محمدرضا شاه پهلوی: تفاوت میان نسخهها
بدون خلاصۀ ویرایش |
بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| خط ۴۲: | خط ۴۲: | ||
== نویسنده مقاله == | == نویسنده مقاله == | ||
الهه جواهری | الهه جواهری | ||
[[رده:علوم سیاسی]] | |||
نسخهٔ ۱ مهٔ ۲۰۲۵، ساعت ۰۸:۲۹

پهلوی، محمدرضا شاه (1298-1359ش). دومین و آخرین پادشاه سلسله پهلوی.
در محله سنگلج تهران به دنیا آمد. پدرش رضا خان میرپنج (← پهلوی، رضا شاه) و مادرش تاجالملوک فرزند یکی از فرماندهان دیوزیون قزاق (← بریگاد قزاق) بود که بعد از انقلاب بلشویکی روسیه از آذربایجان به ایران مهاجرت کرده بودند[۱].
محمدرضا پس از تاجگذاری پدرش به عنوان اولین پادشاه سلسله پهلوی در 1305ش، به عنوان ولیعهد ایران معرفی شد. او تحصیلات ابتدایی را در دبستانی که در محوطه کاخ تأسیس شده بود به پایان رساند. سپس برای ادامه تحصیلات عازم سوییس شد. بعد از بازگشت به ایران در 1316ش طی یک دوره یک ساله تحت آموزش فنون نظامی قرار گرفت[۲].
در 1317ش به منظور نزدیک شدن دو کشور ایران و مصر با شاهزاده فوزیه، خواهر ملک فاروق، پادشاه مصر، ازدواج کرد،[۳] اما دخالت درباریان در زندگی خصوصی محمدرضا سرانجام به جدایی او از همسر مصریاش انجامید[۴][۵].
پس از اشغال ایران به وسیله متفقین در شهریور 1320ش رضا شاه به نفع ولیعهد از سلطنت کنارهگیری[۶] و محمدرضا برای تثبیت موقعیت خود به عنوان شاه ایران سعی در جلب اعتماد متفقین کرد، در مقابل شوروی و انگلستان با امضای معاهده همکاری با ایران به طور ضمنی حمایت خود را از خاندان سلطنتی اعلام کردند. محمدرضا شاه سپس برای جلب نظر عمومی همه زندانیان سیاسی را بخشید. زمینهای وقفی را به مؤسسات مذهبی بازگرداند. دانشکده الهیات دانشگاه تهران را تأسیس کرد. ژاندارمری را به وزارت کشور واگذار کرد و در نهایت حق دخالت و مشارکت در روند تشکیل کابینه را به مجلس داد و به نمایندگان مصونیت پارلمانی بخشید. او به منظور حفظ قدرت و سلطنت همچنان ارتش و نیروی نظامی را تحت اختیار خود نگه داشت و برای سازماندهی آموزش و تجهیز دوباره نیروهای مسلح با ایالات متحده آمریکا قرارداد بست[۷].
از جمله حوادث مهم دوران سلطنت محمدرضا شاه ادامه اشغال آذربایجان توسط ارتش شوروی و غائله فرقه دموکرات* آذربایجان بود که سرانجام با تدبیر قوام*، نخستوزیر وقت، و برخی رجال سیاسی پایان یافت[۸][۹][۱۰].
ترور ناموفق شاه در جشن دانشگاه تهران (15 بهمن 1325ش) عاملی شد تا او با اعمال تسلط بر قوه مقننه، و تار و مار کردن احزاب سیاسی و سرکوب مخالفان، قدرت خود را بیش از پیش افزایش دهد[۱۱][۱۲].
پس از قضیه ملی شدن صنعت نفت (1329-1332ش) و حوادث 30 تیر 1331ش که سبب رویارویی محمد مصدق (نخستوزیر) و شاه شد، وی ایران را به مقصد عراق ترک کرد.
