چادر 2: تفاوت میان نسخهها
صفحهای تازه حاوی «'''چادر'''، پارچهای بلند که زنان بر سر انداخته و ادامه آن تمام بدن و شانهها تا پایین پاها را میپوشاند. اصل این واژه شاید از"چیثر" اوستایی به معنای چهره و رو آمده باشد. به هرحال ریشه آن در زبان پهلوی، و به صورت " چاتُر" است.<sup>1</sup> چادرها را میتو...» ایجاد کرد |
|||
| (یک نسخهٔ میانیِ ایجادشده توسط همین کاربر نشان داده نشد) | |||
| خط ۱: | خط ۱: | ||
'''چادر'''، پارچهای بلند که زنان بر سر انداخته و ادامه آن تمام بدن و شانهها تا پایین پاها را میپوشاند. اصل این واژه شاید از"چیثر" اوستایی به معنای چهره و رو آمده باشد. به هرحال ریشه آن در زبان پهلوی، و به صورت " چاتُر" است.< | '''چادر'''، پارچهای بلند که زنان بر سر انداخته و ادامه آن تمام بدن و شانهها تا پایین پاها را میپوشاند. اصل این واژه شاید از"چیثر" اوستایی به معنای چهره و رو آمده باشد. به هرحال ریشه آن در زبان پهلوی، و به صورت " چاتُر" است<ref>بهرامی، احسان. '''''فرهنگ واژههای اوستایی'''''، تهران، 1373، ج 1، ص 511.</ref><ref>فرهوشی، بهرام. '''''فرهنگ فارسی به پهلوی'''''، انجمن آثار ملی، تهران، 1352، ص 124.</ref>. چادرها را میتوان از نظر برش و شکل به چادرهای کمری، [[عبا]]<nowiki/>یی٭، چرخی (گرد)، چهارگوش، مستطیل (راسته)، و مانند آن تقسیم کرد<ref>نظری داشلی برون، ذلیخا. "اطلس مردم نگاری پوشاک ایران"، '''''کتاب ماه هنر'''''، ش 17- 18، بهمن و اسفند 1378، ص 19- 20</ref>. | ||
=== [[ایران باستان]] === | === [[ایران باستان]] === | ||
یکی از قدیمیترین نمونههای چنین لباسی را بر تن برخی از زنان عصر هخامنشی میتوان دید. نوعی از این چادر بلند، گاه لبهای حاشیهدار | یکی از قدیمیترین نمونههای چنین لباسی را بر تن برخی از زنان [[هخامنشیان|عصر هخامنشی]] میتوان دید. نوعی از این چادر بلند، گاه لبهای حاشیهدار داشت[1]<ref>Pope, A.U. A survey of Persian art, ed, P. Ackerman, Oxford, 1938-1939, vol, iv,pl.104,no A</ref><ref>Frankfort, H, Ashmole, B.Art of the Ancient world, New york, n.d, p. 384 fig 580 right</ref><ref>Dalton, O. The Treasure of the oxus with other examples of early oriental metal work, London, 1964, p.24 fig 9</ref>، یا به [[کلاه]]٭ [[تاج|تاجداری]]٭ بر سر ختم میشد[2]، یا اینکه با بندی بر سر محکم و خفت شده و ادامه آن تا کمر، کاملا جلوباز با لبهای حاشیه دار بود، اما ادامه آن ظاهرا به لباس کناری متصل میشد[3]. زنان دوره اشکانی نیز بویژه در نواحی غربی امپراتوری[4]، از گونههای مختلف [[چادر]] استفاده میکردند که گاه لبه کناری آن برشی کلوش داشت[5] و یا منگولههایی از لبههای آن آویخته شده بود[6]. بر تن برخی از رقاصههای [[ساسانیان|عصر ساسانی]] نیز [[چادر|چادری]] نازک را که نقش گلهای ریز یا نقش سه نگین دارد، میتوان دید. آنان این [[چادر]] را بر بدن عریان خود پیچاندهاند[7]<ref>Gheiy,B."Čādor"Iranica</ref>. | ||
=== ابتدای [[اسلام]] تا [[مغول ها|مغول]] === | |||
