پرش به محتوا

نوروز در بخش های مختلف ایران: تفاوت میان نسخه‌ها

از ویکی ایران
Samei (بحث | مشارکت‌ها)
Maedeh (بحث | مشارکت‌ها)
 
(۲ نسخهٔ میانیِ ایجادشده توسط همین کاربر نشان داده نشد)
خط ۱: خط ۱:
   
   
با سابقه درازی‌که نوروز در خلال اعصار و قرون دارد، آشکار است که باید همسانی آداب و مراسم آن در سطح جوامع ایرانی و ملل و مردم هم‌فرهنگ، از گذشته تا حال حفظ شده باشد، چه، با وجود تنوعی که در اقالیم مختلف کشور هست و تعدد اقوامی که ملت و ملیت ایرانی را تشکیل می‌دهند، همواره این حکومتها بوده‌اند که راه و روشهای خود را به مردمان عرضه می‌داشته‌اند و آگاهانه یا ناآگاهانه و خواسته یا ناخواسته توده‌ها را وادار به پیروی از خویش می‌کرده‌اند.  
با سابقه درازی‌که [[نوروز جشن طبیعت|نوروز]] در خلال اعصار و قرون دارد، آشکار است که باید همسانی آداب و مراسم آن در سطح جوامع ایرانی و ملل و مردم هم‌فرهنگ، از گذشته تا حال حفظ شده باشد، چه، با وجود تنوعی که در اقالیم مختلف کشور هست و تعدد اقوامی که ملت و ملیت ایرانی را تشکیل می‌دهند، همواره این حکومتها بوده‌اند که راه و روشهای خود را به مردمان عرضه می‌داشته‌اند و آگاهانه یا ناآگاهانه و خواسته یا ناخواسته توده‌ها را وادار به پیروی از خویش می‌کرده‌اند.  


معمول کارها این بوده است که در سلسله مراتب هرم اقتدار هر یک از استانداران کشور، فی‌المثل، دستگاه و دربار کوچکی به قیاس و قرینه سازمان مرکزی حکومت داشته باشند و آنگاه فرمانداران و اجزاء زنجیره حاکمیت نیز در سطحی باز هم کوچکتر از الگوی ولات و بیگلربیگی‌ها تقلید کنند و تا حریم کدخداهای روستاها و حتی خانه‌های پدران و بزرگترهای فقرا نیز همان معیارها و ضوابط مرعی و مجری باقی مانند تا مفهوم پایدار «الناس علی دین ملوکهم» نیز عملی شود!  
معمول کارها این بوده است که در سلسله مراتب هرم اقتدار هر یک از استانداران کشور، فی‌المثل، دستگاه و دربار کوچکی به قیاس و قرینه سازمان مرکزی حکومت داشته باشند و آنگاه فرمانداران و اجزاء زنجیره حاکمیت نیز در سطحی باز هم کوچکتر از الگوی ولات و بیگلربیگی‌ها تقلید کنند و تا حریم کدخداهای روستاها و حتی خانه‌های پدران و بزرگترهای فقرا نیز همان معیارها و ضوابط مرعی و مجری باقی مانند تا مفهوم پایدار «الناس علی دین ملوکهم» نیز عملی شود!  


آنچه که ما در این فصل جستجو می‌کنیم رعایت نکات جزئی و فی‌الحقیقه آداب و عادات محلی مردمی است که در هر گوشه از فلات ایران می‌زیسته‌اند و به تبع امکاناتی که در اختیارشان بوده و اوقاتی که می‌توانسته‌اند صرف کنند و نیز البته ذوقیات خاص مردم خود، اسلوبها و اختصاصات را حفظ کرده‌اند و درواقع شیوه‌های عمل به مراسم را کمی ساده‌تر یا سنگین‌تر عرضه کرده‌اند.  
آنچه که ما در این فصل جستجو می‌کنیم رعایت نکات جزئی و فی‌الحقیقه آداب و عادات محلی مردمی است که در هر گوشه از [[فلات پهناور ایران|فلات ایران]] می‌زیسته‌اند و به تبع امکاناتی که در اختیارشان بوده و اوقاتی که می‌توانسته‌اند صرف کنند و نیز البته ذوقیات خاص مردم خود، اسلوبها و اختصاصات را حفظ کرده‌اند و درواقع شیوه‌های عمل به مراسم را کمی ساده‌تر یا سنگین‌تر عرضه کرده‌اند.  


در مطاوی بنیادی مسئله نیز کراراً یادآوری شده است که با وجود همه شواهد و قرائنی که از کهنترین روزگاران تا عصرهای صریح تاریخی در دست است فرض یافتن زمان معینی برای شروع آداب نوروزی، کاری عبث است و همانند جستجو برای یافتن مکانی خاص، غیرممکن می‌نماید. مردمان آریائی‌نژاد و حتی اقوام غیرآریایی رسوم و سنتهای بسیار همانندی در منطقه داشته‌اند و چه‌بسا که بسیار اتفاق افتاده که مراسم و عاداتی را به یکدیگر وام داده باشند. تعاطی فرهنگها و بخصوص بخشهایی از هنجارها و اخلاقیات و اطوار اجتماعی آنها که با ضروریات طبیعی و اقلیمی دمسازی دارد، امری است که به فراوانی در تاریخ پیش آمده است و در روزگار ما نیز که سرعت ارتباطات اعجاب‌انگیز است، به نحوه‌های حیرت‌آوری اتفاق می‌افتد.  
در مطاوی بنیادی مسئله نیز کراراً یادآوری شده است که با وجود همه شواهد و قرائنی که از کهنترین روزگاران تا عصرهای صریح تاریخی در دست است فرض یافتن زمان معینی برای شروع آداب نوروزی، کاری عبث است و همانند جستجو برای یافتن مکانی خاص، غیرممکن می‌نماید. مردمان آریائی‌نژاد و حتی اقوام غیرآریایی رسوم و سنتهای بسیار همانندی در منطقه داشته‌اند و چه‌بسا که بسیار اتفاق افتاده که مراسم و عاداتی را به یکدیگر وام داده باشند. تعاطی فرهنگها و بخصوص بخشهایی از هنجارها و اخلاقیات و اطوار اجتماعی آنها که با ضروریات طبیعی و اقلیمی دمسازی دارد، امری است که به فراوانی در تاریخ پیش آمده است و در روزگار ما نیز که سرعت ارتباطات اعجاب‌انگیز است، به نحوه‌های حیرت‌آوری اتفاق می‌افتد.  


=== [[جشن نوروز در میان زرتشتیان]] ===
=== [[جشن نوروز در میان زرتشتیان]] ===
در میان ایرانیان، طبعاً انتظار آن هم هست که [[زرتشتی، دین|زرتشتیان]] پاسدار منضبط آداب کهن محسوب شوند. به این ملاحظه، ابتدا بحث نوروز را در میان آنها که در وطن مألوف مانده‌اند، پی می‌گیریم. دستور پشوتن‌جی سنجانا از روی یک پیشینه باستانی درباره برگذاری جشن نوروز می‌نویسد:  <blockquote>«ایرانیان باستان پیش از آنکه تحویل سال واقع شود سراپای خود را پاک می‌شستند، جامه نو می‌پوشیدند، با سرودن «[[اوستا]]» و انجام تشریفات مذهبی بر سر سفره نوروز که به ترتیب خاص با شیرینی، شمع، آئینه، گل، سبزه، نقل، مجمر آتش، عود و سایر خوردنیها و آشامیدنی‌های نیکو آراسته می‌شد، به انتظار شنیدن صدای کوس و دُهل شاهی که آغاز نوروز بود می‌نشستند، چون لحظه نوروز می‌شد ابتدا ریش سفید یا سالمندترین عضو خانواده برخاسته و به هر یک از اهل خانه سه قاشق عسل با سه دانه آب نبات با شیرینی دیگر با سه دانه سکه زرین یا سیمین و سه برگ سبز داده به آنها تبریک نوروزی می‌گفت، سپس همه خانواده برپا ایستاده با صدای بلند، اوستای تندرستی را می‌سرودند و برای خود و بستگان از اهورمزدا دیرزیوی و نیکنامی و شادکامی و فراخ روزی خواستار می‌شدند»<ref name=":0">رضی، هاشم (1371)، گاهشماری و جشن‌های ایران باستان، تهران: انتشارات بهجت، ص. 48-49.</ref>. </blockquote>امروز در میان [[زرتشتی، دین|زرتشتیان]] ایران نیز برگذاری مراسم جشن نوروز تقریباً به همان ترتیبی است که دستور پشوتن گفته، و جشن تا بیست ویک(۲۱) روز ادامه دارد. عدد (۲۱) نماینده نماز مقدسی است که یتااهو (yathaahu) نام دارد و دارای بیست و یک کلمه است -خالی‌کردن بیست و یک توپ در جشن نوروز نیز به یاد همین بیست و یک کلمه نماز یتااهو است که در کیش مزدیسنی مقام بزرگی دارد و دارای فضیلت و شرافت زیاد است. درواقع عدد بیست و یک از قدیم الایام مقدّس و محترم بوده و حالا هم تقدّس و احترام آن در میان ایرانیان باقی و محفوظ است. در اینجا لازم است به شماره صدویک نیز اشاره شود که کنایه از صد و یک نام خداوند است که [[زرتشتی، دین|زرتشتیان]] در موقع نماز آن را می‌خوانند - این صد و یک نام را در آئین مزدیسنی فروزگان اهورمزدا می‌گویند یعنی نام هایی که حاکی از مقامات خداست. اردشیر جهانیان می‌نویسد:  <blockquote>«پیش از آغاز پنجروز کبیسه آخر سال که روزهای داد و دهش به زیردستان و بینوایان است، خانه‌تکانی اساسی انجام می‌یابد، یعنی از بالای بام تا آخرین نقطه زیرزمین و حیاط جارو و گردگیری و شست و شو می‌شود و اثاثیه خانه پاک و تمیز می‌گردد و آن تکه‌هایی که فرسوده و لب‌پریده است به نو تبدیل می‌یابد. در آخرین روز سال‌کهنه نیز اهل خانه پس از فراغت از نظافت خانه، به شست و شوی خود می‌پردازند. جامه‌های کهنه را از تن بیرون می‌کنند و در صورت امکان به لباس نو تبدیل می‌نمایند والا همان لباسها را شست و شو می‌دهند و خود را با وضع مرتب برای استقبال و در آغوش گرفتن سال نو مهیا می‌سازند زیرا بنا به عقیده ایرانیان، فروهر گذشتگان در این روزها برای دیدار خانواده و خویشاوند به خانه‌های خود برمی‌گردند، اگر خانه و اهل خانه به صفت پاکی درون و برون آراسته باشند خشنود می‌گردند و از درگاه اهورامزدا برای آن خانواده، خیر و برکت و تندرستی و آسایش مسئلت می‌نمایند<ref name=":0" />». </blockquote>در زمان‌های گذشته رسم چنین بوده که اگر تحویل سال در شب پایان آخر سال اتفاق می‌افتاد، هنگام تحویل بر فراز کاخ سلطنتی یا تپه بزرگ شهر، خرمنی از [[آتش]] روشن می‌کردند و سایر مردم نیز با پیروی از آن بر فراز بلندی خانه خود می‌رفتند و [[آتش افروزی]] می‌نمودند و اگر تحوبل سال در روز واقع می‌شد پیش از طلوع آفتاب مراسم آتش افروزی انجام می‌گرفت و با این رسم و ترتیب بدیهای سال کهنه را در آتش سوزانیده، روشنایی آن را برای سال آینده هدیه می‌کردند و راهنمای کار و کوشش خود قرار می‌دادند. همین آداب و رسوم امروزه به شکل [[آتش بازی|آتش‌بازی]] و چراغانی در هنگام غروب شب عید باقی مانده است. [[زرتشتی، دین|زرتشتیان]] برای انجام تشریفات جشن، اطاقی را که همیشه به کارهای مذهبی و پرستش اختصاص دارد یعنی جائی که از آمد و رفت افراد دور است، برای گستردن سفره عید و چیدن [[هفت سین خوان نوروزی|هفت سین]] انتخاب می‌کنند برای چیدن [[هفت سین خوان نوروزی|هفت سین]] و سایر لوازم جشن، سفره سفید بی‌آلایش حتی بدون یک ذره لکه و حتی‌الامکان نو، بر روی زمین یا میز می‌گستردند، بر روی آن ابتدا آئینه وگلاب‌پاش و ظرفی پر از آب تمیزکه در آن برگهای آویشن و یک عدد انار به یا سیب و چند سکه نقره انداخته می‌شود می‌گذارند. روبروی آن مجمر [[آتش]] (اَتشدان) برای بخوردادن و چراغی فروزان و کتاب [[اوستا]] و گلدانی پر از انواع گل و شاخه‌های برگدار مورد و سرو و کاج تازه (در صورت امکان از درختهایی که به [[امشاسپندان]] تعلق دارد برمی‌گزیند) قرار می‌دهند. در وسط سفره هفت رقم میوه‌که اگر تازه آن ممکن باشد چه بهتر والا میوه خشک می‌گذارند، به طوریکه [[هفت سین خوان نوروزی|هفت سین]] تکمیل می‌شود.  
در میان ایرانیان، طبعاً انتظار آن هم هست که [[زرتشتی، دین|زرتشتیان]] پاسدار منضبط آداب کهن محسوب شوند. به این ملاحظه، ابتدا بحث [[نوروز جشن طبیعت|نوروز]] را در میان آنها که در وطن مألوف مانده‌اند، پی می‌گیریم. دستور پشوتن‌جی سنجانا از روی یک پیشینه باستانی درباره برگذاری جشن [[نوروز جشن طبیعت|نوروز]] می‌نویسد:  <blockquote>«ایرانیان باستان پیش از آنکه تحویل سال واقع شود سراپای خود را پاک می‌شستند، جامه نو می‌پوشیدند، با سرودن «[[اوستا]]» و انجام تشریفات مذهبی بر سر سفره [[نوروز جشن طبیعت|نوروز]] که به ترتیب خاص با شیرینی، شمع، آئینه، گل، [[سبزه نوروزی|سبزه]]، نقل، مجمر آتش، عود و سایر خوردنیها و آشامیدنی‌های نیکو آراسته می‌شد، به انتظار شنیدن صدای کوس و دُهل شاهی که آغاز [[نوروز جشن طبیعت|نوروز]] بود می‌نشستند، چون لحظه [[نوروز جشن طبیعت|نوروز]] می‌شد ابتدا ریش سفید یا سالمندترین عضو خانواده برخاسته و به هر یک از اهل خانه سه قاشق عسل با سه دانه آب نبات با شیرینی دیگر با سه دانه سکه زرین یا سیمین و سه برگ سبز داده به آنها تبریک نوروزی می‌گفت، سپس همه خانواده برپا ایستاده با صدای بلند، اوستای تندرستی را می‌سرودند و برای خود و بستگان از اهورمزدا دیرزیوی و نیکنامی و شادکامی و فراخ روزی خواستار می‌شدند»<ref name=":0">رضی، هاشم (1371)، '''''گاهشماری و جشن‌های ایران باستان'''''، تهران: انتشارات بهجت، ص 48-49.</ref>. </blockquote>امروز در میان [[زرتشتی، دین|زرتشتیان]] ایران نیز برگذاری مراسم جشن [[نوروز جشن طبیعت|نوروز]] تقریباً به همان ترتیبی است که دستور پشوتن گفته، و جشن تا بیست ویک(۲۱) روز ادامه دارد. عدد (۲۱) نماینده نماز مقدسی است که یتااهو (yathaahu) نام دارد و دارای بیست و یک کلمه است -خالی‌کردن بیست و یک توپ در جشن [[نوروز جشن طبیعت|نوروز]] نیز به یاد همین بیست و یک کلمه نماز یتااهو است که در کیش مزدیسنی مقام بزرگی دارد و دارای فضیلت و شرافت زیاد است. درواقع عدد بیست و یک از قدیم الایام مقدّس و محترم بوده و حالا هم تقدّس و احترام آن در میان ایرانیان باقی و محفوظ است. در اینجا لازم است به شماره صدویک نیز اشاره شود که کنایه از صد و یک نام خداوند است که [[زرتشتی، دین|زرتشتیان]] در موقع نماز آن را می‌خوانند - این صد و یک نام را در آئین مزدیسنی فروزگان اهورمزدا می‌گویند یعنی نام هایی که حاکی از مقامات خداست. اردشیر جهانیان می‌نویسد:  <blockquote>«پیش از آغاز پنجروز کبیسه آخر سال که روزهای داد و دهش به زیردستان و بینوایان است، خانه‌تکانی اساسی انجام می‌یابد، یعنی از بالای بام تا آخرین نقطه زیرزمین و حیاط جارو و گردگیری و شست و شو می‌شود و اثاثیه خانه پاک و تمیز می‌گردد و آن تکه‌هایی که فرسوده و لب‌پریده است به نو تبدیل می‌یابد. در آخرین روز سال‌کهنه نیز اهل خانه پس از فراغت از نظافت خانه، به شست و شوی خود می‌پردازند. جامه‌های کهنه را از تن بیرون می‌کنند و در صورت امکان به لباس نو تبدیل می‌نمایند والا همان لباسها را شست و شو می‌دهند و خود را با وضع مرتب برای استقبال و در آغوش گرفتن سال نو مهیا می‌سازند زیرا بنا به عقیده ایرانیان، فروهر گذشتگان در این روزها برای دیدار خانواده و خویشاوند به خانه‌های خود برمی‌گردند، اگر خانه و اهل خانه به صفت پاکی درون و برون آراسته باشند خشنود می‌گردند و از درگاه اهورامزدا برای آن خانواده، خیر و برکت و تندرستی و آسایش مسئلت می‌نمایند<ref name=":0" />». </blockquote>در زمان‌های گذشته رسم چنین بوده که اگر تحویل سال در شب پایان آخر سال اتفاق می‌افتاد، هنگام تحویل بر فراز کاخ سلطنتی یا تپه بزرگ شهر، خرمنی از [[آتش]] روشن می‌کردند و سایر مردم نیز با پیروی از آن بر فراز بلندی خانه خود می‌رفتند و [[آتش افروزی]] می‌نمودند و اگر تحوبل سال در روز واقع می‌شد پیش از طلوع آفتاب مراسم آتش افروزی انجام می‌گرفت و با این رسم و ترتیب بدیهای سال کهنه را در آتش سوزانیده، روشنایی آن را برای سال آینده هدیه می‌کردند و راهنمای کار و کوشش خود قرار می‌دادند. همین آداب و رسوم امروزه به شکل [[آتش بازی|آتش‌بازی]] و چراغانی در هنگام غروب شب عید باقی مانده است. [[زرتشتی، دین|زرتشتیان]] برای انجام تشریفات جشن، اطاقی را که همیشه به کارهای مذهبی و پرستش اختصاص دارد یعنی جائی که از آمد و رفت افراد دور است، برای گستردن سفره عید و چیدن [[هفت سین خوان نوروزی|هفت سین]] انتخاب می‌کنند برای چیدن [[هفت سین خوان نوروزی|هفت سین]] و سایر لوازم جشن، سفره سفید بی‌آلایش حتی بدون یک ذره لکه و حتی‌الامکان نو، بر روی زمین یا میز می‌گستردند، بر روی آن ابتدا آئینه وگلاب‌پاش و ظرفی پر از آب تمیزکه در آن برگهای آویشن و یک عدد انار به یا سیب و چند سکه نقره انداخته می‌شود می‌گذارند. روبروی آن مجمر [[آتش]] (اَتشدان) برای بخوردادن و چراغی فروزان و کتاب [[اوستا]] و گلدانی پر از انواع گل و شاخه‌های برگدار مورد و سرو و کاج تازه (در صورت امکان از درختهایی که به [[امشاسپندان]] تعلق دارد برمی‌گزیند) قرار می‌دهند. در وسط سفره هفت رقم میوه‌که اگر تازه آن ممکن باشد چه بهتر والا میوه خشک می‌گذارند، به طوریکه [[هفت سین خوان نوروزی|هفت سین]] تکمیل می‌شود.  


این [[هفت سین خوان نوروزی|هفت سین]] را به شماره [[امشاسپندان]] بر سر سفره قرار می‌دهند تا آنکه نماینده فروزگان (صفات) اهورامزدا باشند، تصور می‌رود. بعد از [[هفت سین خوان نوروزی|هفت‌سین]] یا هفت‌شین انواع شیرینی و شربت و [[آجیل]] و خوراکی پخته از جمله شیرین پلو اقسام سبزی خوردنی و ماست و پنیر وکوزه آب نیز باید بر سر سفره موجود باشد. در موقع تحویل سال اهل خانه دور سفره عید حضور می‌یابند و در برابر خوان گسترده و نعمت‌های خداداد بدرگاه اهورمزدا دست سپاس بلند می‌کنند با خواندن [[اوستا]] سال نو آغاز می‌گردد. پس از خواندن [[اوستا]] به دادن عیدی و روبوسی و تبریک گفتن می‌پردازند و با داد و ستد شاخه‌های برگدار مورد و سرو و کاج انجام تشریفات جشن شروع می‌شود پس از آن مراسم دادن‌گلاب و نشان دادن آئینه و خوردن شیرینی انجام می‌یابد آنگاه درکتابچه یادبود بوسیله مردان عبارات یا اشعاری نوشته می‌شود. برای بانوان نیز پارچه سبز یا سفید جهت آغاز دوختن در [[مراسم تحویل سال|سال نو]] آماده است ضمناً کاشتن سبزی‌گندم و یا سایر حبوبات در ظرف و افزودن بر سایر لوازم سفره نیز معمول است. یکی دیگر از آداب نوروز پاشیدن مقداری برگ آویشن برگوشه‌های پایین چهارچوبه درب منزل است که نشانه برقراری جشن در خانه است. پس از دید و بازدید خویشاوندان نزدیک، که فوری انجام می‌یابد به سوی پرستشگاه روانه می‌شوند و آغاز سال را در خارج از خانه هم ابتدا به پرستش خداوند می‌پردازند و با انداختن پول در صندوق خیریه همگانی وظیفه وجدانی خود را بجا می‌آورند.  
این [[هفت سین خوان نوروزی|هفت سین]] را به شماره [[امشاسپندان]] بر سر سفره قرار می‌دهند تا آنکه نماینده فروزگان (صفات) اهورامزدا باشند، تصور می‌رود. بعد از [[هفت سین خوان نوروزی|هفت‌سین]] یا هفت‌شین انواع شیرینی و شربت و [[آجیل]] و خوراکی پخته از جمله شیرین پلو اقسام سبزی خوردنی و ماست و پنیر وکوزه آب نیز باید بر سر سفره موجود باشد. در موقع تحویل سال اهل خانه دور سفره عید حضور می‌یابند و در برابر خوان گسترده و نعمت‌های خداداد بدرگاه اهورمزدا دست سپاس بلند می‌کنند با خواندن [[اوستا]] سال نو آغاز می‌گردد. پس از خواندن [[اوستا]] به دادن عیدی و روبوسی و تبریک گفتن می‌پردازند و با داد و ستد شاخه‌های برگدار مورد و سرو و کاج انجام تشریفات جشن شروع می‌شود پس از آن مراسم دادن‌گلاب و نشان دادن آئینه و خوردن شیرینی انجام می‌یابد آنگاه درکتابچه یادبود بوسیله مردان عبارات یا اشعاری نوشته می‌شود. برای بانوان نیز پارچه سبز یا سفید جهت آغاز دوختن در [[مراسم تحویل سال|سال نو]] آماده است ضمناً کاشتن سبزی‌گندم و یا سایر حبوبات در ظرف و افزودن بر سایر لوازم سفره نیز معمول است. یکی دیگر از آداب [[نوروز جشن طبیعت|نوروز]] پاشیدن مقداری برگ آویشن برگوشه‌های پایین چهارچوبه درب منزل است که نشانه برقراری جشن در خانه است. پس از دید و بازدید خویشاوندان نزدیک، که فوری انجام می‌یابد به سوی پرستشگاه روانه می‌شوند و آغاز سال را در خارج از خانه هم ابتدا به پرستش خداوند می‌پردازند و با انداختن پول در صندوق خیریه همگانی وظیفه وجدانی خود را بجا می‌آورند.  


از آنجا که [[زرتشتی، دین|زرتشتیان]] به مرور در عبادتگاه که آن را آدریان (Adorian) می‌گویند حاضر می‌شوند، لذا مراسم تبریک و دید و بازدید عمومی هم انجام می‌گیرد. پس از پایان تشریفات عبادی به منزل کسانی که یکی از اهل خانه آنان در گذشته و یک سال آن تمام نشده و باصطلاح پرسه (Porsah) یا حرمت دارند می‌روند.  
از آنجا که [[زرتشتی، دین|زرتشتیان]] به مرور در عبادتگاه که آن را آدریان (Adorian) می‌گویند حاضر می‌شوند، لذا مراسم تبریک و دید و بازدید عمومی هم انجام می‌گیرد. پس از پایان تشریفات عبادی به منزل کسانی که یکی از اهل خانه آنان در گذشته و یک سال آن تمام نشده و باصطلاح پرسه (Porsah) یا حرمت دارند می‌روند.  


