هنر ایلخانان: تفاوت میان نسخهها
صفحهای تازه حاوی «یورش ویرانگر مغولان در سال ۵۹۸هش آغاز شد. ظهور چنگیز یکی از ترسناکترین و دردناکترین وقایع تاریخ است. آنها در تهاجم خود بر زن و کودک، و حتی بر سگ و گربه، رحم نمیکردند و همه را از دم تیغ میگذراندند. چه شهرها که با خاک یکسان شد و از...» ایجاد کرد |
بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| خط ۲۱: | خط ۲۱: | ||
از بناهای ارزشمند ولی متواضع دیگر این عصر باید از بقعهی پیر بکران در نزدیکی مبارکهی [[اصفهان]] نام برد، که در سال ۶۸۲ه ش. ساخته شده و در ۶۹۱ تجدید بنا شده است. این ساختمان یک بنای تک ایوانی، به شیوهی تاقکسری میباشد. آذین بنا از کاشیهای ظریف لاجورد و آبی، فیروزهای و گچبری پرمایه است. تاریخگچبری آن ۶۸۲هش (۷۰۱ه)، یعنی درست سال ساختمان محراب الجایتو در مسجد جامع (جمعه) [[اصفهان]] میباشد. هنرمند محراب محمد شاه، پسر محمود شاه، نقاش کرمانی است که منبر مسجد جامع عتیق نایین را نیز طراحی و ساخته است. ظرافتی که در محراب اولجایتو وجود دارد در این محراب دیده نمیشود؛ ولیکن گچبری این محراب حالت عرفانی و روحانی شدیدی دارد و انسان را در جهات مختلف فضا به حالت تعلیق در میآورد. | از بناهای ارزشمند ولی متواضع دیگر این عصر باید از بقعهی پیر بکران در نزدیکی مبارکهی [[اصفهان]] نام برد، که در سال ۶۸۲ه ش. ساخته شده و در ۶۹۱ تجدید بنا شده است. این ساختمان یک بنای تک ایوانی، به شیوهی تاقکسری میباشد. آذین بنا از کاشیهای ظریف لاجورد و آبی، فیروزهای و گچبری پرمایه است. تاریخگچبری آن ۶۸۲هش (۷۰۱ه)، یعنی درست سال ساختمان محراب الجایتو در مسجد جامع (جمعه) [[اصفهان]] میباشد. هنرمند محراب محمد شاه، پسر محمود شاه، نقاش کرمانی است که منبر مسجد جامع عتیق نایین را نیز طراحی و ساخته است. ظرافتی که در محراب اولجایتو وجود دارد در این محراب دیده نمیشود؛ ولیکن گچبری این محراب حالت عرفانی و روحانی شدیدی دارد و انسان را در جهات مختلف فضا به حالت تعلیق در میآورد. | ||
مسجد جامع [[یزد]] نیز، بنا بر سنتهای کهن، مجموعهای از بناها و ساختمانهای دوران مختلف را در خود جمع دارد. این مسجد بر جای یک | مسجد جامع [[یزد]] نیز، بنا بر سنتهای کهن، مجموعهای از بناها و ساختمانهای دوران مختلف را در خود جمع دارد. این مسجد بر جای یک[[آتشکده|آتشکدهی]] [[ساسانیان|ساسانی]] ساخته شده و در دوران [[صفاریان]] ثروت و قدرت زیادی داشته است. از سال ۷۱۳ ه ش. رواج و رونق واقعی آن آغاز شد و حدود ۵۰ سال دوام آورد. یک پیشتاق یا ایوان ورودی به حیاط باز میشود. این ایوان، بر خلاف سنت مساجد ایوانی، در جهت مقابل شبستان نیست. ارتفاع این شبستان بسیار زیاد است و با احتساب بلندای گلدستهها، بلندترین گلدستهی ایران است. یک تاقنمای بلند ایوان به گنبد شبستان، که بر محل چهارتاقی [[ساسانیان|ساسانی]] بنا شده، میرسد. محراب زیرگنبد یکی از زیباترین تزیینات کاشیکاری را دارد که تاریخ آن ۷۶۵ ه (۵۷۴۴ ش) است. در دو طرف آن رواقهایی قرار دارد که تاقهای همپهلو دارند؛ این یکی از ابتکارات [[ساسانیان|عهد ساسانیان]] است که پس از یک هزاره دوباره مورد استفاده قرار میگیرد. ایوان و شبستان هر دو حرکتی عمودی و به سوی بالا دارند. تاق ضربی ایوان بهسبب پهنایش بسیار بلند ساخته شده است و حرکت رو به بالای آن با ستونچههایی که بلندیشان گاهی به صد برابر قطرشان میرسد تشدید شده است. | ||
