پرش به محتوا

مصطفوی موسوی خمینی، سید روح الله

از ویکی ایران

آیت الله العظمی سید روح الله مصطفوی موسوی خمینی، معروف به امام خمینی در 1281 ش در خمین به دنیا آمد. اجدادش نیشابوری الاصل بودند که پس از سالیان دراز اقامت در هندوستان به کشور بازگشته در خمین سکنی گزیده بودند. پدر بزرگش پس از آشنایی با یکی از طلاب خمینی حوزه علمیه نجف اشرف، همراه او به خمین آمد و پس از ازدواج با خواهر او، در خمین ماندگار شد و با توجه به تفقه و تقوایش، مورد مراجعه عام و خاص گردید. پدرش آیت الله سید مصطفی از روحانیون برجسته خمین بود که چون پدرش، محل رجوع مردم بود و به خصوص در اوضاع سیاسی متشنج سال‌های پایانی دوره قاجار، ملجا مردم بود و رهبری مردم در مقابله با راهزنان و اشرار را که اموال مردم را مورد غارت قرار می‌دادند بر عهده داشت و عاقبت در اثر درگیری با اشرار منطقه به شهادت رسید. او خواندن و نوشتن را در زادگاهش و نیز محلات فراگرفت و سپس به تحصیل دروس دینی پرداخت و مقدمات را نزد برادرش آیت الله پسندیده و دیگر اساتید حوزه های علمیه آن شهرها آموخت. مدتی نیز در حوزه‌های علمیه اصفهان، به فراگیری دروس دینی مشغول بود. با تاسیس حوزه علمیه در اراک بوسیله آیت الله العظمی عبدالکریم حائری یزدی به آن شهر رفت و در دروس عالی سطح و نیز خارج فقه و اصول معظم له حاضر شد. با عزیمت آیت الله العظمی حائری به قم و تاسیس حوزه علمیه آن شهر، به قم رفت و تحصیلات خود را در آن حوزه تداوم داد و از محضر درس آیت الله موسس و نیز آیات عظام سید علی یثربی کاشانی و سید محمد تقی خوانساری سود برد. سپس در درس فلسفه آیات رفیعی قزوینی و شیخ محمد علی شاه آبادی حاضر و به فراگیری فلسفه از محضر آنان پرداخت. در درس هیات هم از محضر آیت الله میرزا علی اکبر حکمی سود برد و در اخلاق از شاگردان آیت الله میرزا جواد آقا ملکی تبریزی بود. او پس از طی دروس خارج فقه و اصول به درجه اجتهاد نائل آمد و به تدریس در حوزه علمیه قم پرداخت. وی مبارزات سیاسی خود را از دوران رضاشاه آغاز کرد و در جریان کشف حجاب در ارسال تلگراف اعتراض آمیز آیت الله العظمی حائری به رضاشاه نقش زیادی داشت. پس از نوشته شدن کتاب اسرار هزار ساله در اهانت به مبانی آیین تشیبع کتاب کشف الاسرار را به رشته تحریر در آورد. در آن دوران که حوزه علمیه قم به واسطه فقدان رهبریت متمرکز در تهدید بود در عزیمت آیت الله العظمی بروجردی به قم نقش زیادی داشت. وقتی آیت الله العظمی بروجردی در تهران بستری بود همراه با تنی چند از روحانیون و مدرسین دروس دینی حوزه علمیه قم به تهران آمده با معظم له دیدار کردند و در اثر تشویق‌ها و تلاش‌های آنان بود که آیت الله العظمی بروجردی به قم رفت و زعامت دینی حوزه علمیه قم را عهده دار گردید. در دوران ملی شدن صنعت نفت به حمایت از آن پرداخت. پس از آن عمده اهتمام ایشان در اصلاح امور حوزه علمیه قم بود که در این راستا طرحی تهیه و به آیت الله العظمی بروجردی ارائه کرد. این طرح مورد مخالفت آیت الله العظمی بروجردی قرار گرفت ولی امام (ره) همچنان به اصلاح امور حوزه اهتمام جدی داشت. در این مدت، به تدریس دروس خارج فقه و اصول در مسجد سلماسی قم مبادرت می ورزید و از لحاظ تعداد شاگرد، در ردیف علما و مدرسین طراز اول حوزه علمیه قم قرار داشت. پس از فوت آیت الله العظمی بروجردی به عنوان یکی از مراجع شیعه مطرح شد و رساله عملیه او با عنوان زبده الاکام، توسط جمعی از شاگردان او تدوین شد. رژیم پهلوی، پس از رحلت آیت الله العظمی بروجردی با استفاده از خلا