پرش به محتوا

مرثیه سرایی 2

از ویکی ایران
نسخهٔ تاریخ ‏۲۰ فوریهٔ ۲۰۲۶، ساعت ۱۰:۲۳ توسط Samei (بحث | مشارکت‌ها)
(تفاوت) → نسخهٔ قدیمی‌تر | نمایش نسخهٔ فعلی (تفاوت) | نسخهٔ جدیدتر ← (تفاوت)

بیشترین تأکید ذاکرین و گاه وعاظ، بر اشعار و مرثیه‌هایی است که شعرا و سخنوران ایرانی در ادوار مختلف سروده‌اند. مراسم سوگواری در ایران منشاء پیدایش سبکها و شیوه‌های هنری مختلفی شده است که از بررسی و تحلیل آنها می‌توان به ارتباط بین باورهاو اعتقادات با ادبیات، هنر و... پی‌برد. مرثیه سرایی در ایران منحصر به مراسم سوگواری در ماه محرم نیست بلکه ازدوره‌های، قبل از اسلام نیز مرثیه سرایی در ایران معمول بوده است. رسم مرثیه سرایی برای عزیزان از دست رفته تقریبا باستانی است و مسلم است که در ایران پیش از اسلام مرثیه سروده می‌شده است. با توجه به روایات، سوگواری برای سیاووش و گریستن مغان در شاهنامه فردوسی و گشتاسبنامه دقیقی به موارد متعددی برمی‌خوریم که در آنها پس از مرگ سردار یا قهرمان، برای اشخاص داغدیده، بویژه کسانی که به انتقامجویی برمی‌خیزند، مرثیه سروده شده است. مرثیه‌هایی که به صورت نثر بوده در این داستان‌های حماسی به نظم کشیده شده‌اند.

در دوره اسلامی، در اکثر شعرهای کهنی که به ما رسیده، نمونه‌هایی از مرثیه دیده می‌شود مثلاً در میان اشعاررودکی ابیات متعددی به یاد شهید بلخی وجود دارد. در شعر فرخی چکامه‌ای تکان دهنده به یاد سلطان محمود دیده می‌شود. حتی در داستانهای منظوم مثل لیلی و مجنون، خسرو و شیرین و اسکندرنامه نظامی، شعر کسایی مروزی، کمال الدین اسماعیل (درباره مرگ پسرش) امیر معزی (مرثیه‌ای درباره خواجه نظام الملک) حافظ (در مرگ پسرش) و... مرثیه‌هایی دیده می‌شود. اما آنچه که ذکر آن از اهمیت برخوردار است مرثیه‌هایی است که در سوگ و به احترام شخصیت‌های مذهبی و شهدا سروده شده‌اند.[۱] علاوه بر مرثیه حماسه‌های دینی نیز در اختیار تظاهرات مذهبی، یعنی سوگواری قرارگرفته‌اند. ترکیب این‌دو پدیده یعنی حماسه‌سرایی و سوگواری موجبات تکامل آیین‌ها و رسوم سوگواری رافراهم ساخته به نحوی که این مراسم را از حالت نظری و نقالی به صورت نمایشی و عینی در آورده است.

نخستین حماسه سرایی خاوران نامه است که مولانا محمدبن حسام الدین مشهور به «ابن حسام» در قرن نهم هجری (۸۳۰ - هجری) سروده است. موضوع اصلی سروده‌ها، سفرها و جنگهای حضرت علی (ع) در سرزمین خاوران و جنگ با قباد پادشاه خاور زمین و دیگر وقایع است. بکی دیگر از این حماسه‌ها حمله حیدری، درباره زندگی حضرت محمد (ص) و حضرت علی (ع) است.

سراینده حمله حیدری میرزامحمد رفیع خان باذل است که با مرگ وی منظومه ناتمام ماند و میرزا ابوطالب فندرسکی معروف به «ابوطالب اصفهانی» کار او را دنبال و تمام کرد.[۲] مجد الدین ابواسحاق کسایی مروزی متولد ۳۴۱ ه.ق. معاصر ناصرخسرو است وی در اثر خود ضمن بیان مناقب حضرت علی (ع) به واقعه کربلا نیز اشاره کرده است.

کربلا چون مقام و منزل ساخت ناگه آل زیاد بر وی تاخت

راه آبِ فرات بربستند دل او زان عنا و غم خستند

سرش از تیغ به تیغ ببریدند واندر آن فعل سود می‌دیدند

تنش از تیغ خصم پاره شده آل مروان برو نظاره شده

دیگر سیف الدین فرغانی، متولد ۷۰۵ ه .ق، مرثیه‌ای نیز بر واقعه کربلا سروده است.