[[ | مسجد دیگری که در همین زمان و تقریباً در همین سبک و روال ساخته شده، [[مسجد جامع]] [[کرمان]] است که در سال ۷۲۸ بنا گردیده و در ۹۳۸ تجدید ساختمان شده است. این بنای چهار ایوانی پیشتاق بلند سردری دارد که بیشباهت به سردر مسجد یزد نیست و کاشیهای معرق رنگارنگش کیفیت بسیار مطلوبی دارند. بنای دیگری که میتواند نمونهی خوبی از معماری این دوران بهشمار آید، مقبرهای است در شهر طوس خراسان. این بنا، از طرفی شباهتهایی به مقبرهی سلطان سنجر دارد (دهلیزی که در طبقهی دوم آن برای کم کردن فشار گنبد بر بنا تعبیه شده است)، و از سوی دیگر با بنای جبل سنگ [[کرمان]] که از سدهی ششم - هفتم هجری است و خصلتهای ساسانی دارد. نیز و یژگیهای، گنبد [[سلطانیه(مزار)|سلطانیه]] (مقبرهی الجایتو) هم در آن آمده است. شیارهای عمودی که به نمای ساختمان احساس و نیروی زیادی میدهد در [[سلطانیه(مزار)|سلطانیه]] هم سابقه دارد، همچنین تاقنماهای بلند و کشیدهی آن. قابهای گچبری آن بیننده را به یاد مقبرهی [[بایزید بسطامی]] میاندازد. لیکن در اینجا به هیچ وجه آذینهای کاشی و یا رنگین دیده نمیشود و دیوارها همه ازگچ سفید شدهاند. نسبتهای زیبا، نظم دقیق در همهی اجزای ساختمان در مضرب سهتایی (ویژگی ساسانی)، دیوارها و قاببندیهای پهن چهار تاقنمای بزرگ که متوجه زمین هستند، چشمپوشی از ترمبهها (گوشوارهها)، و غیره عواملی هستند که در این بنا احساس ثبات و آرامش میآفرینند. | ||
پس از مرگ ابوسعید، آخرین [[ایلخان]] [[مغول ها|مغول]]، در ۵۷۱۴، بهرغم منازعات داخلی و تضاد امرای محلی، سنت معماری آنان ادامه یافت؛ به ویژه در ایران مرکزی، ازجمله در اطراف [[قم|شهر قم]] که حدود ۱۵ برج مقبره در آن برپاست، که مهمترین آنها مقبرهی علاء الدین از سال ۷۶۹ میباشد. این مقبره نمونهی زیبایی از این گونه بناهاست. اغلب این بناها هشت گوش میباشند. دیوارهای، آنها شیبی به سوی درون دارند و گنبدهاشان مخروطی یا چند پهلوست. درون گنبدها آذینهای کاشیکاری زیبای معرق یا کندهگری و گچبری است. برخی از آذینهای گچبری [[قم]] یادآور آذینهای [[سلطانیه(مزار)|سلطانیه]] است، به ویژه آذینهای رنگین آنها معماری مغولی ایران پیوستگی ویژهای با معماری [[سلجوقیان|سلجوقی]] دارد. حتی، در برخی موارد مانند گنبد علویان در همدان، تشخیص دقیق که از کدام دوره است دشوار است. با این همه، معماری [[ایلخانان|ایلخانی]] بسیار سبکتر از معماری [[سلجوقیان|سلجوقی]] و شکیلتر است. در بناهای [[ایلخانان|ایلخانی]] مقیاسهای بزرگتری به کار رفته است و تحول رنگ در نمای بنا نیز بیشتر است. هنر معرق کاشی در این دوره به اوج خود میرسد و با اینکه هنری سخت و وقتگیر است، هنرمند ایرانی با کمال حوصله و دقت از عهدهی آن برمیآید. در این بناها معمولاً گنبد دو سوم بنا را در بر میگیرد و با برازندگی خاصی با بنا هماهنگ میشود. مسائل جدی ساختمانی بهتر از دوران [[سلجوقیان|سلجوقی]] مورد توجه قرار گرفته و حل میشود. تاقهای [[سلسله پهلوی|پهلوی]] هم در [[یزد]] و [[اصفهان]] تکمیل میشوند و آجرکاری به کمال خود میرسد. ایوانها کشیده و بلند شده و گلدستههای سردر دوتایی میشوند و به هم نزدیکتر میگردند. ستونچهها و تاقنماها بلندتر، حیاط ها باربکتر و نقشهی چهار ایوانی کاملتر میشود. | |||
