جمعیت ایران: تفاوت میان نسخهها
بدون خلاصۀ ویرایش |
بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| (۳ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط یک کاربر دیگر نشان داده نشد) | |||
| خط ۱: | خط ۱: | ||
از بین همه پدیدههای جغرافیایی، جمعیت برحسب صفات گوناگون خود نمایانترین مشخصه کلی هر سرزمین است. جمعیت نقطه عطفی است که از آن تمام عناصر دیگر مشاهده میگردند و همه عناصر منفرداً و جمعاً از آن معنی و اهمیت پیدا میکنند.<ref>International Encyclopedia of the social sciences, vol.12, Macmillan 8 FreePress. 1968. (به نقل از جغرافیای ایران آقای علی اصفر نظری) | |||
p.3.3.</ref> | |||
تاریخ تجمع انسانها در این کشور به چند هزار سال بالغ میشود و حدود و ثغور امپراتوریهایی که قدما در این سرزمین تأسیس نمودهاند بسیار فراتر از مرزهای کنونی کشور بوده است. ایرانیان اولین مردمانی هستند که در غرب آسیا محدوده سیاسی خاص خود را بوجود آوردهاند. در بین ملل همجوار، ایران بخاطر وضع استراتژیک ویژهای که داشت و آسیا و اروپا را بهم وصل مینمود، مرکز تجمع تودهها و قبایل مختلف گردید و در نتیجه پیشرفت قابل ملاحظهای در کسب و فرهنگ و تمدن، نصیب مردم گشته و زبان فارسی که معرف سرزمین و مردم ایران از چند هزار سال قبل بوده است، یکی از لطیفترین ادبیات جهان را در محدوده وسیع فلات ایران بوجود آورد و از حدود مرزهای ایران فراتر رفت. بالاخره از طریق همین زبان بود که منش و شخصیت اصلی قوم ایرانی پایدار گردید. احساس یکپارچگی و اتحاد، زمانی در بین این مردم قویتر شد که اکثریت ساکنین کشور، دین مبین اسلام را اختیار و در سایه آن | تاریخ تجمع انسانها در این کشور به چند هزار سال بالغ میشود و حدود و ثغور امپراتوریهایی که قدما در این سرزمین تأسیس نمودهاند بسیار فراتر از مرزهای کنونی کشور بوده است. ایرانیان اولین مردمانی هستند که در غرب آسیا محدوده سیاسی خاص خود را بوجود آوردهاند. در بین ملل همجوار، ایران بخاطر وضع استراتژیک ویژهای که داشت و آسیا و اروپا را بهم وصل مینمود، مرکز تجمع تودهها و قبایل مختلف گردید و در نتیجه پیشرفت قابل ملاحظهای در کسب و فرهنگ و تمدن، نصیب مردم گشته و زبان فارسی که معرف سرزمین و مردم ایران از چند هزار سال قبل بوده است، یکی از لطیفترین ادبیات جهان را در محدوده وسیع فلات ایران بوجود آورد و از حدود مرزهای ایران فراتر رفت. بالاخره از طریق همین زبان بود که منش و شخصیت اصلی قوم ایرانی پایدار گردید. احساس یکپارچگی و اتحاد، زمانی در بین این مردم قویتر شد که اکثریت ساکنین کشور، دین مبین اسلام را اختیار و در سایه آن امتیازات معنوی اقویا محو و نابود گردید. قبول مذهب تشیع نیز در تقویت روح اتحاد و اتفاق این مردم نقش بسزایی دارد، زیرا همانطور که میدانیم کشورهای عرب همسایه و ترکیه در مغرب و نیز همسایگان شرقی ایران یعنی افغانستان و پاکستان مسلمانند. اما در بین همه کشورهای اسلامی تنها ایرانیان هستند که مذهب تشیع را اختیار کردهاند. | ||
براساس این جنبههای مذهبی و فرهنگی و زبانی است که این سرزمین معنوین اسلامی و ایرانی محکمی پیدا کرده و تاریخ سیاسی خاصی را در صحنه جهان پایهگذاری کرده است. <ref>نظری، علی اصغر، جغرافیای جهت ابران، انتشارات گیتاشناسی، تهران ۱۳۶۹.</ref>از میزان جمعیت ایران، در طول تاریخ پرنشیب و فراز آن اطلاع دقیقی در دست نیست. در سال ۱۳۱۳ جمعیت ایران را پانزده میلیون تخمین زدهاند ولی با سرشماری رسمی که در سال ۱۳۱۹ صورت گرفت تعداد آن کمی بیش از ۱۶ میلیون شمارش شد. | |||
براساس این جنبههای مذهبی و فرهنگی و زبانی است که این سرزمین معنوین اسلامی و ایرانی محکمی پیدا کرده و تاریخ سیاسی خاصی را در صحنه جهان پایهگذاری کرده است. از میزان جمعیت ایران، در طول تاریخ پرنشیب و فراز آن اطلاع دقیقی در دست نیست. در سال ۱۳۱۳ جمعیت ایران را پانزده میلیون تخمین زدهاند ولی با سرشماری رسمی که در سال ۱۳۱۹ صورت گرفت تعداد آن کمی بیش از ۱۶ میلیون شمارش شد. | |||
نخستین اطلاع نسبتاً کامل از جمعیت ایران از سرشماری سال ۱۳۳۵ بدست آمده است که رقمی نزدیک به ۱۹ میلیون نفر را معلوم کرده است. اگرچه این سرشماری نسبت به سرشماریهای قبل تا حدودی کامل بود ولی باز نواقصی داشت و جمعیت واقعی را نشان نمیداد. | نخستین اطلاع نسبتاً کامل از جمعیت ایران از سرشماری سال ۱۳۳۵ بدست آمده است که رقمی نزدیک به ۱۹ میلیون نفر را معلوم کرده است. اگرچه این سرشماری نسبت به سرشماریهای قبل تا حدودی کامل بود ولی باز نواقصی داشت و جمعیت واقعی را نشان نمیداد. | ||
| خط ۲۶: | خط ۱۵: | ||
براساس نتایج آخرین سرشماری عمومی نفوس و مسکن سال ۱۳۷۵، جمعیت کشور در آبان ماه همان سال ۶۰،۰۵۵،۴۸۸ نفر رسیده است با توجه به جمعیت سال ۱۳۶۵ به طور متوسط جمعیت کشور ۹۶/۱ درصد رشد داشته است. | براساس نتایج آخرین سرشماری عمومی نفوس و مسکن سال ۱۳۷۵، جمعیت کشور در آبان ماه همان سال ۶۰،۰۵۵،۴۸۸ نفر رسیده است با توجه به جمعیت سال ۱۳۶۵ به طور متوسط جمعیت کشور ۹۶/۱ درصد رشد داشته است. | ||
=== [[ساختار سنی و جنسی جمعیت ایران|ترکیب سنی و جنسی جمعیت]] === | |||
=== ترکیب سنی و جنسی جمعیت === | |||
براساس دادههای سرشماری عمومی سال ۱۳۷۵، از جمعیت ۶۰،۰۵۵،۴۸۸ نفر کشور، ۳۰،۵۱۵،۱۵۹ نفر مرد (۸/۵۰ درصد) و ۲۹،۵۴۰،۳۲۹ نفر زن (۲/۴۹ درصد) بودهاند. بر این اساس، نسبت جنسی معادل ۱۰۳ نفر در مقابل ۱۰۰ نفر زن بدست میآید. | براساس دادههای سرشماری عمومی سال ۱۳۷۵، از جمعیت ۶۰،۰۵۵،۴۸۸ نفر کشور، ۳۰،۵۱۵،۱۵۹ نفر مرد (۸/۵۰ درصد) و ۲۹،۵۴۰،۳۲۹ نفر زن (۲/۴۹ درصد) بودهاند. بر این اساس، نسبت جنسی معادل ۱۰۳ نفر در مقابل ۱۰۰ نفر زن بدست میآید. | ||
| خط ۴۱: | خط ۲۲: | ||
انسبت جمعیت جوان کشور (درصد جمعیت ۱۴-۰ سال به کل جمعیت) که در سال ۱۳۶۵ حدود ۵/۴۵ درصد بوده است، در سال ۱۳۷۰ به رقم ۳/۴۴ درصد و بالاخره در سال ۱۳۷۵ به حدود ۱۵/۳۹ درصد رسیده است. سیاستهای توسعه اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی برنامهای و کنترل جمعیت اعمال شده طی سالهای ۱۳۷۵-۱۳۶۵ از مهمترین عوامل این کاهش بودهاند. | انسبت جمعیت جوان کشور (درصد جمعیت ۱۴-۰ سال به کل جمعیت) که در سال ۱۳۶۵ حدود ۵/۴۵ درصد بوده است، در سال ۱۳۷۰ به رقم ۳/۴۴ درصد و بالاخره در سال ۱۳۷۵ به حدود ۱۵/۳۹ درصد رسیده است. سیاستهای توسعه اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی برنامهای و کنترل جمعیت اعمال شده طی سالهای ۱۳۷۵-۱۳۶۵ از مهمترین عوامل این کاهش بودهاند. | ||
=== توزیع جمعیتکشور در نقاط شهری و روستایی === | === [[شهرنشینی و روستانشینی ایران|توزیع جمعیتکشور در نقاط شهری و روستایی]] === | ||
با توجه به جمعیت شهری کشور در سال ۱۳۷۵، میزان شهرنشینی در این سال برابر ۳/۶۱ درصد به دست میآید. مقایسه میزان شهرنشینی کشور در این سال با سالهای ۱۳۶۵، ۱۳۷۰ حاکی از تداوم گسترش روند افزایش شهرنشینی و تمرکز جمعیت در شهرها، مطابق با برنامههای توسعه اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی کشور، همچنان تداوم یافته و طی سالهای، ۱۳۶۵ تا ۱۳۷۵ جمعیت شهرنشینی ۳۷ درصد افزایش یافته است. این پدیده، در تفاوت رشد جمعیت مناطق شهری و روستایی کشور نیز به وضوح دیده میشود. رشد سالانه جمعیت در مناطق شهری کشور تقریباً برابر رشد جمعیت مناطق روستایی کشور در دوره ۱۰ سال مذکور بوده است. مقایسه این نتایج با یافتههای سرشماری عمومی نفوس و مسکن سالهای ۱۳۵۵ و ۱۳۶۵ حاکی است که این گرایش در سالهای ۱۳۷۵-۱۳۶۵ نسبت به سالهای ۱۳۶۵-۱۳۵۵ | با توجه به جمعیت شهری کشور در سال ۱۳۷۵، میزان شهرنشینی در این سال برابر ۳/۶۱ درصد به دست میآید. مقایسه میزان شهرنشینی کشور در این سال با سالهای ۱۳۶۵، ۱۳۷۰ حاکی از تداوم گسترش روند افزایش شهرنشینی و تمرکز جمعیت در شهرها، مطابق با برنامههای توسعه اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی کشور، همچنان