مرجعیت مقتدر چون آن مرجع فقید، در صدد اجرای طرح‌های سیاسی –اجتماعی برآمد که آشکارا صبغه غیر دینی داشت. امام به عنوان یکی از مراجع مسلم تقلید نسبت به این اقدامات واکنش نشان داد و در جریان طرح انجمن های ایالتی و ولایتی علما را به جلسه مشورتی در منزل آیت الله حائری یزدی – فرزند آیت الله موسس – فراخواند که نتیجه آن ارسال تلگراف اعتراض آمیز به علم نخست وزیر وقت بود. پس از بی اعتنائی دولت به آن تلگراف در نامه ای به نخست وزیر وقت به آن بی اعتنائی اعتراض کرد. پس از تصمیم رژیم به برگزاری رفراندوم انقلاب سفید علما را به جلسه مشورتی دعوت کرد که پس از آن آیت الله روح الله کمالوند به تهران اعزام شد تا در زمینه آن رفراندوم با شاه مذاکره کند. تصمیم جدی شاه به برگزاری رفراندوم باعث شد تا امام آن را تحریم نماید. سپس با انتشار اعلامیه‌ای عید 1342 را تحریم کرد. در عید 1342 که مصادف با سالروز شهادت امام جعفر صادق (ع) بود مجلس یادبودی در منزل خود برقرار کرد و اقدامات رژیم را مورد انتقاد قرار داد. در همان روز، عوامل رژیم، به مجلس یادبود در مدرسه فیضیه که توسط آیت الله العظمی گلپایگانی برگزار شده بود حمله کردند و روحانیون را مورد ضرب و شتم قرار دادند. پس از حمله رژیم به مدرسه فیضیه آن را محکوم کرد. در محرم 1342 ش روحانیت را به بیان اقدامات ضد دینی رژیم فراخواند و با اعزام نمایندگانی به سراسر کشور، آنان را اقدامی مشترک جهت نقد سیاست های رژیم دعوت کرد و خود در اجتماع عظیم مردم در روز عاشورا اقدامات رژیم را تقبیح کرد و در سخنرانی شدیداللحنی رژیم را مورد حمله قرار داد. پس از آن در 14 خرداد 1342 دستگیر و به تهران منتقل و در زندان انفرادی در باشگاه افسران محبوس شد. دستگیری او باعث اعتراض گسترده مردم سراسر کشور شد که در اثر آن اعتراضات قیام 15 خرداد شکل گرفت. در اثر این قیام که ابتدا در قم و سپس در تهران و سراسر کشور نمود یافت، رژیم به تظاهرات گسترده مردم که شعار ضد شاه سر می‌دادند و سیاست‌های او را مورد حمله قرار می دادند حمله ور شد و در سراسر کشور بالغ بر صدها نفر از مردم کشته شدند و علما و روحانیون برجسته در شهرهای تهران، قم، تبریز، شیراز و.. دستگیر و به تهران منتقل و در زندان‌های رژیم مححبوس شدند. سپس رژیم درصدد محاکمه او برآمد که با مهاجرت علمای سراسر کشور به تهران و در اعتراض به آن ناکام ماند. از جمله علمای مهاجر به تهران می توان به آیات عظام میلانی، شریعتمداری ، مرعشی نجفی و... اشاره کرد. این اقدام هماهنگ آنان، رژیم را در موضع ضعف قرار داد و از محاکمه امام (ره) خودداری و ناچارا او را به منزلی در قیطریه تهران منتقل کردند. حضور امام در قیطریه باعث شد تا اقشار مختلف مردم به دیدار ایشان شتافته در جریان تحولات روز قرار بگیرند. رژیم به خاطر اقبال مردم تهران به امام نمی‌توانست ایشان را در تهران نگه دارد لذا پس از ده ماه حبس و حصر در نهایت در فروردین 1343 او را آزاد کردند. هنگام عزیمت امام ره به قم، استقبال عظیمی از او صورت گرفت و روحانیون از سراسر کشور به دیدار ایشان تشافته پیروزی او را به محضرشان و نیز روحانیت تبریک می گفتند. در جریان تصویب قانون کاپیتولاسیون [مصونیت قضائی نظامیان آمریکائی در ایران] در مجلس شورای ملی در آبان 1343، سخنرانی شدیداللحنی علیه شاه ایراد کرد که متعاقب آن در 13 آبان دستگیر و پس از انتقال به تهران به ترکیه تبعید شد. در ترکیه مدت یازده ماه در شهر بورسای آن کشور در تبعید بود و در این مدت روحانیون مبارز با ارسال اعلامیه‌هایی، اقدام