پرش به محتوا

زبان های ایرانی: تفاوت میان نسخه‌ها

از ویکی ایران
Karimian (بحث | مشارکت‌ها)
بدون خلاصۀ ویرایش
Samei (بحث | مشارکت‌ها)
بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۱: خط ۱:




'''[[زبان های ایرانی|زبان‌های ایرانی]]'''/ Zæbanhaye zirani/؛ شاخه‌ای از زبان‌ها که در کنار شاخه زبان‌های هندی، خانواده زبان‌های هند و ایرانی یا آریایی را از خانواده بزرگ زبان‌های هند و اروپایی تشکیل می‌دهد<ref>Payne, John R. 1992. "Iranian Languages", '''''Internatinal Encyclopedia of Linguistics'''''. Edited by William Bright. Oxford University Press, 3 Vols, Vol 3, P. 228.</ref>. [[زبان های ایرانی|زبان‌های ایرانی]] سه یا چهار هزار سال است که در سرزمین ایران، بخش‌های مختلف جنوب روسیه، قفقاز، جمهوری‌های آسیای مرکزی، سین کیانگ(xinjiang)چین، افغانستان، پاکستان، عراق و ترکیه رواج دارند<ref name=":0">Skjærvø, P.O. 2006. "Iranian Languages", '''''The Encyclopedia of Language and Linguistics'''''. Edited by Keith Brown, Cambridge, MA: Elsevier Ltd. 14 Vols, Vol: 6, P. 18.</ref>. هرچند به مرور گستره کاربرد آنها کمتر شده است<ref>اشمیت، رودیگر. «زبان‌های ایرانی: مفاهیم و اصطلاحات»، '''''راهنمای زبان‌های ایرانی: زبان‌های ایرانی باستان و ایرانی میانه''''' (جلد اول). ویراستار: رودیگر اشمیت. ترجمه فارسی زیر نظر حسن رضایی باغ‌بیدی، تهران: ققنوس، 1382، ص 24.</ref>.
'''[[زبان های ایرانی|زبان‌های ایرانی]]'''/ Zæbanhaye zirani/؛ شاخه‌ای از زبان‌ها که در کنار شاخه زبان‌های هندی، خانواده زبان‌های هند و ایرانی یا آریایی را از خانواده بزرگ زبان‌های هند و اروپایی تشکیل می‌دهد<ref>Payne, John R. 1992. "Iranian Languages", '''''Internatinal Encyclopedia of Linguistics'''''. Edited by William Bright. Oxford University Press, 3 Vols, Vol 3, P. 228.</ref>. [[زبان های ایرانی|زبان‌های ایرانی]] سه یا چهار هزار سال است که در [[کشور ایران|سرزمین ایران]]، بخش‌های مختلف جنوب [https://dmelal.ir/index.php?title=%D8%B1%D9%88%D8%B3%DB%8C%D9%87 روسیه]، قفقاز، جمهوری‌های آسیای مرکزی، سین کیانگ(xinjiang)[https://dmelal.ir/index.php?title=%DA%86%DB%8C%D9%86 چین]، [https://dmelal.ir/index.php?title=%D8%A7%D9%81%D8%BA%D8%A7%D9%86%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86 افغانستان]، [https://dmelal.ir/index.php?title=%D9%BE%D8%A7%DA%A9%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86 پاکستان]، [https://dmelal.ir/index.php?title=%D8%B9%D8%B1%D8%A7%D9%82 عراق] و ترکیه رواج دارند<ref name=":0">Skjærvø, P.O. 2006. "Iranian Languages", '''''The Encyclopedia of Language and Linguistics'''''. Edited by Keith Brown, Cambridge, MA: Elsevier Ltd. 14 Vols, Vol: 6, P. 18.</ref>. هرچند به مرور گستره کاربرد آنها کمتر شده است<ref>اشمیت، رودیگر. «زبان‌های ایرانی: مفاهیم و اصطلاحات»، '''''راهنمای زبان‌های ایرانی: زبان‌های ایرانی باستان و ایرانی میانه''''' (جلد اول). ویراستار: رودیگر اشمیت. ترجمه فارسی زیر نظر حسن رضایی باغ‌بیدی، تهران: ققنوس، 1382، ص 24.</ref>.