به نظر می رسد ازارهایی سیاه رنگ یا راه راه سیاه که از بُرد یمانی[8] تهیه میشد<ref>واقدی، ابوعبدالله محمد بن عمر. '''''المغازی'''''، تحقیق مارسدن جونس، الطبعه الثالثه، بیروت، 1409 ق/1989 م، ج 2، ص 687-688.</ref>، و همچنین [[طیلسان]]٭های کبود رنگی که در صدر [[اسلام]] بر سر برخی از زنان، از جمله زنان پیامبر بوده[9]<ref>'''''" الطیالسه الزرق " در سفر حج'''''، یعقوبی، احمد بن ابی یعقوب. تاریخ، بیروت، دارصادر، 1960، ج 2، ص 135.</ref><ref>نویری، شهاب الدین احمد بن عبدالوهاب. '''''نهایه الارب فی فنون الادب'''''، قاهره، مطبعه دارالکتب، 1373 ق/1955 م، ج 18، ص 174.</ref>، گونههای دیگر [[چادر]] باشد. برخی از زنان دربار اموی چادرهایی زرد یا سبز بر سر داشتهاند<ref>در دربار سلیمان بن عبدالملک، اصفهانی، ابوالفرج علی بن حسین. '''''کتاب الاغانی، اعداد، مکتب تحقیق'''''، بیروت، داراحیاء التراث العربی، 1414-1415 ق/ 1994 م، الطبعه الاولی، ج 4، ص 444.</ref>. کنیزکان دربار خلفای عباسی نیز از [[چادر]]<nowiki/>هایی بسیار تنگ و نازک و اغلب کوتاه به نام "شار" در رنگهایی روشن<ref>بیهقی، ابوالفضل محمد بن حسین. '''''تاریخ بیهقی'''''، به کوشش خلیل خطیب رهبر، تهران، سعدی، 1368، ج 2، ص 642.</ref><ref>'''''حدود العالم من المشرق الی المغرب'''''.مولف ناشناخته، مقدمه بارتولد، تعلیقات مینورسکی، ترجمه میرحسین شاه، تصحیح و حواشی مریم میر احمدی ،غلامرضا ورهرام، تهران، دانشگاه الزهراء، 1372 ص 389.</ref>، و زنان دیلمی و طبرستان نیزاز [[چادر]]<nowiki/>هایی سیاه یا سفید استفاده میکردند<ref>مقدسی، ابوعبدالله محمدبن احمد. '''''احسن التقاسیم فی معرفه الاقالیم'''''، طبع دخویه، لیدن، بریل، 1906 م، ص 353،370.</ref><ref>فقیهی، علی اصغر. '''''آل بویه و اوضاع زمان ایشان'''''، گیلان، صبا، 1357، ص 47.</ref><ref>Supuler,B; Iran in frǜh-Islamischer zeit,Wiesbadan,1952,P.381</ref>. | |||
=== [[مغول ها|مغول]] تا عصر حاضر === | |||
از [[مغول ها|دوره مغول]] و [[تیموریان|تیموری]] چادرهایی به رنگ های قرمز، سفید و یا خاکستری یا بنفش کمرنگ با نقوش زرد شناسایی شدهاند[10]<ref>Gray,B. La peinture Persane,Genève,1977,Pp.37-40</ref><ref>'''''نسخه کلیله و دمنه'''''، تبریز. دانشگاه استانبول، آلبوم قصر یلدیز F.1422 ، پشت ورقه 11، و ورقه 24. </ref><ref>ونیزیان،( دالساندری، باربارو، و..) '''''سفرنامه های ونیزیان در ایران''''' . ترجمه منوچهر امیری، تهران، 1349، ص75 ، 213.</ref><ref>مرعشی، ظهیرالدین. '''''تاریخ طبرستان و رویان و مازندران'''''، چاپ محمد حسین تسبیحی، تهران، شرق، 1368، ص 193.</ref><ref>Lewis,B;C.Pellat;E.Bosworth. The world of Islam faith,people,culthre, London,1976,Pp.23,no 17,154-155,no 5</ref><ref>حافظ ابرو، شهاب الدین عبدالله هروی. '''''زبده التواریخ'''''، تصحیح و تعلیقات کمال حاج سید جوادی، تهران، نشرنی، 1372، ج1 ،ص 97، 525، 529.