در 28 مرداد 1332ش نظامیان وفادار شاه با حمایت دولت آمریکا طی یک کودتای نظامی دولت مصدق را سرنگون کردند. شاه پس از بازگشت به ایران رهبران کودتا را در مناصب کلیدی گمارد و فضلالله زاهدی* نخستوزیر شد، با استفاده از حمایت مالی آمریکا، دولت را از ورشکستگی نجات داد و با همکاری سازمان اطلاعاتی اسرائیل، سیا (CIA) و اف. بی. آی (FBI)، پلیس مخفی جدیدی در 1336ش با عنوان سازمان اطلاعات و امنیت کشور (ساواک*) تأسیس کرد و با سرکوب رهبران جبهه ملی* و حزب توده* عملاً آزادیهای سیاسی را محو کرد[۱۳][۱۴]. در 28 آذر 1338ش شاه با فرح دیبا ازدواج کرد[۱۵].
پس از آن که لیبرالها در آمریکا قدرت را به دست گرفتند، پرداخت کمکهای مالی را مشروط به ورود لیبرالهای ایران به کابینه و انجام اصلاحات کردند. شاه تحت فشارهای خارجی ناگزیر از تغییر و اصلاح در اوضاع داخلی شد و با انتخاب علی امینی* به نخستوزیری، فرمان اجرای قانون اصلاحات ارضی* را صادر کرد[۱۶].
با این که برنامه اصلاحات ارضی از اقدامات دولت امینی بود، شاه آن را ابتکار خود معرفی و با بهرهبرداری از آن، طرح لوایح ششگانه معروف به انقلاب سفید* (بهمن 1341ش) را مطرح کرد. این طرح علاوه بر تقسیم اراضی، ملی کردن جنگلها، فروش کارخانههای دولتی به سرمایهگذاران خصوصی، فروش سهام کارخانهها به کارگران، اعطای حق رأی به زنان و ایجاد سپاه دانش را در بر میگرفت. شاه برای مشروعیت بخشیدن به طرح خود آن را به همهپرسی گذاشت که مورد تأیید گسترده مردم قرار گرفت، اما در مقابل ادعای دولت مبنی بر این که نتیجه همهپرسی نوعی رأی اعتماد به سیاستهای شاه است، مخالفتهایی بر ضد این همهپرسی صورت گرفت[۱۷][۱۸][۱۹]. درکنار مردم روحانیان نیز سیاستهای شاه را مورد انتقاد قرار دادند. اوج این اعتراضات در خرداد 1342ش بود که به قیام پانزده خرداد* انجامید. آیتالله خمینی* طی سخنانی در مدرسه فیضیه سیاستهای دولت را محکوم کرد و خواستار از بین رفتن سلطنت و برقراری جمهوری اسلامی شد. دولت نیز در مقابل با حمله به مدرسه فیضیه و سرکوب شمار زیادی از مخالفان، آیتالله خمینی را دستگیر و سپس به ترکیه و بعد به عراق تبعید کرد[۲۰]. از پیامدهای این قیام تشکیل هستههای اولیه گروهها و سازمانهای مبتنی بر مشی مسلحانه بود.
پس از اینکه بریتانیا از نقش سنتی خود به عنوان ژاندارم خلیج فارس کنارهگیری کرد، ایران داوطلب ایفای این نقش در منطقه شد. شاه که در اندیشه تبدیل ارتش ایران به پیشرفتهترین ارتشهای جهان بود تا ضامن حفظ و بقای سلطنت و برتری کشورش باشد فرصت موجود را مغتنم شمرد و به خرید اسلحه و تقویت بنیه نظامی ایران مبادرت کرد. این امر سبب گرایش بیشتر ایران به ایالات متحده امریکا شد[۲۱][۲۲][۲۳].