[[پرونده:پراکنش تاریخی زبان‌های ایرانی ۱۰۰ سال پیش از میلاد.png|بندانگشتی|پراکنش تاریخی زبان‌های ایرانی ۱۰۰ سال پیش از میلاد، رنگ نارنجی نشان‌دهنده سرزمین‌های ایرانی شرقی: سرمتی، سکائستان، باختر و رنگ قرمز نشان‌دهنده سرزمین‌های ایرانی غربی: شاهنشاهی اشکانی است،برگرفته از سایت ویکی پدیا،قابل بازیابی از [https://fa.wikipedia.org/wiki/زبان%E2%80%8Cهای_ایرانی زبان%E2%80%8Cهای_ایرانی/https://fa.wikipedia.org/wiki]]]
[[پرونده:پراکنش تاریخی زبان‌های ایرانی ۱۰۰ سال پیش از میلاد.png|بندانگشتی|پراکنش تاریخی زبان‌های ایرانی ۱۰۰ سال پیش از میلاد، رنگ نارنجی نشان‌دهنده سرزمین‌های ایرانی شرقی: سرمتی، سکائستان، باختر و رنگ قرمز نشان‌دهنده سرزمین‌های ایرانی غربی: شاهنشاهی اشکانی است،برگرفته از سایت ویکی پدیا،قابل بازیابی از [https://fa.wikipedia.org/wiki/زبان%E2%80%8Cهای_ایرانی زبان%E2%80%8Cهای_ایرانی/https://fa.wikipedia.org/wiki]]]
نام این شاخه زبانی برگرفته از نام «ایران» است که در گذشته منطقه‌ای بسیار وسیع‌تر از [[کشور ایران|ایران]] کنونی و قلمرو رواج این زبان‌ها بود. نام ایران نیز مأخوذ از نام قوم آریایی،<ref>اشمیت، رودیگر. «زبان‌های ایرانی: مفاهیم و اصطلاحات»، '''''راهنمای زبان‌های ایرانی: زبان‌های ایرانی باستان و ایرانی میانه''''' (جلد اول). ویراستار: رودیگر اشمیت. ترجمه فارسی زیر نظر حسن رضایی باغ‌بیدی، تهران: ققنوس، 1382، ص 23.</ref> یکی از اقوام هند و اروپایی بوده است که در هزاره سوم پیش از میلاد از محل سکونت خود، احتمالاً آسیای مرکزی، اروپای شرقی یا جنوب روسیه،<ref name=":1">قریب، بدرالزمان. «زبان‌های ایرانی»، '''''خبرنامه فرهنگستان زبان و ادب فارسی'''''. سال دهم، 1384، ص 2.</ref> به سمت جنوب حرکت کردند<ref name=":2">ابوالقاسمی، محسن. '''''تاریخ زبان فارسی'''''. تهران: سازمان مطالعه و تدوین كتب علوم انسانی دانشگاه‌ها (سمت)، 1384، ص18.</ref> و در هزاره دوم پیش از میلاد در هندوستان و ایران ساکن شدند. این امر سبب جدایی دو شاخه زبانی هندی و ایرانی از هم شد و هر یک مسیر تحول جداگانه‌ای را پیمود.
نام این شاخه زبانی برگرفته از نام «ایران» است که در گذشته منطقه‌ای بسیار وسیع‌تر از [[کشور ایران|ایران]] کنونی و قلمرو رواج این زبان‌ها بود. نام ایران نیز مأخوذ از نام قوم آریایی،<ref>اشمیت، رودیگر. «زبان‌های ایرانی: مفاهیم و اصطلاحات»، '''''راهنمای زبان‌های ایرانی: زبان‌های ایرانی باستان و ایرانی میانه''''' (جلد اول). ویراستار: رودیگر اشمیت. ترجمه فارسی زیر نظر حسن رضایی باغ‌بیدی، تهران: ققنوس، 1382، ص 23.</ref> یکی از اقوام هند و اروپایی بوده است که در هزاره سوم پیش از میلاد از محل سکونت خود، احتمالاً آسیای مرکزی، اروپای شرقی یا جنوب روسیه،<ref name=":1">قریب، بدرالزمان. «زبان‌های ایرانی»، '''''خبرنامه فرهنگستان زبان و ادب فارسی'''''. سال دهم، 1384، ص 2.</ref> به سمت جنوب حرکت کردند<ref name=":2">ابوالقاسمی، محسن. '''''تاریخ زبان فارسی'''''. تهران: سازمان مطالعه و تدوین كتب علوم انسانی دانشگاه‌ها (سمت)، 1384، ص18.</ref> و در هزاره دوم پیش از میلاد در هندوستان و ایران ساکن شدند. این امر سبب جدایی دو شاخه زبانی هندی و ایرانی از هم شد و هر یک مسیر تحول جداگانه‌ای را پیمود.