رژیم را مورد حمله قرار دادند. رژیم مدت مدیدی نتوانست ایشان را در ترکیه نگه دارد لذا بر اثر اصرارهای روحانیت مبارز و نیز مراجع، معظم له را به نجف اشرف تبعید کردند. در نجف اشرف ضمن حفظ ارتباط با مبارزان داخل کشور به تدریس دروس خارج فقه و اصول پرداخت و مباحث ولایت فقیه را در آن حوزه مطرح کرد. ایشان در عراق دست از مبارزه بر نداشت و در هر فرصتی با صدور اعلامیه به حمله به رژیم پهلوی میپرداخت . علاوه بر آن در زمینه اتفاقات و رخدادهای جهان اسلام حساس بود که از آن جمله می توان به صدور اعلامیه‌هایی در محکومیت رژیم صهیونیستی و حمایت از فلسطین اشاره کرد. در 1356 فرزند ارشدشان آیت الله مصطفی خمینی به شهادت رسید و مردم سراسر کشور با برگزاری مجالس سوگواری آن را بهانه‌ای قرار داده به حمله به رژیم پهلوی پرداختند. این موضوع رژیم را بر آن داشت تا با انتشار مقالاتی به تخریب چهره امام بپردازد که از آن جمله انتشار مقاله احمد رشیدی مطلق در روزنامه اطلاعات بود. مردم پس از این اقدام رژیم اعتراضات خود را گسترش دادند که قیام 19 دی 1356 مردم قم از آن جمله بود. در اربعین شهدای قم و در 29 بهمن مردم تبریز بپا خاستند و چهلم‌های زنجیره‌ای شروع شد. گسترش این اعتراضات رژیم پهلوی را بر آن داشت تا با هماهنگی رژیم بعث عراق تصمیم به اخراج امام (ره) از آن کشور نماید. بنابراین امام تصمیم گرفتند به کویت بروند که با ممانعت دولت آن کشور مواجه شدند. سپس امام به فرانسه رفت و در نوفل لوشاتو مستقر شد. پس از آن نوفل لوشاتو به قلب تپنده انقلاب اسلامی مبدل شد. پس از خروج شاه از کشور امام در 12 بهمن 1357 و در میان استقبال باشکوه و چندین میلیونی مردم تهران به کشور بازگشت و پس از ایراد سخن در بهشت زهرا به مدرسه علوی تهران منتقل و به سازماندهی مبارزات مردم پرداخت. در 16 بهمن 1357 مهندس بازرگان را به نخست وزیری دولت موقت منصوب کرد. پس از پیروزی انقلاب اسلامی رهبری نظام اسلامی را بر عهده گرفت. در اسفند 1357 به قم رفت و پس از دو ماه اقامت در آن کشور مجددا به تهران بازگشت و به اداره کشور پرداخت تا اینکه در 14 خرداد 1368 دارفانی را وداع گفتند. پیکر ایشان با تشییع باشکوه مردم سراسر کشور و در میان حزن و اندوه مردم در بهشت زهرای تهران به خاک سپرده شد و بارگاه ملکوتی ایشان زیارتگاه مومنین می باشد. امام (ره) از جمله مراجع نو اندیش جهان تشیع بودند که به جدائی دین از سیاست اعتقاد داشته مبارزه با مستکبران را سر لوحه اقداماتشان قرار دادند و پیروزی انقلاب اسلامی و استقرار نظام اسلامی در کشور با پایمردی و رهبری ایشان ممکن شد.

از ایشان آثاری نیز بر جای مانده است که از آن جمله می‌توان به موارد ذیل اشاره کرد:

  1. کشف الاسرار
  2. منهاج النهایه
  3. رساله توضیح المسائل
  4. حاشیه بر مفتاح الغیب

و چندین اثر دیگر.[۱][۲][۳]

نیز نگاه کنید به

مآخذ

  1. انصاری، حمید، حدیث بیداری: نگاهی به زندگی نامه آرمانی علمی سیاسی امام خمینی، تهران، موسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی، 1374.
  2. رجبی، محمد حسن، زندگینامه سیاسی امام خمینی، تهران، مرکز اسناد انقلاب اسلامی، 1379.
  3. [امام] خمينی، روح‌الله، صحیفه نور، تهران، سازمان اسناد و مدارک انقلاب اسلامی ایران، 1361.

منبع اصلی

سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، مرکز مطالعات راهبردی روابط فرهنگی (1401)، درآمدی بر دانشنامه انقلاب اسلامی، موسسه فرهنگی هنری و انتشارات بین المللی الهدی.

نویسنده مقاله

داود قاسم پور