ای قوم درین عزا بگریید بر کشتهٔ کربلا بگریید

با این دل مرده خنده تا چند امروز درین عزا بگریید

فرزند رسول را بکشتند از بهر خدای را بگریید

شاعر پرآوازه قرن ششم هجری قمری، بدرالدین قوامی رازی نیز مرثیه‌ای در سوگ حسین (ع) و یارانش سروده است که مطلع آن چنین است:

روزدهم ز ماه محرم به کربلا ظلمی صریح رفت بر اولاد مصطفی

سرآغاز رشد و اعتلاء مرثیه‌سرایی در ایران مربوط به دوره صفویه است. زیرا در عصر حکومت خاندان صفوی، تشیع مذهب رسمی مردم ایران شد و پیروان علی (ع) و اولادش فرصت و آزادی کامل یافتند تا در سوگ و مناقب امامان و پیشوایان خویش با روشهای، ممکن عمل نمایند.

مهمترین مرثیه سرایان از دوره صفوی به بعد عبارت‌اند از:

قاضی نورالله شوشتری صاحب مجالس المومنین، ملاحسین واعظ کاشفی سبزواری صاحب روضه الشهدا، مولانا محتشم کاشانی صاحب ترکیب بند معروفی (۱۲ بند) که در نوع خود از شاهکارهای مرثیه به شمار می‌رود. اهمیت ترکیب بند محتشم کاشانی به حدی است که امروزه در تزیین صحن‌ها برای روضه‌خوانی و شبیه‌خوانی ابیاتی از آن از بالا به پایین روی پرده‌های متصل به پایه‌ها و یا به طور هم‌سطح در زیر سقف و حتی روی دیرارها نوشته می‌شود.

علاوه بر مرثیه سرایان پیش‌گفته تاج الدین‌حسن‌تونی سبزواری، خواجه اوحدی سبزواری، لطف الله نیشابوری و آقا محمد عاشق اصفهانی (متوفی سال ۱۱۱۹ ه.ق.) را می‌توان نام برد.

سیر مراحل تکوین و تکامل مراسم سوگواری ایام محرم و... از دوره صفویه تا دوره حکومت خاندان قاجار موجبات تثبیت و استمرار این رسم را فراهم ساخت و اجرای مراسم سوگواری پس از چند قرن به یک نهاد مهم فرهنگی تبدیل گردید از این روی بر وسعت و غنای ابزارها و چگونگی اجرای مراسم افزوده شد. در زمینه مرثیه‌سرایی نیز همین جریان تکاملی محقق گردید به این سبب شعرا و مرثیه‌سرایان معتبری ظاهر شدند که برخی از سبک پیشینیان پیروی کردند و برخی دیگر مبتکر سبکهای نوی بودند. اما بیشتر این شعرا از سبک محتشم کاشانی پیروی‌کرده‌اند. معروف‌ترین آنها عبارت‌اند از:

صباحی بیدگلی

که دیوانی مشتمل بر ۳۵۰۰ بیت از آن در دست است (متوفی به سال ۱۲۱۸ ه.ق.) وی به سبک شعرای قدیم شعر می‌سروده است. ترکیب بند وی شامل ۱۴ بند است که برای اطلاع بند دوم آن را ذکر می‌کنیم:

چون راهشان به معرکه کربلا فتاد گردون به فکر سوزش روز جزا فتاد

اجزای چرخ منظم از یکدگر گسیخت اعضای خاک متصل از هم جدا فتاد

تابان به نیزه رفت سر سروران زپیش جمازه‌های پردگیان از قفا فتاد

از تندبادحادثه دیدند هر طرف سروی به سر در آمد ونخلی زپا فتاد

مانده به هر طرف نگران چشم حسرتی در جستجوی کشته خود تا کجا فتاد

ناگه نگاه پردگی حجله بتول بر پاره تن علی مرتضی فتاد

بی‌خود کشید ناله «هذااخی» چنان کزناله‌اش به گنبد گردون صدا فتاد

پس کرد رو به یثرب و از دل کشید آه نالان به گریه گفت ببین یا محمد آه

وصال شیرازی

میرزا محمد شفیع وصال شیرازی ملقب به میرزا کوچک از بزرگترین شعرای اوایل دوره قاجاریه است وی در سال ۱۱۹۲ یا ۱۱۹۳ هجری قمری در شیراز متولد شد پس ازکسب علوم زمان خویش در هنر شاعری و خطاطی بویژه خط نسخ مهارت و شهرت یافت. دیوان وی شامل قصاید، غزلیات، مثنویها، مدایح و مراثی است. وی در سال ۱۲۶۲ در شیراز درگذشت.

