرد که پس از آن آيت الله روح الله کمالوند به تهران اعزام شد تا در زمينه آن رفراندوم با شاه  مذاکره کند .تصميم جدي شاه به برگزاري رفراندوم باعث شد تا امام آن را تحريم نمايد . سپس با انتشار اعلاميه اي عيد 1342 را تحريم کرد . در عيد 1342 که مصادف با سالروز شهادت امام جعفر صادق بود مجلس يادبودي در منزل خود برقرار کرد و اقدامات رژيم را مورد انتقاد قرار داد. در همان روز، عوامل رژيم، به مجلس يادبود در مدرسه فيضيه که توسط آيت الله العظمي گلپايگاني برگزار شده بود حمله کردند و روحانيون را مورد ضرب و شتم قرار دادند. پس از حمله رژيم به مدرسه فيضيه آن را محکوم کرد . در محرم 1342ش روحانيت را به بيان اقدامات ضد ديني رژيم فراخواند و با اعزام نمايندگاني به سراسر کشور، آنان را اقدامي مشترک جهت نقد سياست هاي رژيم دعوت کرد و خود در اجتماع عظيم مردم در روز عاشورا اقدامات رژيم را تقبيح کرد و در سخنراني  شديداللحني رژيم را مورد حمله  قرار داد. پس از آن در 14/خرداد/1342 دستگير و به تهران منتقل و در زندان انفرادي در باشگاه افسران محبوس شد . دستگيري او باعث اعتراض گسترده مردم سراسر کشور شد که در اثر آن اعتراضات قيام 15/خرداد شکل گرفت . در اثر اين قيام که ابتدا در قم و سپس در تهران و سراسر کشور نمود يافت، رژيم به تظاهرات گسترده مردم که شعار ضد شاه سر مي دادند و سياست هاي او را مورد حمله قرار مي دادند حمله ور شد و در سراسر کشور بالغ بر صدها نفر از مردم کشته شدند و علما و روحانيون برجسته در شهرهاي تهران، قم، تبريز ، شيراز و.. دستگير و به تهران منتقل و در زندانهاي رژيم مححبوس شدند. سپس رژيم درصدد محاکمه او برآمد که با مهاجرت علماي سراسر کشور به تهران و در اعتراض به آن ناکام ماند . از جمله علماي مهاجر به تهران مي توان به آيات عظام ميلاني، شريعتمداري ، مرعشي نجفي و.. اشاره کرد. اين اقدام هماهنگ آنان، رژيم را در موضع ضعف قرار داد و از محاکمه امام ره خودداري و ناچارا او را به منزلي در قيطريه تهران منتقل کردند. حضور امام در قيطريه باعث شد تا اقار مختلف مردم به ديدار ايشان شتافته در جريان تحولات روز قرار بگيرند. رژيم به خاطر اقبال مردم تهران به ا نمي توانست ايشان را در تهران نگه دارد لذا پس از ده ماه حبس و حصر در نهايت در فروردين 1343 او را آزاد کردند . هنگام عزيمت امام ره به قم، استقبال عظيمي از او صورت گرفت و روحانيون از سراسر کشور به ديدار ايشان تشافته پيروزي او را به محضرشان و نيز روحانيت تبريک مي گفتند. در جريان تصويب قانون کاپيتولاسيون[مصونيت قضائي نظاميان آمريکائي در ايران ] در مجلس شوراي ملي در آبان 1343، سخنراني شديداللحني عليه شاه ايراد کرد که متعاقب آن در 13/ آبان دستگير و پس از انتقال به تهران به ترکيه تبعيد شد . در ترکيه مدت يازده ماه در شهر بورساي آن کشور در  تبعيد بود و در اين مدت روحانيون مبارز با ارسال اعلاميه هايي ، اقدام رژيم را مورد