تصمیم شاه مبنی بر ایجاد ارتش قدرتمند سبب شد که درآمد هنگفت حاصل از نفت که از 1353ش به بعد نصیب کشور شده بود جذب این طرح شود. این مسئله اقتصاد ایران را بیش از پیش با بحران مواجه نمود[۲۴][۲۵][۲۶]. شاه در 1353ش اقدام به تأسیس حزب رستاخیز* کرد که جایگزین احزاب فرمایشی قبلی گردید. هدف او از این اقدام تبدیل دیکتاتوری نظامی از مد افتاده به یک دولت فراگیر تک حزبی بود که با واکنش تند روحانیان مواجه شد[۲۷]. در اواسط دهه 50 شاه با دو بحران اقتصادی و بحران ناشی از اعمال فشارهای خارجی بر وی که هدف از آنها وادار ساختن نظام به تعدیل کنترلهای پلیسی و رعایت حقوق بشر به ویژه حقوق مخالفان سیاسی در ایران بود رو به رو شد. واکنش شاه نسبت به بحران پیش آمده ایجاد فضای باز سیاسی و کاهش خفقان بود. گسترش فضای باز سیاسی محرکی نیرومند در جهت افزایش اعتراضات به سیاستهای دولت شد[۲۸]. روند اعتراضات با انتشار مقاله توهینآمیز نسبت به آیتالله خمینی در 1356ش سرعت بیشتری یافت[۲۹]. اقدامات ضد و نقیض شاه در سرکوب مخالفان و دادن امتیاز به آنها از قبیل برگزاری انتخابات صد در صد آزاد، اعلام آمادگی برای گفتوگو با رهبران مذهبی، ایجاد وضعیت مطلوب اقتصادی، لغو سانسور مطبوعات و انحلال حزب رستاخیز، در رفع بحران ایجاد شده تأثیری نگذاشت[۳۰]. با خروج شاه از کشور در 26 دی 1357ش و بازگشت آیتالله خمینی به ایران و اعلام حکومت جمهوری اسلامی در بهمن 1357ش عمر سلطنت پهلوی به پایان رسید. محمدرضا شاه در مرداد 1359ش هنگام تبعید در مصر درگذشت و در همانجا به خاک سپرده شد[۳۱][۳۲][۳۳].
نیز نگاه کنید به
مآخذ
- ↑ فردوست، حسین. ظهور و سقوط سلسله پهلوی. تهران: اطلاعات، 1368، ج 1، ص 58.
- ↑ زونیس، ماروین. شکست شاهانه. ترجمه اسماعیل زند و بتول سعیدی، تهران: نور، 1377، ص 50.
- ↑ فردوست.حسین. ظهور و سقوط سلسله پهلوی. تهران: اطلاعات، 1368، ج 1 . ص 60.
- ↑ حسین. ظهور و سقوط سلسله پهلوی. تهران: اطلاعات، 1368، ج 1 . ص 4.
- ↑ طلوعی، محمود. پدر و پسر، ناگفتهها از زندگی و روزگار پهلویها. تهران: علم، 1372، ص 496-500، 579-593.
- ↑ آبراهامیان، یرواند. ایران بین دو انقلاب. ترجمه احمد گلمحمدی و محمدابراهیم فتاحی، تهران: نی، 1377، ص 203.
- ↑ آبراهامیان، یرواند. ایران بین دو انقلاب. ترجمه احمد گلمحمدی و محمدابراهیم فتاحی، تهران: نی، 1377. ص 217-219.
- ↑ سلسله پهلوی و نیروهای مذهبی به روایت تاریخ کمبریج. ترجمه عباس مخبر، تهران: طرح نو، 1372، ص 63.
- ↑ آبراهامیان. یرواند. ایران بین دو انقلاب. ترجمه احمد گلمحمدی و محمدابراهیم فتاحی، تهران: نی، 1377. ص 277-296.
- ↑ Hambly, G.R., "The Pahlavi Autocracy: Muhammad Rizā Shah, 1941-1979", The Cambridge History of Iran. Vol VII, ed. P. Avery, Cambridge: Cambridge University Press, 1991, P. 245
- ↑ سلسله پهلوی و نیروهای مذهبی به روایت تاریخ کمبریج. ترجمه عباس مخبر، تهران: طرح نو، 1372، ص 63.
- ↑ آبراهامیان. یرواند. ایران بین دو انقلاب. ترجمه احمد گلمحمدی و محمدابراهیم فتاحی، تهران: نی، 1377 . ص 307 و 308.
- ↑ سلسله پهلوی و نیروهای مذهبی به روایت تاریخ کمبریج. ترجمه عباس مخبر، تهران: طرح نو، 1372، ص 63.