تداوم یافته و طی سالهای، ۱۳۶۵ تا ۱۳۷۵ جمعیت شهرنشینی ۳۷ درصد افزایش یافته است. این پدیده، در تفاوت رشد [[شهرنشینی و روستانشینی ایران|جمعیت مناطق شهری و روستایی کشور]] نیز به وضوح دیده میشود. رشد سالانه جمعیت در مناطق شهری کشور تقریباً برابر رشد جمعیت مناطق روستایی کشور در دوره ۱۰ سال مذکور بوده است. مقایسه این نتایج با یافتههای سرشماری عمومی نفوس و مسکن سالهای ۱۳۵۵ و ۱۳۶۵ حاکی است که این گرایش در سالهای ۱۳۷۵-۱۳۶۵ نسبت به سالهای ۱۳۶۵-۱۳۵۵ کاهش یافته است چنانکه تغییرات نسبت شهرنشینی کشور بین سالهای ۱۳۶۵-۱۳۵۵ حدود ۱۵ درصد و در دهه بعد حدود ۱۳ درصد بوده است. این تحول بیانگر کاهش سرعت میزان شهرنشینی آن در سالهای اخیر است. فزونی رشد جمعیت در مناطق شهری نسبت به مناطق روستایی، در استانهای کهکیلویه و بویراحمد، ایلام و کردستان به اوج خود میرسد. این استانها جمعیت شهری نسبتاً بالایی دارد (به این ترتیب ۷/۶، ۲/۵ و ۱/۵ درصد)، در مقابل جمعیت روستایی این استانها به ترتیب دارای رشد ۹۶/۰، ۲/۰، ۱۵/۰- درصد بوده است از این دیدگاه [[استان تهران]] وضع ویژهای دارد. در این استان رشد سالانه جمعیت روستایی تقریباً برابر رشد سالانه جمعیت شهری بوده است. علاوه بر آن باید به پیدایش شهرکهایی با جمعیت نسبتاً بالا در خارج از محدوده شهرهای [[استان تهران]] تو جه داشت که علیرغم آنکه سیمایکاملاً شهری دارند از شمول تعریف شهر کاملاً خارج است و جمعیت آنها جزء جمعیت روستایی استان ملحوظ شده است. | ||
کاهش یافته است چنانکه تغییرات نسبت شهرنشینی کشور بین سالهای ۱۳۶۵-۱۳۵۵ حدود ۱۵ درصد و در دهه بعد حدود ۱۳ درصد بوده است. این تحول بیانگر کاهش سرعت میزان شهرنشینی آن در سالهای اخیر است. فزونی رشد جمعیت در مناطق شهری نسبت به مناطق روستایی، در استانهای کهکیلویه و بویراحمد، ایلام و کردستان به اوج خود میرسد. این استانها جمعیت شهری نسبتاً بالایی دارد (به این ترتیب ۷/۶، ۲/۵ و ۱/۵ درصد)، در مقابل جمعیت روستایی این استانها به ترتیب دارای رشد ۹۶/۰، ۲/۰، ۱۵/۰- درصد بوده است از این دیدگاه استان تهران وضع ویژهای دارد. در این استان رشد سالانه جمعیت روستایی تقریباً برابر رشد سالانه جمعیت شهری بوده است. علاوه بر آن باید به پیدایش شهرکهایی با جمعیت نسبتاً بالا در خارج از محدوده شهرهای استان تهران تو جه داشت که علیرغم آنکه سیمایکاملاً شهری دارند از شمول تعریف شهر کاملاً خارج است و جمعیت آنها جزء جمعیت روستایی استان ملحوظ شده است. | |||
جمعیت | بالاترین میزان شهرنشینی در ایران مربوط است به [[استان قم]] با ۲/۹۱ درصد و کمترین میزان شهرنشینی مربوط است به [[استان کهگیلویه و بویراحمد|استان کهکیلویه و بویراحمد]]. در این استان از هر ۱۰۰ نفر جمعیت به طور متوسط حدود ۳۹ نفر در مناطق شهری زندگی میکنند. گفتنی است که گرایش به شهرنشینی در این استان بیش از سایر استانهای کشور است. این پدیده در تفاوت رشد جمعیت شهری و روستایی آن دیده میشود. چنانکه میزان رشد سالانه جمعیت در مناطق شهری این استان (۷۳/۶ درصد) بیش از ۷ برابر رشد سالانه جمعیت در مناطق روستایی آن (۹۶/۰ درصد) است. | ||
==== [[توزیع استانی جمعیت ایران|توزیع استانی جمعیت]] ==== | |||
[[استان تهران]] با ۱۱،۱۷۶،۲۳۹ نفر جمعیت، بیشترین سهم از جمعیت کشور (۶/۱۸ درصد) را در خود جای داده است. در مقابل [[استان ایلام]] ۴۸۷،۸۸۶ نفر (۸۱/۰ درصد) از جمعیت کشور، کمترین تعداد جمعیت کشور را داشته است. در فاصله سالهای ۷۵-۱۳۶۵ تغییراتی در مرزهای استانهای کشور ایجاد شده است و استانهای جدیدی از جمله [[اردبیل]] و [[قم]] و [[استان قزوین|قزوین]] و [[استان گلستان|گلستان]] به وجود آمدهاند و طرح تقسیم استان خراسان نیز در دست بررسی است. | |||
جنوب و جنوب غربی به سوی سایر استانها جریان داشت. در دوره ده ساله ۱۳۷۵-۱۳۶۵ بخش عمدهای از مهاجران به محل اقامت قبلی خود بازگشتهاند، در نتیجه سهم جمعیت این استانها از کل جمعیت کشور تغییر کرد. به عنوان نمونه، سهم جمعیت استان خوزستان در سالهای ۱۳۶۵ و ۱۳۷۵ به ترتیب ۴۲/۵ و ۲۳/۶ درصد جمعیت کشور بوده است که به نوعی این رفت و برگشت را نشان میدهد. در عین حال جریان مهاجرت از تعدادی از استانهای کشور به سایر استانها ادامه یافت. | برخلاف دوره ۱۰ ساله ۱۳۶۵-۱۳۵۵ که به دلیل شرایط جنگی مهاجرت از استانهای جنوب و جنوب غربی به سوی سایر استانها جریان داشت. در دوره ده ساله ۱۳۷۵-۱۳۶۵ بخش عمدهای از مهاجران به محل اقامت قبلی خود بازگشتهاند، در نتیجه سهم جمعیت این استانها از کل جمعیت کشور تغییر کرد. به عنوان نمونه، سهم جمعیت استان خوزستان در سالهای ۱۳۶۵ و ۱۳۷۵ به ترتیب ۴۲/۵ و ۲۳/۶ درصد جمعیت کشور بوده است که به نوعی این رفت و برگشت را نشان میدهد. در عین حال جریان مهاجرت از تعدادی از استانهای کشور به سایر استانها ادامه یافت. | ||
سهم جمعیت استانهای آذربایجان | سهم جمعیت استانهای [[آذربایجان شرقی]]، [[استان گیلان|گیلان]]، [[اردبیل]]، [[اصفهان]]، [[زنجان]]، [[همدان]]، [[مازندرانی|مازندران]] و [[استان مرکزی|مرکزی]] طی دوره ده ساله مورد بررسی، همواره رو به کاهش بوده است. بیشترین کاهش در سهم جمعیت [[استان گیلان]] و [[آذربایجان شرقی]] و بیشترین افزایش در سهم [[استان سیستان و بلوچستان]] طی سالهای ۱۳۷۵-۱۳۶۵ دیده شده است. | ||
=== تعداد خانوار === | ==== تعداد خانوار ==== | ||
براساس یافتههای سرشماری ۱۳۷۵ حدود ۴/۱۲ میلیون خانوار در کشور وجود داشته است که با توجه به جمعیت آن، متوسط تعداد افراد در خانوار (بعد خانوار) ۹/۴ بدست میآید. به عبارت دیگر، در سال ۱۳۷۵، در هر ۱۰۰ خانوار رقمی حدود ۴۹۰ نفر را شامل شده است. این ارقام در مناطق شهری ۴۶۴ نفر و در مناطق روستایی ۵۲۳ نفر بوده است. این تغییرات در صورت تداوم میتواند نمایانگر پارهای تحولات اجتماعی، اقتصادی در کشور باشد. | براساس یافتههای سرشماری ۱۳۷۵ حدود ۴/۱۲ میلیون خانوار در کشور وجود داشته است که با توجه به جمعیت آن، متوسط تعداد افراد در خانوار (بعد خانوار) ۹/۴ بدست میآید. به عبارت دیگر، در سال ۱۳۷۵، در هر ۱۰۰ خانوار رقمی حدود ۴۹۰ نفر را شامل شده است. این ارقام در مناطق شهری ۴۶۴ نفر و در مناطق روستایی ۵۲۳ نفر بوده است. این تغییرات در صورت تداوم میتواند نمایانگر پارهای تحولات اجتماعی، اقتصادی در کشور باشد. | ||
نسبت جنسی | ==== نسبت جنسی ==== | ||
تعداد مردان در سرشماری سال ۱۳۷۵، ۱۵۹/۵۱۵/۳۰ نفر و تعداد زنان ۳۲۹/۵۴۰/۲۹ نفر بوده است. به این ترتیب نسبت جنسی جمعیت کشور در سال ۱۳۷۵ برابر ۱۰۳ به دست میآید. مقایسه نسبت جنسی جمعیت کشور در سال ۱۳۷۵ با سالهای ۱۳۶۵ (۱۰۵) و ۱۳۷۰ (۱۰۶) کمتر شدن نسبت جنسی جمعیت کشور را در سال ۱۳۷۵ نشان میدهد. افزایش امید زندگی زنان نسبت به مردان که از توسعه امکانات بهداشتی و دسترسی بیشتر جمعیت به مراکز بهداشتی ناشی شده است در این افزایش مؤثر بوده است. | تعداد مردان در سرشماری سال ۱۳۷۵، ۱۵۹/۵۱۵/۳۰ نفر و تعداد زنان ۳۲۹/۵۴۰/۲۹ نفر بوده است. به این ترتیب نسبت جنسی جمعیت کشور در سال ۱۳۷۵ برابر ۱۰۳ به دست میآید. مقایسه نسبت جنسی جمعیت کشور در سال ۱۳۷۵ با سالهای ۱۳۶۵ (۱۰۵) و ۱۳۷۰ (۱۰۶) کمتر شدن نسبت جنسی جمعیت کشور را در سال ۱۳۷۵ نشان میدهد. افزایش امید زندگی زنان نسبت به مردان که از توسعه امکانات بهداشتی و دسترسی بیشتر جمعیت به مراکز بهداشتی ناشی شده است در این افزایش مؤثر بوده است. | ||
بیشترین نسبت جنسی مربوط به استانهای هرمزگان، تهران، | بیشترین نسبت جنسی مربوط به استانهای هرمزگان، تهران، [[سمنان]]، [[کرمانشاه]] و [[یزد]] هر کدام با ۱۰۶ و کمترین آن مربوط به استانهایگیلان و مازندران با تفاوتی ناچیز حدود ۹۹ بوده است. این نسبت در نقاط شهریکشور ۱۰۴ بوده است و بالاترین آن مربوط به استان هرمزگان و پائینترین آن مربوط به استانهایگیلان و مازندران به ترتیب ۱۱۰ و ۱۰۱ بوده است. | ||