در پایان این تشریفات نیز بار دیگر به آدریان می‌روند و آنگاه برای رفتن به خانه بزرگ خاندان اجتماع می‌کنند و دید و بازدیدها را آغاز می‌نمایند. عبارتی که در این موقع استعمال می‌شود از این قرار است: سال نو را شادباش می‌گویم، امیدوارم که این قبیل جشنها و سال نوهای بی‌شمار را با شادی و کامروایی بسر برید، کارها برابر دستور اهورامزدا و [[امشاسپندان]] بر کام باشد. ضمناً دانستن این نکته شیرین هم لازم است، یکی از آداب و رسومی که در این جشن و همچنین در جشن ششم فروردین (تولد و برگزیده شدن [[زرتشت|زرتشت پیامبر]]) و جشن تیرگان در تیر ماه، بوسیله بانوان انجام می‌گیرد، موضوع فال کوزه است. بدین ترتیب‌که یک روز قبل از جشن از اهالی خانه و دوستان و آنهایی که میل دارند در فال شرکت کنند، چیزهای کوچکی را با پارچه سبزی می‌پیچند و در کوزه‌ای که نو باشد می‌اندازند و در کوزه را می‌بندند، و در میان درخت موردنظر یعنی آن درختی که به اهورامزدا تعلق دارد می‌گذارند، روز بعد (روز جشن) در سر ساعت همان موقعی که کوزه در میان درخت گذاشته شده آنهایی که در فال شرکت دارند جمع می‌شوند و کوزه را از میان درخت برمی‌دارند و پس از آنکه در [[آتش]] بخور می‌دهند کوزه را از روی [[آتش]] می‌گذرانند و آن را بدست دوشیزه نابالغی می‌دهند که یک‌یک از لوازم و اشیاء داخل کوزه را بدست بگیرد و منتظر شود تا سایرین یک فرد شعر از بربخوانند آنگاه که چکامه خوانده شد و وصف حال صاحب اثاثیه معلوم گردید، اشیاء را از درون کوزه بیرون می‌آورند و به صاحب آن تحویل می‌دهند. می‌توان گفت به این ترتیب در حقیقت، یک مجلس ادبی تشکیل می‌گردد، اشعاری هم که خوانده می‌شد خالی از تفریح نبود<ref>رضی، هاشم (1371)، گاهشماری و جشن‌های ایران باستان، تهران: انتشارات بهجت، ص. 48-53.</ref>.  
در پایان این تشریفات نیز بار دیگر به آدریان می‌روند و آنگاه برای رفتن به خانه بزرگ خاندان اجتماع می‌کنند و دید و بازدیدها را آغاز می‌نمایند. عبارتی که در این موقع استعمال می‌شود از این قرار است: سال نو را شادباش می‌گویم، امیدوارم که این قبیل جشنها و سال نوهای بی‌شمار را با شادی و کامروایی بسر برید، کارها برابر دستور اهورامزدا و [[امشاسپندان]] بر کام باشد. ضمناً دانستن این نکته شیرین هم لازم است، یکی از آداب و رسومی که در این جشن و همچنین در جشن ششم فروردین (تولد و برگزیده شدن [[زرتشت|زرتشت پیامبر]]) و جشن تیرگان در تیر ماه، بوسیله بانوان انجام می‌گیرد، موضوع فال کوزه است. بدین ترتیب‌که یک روز قبل از جشن از اهالی خانه و دوستان و آنهایی که میل دارند در فال شرکت کنند، چیزهای کوچکی را با پارچه سبزی می‌پیچند و در کوزه‌ای که نو باشد می‌اندازند و در کوزه را می‌بندند، و در میان درخت موردنظر یعنی آن درختی که به اهورامزدا تعلق دارد می‌گذارند، روز بعد (روز جشن) در سر ساعت همان موقعی که کوزه در میان درخت گذاشته شده آنهایی که در فال شرکت دارند جمع می‌شوند و کوزه را از میان درخت برمی‌دارند و پس از آنکه در [[آتش]] بخور می‌دهند کوزه را از روی [[آتش]] می‌گذرانند و آن را بدست دوشیزه نابالغی می‌دهند که یک‌یک از لوازم و اشیاء داخل کوزه را بدست بگیرد و منتظر شود تا سایرین یک فرد شعر از بربخوانند آنگاه که چکامه خوانده شد و وصف حال صاحب اثاثیه معلوم گردید، اشیاء را از درون کوزه بیرون می‌آورند و به صاحب آن تحویل می‌دهند. می‌توان گفت به این ترتیب در حقیقت، یک مجلس ادبی تشکیل می‌گردد، اشعاری هم که خوانده می‌شد خالی از تفریح نبود<ref>رضی، هاشم (1371)، '''''گاهشماری و جشن‌های ایران باستان'''''، تهران: انتشارات بهجت، ص48-53.</ref>.  
=== [[نوروز در خراسان]] ===
=== [[نوروز در خراسان]] ===
در [[استان خراسان رضوی|خراسان]] همه از بزرگ و کوچک و فقیر و غنی به آداب و رسوم نوروز بای‌بند و علاقه‌مندند و در اجرای سنن باستانی این عید ملّی سخت می‌کوشند، چند روز متوالی دست از کار می‌کشند و ایام و ساعات خود را صرف عیش و نوش و سور و سرور و خوردن اطعمه لذیذ و شیرینی و تنقلات و تفریح و خنده می‌کنند، گندم و عدس سبز می‌کنند، لباس نو می‌پوشند، می‌رقصند، بازی می‌کنند، آب به یکدیگر می‌پاشند، اسفند می‌سوزانند، تخم‌مرغ رنگ کرده درست می‌کنند، دکاکین را با پارچه‌های رنگارنگ و فرش های خوش‌نقش و زیبا می‌آرایند، پوست پلنگ و کشکول و تبرزین به در و دیوار می‌آویزند، به دیدن هم می‌روند، یکدیگر را می‌بوسند، سال نو را به خویشان و دوستان خود تبریک می‌گویند، برای آنها پیروز بختی و شادکامی آرزو می‌کنند، به یکدیگر هدیه می‌دهند و خلاصه در انجام مراسم نوروزی و برپاداشتن آداب و رسوم کهن باستانی سنگ تمام می‌گذارند، از چند هفته به نوروز جنبشی خاص در مردم پدید می‌آید همه در فکر تهیه لباس نو به این سوی و آن سوی می‌روند، همه خانه‌تکانی می‌کنند، ظروف مسین را به رویگر می‌دهند که سفید کند، جامه‌ها را می‌شویند، فرشها را می‌تکانند، همه خراسانیها در و پنجره و پله و دستگیره‌ها را تمیز می‌کنند و از تمام اثاث خودگرد می‌زدایند تا در شب عید و موقع تحویل همه اطاقها و زوایای خانه پاک و پاکیزه باشد، گندم یا عدس در بشقاب و «دوری» خیس می‌کنند. اسفرزه یا ترتیزک و خاکشیر روی پارچه پهن می‌کنند و پشت کوزه می‌چسبانند تا برای شب عید سبز شود و در [[نوروز در خراسان|ایام نوروز]] خانه به سبزه آراسته باشد، [[حاجی فیروز|حاجی‌فیروز]] «جیگی جیگی نه‌نه خانم» (از این جهت به او این نام داده شده است که وی غالباً شعر معروف «جیگی جیگی نه‌نه خانم» را همراه با نوای تنبک می‌خواند.) در کوچه و بازار راه می‌افتد، دنبک می‌زنند و تصنیف می‌خوانند، مردم در شب [[مراسم چهارشنبه سوری|چهارشنبه‌سوری]] [[آتش]] می‌افروزند و از روی شعله‌های سرخ رنگ می‌پرند و برای خود تندرستی و سرخ‌رویی آرزو می‌کنند. یکی دو روز به عید مانده هم سمنو می‌پزند و روز قبل از تحویل به حمام می‌روند و سر و تن را خوب می‌شویند و به دست و پا حنا می‌بندند. وقتی لحظه [[مراسم تحویل سال|تحویل سال]] شد عده‌ای به مسجد می‌روند تا دعا بخوانند و از برکت آن دعا در تمام سال از خطرات مصون و غرق در نعمت گردند. گروهی نیز در خانه نزد زن و فرزند می‌مانند زیرا عقیده دارند که در موقع تحویل نباید از خانه و خویشان خود دور باشند والا تمام یا قسمت اعظم سال را به دوری از خانواده مبتلا خواهند شد.  
در [[استان خراسان رضوی|خراسان]] همه از بزرگ و کوچک و فقیر و غنی به آداب و رسوم [[نوروز جشن طبیعت|نوروز]] بای‌بند و علاقه‌مندند و در اجرای سنن باستانی این عید ملّی سخت می‌کوشند، چند روز متوالی دست از کار می‌کشند و ایام و ساعات خود را صرف عیش و نوش و سور و سرور و خوردن اطعمه لذیذ و شیرینی و تنقلات و تفریح و خنده می‌کنند، گندم و عدس سبز می‌کنند، لباس نو می‌پوشند، می‌رقصند، بازی می‌کنند، آب به یکدیگر می‌پاشند، اسفند می‌سوزانند، تخم‌مرغ رنگ کرده درست می‌کنند، دکاکین را با پارچه‌های رنگارنگ و فرش های خوش‌نقش و زیبا می‌آرایند، پوست پلنگ و کشکول و تبرزین به در و دیوار می‌آویزند، به دیدن هم می‌روند، یکدیگر را می‌بوسند، سال نو را به خویشان و دوستان خود تبریک می‌گویند، برای آنها پیروز بختی و شادکامی آرزو می‌کنند، به یکدیگر هدیه می‌دهند و خلاصه در انجام مراسم نوروزی و برپاداشتن آداب و رسوم کهن باستانی سنگ تمام می‌گذارند، از چند هفته به [[نوروز جشن طبیعت|نوروز]] جنبشی خاص در مردم پدید می‌آید همه در فکر تهیه لباس نو به این سوی و آن سوی می‌روند، همه خانه‌تکانی می‌کنند، ظروف مسین را به رویگر می‌دهند که سفید کند، جامه‌ها را می‌شویند، فرشها را می‌تکانند، همه خراسانیها در و پنجره و پله و دستگیره‌ها را تمیز می‌کنند و از تمام اثاث خودگرد می‌زدایند تا در شب عید و موقع تحویل همه اطاقها و زوایای خانه پاک و پاکیزه باشد، گندم یا عدس در بشقاب و «دوری» خیس می‌کنند. اسفرزه یا ترتیزک و خاکشیر روی پارچه پهن می‌کنند و پشت کوزه می‌چسبانند تا برای شب عید سبز شود و در [[نوروز در خراسان|ایام نوروز]] خانه به سبزه آراسته باشد، [[حاجی فیروز|حاجی‌فیروز]] «جیگی جیگی نه‌نه خانم» (از این جهت به او این نام داده شده است که وی غالباً شعر معروف «جیگی جیگی نه‌نه خانم» را همراه با نوای تنبک می‌خواند.) در کوچه و بازار راه می‌افتد، دنبک می‌زنند و تصنیف می‌خوانند، مردم در شب [[مراسم چهارشنبه سوری|چهارشنبه‌سوری]] [[آتش]] می‌افروزند و از روی شعله‌های سرخ رنگ می‌پرند و برای خود تندرستی و سرخ‌رویی آرزو می‌کنند. یکی دو روز به عید مانده هم سمنو می‌پزند و روز قبل از تحویل به حمام می‌روند و سر و تن را خوب می‌شویند و به دست و پا حنا می‌بندند. وقتی لحظه [[مراسم تحویل سال|تحویل سال]] شد عده‌ای به مسجد می‌روند تا دعا بخوانند و از برکت آن دعا در تمام سال از خطرات مصون و غرق در نعمت گردند. گروهی نیز در خانه نزد زن و فرزند می‌مانند زیرا عقیده دارند که در موقع تحویل نباید از خانه و خویشان خود دور باشند والا تمام یا قسمت اعظم سال را به دوری از خانواده مبتلا خواهند شد.  


چند لحظه قبل از [[مراسم تحویل سال|تحویل سال]] اندکی آرد خمیر می‌کنند و در گوشه‌ایی می‌گذارند تا ور آید (ورآمدن خمیر در اول سال مایه برکت است) بعد سماور را آتش می‌کنند و سفره [[هفت سین خوان نوروزی|هفت سین]] را می‌چینند و لباسهای نو خود را می‌پوشند، اسفند در آتش می‌ریزند، مشک و عنبر می‌سوزانند و در هر اطاق چراغ یا شمعی می‌افروزند. آنگاه سفره سفیدی در وسط اطاق پهن می‌کنند و دو عدد لاله یا چراغ یا دو شمع هم روشن می‌کنند و در وسط آن می‌گذارند. بین دو لاله یک جلد کلام‌الله مجید و یک آینه می‌گذارند و چند دانه گندم می‌پاشند روی آینه هم یک تخم مرغ می‌گذارند تا در موقع تحویل روی آینه بچرخد. یک ظرف عسل در گوشه سفره و یک عدد نان سنگک نیز در گوشه دیگر می‌گذارند. سینی [[هفت سین خوان نوروزی|هفت سین]] را هم در وسط سفره در جای مناسبی می‌نهند. در سینی [[هفت سین خوان نوروزی|هفت‌سین]] هفت چیز که نام آنها با «س» شروع شده باشد می‌چینند ظاهراً در زمان قدیم بجای [[هفت سین خوان نوروزی|هفت‌سین]] در سفره هفت‌شین می‌گذاشته‌اند چنانکه از این شعر پیداست: <blockquote>جشن نوروز از زمان کیان   
چند لحظه قبل از [[مراسم تحویل سال|تحویل سال]] اندکی آرد خمیر می‌کنند و در گوشه‌ایی می‌گذارند تا ور آید (ورآمدن خمیر در اول سال مایه برکت است) بعد سماور را آتش می‌کنند و سفره [[هفت سین خوان نوروزی|هفت سین]] را می‌چینند و لباسهای نو خود را می‌پوشند، اسفند در آتش می‌ریزند، مشک و عنبر می‌سوزانند و در هر اطاق چراغ یا شمعی می‌افروزند. آنگاه سفره سفیدی در وسط اطاق پهن می‌کنند و دو عدد لاله یا چراغ یا دو شمع هم روشن می‌کنند و در وسط آن می‌گذارند. بین دو لاله یک جلد کلام‌الله مجید و یک آینه می‌گذارند و چند دانه گندم می‌پاشند روی آینه هم یک تخم مرغ می‌گذارند تا در موقع تحویل روی آینه بچرخد. یک ظرف عسل در گوشه سفره و یک عدد نان سنگک نیز در گوشه دیگر می‌گذارند. سینی [[هفت سین خوان نوروزی|هفت سین]] را هم در وسط سفره در جای مناسبی می‌نهند. در سینی [[هفت سین خوان نوروزی|هفت‌سین]] هفت چیز که نام آنها با «س» شروع شده باشد می‌چینند ظاهراً در زمان قدیم بجای [[هفت سین خوان نوروزی|هفت‌سین]] در سفره هفت‌شین می‌گذاشته‌اند چنانکه از این شعر پیداست: <blockquote>جشن [[نوروز جشن طبیعت|نوروز]] از زمان کیان
 
می‌نهادند مردم [[کشور ایران|ایران]]  


هد و شیر و شراب و شکر ناب  
هد و شیر و شراب و شکر ناب  


می‌نهادند مردم ایران 


شمع و شمشاد شاید اندر خوان </blockquote>به این شرح: یک ظرف کوچک سمنو، یک عدد سکّه، یک استکان سرکه، چند دانه سیر، چند دانه سنجد، قدری سماق، یک عدد سیب، علاوه بر آن سبزه‌ای را هم که از دو هفته قبل تهیه کرده‌اند در کنار آن قرار می‌دهند. یک کاسه پر آب هم در گوشه‌ای می‌گذارند و روی آب چند ساقه سبز و یک عدد نارنج می‌اندازند.  
شمع و شمشاد شاید اندر خوان </blockquote>به این شرح: یک ظرف کوچک سمنو، یک عدد سکّه، یک استکان سرکه، چند دانه سیر، چند دانه سنجد، قدری سماق، یک عدد سیب، علاوه بر آن [[سبزه‌های نوروزی و به آب‌افکندن آنها در مراسم سیزده|سبزه‌]]<nowiki/>ای را هم که از دو هفته قبل تهیه کرده‌اند در کنار آن قرار می‌دهند. یک کاسه پر آب هم در گوشه‌ای می‌گذارند و روی آب چند ساقه سبز و یک عدد نارنج می‌اندازند.


مقداری [[آجیل]] و شیرینی هم در دو بشقاب جداگانه می‌ریزند و با یک پیاله ماست و یک بشقاب سبزی پلو و ماهی در کنار سفره قرار می‌دهند، بعد در تمام اطاقها، در دهان خیک ماست و سرکیسه‌های نخود و لوبیا و عدس و ماش و برنج را باز می‌گذارند و منتظر می‌نشینند تا سال تحویل شود. آب علامت روشنایی و سبزه علامت خرمی و شمع و چراغ علامت طول عمر است. ماهی را هم‌چون رزق حلال می‌دانند در سفره می‌گذارند تا در تمام سال رزق حلال نصیبشان بشود، عسل برای شیرین کامی و تندرستی اهل خانه و [[نان]] و سکه هم برای جلب نعمت و برکت است.  
مقداری [[آجیل]] و شیرینی هم در دو بشقاب جداگانه می‌ریزند و با یک پیاله ماست و یک بشقاب سبزی پلو و ماهی در کنار سفره قرار می‌دهند، بعد در تمام اطاقها، در دهان خیک ماست و سرکیسه‌های نخود و لوبیا و عدس و ماش و برنج را باز می‌گذارند و منتظر می‌نشینند تا سال تحویل شود. آب علامت روشنایی و سبزه علامت خرمی و شمع و چراغ علامت طول عمر است. ماهی را هم‌چون رزق حلال می‌دانند در سفره می‌گذارند تا در تمام سال رزق حلال نصیبشان بشود، عسل برای شیرین کامی و تندرستی اهل خانه و [[نان]] و سکه هم برای جلب نعمت و برکت است.  
[[پرونده:دعای یامقلب.jpg|بندانگشتی|دعای سال نو ، قابل بازیابی از<nowiki/>https://avazeghalam.blog.ir/1395/12/26/%DB%8C%D8%A7-%D9%85%D9%82%D9%84%D8%A8-%D8%A7%D9%84%D9%82%D9%84%D9%88%D8%A8-%D9%88-%D8%A7%D9%84%D8%A7%D8%A8%D8%B5%D8%A7%D8%B1-%DB%8C%D8%A7-%D9%85%D8%AF%D8%A8%D8%B1-%D8%A7%D9%84%DB%8C%D9%84-%D9%88-%D8%A7%D9%84%D9%86%D9%87%D8%A7%D8%B1-%DB%8C%D8%A7-%D9%85%D8%AD%D9%88%D9%84-%D8%A7%D9%84%D8%AD%D9%88%D9%84-%D9%88-%D8%A7%D9%84%D8%A7%D8%AD%D9%88%D8%A7%D9%84-%D8%AD%D9%88%D9%84-%D8%AD%D8%A7%D9%84%D9%86%D8%A7-%D8%A7%D9%84%DB%8C-%D8%A7%D8%AD%D8%B3%D9%86-%D8%A7%D9%84%D8%AD%D8%A7%D9%84]]


عده‌ای چند لحظه قبل از تحویل سال قدری «آب جوجه خروس» یا شیر می‌خورند زیرا معتقدند که به هنگام تحویل در شکم هر کس آب جوجه خروس باشد پوست بدنش در تمام سال لطیف و درخشان می‌شود و اگر شیر باشد پوست بدنش سفید و نرم خواهد شد علاوه بر آن اگر شخص مزاج گرم داشته باشد آب جوجه خروس و بخارات جگر او را دفع و گرمی مزاجش را رفع خواهدکرد. ظهر یا شب آخر سال سبزی‌پلو با ماهی و کوکو و مُرغ تهیه می‌کنند و مقداری از آنها را برای سال نو نگاه می‌دارند و در موقع تحویل در سفره [[هفت سین خوان نوروزی|هفت سین]] می‌گذارند. یک کوزه نو هم می‌خرند و مملو از آب می‌کنند یک نارنج هم در دهانه آن می‌گذارند و تا سال نو نشود از آب کوزه استفاده نمی‌کنند. وقتی لحظه تحویل فرا رسید اعضای خانواده دور سفره می‌نشینند و هر کدام یک سکه یا چند دانه برنج یا یک «گاو خدا» (خر خاکی) در مشت می‌گیرند یا کلّه جوجه خروس در جیب می‌گذارند. اندکی قبل از تحویل سر مرغ و دل و جگر و سنگدان و گردن او را می‌پزند و در موقع تحویل به مرد خانه می‌دهند که بخورد تا ثروتمند شود. همینکه سال تحویل شد به هم «مبارک باد» می‌گویند و سر و روی یکدیگر را می‌بوسند. عده‌ای دعا می‌خوانند و می‌گویند:  <blockquote>«یا مقلب‌القلوب والابصار یا مدبّراللیل والنهار یا محوّل الحول والاحوال حوّل حالنا الی احسن الحال»  </blockquote>و برای دفع آفات و بلیات انگشتری که دارای نگین فیروزه یا نگین «شرف شمس» باشد رنگین عقیق یا دُر که روی آن طلسمی نقش کرده‌اند به انگشت می‌کنند، عده دیگر عسل به دهان می‌گذارند تا در طی سال هم اعتدال مزاج پیدا کنند و هم اخلاق خوش و شیرین داشته باشند یا آنکه مقداری تباشیر (یک مثقال تباشیر در پنج سیر عرق بید) قلم ساییده در عرق بید می‌ریزند و می‌خورند و می‌گویند:  <blockquote>«الهی همانطور که سال کهنه نو شد مزاج من هم عوض شود!»  </blockquote>و عقیده دارند که به این طریق اگر مزاجشان‌گرم باشد سرد و اگر سرد باشد گرم خواهد شد خراسانیها عقیده دارند که اگر کسی در موقع تحویل سال سنجد بخورد تا آخر سال گزنده او را نخواهد گزید و اگر سیر بخورد رطوبت و سردیش نخواهد کرد. و اگر سه یا چهار عدد مروارید غلطان (بی‌سوراخ) بخورد دیگر مریض نخواهد شد. از سمنو هم چون نذر حضرت زهراست باید اندکی خورد تا از آسیب بیماریها محفوظ ماند. قدری آب هم باید نوشید و سپس در آینه نگاه کرد تا قلب و چشم، همیشه روشن باشد. علاوه بر آن معتقدند که [[مراسم تحویل سال|سال نو]] و سال کهنه هر دو مانند پریان موجوداتی نامرئی هستند. سال‌کهنه در آخرین لحظاتی که می‌خواهد خانه را ترک کند به همه اطاقها و سوارخ سُنبه‌های خانه سر می‌زند اگر ببیند در و دیوار و فرش و اثاث خانه پاکیزه است و اهل خانه همه به حمام رفته و سر و بدن خود را شسته‌اند خوشحال می‌شود و اهل آن خانه را دُعا می‌کند که او را نزد همکارش سال نو روسفید کرده‌اند و اگر خانه کثیف و ناشسته باشد نفرین و لعنت خواهد فرستاد<ref>شکورزاده، ابراهبم (1346)، عقاید و رسوم مردم خراسان، تهران: بنیاد فرهنگ ایران، ص.63-68 و 77-91.</ref>.  
عده‌ای چند لحظه قبل از تحویل سال قدری «آب جوجه خروس» یا شیر می‌خورند زیرا معتقدند که به هنگام تحویل در شکم هر کس آب جوجه خروس باشد پوست بدنش در تمام سال لطیف و درخشان می‌شود و اگر شیر باشد پوست بدنش سفید و نرم خواهد شد علاوه بر آن اگر شخص مزاج گرم داشته باشد آب جوجه خروس و بخارات جگر او را دفع و گرمی مزاجش را رفع خواهدکرد. ظهر یا شب آخر سال سبزی‌پلو با ماهی و کوکو و مُرغ تهیه می‌کنند و مقداری از آنها را برای سال نو نگاه می‌دارند و در موقع تحویل در سفره [[هفت سین خوان نوروزی|هفت سین]] می‌گذارند. یک کوزه نو هم می‌خرند و مملو از آب می‌کنند یک نارنج هم در دهانه آن می‌گذارند و تا سال نو نشود از آب کوزه استفاده نمی‌کنند. وقتی لحظه تحویل فرا رسید اعضای خانواده دور سفره می‌نشینند و هر کدام یک سکه یا چند دانه برنج یا یک «گاو خدا» (خر خاکی) در مشت می‌گیرند یا کلّه جوجه خروس در جیب می‌گذارند. اندکی قبل از تحویل سر مرغ و دل و جگر و سنگدان و گردن او را می‌پزند و در موقع تحویل به مرد خانه می‌دهند که بخورد تا ثروتمند شود. همینکه سال تحویل شد به هم «مبارک باد» می‌گویند و سر و روی یکدیگر را می‌بوسند. عده‌ای دعا می‌خوانند و می‌گویند:  <blockquote>«یا مقلب‌القلوب والابصار یا مدبّراللیل والنهار یا محوّل الحول والاحوال حوّل حالنا الی احسن الحال»  </blockquote>و برای دفع آفات و بلیات انگشتری که دارای نگین فیروزه یا نگین «شرف شمس» باشد رنگین عقیق یا دُر که روی آن طلسمی نقش کرده‌اند به انگشت می‌کنند، عده دیگر عسل به دهان می‌گذارند تا در طی سال هم اعتدال مزاج پیدا کنند و هم اخلاق خوش و شیرین داشته باشند یا آنکه مقداری تباشیر (یک مثقال تباشیر در پنج سیر عرق بید) قلم ساییده در عرق بید می‌ریزند و می‌خورند و می‌گویند:  <blockquote>«الهی همانطور که سال کهنه نو شد مزاج من هم عوض شود!»  </blockquote>و عقیده دارند که به این طریق اگر مزاجشان‌گرم باشد سرد و اگر سرد باشد گرم خواهد شد خراسانیها عقیده دارند که اگر کسی در موقع تحویل سال سنجد بخورد تا آخر سال گزنده او را نخواهد گزید و اگر سیر بخورد رطوبت و سردیش نخواهد کرد. و اگر سه یا چهار عدد مروارید غلطان (بی‌سوراخ) بخورد دیگر مریض نخواهد شد. از سمنو هم چون نذر حضرت زهراست باید اندکی خورد تا از آسیب بیماریها محفوظ ماند. قدری آب هم باید نوشید و سپس در آینه نگاه کرد تا قلب و چشم، همیشه روشن باشد. علاوه بر آن معتقدند که [[مراسم تحویل سال|سال نو]] و سال کهنه هر دو مانند پریان موجوداتی نامرئی هستند. سال‌کهنه در آخرین لحظاتی که می‌خواهد خانه را ترک کند به همه اطاقها و سوارخ سُنبه‌های خانه سر می‌زند اگر ببیند در و دیوار و فرش و اثاث خانه پاکیزه است و اهل خانه همه به حمام رفته و سر و بدن خود را شسته‌اند خوشحال می‌شود و اهل آن خانه را دُعا می‌کند که او را نزد همکارش سال نو روسفید کرده‌اند و اگر خانه کثیف و ناشسته باشد نفرین و لعنت خواهد فرستاد<ref>شکورزاده، ابراهیم (1346)، '''''عقاید و رسوم مردم خراسان'''''، تهران: بنیاد فرهنگ ایران، ص63-68 و 77-91.</ref>.  


شب آخر سال کهنه، سبزی‌پلو و ماهی و کوکو می‌خورند و قدری هم در سفره هفت سین می‌گذارند ولی عقیده دارند که نباید نام (کوکو) را بر زبان جاری ساخت بلکه به جای کوکو باید گفت (هست هست)، مثلاً اگر بخواهند بگویند «قدری‌کوکو به من بده» باید از کلمه کوکو حذر کنند و بگویند: «قدری هست هست به من بده» هر کس کلمه کوکو را بر زبان بیاورد تا آخر سال «سر در گم» یا کلافه می‌شود یعنی همیشه در پی «چیزی گم شده» خواهد گشت. اطاق یا خانه را هم نباید جارو کرد والا مورچه زیاد خواهد شد.  
شب آخر سال کهنه، سبزی‌پلو و ماهی و کوکو می‌خورند و قدری هم در سفره هفت سین می‌گذارند ولی عقیده دارند که نباید نام (کوکو) را بر زبان جاری ساخت بلکه به جای کوکو باید گفت (هست هست)، مثلاً اگر بخواهند بگویند «قدری‌کوکو به من بده» باید از کلمه کوکو حذر کنند و بگویند: «قدری هست هست به من بده» هر کس کلمه کوکو را بر زبان بیاورد تا آخر سال «سر در گم» یا کلافه می‌شود یعنی همیشه در پی «چیزی گم شده» خواهد گشت. اطاق یا خانه را هم نباید جارو کرد والا مورچه زیاد خواهد شد.  