== نیز نگاه کنید به == | |||
* [[هنر دوران مغول]] | |||
* [[هنر تیموریان]] | |||
* [[هنرهای دیگر دوران مغول: ایلخانیان و گورکانیان]] | |||
== منبع اصلی == | |||
آیت اللهی، حبیب الله (1380). کتاب ایران: تاریخ هنر. تهران: [https://alhoda.ir موسسه فرهنگی، هنری و انتشاراتی بین المللی الهدی]. | |||
== نویسنده مقاله == | |||
حبیب الله آیت اللهی | |||
[[رده:هنر]] | |||
نسخهٔ کنونی تا ۱۴ فوریهٔ ۲۰۲۶، ساعت ۰۸:۲۵
یورش ویرانگر مغولان در سال ۵۹۸هش آغاز شد. ظهور چنگیز یکی از ترسناکترین و دردناکترین وقایع تاریخ است. آنها در تهاجم خود بر زن و کودک، و حتی بر سگ و گربه، رحم نمیکردند و همه را از دم تیغ میگذراندند. چه شهرها که با خاک یکسان شد و از صفحهی روزگار محو گردید و مردمان آن همگی قتلعام شدند. مساجد، اسطبل ستوران آنها گردید و کتابخانهها به آتش کشیده شدند و کتابها خوراک چهارپایان شد. آنها هرجا را گشودند، به آتش کشیده و ویران کردند و چنان فتنه و آشوبی بهپا کردند که ایران هرگز نتوانست آثار زیانبار آنها را از بین ببرد و ویرانیها را دوباره آباد گرداند. بزرگترین شاهکارهای هنری نابود گردید و اقتصاد و کشاورزی کشور از بن تباه شد؛ به طوریکه چندین نسل پیدرپی با دل سردی زندگی کرد و هرگز تن به سازندگی و بالندگی نداد. اما روح تربیتکننده و پرورانندهی ایرانی توانست پس از یک سده مغولان را نرمکرده و با گرویدن آنها به بودائیت و اسلام، و به ویژه مذهب شیعی، سازندگی را به دست خود آنان بیاغازد و دوباره تحرکی در کشور پدید آورد. سرداران و خانهای مغول تنها آدمکش و غارتگر نبودند. پیروزی آنها هرگز مرهون کثرت سپاهیانشان نبود، بلکه به مهارت والای نظامی، دستگاه جاسوسی بسیار نیرومند، مقاومت بدنی زیاد و حتی افسانهای، و به ویژه به تهور و بیباکی سردارانشان بود. وقتی این ویژگیها تحت بازرسی ایرانیان خردمند قرار گرفت و با سنتهای خوب و کهن و ادراک زیباشناسانهی آنان اَمیخته شد، سدهی هشتم هجری را با معماری چشمگیر و آذینگری با شکوه تازهای پدید آورد. آنان، بتدریج، خوی ایرانی گرفتند و مصمم شدند که سازندگی را آغاز کنند و آثاری از خود برجاگذارند. هلاکوخان، نوهی چنگیزخان (۶۴۴ - ۵۹۶ ه ش) درعین ویرانگری به فکر طراحی ساختمان و ایجاد یک معماری درخور نیاز زمان افتاد.
از این رو، بازسازی و ساختمان در سراسر ایران آغاز شد. اساس ساختمانها و پیریزی و طرح آنها همان معماری سلجوقی بود؛ لیکن چون امرای مغول برای حفظ برتری و غرور خود میخواستند که بناها از آنچه پیش از آن بوده است برتر و باشکوهتر باشد، مقیاسهای ساختمانی، از گذشته فراتر رفت. کتیبهها بزرگتر و برجها بلندتر شدند. نمای ساختمانها با قابهای بلند و باریک و هلالی و نوکتیز بر هیبت خود افزودند. این قابها معمولاً در گروههای سهتایی بنا را زینت میدادند.