</ref>. زنان [[صفویان|صفوی]]٭ نیز چادرهای سفید نازکی از کتان را، که از بالا بر پیشانی بسته میشد و سپس یک لبه کناری آن را با سنجاق در طرف چپ سر محکم میکردند، بر سر میگذاشتند<ref>Dozy,R.P.R. Dictionnaire détaillé noms des vêtements chez les Arabes, Amsterdam,1845,Pp.216-219</ref><ref>Scarce,G.M. " The development of women’s veils in Persia and Afghanisten " Costume 9,1975,p.2</ref>. شاردن فرانسوی نمونههایی از آنها را به ما نمایانده است<ref>Chardin,J.Voyages de monsieyr le chevalier Chardin,en Perse,et autres lieuxdel,Orient II,Amsterdam,1711,Pp.51-52,Pl.22-23</ref>. گاه به جای این [[چادر]]، از [[روسری]]٭های بلند چادرگونهای استفاده میشد<ref>Nizami; Ganjevi,Khamsa miniatures, انتشارات یازیچی،باکو، 1983 م، no 63,78,80,82,90</ref>. به نظر میرسد از زمان زندیه بود که چادر سیاه (یا بنفش یا نیلی سیر) به عنوان چادر بیرون از خانه شناخته شد. این چادر که اغلب با روبنده٭ای سفید بر صورت همراه بود، در [[قاجاریه|دوره قاجار]]٭ رواج بیشتری یافت<ref>ذکاء، یحیی. ل'''''باس زنان ایران، از سده سیزدهم تا امروز'''''، تهران، 1336، ص 13-21.</ref><ref>مرکز بررسی اسناد تاریخی وزارت اطلاعات، '''''تغییرلباس و کشف حجاب به روایت اسناد'''''، تهران، 1378، عکس ش 7.</ref><ref>Jaubert,P.Voyage en Armenie et en Perse, Paris, part,33</ref><ref>Stilman, Y. K,.N.A.Stilman" Libas " En<sup>2</sup> ,vol V,Pp.732-753,pl.xlviii,fig 25</ref>. نوع مرغوب آن که لبههایی ریشهدار داشت و در [[یزد]] بافته میشد گاه تا چندین نسل دست بدست میگشت. اعیان یا آن را گلابتوندوزی کرده و حاشیههایی نقره و گاه طلایی بر آن میزدند، یا حاشیهای رنگی (آبی، قهوهای یا سفید) به عرض دو انگشت دور لبهاش میدوختند<ref>ذکاء، یحیی. '''''لباس زنان ایران، از سده سیزدهم تا امروز'''''، تهران، 1336، ص 30-32</ref>. البته از [[چادر]] سفید همراه با روبنده نیز استفاده می شد<ref>Falk,S.J.Qajqr paintinge,London,1972,P.17; Treasures of Islam ,Geneva,1985,P.196,no 185</ref>. همچنین برای خواندن نماز، نوعی [[چادر]] غیرسیاه به نام [[چادر]] نماز و به عنوان چادر اندرونی استفاده میشد. نوعی از این [[چادر]] را، چون موقع کار با سنجاقی به دور کمر میبستند، که در این حالت شبیه یک دامن بلند میشد، به [[چادر]] کمری معروف شده بود<ref>مستوفی، عبدالله. '''''شرح زندگانی من'''''، زوار، چاپ دوم، بی تا، ج اول، ص 510-511.</ref><ref>فریدالملک همدانی، محمد علی خان. '''''خاطرات فرید'''''، تهران، زوار، 1354، ص 455-456.</ref><ref>Benjamin,S.G.W.Persia and the Persians,Boston,1896,Pp.198-199</ref>. | |||
گاه برخی از زنان روستایی از چادر کرباس رنگی با طرح چهارخانه شطرنجی و به رنگ آبی و قرمز مات و مانند آن استفاده میکردند که به [[چادر]] شب معروف بود و چون به شکل مربع بریده شده بود، قدری کوتاهتر بود. [[عبا]] (عبایی) چادرهای عربی بود که از بغداد آورده میشد<ref>ذکاء، یحیی. '''''لباس زنان ایران، از سده سیزدهم تا امروز'''''، تهران، 1336، ص 30-31.</ref>. چند سالی پس از قانون متحدالشکل کردن لباس بوسیله [[رضا شاه پهلوی]]<ref>مرکز بررسی اسناد تاریخی وزارت اطلاعات. '''''تغییرلباس و کشف حجاب به روایت اسناد'''''، تهران، 1378 ، ص 3- 23، اسناد ش 1- 4.