حمله قرار دادند. رژيم مدت مديدي نتوانست ايشان را در ترکيه نگه دارد لذا بر اثر اصرارهاي روحانيت مبارز و نيز مراجع، معظم له را به نجف اشرف تبعيد کردند. در نجف اشرف ضمن حفظ ارتباط با مبارزان داخل کشور به تدريس دروس خارج فقه و اصول پرداخت و مباحث ولايت فقيه را در آن حوزه مطرح کرد . ايشان در عراق دست از مبارزه بر نداشت و در هر فرصتي با صدور اعلاميه به حمله به رژيم پهلوي ميپرداخت . علاوه بر آن در زمينه اتفاقات و رخدادهاي جهان اسلام حساس بود  که از آن جمله مي توان به صدور اعلاميه هايي در محکوميت رژيم صهيونيستي و حمايت از فلسطين اشاره کرد . در 1356 فرزند ارشدشان آيت الله مصطفي خميني به شهادت رسيد و مردم سراسر کشور با برگزاري مجالس سوگواري آن را بهانه اي قرار داده به حمله به رژيم پهلوي پرداختند . اين موضوع رژيم را بر آن داشت تا با انتشار مقالاتي به تخريب چهره امام بپردازد که از آن جمله انتشار مقاله احمد رشيدي مطلق در روزنامه اطلاعات بود . مردم پس از اين اقدام رژيم اعتراضات خود را گسترش دادند که قيام 19/دي /1356 مردم قم از آن جمله بود . در اربعين شهداي قم و در 29 / بهمن مردم تبريز بپا خاستند و چهلمهاي زنجيره اي شروع شد . گسترش اين اعتراضات رژيم پهلوي را بر آن داشت تا با هماهنگي رژيم بعث عراق تصميم به اخراج امام ره از آن کشور نمايد . بنابراين امام تصميم گرفتند به کويت بروند که با ممانعت دولت آن کشور مواجه شدند . سپس امام به فرانسه رفت و در نوفل لوشاتو مستقر شد . پس از آن نوفل لوشاتو به قلب تپنده انقلاب اسلامي مبدل شد . پس از خروج شاه از کشور امام در 12/بهمن /1357 و در ميان استقبال باشکوه و چندين ميليوني مردم تهران به کشور بازگشت و پس از ايراد سخن در بهشت زهرا به مدرسه علوي تهران منتقل و به سازماندهي مبارزات مردم پرداخت . در 16/ بهمن /1357 مهندس بازرگان را به نخست وزيري دولت موقت منصوب کرد . پس از پيروزي انقلاب اسلامي رهيبرب نظام اسلامي را بر عهده گرفت.  در اسفند 1357 به قم رفت و پس از دو ماه اقامت در آن کشور مجددا به تهران بازگشت و به اداره کشور پرداخت تا اينکه در 14/خرداد/1368 دارفاني را وداع گفتند .پيکر ايشان باتشييع باشکوه مردم سراسر کشور و در ميان حزن و اندوه مردم در بهشت زهراي تهران به خاک سپرده شد  و بارگاه ملکوتي ايشان زيارتگاه مومنين مي باشد .امام ره از جمله مراجع نو انديش جهان تشيع بودند که به جدائي دين از سياست اعتقاد داشته مبارزه با مستکبران را سر لوحه اقداماتشان قرار دادند و پيروزي انقلاب اسلامي و استقرار نظام اسلامي در کشور با پايمردي و رهبري ايشان ممکن شد .از ايشان  آثاري نيز بر جاي مانده است که از آن جمله مي توان به موارد ذيل اشاره کرد :1-کشف الاسرار 2- منهاج النهايه 3- رساله توضيح المسائل 4- حاشيه بر مفتاح الغيب و چندين اثر ديگر.
از ایشان آثاری نیز بر جای مانده است که از آن جمله می‌توان به موارد ذیل اشاره کرد:    