بالا بودن نسبت جنسی در استانهای هرمزگان، تهران، [[سمنان]]، [[کرمانشاه]] و یزد عمدتاً به دلیل مهاجر پذیری این استانها از نظر ایجاد فرصتهای شغلی برای مردان در طرحهای عمرانی و انجام فعالیتهای بازرگانی در این استانها بوده است. استانهای گیلان و مازندران بخصوص نقاط روستایی آنها مهاجر فرست بوده، روند کاهشی نسبت جنسی در این استانها در سالهای ۱۳۶۵ و ۱۳۷۰ نیز مشاهده میشود. | |||
بالا بودن نسبت جنسی در استانهای هرمزگان، تهران، | |||
در نقاط روستایی کشور نسبت جنسی ۱۰۱ بوده است. استان تهران با رقم ۱۰۹ و استان مرکزی با رقم ۹۷ به ترتیب بالاترین و پائینترین نسبت جنسی را داشتهاند. بالا بودن نسبت جنسی در نقاط روستایی استان تهران به دلیل مهاجرت مردان جویای کار از نقاط دیگر کشور به این استان است که در سالهای اخیر به دلیل مشکل تهیه مسکن در شهر تهران به نقاط روستایی یا شهرکهای اطراف آن که نقاط روستایی به حساب آمدهاند، سکونت اختیار نمودهاند. | در نقاط روستایی کشور نسبت جنسی ۱۰۱ بوده است. استان تهران با رقم ۱۰۹ و استان مرکزی با رقم ۹۷ به ترتیب بالاترین و پائینترین نسبت جنسی را داشتهاند. بالا بودن نسبت جنسی در نقاط روستایی استان تهران به دلیل مهاجرت مردان جویای کار از نقاط دیگر کشور به این استان است که در سالهای اخیر به دلیل مشکل تهیه مسکن در شهر تهران به نقاط روستایی یا شهرکهای اطراف آن که نقاط روستایی به حساب آمدهاند، سکونت اختیار نمودهاند. | ||
=== سواد === | ==== [[سوادآموزی در ایران|سواد]] ==== | ||
براساس یافتههای سرشماری سال ۱۳۷۵ از ۵۲،۲۹۴،۹۷۹ نفر جمعیت ۶ ساله و بیشتر، ۴۱،۵۸۲،۲۷۷ نفر باسواد و بقیه بیسواد بودهاند. این ارقام میزان باسوادی در جمعیت ۶ ساله و بیشتر کشور را ۵/۷۹ درصد نشان میدهد. به عبارت دیگر در بین افراد ۶ ساله و بیشتر کشور به طور متوسط از ۵ نفر ۴ نفر باسواد بودهاند. این میزان در مناطق شهری ۷/۸۵ درصد و در مناطق روستایی (شامل مناطق روستایی و غیر ساکن) ۶/۶۹ درصد به دست آمده است. مقایسه میزان باسوادی سال ۱۳۷۵ با میزان مشابه مربوط به سال ۱۳۶۵ افق روشنی را در این زمینه نشان میدهد. در سال ۱۳۶۵ میزان باسوادی در جمعیت ۶ ساله و بیشتر کشور ۸/۶۱ درصد بوده است و بعد از ده سال به رقم ۵/۷۹ درصد رسیده است که تغییراتی برابر ۲۹ درصد را نشان میدهد. نکته مهمتر اینکه، تحول میزان مزبور در مناطق روستایی کشور است که از ۴/۴۸ درصد به ۴/۶۹ درصد افزایش یافته است که تغییراتی برابر ۴۳ درصد را نشان میدهد. میزان باسوادی در مناطق شهری نیز رقم مناسبی است، به طوریکه از هر ۷ نفر جمعیت ۶ ساله | براساس یافتههای سرشماری سال ۱۳۷۵ از ۵۲،۲۹۴،۹۷۹ نفر جمعیت ۶ ساله و بیشتر، ۴۱،۵۸۲،۲۷۷ نفر باسواد و بقیه بیسواد بودهاند. این ارقام میزان باسوادی در جمعیت ۶ ساله و بیشتر کشور را ۵/۷۹ درصد نشان میدهد. به عبارت دیگر در بین افراد ۶ ساله و بیشتر کشور به طور متوسط از ۵ نفر ۴ نفر باسواد بودهاند. این میزان در مناطق شهری ۷/۸۵ درصد و در مناطق روستایی (شامل مناطق روستایی و غیر ساکن) ۶/۶۹ درصد به دست آمده است. مقایسه میزان باسوادی سال ۱۳۷۵ با میزان مشابه مربوط به سال ۱۳۶۵ افق روشنی را در این زمینه نشان میدهد. در سال ۱۳۶۵ میزان باسوادی در جمعیت ۶ ساله و بیشتر کشور ۸/۶۱ درصد بوده است و بعد از ده سال به رقم ۵/۷۹ درصد رسیده است که تغییراتی برابر ۲۹ درصد را نشان میدهد. نکته مهمتر اینکه، تحول میزان مزبور در مناطق روستایی کشور است که از ۴/۴۸ درصد به ۴/۶۹ درصد افزایش یافته است که تغییراتی برابر ۴۳ درصد را نشان میدهد. میزان باسوادی در مناطق شهری نیز رقم مناسبی است، به طوریکه از هر ۷ نفر جمعیت ۶ ساله و بیشتر ۶ نفر باسواد هستند ولی میزان افزایش آن از میزان مربوط به مناطق روستایی کمتر است که عمدتاً به دلیل بالاتر بودن میزان باسوادی در جمعیت شهری در ابتدای دوره است. به طور اکلی مقایسه این ارقام با میزانهای مشابه در سال ۱۳۵۵ آهنگ سریع و رشد یابنده باسواد شدن آحاد مختلف مردم کشورمان را به خوبی نشان میدهد، چراکه افزایش حدود ۱۴ درصد را نشان میدهد، در حالی که در سالهای ۱۳۷۵-۱۳۶۵ این تغییر ۷/۱۷ درصد افزایش بوده است. در طی ۱۰ سال ۱۳۶۵-۱۳۵۵ میزان باسوادی از ۵/۴۷ درصد به ۸/۶۱ درصد رسیده است که خود تحول قابل ملاحظهای است. | ||
و بیشتر ۶ نفر باسواد هستند ولی میزان افزایش آن از میزان مربوط به مناطق روستایی کمتر است که عمدتاً به دلیل بالاتر بودن میزان باسوادی در جمعیت شهری در ابتدای دوره است. به طور اکلی مقایسه این ارقام با میزانهای مشابه در سال ۱۳۵۵ آهنگ سریع و رشد یابنده باسواد شدن آحاد مختلف مردم کشورمان را به خوبی نشان میدهد، چراکه افزایش حدود ۱۴ درصد را نشان میدهد، در حالی که در سالهای ۱۳۷۵-۱۳۶۵ این تغییر ۷/۱۷ درصد افزایش بوده است. در طی ۱۰ سال ۱۳۶۵-۱۳۵۵ میزان باسوادی از ۵/۴۷ درصد به ۸/۶۱ درصد رسیده است که خود تحول قابل ملاحظهای است. | |||
میزان باسوادی در بین مردان و زنان کشور یکسان نیست. از هر ۱۰۰ نفر مرد ۶ ساله و بیشتر کشور در سال ۱۳۷۵ حدود ۸۵ نفر باسواد بودهاند، در حالی که از هر ۱۰۰ نفر زن ۷۴ نفر باسواد بودهاند. سرعت تغییر باسوادی در بین زنان بیشتر از مردان بوده است (۵/۴۲ درصد در مقایسه با ۲/۱۹ درصد). این تحول مثبت عمدتاً به دلیل کمتر بودن کاهش میزان باسوادی زنان در ابتدای دوره بوده است. بالا رفتن ارزش سواد در بین زنان و استقبال آنها و سیاستهای تشویقی دولت برای با سواد شدن، طی این سالها بوده است. | میزان باسوادی در بین مردان و زنان کشور یکسان نیست. از هر ۱۰۰ نفر مرد ۶ ساله و بیشتر کشور در سال ۱۳۷۵ حدود ۸۵ نفر باسواد بودهاند، در حالی که از هر ۱۰۰ نفر زن ۷۴ نفر باسواد بودهاند. سرعت تغییر باسوادی در بین زنان بیشتر از مردان بوده است (۵/۴۲ درصد در مقایسه با ۲/۱۹ درصد). این تحول مثبت عمدتاً به دلیل کمتر بودن کاهش میزان باسوادی زنان در ابتدای دوره بوده است. بالا رفتن ارزش سواد در بین زنان و استقبال آنها و سیاستهای تشویقی دولت برای با سواد شدن، طی این سالها بوده است. | ||
=== وضعیت ازدواج === | ==== [[وضعیت ازدواج]] ==== | ||
براساس یافتههای سرشماری سال ۱۳۷۵، در بین جمعیت ۱۰ ساله و بیشتر کشزر ۷۰/۵۲ درصد از مردان و ۷۳/۵۹ درصد از زنان «حداقل یک بار ازدواج کرده» بودند. این میزانهِا در نقاط شهری برای مردان و زنان به ترتیب ۱/۵۶ درصد و ۲/۶۷ درصد و در نقاط روستایی به ترتیب ۹/۵۲ و ۶/۶۰ درصد بوده است. سرشماری سال ۱۳۷۵ نشان میدهد که درصد حداقل یکبار ازدواج کردههای مردان و زنان ۱۰ ساله و بیشتر نسبت به سال ۱۳۶۵ نشان میدهد که این میزان در کل کاهش داشته است. به طوری که این میزان در بین مردان حدود ۵/۳ درصد و در بین زنان حدود ۵/۶ درصد کاهش یافته است. میانگین سن در اولین ازدواج زنان بین سالهای ۱۳۶۵ تا ۱۳۷۵ حدود ۵/۲ سال بالا رفته است. این افزایش در بین زنان روستایی کشور بیشتر بوده است. این تغییرات از جمله عواملی است که در کاهش میزان باروری تأثیر زیادی دارد. | براساس یافتههای سرشماری سال ۱۳۷۵، در بین جمعیت ۱۰ ساله و بیشتر کشزر ۷۰/۵۲ درصد از مردان و ۷۳/۵۹ درصد از زنان «حداقل یک بار ازدواج کرده» بودند. این میزانهِا در نقاط شهری برای مردان و زنان به ترتیب ۱/۵۶ درصد و ۲/۶۷ درصد و در نقاط روستایی به ترتیب ۹/۵۲ و ۶/۶۰ درصد بوده است. سرشماری سال ۱۳۷۵ نشان میدهد که درصد حداقل یکبار ازدواج کردههای مردان و زنان ۱۰ ساله و بیشتر نسبت به سال ۱۳۶۵ نشان میدهد که این میزان در کل کاهش داشته است. به طوری که این میزان در بین مردان حدود ۵/۳ درصد و در بین زنان حدود ۵/۶ درصد کاهش یافته است. میانگین سن در اولین ازدواج زنان بین سالهای ۱۳۶۵ تا ۱۳۷۵ حدود ۵/۲ سال بالا رفته است. این افزایش در بین زنان روستایی کشور بیشتر بوده است. این تغییرات از جمله عواملی است که در کاهش میزان باروری تأثیر زیادی دارد. | ||
==== فعالیت و اشتغال ==== | ==== فعالیت و اشتغال ==== | ||
| خط ۱۱۷: | خط ۵۹: | ||