زبان‌های ایرانی به سه دوره باستان، میانه و نو تقسیم می‌شوند. دوره باستان از آغاز هزاره دوم پیش از میلاد، و جدایی شاخه زبان‌های ایرانی از شاخه هندی تا سده‌های سوم و چهارم پیش از میلاد، همزمان با اواخر دوره هخامنشی، دوره میانه از اواخر دوره هخامنشی تا سده‌های هشتم و نهم میلادی / دوم و سوم هجری قمری همزمان با گسترش اسلام در ایران و دوره نو از سده‌های هشتم و نهم میلادی تا به امروز<ref>ارانسكی، ای. م. '''''مقدمه فقه اللغه ایرانی'''''. ترجمه كریم كشاورز، تهران: پیام، 1379، ص 45.</ref><ref name=":2" />.  
زبان‌های ایرانی به سه دوره باستان، میانه و نو تقسیم می‌شوند. دوره باستان از آغاز هزاره دوم پیش از میلاد، و جدایی شاخه زبان‌های ایرانی از شاخه هندی تا سده‌های سوم و چهارم پیش از میلاد، همزمان با اواخر دوره [[هخامنشیان|هخامنشی]]، دوره میانه از اواخر دوره [[هخامنشیان|هخامنشی]] تا سده‌های هشتم و نهم میلادی / دوم و سوم هجری قمری همزمان با گسترش [[اسلام]] در ایران و دوره نو از سده‌های هشتم و نهم میلادی تا به امروز<ref>ارانسكی، ای. م. '''''مقدمه فقه اللغه ایرانی'''''. ترجمه كریم كشاورز، تهران: پیام، 1379، ص 45.</ref><ref name=":2" />.  


'''دوره باستان:''' چهار زبان به دوره باستان نسبت داده می‌شوند: فارسی باستان و مادی که به گروه غربی و اوستایی و سکایی که به گروه شرقی وابسته‌اند. از میان این چهار زبان، به دو زبان فارسی باستان و اوستایی اسناد مکتوب در دست است.  
=== دوره باستان ===
چهار زبان به دوره باستان نسبت داده می‌شوند: فارسی باستان و مادی که به گروه غربی و اوستایی و سکایی که به گروه شرقی وابسته‌اند. از میان این چهار زبان، به دو زبان فارسی باستان و اوستایی اسناد مکتوب در دست است.  


