پرش به محتوا

فلزکاری و شیشه‌گری در دوران ساسانی

از ویکی ایران
فلزکاری، قابل بازیابی از https://www.beytoote.com/art/handicrafts/metal-sassanian1-dynasty.html

صنعت شیشه‌گری در ایران باستان سابقه‌ای دراز دارد. شیشه‌سازی از زمان ایلامی‌ها، از هزاره‌ی سوم پیش از میلاد در شوشیان رواج داشته است. مهرهایی تراشیده شده و کنده‌کاری شده از سنگ و شیشه به دست آمده است. در زمان ساسانیان به این هنر دیرپا و کهن ایرانی جان دوباره بخشیده شد، و معلوم نیست که کارشناسان بیگانه نیز در این امر دخالت داشته‌اند یا نه؟ آنچه که برجا مانده است، و آثار زیادی نیست، مؤید این نظریه نمی‌باشد. شکل و حتی تراش اندک شیشه‌های برجا مانده نشان می‌دهد که هنرمند ایرانی، آن‌ها را به شیوه‌ی دمیدن ساخته است و تقلیدی هستند از ظروف فلزی که به تعداد زیاد موجودند.

یک ظرف شیشه‌ای دمیده به شکل گلابی، که شبیه ابریق‌های سیمین ساسانی یا تنگ‌های سفالینه‌ی لعاب‌دار است، در موزه‌ی ایران باستان تهران نگهداری می‌شود، که احتمالاً در آغاز ظهور اسلام، یعنی سده‌ی هفتم میلادی ساخته شده است. و دیگری جامی است از همین دوران، با نقش اسب‌های بال‌دار، که در دایره‌های کوچکی روی سطح بیرونی جام به صورت برجسته، و در حرکتی متناوب است، که در موزه‌ی برلن نگاهداری می‌شود.(شکل 13) قطعه‌ای نیز مشابه آن در یک ساختمان در شوش، که نقاشی‌های دیواری زیادی از عهد ساسانی دارد و از سده‌ی سوم پیش از هجرت است، پیدا شده است. علاوه بر شیشه‌های دمیده، شیشه‌های قالبی به رنگ سرخ و سبز وجود دارد که با جام زرین خسرو، که در پاریس نگهداری می‌شود، می‌تواند ارزیابی گردد. در جنوب‌ غربی قزوین، در ناحیه دیلمان، چندین جام پیدا شده است که در ساخت آن‌ها از فن‌های گوناگون شیشه‌گری، استفاده شده است. و در ناحیه‌ی شوش شیشه‌های کوچکی پیدا شده که جدارشان برجستگی‌های کوچک دارد. این برجستگی‌ها را بدان سبب در آن زمان ایجاد کرده‌اند که بتوان جام‌ها را با اطمینان محفوظ داشت. این فن را در جام‌های دیلمان به صورت نوار برجسته‌ی متناوب و مواج، یا به شکل برجستگی‌های لانه زنبوری، و یا به شکل نوارهای برجسته‌ی عمودی در نیمه‌ی پایینی ظرف ایجاد کرده‌اند. نقش‌های اسب بال‌دار جام برلن نیز برای همین ایجاد شده است. این جام‌ها از سده‌ی اول پیش از اسلام تا سده‌ی یکم اسلامی تاریخ زده شده‌اند. از قطعه‌های زیاد شیشه‌ای که از چاهی خشکیده در شوش به دست آمده چنین استنباط می‌گردد که در یک یا دو سده‌ی پیش از هجرت تا سده‌ی یکم پس از آن، در آن شهر به مقدار زیاد شیشه‌های محلی تهیه می‌شده که ادامه‌ی صنعت شیشه‌گری ساسانی بوده است و تا سده‌های دوم و احتمالاً سوم هجری نیز ادامه داشته است.