</ref>، استفاده از [[چادر]] بوسیله دانشآموزان دختر ممنوع گشت (1313 ش/1935 م) <sup> </sup>اما رفع حجاب به صورت رسمی در 17 دی 1314/ 8 ژانویه 1936 طی مراسم اعطای دانشنامههای دختران در دانش سرای تهران، که همه زنان بدون حجاب حاضر شده بودند، صورت گرفت<ref>صدیق، عیسی. '''''یادگارعمر'''''، دهخدا، 1354، ج 2، ص ص 300-317.</ref><ref>مرکز بررسی اسناد تاریخی وزارت اطلاعات. '''''تغییرلباس و کشف حجاب به روایت اسناد'''''، تهران، 1378، ص 132-135،سند، ش 54.</ref><ref>Keddie,N.Roots of revolution an interprepretive history of modern Iran,New Haven,1981,Pp.108-109</ref>. | |||
''' | استقرار حکومت اسلامی که در پی [[انقلاب اسلامی ایران|انقلاب سال 1357ش/1979 م]] صورت گرفت، استفاده از حجاب و بالطبع چادر را گسترشی چشمگیر داد. در سالهای اخیر پارچه های چادری مشکی در طرحها و بافتهای گوناگون و در حجمی بسیار بالا بویژه از کشورهای ژاپن و کره جنوبی به ایران وارد شده است. از باورهای عامیانه در مورد [[چادر]] این که، اگر زنی چادر خود را وارونه سر می کرد، آن را بدشگون دانسته، اما اگر دختری چنین می کرد، آن را نشانه باز شدن بختش می دانستند. اگر دختری خواب [[چادر|چادری]] را میدید، نشانه ازدواج او بود. در برخی از نواحی برای آنکه زائو راحتتر و زودتر وضع حمل کند چادرش را گرو گرفته، خرما خیرات میکردند<ref>نظری داشلی برون، ذلیخا، و، قرنجیک، ذلیخا." پوشاک در باورهای عامیانه "، '''''کتاب ماه هنر'''''، ش 17-18، بهمن و اسفند 1378، ص 14.</ref>. | ||
== نیز نگاه کنید به == | |||
* [[طیلسان]] | |||
* [[ایران باستان]] | |||
* [[ساسانیان]] | |||
* [[مغول ها]] | |||
* [[صفویان]] | |||
* [[قاجاریه]] | |||
* [[سلسله پهلوی]] | |||
* [[انقلاب اسلامی ایران]] | |||
* [[عبا]] | |||
== پاورقی == | |||
[1]. نقش زنان سوارکار بر سنگ از دوره هخامنشی، موزه استانبول؛ نقش روی گلدان،سده 5 پ م، کتابخانه ملی پاریس. | |||
[2]. نقوش روی سنگ از داسکیلیون (ارقلی) در آسیای صغیر<ref>Akurgal, E. "Griechisch persische reliefs aus Daskyleion", IA, vi, 1966, Pp.150-151 tafel, 36-37</ref>. | |||
[3]. نقش روی سنگ از مرش marash در آسیای صغیر<ref>Frankfort, H.The art and architecture of the ancient orient, Yal University 1996, P.304, fig 357</ref>. | |||
[4]. مانند شهرهای الحضر (هاترا)، دورااروپوس، و پالمیر(تدمر). | |||
5 | [5]. نقش برجسته سنگی خانوادگی، موزه دمشق<ref>Tanabe, K. Sculptures of Palmyra, memoire of the ancient orient museum Tokyo, 1986, vol, 1, Pp. 42, 453-455, pl. 424-426.</ref>. | ||
[6]. تندیس سنگی زن، موزه دمشق<ref>Tanabe, K. Sculptures of Palmyra, memoire of the ancient orient museum Tokyo, 1986, vol, 1,Pp.34,304,pl.273</ref>. | |||
[7]. نقش روی ظرف نقره ای، موزه آرمیتاژ، مقایسه شود با متون آن دوره همچون روایت حمیدی اشاوهیشتان( هاروارد 1980 ) و مادیان یوشت فریان( آمستردام) که در آنها از [[چادر]] زنان گفتگو شده است<ref>Orbeli, J. (tr & ed from French P. Ackerman) " Sasanian and early Islamic metal work", SPA, 1938-39, Pp.735-736, pl. 233, no A.B.</ref>. دیدار شیرین با شیرویه<ref>'''''شاهنامه فردوسی'''''. تصحیح برتلس، زیر نظر ع. نوشین، مسکو، 1971 ، ج 9، ص 286-288</ref>. | |||