شب اول سال نو رشته‌پلو می‌خورند، روز شنبه اول سال هم آش رشته می‌پزند تا در تمام مدت سال کارشان بگیرد. از ماهی و کوکویی هم که از شب آخر سال کهنه مانده و به اصطلاح «سال رویش گشته است» قدری می‌خورند زیرا چنانکه قبلاً گفته شد عقیده دارند که ماهی از دریا گرفته می‌شود و رزق حلال است و خیر و برکت می‌آورد باید آن را از سال قبل نگهداشت و خورد تا روزی و نعمت انسان فراوان و حلال شود، «کوکو» را هم باید خورد تا در سال نو از «کوکو» گفتن راحت شد. اگر شنبه به نوروز بیفتد آن سال را مبارک‌تر می‌دانند و بیشتر شادی می‌کنند. عده‌ای در آن روز از شهر خارج می‌شوند و آش رشته می‌بزند و تا نزدیک غروب در سبزه‌زارها به تفرج می‌پردازند. در خانواده‌های خراسانی خصوصاً در روستاها رسم است که دو سه روز قبل از تحویل سال مقدار زیادی «نان خانگی» می‌پزند زیرا معتقدند که درموقع تحویل باید «صندوقخانه» هر خانه‌ای پر از نان باشد و نان مورد احتیاج اهل خانه در سیزده روز اول سال از بازار خریده نشود.  
شب اول سال نو رشته‌پلو می‌خورند، روز شنبه اول سال هم آش رشته می‌پزند تا در تمام مدت سال کارشان بگیرد. از ماهی و کوکویی هم که از شب آخر سال کهنه مانده و به اصطلاح «سال رویش گشته است» قدری می‌خورند زیرا چنانکه قبلاً گفته شد عقیده دارند که ماهی از دریا گرفته می‌شود و رزق حلال است و خیر و برکت می‌آورد باید آن را از سال قبل نگهداشت و خورد تا روزی و نعمت انسان فراوان و حلال شود، «کوکو» را هم باید خورد تا در سال نو از «کوکو» گفتن راحت شد. اگر شنبه به [[نوروز جشن طبیعت|نوروز]] بیفتد آن سال را مبارک‌تر می‌دانند و بیشتر شادی می‌کنند. عده‌ای در آن روز از شهر خارج می‌شوند و آش رشته می‌بزند و تا نزدیک غروب در سبزه‌زارها به تفرج می‌پردازند. در خانواده‌های خراسانی خصوصاً در روستاها رسم است که دو سه روز قبل از تحویل سال مقدار زیادی «نان خانگی» می‌پزند زیرا معتقدند که درموقع تحویل باید «صندوقخانه» هر خانه‌ای پر از نان باشد و نان مورد احتیاج اهل خانه در سیزده روز اول سال از بازار خریده نشود.  


در طول مدت دوازده روز اول سال مردم به دیدن یکدیگر می‌روند، سر و روی هم را می‌بوسند؛ دست در دست یکدیگر می‌گذارند و جملاتی از قبیل: عید شریف شما مبارک؛ مبارکاً سنه؛ صد سال به این سالا (صد سال به این سالها)؛ زیر سایه [[علی بن ابی طالب امیرالمومنین(ع)|امیرالمؤمنین(ع)]]، زیر سایه [[علی بن موسی الرضا(ع)|حضرت رضا(ع)]]، با بچه‌ها، با آقازاده‌ها، با خانم‌زاده‌ها؛ اسعدالله ایامکم، ایامکم سعیداً. روز اول عید معمولاً «بزرگ خانواده» یا «بزرگ محل» در خانه می‌نشیند، همه به دیدن او می‌روند و نوروز را به او تبریک می‌گویند و دستش را می‌بوسند او متناسب با مقام و موقعیت و استطاعت خود یک سکه نقره یا طلا، بعنوان عیدی به هریک از دیدارکنندگان می‌دهد. همه به جان او دعا می‌کنند و او هم متقابلاً برای همه توفیق و نیکبختی و سلامت آرزو می‌کند. در شهرهای خراسان برای پذیرایی از مهمانها در ایام نوروز انواع شیرینی بازاری و خانگی از قبیل باقلوا و لوز و شکر و نقل و مسقطی و بهشتی و حاجی بادام و گرز و راحت‌الحلقوم و پشمک و نان بادامی و نان نخودی و نان تاج و نان کرمی و پوفک و ساق عروس و بادبزنی و نازک نارنجی و [[نان]] شیر مرغ و نارنجک ... با آجیل و میوه در ظروف مخصوص می‌چینند و در جلو مهمانها قرار می‌دهند و لیکن در روستاها مقداری کشمش و نخودچی و انجیر و خرما وکشمته و نان برنجی و خرابیه وگوش فیل و قطاب و زنجبیلی و پادراز و کلوچه نوروزی و حلوای نقره‌ایِ یا انگشت پیچ و حلو بایک و کله‌گنو و امثال آنها در قاب و بشقاب های متعدد می‌ریزند و روی سفره‌ای که در وسط اطاق پهن کرده‌اند قرار می‌دهند. علاوه بر آن مقدای قاووت هم در ظرفی ریخته در وسط سفره می‌گذارند. رسم است که در ایام نوروز غیر از شیرینی و تنقلات مزبور در هر شهر و دهی یک یا چند رقم نان روغنی هم می‌پزند که هر یک از آنها اختصاص به همان محل یا منطقه دارد. از آن جمله می‌توان نانهای زیر را نام برد:  
در طول مدت دوازده روز اول سال مردم به دیدن یکدیگر می‌روند، سر و روی هم را می‌بوسند؛ دست در دست یکدیگر می‌گذارند و جملاتی از قبیل: عید شریف شما مبارک؛ مبارکاً سنه؛ صد سال به این سالا (صد سال به این سالها)؛ زیر سایه [[علی بن ابی طالب امیرالمومنین(ع)|امیرالمؤمنین(ع)]]، زیر سایه [[علی بن موسی الرضا(ع)|حضرت رضا(ع)]]، با بچه‌ها، با آقازاده‌ها، با خانم‌زاده‌ها؛ اسعدالله ایامکم، ایامکم سعیداً. روز اول عید معمولاً «بزرگ خانواده» یا «بزرگ محل» در خانه می‌نشیند، همه به دیدن او می‌روند و [[نوروز جشن طبیعت|نوروز]] را به او تبریک می‌گویند و دستش را می‌بوسند او متناسب با مقام و موقعیت و استطاعت خود یک سکه نقره یا طلا، بعنوان عیدی به هریک از دیدارکنندگان می‌دهد. همه به جان او دعا می‌کنند و او هم متقابلاً برای همه توفیق و نیکبختی و سلامت آرزو می‌کند. در شهرهای خراسان برای پذیرایی از مهمانها در ایام [[نوروز جشن طبیعت|نوروز]] انواع شیرینی بازاری و خانگی از قبیل باقلوا و لوز و شکر و نقل و مسقطی و بهشتی و حاجی بادام و گرز و راحت‌الحلقوم و پشمک و نان بادامی و نان نخودی و نان تاج و نان کرمی و پوفک و ساق عروس و بادبزنی و نازک نارنجی و [[نان]] شیر مرغ و نارنجک ... با آجیل و میوه در ظروف مخصوص می‌چینند و در جلو مهمانها قرار می‌دهند و لیکن در روستاها مقداری کشمش و نخودچی و انجیر و خرما وکشمته و نان برنجی و خرابیه وگوش فیل و قطاب و زنجبیلی و پادراز و کلوچه نوروزی و حلوای نقره‌ایِ یا انگشت پیچ و حلو بایک و کله‌گنو و امثال آنها در قاب و بشقاب های متعدد می‌ریزند و روی سفره‌ای که در وسط اطاق پهن کرده‌اند قرار می‌دهند. علاوه بر آن مقدای قاووت هم در ظرفی ریخته در وسط سفره می‌گذارند. رسم است که در ایام [[نوروز جشن طبیعت|نوروز]] غیر از شیرینی و تنقلات مزبور در هر شهر و دهی یک یا چند رقم نان روغنی هم می‌پزند که هر یک از آنها اختصاص به همان محل یا منطقه دارد. از آن جمله می‌توان نانهای زیر را نام برد:  


# فطیر مسِکَه Fetir - meska) )که بیشتر اختصاص به روستاهای اطراف قوچان و [[کلات نادری]] دارد؛
# فطیر مسِکَه (Fetir - meska) که بیشتر اختصاص به روستاهای اطراف قوچان و [[کلات نادری]] دارد؛
# قِلفتی ghelefti) )که بیشتر در تربت حیدریه و دهات اطراف آن تهیه می‌شود؛
# قِلفتی (ghelefti) که بیشتر در تربت حیدریه و دهات اطراف آن تهیه می‌شود؛
# رووِر کِردَه Ra - verkerda) )که مخصوص شهرها و دهات [[استان خراسان جنوبی|جنوب خراسان]] مخصوصاً بیرجند است؛
# رووِر کِردَه (Ra - verkerda) که مخصوص شهرها و دهات [[استان خراسان جنوبی|جنوب خراسان]] مخصوصاً بیرجند است؛
# خُشکی (xoski) و آن نوعی [[نان]] بزرگ روغنی است که در بیرجند و دهات اطراف آن می‌پزند؛
# خُشکی (xoski) و آن نوعی [[نان]] بزرگ روغنی است که در بیرجند و دهات اطراف آن می‌پزند؛
# قطاب عدسی (ghotabe adasi) و آن قسمی قطاب روغنی است که میان آن ترب و عدس کوبیده می‌گذارند؛
# قطاب عدسی (ghotabe adasi) و آن قسمی قطاب روغنی است که میان آن ترب و عدس کوبیده می‌گذارند؛
# اورزِو (Orzu) و آن قسمی [[نان]] بزرگ به وزن چهار تا پنج کیلوگرم است که در [[استان خراسان جنوبی|جنوب خراسان]] بویژه در فردوس و دهات اطراف آن تهیه می‌شود؛
# اورزِو (Orzu) و آن قسمی [[نان]] بزرگ به وزن چهار تا پنج کیلوگرم است که در [[استان خراسان جنوبی|جنوب خراسان]] بویژه در فردوس و دهات اطراف آن تهیه می‌شود؛
# قلیف کیک (ghelif-keyk) نوعی [[نان]] روغنی مدور است که مردم [[استان خراسان جنوبی|جنوب خراسان]] از شکر و آرد و تخم‌مرغ و شیر و روغن تهیه می‌کنند<ref>شکورزاده، ابراهبم (1363)، عقاید و رسوم مردم خراسان، تهران: سروش، ص.96-107.</ref>.
# قلیف کیک (ghelif-keyk) نوعی [[نان]] روغنی مدور است که مردم [[استان خراسان جنوبی|جنوب خراسان]] از شکر و آرد و تخم‌مرغ و شیر و روغن تهیه می‌کنند<ref>شکورزاده، ابراهبم (1363)، '''''عقاید و رسوم مردم خراسان'''''، تهران: سروش، ص96-107.</ref>.
[[پرونده:نوروزخوانی در گیلان.jpg|بندانگشتی|375x375پیکسل|نوروزخوانی در گیلان ، قابل بازیابی از<nowiki/>https://amlakpardischaf.com/%D9%86%D9%88%D8%B1%D9%88%D8%B2-%D8%AF%D8%B1-%DA%AF%DB%8C%D9%84%D8%A7%D9%86/]]


=== [[نوروز در گیلان|آئین نوروز در گیلان]] ===
=== [[نوروز در گیلان|آئین نوروز در گیلان]] ===
خط ۵۶: خط ۵۹:
کول کوله چارشنبه بدر - سال بدر = سال بیرون! ماه بدر [[سیزده بدر]] سیزده بیرون! نحوست بیرون! بعد به کارهای زیر می‌پردازند: حتمأ یک چیز نو می‌خرند...که شئون یا شگون دارد.  
کول کوله چارشنبه بدر - سال بدر = سال بیرون! ماه بدر [[سیزده بدر]] سیزده بیرون! نحوست بیرون! بعد به کارهای زیر می‌پردازند: حتمأ یک چیز نو می‌خرند...که شئون یا شگون دارد.  


ساتور تخته را (تخته لبه‌دار و با تبر تراشیده شده که سبزی و پیاز را با آن ساتور خرد می‌کنند) حتماً صدا می‌دهند (چیزی در آن می‌کوبند) این رسم از خیلی قدیم به جای مانده است. در املش و آبادی‌های اطراف نیز کولوش (کاه ساقه) برنج روشن می‌کنند ولی مردم کوهستان‌ها گونه یا گون، بوته معروف یا ابرسک، بوته‌ای پهن را می‌افروزند. صبح روز بعد از آئین کول کوله چارشنبه بدر، بعضی از زنان اطاق‌ها را با جاروی تازه‌ای تمیز می‌کنند. آشغال‌ها را در بیرون اطاق گرد می‌آورند و روی لت‌پاره یا تُخته مَبرتراش یا شبکه کَمج (دیگ سفالین شکسته)، می‌ریزند و آن را کنار راشی (گذرگاه) می‌گذارند و پشت سر خود را نگاه نمی‌کنند و به خانه باز می‌گردند... و کسی نباید آنها را ببیند - معتقدند که این کار شگون و میمنت دارد. صبح روز [[مراسم چهارشنبه سوری|چهارشنبه‌سوری]]، مردم منطقه کوه‌نشین، یک نفر را به عنوان خوش‌قدم (پاسبک یا پادموج[1]) به خانه می‌آورند تا پیش از دیگران در خانه‌شان راه برود. اگر پای افراد خانواده سنگین باشد، مجبورند که در اطاقی جمع شوند و به بیرون نروند تا پادموج به خانه بیاید و باز گردد. اگر پادموج سید باشد، سکه‌ای به نشانه تبرک و تیمن به صاحبخانه می‌دهد هر چند که خودش پول می‌گیرد. در روز [[مراسم چهارشنبه سوری|چهارشنبه سوری]] هیچکس به خانه کسی به عنوان مهمانی نمی‌رود. برای شام، تره (نوعی خورشت از انواع سبزی کوبیده + تخم مرغ که در تابه سرخ می‌کنند) از سبزیها: اسفناج، شوید،کبار=تره، نعناع، سیر، گزنه، می‌پزند و سرخ می‌کنند. انواع ماهی: دودی - شور - سفید، کولی (نوعی ماهی‌ریز) را در سفره حاضر می‌کنند<ref>پاینده، محمود (1355)، آئین‌ها و باورداشت‌های گیل و دیلم، تهران: بنیاد فرهنگ ایران، ص. 113-118.</ref>.  
ساتور تخته را (تخته لبه‌دار و با تبر تراشیده شده که سبزی و پیاز را با آن ساتور خرد می‌کنند) حتماً صدا می‌دهند (چیزی در آن می‌کوبند) این رسم از خیلی قدیم به جای مانده است. در املش و آبادی‌های اطراف نیز کولوش (کاه ساقه) برنج روشن می‌کنند ولی مردم کوهستان‌ها گونه یا گون، بوته معروف یا ابرسک، بوته‌ای پهن را می‌افروزند. صبح روز بعد از آئین کول کوله چارشنبه بدر، بعضی از زنان اطاق‌ها را با جاروی تازه‌ای تمیز می‌کنند. آشغال‌ها را در بیرون اطاق گرد می‌آورند و روی لت‌پاره یا تُخته مَبرتراش یا شبکه کَمج (دیگ سفالین شکسته)، می‌ریزند و آن را کنار راشی (گذرگاه) می‌گذارند و پشت سر خود را نگاه نمی‌کنند و به خانه باز می‌گردند... و کسی نباید آنها را ببیند - معتقدند که این کار شگون و میمنت دارد. صبح روز [[مراسم چهارشنبه سوری|چهارشنبه‌سوری]]، مردم منطقه کوه‌نشین، یک نفر را به عنوان خوش‌قدم (پاسبک یا پادموج[1]) به خانه می‌آورند تا پیش از دیگران در خانه‌شان راه برود. اگر پای افراد خانواده سنگین باشد، مجبورند که در اطاقی جمع شوند و به بیرون نروند تا پادموج به خانه بیاید و باز گردد. اگر پادموج سید باشد، سکه‌ای به نشانه تبرک و تیمن به صاحبخانه می‌دهد هر چند که خودش پول می‌گیرد. در روز [[مراسم چهارشنبه سوری|چهارشنبه سوری]] هیچکس به خانه کسی به عنوان مهمانی نمی‌رود. برای شام، تره (نوعی خورشت از انواع سبزی کوبیده + تخم مرغ که در تابه سرخ می‌کنند) از سبزیها: اسفناج، شوید،کبار=تره، نعناع، سیر، گزنه، می‌پزند و سرخ می‌کنند. انواع ماهی: دودی - شور - سفید، کولی (نوعی ماهی‌ریز) را در سفره حاضر می‌کنند<ref>پاینده، محمود (1355)، '''''آئین‌ها و باورداشت‌های گیل و دیلم'''''، تهران: بنیاد فرهنگ ایران، ص 113-118.</ref>.  


دختران دم‌بخت را با جارو از خانه بیرون می‌کنند و بعد یکی از بستگان میانجیگری می‌کند و او را به خانه می‌آورد (تا در سال جدید شوهر پیدا کند) سوخته هر چیزی را که [[آتش]] می‌زنند و از روی آن می‌پرند، زیر درختان می‌ریزند. در گذشته، بعضی زنان به چاه دباغخانه می‌رفتند و پسر نابالغی. بند تنبان آنها را می‌گشود تا بختشان باز شود! بعضی‌ها به فالگوش اعتقاد عجیبی داشتند زنان ثروتمند، بزاز موردنظر خود را خبر می‌کردند وی انواع پارچه‌ها را در چند بقچه می‌بست و به خانه آنان می‌رفت تا زنان پولدار و بزرگان شهر هر چه را که می‌خواهند انتخاب کنند.  
دختران دم‌بخت را با جارو از خانه بیرون می‌کنند و بعد یکی از بستگان میانجیگری می‌کند و او را به خانه می‌آورد (تا در سال جدید شوهر پیدا کند) سوخته هر چیزی را که [[آتش]] می‌زنند و از روی آن می‌پرند، زیر درختان می‌ریزند. در گذشته، بعضی زنان به چاه دباغخانه می‌رفتند و پسر نابالغی. بند تنبان آنها را می‌گشود تا بختشان باز شود! بعضی‌ها به فالگوش اعتقاد عجیبی داشتند زنان ثروتمند، بزاز موردنظر خود را خبر می‌کردند وی انواع پارچه‌ها را در چند بقچه می‌بست و به خانه آنان می‌رفت تا زنان پولدار و بزرگان شهر هر چه را که می‌خواهند انتخاب کنند.  
خط ۷۴: خط ۷۷:
در دید و بازدیدها، عرق بیلمیشک = Bilamisk بیدمشک و گلاب به دست می‌ریزند و می‌گویند: شمیه عید موارک بیون = عید شما مبارک باشد. و شیرینی، آجیل و میوه می‌خورند و می‌روند. اگر مستمندان به در خانه ثروتمندان بروند صاحبخانه، در شیرینی خوری یا ظرف بلوری پایه‌دار شیرینی و میوه می‌ریزد و جلو او می‌گذارد و تعارف می‌کند که بخورد، آن مستمند می‌خورد و به هنگام بدرود، باقیمانده شیرینی‌ها را به او می‌دهند که با خود ببرد دید و بازدیدها تا روز دوازدهم ادامه دارد. [[سیزده بدر]]: صبح روز سیزدهم، همه مردم از خانه خارج می‌شوند و سبزه‌شان را حداقل به اولین جوی آب یا رودخانه می‌اندازند و برمی‌گردند ولی بیشتر مردم با تهیه انواع خوردنی‌ها به گردشگاههای نزدیک می‌روند و شب هنگام به خانه بازمی‌گردند، مردم املش، سیزده سنگ در آب رودخانه کوهستانی (روخانه لات) می‌اندازند و بازمی‌گردند.  
در دید و بازدیدها، عرق بیلمیشک = Bilamisk بیدمشک و گلاب به دست می‌ریزند و می‌گویند: شمیه عید موارک بیون = عید شما مبارک باشد. و شیرینی، آجیل و میوه می‌خورند و می‌روند. اگر مستمندان به در خانه ثروتمندان بروند صاحبخانه، در شیرینی خوری یا ظرف بلوری پایه‌دار شیرینی و میوه می‌ریزد و جلو او می‌گذارد و تعارف می‌کند که بخورد، آن مستمند می‌خورد و به هنگام بدرود، باقیمانده شیرینی‌ها را به او می‌دهند که با خود ببرد دید و بازدیدها تا روز دوازدهم ادامه دارد. [[سیزده بدر]]: صبح روز سیزدهم، همه مردم از خانه خارج می‌شوند و سبزه‌شان را حداقل به اولین جوی آب یا رودخانه می‌اندازند و برمی‌گردند ولی بیشتر مردم با تهیه انواع خوردنی‌ها به گردشگاههای نزدیک می‌روند و شب هنگام به خانه بازمی‌گردند، مردم املش، سیزده سنگ در آب رودخانه کوهستانی (روخانه لات) می‌اندازند و بازمی‌گردند.  


نوروز و نوسال خئون :nowruz-nowsalxon از اوائل اسفند خواننده‌های ویژه اشعار نوروز در کوچه‌ها به راه می‌افتند و به یکایک خانه‌ها می‌روند و شعرهای مخصوص نوروز را می‌خوانند. این اشعار عموماً به فارسی است مگر برخی اشعار که بومی است و ناشی از قریحه بدیهه‌گوی شعرخوانها هم هست<ref>پاینده، محمود( 1355)، آئین‌ها و باورداشت‌های گیل و دیلم. تهران: بنیاد فرهنگ ایران، ص. 116-118.</ref>.  
[[نوروز جشن طبیعت|نوروز]] و نوسال خئون :nowruz-nowsalxon از اوائل اسفند خواننده‌های ویژه اشعار [[نوروز جشن طبیعت|نوروز]] در کوچه‌ها به راه می‌افتند و به یکایک خانه‌ها می‌روند و شعرهای مخصوص [[نوروز جشن طبیعت|نوروز]] را می‌خوانند. این اشعار عموماً به فارسی است مگر برخی اشعار که بومی است و ناشی از قریحه بدیهه‌گوی شعرخوانها هم هست<ref>پاینده، محمود( 1355)، '''''آئین‌ها و باورداشت‌های گیل و دیلم'''''. تهران: بنیاد فرهنگ ایران، ص 116-118.</ref>.  
[[پرونده:جشن آخر سال در میان مردم شیراز.jpg|بندانگشتی|360x360پیکسل|جشن آخر سال در کنار آرامگاه [[حافظ شیرازی]] ، قابل بازیابی از https://www.bartarinha.ir/%D8%A8%D8%AE%D8%B4-%D8%A7%D8%AE%D8%A8%D8%A7%D8%B1-%D8%B1%D9%88%D8%B2-20/1407003-%D8%BA%D9%85%DA%AF%DB%8C%D9%86-%D8%AA%D8%B1%DB%8C%D9%86-%D8%AA%D8%B5%D9%88%DB%8C%D8%B1-%D8%A7%D8%B2-%DA%86%D9%87%D8%B1%D9%87-%D8%AD%D8%A7%D9%81%D8%B8%DB%8C%D9%87-%D8%AF%D8%B1-%D8%B4%D8%A8-%D8%B3%D8%A7%D9%84-%D9%86%D9%88]]
 
=== [[جشن آخر سال در میان مردم شیراز]] ===
=== [[جشن آخر سال در میان مردم شیراز]] ===
مراسم شب جمعه آخر سال که در میان ایرانیان باقی است، همان گستردن سفره به یاد ارواح یا فروهرها در نخستین شب از ایام فروردگان است که به چهارشنبه آخر سال یا جمعه آخر سال منتقل شده است گستردن سفره حضرت خضر که هنوز در [[شیراز]] و بسا جاهای دیگر مرسوم است، و یادآور مراسمی است که برای پذیرایی از فروهرها یا ارواح در گذشتگان در هر خانه با شادی و شادمانی انجام می‌شود. هرگاه بپذیریم که آخرین شب سال، مقارن با [[مراسم تحویل سال|تحویل سال]]، شب جشن همسپتمیدیم و آخرین گاهنبار بوده است، به این نتیجه خواهیم رسید که احتمالاً سفره [[هفت سین خوان نوروزی|هفت سین]] امروزی نیز همان سفره‌ای است که جهت ارواح در گذشتگان در هر خانه‌ای گسترده می‌شده و امروزه با فراموش‌شدن علت و انگیزه‌های اصلی به گونه سنتی چنین درآمده که نمی‌توان دلایلی جهت مراسم آن بیان کرد. رسمی که هنوز در [[شیراز]] رایج است تحت عنوان «سفره حضرت خضر»، آشکارا شب فروردگان را به خاطر می‌آورد. با این تفاوت که محتملاً نام فروهر در ایران اسلامی به خضر تغییر یافته است.  
مراسم شب جمعه آخر سال که در میان ایرانیان باقی است، همان گستردن سفره به یاد ارواح یا فروهرها در نخستین شب از ایام فروردگان است که به چهارشنبه آخر سال یا جمعه آخر سال منتقل شده است گستردن سفره حضرت خضر که هنوز در [[شیراز]] و بسا جاهای دیگر مرسوم است، و یادآور مراسمی است که برای پذیرایی از فروهرها یا ارواح در گذشتگان در هر خانه با شادی و شادمانی انجام می‌شود. هرگاه بپذیریم که آخرین شب سال، مقارن با [[مراسم تحویل سال|تحویل سال]]، شب جشن همسپتمیدیم و آخرین گاهنبار بوده است، به این نتیجه خواهیم رسید که احتمالاً سفره [[هفت سین خوان نوروزی|هفت سین]] امروزی نیز همان سفره‌ای است که جهت ارواح در گذشتگان در هر خانه‌ای گسترده می‌شده و امروزه با فراموش‌شدن علت و انگیزه‌های اصلی به گونه سنتی چنین درآمده که نمی‌توان دلایلی جهت مراسم آن بیان کرد. رسمی که هنوز در [[شیراز]] رایج است تحت عنوان «سفره حضرت خضر»، آشکارا شب فروردگان را به خاطر می‌آورد. با این تفاوت که محتملاً نام فروهر در ایران اسلامی به خضر تغییر یافته است.  
خط ۸۰: خط ۸۵:
در [[شیراز]] علاوه بر شب [[مراسم چهارشنبه سوری|چهارشنبه‌سوری]]، در شب جمعه آخر سال مراسمی برپا می‌شده است که دیگر آثار مفصلی از آنها نیست، و تنها در خانه‌های قدیمی جسته و گریخته آثاری از آن به چشم می‌خورد، از جمله گستردن سفره حضرت خضر است. در این سفره فرنی که از شیر و گلاب وشکر درست می‌شود، کلوچه و مسقطی، سوهان، شکر پلو (شیرین‌پلو)، جلو شوید باقلا، قوتک (که شامل نخودچی کوبیده نرم با شکر است) حلوای شکری، لولین (که همان لولهنگ است) پر از آب، شمع، سبزی، گندم سبزکرده، نمک و سکه در آن قرار می‌دهند. موقع درست کردن خوراکی‌ها نباید کسی مطلقاً از آنها بخورد و حتی مزه آن را بچشد. پس از گستردن سفره و نهادن خوراکی‌های بالا در آن همه افراد خانواده باید غسل کنند و طاهر باشند سر سفره اول دو رکعت نماز مراد و حاجت می‌خوانند و بعد دعا می‌کنند و کمی قرآن می‌خوانند... در ساعت ده یا یازده شب سفره را به همان حال رهاکرده و همه خارج می‌شوند و در اتاق را می‌بندند و عقیده دارند که حضرت خضر بر سر سفره حضور خواهد یافت و دست آن حضرت در سفره خواهد رفت و جای آن روی یکی از ظرف‌ها خواهد ماند.  
در [[شیراز]] علاوه بر شب [[مراسم چهارشنبه سوری|چهارشنبه‌سوری]]، در شب جمعه آخر سال مراسمی برپا می‌شده است که دیگر آثار مفصلی از آنها نیست، و تنها در خانه‌های قدیمی جسته و گریخته آثاری از آن به چشم می‌خورد، از جمله گستردن سفره حضرت خضر است. در این سفره فرنی که از شیر و گلاب وشکر درست می‌شود، کلوچه و مسقطی، سوهان، شکر پلو (شیرین‌پلو)، جلو شوید باقلا، قوتک (که شامل نخودچی کوبیده نرم با شکر است) حلوای شکری، لولین (که همان لولهنگ است) پر از آب، شمع، سبزی، گندم سبزکرده، نمک و سکه در آن قرار می‌دهند. موقع درست کردن خوراکی‌ها نباید کسی مطلقاً از آنها بخورد و حتی مزه آن را بچشد. پس از گستردن سفره و نهادن خوراکی‌های بالا در آن همه افراد خانواده باید غسل کنند و طاهر باشند سر سفره اول دو رکعت نماز مراد و حاجت می‌خوانند و بعد دعا می‌کنند و کمی قرآن می‌خوانند... در ساعت ده یا یازده شب سفره را به همان حال رهاکرده و همه خارج می‌شوند و در اتاق را می‌بندند و عقیده دارند که حضرت خضر بر سر سفره حضور خواهد یافت و دست آن حضرت در سفره خواهد رفت و جای آن روی یکی از ظرف‌ها خواهد ماند.  