انواع فن‌های فلزکاری در دوران ساسانی رواج داشته، لیکن سیم و زر بیشتر از فلزات دیگر استفاده می‌شده است؛ این امر را دلیلی بر رفّاه نسبی مردمان آن دوران می‌دانند. این آثار، که مناسب با صاحبان و یا سفارش‌دهندگان آن‌ها و وضع مادی - اجتماعی‌شان ساخته می‌شدند، تنوع فراوان داشتند. در بین این آثار، از آثار دقیق برجسته‌کاری شده تا آثاری‌که در آن‌ها نقش ساده و با دقت کمتری است یافت شده‌اند. امروز نمونه‌های کمیاب، ولی بسیار ارزشمند، در مجموعه‌های شخصی و موزه‌های اروپا و تعداد بیش از صد قاب و جام، که از کشفیات اتفاقی در جنوب روسیه است و در موزه‌ی ارمیثاژ نگهداری می‌شود، در دست است. موزه‌ی تهران نیز در دهه‌های گذشته صاحب چند نمونه‌ی ارزشمند شده است، که در ایران یافت شده‌اند. پیدا شدن این گونه آثار در خارج از ایران بیانگر این است که، به‌رغم نظام اجتماعی-کشاورزی ایران ساسانی، تجارت آثار هنری و یا تبادل آن‌ها در بیرون از مرزها، و یا برای دربارهای بزرگان بیگانه رواج زیادی داشته است. این ظروف را با پوست‌های گرانبها و سنگ‌های قیمتی، که از جنوب روسیه یا از بدخشان در آسیای میانه و شمال افغانستان به دست می‌آمده است، مبادله می‌کردند. بیشتر این تبادلات در دوران خسرو یکم و خسرو دوم (سده‌ی یکم پیش از هجرت تا سده‌ی یکم هجری) بوده است. بسیاری از این آثار تقلید یا مثنی‌سازی از روی آثار سده‌های پیشین می‌باشد. چون ساسانیان ارتباط خود را با ساکنان سایر نواحی «اروپاسیا»(Eurasie)، همانند اسلاف و گذشتگان خود، حفظ می‌کردند، احتمال داده می‌شود بسیاری از این جام‌ها و ظروف سیمین، به رسم هدیه و برای منقاد کردن شاهزادگان و امیران آن‌ها، تقدیم می‌شده است. این ظروف سیمین شامل قاب‌ها، کاسه‌ها، جام‌های زورقی یا گرد با لبه‌های صاف و یا دالبردار، تنگ‌ها و گلاب‌دان‌ها و حتی قطعاتی به شکل حیوانات، ازجمله اسب، بوده است. رونق این آثار بیشتر در سده‌های چهارم و سوم پیش از هجرت می‌باشد.

بشقاب فلزی، قابل بازیابی از https://www.beytoote.com/art/handicrafts/metal-sassanian1-dynasty.html

روش ساخت این قطعات چنین بود که هریک از عناصر آذینی یک اثر هنری، به طور جداگانه، ساخته می‌شد و سپس آنها را زراندود کرده و بر روی قطعه‌ی موردنظر (جام یا تنگ و غیره) جوش می‌دادند. این روش ابتکاری ایرانیان است و در یونان و روم ناشناخته بوده است. کهن‌ترین نمونه‌ی شناخته شده از این ظرف‌ها قاب یا کاسه‌ی بزرگ زیویه (هزاره‌ی دوم پیش از هجرت) است. شیوه‌های متنوع و گوناگون به کار برده شده در دوران ساسانی چنین است که برخی از آثار را در آغاز برجسته‌کاری و سپس کنده‌کاری می‌کردند. پس از آن با برگه‌ی نازکی از نقره، پستی و بلندی‌های آن را به صورت یک دیواره‌ی مضاعف می‌پوشاندند. شیوه‌ی دیگر چنین بوده است که جسم را از نقره ساخته و در آن شیارهایی به وجود می‌آوردند و سپس در درون شیارها مفتول‌های طلا نشانده و می‌کوبیدند. این شیوه را برای اجسام فلزی دیگر، مانند سپرها و دسته‌های شمشیر و خنجر و کارد، و حتی دسته‌ی قاشق و چنگال[1] نیز استفاده می‌کردند. نمونه‌های بسیار زیبایی از این اشیا در موزه‌ی رضا عباسی در تهران نگهداری می‌شود. این آثار، علاوه بر تاریخ کهن آنها، نشان‌گر این موضوع نیز هستند که نقش‌های اسلیمی آفریده شده در دوران اسلامی ایران ریشه در هنر ساسانی دارد. برخی دیگر از ظروف ریخته‌گری و قالب‌ریزی، شده‌اند و پس از آن کنده‌کاری روی آن‌ها انجام گرفته است. ظروف دیگری نیز در دست است که نگین نشانی شده و سنگ‌های ارزشمند، مانند یاقوت سرخ و زمرد سبز، علاوه بر قطعات نقره، در زمینه‌ی زرین آن‌ها به کار رفته است. نقش اصلی این ظرف تصویر شاه است که یا در حال جلوس بر تخت است (مانند جام‌های خسرو یکم و خسرو دوم)، و یا در حال شکار و گاهی نیز در حال تاج‌گذاری به دست یک ایزد می‌باشد.