سردرهای کهن و بلند دوباره زنده شد و مورد توجه بسیار قرار گرفت. برخی از شهرهای ویران شده به دستور هلاکو دوباره بازسازی شد. چون او بودائیت را پذیرفته بود، معبدی بودایی و کاخی زیبا برای خود در خوی بنا کرد. حوالی سال ۶۳۹هش رصدخانهی معروف مراغه را با هزینهای گزاف به دست معماری به نام غرضی برپا کرد. جانشینان او کاخها و باغهای زیادی ساختند و ارغونخان (۶۷۱ - ۶۶۰هش) معماری را درحد گستردهای احیا کرد. این ایلخانان نخست بودایی، سپس مسیحی و بعد از آن مسلمان سنی و در نهایت شیعی شدند و در نتیجه تعداد زیادی کلیسا و صومعه بنا نهادند. حتی ابا قاخان در سال ۶۵۴هش ایوان بزرگ تخت سلیمان در آذربایجان را مرمت و بازسازی کرد. در اواخر سدهی هفتم در شیراز بناهای زیبا و باشکوه زیادی ساخته شد، اما زمین لرزههای شدید بعدی اثری از آنها برجا نگذارده است. مسجد جامع ارومیه در محراب خود کتیبهای به تاریخ ۶۷۴ه (۶۵۶هش) دارد که بر جای بنای کهنتری برپا شده است. این ساختمان پر خرج ویژگیهای عصر مغولان را با پنجرههای بزرگ در زیر گنبد و گچبری و کتیبههای بسیار غنیتر و ظریفتر از دوران سلجوقیان، حفظ کرده است. دوران غازانخان (۶۸۳ - ۶۷۴هش) دوران کوشش سخت و پیگیر در ساخت و ساز و معماری ایران شد. او که تازه مسلمان شده بود و تربیت ایرانی گرفته بود، چون به حکومت رسید معترف شد که «وارث کشور ویرانی شده است»؛ و کوشید ویرانیها را به آبادانی مبدل سازد و سازندگی بزرگی را آغاز کرد، به طوریکه در مدت ۱۰ سال آثار ارزشمندی از خود بر جای نهاد. او فرمان داد که در هر شهر مسجد و گرمابهای برپا شود و درآمد گرمابه خرج مسجد گردد. غازانخان در نزدیکی تبریز، و در نیم فرسنگی آن، شهری بنا کرد به نام شنب غازان، که پس از بنای تختجمشید، در تنوع، سازمان، و بزرگی همانندی نداشت. غازانخان به گواه تاریخ، خود بر نقشهها و اجرای آنها نظارت داشت و حتی گفته شده است که خودش نقشهها را ترسیم میکرد. مقبرهی او، که هماکنون جز تودهی سنگی بیش نیست، مجموعهای از ۱۲ بنا، شامل خانقاه، مدرسه، بیمارستان، کتابخانه، بیتالحکمة، دیوان دولتی، رصدخانه، کاخ تابستانی، همچنین باغها و کوچه باغهای بسیار زیبا، بود. مقبرهی او با بنایی ۱۲ پهلو و برج مانندش به قطر ۱۵ متر و گنبدی به ارتفاع ۸۰ متر با قرنیز مقرنس و کتیبهی حاشیه زرین و گسترههای پوشیده از کاشیهای فیروزهای، لاجوردی و سیاه با طرحهای هندسی گوناگون بود. ۴۰۰۰ کارگر در مدت ۴سال برای تکمیل ساختمان کار کردند، و بهرغم زمینلرزههای سخت و مکرر، تا ۴۰۰سال پس از آن پابرجا بود. رشیدالدین با الهام از غازانخان، در تبریز یک شهرک دانشگاهی، تأسیس کرد. این شهرک شامل ۲۴ کاروانسرا، ۱۵۰۰ مغازه، 30/000 خانه، محلههای خاص طلاب نقاط مختلف، بیمارستانها، نوانخانهها، و باغهایی برای غریبهها و مسافران بود، که از همهی بناهای مشابه فراتر میرفت. از این شهر، که به رشیدیه معروف بود، جز اندک ویرانههایی برجا نمانده است.
الجایتو، برادر کوچک غازانخان (۶۹۵ -۶۸۳هش)، شهر زیبا و شگفتانگیزی در جلگههای، باز و زیبای سلطانیه، برای پایتختی خود بنا کرد. بنای این شهر از سال ۶۸۴هش آغاز شد و در سال ۶۹۲ پایان پذیرفت.کاری عظیم به وسعت تبریز، که به سرعت ساخته شد. مقبرهی الجایتو بر همهی شهر مسلط بود. این مقبره یکی از بزرگترین دستاوردهای معماری ایران بهشمار میآید. گفته میشود الجایتو، که شیعه شده و نام محمد خدابنده را برگزیده بود، این بنا را ساخت که پیکر مطهر حضرت علی(ع) و حضرت سیدالشهدا حسین بن علی(ع) را بدانجا منتقل کند. لیکن علمای نجف مانع این کار شدند و بنا مقبرهی خود او گردید.