منابع :1- انصاري ؛حميد ،حديث بيداري ـ نگاهي به زندگي نامه آرماني ؛علمي ،سياسي امام خميني ،تهران ،موسسه تنظيم و نشر آثار امام خميني ،13742- رجبي ،محمد حسن ،زندگينامه سياسي امام خميني ،تهران ،مرکز اسناد انقلاب اسلامي ؛13793- صحيفه نور ؛تهران ؛سازمان اسناد و مدارک انقلاب اسلامي ايران ،1361
# کشف الاسرار
# منهاج النهایه
# رساله توضیح المسائل
# حاشیه بر مفتاح الغیب
 
و چندین اثر دیگر.<ref>انصاری، حمید، حدیث بیداری: نگاهی به زندگی نامه آرمانی علمی سیاسی امام خمینی، تهران، موسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی، 1374.</ref><ref>رجبی، محمد حسن، زندگینامه سیاسی امام خمینی، تهران، مرکز اسناد انقلاب اسلامی، 1379.</ref><ref>[امام] خمينی، روح‌الله، صحیفه نور، تهران، سازمان اسناد و مدارک انقلاب اسلامی ایران، 1361.</ref>   
 
== نیز نگاه کنید به ==
 
* [[آیت الله بروجردی]]
* [[انقلاب اسلامی ایران]]
* [[جمهوری اسلامی]]
* [[قیام پانزده خرداد 1342]]
* [[ولایت فقیه]]
 
== مآخذ ==
<references />
 
== منبع اصلی ==
[https://icro.ir/ سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلام]ی، مرکز مطالعات راهبردی روابط فرهنگی (1401)، درآمدی بر دانشنامه [[انقلاب اسلامی ایران|انقلاب اسلامی]]، [https://alhodapub.com/ موسسه فرهنگی هنری و انتشارات بین المللی الهدی].
 
== نویسنده مقاله ==
داود قاسم پور
[[رده:انقلاب اسلامی]]