زیباترین جام‌ها، جامی مشهور به «جام سلیمان» و از خسرو اول انوشیروان است که هارون‌الرشید آن را به شارلمانی پادشاه فرانسه و آلمان هدیه کرده است، و بعدها وارد مجموعه‌ی «سن دنی» شده است. این جام زیبا اکنون در «تالار نشان‌ها» در پاریس نگهداری می‌شود. در این جام تصویر خسرو انوشیروان را بر تخت نشان می‌دهد. پایه‌های تخت او را دو پیکره‌ی اسب بال‌دار تشکیل می‌دهند. تصویر شاه بر روی قطعه‌ی‌گردی از سنگ شیشه روشن و شفاف کنده‌کاری شده و در ته جام از داخل در میان قابی از یاقوت سرخ کار گذارده شده است. طرز نشستن شاه به گونه‌یی است که گویی شاه نیم‌خیز است. تصویر از روبرو است و شاه با دو دست بر شمشیر تکیه دارد و درکنار او چندین بالش بر روی هم‌گذارده شده است. نوار تاج او از دو طرف به طور قرینه به طرف بالا موج می‌زند. اطراف این قاب را تا کنار لبه‌ی جام ۳ ردیف دایره‌های شیشه‌ای سرخ و سفید، که بر روی آن‌ها گلچه‌ای کنده‌کاری شده است، پر کرده‌اند؛ به طوری‌که بتدریج که به لبه نزدیک می‌شویم شیشه‌های‌ گرد رنگین بزرگ‌تر می‌شوند. فاصله‌های این شیشه‌های گرد را لوزی‌هایی از شیشه‌های سبز با اضلاع خمیده خطی پوشانده‌اند. لبه‌ی بیرونی هم از یاقوت است. بقیه‌ی قسمت‌های جام از طلاست. استفاده از این رنگ‌های مکمل نشان می‌دهد که هنرمندان ایرانی علاقه‌ی فراوانی به رنگ داشته‌اند و آن را به خوبی و ماهرانه می‌شناخته‌اند. این شیوه‌ی تزیینی ظروف با سنگ‌های ارزشمند و شیشه‌های رنگین، که از ابداعات ایرانیان است، از مرزهای ایران فرا گذشته و تا کناره‌های اقیانوس اطلس هم رسیده است.

جامی دیگر، تماماً از نقره و به خوبی برجسته‌کاری شده، از خسرو انوشیروان، در موزه‌ی، ارمیتاژ موجود است که شاه را با همان هیات بر تخت نشان می‌دهد؛ ولیکن این‌جا در دو طرف او ملازمانی (در هر طرف دو نفر)، به حالت ادب، دست در آستین ایستاده‌اند و در ثلث سوم جام؛ در پایین، شاه را سوار بر اسب درحال شکار قوچ نشان می‌دهد. جداکردن محوطه‌ی شاه و شکار با یک خط افقی و قرار دادن ردیف دست‌ها روی یک خط افقی در برش یک سوم قطر عمودی، نشان می‌دهد که هنرمندان ایران به دانش تناسبات و تقسیم صفحه به نسبت‌های خوشایند توجه ویژه‌ای داشته‌اند و این ترکیب‌بندی محوری با تقارن نامتقارن‌ گواه بر آگاهی‌ها و تجربه‌های هنری بسیار خوب آنان است.