وصال شیرازی به استقبال محتشم کاشانی رفته است که نمونه‌ای از مراثی آن را ذکر می‌کنیم:

این جامه سیاه فلک درعزای کیست؟ وین جیب چاک گشته صبح از برای کیست؟

این جوی خون که از مژه خلق جاری است این آه شعله‌ور که ز دلها رود به چرخ

تا درمصیبت که و در ماجرای کیست؟ زاندوه دلگداز وغم جانگزای کیست؟

خونی اگر نه دامن دلها گرفته است این لخت دل به دامن ما خونبهای کیست؟

گر نیست حشر در غم خویش است هرکسی در آفرینش این همه غوغا برای کیست؟

شد خلق مختلف زچه با نوحه متفق؟ اینگونه جن و انس و ملک در عزای کیست؟

هندو و گبر و مومن و ترسا به یک غمند این جان از جهان شده نا آشنای کیست؟

ذرات از طریق صدا ناله می‌کنند تا این صدا زناله انده فزای کیست؟

صاحب عزا کسی است که دلهاست جای او دلها جز آنکه مونس دلهاست جای کیست؟

آری خداست در دل و صاحب عزا خداست زان هردلی به تعزیه شاه کربلاست

میرزا حبیب شیرازی

معروف به قاآنی (وفات ۱۲۷۰ ه.ق.) معروفترین شاعر عهد قاجاریه است که قصیده او در مرثیه حضرت امام حسین (ع) از ویژگی خاصی برخوردار است.

بارد چه؟ خون! که؟ دیده، چسان؟ روز و شب از غم، کدام غم؟ غم سلطان کربلا

نامش چه بود؟ حسین، زنژاد که؟ علی مامش که بود؟ فاطمه، جدش که؟ مصطفی

چون شد؟ شهید شد، به کجا؟ دشت ماریه کی؟ عاشر محرم، پنهان؟ نه برملا

شب کشته شد؟ نه، روز! چه هنگام؟ وقت ظهر شد از گلوبریده سرش؟ نی‌نی از قفا

سیراب کشته شد؟ نه، کس آبش نداد؟ داد که؟ شمر، از چه چشمه؟ ز سرچشمه فنا

مظلوم شد شهید؟ بلی، جرم داشت؟ نه کارش چه بد؟ هدایت، ویارش که بد؟ خدا

این ظلم را که کرد؟ یزید، این یزید کیست؟ از اولادهند، از چه کسی؟ از نطفه زنا ...

عاشق اصفهانی

آقا محمد عاشق اصفهانی متولد ۱۱۸۱ه.ق از اهالی اصفهان بود و با شاعران هم عصر خود از جمله آذر بیگدلی، هاتف اصفهانی و صباحی کاشانی انجمن شعری تشکیل داده بود. دو فن اصلی او غزلسرایی است نمونه‌ای از مرثیه‌ای که سروده است ذیلاً آورده می‌شود:

امروز روز تعزیه آل مصطفی است امروز روز خاتم سلطان کربلا است

روزی‌است این که نخل فتوت زپا فتاد روزی‌است این که شور قیامت بپای خاست

برگرد عرش مرثیه خوان است جبرئیل درآسمان به حلقه کروبیان عزاست

جن و ملک به نوحه درآمد عزای کیست؟ این شور در زمین و فلک از برای کیست؟

رضا قلی خان هدایت

رضا قلی خان هدایت در سال ۱۲۱۵ ه ق در تهران متولد شد، چند سال بعد از فوت پدرش تحصیل علوم متداول را درشیراز آغاز کرد. وی از ابتدای جوانی شعر سرود و «چاکر» تخلص می‌کرد ولی بعد، تخلص «هدایت» را انتخاب کرد. فتحعلیشاه به وی لقب «امیرالشعرا» داده است. هدایت در سال ۱۲۸۸ ه.ق. در گذشت و آثار متعددی مانند مجمع الفصحا، روضه‌الصفای ناصری، دیوان اشعار و... را از خود به جا گذاشت وی مانند سایر شعرای این زمان در مرثیه سرایی سبک محتشم کاشانی را پذیرفته است.