نسخهٔ کنونی تا ‏۲۸ ژوئیهٔ ۲۰۲۶، ساعت ۲۱:۰۱

آیت الله العظمی سید روح الله مصطفوی موسوی خمینی، معروف به امام خمینی در 1281 ش در خمین به دنیا آمد. اجدادش نیشابوری الاصل بودند که پس از سالیان دراز اقامت در هندوستان به کشور بازگشته در خمین سکنی گزیده بودند. پدر بزرگش پس از آشنایی با یکی از طلاب خمینی حوزه علمیه نجف اشرف، همراه او به خمین آمد و پس از ازدواج با خواهر او، در خمین ماندگار شد و با توجه به تفقه و تقوایش، مورد مراجعه عام و خاص گردید. پدرش آیت الله سید مصطفی از روحانیون برجسته خمین بود که چون پدرش، محل رجوع مردم بود و به خصوص در اوضاع سیاسی متشنج سال‌های پایانی دوره قاجار، ملجا مردم بود و رهبری مردم در مقابله با راهزنان و اشرار را که اموال مردم را مورد غارت قرار می‌دادند بر عهده داشت و عاقبت در اثر درگیری با اشرار منطقه به شهادت رسید. او خواندن و نوشتن را در زادگاهش و نیز محلات فراگرفت و سپس به تحصیل دروس دینی پرداخت و مقدمات را نزد برادرش آیت الله پسندیده و دیگر اساتید حوزه های علمیه آن شهرها آموخت. مدتی نیز در حوزه‌های علمیه اصفهان، به فراگیری دروس دینی مشغول بود. با تاسیس حوزه علمیه در اراک بوسیله آیت الله العظمی عبدالکریم حائری یزدی به آن شهر رفت و در دروس عالی سطح و نیز خارج فقه و اصول معظم له حاضر شد. با عزیمت آیت الله العظمی حائری به قم و تاسیس حوزه علمیه آن شهر، به قم رفت و تحصیلات خود را در آن حوزه تداوم داد و از محضر درس آیت الله موسس و نیز آیات عظام سید علی یثربی کاشانی و سید محمد تقی خوانساری سود برد. سپس در درس فلسفه آیات رفیعی قزوینی و شیخ محمد علی شاه آبادی حاضر و به فراگیری فلسفه از محضر آنان پرداخت. در درس هیات هم از محضر آیت الله میرزا علی اکبر حکمی سود برد و در اخلاق از شاگردان آیت الله میرزا جواد آقا ملکی تبریزی بود. او پس از طی دروس خارج فقه و اصول به درجه اجتهاد نائل آمد و به تدریس در حوزه علمیه قم پرداخت. وی مبارزات سیاسی خود را از دوران رضاشاه آغاز کرد و در جریان کشف حجاب در ارسال تلگراف اعتراض آمیز آیت الله العظمی حائری به رضاشاه نقش زیادی داشت. پس از نوشته شدن کتاب اسرار هزار ساله در اهانت به مبانی آیین تشیبع کتاب کشف الاسرار را به رشته تحریر در آورد. در آن دوران که حوزه علمیه قم به واسطه فقدان رهبریت متمرکز در تهدید بود در عزیمت آیت الله العظمی بروجردی به قم نقش زیادی داشت. وقتی آیت الله العظمی بروجردی در تهران بستری بود همراه با تنی چند از روحانیون و مدرسین دروس دینی حوزه علمیه قم به تهران آمده با معظم له دیدار کردند و در اثر تشویق‌ها و تلاش‌های آنان بود که آیت الله العظمی بروجردی به قم رفت و زعامت دینی حوزه علمیه قم را عهده دار گردید. در دوران ملی شدن صنعت نفت به حمایت از آن پرداخت. پس از آن عمده اهتمام ایشان در اصلاح امور حوزه علمیه قم بود که در این راستا طرحی تهیه و به آیت الله العظمی بروجردی ارائه کرد. این طرح مورد مخالفت آیت الله العظمی بروجردی قرار گرفت ولی امام (ره) همچنان به اصلاح امور حوزه اهتمام جدی داشت. در این مدت، به تدریس دروس خارج فقه و اصول در مسجد سلماسی قم مبادرت می ورزید و از لحاظ تعداد شاگرد، در ردیف علما و مدرسین طراز اول حوزه علمیه قم قرار داشت. پس از فوت آیت الله العظمی بروجردی به عنوان یکی از مراجع شیعه مطرح شد و رساله عملیه او با عنوان زبده الاکام، توسط جمعی از شاگردان او تدوین شد. رژیم پهلوی، پس از رحلت آیت الله العظمی بروجردی با استفاده از خلا مرجعیت مقتدر