پرش به محتوا

افشاریه: تفاوت میان نسخه‌ها

از ویکی ایران
Nazli (بحث | مشارکت‌ها)
بدون خلاصۀ ویرایش
Samei (بحث | مشارکت‌ها)
بدون خلاصۀ ویرایش
 
خط ۱: خط ۱:
'''[[افشاریه|افشاريه]]،''' نام سلسله پادشاهیدر ايران و پيرامون آن از عراق و قفقاز تا شبه قاره هند در دوره ميان بر افتادن حكومت صفویبه‌دست افغان‌ها و بر آمدن حكومت قاجار (حك1148- حدود1210ق).
'''[[افشاریه]]،''' نام سلسله پادشاهی در [[کشور ایران|ایران]] و پیرامون آن از عراق و قفقاز تا شبه قاره هند در دوره میان بر افتادن [[صفویان|حکومت صفوی]] به‌دست افغان‌ها و بر آمدن [[قاجاریه|حکومت قاجار]] (حک1148- حدود1210ق).


مؤسس اين سلسله نادرشاه<sup>*</sup> (نادرقلي/ ندرقلي) از طايفه قرقلو (يا قرخلو) از افشارهای خراسان بود<ref>برای آگاهی بيشتر از افشارهایخراسان: بلوك باشي، علي. «اَفشار» در '''''دايرهالمعارف بزرگ اسلامي'''''. تهران: 1379، بنياد دايرهالمعارف بزرگ اسلامي، ج9، ص 495 و
مؤسس این سلسله [[نادرشاه افشار|نادرشاه]]<sup>*</sup> (نادرقلی/ ندرقلی) از طایفه قرقلو (یا قرخلو) از افشارهای خراسان بود<ref>Oberling. P "AFŠār" in '''''Encyclopaedia Iranica''''', New yourk Columbia university. 1985, VoL, 1, p 582-586.</ref><ref>مصاحب، غلامحسین. '''''دایره المعارف فارسی'''''. تهران: 1374، كتاب‌های جیبی، ج1، ذیل‌افشاریه، ص178.</ref>. [[اسماعیل صفوی|شاه اسماعیل]]<sup>*</sup> صفوی افشارهای قرقلو را برای جلوگیری از تهاجم ترکمن‌ها و ازبک ها از آذربایجان به ابیورد خراسان کوچ داد<ref>استرآبادی، میرزا مهدی. '''''جهانگشای نادری'''''. تصحیح عبدالله انوار، تهران: 1341، انجمن آثار ملی، ص26.</ref>. از آن زمان به همراه دیگر افشارها در تحولات سیاسی [[صفویان|دوره صفویان]]<sup>*</sup> تأثیر داشتند تا آن‌که افغان‌ها به سرکردگی محمود افغان در شورشی علیه حکومت مرکزی [[صفویان]] در [[اصفهان]] به عمر آن سلسله پایان دادند و نادرقلی افشار در هرج و مرج‌های پیش آمده برای فرونشاندن مدعیان حکومت در گوشه و کنار ایران، از اتحاد با شاه تهماسب سوم صفوی استفاده کرد و با شکست دادن افغان‌ها و برکناری اعقاب [[صفویان]] از صحنه سیاست، در دشت مغان تاج بر سر گذاشت (1148ق)<ref>تهرانی(وارد)، محمدشفیع. '''''تاریخ نادرشاهی'''''. به اهتمام رضا شعبانی، تهران: 1340، بنیاد فرهنگ ایران، ص44.</ref> و پس از او اعقابش تا اوایل [[قاجاریه|دوره قاجاریه]]<sup>*</sup>حکمرانی بخش‌هایی از [[کشور ایران|ایران]] به مرکزیت خراسان را در دست داشتند.


Oberling. P "AFŠār" in '''''Encyclopaedia Iranica''''', New yourk Columbia university. 1985, VoL, 1, p 582-586.</ref>. شاه اسماعيل<sup>*</sup> صفوی افشارهای قرقلو را برای جلوگيری از تهاجم تركمن‌ها و ازبك‌ها از آذربايجان به ابيورد خراسان كوچ داد<sup>3</sup> از آن زمان به همراه ديگر افشارها در تحولات سياسی دوره صفويان<sup>*</sup> تأثير داشتند تا آن‌كه افغان‌ها به سركردگی محمود افغان در شورشی عليه حكومت مركزی صفويان در اصفهان به عمر آن سلسله پايان دادند و نادرقلی افشار در هرج و مرج‌های پيش آمده برای فرونشاندن مدعيان حكومت در گوشه و كنار ايران، از اتحاد با شاه تهماسب سوم صفوی استفاده كرد و با شكست دادن افغان‌ها و بركناری اعقاب صفويان از صحنه سياست، در دشت مغان تاج بر سر گذاشت (1148ق)<sup>4</sup> و پس از او اعقابش تا اوايل دوره قاجاريه<sup>*</sup>حكمرانی بخش‌هايی از ايران به مركزيت خراسان را در دست داشتند.  
سیاست خاص مذهبی [[نادرشاه افشار|نادرشاه]] در رابطه با عثمانیان، تلاش برای حفظ اقتدار ایران پس از زوال [[صفویان]] و حمله او به هند در زمانی که استعمارگران متوجه آسیا شده بودند از مهم‌ترین ویژگی‌های دوره نادری است که به سبب بی‌لیاقتی و ناتوانی اعقاب او سیاست‌هایش ادامه نیافت چنان‌که با قتل نادرشاه انسجام سپاهیان ایران از هم گسیخت، احمدخان ابدالی در رأس سپاهیان افغان روانه قندهار و علیقلی‌خان، پسر محمدابراهیم‌خان ظهیرالدوله، برادرزاده [[نادرشاه افشار|نادرشاه]] که در هرات و [[استان سیستان و بلوچستان|سیستان]] صاحب نفوذ و دارای سپاهیان بسیاری بود روانه مشهد شد و با نام عادل شاه افشار و مطابق برخی منابع به نام علی‌شاه در 1160ق / ؟م تاج‌گذاری کرد<ref>بازن. '''''نامه‌های طبیب نادرشاه'''''. ترجمه علی‌اصغر حریری، به اهتمام حبیب یغمایی، تهران: 1340، انجمن آثار ملی، ص56.</ref> و فرزندان و نوادگان [[نادرشاه افشار|نادر]] را کشت و تنها شاهرخ‌ میرزا که پسر رضاقلی میرزا و نواده [[نادرشاه افشار|نادرشاه]] و نیز از نوادگان دختر شاه سلطان‌ حسین‌صفوی بود در [[مشهد]] زندانی کرد<ref>مروی، محمدکاظم (وزیرمرو). '''''عالم‌آرای نادری'''''. تصحیح محمدامین ریاحی، تهران: 1369، علم، ج3، ص1197.</ref>.