جام دیگری از همین پادشاه در موزه‌ی تهران است. بخشی از این جام ضایع شده ولی به طرح اصلی آن صدمه‌ی چندانی نرسیده است. این جام، خسرو را در طاق نمایی بر تختی، مشابه جام‌های دیگر، نشان می‌دهد. این طاق نما در مربعی قرار گرفته‌ که دو ضلع کناری و موازی شاه را دایره‌های کوچکی (در هر طرف ۷ عدد) که در آن‌ها پرنده‌ای حک شده است پوشانده‌اند. در بیرون از این مربع دو ملازم مؤدبانه ایستاده‌اند و این مربع برگرده‌ی دو شیر در حال پرخاش قرار گرفته است. بالای قاب مربعی شکل چندکنگره و هلال ماهی قرار گرفته است.

جام سیمین که در موزه‌ی متروپولیتن نیویورک نگاهداری می‌شود پیروز را در حال شکار قوچانی که در حال فرارند نشان می‌دهد. یکی از این قوچ‌ها نیزه خورده و زیر پای اسب درحال تاخت افتاده است. قطر این جام ۲۶ سانتیمتر است. قسمت‌هایی از این جام زرکوبی شده و بعضی جاها هم مثل شاخ‌های قوچ‌ها و تیردان شاه با سیاه قلم مشخص‌تر شده است. نقش‌های این جام را از سیم ساخته‌اند و در ورقه‌ی سیمین دیگر کار گذارده‌اند و با صاف‌کاری و صیقل و زراندود کردن قسمت‌های تخت محل درز نقش‌ها را پنهان نموده‌اند. این فن سیم‌کاری دو پوسته‌ای و زرکاری قسمت‌هایی از تخت از ابتکارات ایرانیان است.(شکل 14)

این جام یک ترکیب‌بندی دورانی دارد و شاه تقریباً در محور و در نیمه‌ی بالایی قرار دارد. ترکیب‌بندی بسیار متوازن است و ظرافت‌های بسیار زیاد دارد. انتخاب زر و سیم و سیاه‌قلم مبین آن است که در دوران ساسانی به هنر زنگ، و به ویژه نقاشی، اهمیت خاصی می‌دادند. بشقاب سیمینی که در ساری پیدا شده، و هم‌اکنون در موزه‌ی ایران باستان تهران نگاهداری می‌شود، شاه ساسانی را درحال شکار شیر و یا دفع شرّ شیر نشان می‌دهد. از تاج او نمی‌توان به هو یتش پی برد، زیرا تاجی است که از میان آن دسته‌ای پر بیرون آمده است. لیکن صورت کشیده و نیم تاجش به هرمزد دوم می‌ماند. نقش این بشقاب ترکیب‌بندی تازه‌ای را نشان می‌دهد.

بدن شیر، حرکت دست‌های کشیده‌ی شاه و بدن اسب به صورت موازی طراحی شده است، و در برابر آن، شیری در حالت عمودی پشت به شاه قرار دارد که شاید هنرمند می‌خواسته است وحشت او و گریزش را از برابر شاه نشان دهد. زیر بدن شیر افتاده، شکل‌های برجسته‌ی هندسی که بیانگر صخره‌ها هستند؛ و یکچند بوته‌ی علف دیده می‌شوند. این‌گونه صحنه‌سازی ریشه در هنر کهن ایرانی - سومری دارد و بعدها در نگارگری ایرانی، با ظرافت بیشتری آشکار می‌شود. نکته‌ی درخور توجه این است که حرکت اسب در خلاف جهت شکار شاه است؛ یعنی شاه به شیری که در پشت سر اسب است تیراندازی می‌کند. برش‌هایی که در این طرح ایجاد شده بسیار حساب شده و دانشمندانه است. همچنان‌که پیش از این نیز در مورد سنگ‌نگاری‌های ساسانی، گفته شد، هنرمند از واقعی‌گرایی پرهیز کرده است؛ و در عوض قدرت بیانی خارق‌العاده در آن است که کشمکش میان انسان و درنده‌ترین حیوان و بالاخره پیروزی انسان مقتدر و متکی به نفس را نشان می‌دهد. این اثر در اواخر سده‌ی چهارم یا اوایل سده‌ی سوم پیش از هجرت ساخته شده است.