این پدیده نمیتواند به تنهایی بیانگر سیمای اقتصادی کشور باشد چراکه در همین فاصله سرمایهگذاریهایکلان در بخشهای مختلف اقتصادیکشور صورت گرفته است که عمدتاً اشتغال زا بودهاند. چنانکه میزان اشتغال در بخش صنعت از ۳/۲۵ درصد در سال ۱۳۶۵ به ۰/۳۱ درصد در سال ۱۳۷۵ رسیده است، پس عمدهترین عامل مؤثر بر این روند همان طور که اشاره شد افزایش سهم جمعیت دانشآموز در جمعیت غیر فعال میباشد. | این پدیده نمیتواند به تنهایی بیانگر سیمای اقتصادی کشور باشد چراکه در همین فاصله سرمایهگذاریهایکلان در بخشهای مختلف اقتصادیکشور صورت گرفته است که عمدتاً اشتغال زا بودهاند. چنانکه میزان اشتغال در بخش صنعت از ۳/۲۵ درصد در سال ۱۳۶۵ به ۰/۳۱ درصد در سال ۱۳۷۵ رسیده است، پس عمدهترین عامل مؤثر بر این روند همان طور که اشاره شد افزایش سهم جمعیت دانشآموز در جمعیت غیر فعال میباشد. | ||
==== اشتغال و بیکاری ==== | ==== [[اشتغال و بیکاری]] ==== | ||
براساس همین سرشماری از جمعیت کشور ۰۸۳/۴۰۱/۴۵ نفر ده ساله و بیشتر بودهاند. از این تعداد ۲۲۳/۰۲۷/۱۶ نفر فعال از نظر اقتصادی و بقیه غیرفعال بودهاند. در نتیجه میزان فعالیت ۳/۳۵ درصد به دست میآید. به عبارت دیگر از هر ۱۰۰ نفر جمعیت در سن فعالیت فقط ۳۵ نفر از نظر اقتصادی فعال بودهاند. | براساس همین سرشماری از جمعیت کشور ۰۸۳/۴۰۱/۴۵ نفر ده ساله و بیشتر بودهاند. از این تعداد ۲۲۳/۰۲۷/۱۶ نفر فعال از نظر اقتصادی و بقیه غیرفعال بودهاند. در نتیجه میزان فعالیت ۳/۳۵ درصد به دست میآید. به عبارت دیگر از هر ۱۰۰ نفر جمعیت در سن فعالیت فقط ۳۵ نفر از نظر اقتصادی فعال بودهاند. | ||
در سال ۱۳۷۵ تعداد شاغلان کشور حدود ۶/۱۴ میلیون نفر و بیکاران جویای کار حدود ۵/۱ میلیون نفر بودهاند. از این ارقام میزانهای اشتغال و بیکاری در جمعیت فعال به ترتیب برابر ۹/۹۰ و ۱/۹ درصد بدست میآید. مقایسه این ارقام با ارقام مشابه در سال ۱۳۶۵ بهبود نسبی وضع اشتغال و کاهش بیکاری را نشان میدهد. مقایسه ترکیب جمعیت فعال کشور در سالهای، ۱۳۶۵ و ۱۳۷۵، نشان از افزایش نسبی میزان اشتغال و کاهش میزان بیکاری دارد. چنانکه میزان بیکاری طی سالهای ۱۳۶۵ تا ۱۳۷۵ از ۲/۱۴ درصد به ۱/۹ درصد و میزان اشتغال از ۸/۸۵ به ۹/۹۰ درصد رسیده است. میتوان گفت که اقتصاد کشور توانسته است در مقابل هر ۱۰۰ نفر متقاضی کار، به طور متوسط به ۹۱ نفر پاسخ مثبت دهد. این ارقام نشان میدهد که نه فقط تعداد | در سال ۱۳۷۵ تعداد شاغلان کشور حدود ۶/۱۴ میلیون نفر و بیکاران جویای کار حدود ۵/۱ میلیون نفر بودهاند. از این ارقام میزانهای اشتغال و بیکاری در جمعیت فعال به ترتیب برابر ۹/۹۰ و ۱/۹ درصد بدست میآید. مقایسه این ارقام با ارقام مشابه در سال ۱۳۶۵ بهبود نسبی وضع اشتغال و کاهش بیکاری را نشان میدهد. مقایسه ترکیب جمعیت فعال کشور در سالهای، ۱۳۶۵ و ۱۳۷۵، نشان از افزایش نسبی میزان اشتغال و کاهش میزان بیکاری دارد. چنانکه میزان بیکاری طی سالهای ۱۳۶۵ تا ۱۳۷۵ از ۲/۱۴ درصد به ۱/۹ درصد و میزان اشتغال از ۸/۸۵ به ۹/۹۰ درصد رسیده است. میتوان گفت که اقتصاد کشور توانسته است در مقابل هر ۱۰۰ نفر متقاضی کار، به طور متوسط به ۹۱ نفر پاسخ مثبت دهد. این ارقام نشان میدهد که نه فقط تعداد بیشتری نسبت به دوره قبل به کار گرفته شده است، بلکه تعداد دیگری از بیکاران دهه قبل را نیز به کار گرفتهاند، یا به عبارت دیگر رشد اشتغال در طول سالهای ۱۳۷۵-۱۳۶۵ سریعتر از سرعت افزایش رشد جمعیت بوده است. مقایسه این ارقام با میزان مشابه در سال ۱۳۶۵ بهبودی نسبی، را نشان میدهد، در سال ۱۳۶۵ از هر ۱۰۰ نفر جمعیت فعال ۸۶ نفر شاغل و ۱۴ نفر جو یایکار بودند. این کاهش در مورد بیکاری، تلاشهای برنامهریزان را در زمینه ایجاد اشتغال به خوبی نشان میدهد چراکه علیرغم افزایش حجم جمعیت ۱۰ ساله و بیشتر کشور این رقم در طی یک دوره دهساله ۱۳۷۵-۱۳۶۵ کاهش داشته است. | ||
تغییر ترکیب در اشتغال بخشهای اقتصادی نیز از ویژگیهای دیگر تغییرات دهه اخیر است. طی دوره مذکور نسبت شاغلین به نفع بخش صنعت تغییر یافته است و سهم صنعت از ۴/۲۴ درصد به ۲/۳۱ درصد در پایان سال ۱۳۷۴ افزایش یافته است. متوسط میزان بهرهوری نیرویکار نیز که تا یک دهه قبل از روندی کاهشی برخوردار بود، از ۹۱۷ هزار ریال به ازای هر نفر شاغل در سال ۱۳۶۸ به ۱۰۱۲ هزار ریال در سال ۱۳۷۵ افزایش یافته است و پیش بینی میشود که رقم مذکور، برای سال ۱۳۷۶ به ۱۰۴۰ هزار ریال افزایش یابد. بیشترین افزایش بهرهوری نیروی کار مربوط به بخش کشاورزی است که شاخصی برای بهبود درآمد کشاورزان است.{1} | |||
=== [[خط، دین، زبان و نژاد در ایران|نژاد، خط، دین و زبان]] === | |||
==== نژاد ==== | |||
پیش از ورود و استقرار آریاییها در ایران، نژادهای بومی در این کشور میزیستند. از حدود هزاره پنجم ق.م اقوام غیر آریایی در ایران میزیستهاند که بعدها در احوال اجتماعی، فرهنگی و حتی ترکیب نژادی مهاجران آریایی تأثیر داشتهاند. از جمله این اقوام ایلامیان در جنوب غربی.ایران،کاسیان در [[زاگرس]] - لرستان، لولوبیها در زاگرس -کرمانشاهان،کادوسیان در گیلان کنونی، تپوریان در مازندران را میتوان نام برد. انتشار و گسترش آریائیان در فلات ایران در حدود نیمه هزاره دوم ق. م شروع شد. آریائیان شاخهای از اقوام سفید پوست هند و اروپایی هستند که عدهای به سرزمین هند وگروهی به فلات ایران رو میآورند.<ref>کمیسیون ملی یونسکو در ایران، ایرانشهر، جلداول، ص ۹۲.</ref> | |||
==== خط ==== | |||
ایرانیها در طول تاریخ چهار نوع خط متفاوت داشتهاند. نخست خط میخی دوره هخامنشیان و دیگری خط پهلوی که در زمان اشکانیان و [[ساسانیان]] معمول و متداول بود و آثار آن هنوز هم باقی است. خط نوع سوم، اوستایی است که بر اساس خط پهلوی تنظیم گردیده است و بالاخره خط کنونی ایران که با ایجاد تغییراتی اقتباس از خط عربی است. علاوه بر افزودن چهار حرف بر الفبای عربی، ایرانیها در تحریر این خط نیز تغییرات و ابداعاتی انجام دادند. به طوری که از سده ۸ ه .قخطوط ایرانی در میان خطوط اسلامی ظاهر شد این خطها عبارتند از: تعلیق، نستعلیق، شکسته نستعلیق که شکل و ترکیب آنها با سایر خطهای اسلامی متفاوت بوده و ترکیب و گردش حروف در آنها شباهت به خطوط باستانی ایرانی یعنی پهلوی و اوستایی دارد.<ref>کمیسیون ملی یونسکو در ایران، ایرانشهر، ص ۷۶۶.</ref> | |||
=== | ==== دین ==== | ||
دین مردم ایران در دوران پیش از [[اسلام]]؛ [[زرتشتی، دین|زرتشتی]] بوده است. در حال حاضر قریب به کل جمعیت آن مسلمان و اکثریت مردم آن پیرو مذهب شیعه میباشند. [[مسیحی، دین|مسیحیان]]، [[یهودیان]] و زرتشتیان دیگر اقلیتهای دینی این کشور بشمار میروند. | |||
دین مردم ایران در دوران پیش از | |||
==== زبان ==== | ==== زبان ==== | ||
زبان اکثریت مردم ایران فارسی است. این زبان اصطلاحاً بر زبان واحد و بر ریشه اصلی و اساسی تمام لهجههای گوناگونی اطلاق میشود که در ایران از آغاز مهاجرت آریائیان تا امروز معمول بوده است. این زبان شعبهای است از زبانهای هند و ایرانی که آن نیز به نوبه خود یکی از زبانهای هند و اروپایی یعنی زبانهای مجموع اقوام سفیدپوستی است که سکونتگاههای اصلی آنها از هندوستان تا سواحل اقیانوس اطلس در اروپا و همچنین بریتانیا گسترده است. | زبان اکثریت مردم ایران [[فارسی]] است. این زبان اصطلاحاً بر زبان واحد و بر ریشه اصلی و اساسی تمام لهجههای گوناگونی اطلاق میشود که در ایران از آغاز مهاجرت آریائیان تا امروز معمول بوده است. این زبان شعبهای است از زبانهای هند و ایرانی که آن نیز به نوبه خود یکی از زبانهای هند و اروپایی یعنی زبانهای مجموع اقوام سفیدپوستی است که سکونتگاههای اصلی آنها از هندوستان تا سواحل اقیانوس اطلس در اروپا و همچنین بریتانیا گسترده است. | ||
=== [[زنان ایران]] === | |||