اشارات و مراسم آشکارا بیانگر اصول معتقدات قدیم ایرانی در باب پذیرایی از فروهرهاست. شب فروردگان شب جمعه شده و فروهر به خضر تبدیل گشته. غذاها و خوراک‌ها برای فروهرها تهیه می‌شود، پس باید تا پیش از آنکه ارواح در گذشتگان بر سر سفره حاضر نشده و آن را تیمن و تبرک نکرده‌اند، چیزی خورده نشود<ref>صفا، ذبیح الله(۱۳۳۶)، گاهشماری و جشن‌های ایران، تهران: شورای فرهنگ و هنر، ص. 193 و 215.</ref>. آتش افروختن در معابر و خانه‌ها، فال‌گوش ایستادن، اسپند سوختن، نمک گرد سر گرداندن در موقع اسفند دود کردن و نمک گردانیدن اوراد مخصوصی است که زنان می‌خوانند. قلمرو [[مراسم چهارشنبه سوری|چهارشنبه سوری]] در [[شیراز]] صحن بقعه شاه چراغ است و در آن جا نیز توپ‌کهنه‌ای است که مانند توپ مروارید [[استان تهران|تهران]] زنان از آن حاجت می‌خواهند (البته در گذشته‌ای نه چندان دور اما اینک در [[شیراز]] و [[استان تهران|تهران]] این رسم منسوخ شده است<ref>صفا، ذبیح الله(۱۳۳۶)، گاهشماری و جشن‌های ایران، تهران: شورای فرهنگ و هنر، ص 215.</ref>.)  
اشارات و مراسم آشکارا بیانگر اصول معتقدات قدیم ایرانی در باب پذیرایی از فروهرهاست. شب فروردگان شب جمعه شده و فروهر به خضر تبدیل گشته. غذاها و خوراک‌ها برای فروهرها تهیه می‌شود، پس باید تا پیش از آنکه ارواح در گذشتگان بر سر سفره حاضر نشده و آن را تیمن و تبرک نکرده‌اند، چیزی خورده نشود<ref>صفا، ذبیح الله(۱۳۳۶)، '''''گاهشماری و جشن‌های ایران'''''، تهران: شورای فرهنگ و هنر، ص193 و 215.</ref>. آتش افروختن در معابر و خانه‌ها، فال‌گوش ایستادن، اسپند سوختن، نمک گرد سر گرداندن در موقع اسفند دود کردن و نمک گردانیدن اوراد مخصوصی است که زنان می‌خوانند. قلمرو [[مراسم چهارشنبه سوری|چهارشنبه سوری]] در [[شیراز]] صحن بقعه شاه چراغ است و در آن جا نیز توپ‌کهنه‌ای است که مانند توپ مروارید [[استان تهران|تهران]] زنان از آن حاجت می‌خواهند (البته در گذشته‌ای نه چندان دور اما اینک در [[شیراز]] و [[استان تهران|تهران]] این رسم منسوخ شده است<ref>صفا، ذبیح الله(۱۳۳۶)، '''''گاهشماری و جشن‌های ایران'''''، تهران: شورای فرهنگ و هنر، ص 215.</ref>.)  
[[پرونده:جشن نوروز در آذربایجان.jpg|بندانگشتی|346x346پیکسل|[[جشن آخر سال در میان مردم آذربایجان]] ، قابل بازیابی از<nowiki/>https://www.isna.ir/news/98122922261/%D9%86%D9%88%D8%B1%D9%88%D8%B2-%D8%AF%D8%B1-%D8%A2%D8%B0%D8%B1%D8%A8%D8%A7%DB%8C%D8%AC%D8%A7%D9%86]]


=== [[جشن آخر سال در میان مردم آذربایجان]] ===
=== [[جشن آخر سال در میان مردم آذربایجان]] ===
در برخی از مناطق آذربایجان به [[مراسم چهارشنبه سوری|جشن چهارشنبه‌سوری]] اهمیت زیادی می‌دهند و مردم ایل خلبکانلو (ایل خلالی) از آن جمله‌اند و به عید خضر معروف است. جوانان به رقص چوبی مشغول می‌شوند و در هر ده یک نفر خود را به طور عجیبی می‌آراید و مانند [[حاجی فیروز|حاجی‌فیروز]] عید نوروز در رقص شرکت می‌کند... اینان برای [[مراسم چهارشنبه سوری|چهارشبه سوری]] بیش از عید نوروز اهمیت قایلند. در این شب بهترین غذا را طبخ می‌کنند و [[آتش بازی|آتش‌بازی]] برپا می‌شود که تا نیمه‌شب ادامه دارد.  
در برخی از مناطق آذربایجان به [[مراسم چهارشنبه سوری|جشن چهارشنبه‌سوری]] اهمیت زیادی می‌دهند و مردم ایل خلبکانلو (ایل خلالی) از آن جمله‌اند و به عید خضر معروف است. جوانان به رقص چوبی مشغول می‌شوند و در هر ده یک نفر خود را به طور عجیبی می‌آراید و مانند [[حاجی فیروز|حاجی‌فیروز]] عید [[نوروز جشن طبیعت|نوروز]] در رقص شرکت می‌کند... اینان برای [[مراسم چهارشنبه سوری|چهارشبه سوری]] بیش از عید [[نوروز جشن طبیعت|نوروز]] اهمیت قایلند. در این شب بهترین غذا را طبخ می‌کنند و [[آتش بازی|آتش‌بازی]] برپا می‌شود که تا نیمه‌شب ادامه دارد.  


مردم ایل قره‌پایاق به عید نوروز خیلی اهمیت می‌دهند و ماه اسفند را ماه عید گویند. چهارشنبه اول اسفند را دروغ‌گو، دوم را راستگو، سوم را سیاه و چهارم را «اجر»گویند. روز چهارشنبه اول جوانان روی بام یا تپه می‌روند و آتش می‌افروزند و تیراندازی می‌کنند. در چهارشنبه سوم کسانی که در عرض سال فردی از خانواده یا بستگان آنها فوت‌کرده است با طبق‌های میوه و شیرینی سر خاک می‌روند و پس از فاتحه‌خوانی شیرینی و میوه را به مستمندان می‌دهند. در روز [[مراسم چهارشنبه سوری|چهارشنبه سوری]]، لباس نو می‌پوشند و با هلهله و شادی به آتش‌افروزی می‌پردازند و به دید و بازدید می‌روند. صبح روز چهارشنبه آخر سال، پیش از طلوع آفتاب زن‌ها و بچه‌ها کنار رودخانه می‌روند و از آب چهارشنبه استفاده می‌کنند و کوزه خود را پر نموده تیمناً برای سال نو نگه می‌دارند.  
مردم ایل قره‌پایاق به عید [[نوروز جشن طبیعت|نوروز]] خیلی اهمیت می‌دهند و ماه اسفند را ماه عید گویند. چهارشنبه اول اسفند را دروغ‌گو، دوم را راستگو، سوم را سیاه و چهارم را «اجر»گویند. روز چهارشنبه اول جوانان روی بام یا تپه می‌روند و آتش می‌افروزند و تیراندازی می‌کنند. در چهارشنبه سوم کسانی که در عرض سال فردی از خانواده یا بستگان آنها فوت‌کرده است با طبق‌های میوه و شیرینی سر خاک می‌روند و پس از فاتحه‌خوانی شیرینی و میوه را به مستمندان می‌دهند. در روز [[مراسم چهارشنبه سوری|چهارشنبه سوری]]، لباس نو می‌پوشند و با هلهله و شادی به آتش‌افروزی می‌پردازند و به دید و بازدید می‌روند. صبح روز چهارشنبه آخر سال، پیش از طلوع آفتاب زن‌ها و بچه‌ها کنار رودخانه می‌روند و از آب چهارشنبه استفاده می‌کنند و کوزه خود را پر نموده تیمناً برای سال نو نگه می‌دارند.  


در میان ایلات ترک زبان به شب و روز پیش از نوروز بسیار اهمیت می‌دهند: یک روز پیش از عید نوروز بعضی‌ها بر سر قبر اموات می‌روند و فاتحه می‌خوانند. سپس غنی و فقیر و بزرگ و کوچک باید به حمام بروند، زنها و اطفال حتماً بایستی به سر و دست حنا بمالند و لباس نو بپوشند. شام شب آخر سال باید پلو باشد و عموماً مقیّد به ذبح گوسفند یا بره و یا اقلاً مرغند.  
در میان ایلات ترک زبان به شب و روز پیش از [[نوروز جشن طبیعت|نوروز]] بسیار اهمیت می‌دهند: یک روز پیش از عید [[نوروز جشن طبیعت|نوروز]] بعضی‌ها بر سر قبر اموات می‌روند و فاتحه می‌خوانند. سپس غنی و فقیر و بزرگ و کوچک باید به حمام بروند، زنها و اطفال حتماً بایستی به سر و دست حنا بمالند و لباس نو بپوشند. شام شب آخر سال باید پلو باشد و عموماً مقیّد به ذبح گوسفند یا بره و یا اقلاً مرغند.  


مردم ایل قره‌پایاق در آذربایجان در چهار چهارشنبه آخر سال مراسمی دارند. [[مراسم چهارشنبه سوری|چهارشنبه سوری]] را سیاه می‌نامند و مراسمی درباره مردگان خود در گورستان‌ها انجام می‌دهند که با فدیه و اهدای نذور همراه است. و چهارشنبه آخر سال همان جشن سوری معروف است. به نظر می‌رسد در میان این مردم فروردگان در همان شب بیست و پنجم یا ششم اسفند، آغاز پنجه کوچک برگذار می‌شده و [[مراسم چهارشنبه سوری|چهارشنبه سوری]] در آغاز - نخستین شب پنجه بزرگ یا اندرگاه برپا می‌گشته است. همچنین جشن سوری یا آخر سال بسیار اهمیت دارد و همه شادمانی‌ها و [[آتش افروزی|آتش‌افروزیها]] و دید و بازدیدها در همین جشن پایان سال برگذار می‌شد و نوروز چندان رونقی در مقابل آن نداشت. در میان [[قشقایی|ایل قشقایی]] هم شب آخر سال همراه با شادی و [[آتش افروزی|آتش‌افروزی‌های]] بزرگ با رفتن بر پشت‌بام‌ها و یاد مردگان و گستردن انواع سفره‌ها و اهدای نذور جهت درگذشتگان مرسوم بوده نوروز در بخشهای مختلف ایران است<ref>صفا، ذبیح الله(۱۳۳۶)، گاهشماری و جشن‌های ایران، تهران: شورای فرهنگ و هنر، ص. 194.</ref>.  
مردم ایل قره‌پایاق در آذربایجان در چهار چهارشنبه آخر سال مراسمی دارند. [[مراسم چهارشنبه سوری|چهارشنبه سوری]] را سیاه می‌نامند و مراسمی درباره مردگان خود در گورستان‌ها انجام می‌دهند که با فدیه و اهدای نذور همراه است. و چهارشنبه آخر سال همان جشن سوری معروف است. به نظر می‌رسد در میان این مردم فروردگان در همان شب بیست و پنجم یا ششم اسفند، آغاز پنجه کوچک برگذار می‌شده و [[مراسم چهارشنبه سوری|چهارشنبه سوری]] در آغاز - نخستین شب پنجه بزرگ یا اندرگاه برپا می‌گشته است. همچنین جشن سوری یا آخر سال بسیار اهمیت دارد و همه شادمانی‌ها و [[آتش افروزی|آتش‌افروزیها]] و دید و بازدیدها در همین جشن پایان سال برگذار می‌شد و [[نوروز جشن طبیعت|نوروز]] چندان رونقی در مقابل آن نداشت. در میان [[قشقایی|ایل قشقایی]] هم شب آخر سال همراه با شادی و [[آتش افروزی|آتش‌افروزی‌های]] بزرگ با رفتن بر پشت‌بام‌ها و یاد مردگان و گستردن انواع سفره‌ها و اهدای نذور جهت درگذشتگان مرسوم بوده [[نوروز جشن طبیعت|نوروز]] در بخشهای مختلف [[کشور ایران|ایران]] است<ref>صفا، ذبیح الله(۱۳۳۶)، گاهشماری و جشن‌های ایران، تهران: شورای فرهنگ و هنر، ص194.</ref>.  
=== [[آداب چهارشنبه سوری در تبریز|آداب چهارشنبه‌سوری در تبریز]] ===
=== [[آداب چهارشنبه سوری در تبریز|آداب چهارشنبه‌سوری در تبریز]] ===
[[آتش افروزی]] و گره‌گشایی از عناصر اصلی [[آداب چهارشنبه سوری در تبریز|چهارشنبه سوری در تبریز]] است - [[آجیل چهارشنبه سوری|آجیل چهارشنبه‌سوری]] و خشکبار، از مهم‌ترین عناصر سنتی این جشن در [[تبریز]] است. اگر دوست و میهمان و اردی در این شب داشته باشند، رسم است که خوانچه‌ای [[آجیل|اَجیل]] و خشکبار برای او بفرستند. دیگر از ویژگیهای مردم [[تبریز]] آن است که از بام خانه‌ها به سر عابران آب می‌پاشند. این سنت، از آداب کهن ایرانی است که در زمان [[ساسانیان]] معمول بوده و در جشن نوروز به یکدیگر آب می‌پاشیدند. هنوز در میان ارمنی‌ها و [[زرتشتی، دین|زرتشتی‌ها]] چنین رسمی باقی است.  
[[آتش افروزی]] و گره‌گشایی از عناصر اصلی [[آداب چهارشنبه سوری در تبریز|چهارشنبه سوری در تبریز]] است - [[آجیل چهارشنبه سوری|آجیل چهارشنبه‌سوری]] و خشکبار، از مهم‌ترین عناصر سنتی این جشن در [[تبریز]] است. اگر دوست و میهمان و اردی در این شب داشته باشند، رسم است که خوانچه‌ای [[آجیل|اَجیل]] و خشکبار برای او بفرستند. دیگر از ویژگیهای مردم [[تبریز]] آن است که از بام خانه‌ها به سر عابران آب می‌پاشند. این سنت، از آداب کهن ایرانی است که در زمان [[ساسانیان]] معمول بوده و در جشن [[نوروز جشن طبیعت|نوروز]] به یکدیگر آب می‌پاشیدند. هنوز در میان ارمنی‌ها و [[زرتشتی، دین|زرتشتی‌ها]] چنین رسمی باقی است.  


در میدان ارک [[تبریز]] هم توپی بود چون توپ مروارید [[استان تهران|تهران]] و [[شیراز]] که زنان و دختران برای حاجت‌خواهی بدان متوسل می‌شدند. در شب [[مراسم چهارشنبه سوری|چهارشنبه‌سوری]]، تیراندازی در [[تبریز]] از کارهای بسیار متداول است.  
در میدان ارک [[تبریز]] هم توپی بود چون توپ مروارید [[استان تهران|تهران]] و [[شیراز]] که زنان و دختران برای حاجت‌خواهی بدان متوسل می‌شدند. در شب [[مراسم چهارشنبه سوری|چهارشنبه‌سوری]]، تیراندازی در [[تبریز]] از کارهای بسیار متداول است.  
خط ۹۷: خط ۱۰۳:
=== [[آداب چهارشنبه سوری در زنجان|آداب چهارشنبه‌سوری در زنجان]] ===
=== [[آداب چهارشنبه سوری در زنجان|آداب چهارشنبه‌سوری در زنجان]] ===
[[آتش افروزی|آتش افروختن]]، فال‌گوش‌نشینی و کوزه شکستن معمول است و اختصاصی که مردم [[زنجان]] در کوزه‌شکستن دارند این است که پولی با آب در کوزه می‌اندازند و از بام به زیر می‌افکنند. دیگر از ویژگیهای رسوم زنجانی‌ها این است که دخترانی را که می‌خواهند زودتر شوهر بدهند، به [[آب انبار]] می‌برند و هفت‌گره بر جامه‌ایشان می‌زنند و پسران نابالغ باید آن هفت گره را بگشایند. یکی از آداب دیگر زنجانی‌ها این است که از روزنه بخاری‌ها یا اجاق‌های خانه‌ها طنابی داخل اطاق می‌کنند و به وسیله آن طناب چیزی طلب می‌کنند. صاحب خانه مکلف است اولین چیزی راکه در دسترس اوست به طناب ببندد. چون طناب را بالاکشیدند به وسیله آن چیزی که به طناب بسته‌اند فال می‌گیرند. در مثل اگر جارویی به طناب بسته باشند، بدان تفأل بد می‌زنند که خانه خراب خواهند شد و اگر پاره نانی ببندند، آن را نشانه وفور نعمت و برکت می‌گیرند و اگر شیرینی بود، نشانه شیرین‌کامی و شادی است.  
[[آتش افروزی|آتش افروختن]]، فال‌گوش‌نشینی و کوزه شکستن معمول است و اختصاصی که مردم [[زنجان]] در کوزه‌شکستن دارند این است که پولی با آب در کوزه می‌اندازند و از بام به زیر می‌افکنند. دیگر از ویژگیهای رسوم زنجانی‌ها این است که دخترانی را که می‌خواهند زودتر شوهر بدهند، به [[آب انبار]] می‌برند و هفت‌گره بر جامه‌ایشان می‌زنند و پسران نابالغ باید آن هفت گره را بگشایند. یکی از آداب دیگر زنجانی‌ها این است که از روزنه بخاری‌ها یا اجاق‌های خانه‌ها طنابی داخل اطاق می‌کنند و به وسیله آن طناب چیزی طلب می‌کنند. صاحب خانه مکلف است اولین چیزی راکه در دسترس اوست به طناب ببندد. چون طناب را بالاکشیدند به وسیله آن چیزی که به طناب بسته‌اند فال می‌گیرند. در مثل اگر جارویی به طناب بسته باشند، بدان تفأل بد می‌زنند که خانه خراب خواهند شد و اگر پاره نانی ببندند، آن را نشانه وفور نعمت و برکت می‌گیرند و اگر شیرینی بود، نشانه شیرین‌کامی و شادی است.  
[[پرونده:جشن آخر سال در کردستان.jpg|بندانگشتی|375x375پیکسل|جشن آخر سال در کردستان ، قابل بازیابی از https://www.mehrnews.com/photo/5451112/%D8%AC%D8%B4%D9%86-%DB%B2%DB%B0-%D9%87%D8%B2%D8%A7%D8%B1-%D9%86%D9%81%D8%B1%DB%8C-%D9%85%D8%B1%D8%AF%D9%85-%DA%A9%D8%B1%D8%AF%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D8%A2%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86%D9%87-%D8%B3%D8%A7%D9%84-%D9%86%D9%88]]
=== [[جشن آخر سال در میان مردم کردستان]] ===
=== [[جشن آخر سال در میان مردم کردستان]] ===
کردها [[آتش افروزی]] در شب نوروز را هنوز حفظ کرده‌اند و شادی می‌کنند. پسران و دختران گروه‌گروه در پیرامون [[آتش]] می‌ایستند و پایکوبی و شادمانی می‌کنند.  
کردها [[آتش افروزی]] در شب [[نوروز جشن طبیعت|نوروز]] را هنوز حفظ کرده‌اند و شادی می‌کنند. پسران و دختران گروه‌گروه در پیرامون [[آتش]] می‌ایستند و پایکوبی و شادمانی می‌کنند.  


بر فراز کوههای بلند کردستان در شب نوروز (شب پایان سال) [[آتش افروزی]] است و آتشی که افروخته شده باشد تا فرارسیدن روز و دمیدن خورشید خاموش نمی‌گردد. کردها شب نوروز در فراز کوهها به اندازه تپه‌ای هیمه گردآوری می‌کنند و آن را آتش می‌زنند. بچه‌ها نیز با چوبی ستبر از آن [[آتش]] به آسمان پرتاب می‌کنند. گروهی نیز به پشت‌بام‌ها می‌روند و [[آتش]] شب نوروز را روشن می‌کنند. در همه روستاهای کردنشین نیز شب نوروز در پشت بام‌ها [[آتش]] می‌افروزند. بدین‌سان در کوچه‌ها و بام‌ها و بر فراز کوهها فروغ [[آتش]] توروز تا بامداد می‌درخشد. همه مردم در آن شب باید پلو یا شیربرنج بخورند و پلو و شیربرنج خوردن شب جشن در میان کردها برای هر خانواده‌ای بایسته است. کسانی هم که مستمند باشند باید در آن شب پلو بخورند و اگر خودشان توانایی فراهم‌آوردن خوراک نوروز را نداشته باشند، همسایه‌های دیگر برای آنان می‌برند، زیرا می‌گویند باید در شب نوروز بوی خوراک در خانه هرکس پخش شود، همه باور دارند که روان در گذشتگان آنان برای بازدید به خانه‌های بازماندگانشان می‌آیند. اگر ببینند بازماندگانشان شاد و خرم هستند، آنها نیز شادمان می‌شوند و گرنه اندوهگین می‌گردند. روستاییان در شب جشن، گندم، نخود و کنجد و شاهدانه را توی ساج برشته می‌کنند و آنها را با دیگر میوه‌های خشک که سنجد و گردو و پسته و بادام و کشمش باشد در هم می‌آمیزند و بدین روش [[آجیل]] جشن را فراهم می‌کنند ([[آجيل مشكل‌گشا|آجیل مشگل‌گشا]]، لوک، آجیل هفت مغز)  
بر فراز کوههای بلند کردستان در شب [[نوروز جشن طبیعت|نوروز]] (شب پایان سال) [[آتش افروزی]] است و آتشی که افروخته شده باشد تا فرارسیدن روز و دمیدن خورشید خاموش نمی‌گردد. کردها شب [[نوروز جشن طبیعت|نوروز]] در فراز کوهها به اندازه تپه‌ای هیمه گردآوری می‌کنند و آن را آتش می‌زنند. بچه‌ها نیز با چوبی ستبر از آن [[آتش]] به آسمان پرتاب می‌کنند. گروهی نیز به پشت‌بام‌ها می‌روند و [[آتش]] شب نوروز را روشن می‌کنند. در همه روستاهای کردنشین نیز شب [[نوروز جشن طبیعت|نوروز]] در پشت بام‌ها [[آتش]] می‌افروزند. بدین‌سان در کوچه‌ها و بام‌ها و بر فراز کوهها فروغ [[آتش]] توروز تا بامداد می‌درخشد. همه مردم در آن شب باید پلو یا شیربرنج بخورند و پلو و شیربرنج خوردن شب جشن در میان کردها برای هر خانواده‌ای بایسته است. کسانی هم که مستمند باشند باید در آن شب پلو بخورند و اگر خودشان توانایی فراهم‌آوردن خوراک [[نوروز جشن طبیعت|نوروز]] را نداشته باشند، همسایه‌های دیگر برای آنان می‌برند، زیرا می‌گویند باید در شب [[نوروز جشن طبیعت|نوروز]] بوی خوراک در خانه هرکس پخش شود، همه باور دارند که روان در گذشتگان آنان برای بازدید به خانه‌های بازماندگانشان می‌آیند. اگر ببینند بازماندگانشان شاد و خرم هستند، آنها نیز شادمان می‌شوند و گرنه اندوهگین می‌گردند. روستاییان در شب جشن، گندم، نخود و کنجد و شاهدانه را توی ساج برشته می‌کنند و آنها را با دیگر میوه‌های خشک که سنجد و گردو و پسته و بادام و کشمش باشد در هم می‌آمیزند و بدین روش [[آجیل]] جشن را فراهم می‌کنند ([[آجيل مشكل‌گشا|آجیل مشگل‌گشا]]، لوک، [[آجیل]] هفت مغز)  


همه خانواده‌ها در آن شب، کشمش و سنجد و گردو و خرما و بادام و پسته و برگه هلو و پول خرد و تخم مرغ و جوراب بشمی آماده می‌کنند تا به نام ارمغان نوروزی به شال گردان‌ها بدهند. هنگامی که هوا تاریک شد، دسته‌های مردم از خرد و کلان به پشت‌بام‌ها می‌روند و شال کَردی را که کمتر از پنج متر نیست از روزنه خانه به پایین آویزان می‌کنند و ارمغانی نوروزی می‌خواهند. خانه خدا هم به شال یکایک شال‌گردان‌ها کم یا زیاد ارمغان می‌پیچد. در آن شب برای شگون در خانه‌های خود شماله (شمع) روشن می‌کنند و می‌گذارند آنقدر بوزد تا خاموش شود. باید حتماً تا پایان شب چراغ روشن باشد، بویژه در اتاقی‌که سفره مخصوص (هفت سین) را چیده‌اند از لوازم اصلی شمع و لاله است.  
همه خانواده‌ها در آن شب، کشمش و سنجد و گردو و خرما و بادام و پسته و برگه هلو و پول خرد و تخم مرغ و جوراب بشمی آماده می‌کنند تا به نام ارمغان نوروزی به شال گردان‌ها بدهند. هنگامی که هوا تاریک شد، دسته‌های مردم از خرد و کلان به پشت‌بام‌ها می‌روند و شال کَردی را که کمتر از پنج متر نیست از روزنه خانه به پایین آویزان می‌کنند و ارمغانی نوروزی می‌خواهند. خانه خدا هم به شال یکایک شال‌گردان‌ها کم یا زیاد ارمغان می‌پیچد. در آن شب برای شگون در خانه‌های خود شماله (شمع) روشن می‌کنند و می‌گذارند آنقدر بوزد تا خاموش شود. باید حتماً تا پایان شب چراغ روشن باشد، بویژه در اتاقی‌که سفره مخصوص (هفت سین) را چیده‌اند از لوازم اصلی شمع و لاله است.  
خط ۱۱۰: خط ۱۱۸:
در شب نوزدهم هم آتش روشن می‌کنند و سپس برای شال انداختن به یکایک خانه‌ها می‌روند و ارمغان نوروزی به دست می‌آورند. در روز نخست جشن هم در آغاز به گورستان‌ها می‌روند.  
در شب نوزدهم هم آتش روشن می‌کنند و سپس برای شال انداختن به یکایک خانه‌ها می‌روند و ارمغان نوروزی به دست می‌آورند. در روز نخست جشن هم در آغاز به گورستان‌ها می‌روند.  