[8]. پارچه ای بافت یمن که اغلب اوقات راه راه بود<ref>چیت ساز، محمد رضا. '''''تاریخ پوشاک ایرانیان'''''، تهران: انتشارات سمت، 1379، ص 43، 77، یادداشت 368</ref>. | |||
[9]. گاه این چادرها را به دور کمر خود می بستند، چنانکه در غزوه احد کردند<ref>واقدی، ابوعبدالله محمد بن عمر. '''''المغازی'''''، تحقیق مارسدن جونس، الطبعه الثالثه، بیروت، 1409 ق/1989 م، ج 1، ص 270-272</ref>. | |||
[10]. مینیاتوری از نسخه تاریخ رشیدالدین فضل الله. | |||
[11]. مجالس خمسه نظامی، تصویر روی دیوار، کاخ چهلستون<ref>عکاشه، ثروت. '''''موسوعه التصویرالاسلامی'''''، بیروت، مکتبه لبنان ناشرون، الطبعه الاولی، 1999م، ص235، لوحه 319.</ref>. | |||
== مآخذ == | |||
<references /> | |||
== منبع اصلی == | |||
[https://icro.ir/ سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، مرکز مطالعات راهبردی روابط فرهنگی] (1398). دانشنامه ایران. تهران: [https://alhoda.ir/ موسسه فرهنگی هنری و انتشارات بین المللی الهدی]، | |||
== نویسنده مقاله == | |||
محمدرضا چیت ساز | محمدرضا چیت ساز | ||
[[رده:جامعه و نظام اجتماعی]] | |||
[[رده:پوشاک]] | |||
نسخهٔ کنونی تا ۱۶ مهٔ ۲۰۲۵، ساعت ۱۷:۵۳
چادر، پارچهای بلند که زنان بر سر انداخته و ادامه آن تمام بدن و شانهها تا پایین پاها را میپوشاند. اصل این واژه شاید از"چیثر" اوستایی به معنای چهره و رو آمده باشد. به هرحال ریشه آن در زبان پهلوی، و به صورت " چاتُر" است[۱][۲]. چادرها را میتوان از نظر برش و شکل به چادرهای کمری، عبایی٭، چرخی (گرد)، چهارگوش، مستطیل (راسته)، و مانند آن تقسیم کرد[۳].
ایران باستان
یکی از قدیمیترین نمونههای چنین لباسی را بر تن برخی از زنان عصر هخامنشی میتوان دید. نوعی از این چادر بلند، گاه لبهای حاشیهدار داشت[1][۴][۵][۶]، یا به کلاه٭ تاجداری٭ بر سر ختم میشد[2]، یا اینکه با بندی بر سر محکم و خفت شده و ادامه آن تا کمر، کاملا جلوباز با لبهای حاشیه دار بود، اما ادامه آن ظاهرا به لباس کناری متصل میشد[3]. زنان دوره اشکانی نیز بویژه در نواحی غربی امپراتوری[4]، از گونههای مختلف چادر استفاده میکردند که گاه لبه کناری آن برشی کلوش داشت[5] و یا منگولههایی از لبههای آن آویخته شده بود[6]. بر تن برخی از رقاصههای عصر ساسانی نیز چادری نازک را که نقش گلهای ریز یا نقش سه نگین دارد، میتوان دید. آنان این چادر را بر بدن عریان خود پیچاندهاند[7][۷].
ابتدای اسلام تا مغول
به نظر می رسد ازارهایی سیاه رنگ یا راه راه سیاه که از بُرد یمانی[8] تهیه میشد[۸]، و همچنین طیلسان٭های کبود رنگی که در صدر اسلام بر سر برخی از زنان، از جمله زنان پیامبر بوده[9][۹][۱۰]، گونههای دیگر چادر باشد. برخی از زنان دربار اموی چادرهایی زرد یا سبز بر سر داشتهاند[۱۱]. کنیزکان دربار خلفای عباسی نیز از چادرهایی بسیار تنگ و نازک و اغلب کوتاه به نام "شار" در رنگهایی روشن[۱۲][۱۳]، و زنان دیلمی و طبرستان نیزاز چادرهایی سیاه یا سفید استفاده میکردند[۱۴][۱۵][۱۶].