سياست خاص مذهبی نادرشاه در رابطه با عثمانيان، تلاش برای حفظ اقتدار ايران پس از زوال صفويان و حمله او به هند در زمانیكه استعمارگران متوجه آسيا شده بودند از مهم‌ترين ويژگي‌های دوره نادری است كه به سبب بي‌لياقتی و ناتوانی اعقاب او سياست‌هايش ادامه نيافت چنان‌كه با قتل نادرشاه انسجام سپاهيان ايران از هم گسيخت، احمدخان ابدالی در رأس سپاهيان افغان روانه قندهار و عليقلي‌خان، پسر محمدابراهيم‌خان ظهيرالدوله، برادرزاده نادرشاه كه در هرات و سيستان صاحب نفوذ و دارای سپاهيان بسياریبود روانه مشهد شد و با نام عادل شاه افشار و مطابق برخیمنابع به نام علي‌شاه در 1160ق / ؟م تاج‌گذاری كرد<sup>5</sup> و فرزندان و نوادگان نادر را كشت و تنها شاهرخ‌ ميرزا كه پسر رضاقلی ميرزا و نواده نادرشاه و نيز از نوادگان دختر شاه سلطان‌ حسين‌صفوی بود در مشهد زندانی كرد.<sup>6</sup> از همان زمان بختياري‌ها در غرب، قاجارها به سركردگیمحمدحسن‌خان قاجار پدر آقامحمد‌خان<sup>*</sup>در شمال و ابراهيم‌خان برادر عادلشاه كه حكومت اصفهان را داشت و با افغان‌ها و ازبك‌ها در اتحاد بود، شورش‌هايی را آغاز كردند كه در پیآن عادل شاه در 1161ق از اميراصلان‌خان قرقلو كه متحد با ابراهيم‌خان بود در تهران شكست خورد.<sup>7</sup> ابراهيم‌خان در حالیبا نام ابراهيم‌شاه افشار خود را شاه خواند و سكه به نام خود زد كه شاهرخ در مشهد توسط بزرگان افشاريه به سلطنت انتخاب شده بود و سرانجام ابراهيم‌خان بر اثر خيانت ميرسيدمحمد صفوي، كه قبلاً متولیآستان قدس بوده و به دستور ابراهيم‌خان متولی قم شده بود، دستگير و در مشهد به شاهرخ تسليم و كشته شد.<sup>8</sup> سيدمحمد صفوینيز كه از جانب مادر به شاه سليمان صفوی نسب مي‌برد با نام شاه سليمان دوم در برابر شاهرخ قرار گرفت و سلطنت چهل روزه‌ایرا در 1163ق در مشهد با خلع شاهرخ به دست آورد اما سرانجام در شورشی دستگير و به دستور شاهرخ نابينا شد.<sup>9</sup> سلطنت دوباره شاهرخ در معرض شورش‌های پي‌درپی قرار گرفت و كريم‌خان زند در غرب ايران به قدرت رسيد،<sup>10</sup> شاهرخ نيز كه سالخورده بود پسرش نادرميرزا را به وليعهدی و حكومت بر مشهد انتخاب كرد.  
از همان زمان بختیاری‌ها در غرب، [[قاجاریه|قاجارها]] به سرکردگی محمدحسن‌خان قاجار پدر [[آقا محمدخان قاجار|آقامحمد‌خان]]<sup>*</sup>در شمال و ابراهیم‌خان برادر عادل شاه که حکومت [[اصفهان]] را داشت و با افغان‌ها و ازبکها در اتحاد بود، شورش‌هایی را آغاز کردند که در پی آن عادل شاه در 1161ق از امیراصلان‌خان قرقلو که متحد با ابراهیم‌خان بود در [[استان تهران|تهران]] شکست خورد<ref>گلستانه، ابوالحسن. '''''مجمل‌التواریخ'''''. به کوشش مدرس رضوی، تهران: 2536(1356)، دانشگاه تهران، ص26-20.</ref>. ابراهیم‌خان در حالیبا نام ابراهیم‌شاه افشار خود را شاه خواند و سکه به نام خود زد که شاهرخ در [[مشهد]] توسط بزرگان افشاریه به سلطنت انتخاب شده بود و سرانجام ابراهیم‌خان بر اثر خیانت میرسیدمحمد صفوی، که قبلاً متولی [[آستان قدس رضوی|آستان قدس]] بوده و به دستور ابراهیم‌خان متولی [[قم]] شده بود، دستگیر و در [[مشهد]] به شاهرخ تسلیم و کشته شد<ref>perry. J. R. "AFsharids".in '''''Encyclopaedia Iranica''''', New yourk Columbia university. 1985. VoL, 1. p 588.</ref>. سیدمحمد صفوی نیز که از جانب مادر به شاه سلیمان [[صفویان|صفوی]] نسب می‌برد با نام شاه سلیمان دوم در برابر شاهرخ قرار گرفت و سلطنت چهل روزه‌ای را در 1163ق در [[مشهد]] با خلع شاهرخ به دست آورد اما سرانجام در شورشی دستگیر و به دستور شاهرخ نابینا شد<ref>قزوینی، ابوالحسن بن ابراهیم. '''''فواید الصفویه'''''. به کوشش مریم میراحمدی، تهران: 1367، مؤسسه مطالعات و تحقیقات فرهنگی، ص155. </ref>. سلطنت دوباره شاهرخ در معرض شورش‌های پی‌درپی قرار گرفت و [[کریم خان زند|کریم‌خان زند]] در غرب ایران به قدرت رسید<ref>مرعشی‌صفوی، میرزا محمدخلیل. '''''مجمع‌التواریخ'''''. به کوشش عباس اقبال، تهران: 1362، کتابخانه سنایی و طهوری، ص100-140. </ref>، شاهرخ نیز که سالخورده بود پسرش نادرمیرزا را به ولیعهدی و حکومت بر [[مشهد]] انتخاب کرد.  