جمعیت [[زنان ایران]] در سال ۱۳۷۵ درحدود نیمی از جمعیت کشور بوده است. در طول تاریخ [[زنان ایران]] همواره به عنوان یک نیروی تحت سیطره مردان بشمار میآمدهاند هرچندگهگاه و بندرت زنانی پیدا شدهاند که همچون تک ستارهای در آسمان سیاست، علم، ادب و هنر درخشیدهاند. در دهههای اخیر با تغییر نگرش نسبت به بانوان کشور، این ظلم و ستم تاریخی تا حدود زیادی از جامعه ایرانی رخت بربست و [[زنان ایران|زنان]] هم در عرصه [[انقلاب اسلامی ایران|انقلاب]]، هم در دفاع مقدس و هم در عرصه سازندگی و توسعه همه جانبه کشور همگام با مردان و گاهی جلوتر از آنان گام برداشته و ره سپردهاند. | |||
تغییر نگرش نسبت به زن براساس دستورات دین اسلام، بهبود وضعیت بهداشتی و تغذیه مناسب موجب رشد جمعیت زنان کشور طی دهههای اخیر شده است، به گونهای که تعداد جمعیت [[زنان ایران|زنان]] از حدود ۴/۱۶ میلیون در سال ۱۳۵۵ به حدود ۱/۲۴ میلیون در سال ۱۳۶۵ و به حدود ۵/۲۹ میلیون نفر در سال ۱۳۷۵ رسید. | |||
تغییر نگرش نسبت به زن براساس دستورات دین اسلام، بهبود وضعیت بهداشتی و تغذیه مناسب موجب رشد جمعیت زنان کشور طی دهههای اخیر شده است، به گونهای که تعداد جمعیت زنان از حدود ۴/۱۶ میلیون در سال ۱۳۵۵ به حدود ۱/۲۴ میلیون در سال ۱۳۶۵ و به حدود ۵/۲۹ میلیون نفر در سال ۱۳۷۵ رسید. | |||
در زمینه آموزشی در سال ۱۳۵۵ حدود ۳۵ درصد از زنان ۶ ساله و بیشتر باسواد بودهاند که در سال ۱۳۶۵ این نسبت به ۵۲ درصد و در سال ۱۳۷۵ به حدود ۷۴ درصد رسیده است. در زمینه تحصیلات عالی، تعداد دانشجو یان دختر در سال تحصیلی ۶۶-۱۳۶۵ کمتر از ۵۰ هزار نفر بوده که در سال تحصیلی ۷۵-۱۳۷۴ با توسعه دانشگاههای دولتی و آزاد تعداد آنان احدود ۸ برابر یعنی نزدیک به ۴۰۰ هزار نفر رسیده است و اکنون زنان در مجموع بیش از ۴۰ درصد دانشجویان دانشگاهها و مؤسسات آموزش عالی را تشکیل میدهند. | در زمینه آموزشی در سال ۱۳۵۵ حدود ۳۵ درصد از زنان ۶ ساله و بیشتر باسواد بودهاند که در سال ۱۳۶۵ این نسبت به ۵۲ درصد و در سال ۱۳۷۵ به حدود ۷۴ درصد رسیده است. در زمینه تحصیلات عالی، تعداد دانشجو یان دختر در سال تحصیلی ۶۶-۱۳۶۵ کمتر از ۵۰ هزار نفر بوده که در سال تحصیلی ۷۵-۱۳۷۴ با توسعه دانشگاههای دولتی و آزاد تعداد آنان احدود ۸ برابر یعنی نزدیک به ۴۰۰ هزار نفر رسیده است و اکنون زنان در مجموع بیش از ۴۰ درصد دانشجویان دانشگاهها و مؤسسات آموزش عالی را تشکیل میدهند. | ||
همچنین امید به زندگی زنان از حدود ۵۶ سال در سال ۱۳۵۵ به حدود ۵۹ سال در سال ۱۳۵۹ و حدود ۶۱ سال در سالهای اخیر رسیده است. طی ده سال گذشته سالانه حدود یکسال امید زندگی در زنان افزایش یافته است. زنان ایران در عرصههای علم و فنآوری نیز رشد بیسابقهای داشتهاند. ۵۷ درصد پذیرفته شدگان و ۴۹ درصد دانشجویان علوم پزشکی را زنان تشکیل میدهند و ۵۱ درصد فارغ التحصیلان علوم پزشکی و ۳۴ درصد اعضای هیأت علمی دانشگاههای علوم پزشکی را نیز زنان تشکیل میدهند. | همچنین امید به زندگی زنان از حدود ۵۶ سال در سال ۱۳۵۵ به حدود ۵۹ سال در سال ۱۳۵۹ و حدود ۶۱ سال در سالهای اخیر رسیده است. طی ده سال گذشته سالانه حدود یکسال امید زندگی در زنان افزایش یافته است. [[زنان ایران]] در عرصههای علم و فنآوری نیز رشد بیسابقهای داشتهاند. ۵۷ درصد پذیرفته شدگان و ۴۹ درصد دانشجویان علوم پزشکی را زنان تشکیل میدهند و ۵۱ درصد فارغ التحصیلان علوم پزشکی و ۳۴ درصد اعضای هیأت علمی دانشگاههای علوم پزشکی را نیز زنان تشکیل میدهند. | ||
درصد باسوادی بین [[زنان ایران|زنان]] شاغل در حدود ۸۰ درصد است. همچنین در سال ۱۳۴۵ سن متوسط ازدواج در اولین ازدواج ۱۸ سال بوده است که در ۱۳۶۵ به حدود ۲۰ سال و در سال ۱۳۳۵ حدود ۷۳ درصد از زنان ده ساله و بیشتر کشور، حداقل یکبار ازدواج کرده بودند که این نسبت در سال ۱۳۷۵ به حدود ۶۰ درصد رسیده است. | |||
در زمینه مشارکت سیاسی نخبگان، [[زنان ایران|زنان]] در زمینههای عضویت در مجلس قانونگذاری و مشارکت در سطح بالای تصمیمگیری دولت و بخش خصوصی حضور داشتهاند و تعداد نمایندگان زن در مجلس طی پنج دوره رو به افزایش بوده و به ۱۳ تن در دوره پنجم رسیده و حتی در برخی از شهرستانها [[زنان ایران|زنان]] رأی اول را کسب کردهاند.<ref>کزارش دفتر امور زنان نهاد ریاست جمهوری، تهران، ۱۳۷۵.</ref> همچنین در سال ۱۳۷۶ برای اولین بار طی سدههای اخیر یک زن به عنوان معاون ریاست جمهوری کشور ایران انتخاب شده است. در سایر عرصههای تلاش اجتماعی، سیاسی و فرهنگی حضور [[زنان ایران|زنان]] چشمگیر است. در زمینههای اجرایی نظیر شهرداری، قضاوت، معاونت وزارتخانه، مدیر کلی و ... نیز حضور زنان کشور بیسابقه بوده است. | |||
پیش بینی میشود که استفاده از حضور زنان برای رسیدن به توسعه پایدار، بیش از پیش مدنظر مسئولان کشور قرار گیرد و [[زنان ایران|زنان کشور]] پا به پای مردان جامعه در بازسازی معنوی و مادی کشور نقش تاریخی خود را ایفا نمایند. | |||
در زمینه رفع خشونت علیه [[زنان ایران|زنان]] در جمهوری اسلامی ایران، نکته قابل توجه این است که به سبب اعتقادات ریشهدار مذهبی و شرایط فرهنگی و اجتماعی و قوانین خاص نشأت گرفته از احکام اسلام، در مورد لزوم احترام به مقام زن، زمینه تحقق بسیاری از جرائم و خشونتها وجود ندارد. همچنین به لحاظ وجود مجازاتهای سنگین برای جرمهایی چون تجاوز به عنف و موارد مشابه، این گونه جرائم در ایران نسبت به سایر ممالک کمتر اتفاق میافتد. به طور کلی زنان در ایران از وضعیت نسبتاً مطلوب زیست اجتماعی - فرهنگی برخوردارند که روندی رو به ترقی مادی و تعالی معنوی دارد و آیندهای روشن و رضایتبخش را برای آنان نوید میدهد.<ref>کزارش ملی وضعیت زنان در جمهوری اسلاهی ایران، دفتر امور زنان نهاد ریاست جمهوری، تهران، ۱۳۷۴.</ref> | |||
== نیز نگاه کنید به == | |||
* [[شهرهای ایران]] | |||
* [[روستاهای ایران]] | |||
* [[جامعه عشایری ایران]] | |||
* [[ساختار سنی و جنسی جمعیت ایران]] | |||
* [[شهرنشینی و روستانشینی ایران]] | |||
== پاورقی == | |||
{1}. این بخش با استفاده از گزارشهای مرکز آمار ایران و سازمان برنامه و بودجه تهیه و تدوین شده است. | |||
== مآخذ == | |||
<references /> | |||
== منبع اصلی == | |||
کیانی هفت لنگ، کیانوش (1379). کتاب ایران: گذری بر جغرافیای ایران. تهران: [https://alhoda.ir موسسه فرهنگی، هنری و انتشاراتی بین المللی الهدی]. | |||
== نویسنده مقاله == | |||
[https://alhoda.ir/ کیانوش کیانی هفت لنگ] | |||
[[رده:جغرافیا]] | |||
نسخهٔ کنونی تا ۱۱ فوریهٔ ۲۰۲۶، ساعت ۲۰:۲۵
از بین همه پدیدههای جغرافیایی، جمعیت برحسب صفات گوناگون خود نمایانترین مشخصه کلی هر سرزمین است. جمعیت نقطه عطفی است که از آن تمام عناصر دیگر مشاهده میگردند و همه عناصر منفرداً و جمعاً از آن معنی و اهمیت پیدا میکنند.[۱]
تاریخ تجمع انسانها در این کشور به چند هزار سال بالغ میشود و حدود و ثغور امپراتوریهایی که قدما در این سرزمین تأسیس نمودهاند بسیار فراتر از مرزهای کنونی کشور بوده است. ایرانیان اولین مردمانی هستند که در غرب آسیا محدوده سیاسی خاص خود را بوجود آوردهاند. در بین ملل همجوار، ایران بخاطر وضع استراتژیک ویژهای که داشت و آسیا و اروپا را بهم وصل مینمود، مرکز تجمع تودهها و قبایل مختلف گردید و در نتیجه پیشرفت قابل ملاحظهای در کسب و فرهنگ و تمدن، نصیب مردم گشته و زبان فارسی که معرف سرزمین و مردم ایران از چند هزار سال قبل بوده است، یکی از لطیفترین ادبیات جهان را در محدوده وسیع فلات ایران بوجود آورد و از حدود مرزهای ایران فراتر رفت. بالاخره از طریق همین زبان بود که منش و شخصیت اصلی قوم ایرانی پایدار گردید. احساس یکپارچگی و اتحاد، زمانی در بین این مردم قویتر شد که اکثریت ساکنین کشور، دین مبین اسلام را اختیار و در سایه آن امتیازات معنوی اقویا محو و نابود گردید. قبول مذهب تشیع نیز در تقویت روح اتحاد و اتفاق این مردم نقش بسزایی دارد، زیرا همانطور که میدانیم کشورهای عرب همسایه و ترکیه در مغرب و نیز همسایگان شرقی ایران یعنی افغانستان و پاکستان مسلمانند. اما در بین همه کشورهای اسلامی تنها ایرانیان هستند که مذهب تشیع را اختیار کردهاند.