مغول تا عصر حاضر
از دوره مغول و تیموری چادرهایی به رنگ های قرمز، سفید و یا خاکستری یا بنفش کمرنگ با نقوش زرد شناسایی شدهاند[10][۱۷][۱۸][۱۹][۲۰][۲۱][۲۲]. زنان صفوی٭ نیز چادرهای سفید نازکی از کتان را، که از بالا بر پیشانی بسته میشد و سپس یک لبه کناری آن را با سنجاق در طرف چپ سر محکم میکردند، بر سر میگذاشتند[۲۳][۲۴]. شاردن فرانسوی نمونههایی از آنها را به ما نمایانده است[۲۵]. گاه به جای این چادر، از روسری٭های بلند چادرگونهای استفاده میشد[۲۶]. به نظر میرسد از زمان زندیه بود که چادر سیاه (یا بنفش یا نیلی سیر) به عنوان چادر بیرون از خانه شناخته شد. این چادر که اغلب با روبنده٭ای سفید بر صورت همراه بود، در دوره قاجار٭ رواج بیشتری یافت[۲۷][۲۸][۲۹][۳۰]. نوع مرغوب آن که لبههایی ریشهدار داشت و در یزد بافته میشد گاه تا چندین نسل دست بدست میگشت. اعیان یا آن را گلابتوندوزی کرده و حاشیههایی نقره و گاه طلایی بر آن میزدند، یا حاشیهای رنگی (آبی، قهوهای یا سفید) به عرض دو انگشت دور لبهاش میدوختند[۳۱]. البته از چادر سفید همراه با روبنده نیز استفاده می شد[۳۲]. همچنین برای خواندن نماز، نوعی چادر غیرسیاه به نام چادر نماز و به عنوان چادر اندرونی استفاده میشد. نوعی از این چادر را، چون موقع کار با سنجاقی به دور کمر میبستند، که در این حالت شبیه یک دامن بلند میشد، به چادر کمری معروف شده بود[۳۳][۳۴][۳۵].
گاه برخی از زنان روستایی از چادر کرباس رنگی با طرح چهارخانه شطرنجی و به رنگ آبی و قرمز مات و مانند آن استفاده میکردند که به چادر شب معروف بود و چون به شکل مربع بریده شده بود، قدری کوتاهتر بود. عبا (عبایی) چادرهای عربی بود که از بغداد آورده میشد[۳۶]. چند سالی پس از قانون متحدالشکل کردن لباس بوسیله رضا شاه پهلوی[۳۷]، استفاده از چادر بوسیله دانشآموزان دختر ممنوع گشت (1313 ش/1935 م) اما رفع حجاب به صورت رسمی در 17 دی 1314/ 8 ژانویه 1936 طی مراسم اعطای دانشنامههای دختران در دانش سرای تهران، که همه زنان بدون حجاب حاضر شده بودند، صورت گرفت[۳۸][۳۹][۴۰].
استقرار حکومت اسلامی که در پی انقلاب سال 1357ش/1979 م صورت گرفت، استفاده از حجاب و بالطبع چادر را گسترشی چشمگیر داد. در سالهای اخیر پارچه های چادری مشکی در طرحها و بافتهای گوناگون و در حجمی بسیار بالا بویژه از کشورهای ژاپن و کره جنوبی به ایران وارد شده است. از باورهای عامیانه در مورد چادر این که، اگر زنی چادر خود را وارونه سر می کرد، آن را بدشگون دانسته، اما اگر دختری چنین می کرد، آن را نشانه باز شدن بختش می دانستند. اگر دختری خواب چادری را میدید، نشانه ازدواج او بود. در برخی از نواحی برای آنکه زائو راحتتر و زودتر وضع حمل کند چادرش را گرو گرفته، خرما خیرات میکردند[۴۱].
نیز نگاه کنید به
پاورقی
[1]. نقش زنان سوارکار بر سنگ از دوره هخامنشی، موزه استانبول؛ نقش روی گلدان،سده 5 پ م، کتابخانه ملی پاریس.
[2]. نقوش روی سنگ از داسکیلیون (ارقلی) در آسیای صغیر[۴۲].
[3]. نقش روی سنگ از مرش marash در آسیای صغیر[۴۳].
[4]. مانند شهرهای الحضر (هاترا)، دورااروپوس، و پالمیر(تدمر).
[5]. نقش برجسته سنگی خانوادگی، موزه دمشق[۴۴].
[6]. تندیس سنگی زن، موزه دمشق[۴۵].
[7]. نقش روی ظرف نقره ای، موزه آرمیتاژ، مقایسه شود با متون آن دوره همچون روایت حمیدی اشاوهیشتان( هاروارد 1980 ) و مادیان یوشت فریان( آمستردام) که در آنها از چادر زنان گفتگو شده است[۴۶]. دیدار شیرین با شیرویه[۴۷].
[8]. پارچه ای بافت یمن که اغلب اوقات راه راه بود[۴۸].