کردهای یارسان (اهل حق) جشن نوروز را، جشن شاه یا سلطان می‌نامند و پیش از فرارسیدن جشن، نسک (عدس) و گندم توی آوندها می‌ریزند تا سبز شود. شب [[مراسم چهارشنبه سوری|چهارشنبه‌سوری]] هم آتش افروزی انجام می‌شود، و بدین روش خرد وکلان هر یک به نام خود هیزم می‌آورند و آن را آتش می‌زنند. زنان آبستن نیز برای فرزندی که در شکم دارند کمی هیزم می‌آورند و آن را آتش می‌زنند و باور دارند هر چوبی را که هر کسی در آن شب به آتش بیفکند پلیدیها و زشتی‌ها و تلخ‌کامی‌های آن کس در آن می‌سوزد. آنگاه از روی آتش می‌پرند و نیایش به جا می‌آورند<ref name=":1">رضی، هاشم(1371)، گاهشماری و جشن‌های ایران باستان، تهران: انتشارات بهجت، ص.215.</ref>.   
کردهای یارسان (اهل حق) جشن [[نوروز جشن طبیعت|نوروز]] را، جشن شاه یا سلطان می‌نامند و پیش از فرارسیدن جشن، نسک (عدس) و گندم توی آوندها می‌ریزند تا سبز شود. شب [[مراسم چهارشنبه سوری|چهارشنبه‌سوری]] هم آتش افروزی انجام می‌شود، و بدین روش خرد وکلان هر یک به نام خود هیزم می‌آورند و آن را آتش می‌زنند. زنان آبستن نیز برای فرزندی که در شکم دارند کمی هیزم می‌آورند و آن را آتش می‌زنند و باور دارند هر چوبی را که هر کسی در آن شب به آتش بیفکند پلیدیها و زشتی‌ها و تلخ‌کامی‌های آن کس در آن می‌سوزد. آنگاه از روی آتش می‌پرند و نیایش به جا می‌آورند<ref name=":1">رضی، هاشم(1371)، '''''گاهشماری و جشن‌های ایران باستان'''''، تهران: انتشارات بهجت، ص215.</ref>.   


در شب آخر سال میوه و شیرینی فراهم می‌کنند و آنها را در میان دستمالهایی می‌گذارند و گره می‌زنند و به آرامگاههای پیران و پیشوایان می‌روند و دستمال‌ها را همراه خود می‌برند. با بودن پیرو پیشوا، انجمنی برگذار می‌کنند. دستمال‌ها را رویهم می‌گذارند. پیر با نواختن تار و تنبور بر آنها نیایش یا سرودهای دینی می‌خواند. پس از پایان یافتن انجمن، یکی از افراد دستمال ها را باز می‌کند و شیرینی‌ها و میوه‌ها را در میان همه بخش می‌کند و سپس پیر به همگان می‌گوید: امیدوارم‌که نیاز همگی شما در این شب برآورده شود. همگان در فراهم‌آوردن آجیل یا لوک سهیم می‌شوند و پس از نیایش‌ها و دعاهایی که توسط پیران خوانده می‌شود و خوراک‌ها تقدیس می‌گردد، همه از آن بهره می‌برند پیر دعا می‌کند تا مردمی که در برپایی تشریفات جهت خشنودی ارواح شرکت کرده‌اند، از حمایت آنان بهره‌مند شوند و به آرزوهای خود برسند. هنگام فرونشستن آفتاب هر یک به بالای بام‌های خود هیزم می‌برند و آتش روشن می‌کنند و در پیرامون آن چنبره‌وار می‌ایستند و به پایکوبی و شادی می‌پردازند و پسران و دختران نیز از روی آتش می‌پرند. به جای [[هفت سین خوان نوروزی|هفت‌سین]] نیز هفت‌شین می‌چینند: مانند شیر و شکر و شیرینی و شهد و چیزهای دیگر، هفت‌شین را روی‌خوانی می‌چینند و با شادمانی به خوردن می‌پردازند.  
در شب آخر سال میوه و شیرینی فراهم می‌کنند و آنها را در میان دستمالهایی می‌گذارند و گره می‌زنند و به آرامگاههای پیران و پیشوایان می‌روند و دستمال‌ها را همراه خود می‌برند. با بودن پیرو پیشوا، انجمنی برگذار می‌کنند. دستمال‌ها را رویهم می‌گذارند. پیر با نواختن تار و تنبور بر آنها نیایش یا سرودهای دینی می‌خواند. پس از پایان یافتن انجمن، یکی از افراد دستمال ها را باز می‌کند و شیرینی‌ها و میوه‌ها را در میان همه بخش می‌کند و سپس پیر به همگان می‌گوید: امیدوارم‌که نیاز همگی شما در این شب برآورده شود. همگان در فراهم‌آوردن آجیل یا لوک سهیم می‌شوند و پس از نیایش‌ها و دعاهایی که توسط پیران خوانده می‌شود و خوراک‌ها تقدیس می‌گردد، همه از آن بهره می‌برند پیر دعا می‌کند تا مردمی که در برپایی تشریفات جهت خشنودی ارواح شرکت کرده‌اند، از حمایت آنان بهره‌مند شوند و به آرزوهای خود برسند. هنگام فرونشستن آفتاب هر یک به بالای بام‌های خود هیزم می‌برند و آتش روشن می‌کنند و در پیرامون آن چنبره‌وار می‌ایستند و به پایکوبی و شادی می‌پردازند و پسران و دختران نیز از روی آتش می‌پرند. به جای [[هفت سین خوان نوروزی|هفت‌سین]] نیز هفت‌شین می‌چینند: مانند شیر و شکر و شیرینی و شهد و چیزهای دیگر، هفت‌شین را روی‌خوانی می‌چینند و با شادمانی به خوردن می‌پردازند.  


اگر کسی از خانواده‌ای درگذشته باشد، در آن شب چوب‌های درازی می‌آورند و بر سر آنها کهنه‌ای می‌پیچندو به آن [[آتش]] می‌زنند و آن را به گورستان می‌برند و در برابر گور مردگان می‌گذارند. روز نخست هر خانواده‌ای به همدیگر شادباش می‌گویند و یکدیگر را می‌بوسند و به کودکان خود نوروزی می‌دهند. پس از آن همگی به گورستان رهسپار می‌شوند و گلاب روی گورها می‌پاشند و نوشابه و شیرینی به همه می‌دهند. می‌توان این را نیز بدرقه ارواح پنداشت، چون در ایران باستان و نیز امروزه در میان [[زرتشتی، دین|زرتشتیان]] چنین رسمی باقی است. پس از ایام فروردگان که ارواح به خانه‌های خود نزول می‌کنند و مورد پذیرایی واقع می‌شوند، روز نوزدهم فروردین ماه موسوم به فوردگ (فرودگ) مردم به گورستان رفته و مراسم و تشریفاتی فراوان انجام می‌دهند که نوعی بدرقه و مشایعت روانها تلقی می‌شود. کردهای یاران پنج روز پیش از جشن را (پنجه و تار) می‌نامند که در فارسی پنجه تار یا پنجه دزدیده گویند. در این روزها خانواده‌ها خمیر درست می‌کنند و برای فزونی آن را به پیشانی چهارپایان و هم چنین به در خانه خود می‌مالند و روز پنجم که واپسین روز سال و شب نوروز است به نام جشن مرده‌ها خوانده می‌شود. در این روز همه مردم نان روغنی و افروشه (حلوا) درست می‌کنند و آنها را با خود به گورستان می‌برند، تا به مستمندان دهند و بدین سان روان مردگان خود را شاد نمایند.  
اگر کسی از خانواده‌ای درگذشته باشد، در آن شب چوب‌های درازی می‌آورند و بر سر آنها کهنه‌ای می‌پیچندو به آن [[آتش]] می‌زنند و آن را به گورستان می‌برند و در برابر گور مردگان می‌گذارند. روز نخست هر خانواده‌ای به همدیگر شادباش می‌گویند و یکدیگر را می‌بوسند و به کودکان خود نوروزی می‌دهند. پس از آن همگی به گورستان رهسپار می‌شوند و گلاب روی گورها می‌پاشند و نوشابه و شیرینی به همه می‌دهند. می‌توان این را نیز بدرقه ارواح پنداشت، چون در ایران باستان و نیز امروزه در میان [[زرتشتی، دین|زرتشتیان]] چنین رسمی باقی است. پس از ایام فروردگان که ارواح به خانه‌های خود نزول می‌کنند و مورد پذیرایی واقع می‌شوند، روز نوزدهم فروردین ماه موسوم به فوردگ (فرودگ) مردم به گورستان رفته و مراسم و تشریفاتی فراوان انجام می‌دهند که نوعی بدرقه و مشایعت روانها تلقی می‌شود. کردهای یاران پنج روز پیش از جشن را (پنجه و تار) می‌نامند که در فارسی پنجه تار یا پنجه دزدیده گویند. در این روزها خانواده‌ها خمیر درست می‌کنند و برای فزونی آن را به پیشانی چهارپایان و هم چنین به در خانه خود می‌مالند و روز پنجم که واپسین روز سال و شب [[نوروز جشن طبیعت|نوروز]] است به نام جشن مرده‌ها خوانده می‌شود. در این روز همه مردم نان روغنی و افروشه (حلوا) درست می‌کنند و آنها را با خود به گورستان می‌برند، تا به مستمندان دهند و بدین سان روان مردگان خود را شاد نمایند.  


چنانکه ملاحظه می‌شود، همه مراسم باستانی درباره جشن فروردگان و پنجه و همیسپتمیدیم هنوز با کم و بیش دیگرگونی در شهرها و بویژه روستاها انجام می‌شود و همه آنها حالیه در جشن [[مراسم چهارشنبه سوری|چهارشنبه سوری]] خلاصه شده است که البته جمعه آخر سال و شب آخر سال را نیز باید بدان افزود.کردهای یارسان مراسم آخرین روز سال را به‌طور دقیق‌تر با سنت‌های دیرینه انجام می‌دهند، چنانکه گذشت و حتی [[نان]] روغنی و احلوا که در روز آخر به گورستان‌ها می‌برند و بر گورها می‌نهند و روی اسنگ گورها میوه می‌گذارند و گلاب می‌پاشند، همان مراسمی است که امروزه [[زرتشتی، دین|زرتشتیان]] انجام می‌دهند. نان روغنی در اصطلاح [[زرتشتی، دین|زرتشتیان]] سیروگ انامیده می‌شود که در روغن کنجد پخته شده و از لوازم اصلی نذور و فدیه‌های پراهمیت است.  
چنانکه ملاحظه می‌شود، همه مراسم باستانی درباره جشن فروردگان و پنجه و همیسپتمیدیم هنوز با کم و بیش دیگرگونی در شهرها و بویژه روستاها انجام می‌شود و همه آنها حالیه در جشن [[مراسم چهارشنبه سوری|چهارشنبه سوری]] خلاصه شده است که البته جمعه آخر سال و شب آخر سال را نیز باید بدان افزود.کردهای یارسان مراسم آخرین روز سال را به‌طور دقیق‌تر با سنت‌های دیرینه انجام می‌دهند، چنانکه گذشت و حتی [[نان]] روغنی و احلوا که در روز آخر به گورستان‌ها می‌برند و بر گورها می‌نهند و روی اسنگ گورها میوه می‌گذارند و گلاب می‌پاشند، همان مراسمی است که امروزه [[زرتشتی، دین|زرتشتیان]] انجام می‌دهند. نان روغنی در اصطلاح [[زرتشتی، دین|زرتشتیان]] سیروگ انامیده می‌شود که در روغن کنجد پخته شده و از لوازم اصلی نذور و فدیه‌های پراهمیت است.  
خط ۱۲۰: خط ۱۲۸:
با سیروگ، سیر و سراب نیز تهیه می‌کنند. سیروگ و سیر و سراب در گاهنبارها و مراسم درگذشتگان تهیه می‌گردد. سیر و سراب را چنین اتهیه می‌کنند: نخست پیاز را در روغن کنجد سرخ کرده و بدان سیر می‌افزایند. آنگاه سراب را که گیاهی ضدعفونی کننده و به شکل یونجه و شبدر است با سبزیهای دیگر افزوده و در آن آب می‌کنند و مقداری سرکه می‌افزایند. در این معجون نان ترید می‌کنند و فدیه می‌دهند که در مراسم صرف می‌شود. حلوای شکری، حلوای سفید یا برنجی، لوک یا [[آجیل]] هفت مغز و انواع میوه‌های فصل در مراسم نوروزی برای اموات نیاز می‌شود<ref name=":1" />.  
با سیروگ، سیر و سراب نیز تهیه می‌کنند. سیروگ و سیر و سراب در گاهنبارها و مراسم درگذشتگان تهیه می‌گردد. سیر و سراب را چنین اتهیه می‌کنند: نخست پیاز را در روغن کنجد سرخ کرده و بدان سیر می‌افزایند. آنگاه سراب را که گیاهی ضدعفونی کننده و به شکل یونجه و شبدر است با سبزیهای دیگر افزوده و در آن آب می‌کنند و مقداری سرکه می‌افزایند. در این معجون نان ترید می‌کنند و فدیه می‌دهند که در مراسم صرف می‌شود. حلوای شکری، حلوای سفید یا برنجی، لوک یا [[آجیل]] هفت مغز و انواع میوه‌های فصل در مراسم نوروزی برای اموات نیاز می‌شود<ref name=":1" />.  


==== نکته‌ای خاص درباره [[حکومت زنان در نوروز]] ====
=== [[حکومت زنان در نوروز|نکته‌ای خاص درباره حکومت زنان در نوروز]] ===
در دهکده، بی‌مرغ، نزدیک گناباد (از توابع خراسان) از روز نهم فروردین تا [[سیزده بدر|روز سیزده]]، حکومت و اختیارات، به دست زنان می‌افتد، هیچ مردی حق ندارد از خانه خارج شود و اگر خارج شود، زنان او را تنبیه می‌کنند، خود زنان وسایل و مایحتاج را تهیه و زندگی را اداره می‌نمایند. علاوه بر آن، به بازیها و ورزش‌های‌گوناگون می‌پردازند.  
در دهکده، بی‌مرغ، نزدیک گناباد (از توابع خراسان) از روز نهم فروردین تا [[سیزده بدر|روز سیزده]]، حکومت و اختیارات، به دست زنان می‌افتد، هیچ مردی حق ندارد از خانه خارج شود و اگر خارج شود، زنان او را تنبیه می‌کنند، خود زنان وسایل و مایحتاج را تهیه و زندگی را اداره می‌نمایند. علاوه بر آن، به بازیها و ورزش‌های‌گوناگون می‌پردازند.  


زنان اغلب روز را، در خارج از خانه می‌گذرانند، اسب سوار می‌شوند و می‌تازند، و از [[سیزده بدر|روز سیزده]] به خانه برمی‌گردند و می‌شوند همان زن تسلیم و سر به زیر. این تحکم به مرد را، در این سه چهار روز قبل از سیزده، آن قدر جدی می‌گیرند که واقعاً بیشتر اوقات، مردان، جرأت نمی‌کنند از خانه خارج شوند<ref>میرنیا، سید علی (1369)، فرهنگ مردم، تهران: انتشارات پارسا، ص. 51.</ref>.  
زنان اغلب روز را، در خارج از خانه می‌گذرانند، اسب سوار می‌شوند و می‌تازند، و از [[سیزده بدر|روز سیزده]] به خانه برمی‌گردند و می‌شوند همان زن تسلیم و سر به زیر. این تحکم به مرد را، در این سه چهار روز قبل از سیزده، آن قدر جدی می‌گیرند که واقعاً بیشتر اوقات، مردان، جرأت نمی‌کنند از خانه خارج شوند<ref>میرنیا، سید علی (1369)، '''''فرهنگ مردم'''''، تهران: انتشارات پارسا، ص51.</ref>.  


=== نتیجه‌گیری ===
=== نتیجه‌گیری ===
نوروز ماندنی است، چون به سود همگان یا همه‌کسانی است که در این جشن بزرگ شرکت می‌جویند و به زبان هیچکس نیز هیچ اقدامی نمی‌کنند. آنچه هست خیر است و برکت است و افزون خواهی، تندرستی و کامیابی برای همه آفریدگان خالق جلیل. این سنت فرخنده از زیادت تکرار به صورت عادت درآمده و در شمار اموری است که سنتاً اجراء می‌شود، دشواریها را می‌زداید و نوید خوشی و شادمانی و نیکبختی با خود می‌آورد.  
[[نوروز جشن طبیعت|نوروز]] ماندنی است، چون به سود همگان یا همه‌کسانی است که در این جشن بزرگ شرکت می‌جویند و به زبان هیچکس نیز هیچ اقدامی نمی‌کنند. آنچه هست خیر است و برکت است و افزون خواهی، تندرستی و کامیابی برای همه آفریدگان خالق جلیل. این سنت فرخنده از زیادت تکرار به صورت عادت درآمده و در شمار اموری است که سنتاً اجراء می‌شود، دشواریها را می‌زداید و نوید خوشی و شادمانی و نیکبختی با خود می‌آورد.  


به عبارت دیگر آنچه که در نوروز به صورت تکلیف درآمده بازگوکننده مسئولیتهایی است که مردم به طیب خاطر، زی‌خویش و اخاندان و وابستگان خود پذیرفته‌اند و اعمال آنها را نوعی فضیلت و وظیفه‌ای انسانی می‌شمارند. نوروز ماندنی است چون که هماهنگیهای طبیعی در میان مردمی بوجود می‌آورد که از دیرباز تاکنون فهم و درک آن را داشته‌اند که باید اوجوه مشترک و حقایق آشکارایی را در میان عموم جستجو کنند و بر آنها تکیه نمایند. شاید روزگار ما، با این همه سازمانها و دستگاههایی که در سطوح ملی و جهانی برای نزدیک‌تر کردن دلها و اندیشه‌های اقوام و ملل با یکدیگر به خود دیده است بهتر از هر وقت دیگری، ضرورت حفظ این رسم کهن و جهانی‌شدن آنرا حسّ کرده باشد و خود را بیش از پیش ملزم و ملتزم ببیند که شعائر خوب نوروزی را محترم شمارد و از برکات یکرنگیها فایده برگیرد.  
به عبارت دیگر آنچه که در [[نوروز جشن طبیعت|نوروز]] به صورت تکلیف درآمده بازگوکننده مسئولیتهایی است که مردم به طیب خاطر، زی‌خویش و اخاندان و وابستگان خود پذیرفته‌اند و اعمال آنها را نوعی فضیلت و وظیفه‌ای انسانی می‌شمارند. [[نوروز جشن طبیعت|نوروز]] ماندنی است چون که هماهنگیهای طبیعی در میان مردمی بوجود می‌آورد که از دیرباز تاکنون فهم و درک آن را داشته‌اند که باید اوجوه مشترک و حقایق آشکارایی را در میان عموم جستجو کنند و بر آنها تکیه نمایند. شاید روزگار ما، با این همه سازمانها و دستگاههایی که در سطوح ملی و جهانی برای نزدیک‌تر کردن دلها و اندیشه‌های اقوام و ملل با یکدیگر به خود دیده است بهتر از هر وقت دیگری، ضرورت حفظ این رسم کهن و جهانی‌شدن آنرا حسّ کرده باشد و خود را بیش از پیش ملزم و ملتزم ببیند که شعائر خوب نوروزی را محترم شمارد و از برکات یکرنگیها فایده برگیرد.  


نوروز جشنی طبیعی است که بی‌اعمال نظر خاص و یا تحمیل شرایط معین از سوی یک گروه و جامعه و ملت معینی بر دیگران، تحقق می‌یابد و هیچ غایت سیاسی یا اقتصادی و نظامی ویژه‌ای را دنبال نمی‌کند. نه مزیتی برای یک طبقه مخصوص می‌آفریند و نه اعتباری از یک نژاد مشخص را تهدید می‌کند. بر در خانه اغنیا همانسان متوقف است که در حضرت فقرا و رنگین پوستها را به همان طرزی پذیراست که سفیدپوستان را، بشارتهایش عام است و نویدهایش علنی، واقعیتهایش حقیقی است و حقایقش واقعی. از روز و حال سخن می‌گوید و در همان ضمن، گذشته‌ها را با آینده‌ها پیوند می‌زند؛ به نحوی که بشریت اصیلترین تصویر خود را در آن ببیند و با هویتی واحد آشنا شود.  
[[نوروز جشن طبیعت|نوروز]] جشنی طبیعی است که بی‌اعمال نظر خاص و یا تحمیل شرایط معین از سوی یک گروه و جامعه و ملت معینی بر دیگران، تحقق می‌یابد و هیچ غایت سیاسی یا اقتصادی و نظامی ویژه‌ای را دنبال نمی‌کند. نه مزیتی برای یک طبقه مخصوص می‌آفریند و نه اعتباری از یک نژاد مشخص را تهدید می‌کند. بر در خانه اغنیا همانسان متوقف است که در حضرت فقرا و رنگین پوستها را به همان طرزی پذیراست که سفیدپوستان را، بشارتهایش عام است و نویدهایش علنی، واقعیتهایش حقیقی است و حقایقش واقعی. از روز و حال سخن می‌گوید و در همان ضمن، گذشته‌ها را با آینده‌ها پیوند می‌زند؛ به نحوی که بشریت اصیلترین تصویر خود را در آن ببیند و با هویتی واحد آشنا شود.  


این روز گرچه در اعصار بعد از [[اسلام]] در نزد مسلمانان و خاصه شیعیان جهان، به صورت عیدی مذهبی جلوه کرده است ولی تا آنجا که معلوم است در ادوار پیش از [[اسلام]]، از منشأ مذهبی سرچشمه نگرفته است و در نهایت، آنسان که طبیعت جوامع معنویت جوی و تعالی خواه می‌طلبد، با اعمال مذهبی همراهی پیدا کرده است.  
این روز گرچه در اعصار بعد از [[اسلام]] در نزد مسلمانان و خاصه شیعیان جهان، به صورت عیدی مذهبی جلوه کرده است ولی تا آنجا که معلوم است در ادوار پیش از [[اسلام]]، از منشأ مذهبی سرچشمه نگرفته است و در نهایت، آنسان که طبیعت جوامع معنویت جوی و تعالی خواه می‌طلبد، با اعمال مذهبی همراهی پیدا کرده است.  


در [[اوستا]] و متون دینی کهن، به هیچوجه یادی از آن نیست و این نکته نشان می‌دهد که نه تنها به مذهب معینی وابستگی ندارد، بلکه به قوم معلومی نیز همبسته نیست. بسیار دلایل در اثبات این نظر ارائه شده که نه فقط در دوره‌های تاریخی، بر سرپا و مورد احترام بوده است که بل در قرون پیش از تاریخ نیز جایگاه بلندی داشته و در نزد اقوام آریایی و غیرآریایی منزلتی رفیع و یگانه را احراز می‌کرده است. این امر، به یک معنی اعتباری جهانی بدان می‌دهد و بر همگانی‌بودن نوروز صحّة می‌گذارد.
در [[اوستا]] و متون دینی کهن، به هیچوجه یادی از آن نیست و این نکته نشان می‌دهد که نه تنها به مذهب معینی وابستگی ندارد، بلکه به قوم معلومی نیز همبسته نیست. بسیار دلایل در اثبات این نظر ارائه شده که نه فقط در دوره‌های تاریخی، بر سرپا و مورد احترام بوده است که بل در قرون پیش از تاریخ نیز جایگاه بلندی داشته و در نزد اقوام آریایی و غیرآریایی منزلتی رفیع و یگانه را احراز می‌کرده است. این امر، به یک معنی اعتباری جهانی بدان می‌دهد و بر همگانی‌بودن [[نوروز جشن طبیعت|نوروز]] صحّة می‌گذارد.  
 
وجود رسوم و عادات محلی و آداب محیطی متعدد مبیّن این حقیقت است که مردم هر عصر و زمان و ساکنان هر ناحیه و استان، به میل خود اعمالی را برگزیده‌اند و بر اثر کثرت تکرار آنها را به صورت سنن مخصوص قومی و قبیله‌ای و منطقه‌ای عرضه کرده‌اند. اینها به هیچوجه نماینده دگرگونگی نوروز و جشنهای آغاز بهاری نیست بلکه در زمره شواهدی است که نشان از آزادی و اختیار عناصر انسانی در رد و قبول یک یا چند فقره از امور نوروزی دارد و به نوبه خود دلیلی است بر سهولت و سادگی جشنها و راحتی انتخاب و جانشینی ترتیبات آن. هرگاه کسانی بوده‌اند که عالماً عامداً خواسته‌اند آدابی از سنن‌گمشده خود را در مراسم این جشن واردکنند به همان اندازه به اجماع عام محتاج بوده‌اندکه فرضاً جمع دیگری احیاناً در صدد امحاء بخشهای غیرقابل انطباق آن با شرایط روز خویش بوده باشند. در حقیقت این‌گونه آرایشها و پیرایشها به اصل عقیده نوروزی چندان لطمه‌ای وارد نکرده که بل معلول اوضاع و احوال دیگر جوامع دخیل بوده و به اموری راجع گشته که در اساس درشمار ملحقات این عید سعید محسوب شده است. بداهتاً این‌گونه تغییر و تبدیلها می‌تواند تا هر میزان که مقتضی شرایط خاص مردمان باشد ادامه یابد و تا هر اندازه که خواست جمع وگروه معینی آنها را مجاز شمارد وسعت پیدا کند امّا به ضرس قاطع بنیادهای نوروزی را دچار چنان تحولی نخواهد ساخت که چهره بهار طبیعت را به یکبار دگرگون‌گرداند و از زیبایی و درخشندگی و طراوات جاودانه آن بکاهد.  


اینکه کلیّه مردم نیمکره شمالی زمین از چین و ژاپن تا اقصای بلاد غرب، با کمی جابجایی روز و هفته، مراسمی بسیار مشابه نوروز و آغاز فصل گرما داشته‌اند، خود دلیل طبیعی‌بودن جشنها وجودت فطری ذهن کنجکاو انسانهاست و به یک سخن دیگر امتیاز خاصی را برای دسته و گروه معینی ایجاد نمی‌کند که خود را مبدع و یا مبدأ آن شمارند ولی اینکه مجموعه‌ای از بهترین آداب و شئون مردمی به این جشن پیوند یابد که نمودار رشد فرهنگ و اعتلای درجات مدنی جامعه و مردم خاصی باشد البته در شمار نکاتی است که تاریخ اقوام بدان‌ها می‌پردازد و مانند هر امر اجتماعی دیگری نگاه به نوروز را از جایگاه و منزلت ویژه‌ای برخوردار می‌سازد. بدیهی است مردمی خداجوی و خدادوست همانند ایرانیان همواره از چنین‌فرصت ممتازی سود جسته‌اند تا با تدارک انواع برنامه‌های عقیدتی و اخلاقی، با اخلاص شکر نعم بیشمار الهی را به جای آورند. همه ظرایفی که در کار سفره عید ملحوظ است، نشانی از دلبستگی آنان به عنایات بی‌حدّ و مرز خداوند رحمن و رحیم دارد و در همان حال، وسیلتی است که پیوند خالق و مخلوق را به خوبتر صورتی متجلی می‌سازد.  
وجود رسوم و عادات محلی و آداب محیطی متعدد مبیّن این حقیقت است که مردم هر عصر و زمان و ساکنان هر ناحیه و استان، به میل خود اعمالی را برگزیده‌اند و بر اثر کثرت تکرار آنها را به صورت سنن مخصوص قومی و قبیله‌ای و منطقه‌ای عرضه کرده‌اند. اینها به هیچوجه نماینده دگرگونگی [[نوروز جشن طبیعت|نوروز]] و جشنهای آغاز بهاری نیست بلکه در زمره شواهدی است که نشان از آزادی و اختیار عناصر انسانی در رد و قبول یک یا چند فقره از امور نوروزی دارد و به نوبه خود دلیلی است بر سهولت و سادگی جشنها و راحتی انتخاب و جانشینی ترتیبات آن. هرگاه کسانی بوده‌اند که عالماً عامداً خواسته‌اند آدابی از سنن‌گمشده خود را در مراسم این جشن واردکنند به همان اندازه به اجماع عام محتاج بوده‌اندکه فرضاً جمع دیگری احیاناً در صدد امحاء بخشهای غیرقابل انطباق آن با شرایط روز خویش بوده باشند. در حقیقت این‌گونه آرایشها و پیرایشها به اصل عقیده نوروزی چندان لطمه‌ای وارد نکرده که بل معلول اوضاع و احوال دیگر جوامع دخیل بوده و به اموری راجع گشته که در اساس درشمار ملحقات این عید سعید محسوب شده است. بداهتاً این‌گونه تغییر و تبدیلها می‌تواند تا هر میزان که مقتضی شرایط خاص مردمان باشد ادامه یابد و تا هر اندازه که خواست جمع وگروه معینی آنها را مجاز شمارد وسعت پیدا کند امّا به ضرس قاطع بنیادهای نوروزی را دچار چنان تحولی نخواهد ساخت که چهره بهار طبیعت را به یکبار دگرگون‌گرداند و از زیبایی و درخشندگی و طراوات جاودانه آن بکاهد.
[[پرونده:جشن بهاری تاکایاما (Takayama Spring Festival).jpg|بندانگشتی|375x375پیکسل|جشن بهاری تاکایاما (Takayama Spring Festival) در ژاپن که این جشن برای اعلام ورود بهار و دعا برای صلح و برداشت خوب برگزار می‌شود و از زیباترین جشن‌های ژاپن به شمار می‌آید  ، قابل بازیابی از https://www.sunwaytrip.info/%D9%81%D8%B3%D8%AA%DB%8C%D9%88%D8%A7%D9%84-%D9%87%D8%A7-%D9%88-%D8%AC%D8%B4%D9%86-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%B3%D9%86%D8%AA%DB%8C-%DA%98%D8%A7%D9%BE%D9%86/]]
اینکه کلیّه مردم نیمکره شمالی زمین از چین و ژاپن تا اقصای بلاد غرب، با کمی جابجایی روز و هفته، مراسمی بسیار مشابه [[نوروز جشن طبیعت|نوروز]] و آغاز فصل گرما داشته‌اند، خود دلیل طبیعی‌بودن جشنها وجودت فطری ذهن کنجکاو انسانهاست و به یک سخن دیگر امتیاز خاصی را برای دسته و گروه معینی ایجاد نمی‌کند که خود را مبدع و یا مبدأ آن شمارند ولی اینکه مجموعه‌ای از بهترین آداب و شئون مردمی به این جشن پیوند یابد که نمودار رشد فرهنگ و اعتلای درجات مدنی جامعه و مردم خاصی باشد البته در شمار نکاتی است که تاریخ اقوام بدان‌ها می‌پردازد و مانند هر امر اجتماعی دیگری نگاه به [[نوروز جشن طبیعت|نوروز]] را از جایگاه و منزلت ویژه‌ای برخوردار می‌سازد. بدیهی است مردمی خداجوی و خدادوست همانند ایرانیان همواره از چنین‌فرصت ممتازی سود جسته‌اند تا با تدارک انواع برنامه‌های عقیدتی و اخلاقی، با اخلاص شکر نعم بیشمار الهی را به جای آورند. همه ظرایفی که در کار سفره عید ملحوظ است، نشانی از دلبستگی آنان به عنایات بی‌حدّ و مرز خداوند رحمن و رحیم دارد و در همان حال، وسیلتی است که پیوند خالق و مخلوق را به خوبتر صورتی متجلی می‌سازد.  