در اوايل سده 13ق همزمان با بر آمدن آقا محمدخان قاجار،<sup>*</sup> احمدخان ابدالیدر قندهار، خوانين زند در غرب و جنوب و شاهرخ و فرزندانش در خراسان، در معرض حملات خان قاجار قرار گرفتند و در نهايت به دنبال حمله آقامحمدخان به مشهد، شاهرخ بر اثر شكنجه‌های او برای تحويل دادن جواهرات درگذشت.<sup>11</sup>
در اوایل سده 13ق همزمان با بر آمدن [[آقا محمدخان قاجار]]،<sup>*</sup> احمدخان ابدالی در قندهار، خوانین زند در غرب و جنوب و شاهرخ و فرزندانش در خراسان، در معرض حملات [[آقا محمدخان قاجار|خان قاجار]] قرار گرفتند و در نهایت به دنبال حمله [[آقا محمدخان قاجار|آقامحمدخان]] به مشهد، شاهرخ بر اثر شکنجه‌های او برای تحویل دادن جواهرات درگذشت<ref>ملکم، جان. '''''تاریخ ایران'''''. ترجمه میرزا اسماعیل حیرت، تهران: 1362، افست از چاپ سنگی، ج2، ص479.</ref>.


نادرميرزا نيز كه در هرات و در پناه حمايت افغان‌ها بود در دوره فتحعلي‌شاه برای دستيابی به حكومت مشهد به آنجا رفت اما از سپاهيان فتحعلیشاه  شكست خورده دستگير شد و حكومت افشاريان در ايران پايان يافت (1218ق). اما بسياریاز منابع درگذشت شاهرخ و تاج‌گذاریآقامحمدخان قاجار را پايان اين حكومت مي‌دانند (1210ق / ؟ م)<sup>12</sup>
نادرمیرزا نیز که در هرات و در پناه حمایت افغان‌ها بود در دوره [[فتحعلی شاه قاجار|فتحعلی‌شاه]] برای دستیابی به حکومت [[مشهد]] به آنجا رفت اما از سپاهیان [[فتحعلی شاه قاجار|فتحعلی شاه]]  شکست خورده دستگیر شد و حکومت [[افشار|افشاریان]] در [[کشور ایران|ایران]] پایان یافت (1218ق). اما بسیاری از منابع درگذشت شاهرخ و تاج‌گذاری [[آقا محمدخان قاجار|آقامحمدخان قاجار]] را پایان این حکومت می‌دانند (1210ق / ؟ م)<ref>سیدحسین‌زاده، هدی. «افشاریه» در '''''دایره المعارف بزرگ اسلامی'''''. تهران: 1379، بنیاد دایره المعارف بزرگ اسلامی تهران ج9، ص501-503. </ref>.