[9]. گاه این چادرها را به دور کمر خود می بستند، چنانکه در غزوه احد کردند[۴۹].
[10]. مینیاتوری از نسخه تاریخ رشیدالدین فضل الله.
[11]. مجالس خمسه نظامی، تصویر روی دیوار، کاخ چهلستون[۵۰].
مآخذ
- ↑ بهرامی، احسان. فرهنگ واژههای اوستایی، تهران، 1373، ج 1، ص 511.
- ↑ فرهوشی، بهرام. فرهنگ فارسی به پهلوی، انجمن آثار ملی، تهران، 1352، ص 124.
- ↑ نظری داشلی برون، ذلیخا. "اطلس مردم نگاری پوشاک ایران"، کتاب ماه هنر، ش 17- 18، بهمن و اسفند 1378، ص 19- 20
- ↑ Pope, A.U. A survey of Persian art, ed, P. Ackerman, Oxford, 1938-1939, vol, iv,pl.104,no A
- ↑ Frankfort, H, Ashmole, B.Art of the Ancient world, New york, n.d, p. 384 fig 580 right
- ↑ Dalton, O. The Treasure of the oxus with other examples of early oriental metal work, London, 1964, p.24 fig 9
- ↑ Gheiy,B."Čādor"Iranica
- ↑ واقدی، ابوعبدالله محمد بن عمر. المغازی، تحقیق مارسدن جونس، الطبعه الثالثه، بیروت، 1409 ق/1989 م، ج 2، ص 687-688.
- ↑ " الطیالسه الزرق " در سفر حج، یعقوبی، احمد بن ابی یعقوب. تاریخ، بیروت، دارصادر، 1960، ج 2، ص 135.
- ↑ نویری، شهاب الدین احمد بن عبدالوهاب. نهایه الارب فی فنون الادب، قاهره، مطبعه دارالکتب، 1373 ق/1955 م، ج 18، ص 174.
- ↑ در دربار سلیمان بن عبدالملک، اصفهانی، ابوالفرج علی بن حسین. کتاب الاغانی، اعداد، مکتب تحقیق، بیروت، داراحیاء التراث العربی، 1414-1415 ق/ 1994 م، الطبعه الاولی، ج 4، ص 444.
- ↑ بیهقی، ابوالفضل محمد بن حسین. تاریخ بیهقی، به کوشش خلیل خطیب رهبر، تهران، سعدی، 1368، ج 2، ص 642.
- ↑ حدود العالم من المشرق الی المغرب.مولف ناشناخته، مقدمه بارتولد، تعلیقات مینورسکی، ترجمه میرحسین شاه، تصحیح و حواشی مریم میر احمدی ،غلامرضا ورهرام، تهران، دانشگاه الزهراء، 1372 ص 389.
- ↑ مقدسی، ابوعبدالله محمدبن احمد. احسن التقاسیم فی معرفه الاقالیم، طبع دخویه، لیدن، بریل، 1906 م، ص 353،370.
- ↑ فقیهی، علی اصغر. آل بویه و اوضاع زمان ایشان، گیلان، صبا، 1357، ص 47.
- ↑ Supuler,B; Iran in frǜh-Islamischer zeit,Wiesbadan,1952,P.381
- ↑ Gray,B. La peinture Persane,Genève,1977,Pp.37-40
- ↑ نسخه کلیله و دمنه، تبریز. دانشگاه استانبول، آلبوم قصر یلدیز F.1422 ، پشت ورقه 11، و ورقه 24.
- ↑ ونیزیان،( دالساندری، باربارو، و..) سفرنامه های ونیزیان در ایران . ترجمه منوچهر امیری، تهران، 1349، ص75 ، 213.
- ↑ مرعشی، ظهیرالدین. تاریخ طبرستان و رویان و مازندران، چاپ محمد حسین تسبیحی، تهران، شرق، 1368، ص 193.
- ↑ Lewis,B;C.Pellat;E.Bosworth. The world of Islam faith,people,culthre, London,1976,Pp.23,no 17,154-155,no 5
- ↑ حافظ ابرو، شهاب الدین عبدالله هروی. زبده التواریخ، تصحیح و تعلیقات کمال حاج سید جوادی، تهران، نشرنی، 1372، ج1 ،ص 97، 525، 529.