ساختمان این مقبره ۸ پهلو است. با گنبد نیمکرهای به ارتفاع ۵۴ متر و قطر ۲۵ متر که با کاشیهای اَبی روشنی به زیبایی و استحکام پوشانده شده و قرنیز پهن مقرنسکاری شده میباشد و در هریک از ۸ پهلو، گلدستهای منقوش با آبی درخشانی دارد که گنبد را چون نگینی در بر گرفتهاند. دهلیزهایی در طبقهی دوم به بیرون باز میشوند. این یک ابداع و پیشگامی نسبت به بناهای خواجه ربیع، قدمگاه و تاج محل میباشد. دیوارها ۸ متر کلفتی دارند و به سبب تاقنماهای بزرگ و بلند کمتر به چشم میخورند. زاویههای این تاقنماها با مقرنسهای کم ژرفا کاملاً در پایهی گنبد بزرگ نیمکره محو شدهاند. فضای این بنا بسیار عظیم است و یک خالی بیمحتوا نیست. تمام اجزای بنا در وحدتی بزرگ و آرام ترکیب شدهاند. نورگیرها ورود نور را آسان میکند و نردههای آنها چنان سنجیده به کار برده شدهاند که حالتهای افقی لازم را برای، درک و سنجش حالتهای عمودی نیرومند، ایجاد نمایند. گنبد، بهرغم حجم بزرگش، سبک و روح دار است. این گنبدی دو پوشه است و شاید نخستین گنبد از اینگونه در جهان باشد. آجرهای سبک زرین، که در آنها کاشیهای کوچک تیره رنگ (لاجورد) کار گذاشته بودند تا کتیبههای بزرگ کوفی را بسازند، دیوارها را پوشانده بود. در سال ۶۹۲هش درون ساختمان را دوباره با گچ آذین کردند. بهترین طراحان آن زمان این تزیینها را خلق کرده بودند و اغلب آنان با کمترین دستمزد و رفاه کار میکردند. طرحها گوناگون بود. ترنجهای بزرگ، شبکهای از کاشیهای نقش خورده و نقشهایگل یاقوتی، زنگاری، آبی تند (نزدیک به لاجورد) و زرین روی زمینهی روشن میساختند. کتیبههایی از آیات قرآنی همه جا بودند و بالای ازارهها و گرداگرد گنبد و همهی تاقنماها را فرا میگرفتند. اتاقهای ۲۴ دهلیز بیرونی که در هر پهلوی بنا سه تا به شیوهی ساسانی (یک تاق بزرگ در میان و دو کوچکتر در دو طرف آن) با قابهای نقاشی شده با نقشهای هندسی جالب، آذین شده بود و از لحاظ طرح و رنگ بسیار زیبا و فریبنده بود و در آنها بندکشی و گره چینی زیبایی ایجاد شده بود. گچبریهای دقیق و موجدار زیر هلالی پنجرهها را زیور آرایی میکردند.
معمار مقبرهی الجایتو و شنب غازان تبریز علی شاه بود، که همزمان با ساختن مقبره به ساختن مسجد جامع تبریز نیز اقدام کرد. او مسجد را در ۶۹۱هش آغاز و در ۷۰۲ به پایان رساند. در این مسجد نیز به اندازههای کلانی برخورد میکنیم که آغازگر آنها غازانخان بود. این مسجد تنومندترین ساختمان آجری است که هنوز پابرجاست. شبستان آن ۳۰ متر پهنا و ۵۰ متر ژرفا دارد و فاصلهی میان سردر و محراب آن ۶۵ متر است. پای تاق، که به ارتفاع ۴۵ متر میرسید، از ۲۵ متری زمین آغاز میشد و یک جفت گلدسته که پایهی آنها در همان سطح بود، به بلندی ۳۵ متر بوده که از سطح زمین به ۶۰ متر میرسیده است. سردر ایوان رو به حیاطی بود که ۲۲۸ * ۲۸۵ متر بوده و با مرمر مفروش شده بود. تاقنماهای سنگی با ستونهای رخام زرین این صحن را احاطه میکردند. بزرگترین در به اندازهی ۹ مترمربع از سنگ رخام یکپارچهی صیقلی، که از فاصلهی دوری دیده میشد، ساخته شده و درهای دیگر از چوب و با صفحههای فلزی مرصع شده بود. رواقها و ایوان با کاشیکاری معرق پوشانده شده و کتیبههای زرین بزرگی در یک زمینهی گل و بوتهدار دور تا دور بنا را احاطه کرده بودند. درون ساختمان هم به همین صورت با شکوه و مجلل بود. محرابی از کاشی لعابدار زرین، ستونهای مفرغ مرصع با طلا و نقره، پنجرههای مشبک با قبههای مفرغی در مقطعهایشان، چراغهای بلور نقرهنشان در شبستان، همه یک مجموعهی بسیار شکوهمند را به وجود میآوردند. تاق وسیع ساختمان پس از چند سال فرو ریخت و مرمت نشد، لیکن خود ساختمان تا چندین سده مورد استفاده قرار میگرفت. پس از پایان این بنا صدها صنعتگر تبریز به اکناف ایران پراکنده شدند تا نمونههایی از اینگونه معماری شکوهمند برپا سازند. بقعهی بایزید بسطامی توسط غازانخان و الجایتو در سدهی هشتم هجری بنا گردید و قسمتهای کهن آن مرمت شد. در این بقعه مجموعهای از بناهای ناهمگون وجود دارد که شامل آثاری از سدهی سوم، گلدستهای از سال ۵۷۹ هش و برج سادهای، به شیوهی گنبد قابوس ولی سادهتر، از سال ۶۷۹ میباشد. یک محراب جالب گچبری مربوط به سال ۶۴۶ و قابهای گچبری ظریفتری نیز وجود دارد.