ساختار اداریايران در دوره افشاريه مبتنی بر نظام اداری صفويان اما با تأكيد بر نيروی نظامی به ويژه دردوره نادرشاه بود كه حمله پيروزمندانه  او به هند نيز در نتيجه توجه به ساختارهای نظامی بود.<sup>13</sup> امراء نظامی جايگاه والايی در اداره امور ولايات داشتند، مستوفيان در اجرای امور مالياتي، وزير بيوتات كه ناظر امور مالي، ديوانی و دربار بود،<sup>14</sup> و ديگر ديوانيان نظام حكومتی را سامان مي‌دادند. سياست خاص مذهبی نادرشاه به گونه‌ای بود كه موجب تعامل ميان ايران و عثمانی با دو مذهب شيعه و سنّی شد كه نتايج مثبتی برای شيعيان به دنبال داشت و موجب تقريب مذاهب شد. روحانيان نظام اجتماعی اين دوره جايگاه ويژه‌ای داشتند و ديگر گروه‌های اجتماعی و پس از آنان قرار داشتند. نادرشاه مخالف تعصبات خرافه‌های مذهبی بود كه اين امر موجب نارضايی عمومی از مي‌شد.
ساختار اداری [[کشور ایران|ایران]] در دوره افشاریه مبتنی بر نظام اداری [[صفویان]] اما با تأکید بر نیروی نظامی به ویژه دردوره [[نادرشاه افشار|نادرشاه]] بود که حمله پیروزمندانه  او به هند نیز در نتیجه توجه به ساختارهای نظامی بود<ref>شعبانی، رضا. '''''تاریخ اجتماعی ایران در عصر افشاریه'''''. تهران: 1359، دانشگاه ملی ایران، ج1، ص195. </ref>. امراء نظامی جایگاه والایی در اداره امور ولایات داشتند، مستوفیان در اجرای امور مالیاتی، وزیر بیوتات که ناظر امور مالی، دیوانی و دربار بود<ref>میرزا رفیعا، '''''دستور الملوک'''''. به اهتمام محمدتقی دانش‌پژوه، تهران: 1347و1348، مجله دانشکده ادبیات دانشگاه تهران، ش1-4. </ref>، و دیگر دیوانیان نظام حکومتی را سامان می‌دادند. سیاست خاص مذهبی [[نادرشاه افشار|نادرشاه]] به گونه‌ای بود که موجب تعامل میان [[کشور ایران|ایران]] و عثمانی با دو مذهب شیعه و سنّی شد که نتایج مثبتی برای شیعیان به دنبال داشت و موجب تقریب مذاهب شد. روحانیان نظام اجتماعی این دوره جایگاه ویژه‌ای داشتند و دیگر گروه‌های اجتماعی و پس از آنان قرار داشتند. [[نادرشاه افشار|نادرشاه]] مخالف تعصبات خرافه‌های مذهبی بود که این امر موجب نارضایی عمومی از می‌شد.


در سال‌های آخر سلطنت نادرشاه تا دوره كريم‌خان زند،<sup>*</sup> ايران دستخوش هرج و مرج‌ها و آشوب‌هايی قرار گرفت كه آسيب‌های فراوانی به ساختار اجتماعی و اقتصادیآن وارد شد و «تمام ايران شهرِ زور و ملك بيداد» گشت.<sup>15</sup> اگر چه ثروت‌ها، هدايا و غنائم آورده شده از هند<sup>16</sup> حتی در بخشودگي‌ ماليات‌ها تأثير داشت اما همزمان با دوران هرج و مرج، جامعه و اقتصاد ايران دچار آشوب و ظلم بسيار در حق رعايا شد. ماليات‌های گزاف كه بر اثر لشكركشي‌ها بر مردم تحميل مي‌شد در زوال كشاورزي، تجارت و نظام كوچ‌نشين ی مبتنی بر اقتصاد عشايری تأثير بسيار داشت. شورش‌های پی در پی  در مناطق مختلف كه در رأس هر كدام، سران ايلات حضوری غارت گرانه داشتند دوباره ساختاره ایاداري، اقتصادی و سياسی را در معرض زوال قرار داد.
در سال‌های آخر سلطنت [[نادرشاه افشار|نادرشاه]] تا دوره [[کریم خان زند|کریم‌خان زند]]،<sup>*</sup> ایران دستخوش هرج و مرج‌ها و آشوب‌هایی قرار گرفت که آسیب‌های فراوانی به ساختار اجتماعی و اقتصادیآن وارد شد و «تمام [[ایرانشهر|ایران شهرِ]] زور و ملک بیداد» گشت<ref>استرآبادی، میرزا مهدی‌خان. '''''دره نادره'''''. به اهتمام سیدجعفر شهیدی، تهران: 1366، علمی و فرهنگی، ص719. </ref>. اگر چه ثروت‌ها، هدایا و غنائم آورده شده از هند<ref>'''''[حدیث نادرشاهی].''''' تصحیح رضا شعبانی، تهران: دانشگاه ملّی ایران، 2536 (1356). </ref> حتی در بخشودگی‌ مالیات‌ها تأثیر داشت اما همزمان با دوران هرج و مرج، جامعه و اقتصاد ایران دچار آشوب و ظلم بسیار در حق رعایا شد. مالیات‌های گزاف که بر اثر لشکرکشی‌ها بر مردم تحمیل می‌شد در زوال کشاورزی، تجارت و نظام کوچ‌نشین ی مبتنی بر اقتصاد عشایری تأثیر بسیار داشت. شورش‌های پی در پی  در مناطق مختلف که در رأس هر کدام، سران ایلات حضوری غارت گرانه داشتند دوباره ساختاره [[ایل]] داری، اقتصادی و سیاسی را در معرض زوال قرار داد.