بشقاب دیگری از سیم از شاپور دوم در موزه‌ی ارمیتاژ نگهداری می‌شود. نقش این بشقاب برجسته‌تر است، ولی ترکیب‌بندی آن با بشقاب پیشین منسوب به هرمزد دوم یکی است. تنها اختلافی که در این دو بشقاب وجود دارد این است که شیر ایستاده اینجا درحال حمله به شاه است، ولی در بشقاب هرمزد دوم پشت به شاه قرار دارد. سر اسب نیز به پایین خم شده است. یال‌های شیر افتاده در هوا موج می‌زند و پاهای آن کاملاً کشیده است، که خود دلیلی بر مرگ آن می‌باشد. برجسته کاری و دقت طراحی در این بشقاب بسیار بیشتر و اجزا با دقت زیادتری ساخته و پرداخته شده‌اند. بشقاب زرین دیگری در کتابخانه‌ی ملی پاریس وجود دارد که خسرو دوم پرویز یا پیروز شاه را درحال شکار نشان می‌دهد. جزییات لباس در این بشقاب بسیار ظریف و زیاد است و در نقش‌های دیگر دیده نشده است. شاه و اسب و حیوانات همه در یک جهت هستند. نقش این بشقاب با نقاشی دیواری شوش شباهت فراوانی دارد. حیوانات گرازها، غزال‌ها، گوزن و بزکوهی می‌باشند و حیوانات تیر خورده، از هر نوع در زیر پای اسب شاه، یعنی، در ثلث پایینی سطح بشقاب، افتاده است. حیوانات دیگر درحال فرار چهار نعل در ثلث عمودی، بشقاب در سمت راست (طرف چپ بشقاب) قرار گرفته‌اند. پیکر شاه روی مقطع طلایی بشقاب قرار دارد. در جام سیمینی که در دیلمان یافت شده، و اکنون در یک مجموعه‌ی شخصی نگهداری، می‌شود، شاپور دوم، پیاده، درحال کشتن یک گوزن نر است. او پای راست را به صورت زانو زده بر کمر گوزن تکیه داده، با دستی شاخ گوزن را گرفته و با دست دیگر شمشیر را در پشت او فرو کرده است. جام سیمین دیگری در موزه‌ی ارمیتاژ است و در آن شاهی است با و یژگی‌های نژادی، ساسانی، با تاجی که شاخ قوچی وحشی دارد، و سواره درحال کشتن‌ گرازی است که از نیزار به او حمله کرده است. اسب روی دو پا بلند شده است. طراحی این جام سست است و احتمالاً جامی است که به تقلید از جام‌های ساسانی به دست کوشانیان ساخته شده و شاه کوشانی را در حال شکار نقش کرده است.

از آثار فلزی دیگر تنگ بلند دسته‌داری است که از زر و سیم است، یعنی اصل بدنه از سیم است که بخش‌های مسطح و هموار آن زراندود شده است. بر روی شکم تنگ نقش یک گوزن نر دیده می‌شود. روی گردن تنگ ۳ ردیف از نوارهای خطی، به شیوه‌ی ملیله‌کاری مشاهده می‌گردد. ملیله‌کاری هنری است ایرانی که هنوز هم در بعضی از شهرهای ایران، مانند اصفهان، رواج دارد. همین ملیله‌کاری‌ها روی پایه‌ی تنگ نیز دیده می‌شود. نقش‌گوزن در یک قاب بیضوی قرار گرفته و بیرون این قاب ازگل و بوته‌های اسلیمی پر شده است.