- ↑ آبراهامیان. یرواند. ایران بین دو انقلاب. ترجمه احمد گلمحمدی و محمدابراهیم فتاحی، تهران: نی، 1377. ص 515.
- ↑ دایره المعارف فارسی. مدخل «محمدرضا شاه پهلوی».
- ↑ دایره المعارف فارسی. مدخل «محمدرضا شاه پهلوی».. ص 518-519.
- ↑ سلسله پهلوی ... .نیروهای مذهبی به روایت تاریخ کمبریج. ترجمه عباس مخبر، تهران: طرح نو، 1372، ص 63؛ ؛ Hambly. P. 279.
- ↑ آبراهامیان. یرواند. ایران بین دو انقلاب. ترجمه احمد گلمحمدی و محمدابراهیم فتاحی، تهران: نی، 1377 ، ص 128، 129.
- ↑ Hambly, G.R., "The Pahlavi Autocracy: Muhammad Rizā Shah, 1941-1979", The Cambridge History of Iran. Vol VII, ed. P. Avery, Cambridge: Cambridge University Press, 1991, P. 279
- ↑ هویدا، فریدون. سقوط شاه. ترجمه ح. الف، مهران، تهران: اطلاعات، 1365، ص 8.
- ↑ سلسله پهلوی ... . نیروهای مذهبی به روایت تاریخ کمبریج. ترجمه عباس مخبر، تهران: طرح نو، 1372، ص 63.
- ↑ آبراهامیان. یرواند. ایران بین دو انقلاب. ترجمه احمد گلمحمدی و محمدابراهیم فتاحی، تهران: نی، 1377، ص 141.
- ↑ Hambly, G.R., "The Pahlavi Autocracy: Muhammad Rizā Shah, 1941-1979", The Cambridge History of Iran. Vol VII, ed. P. Avery, Cambridge: Cambridge University Press, 1991, P. 285
- ↑ سلسله پهلوی ... .نیروهای مذهبی به روایت تاریخ کمبریج. ترجمه عباس مخبر، تهران: طرح نو، 1372، ص 63.
- ↑ آبراهامیان، یرواند. ایران بین دو انقلاب. ترجمه احمد گلمحمدی و محمدابراهیم فتاحی، تهران: نی، 1377 . ص 145-146.
- ↑ Hambly, G.R., "The Pahlavi Autocracy: Muhammad Rizā Shah, 1941-1979", The Cambridge History of Iran. Vol VII, ed. P. Avery, Cambridge: Cambridge University Press, 1991, P. 287-288
- ↑ آبراهامیان. یرواند. ایران بین دو انقلاب. ترجمه احمد گلمحمدی و محمدابراهیم فتاحی، تهران: نی، 1377. ص 542-548.
- ↑ آبراهامیان. یرواند. ایران بین دو انقلاب. ترجمه احمد گلمحمدی و محمدابراهیم فتاحی، تهران: نی، 1377 . ص 613-623.
- ↑ هویدا.فریدون. سقوط شاه. ترجمه ح. الف، مهران، تهران: اطلاعات، 1365 . ص 19.
- ↑ آبراهامیان. یرواند. ایران بین دو انقلاب. ترجمه احمد گلمحمدی و محمدابراهیم فتاحی، تهران: نی، 1377 . ص 623-647.
- ↑ سلسله پهلوی ... . نیروهای مذهبی به روایت تاریخ کمبریج. ترجمه عباس مخبر، تهران: طرح نو، 1372، ص 63.
- ↑ آبراهامیان. یرواند. ایران بین دو انقلاب. ترجمه احمد گلمحمدی و محمدابراهیم فتاحی، تهران: نی، 1377، ص 155.
- ↑ Hambly, G.R., "The Pahlavi Autocracy: Muhammad Rizā Shah, 1941-1979", The Cambridge History of Iran. Vol VII, ed. P. Avery, Cambridge: Cambridge University Press, 1991, P. 293
منبع اصلی
سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، مرکز مطالعات راهبردی روابط فرهنگی (1398). دانشنامه ایران. تهران: موسسه فرهنگی هنری و انتشارات بین المللی الهدی،
نویسنده مقاله
الهه جواهری