در زمان نادرشاه، ايران در پرتو روابط با عثماني، هند، روسيه، هلند و انگليس قرار گرفت. سفيران اروپايی به ديدار او آمدند، با زن [1]كشيش فرانسوی  در اواخر عمر طبيب شخصی نادرشاه بود، جونس هنوی[2]بازرگان انگليسی در روزگار او برای ايجاد روابط تجاری با ايران از مسير روسيه خود را به دربار نادرشاه رساند.<sup>17</sup> بازرگانی خارجی رونق گرفت. اما گذشته از حمله به هند، جنگ‌هايی كه منجر به مصالحه سياسي، نظامی و مذهبی به ويژه در 1159ق / ؟ م با عثمانی شد ايران را در مرزهای شرقی نيز با جدال‌های دامنه‌داری مواجه مي‌كرد اما در كل اوضاع اجتماعي، اقتصادی و سياسی در دو دوره سلطنت نادرشاه با هم تفاوت‌هايی محسوسی داشت كه زوال آن در دوران جانشينانش ادامه يافت.  
در زمان [[نادرشاه افشار|نادرشاه]]، ایران در پرتو روابط با عثمانی، هند، [https://dmelal.ir/index.php?title=%D8%B1%D9%88%D8%B3%DB%8C%D9%87 روسیه]، هلند و انگلیس قرار گرفت. سفیران اروپایی به دیدار او آمدند، با زن [Louis Bazen]کشیش فرانسوی  در اواخر عمر طبیب شخصی [[نادرشاه افشار|نادرشاه]] بود، جونس هنوی[ Jonas Hanway]بازرگان انگلیسی در روزگار او برای ایجاد روابط تجاری با [[کشور ایران|ایران]] از مسیر [https://dmelal.ir/index.php?title=%D8%B1%D9%88%D8%B3%DB%8C%D9%87 روسیه] خود را به دربار [[نادرشاه افشار|نادرشاه]] رساند<ref>هنوی، جونس. '''''زندگی نادرشاه'''''. ترجمه اسماعیل دولتشاهی، تهران: 1346، بنگاه ترجمه و نشر کتاب، مقدمه مترجم. </ref>. بازرگانی خارجی رونق گرفت. اما گذشته از حمله به هند، جنگ‌هایی که منجر به مصالحه سیاسی، نظامی و مذهبی به ویژه در 1159ق / ؟ م با عثمانی شد [[کشور ایران|ایران]] را در مرزهای شرقی نیز با جدال‌های دامنه‌داری مواجه می‌کرد اما در کل اوضاع اجتماعی، اقتصادی و سیاسی در دو دوره سلطنت [[نادرشاه افشار|نادرشاه]] با هم تفاوت‌هایی محسوسی داشت که زوال آن در دوران جانشینانش ادامه یافت.  


تحولات فرهنگی ايران نيز تداوم عصر صفوی بود اما متأثر از امور سياسیـ نظامی در ضعف و زوال قرار گرفت.
تحولات فرهنگی ایران نیز تداوم [[صفویان|عصر صفوی]] بود اما متأثر از امور سیاسی ـ نظامی در ضعف و زوال قرار گرفت.


گذشته از اين‌كه سياست خاص مذهبی صلح‌آميز در پيش گرفته شد مي‌توان گفت ديگر جنبه‌های فرهنگی رشد شايانی نيافت و عمران و آبادانی در ايران نيز به جز شهرهايی مانند كلات نادري<sup>*</sup> مركز اصلی افشاريان كه در پرتو طرح‌های وسيع معماری مانند عمارت كاخ خورشيد و شهرسازی دفاعی كم نظيری قرار گرفت، در ديگر شهرها چندان كه بايد رشد و توسعه نداشت.
گذشته از این‌که سیاست خاص مذهبی صلح‌آمیز در پیش گرفته شد می‌توان گفت دیگر جنبه‌های فرهنگی رشد شایانی نیافت و عمران و آبادانی در [[کشور ایران|ایران]] نیز به جز شهرهایی مانند [[کلات نادری]]<sup>*</sup> مرکز اصلی افشاریان که در پرتو طرح‌های وسیع معماری مانند عمارت کاخ خورشید و شهرسازی دفاعی کم نظیری قرار گرفت، در دیگر شهرها چندان که باید رشد و توسعه نداشت<ref>برای آگاهی بيشتر از افشارهای خراسان: بلوک باشی، علی. «اَفشار» در '''''دايره المعارف بزرگ اسلامی'''''. تهران: 1379، بنياد دايره المعارف بزرگ اسلامی، ج9، ص 495 .</ref>.


== نیز نگاه کنید به ==


'''مآخذ:'''
* [[نادرشاه افشار]]
* [[کلات نادری]]
* [[صفویان]]
* [[آقا محمدخان قاجار]]
* [[فتحعلی شاه قاجار]]


1.    
== مآخذ ==
 
<references />
2.    مصاحب، غلامحسين. '''''دايره المعارف فارسي'''''. تهران: 1374، كتاب‌هایجيبي، ج1، ذيل‌افشاريه، ص178.
 
3.    استرآبادي، ميرزا مهدي. '''''جهانگشاینادري'''''. تصحيح عبدالله انوار، تهران: 1341، انجمن آثار ملي، ص26.
 
4.    تهراني(وارد)، محمدشفيع. '''''تاريخ نادرشاهي'''''. به اهتمام رضا شعباني، تهران: 1340، بنياد فرهنگ ايران، ص44.
 
5.    بازن. '''''نامه‌هایطبيب نادرشاه'''''. ترجمه علي‌اصغر حريري، به اهتمام حبيب يغمايي، تهران: 1340، انجمن آثار ملي، ص56.
 
6.    مروي، محمدكاظم (وزيرمرو). '''''عالم‌آراینادري'''''. تصحيح محمدامين رياحي، تهران: 1369، علم، ج3، ص1197.
 