برخی از جام‌های ساسانی هم از درون و هم از بیرون نقش‌بندی شده‌اند. مثلاً، جامی که در موزه‌ی بالتیمور است از بیرون، خسرو دوم پرویز را بر تختی که پایه‌های آن دو عقاب هستند نشان می‌دهد، و در دو طرف او به جای ملازمان، رقاصه‌ها درحال حرکات ظریف و نواختن دف نقش شده‌اند. در پشت جام مازندران، که در موزه‌ی تهران است، سطح بیرون جدول‌بندی یا قاب‌بندی شده و در هر قابی (۴ قاب) رقاصه‌ای را زیر ساقه‌ی خمیده‌ی تاکی نشان می‌دهد. در ته جام، در قابی که دایره‌ای است. و دانه‌های مرواریدی را برجسته نشان می‌دهد، قرقاولی طراحی شده که تاج آن به شکل هلال ماه درآمده است. جام دیگری نیز به صورت زورق در موزه‌ی بالتیمور هست که در سطح بیرون آن رقاصه‌ی برهنه‌ای در حال شال بازی است و رامش‌گرانی در اطراف او در حال نواختن‌اند. این جام احتمالاً برای صادرات بوده است.

به جام‌ها و بشقاب‌های سیمین بازگردیم. در ته جامی از داخل، پیروز شاه درحال تاخت و تیراندازی به غزال‌های‌گریزان می‌باشد. دو غزال، یک قوچ‌کوهی، و دو گراز گریزان و وحشت‌زده در جام نشان داده شده‌اند. طراحی این جام به زیبایی و دقت جام‌های دیگر نیست و تزیینات شاه و اسب نیز متفاوت می‌باشد. جامی با نقش سیمرغ ساسانی در هند یافت شده که هم‌اکنون در موزه‌ی بریتانیا نگهداری، می‌شود. جامی نیز با شیر بال‌دار از سده‌ی یکم پیش از هجرت در موزه‌ی بالتیمور است که بخش‌های هموار آن زراندود شده است و برجسته‌کاری و طراحی بسیار ساده‌ای دارد و ظرافت جام سیمرغ را ندارد.

در تنگ‌ کلاردشت، که هم‌اکنون در موزه‌ی تهران است و ارتفاع آن ۲۶صدم متر است، در دو طرف آن رقاصه‌ای حرکات نشاط بخش می‌کند. در یک طرف، رقاصه مرغی در یک دست و بچه شغالی در دست دیگر دارد و پایین پای او نیز پرنده دیده می‌شود و زیر پایش جانوری شبیه شغال خفته است. در طرف دیگر تنگ رقاصه در یک دست شاخه‌ی کاج و در دست دیگر ظرفی را که احتمالاً پر از میوه بوده است در دست دارد. در طرف راست او روباه یا شغال کوچکی دیده می‌شود و در طرف دیگرش یک قرقاول. در ته تنگ، در دایره‌ای که در قابی که از دانه‌های گرد است، نقش اژدهای ایرانی است، و در سه طرف این نقش، و زیر پای رقاصه‌ها، سرشیری است که دهان آن را سوراخی تشکیل می‌دهد.(شکل 15)

در زاویه‌ی قوس‌ها نوازنده‌ی کوچکی تار می‌نوازد، لباس رقاصه‌ها ایرانی نیست و بر سرشان نیز کلاهی است که در نقش‌های ایرانی دیده نشده است. او.م.دالتون(O.M.Daelton) در کتاب گنجینه‌ی جیحون جامی شبیه به آن را تشریح کرده و معتقد است که این جام‌های سوراخ‌دار برای صاف کردن نخستین شراب فصل بوده و به احتمال زیاد، برای صادرات ساخته می‌شده است. زیرا، بنابر عقیده‌ی آندره گدار، زنان خمّاره و حیواناتی که با آن‌ها هستند، شاخه‌های کاج، رقاصه‌ها و نوازندگان بدون شک یادآور دسته‌های هرزه‌کاری هستند که پس از فتوحات اسکندر وسعت فعالیت آن‌ها تا هند هم کشیده شده بود. رقاصه‌ها در میان زنجیره‌ای از اسلیمی‌هایی که شبیه پیچک‌های درخت تاک است، قرار دارند و آرایش و تزیینات آن‌ها نشان‌دهنده‌ی تأثیرات هنری بیگانه در آن است، و شاید هم، به عمد، از این نوع آرایش و تزیین برای صادر کردن و فروش آن در بیرون از سرزمین‌های ایرانی استفاده کرده باشند.