در نطنز مجموعهای، مشابه آنچه که در بسطام است ولی همگونتر و بسیار زیباتر، ساخته شده است. نطنز یکی از دلکشترین شهرهای کوهستانی ایران است. این شهر، به سبب آب و هوای کوهستانی و مطلوب، استراحتگاه مردم یزد و کاشان شده و گاهی هم از اصفهان برای شکار و تفرج به این شهر میآیند. نطنز با مجموعهای از ساختمانهای مذهبی به هم پیوسته، که گاهی دیوار یکی به بدنهی دیگری متصل است و اجزای ساختمانها همه مستقل و متمایزند، آذین شده است.
مسجد جامع چهار ایوانی آن متعلق به تاریخ ۷ - ۵۷۰۲ (۸ - ۶۸۳هش) است و شواهدی وجود دارد که این مسجد بر جای بنایی کهنتر برپا شده است. این بنای کوچک، شلوغ و با نسبتهای کمی نامتناسب، که به سبب کوچک گرفتن پیهای آن است، کاملاً ویژگیهای، عصر ایلخانانی را داراست. منتهی تزیینات آن چندان زیاد نیست. مرکزیت روحانی این مجموعهی مذهبی را مقبرهی ابوصمد ساخته شده در سال ۵۶۸۶ ش تشکیل میدهد. این مقبره ۱۸ متر مربع بیشتر وسعت ندارد ولی بسیار گیرا و عاطفی است. بر فراز آن گنبدی هشت گوش است که در اصل با کاشیهای آبی روشن پوشیده شده و با گلدستهی بلند ۳۷ متری خود، که به رنگ زرد است، در تضاد بوده است. دیوارهای درونی برج سفید یکدست است. یک کتیبهی گچبری شدهی باریک خاکستری رنگ و همچنین یک گچبری گرد، بالا و تنهی ستونچه را میپوشاند. دیوارها به تاقنماهای کم ژرفایی آراسته شده و جمعاً ۱۲ جزء عمودی دارد که به مقرنسهای سقف پایان میپذیرد. نور تابیده شده از ۸ پنجره با شبکهی مضاعفی متعادل میگردد و سایهای، لطیف به درون میافکند. نور بیرونی مستقیماً به نیایشگران نمیتابد، بلکه یک روشنایی شناور به فضا میدهد. بخش پایینی اتاق بیشتر به کاشیهای زرین زیبایی آراسته بود که به محراب باشکوهی پایان میگرفت. این محراب هماکنون در موزهی ویکتوریا و آلبرت لندن نگاهداری میشود. خانقاه متصل به آن، که در سال ۶۹۵هش ساخته شده بود، اکنون ویران شده است و تنها نمایی از آن بر جا مانده که یکی از زیباترین نماهای ایرانی است.