7.    گلستانه، ابوالحسن. '''''مجمل‌التواريخ'''''. به كوشش مدرس رضوي، تهران: 2536(1356)، دانشگاه تهران، ص26-20.
 
8.    perry. J. R. "AFsharids".in '''''Encyclopaedia Iranica''''', New yourk Columbia university. 1985. VoL, 1. p 588.
 
9.    قزويني، ابوالحسن بن ابراهيم. '''''فوايد الصفويه'''''. به كوشش مريم ميراحمدي، تهران: 1367، مؤسسه مطالعات و تحقيقات فرهنگي، ص155.
 
10.  مرعشي‌صفوي، ميرزا محمدخليل. '''''مجمع‌التواريخ'''''. به كوشش عباس اقبال، تهران: 1362، كتابخانه سنايیو طهوري،                           ص100-140.
 
11.  ملكم، جان. '''''تاريخ ايران'''''. ترجمه ميرزا اسماعيل حيرت، تهران: 1362، افست از چاپ سنگي، ج2، ص479.
 
12.  برایآگاهیبيشتر: سيدحسين‌زاده، هدي. «افشاريه» در '''''دايرهالمعارف بزرگ اسلامي'''''. تهران: 1379، بنياد دايرهالمعارف بزرگ اسلامیتهران ج9، ص501-503.
 
13.  شعباني، رضا. '''''تاريخ اجتماعیايران در عصر افشاريه'''''. تهران: 1359، دانشگاه ملیايران، ج1، ص195.
 
14.  برایآگاهیبيشتر: ميرزا رفيعا، '''''دستور الملوك'''''. به اهتمام محمدتقیدانش‌پژوه، تهران: 1347و1348، مجله دانشكده ادبيات دانشگاه تهران، ش1-4.
 
15.  استرآبادي، ميرزا مهدي‌خان. '''''دره نادره'''''. به اهتمام سيدجعفر شهيدي، تهران: 1366، علمیو فرهنگي، ص719.
 
16.  برایآگاهیبيشتر: '''''[حديث نادرشاهي].''''' تصحيح رضا شعباني، تهران: دانشگاه ملّیايران، 2536 (1356).
 
17.  هنوي، جونس. '''''زندگینادرشاه'''''. ترجمه اسماعيل دولتشاهي، تهران: 1346، بنگاه ترجمه و نشر كتاب، مقدمه مترجم.


== منبع اصلی ==
[https://icro.ir/ سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، مرکز مطالعات راهبردی روابط فرهنگی] (1398). دانشنامه ایران. تهران: [https://alhoda.ir/ موسسه فرهنگی هنری و انتشارات بین المللی الهدی]،


== نویسنده مقاله ==
حسن باستانی راد
حسن باستانی راد
----[1]. Louis Bazen
[[رده:تاریخ]]
 
[[رده:تاریخ و باستان شناسی]]
[2]. Jonas Hanway

نسخهٔ کنونی تا ‏۱۴ مهٔ ۲۰۲۵، ساعت ۱۲:۲۰

افشاریه، نام سلسله پادشاهی در ایران و پیرامون آن از عراق و قفقاز تا شبه قاره هند در دوره میان بر افتادن حکومت صفوی به‌دست افغان‌ها و بر آمدن حکومت قاجار (حک1148- حدود1210ق).

مؤسس این سلسله نادرشاه* (نادرقلی/ ندرقلی) از طایفه قرقلو (یا قرخلو) از افشارهای خراسان بود[۱][۲]. شاه اسماعیل* صفوی افشارهای قرقلو را برای جلوگیری از تهاجم ترکمن‌ها و ازبک ها از آذربایجان به ابیورد خراسان کوچ داد[۳]. از آن زمان به همراه دیگر افشارها در تحولات سیاسی دوره صفویان* تأثیر داشتند تا آن‌که افغان‌ها به سرکردگی محمود افغان در شورشی علیه حکومت مرکزی صفویان در اصفهان به عمر آن سلسله پایان دادند و نادرقلی افشار در هرج و مرج‌های پیش آمده برای فرونشاندن مدعیان حکومت در گوشه و کنار ایران، از اتحاد با شاه تهماسب سوم صفوی استفاده کرد و با شکست دادن افغان‌ها و برکناری اعقاب صفویان از صحنه سیاست، در دشت مغان تاج بر سر گذاشت (1148ق)[۴] و پس از او اعقابش تا اوایل دوره قاجاریه*حکمرانی بخش‌هایی از ایران به مرکزیت خراسان را در دست داشتند.

سیاست خاص مذهبی نادرشاه در رابطه با عثمانیان، تلاش برای حفظ اقتدار ایران پس از زوال صفویان و حمله او به هند در زمانی که استعمارگران متوجه آسیا شده بودند از مهم‌ترین ویژگی‌های دوره نادری است که به سبب بی‌لیاقتی و ناتوانی اعقاب او سیاست‌هایش ادامه نیافت چنان‌که با قتل نادرشاه انسجام سپاهیان ایران از هم گسیخت، احمدخان ابدالی در رأس سپاهیان افغان روانه قندهار و علیقلی‌خان، پسر محمدابراهیم‌خان ظهیرالدوله، برادرزاده نادرشاه که در هرات و سیستان صاحب نفوذ و دارای سپاهیان بسیاری بود روانه مشهد شد و با نام عادل شاه افشار و مطابق برخی منابع به نام علی‌شاه در 1160ق / ؟م تاج‌گذاری کرد[۵] و فرزندان و نوادگان نادر را کشت و تنها شاهرخ‌ میرزا که پسر رضاقلی میرزا و نواده نادرشاه و نیز از نوادگان دختر شاه سلطان‌ حسین‌صفوی بود در مشهد زندانی کرد[۶].