این پاره‌پاره پیکر بی‌سر حسین توست این کشته کو مراست برادر، حسین توست

این سرخ روز خون شهادت که در غمش زهرا سیاه ساخته معجر، حسین توست

این بی کس غریب که گردیده چاک چاک جسمش به نوک نیزه و خنجر حسین توست

این طائر فتاده زگلزار آشیان کزناوک عدو بودش پر، حسین توست

چون حرف چند گفت به صد ناله یارسول با اهل بیت کرد رخ خود سوی بتول

محمودخان ملک الشعرای بهار

محمودخان ملک الشعرا در سال ۱۲۸۲ ه ق در تهران متولد شد. وی علوم زمان را نزد عموی خود (محمدقاسم خان فروغ) فرا گرفت. در زمان ناصرالدین شاه لقب ملک الشعرا به وی داده شد. ملک الشعرا از شعرای بزرگ دوره بازگشت ادبی است که ابتکار و لطافت سخن، او را از شعرای معاصر خودش متمایز کرد. در مرثیه‌ای که درعزای امام حسین (ع) سروده است به استقبال محتشم کاشانی رفته است.

باز از افق حلال محرم شد آشکار و زغم نشست بر دل پیر و جوان غبار

باز آتشی ز روی زمین گشت شعله‌ور کافتاد از آن به خرمن هفت آسمان شرار

برخاست از زمین و زمان شور ورستخیز و زهر طرف علامت محشر شد آشکار

گفتی رسیده وقت که زیر و زبر شود یکسر بنای محکم این نیلگون حصار

پیرایه بخش چهره‌صبر و رضا حسین سرمایه شفاعت روز جزا حسین

مرثیه سرایان دیگری که در این دوره آثار با ارزشی آفریده‌اند عبارت‌اند از:

یغما، میرزاابوالحسن جندقی (۱۲۷۶ ه.ق.) که شیوه‌خاصی در مرثیه سرایی و نوحه ابداع کرده، میرزا محمد علی خان شمس الشعرا سروش (متوفی ۱۲۸۵ ه.ق) مرثیه‌ای در شصت بند به یاد شهدای کربلا سروده که به شصت بند سروش معروف است. اولین بند با ابیات زیر شروع می‌شود:

ای دیده خون ببار که ماه محرم است نزدخدای دیده گریان مکرمست

فرموده شاه دین که منم گشته سرشک بر زخمهای شاه، سرشک تو مرهمست

بی دیده پراب و نفسهای آتشین گر لاف مهر شاه زنی نامسلمست

بر یاد نور چشم پیمبرز آب چشم بالله اگر جهان، همه دریا کنی کمست

میرزا نصرالله شهاب اصفهانی (متوفی ۱۲۹۰ ه .ق.)، آقامیرزا محمد تقی متخلص به «نیّر» (متوفی ۱۳۱۲ ه.ق.)، ادیب الممالک فراهانی، شیخ محمدحسین بن سیدمحمد حسن نجفی (متوفی ۱۳۶۱ ه.ق.) کمال غیاث شیرازی، وقار شیرازی، کاتب شیرازی، هاتف‌اصفهانی و... . گفته می‌شود قدیمترین نوحه مربوط به گروه‌های سوگواری و بویژه سینه‌زنی متعلق به یغماست که نمونه آن در زیر آورده می‌شود:[۳]

می‌رسد خشک لب از شط فرات اکبر من نوجوان اکبر من

سیلانی بکن ای چشمه چشم ترمن نوجوان اکبر من

کسوت عمر تو تا این خم فیروزه نمون لعلی آورد بخون

گیتی از نیل عزا ساخت سیه معجر من نوجوان اکبر من

نیز نگاه کنید به

مآخذ

  1. اقبال، زهرا. تعزیه هنر بومی پیشرو ایران (مرثیه سرایی در عصر قاجار). ترجمه داود حاتمی، تهران: انتشارات علمی و فرهنگی، ۱۳۶۷، ص ۲۷۴.
  2. همایونی، صادق. تعزیه در ایران. شیراز: انتشارات نوید، ۱۳۶۸، ص ۲۱۳ به بعد.
  3. اقبال، زهرا. تعزیه هنر بومی پیشرو ایران (مرثیه سرایی در عصر قاجار). ترجمه داود حاتمی، تهران: انتشارات علمی و فرهنگی، ۱۳۶۷، ص ۲۸۳.

منبع اصلی

فربد، محمد صادق (1385). کتاب ایران: سوگواری های مذهبی در ایران. تهران: موسسه فرهنگی، هنری و انتشاراتی بین المللی الهدی.

نویسنده مقاله

محمد صادق فربد