تنوع نقشهای تزیینی و نیز برجستگی و وضوح کاشیهای آبی فیروزهای از خانقاه نمونهی زیبایی از هنر این دوران ساخته است. هلالی سردر، بلند و باشکوه و شکیل است و کنارههایش با قرصهای بزرگی آذین شده است. حجم اصلی بنا، برخلاف بناهای دیگر که با نقشهای اسلیمی گل و بوتهای یا هندسی آذین شده است، نقش بافت زنبیلی یا «زیلویی» دارد و بیننده را به یاد آرامگاه امیر اسماعیل سامانی میاندازد. تزیینهای دیگر آن یک طرح روکاری در نقش آجرهای لعابدار، دایرههای متداخل، و دیگر شکلهای هندسی با حاشیههای تزیینی و قابهای خط کوفی، با نوارهایی از خط نسخ میباشد. ترمبهها یا گوشوارهها، تورفتگیها، و قابهای فرعی هم تزیینهای مجللی دارند، ولی مجموعهی بنا هماهنگی ویژهای را القا میکند. در اوایل سدهی هشتم هجری، شهر ورامین نیز، همانند نطنز، مرکز ساختمانسازی شد. زیرا شهر ری بر اثر نخستین یورشهای مغولان با خاک یکسان گردید. در سال ۶۶۶هش، مقبرهی علاء الدین، به شیوهی مقبرههای شمالی، با ۳۲ یال عمودی و گنبدی مخروطی با کاشی آبی، یک کتیبهی شیار تزیینی و یک قرنیز نوار مانند از کاشی آبی و سفال، ساخته شد. در ۶۸۶، مسجد شریف، که هماکنون ویران است و کمی از آن برجا نمانده است، و در سال ۷۰۱ مسجد جامع آن ساخته شد. این مسجد باشکوه در سال ۷۰۵، در دوران ابوسعید، آخرین ایلخان مغول، پایان گرفت. مسجد جامع با دقت بسیار زیاد طراحی و ساخته شده است و نسبتهای بسیار سنجیدهی آن گواه بر این است که معمار آن به خوبی بر دانش تناسبات زیباشناسانه و ریاضی آگاه بوده است. مسجد، در عین فروتنی، شیوههای آرایش گوناگونی را آشکار میکند و شامل نقشهای زیبایی از ردیفهای کاشی آبی همراه با آذینهای سفالین نخودی، گل و بوتههای دلپذیر و سایههای آجرهای برجسته و فرو رفته، میباشد. کتیبههای آن با خط کوفی و خط نسخ به صورت شیارهایی است. بر پایههای با گچ پوشیده شده، نوارهای گچبری شدهی ظریف و با دقت اجرا شده، مشاهده میگردد.
درون شبستان، به شیوهی سلجوقی، سه بخش متمایز دارد: چهارتاقی، بخش تبدیل چهارگوش به چند ضعلی و گنبد، آنچه که در زمان ایلخانان جای خود را به قابهای عمود و هلالیهایی داده بود که سنگینی گنبد را مستقیماً به زمین منتقل میکردند. این ساختمان باکمالی که نقشهی چهار ایوان آن دارد و به طور هماهنگی با دیگر اجزای بنا و با مجموعه سازگار شده است، از دیگر بناهای دوران ایلخانیان متمایز میباشد. این هماهنگی به گونهای است که توجه انسان به طور طبیعی و مستقیماً از سردر بیرونی به اوج محراب شبستان و گنبد منتقل میگردد. این گنبد با برازندگی بسیار بر تمامی بنا مسلط میباشد. براساس کتیبهای، معمار این بنا علی قزوینی بوده است.
از بناهای ارزشمند ولی متواضع دیگر این عصر باید از بقعهی پیر بکران در نزدیکی مبارکهی اصفهان نام برد، که در سال ۶۸۲ه ش. ساخته شده و در ۶۹۱ تجدید بنا شده است. این ساختمان یک بنای تک ایوانی، به شیوهی تاقکسری میباشد. آذین بنا از کاشیهای ظریف لاجورد و آبی، فیروزهای و گچبری پرمایه است. تاریخگچبری آن ۶۸۲هش (۷۰۱ه)، یعنی درست سال ساختمان محراب الجایتو در مسجد جامع (جمعه) اصفهان میباشد. هنرمند محراب محمد شاه، پسر محمود شاه، نقاش کرمانی است که منبر مسجد جامع عتیق نایین را نیز طراحی و ساخته است. ظرافتی که در محراب اولجایتو وجود دارد در این محراب دیده نمیشود؛ ولیکن گچبری این محراب حالت عرفانی و روحانی شدیدی دارد و انسان را در جهات مختلف فضا به حالت تعلیق در میآورد.
مسجد جامع یزد نیز، بنا بر سنتهای کهن، مجموعهای از بناها و ساختمانهای دوران مختلف را در خود جمع دارد. این مسجد بر جای یکآتشکدهی ساسانی ساخته شده و در دوران صفاریان ثروت و قدرت زیادی داشته است. از سال ۷۱۳ ه ش. رواج و رونق واقعی آن آغاز شد و حدود ۵۰ سال دوام آورد. یک پیشتاق یا ایوان ورودی به حیاط باز میشود. این ایوان، بر خلاف سنت مساجد ایوانی، در جهت مقابل شبستان نیست. ارتفاع این شبستان بسیار زیاد است و با احتساب بلندای گلدستهها، بلندترین گلدستهی ایران است. یک تاقنمای بلند ایوان به گنبد شبستان، که بر محل چهارتاقی ساسانی بنا شده، میرسد. محراب زیرگنبد یکی از زیباترین تزیینات کاشیکاری را دارد که تاریخ آن ۷۶۵ ه (۵۷۴۴ ش) است. در دو طرف آن رواقهایی قرار دارد که تاقهای همپهلو دارند؛ این یکی از ابتکارات عهد ساسانیان است که پس از یک هزاره دوباره مورد استفاده قرار میگیرد. ایوان و شبستان هر دو حرکتی عمودی و به سوی بالا دارند. تاق ضربی ایوان بهسبب پهنایش بسیار بلند ساخته شده است و حرکت رو به بالای آن با ستونچههایی که بلندیشان گاهی به صد برابر قطرشان میرسد تشدید شده است.