از همان زمان بختیاری‌ها در غرب، قاجارها به سرکردگی محمدحسن‌خان قاجار پدر آقامحمد‌خان*در شمال و ابراهیم‌خان برادر عادل شاه که حکومت اصفهان را داشت و با افغان‌ها و ازبکها در اتحاد بود، شورش‌هایی را آغاز کردند که در پی آن عادل شاه در 1161ق از امیراصلان‌خان قرقلو که متحد با ابراهیم‌خان بود در تهران شکست خورد[۷]. ابراهیم‌خان در حالیبا نام ابراهیم‌شاه افشار خود را شاه خواند و سکه به نام خود زد که شاهرخ در مشهد توسط بزرگان افشاریه به سلطنت انتخاب شده بود و سرانجام ابراهیم‌خان بر اثر خیانت میرسیدمحمد صفوی، که قبلاً متولی آستان قدس بوده و به دستور ابراهیم‌خان متولی قم شده بود، دستگیر و در مشهد به شاهرخ تسلیم و کشته شد[۸]. سیدمحمد صفوی نیز که از جانب مادر به شاه سلیمان صفوی نسب می‌برد با نام شاه سلیمان دوم در برابر شاهرخ قرار گرفت و سلطنت چهل روزه‌ای را در 1163ق در مشهد با خلع شاهرخ به دست آورد اما سرانجام در شورشی دستگیر و به دستور شاهرخ نابینا شد[۹]. سلطنت دوباره شاهرخ در معرض شورش‌های پی‌درپی قرار گرفت و کریم‌خان زند در غرب ایران به قدرت رسید[۱۰]، شاهرخ نیز که سالخورده بود پسرش نادرمیرزا را به ولیعهدی و حکومت بر مشهد انتخاب کرد.

در اوایل سده 13ق همزمان با بر آمدن آقا محمدخان قاجار،* احمدخان ابدالی در قندهار، خوانین زند در غرب و جنوب و شاهرخ و فرزندانش در خراسان، در معرض حملات خان قاجار قرار گرفتند و در نهایت به دنبال حمله آقامحمدخان به مشهد، شاهرخ بر اثر شکنجه‌های او برای تحویل دادن جواهرات درگذشت[۱۱].

نادرمیرزا نیز که در هرات و در پناه حمایت افغان‌ها بود در دوره فتحعلی‌شاه برای دستیابی به حکومت مشهد به آنجا رفت اما از سپاهیان فتحعلی شاه  شکست خورده دستگیر شد و حکومت افشاریان در ایران پایان یافت (1218ق). اما بسیاری از منابع درگذشت شاهرخ و تاج‌گذاری آقامحمدخان قاجار را پایان این حکومت می‌دانند (1210ق / ؟ م)[۱۲].

ساختار اداری ایران در دوره افشاریه مبتنی بر نظام اداری صفویان اما با تأکید بر نیروی نظامی به ویژه دردوره نادرشاه بود که حمله پیروزمندانه  او به هند نیز در نتیجه توجه به ساختارهای نظامی بود[۱۳]. امراء نظامی جایگاه والایی در اداره امور ولایات داشتند، مستوفیان در اجرای امور مالیاتی، وزیر بیوتات که ناظر امور مالی، دیوانی و دربار بود[۱۴]، و دیگر دیوانیان نظام حکومتی را سامان می‌دادند. سیاست خاص مذهبی نادرشاه به گونه‌ای بود که موجب تعامل میان ایران و عثمانی با دو مذهب شیعه و سنّی شد که نتایج مثبتی برای شیعیان به دنبال داشت و موجب تقریب مذاهب شد. روحانیان نظام اجتماعی این دوره جایگاه ویژه‌ای داشتند و دیگر گروه‌های اجتماعی و پس از آنان قرار داشتند. نادرشاه مخالف تعصبات خرافه‌های مذهبی بود که این امر موجب نارضایی عمومی از می‌شد.

در سال‌های آخر سلطنت نادرشاه تا دوره کریم‌خان زند،* ایران دستخوش هرج و مرج‌ها و آشوب‌هایی قرار گرفت که آسیب‌های فراوانی به ساختار اجتماعی و اقتصادیآن وارد شد و «تمام ایران شهرِ زور و ملک بیداد» گشت[۱۵]. اگر چه ثروت‌ها، هدایا و غنائم آورده شده از هند[۱۶] حتی در بخشودگی‌ مالیات‌ها تأثیر داشت اما همزمان با دوران هرج و مرج، جامعه و اقتصاد ایران دچار آشوب و ظلم بسیار در حق رعایا شد. مالیات‌های گزاف که بر اثر لشکرکشی‌ها بر مردم تحمیل می‌شد در زوال کشاورزی، تجارت و نظام کوچ‌نشین ی مبتنی بر اقتصاد عشایری تأثیر بسیار داشت. شورش‌های پی در پی در مناطق مختلف که در رأس هر کدام، سران ایلات حضوری غارت گرانه داشتند دوباره ساختاره ایل داری، اقتصادی و سیاسی را در معرض زوال قرار داد.