تنگ ساری در تهران از زر است و بر روی آن با سیم ترصیع شده است. تنگ دیگری در کتابخانه‌ی ملی پاریس وجود دارد که دهانه‌ی آن مانند نوک پرنده جلو آمده است و بر روی آن نقش دو شیر است که به طور متقاطع بر روی هم قرار گرفته‌اند و سرهای آن‌ها به سوی یکدیگر برگشته است. شیرها ستاره‌ی هشت پری را بر شانه‌ی خود دارند، و از اینجا رابطه‌ی آن‌ها با نقش‌های شیرهای دوران کهن و گنجینه‌ی زیویه آشکار می‌گردد. با این قیاس می‌توان محل ساخت آن را در غرب ایران و در ناحیه‌ی زاگرس شمالی دانست. در دو طرف شیرها درختی است که شباهت زیادی به درخت طاق بستان و همچنین به نخل تزیینی آثار پیدا شده در گنجینه‌ی زیویه و جام حسنلو و کلاردشت دارد. اینجاست‌ که ما به تداوم عناصر هنری و موضوع‌های اصیل ایرانی در طول ادوار مختلف تاریخی پی می‌بریم.

یک پایه‌ی تخت از زر به شکل پای پیشین یک شیر - عقاب در یک مجموعه‌ی خصوصی نگهداری می‌شود که به نظر می‌آید نخست قالب‌ریزی شده و بعد بر روی آن کار کرده‌اند و ظرافت‌های لازم را در آن به وجود آورده‌اند. یک سر اسب نیز در موزه‌ی لوور در پاریس نگهداری، می‌شود که از ناحیه‌ی کرمان به دست آمده است. این سر از سیم است و بر روی آن زر نشانی شده است؛ به این معنی که یراق و دهانه بند اسب را از زر ساخته‌اند و سپس آن را روی سیم جوش داده‌اند. بلندای آن ۱۴ و درازای آن ۲۰صدم متر می‌باشد. گوش‌های اسب جلو آمده و حالت سر مبین حالت تاخت اسب به چهار نعل است. احتمالا این سر متعلق به پایه‌ای از یکی از تخت‌های پادشاهی است.

هنر ساغرسازی به شکل جانوران و یا سرهای آن‌ها نیز در دوران ساسانی رونق زیادی داشته است؛ به ویژه در دوران خسرو یکم و دوم که گسترش مبادلات هنری ایران از سویی از هند و آسیای میانه، روسیه‌ی جنوبی و شرقی، و از سوی دیگر تا روم کشیده شده بود. چند نمونه‌ی زیبا باقی مانده، که یکی اسب سیمین زرنشان شده‌ای است‌ که بر زمین نشسته و کاکل آن بر بالای سر گره خورده است. روی دو شانه‌ی آن دو نیم تنه‌ی زن برجسته‌کاری شده در لباس و تاج ساسانی دیده می‌شود، که در قالبی زنجیره‌ای از طلا قرار دارد. یکی از آن‌ها تاجی را می‌دهد و دیگری می‌گیرد. پوزه‌بند اسب شبیه به پوزه‌بندهای مفرغی و آهنی است که از دوران ساسانی در شوش پیدا شده است. این اثر واقع‌گرایی اعجاب‌انگیزی دارد. این واقعی‌گرایی را در دو ساغر دیگر که به شکل سر اسب و سر غزال است نیز می‌یابیم. سر اسب زرین با یراق زرنشانی شده در موزه‌ی سن سینایی نگهداری می‌شود و نوشته‌ای به خط پهلوی ساسانی دارد، که مسلماً نام صاحب آن است. سر غزال با شاخ‌های بلند و حلقه‌حلقه‌اش در مجموعه‌ی شخصی گنول(Guennol) می‌باشد. شاخ‌های بلند این غزال به ترتیب یک حلقه‌ی زر، ۲ حلقه‌ی سیم، یک زر و ۴ سیم، یک زر و ۶ سیم، و انتهای خمیده‌ی آن از زر می‌باشد. گوش‌های غزال افراشته است.