مسجد دیگری که در همین زمان و تقریباً در همین سبک و روال ساخته شده، مسجد جامع کرمان است که در سال ۷۲۸ بنا گردیده و در ۹۳۸ تجدید ساختمان شده است. این بنای چهار ایوانی پیشتاق بلند سردری دارد که بیشباهت به سردر مسجد یزد نیست و کاشیهای معرق رنگارنگش کیفیت بسیار مطلوبی دارند. بنای دیگری که میتواند نمونهی خوبی از معماری این دوران بهشمار آید، مقبرهای است در شهر طوس خراسان. این بنا، از طرفی شباهتهایی به مقبرهی سلطان سنجر دارد (دهلیزی که در طبقهی دوم آن برای کم کردن فشار گنبد بر بنا تعبیه شده است)، و از سوی دیگر با بنای جبل سنگ کرمان که از سدهی ششم - هفتم هجری است و خصلتهای ساسانی دارد. نیز و یژگیهای، گنبد سلطانیه (مقبرهی الجایتو) هم در آن آمده است. شیارهای عمودی که به نمای ساختمان احساس و نیروی زیادی میدهد در سلطانیه هم سابقه دارد، همچنین تاقنماهای بلند و کشیدهی آن. قابهای گچبری آن بیننده را به یاد مقبرهی بایزید بسطامی میاندازد. لیکن در اینجا به هیچ وجه آذینهای کاشی و یا رنگین دیده نمیشود و دیوارها همه ازگچ سفید شدهاند. نسبتهای زیبا، نظم دقیق در همهی اجزای ساختمان در مضرب سهتایی (ویژگی ساسانی)، دیوارها و قاببندیهای پهن چهار تاقنمای بزرگ که متوجه زمین هستند، چشمپوشی از ترمبهها (گوشوارهها)، و غیره عواملی هستند که در این بنا احساس ثبات و آرامش میآفرینند.
پس از مرگ ابوسعید، آخرین ایلخان مغول، در ۵۷۱۴، بهرغم منازعات داخلی و تضاد امرای محلی، سنت معماری آنان ادامه یافت؛ به ویژه در ایران مرکزی، ازجمله در اطراف شهر قم که حدود ۱۵ برج مقبره در آن برپاست، که مهمترین آنها مقبرهی علاء الدین از سال ۷۶۹ میباشد. این مقبره نمونهی زیبایی از این گونه بناهاست. اغلب این بناها هشت گوش میباشند. دیوارهای، آنها شیبی به سوی درون دارند و گنبدهاشان مخروطی یا چند پهلوست. درون گنبدها آذینهای کاشیکاری زیبای معرق یا کندهگری و گچبری است. برخی از آذینهای گچبری قم یادآور آذینهای سلطانیه است، به ویژه آذینهای رنگین آنها معماری مغولی ایران پیوستگی ویژهای با معماری سلجوقی دارد. حتی، در برخی موارد مانند گنبد علویان در همدان، تشخیص دقیق که از کدام دوره است دشوار است. با این همه، معماری ایلخانی بسیار سبکتر از معماری سلجوقی و شکیلتر است. در بناهای ایلخانی مقیاسهای بزرگتری به کار رفته است و تحول رنگ در نمای بنا نیز بیشتر است. هنر معرق کاشی در این دوره به اوج خود میرسد و با اینکه هنری سخت و وقتگیر است، هنرمند ایرانی با کمال حوصله و دقت از عهدهی آن برمیآید. در این بناها معمولاً گنبد دو سوم بنا را در بر میگیرد و با برازندگی خاصی با بنا هماهنگ میشود. مسائل جدی ساختمانی بهتر از دوران سلجوقی مورد توجه قرار گرفته و حل میشود. تاقهای پهلوی هم در یزد و اصفهان تکمیل میشوند و آجرکاری به کمال خود میرسد. ایوانها کشیده و بلند شده و گلدستههای سردر دوتایی میشوند و به هم نزدیکتر میگردند. ستونچهها و تاقنماها بلندتر، حیاط ها باربکتر و نقشهی چهار ایوانی کاملتر میشود.
نیز نگاه کنید به
منبع اصلی
آیت اللهی، حبیب الله (1380). کتاب ایران: تاریخ هنر. تهران: موسسه فرهنگی، هنری و انتشاراتی بین المللی الهدی.
نویسنده مقاله
حبیب الله آیت اللهی