در زمان نادرشاه، ایران در پرتو روابط با عثمانی، هند، روسیه، هلند و انگلیس قرار گرفت. سفیران اروپایی به دیدار او آمدند، با زن [Louis Bazen]کشیش فرانسوی در اواخر عمر طبیب شخصی نادرشاه بود، جونس هنوی[ Jonas Hanway]بازرگان انگلیسی در روزگار او برای ایجاد روابط تجاری با ایران از مسیر روسیه خود را به دربار نادرشاه رساند[۱۷]. بازرگانی خارجی رونق گرفت. اما گذشته از حمله به هند، جنگ‌هایی که منجر به مصالحه سیاسی، نظامی و مذهبی به ویژه در 1159ق / ؟ م با عثمانی شد ایران را در مرزهای شرقی نیز با جدال‌های دامنه‌داری مواجه می‌کرد اما در کل اوضاع اجتماعی، اقتصادی و سیاسی در دو دوره سلطنت نادرشاه با هم تفاوت‌هایی محسوسی داشت که زوال آن در دوران جانشینانش ادامه یافت.

تحولات فرهنگی ایران نیز تداوم عصر صفوی بود اما متأثر از امور سیاسی ـ نظامی در ضعف و زوال قرار گرفت.

گذشته از این‌که سیاست خاص مذهبی صلح‌آمیز در پیش گرفته شد می‌توان گفت دیگر جنبه‌های فرهنگی رشد شایانی نیافت و عمران و آبادانی در ایران نیز به جز شهرهایی مانند کلات نادری* مرکز اصلی افشاریان که در پرتو طرح‌های وسیع معماری مانند عمارت کاخ خورشید و شهرسازی دفاعی کم نظیری قرار گرفت، در دیگر شهرها چندان که باید رشد و توسعه نداشت[۱۸].

نیز نگاه کنید به

مآخذ

  1. Oberling. P "AFŠār" in Encyclopaedia Iranica, New yourk Columbia university. 1985, VoL, 1, p 582-586.
  2. مصاحب، غلامحسین. دایره المعارف فارسی. تهران: 1374، كتاب‌های جیبی، ج1، ذیل‌افشاریه، ص178.
  3. استرآبادی، میرزا مهدی. جهانگشای نادری. تصحیح عبدالله انوار، تهران: 1341، انجمن آثار ملی، ص26.
  4. تهرانی(وارد)، محمدشفیع. تاریخ نادرشاهی. به اهتمام رضا شعبانی، تهران: 1340، بنیاد فرهنگ ایران، ص44.
  5. بازن. نامه‌های طبیب نادرشاه. ترجمه علی‌اصغر حریری، به اهتمام حبیب یغمایی، تهران: 1340، انجمن آثار ملی، ص56.
  6. مروی، محمدکاظم (وزیرمرو). عالم‌آرای نادری. تصحیح محمدامین ریاحی، تهران: 1369، علم، ج3، ص1197.
  7. گلستانه، ابوالحسن. مجمل‌التواریخ. به کوشش مدرس رضوی، تهران: 2536(1356)، دانشگاه تهران، ص26-20.
  8. perry. J. R. "AFsharids".in Encyclopaedia Iranica, New yourk Columbia university. 1985. VoL, 1. p 588.
  9. قزوینی، ابوالحسن بن ابراهیم. فواید الصفویه. به کوشش مریم میراحمدی، تهران: 1367، مؤسسه مطالعات و تحقیقات فرهنگی، ص155.
  10. مرعشی‌صفوی، میرزا محمدخلیل. مجمع‌التواریخ. به کوشش عباس اقبال، تهران: 1362، کتابخانه سنایی و طهوری، ص100-140.
  11. ملکم، جان. تاریخ ایران. ترجمه میرزا اسماعیل حیرت، تهران: 1362، افست از چاپ سنگی، ج2، ص479.
  12. سیدحسین‌زاده، هدی. «افشاریه» در دایره المعارف بزرگ اسلامی. تهران: 1379، بنیاد دایره المعارف بزرگ اسلامی تهران ج9، ص501-503.
  13. شعبانی، رضا. تاریخ اجتماعی ایران در عصر افشاریه. تهران: 1359، دانشگاه ملی ایران، ج1، ص195.
  14. میرزا رفیعا، دستور الملوک. به اهتمام محمدتقی دانش‌پژوه، تهران: 1347و1348، مجله دانشکده ادبیات دانشگاه تهران، ش1-4.
  15. استرآبادی، میرزا مهدی‌خان. دره نادره. به اهتمام سیدجعفر شهیدی، تهران: 1366، علمی و فرهنگی، ص719.
  16. [حدیث نادرشاهی]. تصحیح رضا شعبانی، تهران: دانشگاه ملّی ایران، 2536 (1356).
  17. هنوی، جونس. زندگی نادرشاه. ترجمه اسماعیل دولتشاهی، تهران: 1346، بنگاه ترجمه و نشر کتاب، مقدمه مترجم.
  18. برای آگاهی بيشتر از افشارهای خراسان: بلوک باشی، علی. «اَفشار» در دايره المعارف بزرگ اسلامی. تهران: 1379، بنياد دايره المعارف بزرگ اسلامی، ج9، ص 495 .

منبع اصلی

سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، مرکز مطالعات راهبردی روابط فرهنگی (1398). دانشنامه ایران. تهران: موسسه فرهنگی هنری و انتشارات بین المللی الهدی،

نویسنده مقاله

حسن باستانی راد