یک ظرف زرین با تزیین بلور رنگین حکاکی شده‌ی بسیار زیبا در موزه‌ی لوور وجود دارد که از شوش به دست آمده است؛ و یک آویز زیبای نگین نشانی شده از زر؛ که بر روی آن یاقوت‌های زعفرانی رنگ گرد و چهارگوش نشانده شده و در پشت آن به خط پهلوی ساسانی نام اردشیر حک شده است. این آویز احتمالاً برای آویختن به قلاب کمربند بوده است. یک آویز دیگر به شکل گراز از زر ساخته شده که روی شانه‌ی آن نقش شیری که به گاوی حمله می‌کند، و از نقش‌های تخت‌جمشید تقلید شده است، برجسته‌کاری شده است. روی ران آن دو بال باز شده دیده می‌شود. گراز نماد و مظهر ورثرغن، ایزد پیروزی، است و بر روی، مهرهای شاهی که با آن فرمان‌ها و اسناد دولتی و عهدنامه‌ها را ممهور می‌کرده‌اند دیده می‌شود. در آغاز دوره‌ی اسلامی تعداد زیادی از ظروف سیمین و زرین ساسانی را ذوب کرده و با آنها سکه زده بودند؛ آثار مفرغی نیز به همین سرنوشت گرفتار آمده بودند. لیکن اگر از روی مجسمه‌ی نیم تنه‌ی شاه یا شاهزاده‌ای که در موزه‌ی لوور است داوری کنیم، در می‌یابیم که هنر مفرغ در دوران ساسانی مقام شایسته‌ای داشته است. پیکره‌ی نیم تنه‌ی لوور، تصویر شاهی است با تاجی بال‌دار که بر روی آن هلالی مزین به یک گوی قرار دارد و بر پیشانی تاج نیز هلال کوچک‌تری دیده می‌شود و ۲ ردیف‌گردن‌بند مروارید نیز دارد که با گوهری بسته شده است. گروهی از خاورشناسان معتقدند که این پیکره متأخر است؛ لیکن این داوری درست نیست. پیکره از عهد ساسانی است و جوانی پیروز شاه را نشان می‌دهد، لیکن روی چهره‌ی آن دوباره‌کاری شده است و همین امر محققان را به تردید و شک واداشته است. نیم تنه‌ی مشابهی، نیز از یک مجموعه‌ی شخصی به دست آمده است که کامل‌تر و سالم‌تر است و همان نقش پیروز شاه را در سنین جوانی نشان می‌دهد. اثر دیگری که از بازار اشیای باستانی تهران به دست آمده، سر یک بانو یا شاهزاده بانوی ایرانی از مفرغ است که به یک سنجاق سر منتهی می‌شده است. چهره بسیار ساده کار شده و به جای مردمک چشم سنگی ارزشمند کار گذارده بودند. موها به شیوه‌ی ساسانی بافته شده و نیم تاجی بر سر دارد.

نیز نگاه کنید به

پاورقی

[1]. تا آن‌جا که ناریخ گواهی می‌دهد، قاشق و چنگال از اختراعات و ابداعات ایرانیان است. ح.ا.

منبع اصلی

آیت اللهی، حبیب الله (1380). کتاب ایران: تاریخ هنر. تهران: موسسه فرهنگی، هنری و انتشاراتی بین المللی الهدی.

نویسنده مقاله

حبیب الله آیت اللهی