اینکه آینده تلاشهای بشر، او را به کجا رهنمون شود سؤالی است که پیشرفت سریع علوم و فنون، پاسخی صریح بدان نمی‌دهد ولی بیش از هر وقت دیگری، بار مسئولیت اندیشمندان و برنامه‌ریزان اجتماعات را سنگین‌تر و سخت‌تر می‌گرداند تا بیش از هر عصر دیگری بکوشند و ارتباط انسانهای مجرّد و مستقل فزون از شمار را با مبدأ کائنات و نظم هستی و آفریدگار همه خوبیها و درستیها حفظ کنند و از سقوط آنان در ورطات بی‌خبری و مدهوشی و از خودبریدگی جلوگیرند.  
اینکه آینده تلاشهای بشر، او را به کجا رهنمون شود سؤالی است که پیشرفت سریع علوم و فنون، پاسخی صریح بدان نمی‌دهد ولی بیش از هر وقت دیگری، بار مسئولیت اندیشمندان و برنامه‌ریزان اجتماعات را سنگین‌تر و سخت‌تر می‌گرداند تا بیش از هر عصر دیگری بکوشند و ارتباط انسانهای مجرّد و مستقل فزون از شمار را با مبدأ کائنات و نظم هستی و آفریدگار همه خوبیها و درستیها حفظ کنند و از سقوط آنان در ورطات بی‌خبری و مدهوشی و از خودبریدگی جلوگیرند.  


نوروز بدین معنی رسالتی خاص برعهده دارد. چون موجود آزاد و از قید روزمرّگیها رسته را با مادر زمین و آفریننده گیتی و مالک دنیا و آخرت در پیوند نگاه می‌دارد و قواعد بی‌تردید و تخلف ناپذیرساری در نظام عالم را به طریقی آسان یادآور انسان‌ها می‌گردد و تسلسلی را که در کار جهان است و بیش از هر چیز نماینده اراده ازلی و ابدی قادر بی‌چون است، بدو می‌فهماند. آری، نوروز ماندنی است، چون بزرگداشت ذات زمان است، و شایسته ماندگاری است. و مردمان از هر قوم و ملتی بدان دلبسته و پابسته‌اند، چون باری بر دوش هیچکس نمی‌گذارد ودر همان حال، از مطلوبترین و مناسبترین‌و طبیعی‌ترین روزهای فرحبخش سال می‌گذرد و به آسانترین شیوه‌ها، غم‌های رسوب کرده و رنجهای ناگزیر سالی را که در گذشته است از ذهنها و روانها و جسم‌ها دور می‌گرداند.
[[نوروز جشن طبیعت|نوروز]] بدین معنی رسالتی خاص برعهده دارد. چون موجود آزاد و از قید روزمرّگیها رسته را با مادر زمین و آفریننده گیتی و مالک دنیا و آخرت در پیوند نگاه می‌دارد و قواعد بی‌تردید و تخلف ناپذیرساری در نظام عالم را به طریقی آسان یادآور انسان‌ها می‌گردد و تسلسلی را که در کار جهان است و بیش از هر چیز نماینده اراده ازلی و ابدی قادر بی‌چون است، بدو می‌فهماند. آری، [[نوروز جشن طبیعت|نوروز]] ماندنی است، چون بزرگداشت ذات زمان است، و شایسته ماندگاری است. و مردمان از هر قوم و ملتی بدان دلبسته و پابسته‌اند، چون باری بر دوش هیچکس نمی‌گذارد ودر همان حال، از مطلوبترین و مناسبترین‌و طبیعی‌ترین روزهای فرحبخش سال می‌گذرد و به آسانترین شیوه‌ها، غم‌های رسوب کرده و رنجهای ناگزیر سالی را که در گذشته است از ذهنها و روانها و جسم‌ها دور می‌گرداند.


== نیز نگاه کنید به ==
== نیز نگاه کنید به ==
خط ۱۵۶: خط ۱۶۴:


== پاورقی ==
== پاورقی ==
[1]. -موج، از مصدر موتن به معنی لگدزدن.
[1]. موج، از مصدر موتن به معنی لگدزدن.


== مآخذ ==
== مآخذ ==
خط ۱۶۶: خط ۱۷۴:
== نویسنده مقاله ==
== نویسنده مقاله ==
رضا شعبانی
رضا شعبانی
[[رده:فرهنگ و نظام فرهنگی]]

نسخهٔ کنونی تا ‏۲۱ فوریهٔ ۲۰۲۶، ساعت ۱۶:۰۰

با سابقه درازی‌که نوروز در خلال اعصار و قرون دارد، آشکار است که باید همسانی آداب و مراسم آن در سطح جوامع ایرانی و ملل و مردم هم‌فرهنگ، از گذشته تا حال حفظ شده باشد، چه، با وجود تنوعی که در اقالیم مختلف کشور هست و تعدد اقوامی که ملت و ملیت ایرانی را تشکیل می‌دهند، همواره این حکومتها بوده‌اند که راه و روشهای خود را به مردمان عرضه می‌داشته‌اند و آگاهانه یا ناآگاهانه و خواسته یا ناخواسته توده‌ها را وادار به پیروی از خویش می‌کرده‌اند.

معمول کارها این بوده است که در سلسله مراتب هرم اقتدار هر یک از استانداران کشور، فی‌المثل، دستگاه و دربار کوچکی به قیاس و قرینه سازمان مرکزی حکومت داشته باشند و آنگاه فرمانداران و اجزاء زنجیره حاکمیت نیز در سطحی باز هم کوچکتر از الگوی ولات و بیگلربیگی‌ها تقلید کنند و تا حریم کدخداهای روستاها و حتی خانه‌های پدران و بزرگترهای فقرا نیز همان معیارها و ضوابط مرعی و مجری باقی مانند تا مفهوم پایدار «الناس علی دین ملوکهم» نیز عملی شود!

آنچه که ما در این فصل جستجو می‌کنیم رعایت نکات جزئی و فی‌الحقیقه آداب و عادات محلی مردمی است که در هر گوشه از فلات ایران می‌زیسته‌اند و به تبع امکاناتی که در اختیارشان بوده و اوقاتی که می‌توانسته‌اند صرف کنند و نیز البته ذوقیات خاص مردم خود، اسلوبها و اختصاصات را حفظ کرده‌اند و درواقع شیوه‌های عمل به مراسم را کمی ساده‌تر یا سنگین‌تر عرضه کرده‌اند.

در مطاوی بنیادی مسئله نیز کراراً یادآوری شده است که با وجود همه شواهد و قرائنی که از کهنترین روزگاران تا عصرهای صریح تاریخی در دست است فرض یافتن زمان معینی برای شروع آداب نوروزی، کاری عبث است و همانند جستجو برای یافتن مکانی خاص، غیرممکن می‌نماید. مردمان آریائی‌نژاد و حتی اقوام غیرآریایی رسوم و سنتهای بسیار همانندی در منطقه داشته‌اند و چه‌بسا که بسیار اتفاق افتاده که مراسم و عاداتی را به یکدیگر وام داده باشند. تعاطی فرهنگها و بخصوص بخشهایی از هنجارها و اخلاقیات و اطوار اجتماعی آنها که با ضروریات طبیعی و اقلیمی دمسازی دارد، امری است که به فراوانی در تاریخ پیش آمده است و در روزگار ما نیز که سرعت ارتباطات اعجاب‌انگیز است، به نحوه‌های حیرت‌آوری اتفاق می‌افتد.

جشن نوروز در میان زرتشتیان

در میان ایرانیان، طبعاً انتظار آن هم هست که زرتشتیان پاسدار منضبط آداب کهن محسوب شوند. به این ملاحظه، ابتدا بحث نوروز را در میان آنها که در وطن مألوف مانده‌اند، پی می‌گیریم. دستور پشوتن‌جی سنجانا از روی یک پیشینه باستانی درباره برگذاری جشن نوروز می‌نویسد:

«ایرانیان باستان پیش از آنکه تحویل سال واقع شود سراپای خود را پاک می‌شستند، جامه نو می‌پوشیدند، با سرودن «اوستا» و انجام تشریفات مذهبی بر سر سفره نوروز که به ترتیب خاص با شیرینی، شمع، آئینه، گل، سبزه، نقل، مجمر آتش، عود و سایر خوردنیها و آشامیدنی‌های نیکو آراسته می‌شد، به انتظار شنیدن صدای کوس و دُهل شاهی که آغاز نوروز بود می‌نشستند، چون لحظه نوروز می‌شد ابتدا ریش سفید یا سالمندترین عضو خانواده برخاسته و به هر یک از اهل خانه سه قاشق عسل با سه دانه آب نبات با شیرینی دیگر با سه دانه سکه زرین یا سیمین و سه برگ سبز داده به آنها تبریک نوروزی می‌گفت، سپس همه خانواده برپا ایستاده با صدای بلند، اوستای تندرستی را می‌سرودند و برای خود و بستگان از اهورمزدا دیرزیوی و نیکنامی و شادکامی و فراخ روزی خواستار می‌شدند»[۱].

امروز در میان زرتشتیان ایران نیز برگذاری مراسم جشن نوروز تقریباً به همان ترتیبی است که دستور پشوتن گفته، و جشن تا بیست ویک(۲۱) روز ادامه دارد. عدد (۲۱) نماینده نماز مقدسی است که یتااهو (yathaahu) نام دارد و دارای بیست و یک کلمه است -خالی‌کردن بیست و یک توپ در جشن نوروز نیز به یاد همین بیست و یک کلمه نماز یتااهو است که در کیش مزدیسنی مقام بزرگی دارد و دارای فضیلت و شرافت زیاد است. درواقع عدد بیست و یک از قدیم الایام مقدّس و محترم بوده و حالا هم تقدّس و احترام آن در میان ایرانیان باقی و محفوظ است. در اینجا لازم است به شماره صدویک نیز اشاره شود که کنایه از صد و یک نام خداوند است که زرتشتیان در موقع نماز آن را می‌خوانند - این صد و یک نام را در آئین مزدیسنی فروزگان اهورمزدا می‌گویند یعنی نام هایی که حاکی از مقامات خداست. اردشیر جهانیان می‌نویسد:

«پیش از آغاز پنجروز کبیسه آخر سال که روزهای داد و دهش به زیردستان و بینوایان است، خانه‌تکانی اساسی انجام می‌یابد، یعنی از بالای بام تا آخرین نقطه زیرزمین و حیاط جارو و گردگیری و شست و شو می‌شود و اثاثیه خانه پاک و تمیز می‌گردد و آن تکه‌هایی که فرسوده و لب‌پریده است به نو تبدیل می‌یابد. در آخرین روز سال‌کهنه نیز اهل خانه پس از فراغت از نظافت خانه، به شست و شوی خود می‌پردازند. جامه‌های کهنه را از تن بیرون می‌کنند و در صورت امکان به لباس نو تبدیل می‌نمایند والا همان لباسها را شست و شو می‌دهند و خود را با وضع مرتب برای استقبال و در آغوش گرفتن سال نو مهیا می‌سازند زیرا بنا به عقیده ایرانیان، فروهر گذشتگان در این روزها برای دیدار خانواده و خویشاوند به خانه‌های خود برمی‌گردند، اگر خانه و اهل خانه به صفت پاکی درون و برون آراسته باشند خشنود می‌گردند و از درگاه اهورامزدا برای آن خانواده، خیر و برکت و تندرستی و آسایش مسئلت می‌نمایند[۱]».

در زمان‌های گذشته رسم چنین بوده که اگر تحویل سال در شب پایان آخر سال اتفاق می‌افتاد، هنگام تحویل بر فراز کاخ سلطنتی یا تپه بزرگ شهر، خرمنی از آتش روشن می‌کردند و سایر مردم نیز با پیروی از آن بر فراز بلندی خانه خود می‌رفتند و آتش افروزی می‌نمودند و اگر تحوبل سال در روز واقع می‌شد پیش از طلوع آفتاب مراسم آتش افروزی انجام می‌گرفت و با این رسم و ترتیب بدیهای سال کهنه را در آتش سوزانیده، روشنایی آن را برای سال آینده هدیه می‌کردند و راهنمای کار و کوشش خود قرار می‌دادند. همین آداب و رسوم امروزه به شکل آتش‌بازی و چراغانی در هنگام غروب شب عید باقی مانده است. زرتشتیان برای انجام تشریفات جشن، اطاقی را که همیشه به کارهای مذهبی و پرستش اختصاص دارد یعنی جائی که از آمد و رفت افراد دور است، برای گستردن سفره عید و چیدن هفت سین انتخاب می‌کنند برای چیدن هفت سین و سایر لوازم جشن، سفره سفید بی‌آلایش حتی بدون یک ذره لکه و حتی‌الامکان نو، بر روی زمین یا میز می‌گستردند، بر روی آن ابتدا آئینه وگلاب‌پاش و ظرفی پر از آب تمیزکه در آن برگهای آویشن و یک عدد انار به یا سیب و چند سکه نقره انداخته می‌شود می‌گذارند. روبروی آن مجمر آتش (اَتشدان) برای بخوردادن و چراغی فروزان و کتاب اوستا و گلدانی پر از انواع گل و شاخه‌های برگدار مورد و سرو و کاج تازه (در صورت امکان از درختهایی که به امشاسپندان تعلق دارد برمی‌گزیند) قرار می‌دهند. در وسط سفره هفت رقم میوه‌که اگر تازه آن ممکن باشد چه بهتر والا میوه خشک می‌گذارند، به طوریکه هفت سین تکمیل می‌شود.

این هفت سین را به شماره امشاسپندان بر سر سفره قرار می‌دهند تا آنکه نماینده فروزگان (صفات) اهورامزدا باشند، تصور می‌رود. بعد از هفت‌سین یا هفت‌شین انواع شیرینی و شربت و آجیل و خوراکی پخته از جمله شیرین پلو اقسام سبزی خوردنی و ماست و پنیر وکوزه آب نیز باید بر سر سفره موجود باشد. در موقع تحویل سال اهل خانه دور سفره عید حضور می‌یابند و در برابر خوان گسترده و نعمت‌های خداداد بدرگاه اهورمزدا دست سپاس بلند می‌کنند با خواندن اوستا سال نو آغاز می‌گردد. پس از خواندن اوستا به دادن عیدی و روبوسی و تبریک گفتن می‌پردازند و با داد و ستد شاخه‌های برگدار مورد و سرو و کاج انجام تشریفات جشن شروع می‌شود پس از آن مراسم دادن‌گلاب و نشان دادن آئینه و خوردن شیرینی انجام می‌یابد آنگاه درکتابچه یادبود بوسیله مردان عبارات یا اشعاری نوشته می‌شود. برای بانوان نیز پارچه سبز یا سفید جهت آغاز دوختن در سال نو آماده است ضمناً کاشتن سبزی‌گندم و یا سایر حبوبات در ظرف و افزودن بر سایر لوازم سفره نیز معمول است. یکی دیگر از آداب نوروز پاشیدن مقداری برگ آویشن برگوشه‌های پایین چهارچوبه درب منزل است که نشانه برقراری جشن در خانه است. پس از دید و بازدید خویشاوندان نزدیک، که فوری انجام می‌یابد به سوی پرستشگاه روانه می‌شوند و آغاز سال را در خارج از خانه هم ابتدا به پرستش خداوند می‌پردازند و با انداختن پول در صندوق خیریه همگانی وظیفه وجدانی خود را بجا می‌آورند.

از آنجا که زرتشتیان به مرور در عبادتگاه که آن را آدریان (Adorian) می‌گویند حاضر می‌شوند، لذا مراسم تبریک و دید و بازدید عمومی هم انجام می‌گیرد. پس از پایان تشریفات عبادی به منزل کسانی که یکی از اهل خانه آنان در گذشته و یک سال آن تمام نشده و باصطلاح پرسه (Porsah) یا حرمت دارند می‌روند.

در پایان این تشریفات نیز بار دیگر به آدریان می‌روند و آنگاه برای رفتن به خانه بزرگ خاندان اجتماع می‌کنند و دید و بازدیدها را آغاز می‌نمایند. عبارتی که در این موقع استعمال می‌شود از این قرار است: سال نو را شادباش می‌گویم، امیدوارم که این قبیل جشنها و سال نوهای بی‌شمار را با شادی و کامروایی بسر برید، کارها برابر دستور اهورامزدا و امشاسپندان بر کام باشد. ضمناً دانستن این نکته شیرین هم لازم است، یکی از آداب و رسومی که در این جشن و همچنین در جشن ششم فروردین (تولد و برگزیده شدن زرتشت پیامبر) و جشن تیرگان در تیر ماه، بوسیله بانوان انجام می‌گیرد، موضوع فال کوزه است. بدین ترتیب‌که یک روز قبل از جشن از اهالی خانه و دوستان و آنهایی که میل دارند در فال شرکت کنند، چیزهای کوچکی را با پارچه سبزی می‌پیچند و در کوزه‌ای که نو باشد می‌اندازند و در کوزه را می‌بندند، و در میان درخت موردنظر یعنی آن درختی که به اهورامزدا تعلق دارد می‌گذارند، روز بعد (روز جشن) در سر ساعت همان موقعی که کوزه در میان درخت گذاشته شده آنهایی که در فال شرکت دارند جمع می‌شوند و کوزه را از میان درخت برمی‌دارند و پس از آنکه در آتش بخور می‌دهند کوزه را از روی آتش می‌گذرانند و آن را بدست دوشیزه نابالغی می‌دهند که یک‌یک از لوازم و اشیاء داخل کوزه را بدست بگیرد و منتظر شود تا سایرین یک فرد شعر از بربخوانند آنگاه که چکامه خوانده شد و وصف حال صاحب اثاثیه معلوم گردید، اشیاء را از درون کوزه بیرون می‌آورند و به صاحب آن تحویل می‌دهند. می‌توان گفت به این ترتیب در حقیقت، یک مجلس ادبی تشکیل می‌گردد، اشعاری هم که خوانده می‌شد خالی از تفریح نبود[۲].

نوروز در خراسان

در خراسان همه از بزرگ و کوچک و فقیر و غنی به آداب و رسوم نوروز بای‌بند و علاقه‌مندند و در اجرای سنن باستانی این عید ملّی سخت می‌کوشند، چند روز متوالی دست از کار می‌کشند و ایام و ساعات خود را صرف عیش و نوش و سور و سرور و خوردن اطعمه لذیذ و شیرینی و تنقلات و تفریح و خنده می‌کنند، گندم و عدس سبز می‌کنند، لباس نو می‌پوشند، می‌رقصند، بازی می‌کنند، آب به یکدیگر می‌پاشند، اسفند می‌سوزانند، تخم‌مرغ رنگ کرده درست می‌کنند، دکاکین را با پارچه‌های رنگارنگ و فرش های خوش‌نقش و زیبا می‌آرایند، پوست پلنگ و کشکول و تبرزین به در و دیوار می‌آویزند، به دیدن هم می‌روند، یکدیگر را می‌بوسند، سال نو را به خویشان و دوستان خود تبریک می‌گویند، برای آنها پیروز بختی و شادکامی آرزو می‌کنند، به یکدیگر هدیه می‌دهند و خلاصه در انجام مراسم نوروزی و برپاداشتن آداب و رسوم کهن باستانی سنگ تمام می‌گذارند، از چند هفته به نوروز جنبشی خاص در مردم پدید می‌آید همه در فکر تهیه لباس نو به این سوی و آن سوی می‌روند، همه خانه‌تکانی می‌کنند، ظروف مسین را به رویگر می‌دهند که سفید کند، جامه‌ها را می‌شویند، فرشها را می‌تکانند، همه خراسانیها در و پنجره و پله و دستگیره‌ها را تمیز می‌کنند و از تمام اثاث خودگرد می‌زدایند تا در شب عید و موقع تحویل همه اطاقها و زوایای خانه پاک و پاکیزه باشد، گندم یا عدس در بشقاب و «دوری» خیس می‌کنند. اسفرزه یا ترتیزک و خاکشیر روی پارچه پهن می‌کنند و پشت کوزه می‌چسبانند تا برای شب عید سبز شود و در ایام نوروز خانه به سبزه آراسته باشد، حاجی‌فیروز «جیگی جیگی نه‌نه خانم» (از این جهت به او این نام داده شده است که وی غالباً شعر معروف «جیگی جیگی نه‌نه خانم» را همراه با نوای تنبک می‌خواند.) در کوچه و بازار راه می‌افتد، دنبک می‌زنند و تصنیف می‌خوانند، مردم در شب چهارشنبه‌سوری آتش می‌افروزند و از روی شعله‌های سرخ رنگ می‌پرند و برای خود تندرستی و سرخ‌رویی آرزو می‌کنند. یکی دو روز به عید مانده هم سمنو می‌پزند و روز قبل از تحویل به حمام می‌روند و سر و تن را خوب می‌شویند و به دست و پا حنا می‌بندند. وقتی لحظه تحویل سال شد عده‌ای به مسجد می‌روند تا دعا بخوانند و از برکت آن دعا در تمام سال از خطرات مصون و غرق در نعمت گردند. گروهی نیز در خانه نزد زن و فرزند می‌مانند زیرا عقیده دارند که در موقع تحویل نباید از خانه و خویشان خود دور باشند والا تمام یا قسمت اعظم سال را به دوری از خانواده مبتلا خواهند شد.

چند لحظه قبل از تحویل سال اندکی آرد خمیر می‌کنند و در گوشه‌ایی می‌گذارند تا ور آید (ورآمدن خمیر در اول سال مایه برکت است) بعد سماور را آتش می‌کنند و سفره هفت سین را می‌چینند و لباسهای نو خود را می‌پوشند، اسفند در آتش می‌ریزند، مشک و عنبر می‌سوزانند و در هر اطاق چراغ یا شمعی می‌افروزند. آنگاه سفره سفیدی در وسط اطاق پهن می‌کنند و دو عدد لاله یا چراغ یا دو شمع هم روشن می‌کنند و در وسط آن می‌گذارند. بین دو لاله یک جلد کلام‌الله مجید و یک آینه می‌گذارند و چند دانه گندم می‌پاشند روی آینه هم یک تخم مرغ می‌گذارند تا در موقع تحویل روی آینه بچرخد. یک ظرف عسل در گوشه سفره و یک عدد نان سنگک نیز در گوشه دیگر می‌گذارند. سینی هفت سین را هم در وسط سفره در جای مناسبی می‌نهند. در سینی هفت‌سین هفت چیز که نام آنها با «س» شروع شده باشد می‌چینند ظاهراً در زمان قدیم بجای هفت‌سین در سفره هفت‌شین می‌گذاشته‌اند چنانکه از این شعر پیداست:

جشن نوروز از زمان کیان

می‌نهادند مردم ایران

هد و شیر و شراب و شکر ناب


شمع و شمشاد شاید اندر خوان

به این شرح: یک ظرف کوچک سمنو، یک عدد سکّه، یک استکان سرکه، چند دانه سیر، چند دانه سنجد، قدری سماق، یک عدد سیب، علاوه بر آن سبزه‌ای را هم که از دو هفته قبل تهیه کرده‌اند در کنار آن قرار می‌دهند. یک کاسه پر آب هم در گوشه‌ای می‌گذارند و روی آب چند ساقه سبز و یک عدد نارنج می‌اندازند.

مقداری آجیل و شیرینی هم در دو بشقاب جداگانه می‌ریزند و با یک پیاله ماست و یک بشقاب سبزی پلو و ماهی در کنار سفره قرار می‌دهند، بعد در تمام اطاقها، در دهان خیک ماست و سرکیسه‌های نخود و لوبیا و عدس و ماش و برنج را باز می‌گذارند و منتظر می‌نشینند تا سال تحویل شود. آب علامت روشنایی و سبزه علامت خرمی و شمع و چراغ علامت طول عمر است. ماهی را هم‌چون رزق حلال می‌دانند در سفره می‌گذارند تا در تمام سال رزق حلال نصیبشان بشود، عسل برای شیرین کامی و تندرستی اهل خانه و نان و سکه هم برای جلب نعمت و برکت است.