- ↑ Dozy,R.P.R. Dictionnaire détaillé noms des vêtements chez les Arabes, Amsterdam,1845,Pp.216-219
- ↑ Scarce,G.M. " The development of women’s veils in Persia and Afghanisten " Costume 9,1975,p.2
- ↑ Chardin,J.Voyages de monsieyr le chevalier Chardin,en Perse,et autres lieuxdel,Orient II,Amsterdam,1711,Pp.51-52,Pl.22-23
- ↑ Nizami; Ganjevi,Khamsa miniatures, انتشارات یازیچی،باکو، 1983 م، no 63,78,80,82,90
- ↑ ذکاء، یحیی. لباس زنان ایران، از سده سیزدهم تا امروز، تهران، 1336، ص 13-21.
- ↑ مرکز بررسی اسناد تاریخی وزارت اطلاعات، تغییرلباس و کشف حجاب به روایت اسناد، تهران، 1378، عکس ش 7.
- ↑ Jaubert,P.Voyage en Armenie et en Perse, Paris, part,33
- ↑ Stilman, Y. K,.N.A.Stilman" Libas " En2 ,vol V,Pp.732-753,pl.xlviii,fig 25
- ↑ ذکاء، یحیی. لباس زنان ایران، از سده سیزدهم تا امروز، تهران، 1336، ص 30-32
- ↑ Falk,S.J.Qajqr paintinge,London,1972,P.17; Treasures of Islam ,Geneva,1985,P.196,no 185
- ↑ مستوفی، عبدالله. شرح زندگانی من، زوار، چاپ دوم، بی تا، ج اول، ص 510-511.
- ↑ فریدالملک همدانی، محمد علی خان. خاطرات فرید، تهران، زوار، 1354، ص 455-456.
- ↑ Benjamin,S.G.W.Persia and the Persians,Boston,1896,Pp.198-199
- ↑ ذکاء، یحیی. لباس زنان ایران، از سده سیزدهم تا امروز، تهران، 1336، ص 30-31.
- ↑ مرکز بررسی اسناد تاریخی وزارت اطلاعات. تغییرلباس و کشف حجاب به روایت اسناد، تهران، 1378 ، ص 3- 23، اسناد ش 1- 4.
- ↑ صدیق، عیسی. یادگارعمر، دهخدا، 1354، ج 2، ص ص 300-317.
- ↑ مرکز بررسی اسناد تاریخی وزارت اطلاعات. تغییرلباس و کشف حجاب به روایت اسناد، تهران، 1378، ص 132-135،سند، ش 54.
- ↑ Keddie,N.Roots of revolution an interprepretive history of modern Iran,New Haven,1981,Pp.108-109
- ↑ نظری داشلی برون، ذلیخا، و، قرنجیک، ذلیخا." پوشاک در باورهای عامیانه "، کتاب ماه هنر، ش 17-18، بهمن و اسفند 1378، ص 14.
- ↑ Akurgal, E. "Griechisch persische reliefs aus Daskyleion", IA, vi, 1966, Pp.150-151 tafel, 36-37
- ↑ Frankfort, H.The art and architecture of the ancient orient, Yal University 1996, P.304, fig 357
- ↑ Tanabe, K. Sculptures of Palmyra, memoire of the ancient orient museum Tokyo, 1986, vol, 1, Pp. 42, 453-455, pl. 424-426.
- ↑ Tanabe, K. Sculptures of Palmyra, memoire of the ancient orient museum Tokyo, 1986, vol, 1,Pp.34,304,pl.273
- ↑ Orbeli, J. (tr & ed from French P. Ackerman) " Sasanian and early Islamic metal work", SPA, 1938-39, Pp.735-736, pl. 233, no A.B.
- ↑ شاهنامه فردوسی. تصحیح برتلس، زیر نظر ع. نوشین، مسکو، 1971 ، ج 9، ص 286-288
- ↑ چیت ساز، محمد رضا. تاریخ پوشاک ایرانیان، تهران: انتشارات سمت، 1379، ص 43، 77، یادداشت 368
- ↑ واقدی، ابوعبدالله محمد بن عمر. المغازی، تحقیق مارسدن جونس، الطبعه الثالثه، بیروت، 1409 ق/1989 م، ج 1، ص 270-272
- ↑ عکاشه، ثروت. موسوعه التصویرالاسلامی، بیروت، مکتبه لبنان ناشرون، الطبعه الاولی، 1999م، ص235، لوحه 319.
منبع اصلی
سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، مرکز مطالعات راهبردی روابط فرهنگی (1398). دانشنامه ایران. تهران: موسسه فرهنگی هنری و انتشارات بین المللی الهدی،
نویسنده مقاله
محمدرضا چیت ساز