براساس این جنبههای مذهبی و فرهنگی و زبانی است که این سرزمین معنوین اسلامی و ایرانی محکمی پیدا کرده و تاریخ سیاسی خاصی را در صحنه جهان پایهگذاری کرده است. [۲]از میزان جمعیت ایران، در طول تاریخ پرنشیب و فراز آن اطلاع دقیقی در دست نیست. در سال ۱۳۱۳ جمعیت ایران را پانزده میلیون تخمین زدهاند ولی با سرشماری رسمی که در سال ۱۳۱۹ صورت گرفت تعداد آن کمی بیش از ۱۶ میلیون شمارش شد.
نخستین اطلاع نسبتاً کامل از جمعیت ایران از سرشماری سال ۱۳۳۵ بدست آمده است که رقمی نزدیک به ۱۹ میلیون نفر را معلوم کرده است. اگرچه این سرشماری نسبت به سرشماریهای قبل تا حدودی کامل بود ولی باز نواقصی داشت و جمعیت واقعی را نشان نمیداد.
بالاخره سرشماریهای سالهای ۱۳۷۵، ۱۳۶۵، ۱۳۵۵، ۱۳۴۵ که امکانات برگزاری، سرشماری بهتر از گذشته شده بود هر کدام به طور نسبتاً صحیحتری جمعیت کشور را معلوم کردند.
براساس آمار ۱۳۶۵، ایران دارای ۴۹،۴۴۵،۰۱۰ نفر جمعیت بوده است. کمتر از نصف جمعیت (۲/۴۵ درصد) روستایی و (۳/۵۴ درصد) ساکن نقاط شهری و بقیه نیز جمعیت غیر ساکن را تشکیل میدادند.
براساس نتایج آخرین سرشماری عمومی نفوس و مسکن سال ۱۳۷۵، جمعیت کشور در آبان ماه همان سال ۶۰،۰۵۵،۴۸۸ نفر رسیده است با توجه به جمعیت سال ۱۳۶۵ به طور متوسط جمعیت کشور ۹۶/۱ درصد رشد داشته است.
ترکیب سنی و جنسی جمعیت
براساس دادههای سرشماری عمومی سال ۱۳۷۵، از جمعیت ۶۰،۰۵۵،۴۸۸ نفر کشور، ۳۰،۵۱۵،۱۵۹ نفر مرد (۸/۵۰ درصد) و ۲۹،۵۴۰،۳۲۹ نفر زن (۲/۴۹ درصد) بودهاند. بر این اساس، نسبت جنسی معادل ۱۰۳ نفر در مقابل ۱۰۰ نفر زن بدست میآید.
نتایج این سرشماری در مقایسه با سال ۱۳۶۵ و آمارگیری جاری جمعیت سال ۱۳۷۰، نشان از کاهش جوانی جمعیت دارد. به طوریکه میانگین سنی جمعیت از سال ۱۳۶۵ تا ۱۳۷۵ از رقمی در حدود ۱۷ سال به ۴/۱۹ سال رسیده است که این افزایش در سالهای اخیر بیسابقه است. علاوه بر این، نسبت جمعیت ۴-۰ سال به کل جمعیت نیز کاهش قابل ملاحظهای را نشان میدهد، از ۳/۱۸ درصد در سال ۱۳۶۵ به ۶/۱۴ درصد در سال ۱۳۷۰ و ۳/۱۰ درصد در سال ۱۳۷۵ رسیده است.
انسبت جمعیت جوان کشور (درصد جمعیت ۱۴-۰ سال به کل جمعیت) که در سال ۱۳۶۵ حدود ۵/۴۵ درصد بوده است، در سال ۱۳۷۰ به رقم ۳/۴۴ درصد و بالاخره در سال ۱۳۷۵ به حدود ۱۵/۳۹ درصد رسیده است. سیاستهای توسعه اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی برنامهای و کنترل جمعیت اعمال شده طی سالهای ۱۳۷۵-۱۳۶۵ از مهمترین عوامل این کاهش بودهاند.
توزیع جمعیتکشور در نقاط شهری و روستایی
با توجه به جمعیت شهری کشور در سال ۱۳۷۵، میزان شهرنشینی در این سال برابر ۳/۶۱ درصد به دست میآید. مقایسه میزان شهرنشینی کشور در این سال با سالهای ۱۳۶۵، ۱۳۷۰ حاکی از تداوم گسترش روند افزایش شهرنشینی و تمرکز جمعیت در شهرها، مطابق با برنامههای توسعه اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی کشور، همچنان تداوم یافته و طی سالهای، ۱۳۶۵ تا ۱۳۷۵ جمعیت شهرنشینی ۳۷ درصد افزایش یافته است. این پدیده، در تفاوت رشد جمعیت مناطق شهری و روستایی کشور نیز به وضوح دیده میشود. رشد سالانه جمعیت در مناطق شهری کشور تقریباً برابر رشد جمعیت مناطق روستایی کشور در دوره ۱۰ سال مذکور بوده است. مقایسه این نتایج با یافتههای سرشماری عمومی نفوس و مسکن سالهای ۱۳۵۵ و ۱۳۶۵ حاکی است که این گرایش در سالهای ۱۳۷۵-۱۳۶۵ نسبت به سالهای ۱۳۶۵-۱۳۵۵ کاهش یافته است چنانکه تغییرات نسبت شهرنشینی کشور بین سالهای ۱۳۶۵-۱۳۵۵ حدود ۱۵ درصد و در دهه بعد حدود ۱۳ درصد بوده است. این تحول بیانگر کاهش سرعت میزان شهرنشینی آن در سالهای اخیر است. فزونی رشد جمعیت در مناطق شهری نسبت به مناطق روستایی، در استانهای کهکیلویه و بویراحمد، ایلام و کردستان به اوج خود میرسد. این استانها جمعیت شهری نسبتاً بالایی دارد (به این ترتیب ۷/۶، ۲/۵ و ۱/۵ درصد)، در مقابل جمعیت روستایی این استانها به ترتیب دارای رشد ۹۶/۰، ۲/۰، ۱۵/۰- درصد بوده است از این دیدگاه استان تهران وضع ویژهای دارد. در این استان رشد سالانه جمعیت روستایی تقریباً برابر رشد سالانه جمعیت شهری بوده است. علاوه بر آن باید به پیدایش شهرکهایی با جمعیت نسبتاً بالا در خارج از محدوده شهرهای استان تهران تو جه داشت که علیرغم آنکه سیمایکاملاً شهری دارند از شمول تعریف شهر کاملاً خارج است و جمعیت آنها جزء جمعیت روستایی استان ملحوظ شده است.
بالاترین میزان شهرنشینی در ایران مربوط است به استان قم با ۲/۹۱ درصد و کمترین میزان شهرنشینی مربوط است به استان کهکیلویه و بویراحمد. در این استان از هر ۱۰۰ نفر جمعیت به طور متوسط حدود ۳۹ نفر در مناطق شهری زندگی میکنند. گفتنی است که گرایش به شهرنشینی در این استان بیش از سایر استانهای کشور است. این پدیده در تفاوت رشد جمعیت شهری و روستایی آن دیده میشود. چنانکه میزان رشد سالانه جمعیت در مناطق شهری این استان (۷۳/۶ درصد) بیش از ۷ برابر رشد سالانه جمعیت در مناطق روستایی آن (۹۶/۰ درصد) است.
توزیع استانی جمعیت
استان تهران با ۱۱،۱۷۶،۲۳۹ نفر جمعیت، بیشترین سهم از جمعیت کشور (۶/۱۸ درصد) را در خود جای داده است. در مقابل استان ایلام ۴۸۷،۸۸۶ نفر (۸۱/۰ درصد) از جمعیت کشور، کمترین تعداد جمعیت کشور را داشته است. در فاصله سالهای ۷۵-۱۳۶۵ تغییراتی در مرزهای استانهای کشور ایجاد شده است و استانهای جدیدی از جمله اردبیل و قم و قزوین و گلستان به وجود آمدهاند و طرح تقسیم استان خراسان نیز در دست بررسی است.
برخلاف دوره ۱۰ ساله ۱۳۶۵-۱۳۵۵ که به دلیل شرایط جنگی مهاجرت از استانهای جنوب و جنوب غربی به سوی سایر استانها جریان داشت. در دوره ده ساله ۱۳۷۵-۱۳۶۵ بخش عمدهای از مهاجران به محل اقامت قبلی خود بازگشتهاند، در نتیجه سهم جمعیت این استانها از کل جمعیت کشور تغییر کرد. به عنوان نمونه، سهم جمعیت استان خوزستان در سالهای ۱۳۶۵ و ۱۳۷۵ به ترتیب ۴۲/۵ و ۲۳/۶ درصد جمعیت کشور بوده است که به نوعی این رفت و برگشت را نشان میدهد. در عین حال جریان مهاجرت از تعدادی از استانهای کشور به سایر استانها ادامه یافت.
سهم جمعیت استانهای آذربایجان شرقی، گیلان، اردبیل، اصفهان، زنجان، همدان، مازندران و مرکزی طی دوره ده ساله مورد بررسی، همواره رو به کاهش بوده است. بیشترین کاهش در سهم جمعیت استان گیلان و آذربایجان شرقی و بیشترین افزایش در سهم استان سیستان و بلوچستان طی سالهای ۱۳۷۵-۱۳۶۵ دیده شده است.
تعداد خانوار
براساس یافتههای سرشماری ۱۳۷۵ حدود ۴/۱۲ میلیون خانوار در کشور وجود داشته است که با توجه به جمعیت آن، متوسط تعداد افراد در خانوار (بعد خانوار) ۹/۴ بدست میآید. به عبارت دیگر، در سال ۱۳۷۵، در هر ۱۰۰ خانوار رقمی حدود ۴۹۰ نفر را شامل شده است. این ارقام در مناطق شهری ۴۶۴ نفر و در مناطق روستایی ۵۲۳ نفر بوده است. این تغییرات در صورت تداوم میتواند نمایانگر پارهای تحولات اجتماعی، اقتصادی در کشور باشد.