دعای سال نو ، قابل بازیابی ازhttps://avazeghalam.blog.ir/1395/12/26/%DB%8C%D8%A7-%D9%85%D9%82%D9%84%D8%A8-%D8%A7%D9%84%D9%82%D9%84%D9%88%D8%A8-%D9%88-%D8%A7%D9%84%D8%A7%D8%A8%D8%B5%D8%A7%D8%B1-%DB%8C%D8%A7-%D9%85%D8%AF%D8%A8%D8%B1-%D8%A7%D9%84%DB%8C%D9%84-%D9%88-%D8%A7%D9%84%D9%86%D9%87%D8%A7%D8%B1-%DB%8C%D8%A7-%D9%85%D8%AD%D9%88%D9%84-%D8%A7%D9%84%D8%AD%D9%88%D9%84-%D9%88-%D8%A7%D9%84%D8%A7%D8%AD%D9%88%D8%A7%D9%84-%D8%AD%D9%88%D9%84-%D8%AD%D8%A7%D9%84%D9%86%D8%A7-%D8%A7%D9%84%DB%8C-%D8%A7%D8%AD%D8%B3%D9%86-%D8%A7%D9%84%D8%AD%D8%A7%D9%84

عده‌ای چند لحظه قبل از تحویل سال قدری «آب جوجه خروس» یا شیر می‌خورند زیرا معتقدند که به هنگام تحویل در شکم هر کس آب جوجه خروس باشد پوست بدنش در تمام سال لطیف و درخشان می‌شود و اگر شیر باشد پوست بدنش سفید و نرم خواهد شد علاوه بر آن اگر شخص مزاج گرم داشته باشد آب جوجه خروس و بخارات جگر او را دفع و گرمی مزاجش را رفع خواهدکرد. ظهر یا شب آخر سال سبزی‌پلو با ماهی و کوکو و مُرغ تهیه می‌کنند و مقداری از آنها را برای سال نو نگاه می‌دارند و در موقع تحویل در سفره هفت سین می‌گذارند. یک کوزه نو هم می‌خرند و مملو از آب می‌کنند یک نارنج هم در دهانه آن می‌گذارند و تا سال نو نشود از آب کوزه استفاده نمی‌کنند. وقتی لحظه تحویل فرا رسید اعضای خانواده دور سفره می‌نشینند و هر کدام یک سکه یا چند دانه برنج یا یک «گاو خدا» (خر خاکی) در مشت می‌گیرند یا کلّه جوجه خروس در جیب می‌گذارند. اندکی قبل از تحویل سر مرغ و دل و جگر و سنگدان و گردن او را می‌پزند و در موقع تحویل به مرد خانه می‌دهند که بخورد تا ثروتمند شود. همینکه سال تحویل شد به هم «مبارک باد» می‌گویند و سر و روی یکدیگر را می‌بوسند. عده‌ای دعا می‌خوانند و می‌گویند:

«یا مقلب‌القلوب والابصار یا مدبّراللیل والنهار یا محوّل الحول والاحوال حوّل حالنا الی احسن الحال»

و برای دفع آفات و بلیات انگشتری که دارای نگین فیروزه یا نگین «شرف شمس» باشد رنگین عقیق یا دُر که روی آن طلسمی نقش کرده‌اند به انگشت می‌کنند، عده دیگر عسل به دهان می‌گذارند تا در طی سال هم اعتدال مزاج پیدا کنند و هم اخلاق خوش و شیرین داشته باشند یا آنکه مقداری تباشیر (یک مثقال تباشیر در پنج سیر عرق بید) قلم ساییده در عرق بید می‌ریزند و می‌خورند و می‌گویند:

«الهی همانطور که سال کهنه نو شد مزاج من هم عوض شود!»

و عقیده دارند که به این طریق اگر مزاجشان‌گرم باشد سرد و اگر سرد باشد گرم خواهد شد خراسانیها عقیده دارند که اگر کسی در موقع تحویل سال سنجد بخورد تا آخر سال گزنده او را نخواهد گزید و اگر سیر بخورد رطوبت و سردیش نخواهد کرد. و اگر سه یا چهار عدد مروارید غلطان (بی‌سوراخ) بخورد دیگر مریض نخواهد شد. از سمنو هم چون نذر حضرت زهراست باید اندکی خورد تا از آسیب بیماریها محفوظ ماند. قدری آب هم باید نوشید و سپس در آینه نگاه کرد تا قلب و چشم، همیشه روشن باشد. علاوه بر آن معتقدند که سال نو و سال کهنه هر دو مانند پریان موجوداتی نامرئی هستند. سال‌کهنه در آخرین لحظاتی که می‌خواهد خانه را ترک کند به همه اطاقها و سوارخ سُنبه‌های خانه سر می‌زند اگر ببیند در و دیوار و فرش و اثاث خانه پاکیزه است و اهل خانه همه به حمام رفته و سر و بدن خود را شسته‌اند خوشحال می‌شود و اهل آن خانه را دُعا می‌کند که او را نزد همکارش سال نو روسفید کرده‌اند و اگر خانه کثیف و ناشسته باشد نفرین و لعنت خواهد فرستاد[۳].

شب آخر سال کهنه، سبزی‌پلو و ماهی و کوکو می‌خورند و قدری هم در سفره هفت سین می‌گذارند ولی عقیده دارند که نباید نام (کوکو) را بر زبان جاری ساخت بلکه به جای کوکو باید گفت (هست هست)، مثلاً اگر بخواهند بگویند «قدری‌کوکو به من بده» باید از کلمه کوکو حذر کنند و بگویند: «قدری هست هست به من بده» هر کس کلمه کوکو را بر زبان بیاورد تا آخر سال «سر در گم» یا کلافه می‌شود یعنی همیشه در پی «چیزی گم شده» خواهد گشت. اطاق یا خانه را هم نباید جارو کرد والا مورچه زیاد خواهد شد.

شب اول سال نو رشته‌پلو می‌خورند، روز شنبه اول سال هم آش رشته می‌پزند تا در تمام مدت سال کارشان بگیرد. از ماهی و کوکویی هم که از شب آخر سال کهنه مانده و به اصطلاح «سال رویش گشته است» قدری می‌خورند زیرا چنانکه قبلاً گفته شد عقیده دارند که ماهی از دریا گرفته می‌شود و رزق حلال است و خیر و برکت می‌آورد باید آن را از سال قبل نگهداشت و خورد تا روزی و نعمت انسان فراوان و حلال شود، «کوکو» را هم باید خورد تا در سال نو از «کوکو» گفتن راحت شد. اگر شنبه به نوروز بیفتد آن سال را مبارک‌تر می‌دانند و بیشتر شادی می‌کنند. عده‌ای در آن روز از شهر خارج می‌شوند و آش رشته می‌بزند و تا نزدیک غروب در سبزه‌زارها به تفرج می‌پردازند. در خانواده‌های خراسانی خصوصاً در روستاها رسم است که دو سه روز قبل از تحویل سال مقدار زیادی «نان خانگی» می‌پزند زیرا معتقدند که درموقع تحویل باید «صندوقخانه» هر خانه‌ای پر از نان باشد و نان مورد احتیاج اهل خانه در سیزده روز اول سال از بازار خریده نشود.

در طول مدت دوازده روز اول سال مردم به دیدن یکدیگر می‌روند، سر و روی هم را می‌بوسند؛ دست در دست یکدیگر می‌گذارند و جملاتی از قبیل: عید شریف شما مبارک؛ مبارکاً سنه؛ صد سال به این سالا (صد سال به این سالها)؛ زیر سایه امیرالمؤمنین(ع)، زیر سایه حضرت رضا(ع)، با بچه‌ها، با آقازاده‌ها، با خانم‌زاده‌ها؛ اسعدالله ایامکم، ایامکم سعیداً. روز اول عید معمولاً «بزرگ خانواده» یا «بزرگ محل» در خانه می‌نشیند، همه به دیدن او می‌روند و نوروز را به او تبریک می‌گویند و دستش را می‌بوسند او متناسب با مقام و موقعیت و استطاعت خود یک سکه نقره یا طلا، بعنوان عیدی به هریک از دیدارکنندگان می‌دهد. همه به جان او دعا می‌کنند و او هم متقابلاً برای همه توفیق و نیکبختی و سلامت آرزو می‌کند. در شهرهای خراسان برای پذیرایی از مهمانها در ایام نوروز انواع شیرینی بازاری و خانگی از قبیل باقلوا و لوز و شکر و نقل و مسقطی و بهشتی و حاجی بادام و گرز و راحت‌الحلقوم و پشمک و نان بادامی و نان نخودی و نان تاج و نان کرمی و پوفک و ساق عروس و بادبزنی و نازک نارنجی و نان شیر مرغ و نارنجک ... با آجیل و میوه در ظروف مخصوص می‌چینند و در جلو مهمانها قرار می‌دهند و لیکن در روستاها مقداری کشمش و نخودچی و انجیر و خرما وکشمته و نان برنجی و خرابیه وگوش فیل و قطاب و زنجبیلی و پادراز و کلوچه نوروزی و حلوای نقره‌ایِ یا انگشت پیچ و حلو بایک و کله‌گنو و امثال آنها در قاب و بشقاب های متعدد می‌ریزند و روی سفره‌ای که در وسط اطاق پهن کرده‌اند قرار می‌دهند. علاوه بر آن مقدای قاووت هم در ظرفی ریخته در وسط سفره می‌گذارند. رسم است که در ایام نوروز غیر از شیرینی و تنقلات مزبور در هر شهر و دهی یک یا چند رقم نان روغنی هم می‌پزند که هر یک از آنها اختصاص به همان محل یا منطقه دارد. از آن جمله می‌توان نانهای زیر را نام برد:

  1. فطیر مسِکَه (Fetir - meska) که بیشتر اختصاص به روستاهای اطراف قوچان و کلات نادری دارد؛
  2. قِلفتی (ghelefti) که بیشتر در تربت حیدریه و دهات اطراف آن تهیه می‌شود؛
  3. رووِر کِردَه (Ra - verkerda) که مخصوص شهرها و دهات جنوب خراسان مخصوصاً بیرجند است؛
  4. خُشکی (xoski) و آن نوعی نان بزرگ روغنی است که در بیرجند و دهات اطراف آن می‌پزند؛
  5. قطاب عدسی (ghotabe adasi) و آن قسمی قطاب روغنی است که میان آن ترب و عدس کوبیده می‌گذارند؛
  6. اورزِو (Orzu) و آن قسمی نان بزرگ به وزن چهار تا پنج کیلوگرم است که در جنوب خراسان بویژه در فردوس و دهات اطراف آن تهیه می‌شود؛
  7. قلیف کیک (ghelif-keyk) نوعی نان روغنی مدور است که مردم جنوب خراسان از شکر و آرد و تخم‌مرغ و شیر و روغن تهیه می‌کنند[۴].
نوروزخوانی در گیلان ، قابل بازیابی ازhttps://amlakpardischaf.com/%D9%86%D9%88%D8%B1%D9%88%D8%B2-%D8%AF%D8%B1-%DA%AF%DB%8C%D9%84%D8%A7%D9%86/

آئین نوروز در گیلان

مردم گیلان، برای بزرگداشت آئین نوروزی از نخستین روزهای اسفندماه دست به کار می‌شوند و بیشتر کارهای رسیدگی به نظافت خانه و زندگی را حداکثر تا شب چهارشنبه سوری به پایان می‌رسانند: گله‌کار :galakar تزیین. پوشش دیوار و کف اطاق خانه‌های گیلان، چنین بوده که هر خانواده ... چند زنبیل خاک رس = چغال گل Cagal - gal می‌آورد و در حیاط خانه می‌ریخت و مقداری آب و فل Fal و (پوست جو) به آن می‌پاشید و گله می‌زد تا حالت ارتجاعی پیدا کند. آنگاه لایه‌ای از گل را با ماله چوبی به کف اطاق می‌کشید که پوشش آن صاف و تمیز و هموار شود. پیپ گله کار - Pipegalakar پیپ زن = زدن و مالیدن رنگ و یا مایعات رنگی بوسیله قلم‌مو ... مقداری خاک رس را در تشت می‌ریخت و با آب آن را حل (شل و روان) می‌ساخت و بعد دیوارهای اطاق را با آن رنگ می‌کرد...

فرفره جارو Ferfar ajaru جارویی را به چوب بلندی می‌بستند تا با آن سقف و جاهای بلند را (فرفره) کنند... و بدین وسیله سیاهیها و گرد و غبار و تار عنکبوت را از سقف ورف پاک می‌سازند.

حصیر شوری hasirshoori تمام حصیرهای ریز و درشت را تا می‌زدند و بر سر می‌گذاشتند و در رودخانه یا سل ،sel استخر و یا در نهرهای بزرگ می‌شستند و خشک می‌کردند...

کول‌کوله چارشنبه Kul - Kulacharshamba چهارشنبه سوری: در آخرین چهارشنبه سال، مردم هیجان بیشتری پیدا می‌کنند. در کوچه‌ها و محله‌ها و خیابانها بل‌بله آتیش (= آتش شعله‌ور) روشن می‌کنند. چون بوته خشک در گیلان نیست، دسته‌های کاه (کولوش) و چوبهای نازک و خشک و کئونه جارو (جاروی‌کهنه) را آتش می‌زنند و می‌پرند و می‌خوانند:

کول کوله چارشنبه بدر - سال بدر = سال بیرون! ماه بدر سیزده بدر سیزده بیرون! نحوست بیرون! بعد به کارهای زیر می‌پردازند: حتمأ یک چیز نو می‌خرند...که شئون یا شگون دارد.

ساتور تخته را (تخته لبه‌دار و با تبر تراشیده شده که سبزی و پیاز را با آن ساتور خرد می‌کنند) حتماً صدا می‌دهند (چیزی در آن می‌کوبند) این رسم از خیلی قدیم به جای مانده است. در املش و آبادی‌های اطراف نیز کولوش (کاه ساقه) برنج روشن می‌کنند ولی مردم کوهستان‌ها گونه یا گون، بوته معروف یا ابرسک، بوته‌ای پهن را می‌افروزند. صبح روز بعد از آئین کول کوله چارشنبه بدر، بعضی از زنان اطاق‌ها را با جاروی تازه‌ای تمیز می‌کنند. آشغال‌ها را در بیرون اطاق گرد می‌آورند و روی لت‌پاره یا تُخته مَبرتراش یا شبکه کَمج (دیگ سفالین شکسته)، می‌ریزند و آن را کنار راشی (گذرگاه) می‌گذارند و پشت سر خود را نگاه نمی‌کنند و به خانه باز می‌گردند... و کسی نباید آنها را ببیند - معتقدند که این کار شگون و میمنت دارد. صبح روز چهارشنبه‌سوری، مردم منطقه کوه‌نشین، یک نفر را به عنوان خوش‌قدم (پاسبک یا پادموج[1]) به خانه می‌آورند تا پیش از دیگران در خانه‌شان راه برود. اگر پای افراد خانواده سنگین باشد، مجبورند که در اطاقی جمع شوند و به بیرون نروند تا پادموج به خانه بیاید و باز گردد. اگر پادموج سید باشد، سکه‌ای به نشانه تبرک و تیمن به صاحبخانه می‌دهد هر چند که خودش پول می‌گیرد. در روز چهارشنبه سوری هیچکس به خانه کسی به عنوان مهمانی نمی‌رود. برای شام، تره (نوعی خورشت از انواع سبزی کوبیده + تخم مرغ که در تابه سرخ می‌کنند) از سبزیها: اسفناج، شوید،کبار=تره، نعناع، سیر، گزنه، می‌پزند و سرخ می‌کنند. انواع ماهی: دودی - شور - سفید، کولی (نوعی ماهی‌ریز) را در سفره حاضر می‌کنند[۵].

دختران دم‌بخت را با جارو از خانه بیرون می‌کنند و بعد یکی از بستگان میانجیگری می‌کند و او را به خانه می‌آورد (تا در سال جدید شوهر پیدا کند) سوخته هر چیزی را که آتش می‌زنند و از روی آن می‌پرند، زیر درختان می‌ریزند. در گذشته، بعضی زنان به چاه دباغخانه می‌رفتند و پسر نابالغی. بند تنبان آنها را می‌گشود تا بختشان باز شود! بعضی‌ها به فالگوش اعتقاد عجیبی داشتند زنان ثروتمند، بزاز موردنظر خود را خبر می‌کردند وی انواع پارچه‌ها را در چند بقچه می‌بست و به خانه آنان می‌رفت تا زنان پولدار و بزرگان شهر هر چه را که می‌خواهند انتخاب کنند.

ولی پدران، فرزندان خود را به بازار می‌بردند و لباس دوخته و چاروق، (کفش دوخته) برای آنان می‌خریدند. خلاصه اینکه همه سعی می‌کردند که: «تازه رخت‌کونن» یعنی لباس نو بپوشند.

شب سال نو، همه می‌کوشند که هر جا هستند به خانه خود باز گردند و در کنار هم باشند، سفره (هفت سین) را قبلاً آماده می‌کنند (سیر - سماق - سمنو - سبزه - سپند= اسفند - سرکه - سنجد - سکه - خرخدا = خدا -گاوه‌گا = خر خاکی - آئینه - چراغ - قرآن، کولی)

اگر سال، در نیمه شب تازه شود. همسر بیدار می‌نشیند، و اگر نزدیک صبح باشد، بچه‌ها با لباس نو می‌خوابند. مردم، در لحظات آخر، به ماهی کوچک نگاه می‌کنند و معتقدند که یک لحظه مانده به پایان سال، ماهی داخل ظرف آب، بیشتر از حد معمول می‌پرد و جست و خیز می‌کند. برخی از مردم به هنگام تحویل سال به زیارتگاههای مذهبی می‌روند. صبح سال نو، جیک‌جیک (مرغونه جنگ)، دید و بازدید بزرگترها شروع می‌شود.

بچه‌ها، نخست با لباس نو، به سراغ پدر و مادر و عمو و خاله و... می‌روند آنگاه به خانه‌های دیگران . روز عید، در خانه‌های همه کس باز است و بچه‌ها به همه خانه (آشنا و بیگانه) می‌روند و عیدی: پول - تخم‌مرغ رنگ کرده = رنگ بئوده مرغونه)، کشمش و نخود و سنجد و شیرینی می‌گیرند و از همه فراوانتر و ارزانتر تخم مرغ است.

در گذشته نزدیک جیک‌جیک jikjik (مرغونه جنگ): فریاد «جیک‌جیک» بچه‌ها برای پیداکردن حریف (تخم‌مرغ بازی) در کوچه‌ها می‌پیچید و ساعت‌ها در کوچه‌ها بازی می‌کردند ولی الآن کمتر کسی فرصت این کار را دارد.

دید و بازدید بزرگترها: برخی از بزرگترها نخست به خانه (عُلما) و پیشنمازان شهر و سادات می‌روند بعد به دیدار کسانی که پیش عید Pishayd دارند (اگر یکی از افراد خانواده دوستان و آشنایان، در طی سال بمیرد، پیش عید دارد یعنی در خانه می‌نشیند و دوستان و آشنایان به دیدن او می‌روند) در تهران می‌گویند: (فلانی در خانه نشسته است).

در دید و بازدیدها، عرق بیلمیشک = Bilamisk بیدمشک و گلاب به دست می‌ریزند و می‌گویند: شمیه عید موارک بیون = عید شما مبارک باشد. و شیرینی، آجیل و میوه می‌خورند و می‌روند. اگر مستمندان به در خانه ثروتمندان بروند صاحبخانه، در شیرینی خوری یا ظرف بلوری پایه‌دار شیرینی و میوه می‌ریزد و جلو او می‌گذارد و تعارف می‌کند که بخورد، آن مستمند می‌خورد و به هنگام بدرود، باقیمانده شیرینی‌ها را به او می‌دهند که با خود ببرد دید و بازدیدها تا روز دوازدهم ادامه دارد. سیزده بدر: صبح روز سیزدهم، همه مردم از خانه خارج می‌شوند و سبزه‌شان را حداقل به اولین جوی آب یا رودخانه می‌اندازند و برمی‌گردند ولی بیشتر مردم با تهیه انواع خوردنی‌ها به گردشگاههای نزدیک می‌روند و شب هنگام به خانه بازمی‌گردند، مردم املش، سیزده سنگ در آب رودخانه کوهستانی (روخانه لات) می‌اندازند و بازمی‌گردند.

نوروز و نوسال خئون :nowruz-nowsalxon از اوائل اسفند خواننده‌های ویژه اشعار نوروز در کوچه‌ها به راه می‌افتند و به یکایک خانه‌ها می‌روند و شعرهای مخصوص نوروز را می‌خوانند. این اشعار عموماً به فارسی است مگر برخی اشعار که بومی است و ناشی از قریحه بدیهه‌گوی شعرخوانها هم هست[۶].

جشن آخر سال در کنار آرامگاه حافظ شیرازی ، قابل بازیابی از https://www.bartarinha.ir/%D8%A8%D8%AE%D8%B4-%D8%A7%D8%AE%D8%A8%D8%A7%D8%B1-%D8%B1%D9%88%D8%B2-20/1407003-%D8%BA%D9%85%DA%AF%DB%8C%D9%86-%D8%AA%D8%B1%DB%8C%D9%86-%D8%AA%D8%B5%D9%88%DB%8C%D8%B1-%D8%A7%D8%B2-%DA%86%D9%87%D8%B1%D9%87-%D8%AD%D8%A7%D9%81%D8%B8%DB%8C%D9%87-%D8%AF%D8%B1-%D8%B4%D8%A8-%D8%B3%D8%A7%D9%84-%D9%86%D9%88

جشن آخر سال در میان مردم شیراز

مراسم شب جمعه آخر سال که در میان ایرانیان باقی است، همان گستردن سفره به یاد ارواح یا فروهرها در نخستین شب از ایام فروردگان است که به چهارشنبه آخر سال یا جمعه آخر سال منتقل شده است گستردن سفره حضرت خضر که هنوز در شیراز و بسا جاهای دیگر مرسوم است، و یادآور مراسمی است که برای پذیرایی از فروهرها یا ارواح در گذشتگان در هر خانه با شادی و شادمانی انجام می‌شود. هرگاه بپذیریم که آخرین شب سال، مقارن با تحویل سال، شب جشن همسپتمیدیم و آخرین گاهنبار بوده است، به این نتیجه خواهیم رسید که احتمالاً سفره هفت سین امروزی نیز همان سفره‌ای است که جهت ارواح در گذشتگان در هر خانه‌ای گسترده می‌شده و امروزه با فراموش‌شدن علت و انگیزه‌های اصلی به گونه سنتی چنین درآمده که نمی‌توان دلایلی جهت مراسم آن بیان کرد. رسمی که هنوز در شیراز رایج است تحت عنوان «سفره حضرت خضر»، آشکارا شب فروردگان را به خاطر می‌آورد. با این تفاوت که محتملاً نام فروهر در ایران اسلامی به خضر تغییر یافته است.

در شیراز علاوه بر شب چهارشنبه‌سوری، در شب جمعه آخر سال مراسمی برپا می‌شده است که دیگر آثار مفصلی از آنها نیست، و تنها در خانه‌های قدیمی جسته و گریخته آثاری از آن به چشم می‌خورد، از جمله گستردن سفره حضرت خضر است. در این سفره فرنی که از شیر و گلاب وشکر درست می‌شود، کلوچه و مسقطی، سوهان، شکر پلو (شیرین‌پلو)، جلو شوید باقلا، قوتک (که شامل نخودچی کوبیده نرم با شکر است) حلوای شکری، لولین (که همان لولهنگ است) پر از آب، شمع، سبزی، گندم سبزکرده، نمک و سکه در آن قرار می‌دهند. موقع درست کردن خوراکی‌ها نباید کسی مطلقاً از آنها بخورد و حتی مزه آن را بچشد. پس از گستردن سفره و نهادن خوراکی‌های بالا در آن همه افراد خانواده باید غسل کنند و طاهر باشند سر سفره اول دو رکعت نماز مراد و حاجت می‌خوانند و بعد دعا می‌کنند و کمی قرآن می‌خوانند... در ساعت ده یا یازده شب سفره را به همان حال رهاکرده و همه خارج می‌شوند و در اتاق را می‌بندند و عقیده دارند که حضرت خضر بر سر سفره حضور خواهد یافت و دست آن حضرت در سفره خواهد رفت و جای آن روی یکی از ظرف‌ها خواهد ماند.

اشارات و مراسم آشکارا بیانگر اصول معتقدات قدیم ایرانی در باب پذیرایی از فروهرهاست. شب فروردگان شب جمعه شده و فروهر به خضر تبدیل گشته. غذاها و خوراک‌ها برای فروهرها تهیه می‌شود، پس باید تا پیش از آنکه ارواح در گذشتگان بر سر سفره حاضر نشده و آن را تیمن و تبرک نکرده‌اند، چیزی خورده نشود[۷]. آتش افروختن در معابر و خانه‌ها، فال‌گوش ایستادن، اسپند سوختن، نمک گرد سر گرداندن در موقع اسفند دود کردن و نمک گردانیدن اوراد مخصوصی است که زنان می‌خوانند. قلمرو چهارشنبه سوری در شیراز صحن بقعه شاه چراغ است و در آن جا نیز توپ‌کهنه‌ای است که مانند توپ مروارید تهران زنان از آن حاجت می‌خواهند (البته در گذشته‌ای نه چندان دور اما اینک در شیراز و تهران این رسم منسوخ شده است[۸].)

جشن آخر سال در میان مردم آذربایجان ، قابل بازیابی ازhttps://www.isna.ir/news/98122922261/%D9%86%D9%88%D8%B1%D9%88%D8%B2-%D8%AF%D8%B1-%D8%A2%D8%B0%D8%B1%D8%A8%D8%A7%DB%8C%D8%AC%D8%A7%D9%86

جشن آخر سال در میان مردم آذربایجان

در برخی از مناطق آذربایجان به جشن چهارشنبه‌سوری اهمیت زیادی می‌دهند و مردم ایل خلبکانلو (ایل خلالی) از آن جمله‌اند و به عید خضر معروف است. جوانان به رقص چوبی مشغول می‌شوند و در هر ده یک نفر خود را به طور عجیبی می‌آراید و مانند حاجی‌فیروز عید نوروز در رقص شرکت می‌کند... اینان برای چهارشبه سوری بیش از عید نوروز اهمیت قایلند. در این شب بهترین غذا را طبخ می‌کنند و آتش‌بازی برپا می‌شود که تا نیمه‌شب ادامه دارد.

مردم ایل قره‌پایاق به عید نوروز خیلی اهمیت می‌دهند و ماه اسفند را ماه عید گویند. چهارشنبه اول اسفند را دروغ‌گو، دوم را راستگو، سوم را سیاه و چهارم را «اجر»گویند. روز چهارشنبه اول جوانان روی بام یا تپه می‌روند و آتش می‌افروزند و تیراندازی می‌کنند. در چهارشنبه سوم کسانی که در عرض سال فردی از خانواده یا بستگان آنها فوت‌کرده است با طبق‌های میوه و شیرینی سر خاک می‌روند و پس از فاتحه‌خوانی شیرینی و میوه را به مستمندان می‌دهند. در روز چهارشنبه سوری، لباس نو می‌پوشند و با هلهله و شادی به آتش‌افروزی می‌پردازند و به دید و بازدید می‌روند. صبح روز چهارشنبه آخر سال، پیش از طلوع آفتاب زن‌ها و بچه‌ها کنار رودخانه می‌روند و از آب چهارشنبه استفاده می‌کنند و کوزه خود را پر نموده تیمناً برای سال نو نگه می‌دارند.

در میان ایلات ترک زبان به شب و روز پیش از نوروز بسیار اهمیت می‌دهند: یک روز پیش از عید نوروز بعضی‌ها بر سر قبر اموات می‌روند و فاتحه می‌خوانند. سپس غنی و فقیر و بزرگ و کوچک باید به حمام بروند، زنها و اطفال حتماً بایستی به سر و دست حنا بمالند و لباس نو بپوشند. شام شب آخر سال باید پلو باشد و عموماً مقیّد به ذبح گوسفند یا بره و یا اقلاً مرغند.