چون آن مرجع فقید، در صدد اجرای طرح‌های سیاسی –اجتماعی برآمد که آشکارا صبغه غیر دینی داشت. امام به عنوان یکی از مراجع مسلم تقلید نسبت به این اقدامات واکنش نشان داد و در جریان طرح انجمن های ایالتی و ولایتی علما را به جلسه مشورتی در منزل آیت الله حائری یزدی – فرزند آیت الله موسس – فراخواند که نتیجه آن ارسال تلگراف اعتراض آمیز به علم نخست وزیر وقت بود. پس از بی اعتنائی دولت به آن تلگراف در نامه ای به نخست وزیر وقت به آن بی اعتنائی اعتراض کرد. پس از تصمیم رژیم به برگزاری رفراندوم انقلاب سفید علما را به جلسه مشورتی دعوت کرد که پس از آن آیت الله روح الله کمالوند به تهران اعزام شد تا در زمینه آن رفراندوم با شاه مذاکره کند. تصمیم جدی شاه به برگزاری رفراندوم باعث شد تا امام آن را تحریم نماید. سپس با انتشار اعلامیه‌ای عید 1342 را تحریم کرد. در عید 1342 که مصادف با سالروز شهادت امام جعفر صادق (ع) بود مجلس یادبودی در منزل خود برقرار کرد و اقدامات رژیم را مورد انتقاد قرار داد. در همان روز، عوامل رژیم، به مجلس یادبود در مدرسه فیضیه که توسط آیت الله العظمی گلپایگانی برگزار شده بود حمله کردند و روحانیون را مورد ضرب و شتم قرار دادند. پس از حمله رژیم به مدرسه فیضیه آن را محکوم کرد. در محرم 1342 ش روحانیت را به بیان اقدامات ضد دینی رژیم فراخواند و با اعزام نمایندگانی به سراسر کشور، آنان را اقدامی مشترک جهت نقد سیاست های رژیم دعوت کرد و خود در اجتماع عظیم مردم در روز عاشورا اقدامات رژیم را تقبیح کرد و در سخنرانی شدیداللحنی رژیم را مورد حمله قرار داد. پس از آن در 14 خرداد 1342 دستگیر و به تهران منتقل و در زندان انفرادی در باشگاه افسران محبوس شد. دستگیری او باعث اعتراض گسترده مردم سراسر کشور شد که در اثر آن اعتراضات قیام 15 خرداد شکل گرفت. در اثر این قیام که ابتدا در قم و سپس در تهران و سراسر کشور نمود یافت، رژیم به تظاهرات گسترده مردم که شعار ضد شاه سر می‌دادند و سیاست‌های او را مورد حمله قرار می دادند حمله ور شد و در سراسر کشور بالغ بر صدها نفر از مردم کشته شدند و علما و روحانیون برجسته در شهرهای تهران، قم، تبریز، شیراز و.. دستگیر و به تهران منتقل و در زندان‌های رژیم مححبوس شدند. سپس رژیم درصدد محاکمه او برآمد که با مهاجرت علمای سراسر کشور به تهران و در اعتراض به آن ناکام ماند. از جمله علمای مهاجر به تهران می توان به آیات عظام میلانی، شریعتمداری ، مرعشی نجفی و... اشاره کرد. این اقدام هماهنگ آنان، رژیم را در موضع ضعف قرار داد و از محاکمه امام (ره) خودداری و ناچارا او را به منزلی در قیطریه تهران منتقل کردند. حضور امام در قیطریه باعث شد تا اقشار مختلف مردم به دیدار ایشان شتافته در جریان تحولات روز قرار بگیرند. رژیم به خاطر اقبال مردم تهران به امام نمی‌توانست ایشان را در تهران نگه دارد لذا پس از ده ماه حبس و حصر در نهایت در فروردین 1343 او را آزاد کردند. هنگام عزیمت امام ره به قم، استقبال عظیمی از او صورت گرفت و روحانیون از سراسر کشور به دیدار ایشان تشافته پیروزی او را به محضرشان و نیز روحانیت تبریک می گفتند. در جریان تصویب قانون کاپیتولاسیون [مصونیت قضائی نظامیان آمریکائی در ایران] در مجلس شورای ملی در آبان 1343، سخنرانی شدیداللحنی علیه شاه ایراد کرد که متعاقب آن در 13 آبان دستگیر و پس از انتقال به تهران به ترکیه تبعید شد. در ترکیه مدت یازده ماه در شهر بورسای آن کشور در تبعید بود و در این مدت روحانیون مبارز با ارسال اعلامیه‌هایی، اقدام رژیم