نسبت جنسی
تعداد مردان در سرشماری سال ۱۳۷۵، ۱۵۹/۵۱۵/۳۰ نفر و تعداد زنان ۳۲۹/۵۴۰/۲۹ نفر بوده است. به این ترتیب نسبت جنسی جمعیت کشور در سال ۱۳۷۵ برابر ۱۰۳ به دست میآید. مقایسه نسبت جنسی جمعیت کشور در سال ۱۳۷۵ با سالهای ۱۳۶۵ (۱۰۵) و ۱۳۷۰ (۱۰۶) کمتر شدن نسبت جنسی جمعیت کشور را در سال ۱۳۷۵ نشان میدهد. افزایش امید زندگی زنان نسبت به مردان که از توسعه امکانات بهداشتی و دسترسی بیشتر جمعیت به مراکز بهداشتی ناشی شده است در این افزایش مؤثر بوده است.
بیشترین نسبت جنسی مربوط به استانهای هرمزگان، تهران، سمنان، کرمانشاه و یزد هر کدام با ۱۰۶ و کمترین آن مربوط به استانهایگیلان و مازندران با تفاوتی ناچیز حدود ۹۹ بوده است. این نسبت در نقاط شهریکشور ۱۰۴ بوده است و بالاترین آن مربوط به استان هرمزگان و پائینترین آن مربوط به استانهایگیلان و مازندران به ترتیب ۱۱۰ و ۱۰۱ بوده است.
بالا بودن نسبت جنسی در استانهای هرمزگان، تهران، سمنان، کرمانشاه و یزد عمدتاً به دلیل مهاجر پذیری این استانها از نظر ایجاد فرصتهای شغلی برای مردان در طرحهای عمرانی و انجام فعالیتهای بازرگانی در این استانها بوده است. استانهای گیلان و مازندران بخصوص نقاط روستایی آنها مهاجر فرست بوده، روند کاهشی نسبت جنسی در این استانها در سالهای ۱۳۶۵ و ۱۳۷۰ نیز مشاهده میشود.
در نقاط روستایی کشور نسبت جنسی ۱۰۱ بوده است. استان تهران با رقم ۱۰۹ و استان مرکزی با رقم ۹۷ به ترتیب بالاترین و پائینترین نسبت جنسی را داشتهاند. بالا بودن نسبت جنسی در نقاط روستایی استان تهران به دلیل مهاجرت مردان جویای کار از نقاط دیگر کشور به این استان است که در سالهای اخیر به دلیل مشکل تهیه مسکن در شهر تهران به نقاط روستایی یا شهرکهای اطراف آن که نقاط روستایی به حساب آمدهاند، سکونت اختیار نمودهاند.
سواد
براساس یافتههای سرشماری سال ۱۳۷۵ از ۵۲،۲۹۴،۹۷۹ نفر جمعیت ۶ ساله و بیشتر، ۴۱،۵۸۲،۲۷۷ نفر باسواد و بقیه بیسواد بودهاند. این ارقام میزان باسوادی در جمعیت ۶ ساله و بیشتر کشور را ۵/۷۹ درصد نشان میدهد. به عبارت دیگر در بین افراد ۶ ساله و بیشتر کشور به طور متوسط از ۵ نفر ۴ نفر باسواد بودهاند. این میزان در مناطق شهری ۷/۸۵ درصد و در مناطق روستایی (شامل مناطق روستایی و غیر ساکن) ۶/۶۹ درصد به دست آمده است. مقایسه میزان باسوادی سال ۱۳۷۵ با میزان مشابه مربوط به سال ۱۳۶۵ افق روشنی را در این زمینه نشان میدهد. در سال ۱۳۶۵ میزان باسوادی در جمعیت ۶ ساله و بیشتر کشور ۸/۶۱ درصد بوده است و بعد از ده سال به رقم ۵/۷۹ درصد رسیده است که تغییراتی برابر ۲۹ درصد را نشان میدهد. نکته مهمتر اینکه، تحول میزان مزبور در مناطق روستایی کشور است که از ۴/۴۸ درصد به ۴/۶۹ درصد افزایش یافته است که تغییراتی برابر ۴۳ درصد را نشان میدهد. میزان باسوادی در مناطق شهری نیز رقم مناسبی است، به طوریکه از هر ۷ نفر جمعیت ۶ ساله و بیشتر ۶ نفر باسواد هستند ولی میزان افزایش آن از میزان مربوط به مناطق روستایی کمتر است که عمدتاً به دلیل بالاتر بودن میزان باسوادی در جمعیت شهری در ابتدای دوره است. به طور اکلی مقایسه این ارقام با میزانهای مشابه در سال ۱۳۵۵ آهنگ سریع و رشد یابنده باسواد شدن آحاد مختلف مردم کشورمان را به خوبی نشان میدهد، چراکه افزایش حدود ۱۴ درصد را نشان میدهد، در حالی که در سالهای ۱۳۷۵-۱۳۶۵ این تغییر ۷/۱۷ درصد افزایش بوده است. در طی ۱۰ سال ۱۳۶۵-۱۳۵۵ میزان باسوادی از ۵/۴۷ درصد به ۸/۶۱ درصد رسیده است که خود تحول قابل ملاحظهای است.
میزان باسوادی در بین مردان و زنان کشور یکسان نیست. از هر ۱۰۰ نفر مرد ۶ ساله و بیشتر کشور در سال ۱۳۷۵ حدود ۸۵ نفر باسواد بودهاند، در حالی که از هر ۱۰۰ نفر زن ۷۴ نفر باسواد بودهاند. سرعت تغییر باسوادی در بین زنان بیشتر از مردان بوده است (۵/۴۲ درصد در مقایسه با ۲/۱۹ درصد). این تحول مثبت عمدتاً به دلیل کمتر بودن کاهش میزان باسوادی زنان در ابتدای دوره بوده است. بالا رفتن ارزش سواد در بین زنان و استقبال آنها و سیاستهای تشویقی دولت برای با سواد شدن، طی این سالها بوده است.
وضعیت ازدواج
براساس یافتههای سرشماری سال ۱۳۷۵، در بین جمعیت ۱۰ ساله و بیشتر کشزر ۷۰/۵۲ درصد از مردان و ۷۳/۵۹ درصد از زنان «حداقل یک بار ازدواج کرده» بودند. این میزانهِا در نقاط شهری برای مردان و زنان به ترتیب ۱/۵۶ درصد و ۲/۶۷ درصد و در نقاط روستایی به ترتیب ۹/۵۲ و ۶/۶۰ درصد بوده است. سرشماری سال ۱۳۷۵ نشان میدهد که درصد حداقل یکبار ازدواج کردههای مردان و زنان ۱۰ ساله و بیشتر نسبت به سال ۱۳۶۵ نشان میدهد که این میزان در کل کاهش داشته است. به طوری که این میزان در بین مردان حدود ۵/۳ درصد و در بین زنان حدود ۵/۶ درصد کاهش یافته است. میانگین سن در اولین ازدواج زنان بین سالهای ۱۳۶۵ تا ۱۳۷۵ حدود ۵/۲ سال بالا رفته است. این افزایش در بین زنان روستایی کشور بیشتر بوده است. این تغییرات از جمله عواملی است که در کاهش میزان باروری تأثیر زیادی دارد.
فعالیت و اشتغال
وضعیت فعالیت: براساس سرشماری عمومی نفوس و مسکن سال ۱۳۷۵، از کل جمعیت کشور، ۴۵،۴۰۱،۰۸۳ نفر ۱۰ ساله بیشتر بودهاند. از این تعداد ۱۶،۰۲۷،۲۲۳ نفر (۳/۳۵ درصد) فعال از نظر اقتصادی و ۹۵۹، ۲۸،۸۲۱ نفر (۵/۶۳ درصد) غیرفعال و بقیه وضع فعالیت خود را اظهار نکردند. مقایسه میزان فعالیت در سال ۱۳۷۵ با سال ۱۳۶۵ استان از کاهش این میزان به مقدار ۷/۳ درصد کشور است. کاهش این میزان در نقاط شهری بیش از تعداد آن در نقاط روستایی آن میباشد (۶/۵ درصد در مقایسه با ۲ درصد).
این پدیده نمیتواند به تنهایی بیانگر سیمای اقتصادی کشور باشد چراکه در همین فاصله سرمایهگذاریهایکلان در بخشهای مختلف اقتصادیکشور صورت گرفته است که عمدتاً اشتغال زا بودهاند. چنانکه میزان اشتغال در بخش صنعت از ۳/۲۵ درصد در سال ۱۳۶۵ به ۰/۳۱ درصد در سال ۱۳۷۵ رسیده است، پس عمدهترین عامل مؤثر بر این روند همان طور که اشاره شد افزایش سهم جمعیت دانشآموز در جمعیت غیر فعال میباشد.
اشتغال و بیکاری
براساس همین سرشماری از جمعیت کشور ۰۸۳/۴۰۱/۴۵ نفر ده ساله و بیشتر بودهاند. از این تعداد ۲۲۳/۰۲۷/۱۶ نفر فعال از نظر اقتصادی و بقیه غیرفعال بودهاند. در نتیجه میزان فعالیت ۳/۳۵ درصد به دست میآید. به عبارت دیگر از هر ۱۰۰ نفر جمعیت در سن فعالیت فقط ۳۵ نفر از نظر اقتصادی فعال بودهاند.
در سال ۱۳۷۵ تعداد شاغلان کشور حدود ۶/۱۴ میلیون نفر و بیکاران جویای کار حدود ۵/۱ میلیون نفر بودهاند. از این ارقام میزانهای اشتغال و بیکاری در جمعیت فعال به ترتیب برابر ۹/۹۰ و ۱/۹ درصد بدست میآید. مقایسه این ارقام با ارقام مشابه در سال ۱۳۶۵ بهبود نسبی وضع اشتغال و کاهش بیکاری را نشان میدهد. مقایسه ترکیب جمعیت فعال کشور در سالهای، ۱۳۶۵ و ۱۳۷۵، نشان از افزایش نسبی میزان اشتغال و کاهش میزان بیکاری دارد. چنانکه میزان بیکاری طی سالهای ۱۳۶۵ تا ۱۳۷۵ از ۲/۱۴ درصد به ۱/۹ درصد و میزان اشتغال از ۸/۸۵ به ۹/۹۰ درصد رسیده است. میتوان گفت که اقتصاد کشور توانسته است در مقابل هر ۱۰۰ نفر متقاضی کار، به طور متوسط به ۹۱ نفر پاسخ مثبت دهد. این ارقام نشان میدهد که نه فقط تعداد بیشتری نسبت به دوره قبل به کار گرفته شده است، بلکه تعداد دیگری از بیکاران دهه قبل را نیز به کار گرفتهاند، یا به عبارت دیگر رشد اشتغال در طول سالهای ۱۳۷۵-۱۳۶۵ سریعتر از سرعت افزایش رشد جمعیت بوده است. مقایسه این ارقام با میزان مشابه در سال ۱۳۶۵ بهبودی نسبی، را نشان میدهد، در سال ۱۳۶۵ از هر ۱۰۰ نفر جمعیت فعال ۸۶ نفر شاغل و ۱۴ نفر جو یایکار بودند. این کاهش در مورد بیکاری، تلاشهای برنامهریزان را در زمینه ایجاد اشتغال به خوبی نشان میدهد چراکه علیرغم افزایش حجم جمعیت ۱۰ ساله و بیشتر کشور این رقم در طی یک دوره دهساله ۱۳۷۵-۱۳۶۵ کاهش داشته است.