مردم ایل قره‌پایاق در آذربایجان در چهار چهارشنبه آخر سال مراسمی دارند. چهارشنبه سوری را سیاه می‌نامند و مراسمی درباره مردگان خود در گورستان‌ها انجام می‌دهند که با فدیه و اهدای نذور همراه است. و چهارشنبه آخر سال همان جشن سوری معروف است. به نظر می‌رسد در میان این مردم فروردگان در همان شب بیست و پنجم یا ششم اسفند، آغاز پنجه کوچک برگذار می‌شده و چهارشنبه سوری در آغاز - نخستین شب پنجه بزرگ یا اندرگاه برپا می‌گشته است. همچنین جشن سوری یا آخر سال بسیار اهمیت دارد و همه شادمانی‌ها و آتش‌افروزیها و دید و بازدیدها در همین جشن پایان سال برگذار می‌شد و نوروز چندان رونقی در مقابل آن نداشت. در میان ایل قشقایی هم شب آخر سال همراه با شادی و آتش‌افروزی‌های بزرگ با رفتن بر پشت‌بام‌ها و یاد مردگان و گستردن انواع سفره‌ها و اهدای نذور جهت درگذشتگان مرسوم بوده نوروز در بخشهای مختلف ایران است[۹].

آداب چهارشنبه‌سوری در تبریز

آتش افروزی و گره‌گشایی از عناصر اصلی چهارشنبه سوری در تبریز است - آجیل چهارشنبه‌سوری و خشکبار، از مهم‌ترین عناصر سنتی این جشن در تبریز است. اگر دوست و میهمان و اردی در این شب داشته باشند، رسم است که خوانچه‌ای اَجیل و خشکبار برای او بفرستند. دیگر از ویژگیهای مردم تبریز آن است که از بام خانه‌ها به سر عابران آب می‌پاشند. این سنت، از آداب کهن ایرانی است که در زمان ساسانیان معمول بوده و در جشن نوروز به یکدیگر آب می‌پاشیدند. هنوز در میان ارمنی‌ها و زرتشتی‌ها چنین رسمی باقی است.

در میدان ارک تبریز هم توپی بود چون توپ مروارید تهران و شیراز که زنان و دختران برای حاجت‌خواهی بدان متوسل می‌شدند. در شب چهارشنبه‌سوری، تیراندازی در تبریز از کارهای بسیار متداول است.

آداب چهارشنبه‌سوری در زنجان

آتش افروختن، فال‌گوش‌نشینی و کوزه شکستن معمول است و اختصاصی که مردم زنجان در کوزه‌شکستن دارند این است که پولی با آب در کوزه می‌اندازند و از بام به زیر می‌افکنند. دیگر از ویژگیهای رسوم زنجانی‌ها این است که دخترانی را که می‌خواهند زودتر شوهر بدهند، به آب انبار می‌برند و هفت‌گره بر جامه‌ایشان می‌زنند و پسران نابالغ باید آن هفت گره را بگشایند. یکی از آداب دیگر زنجانی‌ها این است که از روزنه بخاری‌ها یا اجاق‌های خانه‌ها طنابی داخل اطاق می‌کنند و به وسیله آن طناب چیزی طلب می‌کنند. صاحب خانه مکلف است اولین چیزی راکه در دسترس اوست به طناب ببندد. چون طناب را بالاکشیدند به وسیله آن چیزی که به طناب بسته‌اند فال می‌گیرند. در مثل اگر جارویی به طناب بسته باشند، بدان تفأل بد می‌زنند که خانه خراب خواهند شد و اگر پاره نانی ببندند، آن را نشانه وفور نعمت و برکت می‌گیرند و اگر شیرینی بود، نشانه شیرین‌کامی و شادی است.

جشن آخر سال در کردستان ، قابل بازیابی از https://www.mehrnews.com/photo/5451112/%D8%AC%D8%B4%D9%86-%DB%B2%DB%B0-%D9%87%D8%B2%D8%A7%D8%B1-%D9%86%D9%81%D8%B1%DB%8C-%D9%85%D8%B1%D8%AF%D9%85-%DA%A9%D8%B1%D8%AF%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D8%A2%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86%D9%87-%D8%B3%D8%A7%D9%84-%D9%86%D9%88

جشن آخر سال در میان مردم کردستان

کردها آتش افروزی در شب نوروز را هنوز حفظ کرده‌اند و شادی می‌کنند. پسران و دختران گروه‌گروه در پیرامون آتش می‌ایستند و پایکوبی و شادمانی می‌کنند.

بر فراز کوههای بلند کردستان در شب نوروز (شب پایان سال) آتش افروزی است و آتشی که افروخته شده باشد تا فرارسیدن روز و دمیدن خورشید خاموش نمی‌گردد. کردها شب نوروز در فراز کوهها به اندازه تپه‌ای هیمه گردآوری می‌کنند و آن را آتش می‌زنند. بچه‌ها نیز با چوبی ستبر از آن آتش به آسمان پرتاب می‌کنند. گروهی نیز به پشت‌بام‌ها می‌روند و آتش شب نوروز را روشن می‌کنند. در همه روستاهای کردنشین نیز شب نوروز در پشت بام‌ها آتش می‌افروزند. بدین‌سان در کوچه‌ها و بام‌ها و بر فراز کوهها فروغ آتش توروز تا بامداد می‌درخشد. همه مردم در آن شب باید پلو یا شیربرنج بخورند و پلو و شیربرنج خوردن شب جشن در میان کردها برای هر خانواده‌ای بایسته است. کسانی هم که مستمند باشند باید در آن شب پلو بخورند و اگر خودشان توانایی فراهم‌آوردن خوراک نوروز را نداشته باشند، همسایه‌های دیگر برای آنان می‌برند، زیرا می‌گویند باید در شب نوروز بوی خوراک در خانه هرکس پخش شود، همه باور دارند که روان در گذشتگان آنان برای بازدید به خانه‌های بازماندگانشان می‌آیند. اگر ببینند بازماندگانشان شاد و خرم هستند، آنها نیز شادمان می‌شوند و گرنه اندوهگین می‌گردند. روستاییان در شب جشن، گندم، نخود و کنجد و شاهدانه را توی ساج برشته می‌کنند و آنها را با دیگر میوه‌های خشک که سنجد و گردو و پسته و بادام و کشمش باشد در هم می‌آمیزند و بدین روش آجیل جشن را فراهم می‌کنند (آجیل مشگل‌گشا، لوک، آجیل هفت مغز)

همه خانواده‌ها در آن شب، کشمش و سنجد و گردو و خرما و بادام و پسته و برگه هلو و پول خرد و تخم مرغ و جوراب بشمی آماده می‌کنند تا به نام ارمغان نوروزی به شال گردان‌ها بدهند. هنگامی که هوا تاریک شد، دسته‌های مردم از خرد و کلان به پشت‌بام‌ها می‌روند و شال کَردی را که کمتر از پنج متر نیست از روزنه خانه به پایین آویزان می‌کنند و ارمغانی نوروزی می‌خواهند. خانه خدا هم به شال یکایک شال‌گردان‌ها کم یا زیاد ارمغان می‌پیچد. در آن شب برای شگون در خانه‌های خود شماله (شمع) روشن می‌کنند و می‌گذارند آنقدر بوزد تا خاموش شود. باید حتماً تا پایان شب چراغ روشن باشد، بویژه در اتاقی‌که سفره مخصوص (هفت سین) را چیده‌اند از لوازم اصلی شمع و لاله است.

کردهای شهرستان گروس، مانند دیگر کردها در شب چهارشنبه‌سوری آتش روشن می‌کنند و از روی آن می‌پرند... در آن شب هیچ کس ابزار خانه خود را به دیگری نمی‌دهد، چون باور دارند که با دادن آنها فزونی آن سال خانه به بیرون داده می‌شود. زنهای ده هم چند کوزه پر از آب می‌کنند تا برای فزونی در روزهای دیگر آن را به مشک‌های خود بریزند. هم‌چنین آب چشمه را در روز چهارشنبه سوری در آوندهای ویژه‌ای نگه می‌دارند تا اگر کسی از خانواده‌شان بیمار شود، از آن آب بدو بدهند، چون باور دارند بیمار اگر آب شب چهارشنبه سوری را بنوشد بهبود می‌یابد.

در آن شب برخی دزدکی به پشت‌بام‌خانه‌های دیگران می‌روند تا از روزنه خانه گفت و گوهای آنان را بشنوند. زیرا معتقدند که اگر خانواده‌ای در آن شب از خوشی و شادمانی گفت و گو کند، در آن سال به او هم خوش می‌گذرد. ولی اگر مردم آن خانه از ناامیدی و اندوه سخن برانند، وی نیز در آن سال ناامید و اندوهبار خواهد شد. زنان نازا در آن شب به شت‌بام‌ها می‌روند و هر یک کلید یا قفل بسته‌ای را با خود می‌برند و از روزنه خانه‌ای به سخن‌های مردم آن گوش می‌دهند. هرگاه از خوشی‌ها گفت و گو کنند، می‌گوید: ای کلید به نیاز درآ و نیم باز شو و خود کلید (قفل) را باز می‌کند و آنگاه با دلی خوش بازمی‌گردد.

در شب نوزدهم هم آتش روشن می‌کنند و سپس برای شال انداختن به یکایک خانه‌ها می‌روند و ارمغان نوروزی به دست می‌آورند. در روز نخست جشن هم در آغاز به گورستان‌ها می‌روند.

کردهای یارسان (اهل حق) جشن نوروز را، جشن شاه یا سلطان می‌نامند و پیش از فرارسیدن جشن، نسک (عدس) و گندم توی آوندها می‌ریزند تا سبز شود. شب چهارشنبه‌سوری هم آتش افروزی انجام می‌شود، و بدین روش خرد وکلان هر یک به نام خود هیزم می‌آورند و آن را آتش می‌زنند. زنان آبستن نیز برای فرزندی که در شکم دارند کمی هیزم می‌آورند و آن را آتش می‌زنند و باور دارند هر چوبی را که هر کسی در آن شب به آتش بیفکند پلیدیها و زشتی‌ها و تلخ‌کامی‌های آن کس در آن می‌سوزد. آنگاه از روی آتش می‌پرند و نیایش به جا می‌آورند[۱۰].

در شب آخر سال میوه و شیرینی فراهم می‌کنند و آنها را در میان دستمالهایی می‌گذارند و گره می‌زنند و به آرامگاههای پیران و پیشوایان می‌روند و دستمال‌ها را همراه خود می‌برند. با بودن پیرو پیشوا، انجمنی برگذار می‌کنند. دستمال‌ها را رویهم می‌گذارند. پیر با نواختن تار و تنبور بر آنها نیایش یا سرودهای دینی می‌خواند. پس از پایان یافتن انجمن، یکی از افراد دستمال ها را باز می‌کند و شیرینی‌ها و میوه‌ها را در میان همه بخش می‌کند و سپس پیر به همگان می‌گوید: امیدوارم‌که نیاز همگی شما در این شب برآورده شود. همگان در فراهم‌آوردن آجیل یا لوک سهیم می‌شوند و پس از نیایش‌ها و دعاهایی که توسط پیران خوانده می‌شود و خوراک‌ها تقدیس می‌گردد، همه از آن بهره می‌برند پیر دعا می‌کند تا مردمی که در برپایی تشریفات جهت خشنودی ارواح شرکت کرده‌اند، از حمایت آنان بهره‌مند شوند و به آرزوهای خود برسند. هنگام فرونشستن آفتاب هر یک به بالای بام‌های خود هیزم می‌برند و آتش روشن می‌کنند و در پیرامون آن چنبره‌وار می‌ایستند و به پایکوبی و شادی می‌پردازند و پسران و دختران نیز از روی آتش می‌پرند. به جای هفت‌سین نیز هفت‌شین می‌چینند: مانند شیر و شکر و شیرینی و شهد و چیزهای دیگر، هفت‌شین را روی‌خوانی می‌چینند و با شادمانی به خوردن می‌پردازند.

اگر کسی از خانواده‌ای درگذشته باشد، در آن شب چوب‌های درازی می‌آورند و بر سر آنها کهنه‌ای می‌پیچندو به آن آتش می‌زنند و آن را به گورستان می‌برند و در برابر گور مردگان می‌گذارند. روز نخست هر خانواده‌ای به همدیگر شادباش می‌گویند و یکدیگر را می‌بوسند و به کودکان خود نوروزی می‌دهند. پس از آن همگی به گورستان رهسپار می‌شوند و گلاب روی گورها می‌پاشند و نوشابه و شیرینی به همه می‌دهند. می‌توان این را نیز بدرقه ارواح پنداشت، چون در ایران باستان و نیز امروزه در میان زرتشتیان چنین رسمی باقی است. پس از ایام فروردگان که ارواح به خانه‌های خود نزول می‌کنند و مورد پذیرایی واقع می‌شوند، روز نوزدهم فروردین ماه موسوم به فوردگ (فرودگ) مردم به گورستان رفته و مراسم و تشریفاتی فراوان انجام می‌دهند که نوعی بدرقه و مشایعت روانها تلقی می‌شود. کردهای یاران پنج روز پیش از جشن را (پنجه و تار) می‌نامند که در فارسی پنجه تار یا پنجه دزدیده گویند. در این روزها خانواده‌ها خمیر درست می‌کنند و برای فزونی آن را به پیشانی چهارپایان و هم چنین به در خانه خود می‌مالند و روز پنجم که واپسین روز سال و شب نوروز است به نام جشن مرده‌ها خوانده می‌شود. در این روز همه مردم نان روغنی و افروشه (حلوا) درست می‌کنند و آنها را با خود به گورستان می‌برند، تا به مستمندان دهند و بدین سان روان مردگان خود را شاد نمایند.

چنانکه ملاحظه می‌شود، همه مراسم باستانی درباره جشن فروردگان و پنجه و همیسپتمیدیم هنوز با کم و بیش دیگرگونی در شهرها و بویژه روستاها انجام می‌شود و همه آنها حالیه در جشن چهارشنبه سوری خلاصه شده است که البته جمعه آخر سال و شب آخر سال را نیز باید بدان افزود.کردهای یارسان مراسم آخرین روز سال را به‌طور دقیق‌تر با سنت‌های دیرینه انجام می‌دهند، چنانکه گذشت و حتی نان روغنی و احلوا که در روز آخر به گورستان‌ها می‌برند و بر گورها می‌نهند و روی اسنگ گورها میوه می‌گذارند و گلاب می‌پاشند، همان مراسمی است که امروزه زرتشتیان انجام می‌دهند. نان روغنی در اصطلاح زرتشتیان سیروگ انامیده می‌شود که در روغن کنجد پخته شده و از لوازم اصلی نذور و فدیه‌های پراهمیت است.

با سیروگ، سیر و سراب نیز تهیه می‌کنند. سیروگ و سیر و سراب در گاهنبارها و مراسم درگذشتگان تهیه می‌گردد. سیر و سراب را چنین اتهیه می‌کنند: نخست پیاز را در روغن کنجد سرخ کرده و بدان سیر می‌افزایند. آنگاه سراب را که گیاهی ضدعفونی کننده و به شکل یونجه و شبدر است با سبزیهای دیگر افزوده و در آن آب می‌کنند و مقداری سرکه می‌افزایند. در این معجون نان ترید می‌کنند و فدیه می‌دهند که در مراسم صرف می‌شود. حلوای شکری، حلوای سفید یا برنجی، لوک یا آجیل هفت مغز و انواع میوه‌های فصل در مراسم نوروزی برای اموات نیاز می‌شود[۱۰].

نکته‌ای خاص درباره حکومت زنان در نوروز

در دهکده، بی‌مرغ، نزدیک گناباد (از توابع خراسان) از روز نهم فروردین تا روز سیزده، حکومت و اختیارات، به دست زنان می‌افتد، هیچ مردی حق ندارد از خانه خارج شود و اگر خارج شود، زنان او را تنبیه می‌کنند، خود زنان وسایل و مایحتاج را تهیه و زندگی را اداره می‌نمایند. علاوه بر آن، به بازیها و ورزش‌های‌گوناگون می‌پردازند.

زنان اغلب روز را، در خارج از خانه می‌گذرانند، اسب سوار می‌شوند و می‌تازند، و از روز سیزده به خانه برمی‌گردند و می‌شوند همان زن تسلیم و سر به زیر. این تحکم به مرد را، در این سه چهار روز قبل از سیزده، آن قدر جدی می‌گیرند که واقعاً بیشتر اوقات، مردان، جرأت نمی‌کنند از خانه خارج شوند[۱۱].

نتیجه‌گیری

نوروز ماندنی است، چون به سود همگان یا همه‌کسانی است که در این جشن بزرگ شرکت می‌جویند و به زبان هیچکس نیز هیچ اقدامی نمی‌کنند. آنچه هست خیر است و برکت است و افزون خواهی، تندرستی و کامیابی برای همه آفریدگان خالق جلیل. این سنت فرخنده از زیادت تکرار به صورت عادت درآمده و در شمار اموری است که سنتاً اجراء می‌شود، دشواریها را می‌زداید و نوید خوشی و شادمانی و نیکبختی با خود می‌آورد.

به عبارت دیگر آنچه که در نوروز به صورت تکلیف درآمده بازگوکننده مسئولیتهایی است که مردم به طیب خاطر، زی‌خویش و اخاندان و وابستگان خود پذیرفته‌اند و اعمال آنها را نوعی فضیلت و وظیفه‌ای انسانی می‌شمارند. نوروز ماندنی است چون که هماهنگیهای طبیعی در میان مردمی بوجود می‌آورد که از دیرباز تاکنون فهم و درک آن را داشته‌اند که باید اوجوه مشترک و حقایق آشکارایی را در میان عموم جستجو کنند و بر آنها تکیه نمایند. شاید روزگار ما، با این همه سازمانها و دستگاههایی که در سطوح ملی و جهانی برای نزدیک‌تر کردن دلها و اندیشه‌های اقوام و ملل با یکدیگر به خود دیده است بهتر از هر وقت دیگری، ضرورت حفظ این رسم کهن و جهانی‌شدن آنرا حسّ کرده باشد و خود را بیش از پیش ملزم و ملتزم ببیند که شعائر خوب نوروزی را محترم شمارد و از برکات یکرنگیها فایده برگیرد.

نوروز جشنی طبیعی است که بی‌اعمال نظر خاص و یا تحمیل شرایط معین از سوی یک گروه و جامعه و ملت معینی بر دیگران، تحقق می‌یابد و هیچ غایت سیاسی یا اقتصادی و نظامی ویژه‌ای را دنبال نمی‌کند. نه مزیتی برای یک طبقه مخصوص می‌آفریند و نه اعتباری از یک نژاد مشخص را تهدید می‌کند. بر در خانه اغنیا همانسان متوقف است که در حضرت فقرا و رنگین پوستها را به همان طرزی پذیراست که سفیدپوستان را، بشارتهایش عام است و نویدهایش علنی، واقعیتهایش حقیقی است و حقایقش واقعی. از روز و حال سخن می‌گوید و در همان ضمن، گذشته‌ها را با آینده‌ها پیوند می‌زند؛ به نحوی که بشریت اصیلترین تصویر خود را در آن ببیند و با هویتی واحد آشنا شود.

این روز گرچه در اعصار بعد از اسلام در نزد مسلمانان و خاصه شیعیان جهان، به صورت عیدی مذهبی جلوه کرده است ولی تا آنجا که معلوم است در ادوار پیش از اسلام، از منشأ مذهبی سرچشمه نگرفته است و در نهایت، آنسان که طبیعت جوامع معنویت جوی و تعالی خواه می‌طلبد، با اعمال مذهبی همراهی پیدا کرده است.

در اوستا و متون دینی کهن، به هیچوجه یادی از آن نیست و این نکته نشان می‌دهد که نه تنها به مذهب معینی وابستگی ندارد، بلکه به قوم معلومی نیز همبسته نیست. بسیار دلایل در اثبات این نظر ارائه شده که نه فقط در دوره‌های تاریخی، بر سرپا و مورد احترام بوده است که بل در قرون پیش از تاریخ نیز جایگاه بلندی داشته و در نزد اقوام آریایی و غیرآریایی منزلتی رفیع و یگانه را احراز می‌کرده است. این امر، به یک معنی اعتباری جهانی بدان می‌دهد و بر همگانی‌بودن نوروز صحّة می‌گذارد.

وجود رسوم و عادات محلی و آداب محیطی متعدد مبیّن این حقیقت است که مردم هر عصر و زمان و ساکنان هر ناحیه و استان، به میل خود اعمالی را برگزیده‌اند و بر اثر کثرت تکرار آنها را به صورت سنن مخصوص قومی و قبیله‌ای و منطقه‌ای عرضه کرده‌اند. اینها به هیچوجه نماینده دگرگونگی نوروز و جشنهای آغاز بهاری نیست بلکه در زمره شواهدی است که نشان از آزادی و اختیار عناصر انسانی در رد و قبول یک یا چند فقره از امور نوروزی دارد و به نوبه خود دلیلی است بر سهولت و سادگی جشنها و راحتی انتخاب و جانشینی ترتیبات آن. هرگاه کسانی بوده‌اند که عالماً عامداً خواسته‌اند آدابی از سنن‌گمشده خود را در مراسم این جشن واردکنند به همان اندازه به اجماع عام محتاج بوده‌اندکه فرضاً جمع دیگری احیاناً در صدد امحاء بخشهای غیرقابل انطباق آن با شرایط روز خویش بوده باشند. در حقیقت این‌گونه آرایشها و پیرایشها به اصل عقیده نوروزی چندان لطمه‌ای وارد نکرده که بل معلول اوضاع و احوال دیگر جوامع دخیل بوده و به اموری راجع گشته که در اساس درشمار ملحقات این عید سعید محسوب شده است. بداهتاً این‌گونه تغییر و تبدیلها می‌تواند تا هر میزان که مقتضی شرایط خاص مردمان باشد ادامه یابد و تا هر اندازه که خواست جمع وگروه معینی آنها را مجاز شمارد وسعت پیدا کند امّا به ضرس قاطع بنیادهای نوروزی را دچار چنان تحولی نخواهد ساخت که چهره بهار طبیعت را به یکبار دگرگون‌گرداند و از زیبایی و درخشندگی و طراوات جاودانه آن بکاهد.

جشن بهاری تاکایاما (Takayama Spring Festival) در ژاپن که این جشن برای اعلام ورود بهار و دعا برای صلح و برداشت خوب برگزار می‌شود و از زیباترین جشن‌های ژاپن به شمار می‌آید ، قابل بازیابی از https://www.sunwaytrip.info/%D9%81%D8%B3%D8%AA%DB%8C%D9%88%D8%A7%D9%84-%D9%87%D8%A7-%D9%88-%D8%AC%D8%B4%D9%86-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%B3%D9%86%D8%AA%DB%8C-%DA%98%D8%A7%D9%BE%D9%86/

اینکه کلیّه مردم نیمکره شمالی زمین از چین و ژاپن تا اقصای بلاد غرب، با کمی جابجایی روز و هفته، مراسمی بسیار مشابه نوروز و آغاز فصل گرما داشته‌اند، خود دلیل طبیعی‌بودن جشنها وجودت فطری ذهن کنجکاو انسانهاست و به یک سخن دیگر امتیاز خاصی را برای دسته و گروه معینی ایجاد نمی‌کند که خود را مبدع و یا مبدأ آن شمارند ولی اینکه مجموعه‌ای از بهترین آداب و شئون مردمی به این جشن پیوند یابد که نمودار رشد فرهنگ و اعتلای درجات مدنی جامعه و مردم خاصی باشد البته در شمار نکاتی است که تاریخ اقوام بدان‌ها می‌پردازد و مانند هر امر اجتماعی دیگری نگاه به نوروز را از جایگاه و منزلت ویژه‌ای برخوردار می‌سازد. بدیهی است مردمی خداجوی و خدادوست همانند ایرانیان همواره از چنین‌فرصت ممتازی سود جسته‌اند تا با تدارک انواع برنامه‌های عقیدتی و اخلاقی، با اخلاص شکر نعم بیشمار الهی را به جای آورند. همه ظرایفی که در کار سفره عید ملحوظ است، نشانی از دلبستگی آنان به عنایات بی‌حدّ و مرز خداوند رحمن و رحیم دارد و در همان حال، وسیلتی است که پیوند خالق و مخلوق را به خوبتر صورتی متجلی می‌سازد.

اینکه آینده تلاشهای بشر، او را به کجا رهنمون شود سؤالی است که پیشرفت سریع علوم و فنون، پاسخی صریح بدان نمی‌دهد ولی بیش از هر وقت دیگری، بار مسئولیت اندیشمندان و برنامه‌ریزان اجتماعات را سنگین‌تر و سخت‌تر می‌گرداند تا بیش از هر عصر دیگری بکوشند و ارتباط انسانهای مجرّد و مستقل فزون از شمار را با مبدأ کائنات و نظم هستی و آفریدگار همه خوبیها و درستیها حفظ کنند و از سقوط آنان در ورطات بی‌خبری و مدهوشی و از خودبریدگی جلوگیرند.

نوروز بدین معنی رسالتی خاص برعهده دارد. چون موجود آزاد و از قید روزمرّگیها رسته را با مادر زمین و آفریننده گیتی و مالک دنیا و آخرت در پیوند نگاه می‌دارد و قواعد بی‌تردید و تخلف ناپذیرساری در نظام عالم را به طریقی آسان یادآور انسان‌ها می‌گردد و تسلسلی را که در کار جهان است و بیش از هر چیز نماینده اراده ازلی و ابدی قادر بی‌چون است، بدو می‌فهماند. آری، نوروز ماندنی است، چون بزرگداشت ذات زمان است، و شایسته ماندگاری است. و مردمان از هر قوم و ملتی بدان دلبسته و پابسته‌اند، چون باری بر دوش هیچکس نمی‌گذارد ودر همان حال، از مطلوبترین و مناسبترین‌و طبیعی‌ترین روزهای فرحبخش سال می‌گذرد و به آسانترین شیوه‌ها، غم‌های رسوب کرده و رنجهای ناگزیر سالی را که در گذشته است از ذهنها و روانها و جسم‌ها دور می‌گرداند.

نیز نگاه کنید به

پاورقی

[1]. موج، از مصدر موتن به معنی لگدزدن.

مآخذ

  1. ۱٫۰ ۱٫۱ رضی، هاشم (1371)، گاهشماری و جشن‌های ایران باستان، تهران: انتشارات بهجت، ص 48-49.
  2. رضی، هاشم (1371)، گاهشماری و جشن‌های ایران باستان، تهران: انتشارات بهجت، ص48-53.
  3. شکورزاده، ابراهیم (1346)، عقاید و رسوم مردم خراسان، تهران: بنیاد فرهنگ ایران، ص63-68 و 77-91.
  4. شکورزاده، ابراهبم (1363)، عقاید و رسوم مردم خراسان، تهران: سروش، ص96-107.
  5. پاینده، محمود (1355)، آئین‌ها و باورداشت‌های گیل و دیلم، تهران: بنیاد فرهنگ ایران، ص 113-118.
  6. پاینده، محمود( 1355)، آئین‌ها و باورداشت‌های گیل و دیلم. تهران: بنیاد فرهنگ ایران، ص 116-118.
  7. صفا، ذبیح الله(۱۳۳۶)، گاهشماری و جشن‌های ایران، تهران: شورای فرهنگ و هنر، ص193 و 215.
  8. صفا، ذبیح الله(۱۳۳۶)، گاهشماری و جشن‌های ایران، تهران: شورای فرهنگ و هنر، ص 215.
  9. صفا، ذبیح الله(۱۳۳۶)، گاهشماری و جشن‌های ایران، تهران: شورای فرهنگ و هنر، ص194.
  10. ۱۰٫۰ ۱۰٫۱ رضی، هاشم(1371)، گاهشماری و جشن‌های ایران باستان، تهران: انتشارات بهجت، ص215.
  11. میرنیا، سید علی (1369)، فرهنگ مردم، تهران: انتشارات پارسا، ص51.

منبع اصلی

شعبانی، رضا (1378)، آداب و رسوم نوروز، تهران: موسسه فرهنگی، هنری و انتشاراتی بین المللی الهدی،

نویسنده مقاله

رضا شعبانی