را مورد حمله قرار دادند. رژیم مدت مدیدی نتوانست ایشان را در ترکیه نگه دارد لذا بر اثر اصرارهای روحانیت مبارز و نیز مراجع، معظم له را به نجف اشرف تبعید کردند. در نجف اشرف ضمن حفظ ارتباط با مبارزان داخل کشور به تدریس دروس خارج فقه و اصول پرداخت و مباحث ولایت فقیه را در آن حوزه مطرح کرد. ایشان در عراق دست از مبارزه بر نداشت و در هر فرصتی با صدور اعلامیه به حمله به رژیم پهلوی میپرداخت . علاوه بر آن در زمینه اتفاقات و رخدادهای جهان اسلام حساس بود که از آن جمله می توان به صدور اعلامیه‌هایی در محکومیت رژیم صهیونیستی و حمایت از فلسطین اشاره کرد. در 1356 فرزند ارشدشان آیت الله مصطفی خمینی به شهادت رسید و مردم سراسر کشور با برگزاری مجالس سوگواری آن را بهانه‌ای قرار داده به حمله به رژیم پهلوی پرداختند. این موضوع رژیم را بر آن داشت تا با انتشار مقالاتی به تخریب چهره امام بپردازد که از آن جمله انتشار مقاله احمد رشیدی مطلق در روزنامه اطلاعات بود. مردم پس از این اقدام رژیم اعتراضات خود را گسترش دادند که قیام 19 دی 1356 مردم قم از آن جمله بود. در اربعین شهدای قم و در 29 بهمن مردم تبریز بپا خاستند و چهلم‌های زنجیره‌ای شروع شد. گسترش این اعتراضات رژیم پهلوی را بر آن داشت تا با هماهنگی رژیم بعث عراق تصمیم به اخراج امام (ره) از آن کشور نماید. بنابراین امام تصمیم گرفتند به کویت بروند که با ممانعت دولت آن کشور مواجه شدند. سپس امام به فرانسه رفت و در نوفل لوشاتو مستقر شد. پس از آن نوفل لوشاتو به قلب تپنده انقلاب اسلامی مبدل شد. پس از خروج شاه از کشور امام در 12 بهمن 1357 و در میان استقبال باشکوه و چندین میلیونی مردم تهران به کشور بازگشت و پس از ایراد سخن در بهشت زهرا به مدرسه علوی تهران منتقل و به سازماندهی مبارزات مردم پرداخت. در 16 بهمن 1357 مهندس بازرگان را به نخست وزیری دولت موقت منصوب کرد. پس از پیروزی انقلاب اسلامی رهبری نظام اسلامی را بر عهده گرفت. در اسفند 1357 به قم رفت و پس از دو ماه اقامت در آن کشور مجددا به تهران بازگشت و به اداره کشور پرداخت تا اینکه در 14 خرداد 1368 دارفانی را وداع گفتند. پیکر ایشان با تشییع باشکوه مردم سراسر کشور و در میان حزن و اندوه مردم در بهشت زهرای تهران به خاک سپرده شد و بارگاه ملکوتی ایشان زیارتگاه مومنین می باشد. امام (ره) از جمله مراجع نو اندیش جهان تشیع بودند که به جدائی دین از سیاست اعتقاد داشته مبارزه با مستکبران را سر لوحه اقداماتشان قرار دادند و پیروزی انقلاب اسلامی و استقرار نظام اسلامی در کشور با پایمردی و رهبری ایشان ممکن شد.

از ایشان آثاری نیز بر جای مانده است که از آن جمله می‌توان به موارد ذیل اشاره کرد:

  1. کشف الاسرار
  2. منهاج النهایه
  3. رساله توضیح المسائل
  4. حاشیه بر مفتاح الغیب

و چندین اثر دیگر.[۱][۲][۳]

نیز نگاه کنید به

مآخذ

  1. انصاری، حمید، حدیث بیداری: نگاهی به زندگی نامه آرمانی علمی سیاسی امام خمینی، تهران، موسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی، 1374.
  2. رجبی، محمد حسن، زندگینامه سیاسی امام خمینی، تهران، مرکز اسناد انقلاب اسلامی، 1379.
  3. [امام] خمينی، روح‌الله، صحیفه نور، تهران، سازمان اسناد و مدارک انقلاب اسلامی ایران، 1361.

منبع اصلی

سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، مرکز مطالعات راهبردی روابط فرهنگی (1401)، درآمدی بر دانشنامه انقلاب اسلامی، موسسه فرهنگی هنری و انتشارات بین المللی الهدی.

نویسنده مقاله

داود قاسم پور