تغییر ترکیب در اشتغال بخشهای اقتصادی نیز از ویژگیهای دیگر تغییرات دهه اخیر است. طی دوره مذکور نسبت شاغلین به نفع بخش صنعت تغییر یافته است و سهم صنعت از ۴/۲۴ درصد به ۲/۳۱ درصد در پایان سال ۱۳۷۴ افزایش یافته است. متوسط میزان بهرهوری نیرویکار نیز که تا یک دهه قبل از روندی کاهشی برخوردار بود، از ۹۱۷ هزار ریال به ازای هر نفر شاغل در سال ۱۳۶۸ به ۱۰۱۲ هزار ریال در سال ۱۳۷۵ افزایش یافته است و پیش بینی میشود که رقم مذکور، برای سال ۱۳۷۶ به ۱۰۴۰ هزار ریال افزایش یابد. بیشترین افزایش بهرهوری نیروی کار مربوط به بخش کشاورزی است که شاخصی برای بهبود درآمد کشاورزان است.{1}
نژاد، خط، دین و زبان
نژاد
پیش از ورود و استقرار آریاییها در ایران، نژادهای بومی در این کشور میزیستند. از حدود هزاره پنجم ق.م اقوام غیر آریایی در ایران میزیستهاند که بعدها در احوال اجتماعی، فرهنگی و حتی ترکیب نژادی مهاجران آریایی تأثیر داشتهاند. از جمله این اقوام ایلامیان در جنوب غربی.ایران،کاسیان در زاگرس - لرستان، لولوبیها در زاگرس -کرمانشاهان،کادوسیان در گیلان کنونی، تپوریان در مازندران را میتوان نام برد. انتشار و گسترش آریائیان در فلات ایران در حدود نیمه هزاره دوم ق. م شروع شد. آریائیان شاخهای از اقوام سفید پوست هند و اروپایی هستند که عدهای به سرزمین هند وگروهی به فلات ایران رو میآورند.[۳]
خط
ایرانیها در طول تاریخ چهار نوع خط متفاوت داشتهاند. نخست خط میخی دوره هخامنشیان و دیگری خط پهلوی که در زمان اشکانیان و ساسانیان معمول و متداول بود و آثار آن هنوز هم باقی است. خط نوع سوم، اوستایی است که بر اساس خط پهلوی تنظیم گردیده است و بالاخره خط کنونی ایران که با ایجاد تغییراتی اقتباس از خط عربی است. علاوه بر افزودن چهار حرف بر الفبای عربی، ایرانیها در تحریر این خط نیز تغییرات و ابداعاتی انجام دادند. به طوری که از سده ۸ ه .قخطوط ایرانی در میان خطوط اسلامی ظاهر شد این خطها عبارتند از: تعلیق، نستعلیق، شکسته نستعلیق که شکل و ترکیب آنها با سایر خطهای اسلامی متفاوت بوده و ترکیب و گردش حروف در آنها شباهت به خطوط باستانی ایرانی یعنی پهلوی و اوستایی دارد.[۴]
دین
دین مردم ایران در دوران پیش از اسلام؛ زرتشتی بوده است. در حال حاضر قریب به کل جمعیت آن مسلمان و اکثریت مردم آن پیرو مذهب شیعه میباشند. مسیحیان، یهودیان و زرتشتیان دیگر اقلیتهای دینی این کشور بشمار میروند.
زبان
زبان اکثریت مردم ایران فارسی است. این زبان اصطلاحاً بر زبان واحد و بر ریشه اصلی و اساسی تمام لهجههای گوناگونی اطلاق میشود که در ایران از آغاز مهاجرت آریائیان تا امروز معمول بوده است. این زبان شعبهای است از زبانهای هند و ایرانی که آن نیز به نوبه خود یکی از زبانهای هند و اروپایی یعنی زبانهای مجموع اقوام سفیدپوستی است که سکونتگاههای اصلی آنها از هندوستان تا سواحل اقیانوس اطلس در اروپا و همچنین بریتانیا گسترده است.
زنان ایران
جمعیت زنان ایران در سال ۱۳۷۵ درحدود نیمی از جمعیت کشور بوده است. در طول تاریخ زنان ایران همواره به عنوان یک نیروی تحت سیطره مردان بشمار میآمدهاند هرچندگهگاه و بندرت زنانی پیدا شدهاند که همچون تک ستارهای در آسمان سیاست، علم، ادب و هنر درخشیدهاند. در دهههای اخیر با تغییر نگرش نسبت به بانوان کشور، این ظلم و ستم تاریخی تا حدود زیادی از جامعه ایرانی رخت بربست و زنان هم در عرصه انقلاب، هم در دفاع مقدس و هم در عرصه سازندگی و توسعه همه جانبه کشور همگام با مردان و گاهی جلوتر از آنان گام برداشته و ره سپردهاند.
تغییر نگرش نسبت به زن براساس دستورات دین اسلام، بهبود وضعیت بهداشتی و تغذیه مناسب موجب رشد جمعیت زنان کشور طی دهههای اخیر شده است، به گونهای که تعداد جمعیت زنان از حدود ۴/۱۶ میلیون در سال ۱۳۵۵ به حدود ۱/۲۴ میلیون در سال ۱۳۶۵ و به حدود ۵/۲۹ میلیون نفر در سال ۱۳۷۵ رسید.
در زمینه آموزشی در سال ۱۳۵۵ حدود ۳۵ درصد از زنان ۶ ساله و بیشتر باسواد بودهاند که در سال ۱۳۶۵ این نسبت به ۵۲ درصد و در سال ۱۳۷۵ به حدود ۷۴ درصد رسیده است. در زمینه تحصیلات عالی، تعداد دانشجو یان دختر در سال تحصیلی ۶۶-۱۳۶۵ کمتر از ۵۰ هزار نفر بوده که در سال تحصیلی ۷۵-۱۳۷۴ با توسعه دانشگاههای دولتی و آزاد تعداد آنان احدود ۸ برابر یعنی نزدیک به ۴۰۰ هزار نفر رسیده است و اکنون زنان در مجموع بیش از ۴۰ درصد دانشجویان دانشگاهها و مؤسسات آموزش عالی را تشکیل میدهند.
همچنین امید به زندگی زنان از حدود ۵۶ سال در سال ۱۳۵۵ به حدود ۵۹ سال در سال ۱۳۵۹ و حدود ۶۱ سال در سالهای اخیر رسیده است. طی ده سال گذشته سالانه حدود یکسال امید زندگی در زنان افزایش یافته است. زنان ایران در عرصههای علم و فنآوری نیز رشد بیسابقهای داشتهاند. ۵۷ درصد پذیرفته شدگان و ۴۹ درصد دانشجویان علوم پزشکی را زنان تشکیل میدهند و ۵۱ درصد فارغ التحصیلان علوم پزشکی و ۳۴ درصد اعضای هیأت علمی دانشگاههای علوم پزشکی را نیز زنان تشکیل میدهند.
درصد باسوادی بین زنان شاغل در حدود ۸۰ درصد است. همچنین در سال ۱۳۴۵ سن متوسط ازدواج در اولین ازدواج ۱۸ سال بوده است که در ۱۳۶۵ به حدود ۲۰ سال و در سال ۱۳۳۵ حدود ۷۳ درصد از زنان ده ساله و بیشتر کشور، حداقل یکبار ازدواج کرده بودند که این نسبت در سال ۱۳۷۵ به حدود ۶۰ درصد رسیده است.
در زمینه مشارکت سیاسی نخبگان، زنان در زمینههای عضویت در مجلس قانونگذاری و مشارکت در سطح بالای تصمیمگیری دولت و بخش خصوصی حضور داشتهاند و تعداد نمایندگان زن در مجلس طی پنج دوره رو به افزایش بوده و به ۱۳ تن در دوره پنجم رسیده و حتی در برخی از شهرستانها زنان رأی اول را کسب کردهاند.[۵] همچنین در سال ۱۳۷۶ برای اولین بار طی سدههای اخیر یک زن به عنوان معاون ریاست جمهوری کشور ایران انتخاب شده است. در سایر عرصههای تلاش اجتماعی، سیاسی و فرهنگی حضور زنان چشمگیر است. در زمینههای اجرایی نظیر شهرداری، قضاوت، معاونت وزارتخانه، مدیر کلی و ... نیز حضور زنان کشور بیسابقه بوده است.
پیش بینی میشود که استفاده از حضور زنان برای رسیدن به توسعه پایدار، بیش از پیش مدنظر مسئولان کشور قرار گیرد و زنان کشور پا به پای مردان جامعه در بازسازی معنوی و مادی کشور نقش تاریخی خود را ایفا نمایند.
در زمینه رفع خشونت علیه زنان در جمهوری اسلامی ایران، نکته قابل توجه این است که به سبب اعتقادات ریشهدار مذهبی و شرایط فرهنگی و اجتماعی و قوانین خاص نشأت گرفته از احکام اسلام، در مورد لزوم احترام به مقام زن، زمینه تحقق بسیاری از جرائم و خشونتها وجود ندارد. همچنین به لحاظ وجود مجازاتهای سنگین برای جرمهایی چون تجاوز به عنف و موارد مشابه، این گونه جرائم در ایران نسبت به سایر ممالک کمتر اتفاق میافتد. به طور کلی زنان در ایران از وضعیت نسبتاً مطلوب زیست اجتماعی - فرهنگی برخوردارند که روندی رو به ترقی مادی و تعالی معنوی دارد و آیندهای روشن و رضایتبخش را برای آنان نوید میدهد.[۶]
نیز نگاه کنید به
- شهرهای ایران
- روستاهای ایران
- جامعه عشایری ایران
- ساختار سنی و جنسی جمعیت ایران
- شهرنشینی و روستانشینی ایران
پاورقی
{1}. این بخش با استفاده از گزارشهای مرکز آمار ایران و سازمان برنامه و بودجه تهیه و تدوین شده است.
مآخذ
- ↑ International Encyclopedia of the social sciences, vol.12, Macmillan 8 FreePress. 1968. (به نقل از جغرافیای ایران آقای علی اصفر نظری) p.3.3.
- ↑ نظری، علی اصغر، جغرافیای جهت ابران، انتشارات گیتاشناسی، تهران ۱۳۶۹.
- ↑ کمیسیون ملی یونسکو در ایران، ایرانشهر، جلداول، ص ۹۲.
- ↑ کمیسیون ملی یونسکو در ایران، ایرانشهر، ص ۷۶۶.
- ↑ کزارش دفتر امور زنان نهاد ریاست جمهوری، تهران، ۱۳۷۵.
- ↑ کزارش ملی وضعیت زنان در جمهوری اسلاهی ایران، دفتر امور زنان نهاد ریاست جمهوری، تهران، ۱۳۷۴.
منبع اصلی
کیانی هفت لنگ، کیانوش (1379). کتاب ایران: گذری بر جغرافیای ایران. تهران: موسسه فرهنگی، هنری و انتشاراتی بین المللی الهدی.