'''[[فارسی]] باستان:''' زبان قوم پارس بوده که در جنوب غربی ایران سکونت داشتند و پادشاهی هخامنشی را پایه‌ریزی کردند<ref>ارانسكی، یوسیف، م. '''''زبانهای ایرانی'''''. ترجمه علی اشرف صادقی، تهران: سخن، 1378، ص 46.</ref>. این زبان تنها برای نگارش کتیبه‌ها و امور مشابه به کار می‌رفته و زبان رسمی و اداری سلسله هخامنشی زبان آرامی بوده است<ref>اشمیت، رودیگر. «زبان‌های ایرانی: مفاهیم و اصطلاحات»، '''''راهنمای زبان‌های ایرانی: زبان‌های ایرانی باستان و ایرانی میانه''''' (جلد اول). ویراستار: رودیگر اشمیت. ترجمه فارسی زیر نظر حسن رضایی باغ‌بیدی، تهران: ققنوس، 1382، ص 110 و 111.</ref>. از جمله مهم‌ترین و قدیمی‌ترین آثار به جا مانده از این زبان می‌توان به کتیبه‌های داریوش اول بر کوه بیستون،<ref name=":2" /> نقش رستم و تخت جمشید، کتیبه‌های خشایارشاه و اردشیر دوم در شوش اشاره کرد،<ref>اشمیت، رودیگر. «زبان‌های ایرانی: مفاهیم و اصطلاحات»، '''''راهنمای زبان‌های ایرانی: زبان‌های ایرانی باستان و ایرانی میانه''''' (جلد اول). ویراستار: رودیگر اشمیت. ترجمه فارسی زیر نظر حسن رضایی باغ‌بیدی، تهران: ققنوس، 1382، ص 115.</ref> که به خط میخی نوشته شده‌اند. این خط از چپ به راست و با استفاده از 36 نشانه هجانگار و 8 واژه‌نگار نوشته می‌شد<ref name=":2" />.
==== [[فارسی]] باستان ====
زبان قوم پارس بوده که در جنوب غربی ایران سکونت داشتند و پادشاهی [[هخامنشیان|هخامنشی]] را پایه‌ریزی کردند<ref>ارانسكی، یوسیف، م. '''''زبانهای ایرانی'''''. ترجمه علی اشرف صادقی، تهران: سخن، 1378، ص 46.</ref>. این زبان تنها برای نگارش کتیبه‌ها و امور مشابه به کار می‌رفته و زبان رسمی و اداری سلسله [[هخامنشیان|هخامنشی]] زبان آرامی بوده است<ref>اشمیت، رودیگر. «زبان‌های ایرانی: مفاهیم و اصطلاحات»، '''''راهنمای زبان‌های ایرانی: زبان‌های ایرانی باستان و ایرانی میانه''''' (جلد اول). ویراستار: رودیگر اشمیت. ترجمه فارسی زیر نظر حسن رضایی باغ‌بیدی، تهران: ققنوس، 1382، ص 110 و 111.</ref>. از جمله مهم‌ترین و قدیمی‌ترین آثار به جا مانده از این زبان می‌توان به کتیبه‌های [[داریوش]] اول بر کوه [[بیستون]]،<ref name=":2" /> [[نقش رستم]] و [[تخت جمشید]]، کتیبه‌های [[خشایارشا|خشایارشاه]] و [[اردشیر بابکان|اردشیر]] دوم در شوش اشاره کرد،<ref>اشمیت، رودیگر. «زبان‌های ایرانی: مفاهیم و اصطلاحات»، '''''راهنمای زبان‌های ایرانی: زبان‌های ایرانی باستان و ایرانی میانه''''' (جلد اول). ویراستار: رودیگر اشمیت. ترجمه فارسی زیر نظر حسن رضایی باغ‌بیدی، تهران: ققنوس، 1382، ص 115.</ref> که به خط میخی نوشته شده‌اند. این خط از چپ به راست و با استفاده از 36 نشانه هجانگار و 8 واژه‌نگار نوشته می‌شد<ref name=":2" />.


'''اوستایی:''' زبان کتاب دینی زرتشتیان که از هزاره دوم تا پانصد پیش از میلاد در آسیای مرکزی، افغانستان و شرق ایران رایج بود. دو دوره برای این زبان شناخته شده است، اوستایی متقدم حدود هزاره دوم پیش از میلاد (یا گاهانی با ویژگی‌های آوایی و صرف کهن‌تر)<ref>ارانسكی، یوسیف، م. '''''زبانهای ایرانی'''''. ترجمه علی اشرف صادقی، تهران: سخن، 1378، ص 51.</ref> و اوستاییِ متأخر حدود هزار تا پانصد پیش از میلاد<ref name=":0" />.
==== اوستایی ====
زبان کتاب دینی [[زرتشتی، دین|زرتشتیان]] که از هزاره دوم تا پانصد پیش از میلاد در آسیای مرکزی، [https://dmelal.ir/index.php?title=%D8%A7%D9%81%D8%BA%D8%A7%D9%86%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86 افغانستان] و شرق [[کشور ایران|ایران]] رایج بود. دو دوره برای این زبان شناخته شده است، اوستایی متقدم حدود هزاره دوم پیش از میلاد (یا گاهانی با ویژگی‌های آوایی و صرف کهن‌تر)<ref>ارانسكی، یوسیف، م. '''''زبانهای ایرانی'''''. ترجمه علی اشرف صادقی، تهران: سخن، 1378، ص 51.</ref> و اوستاییِ متأخر حدود هزار تا پانصد پیش از میلاد<ref name=":0" />.


متون اوستایی با خط اوستایی یا «دین دبیری» (به معنای خط دینی) نوشته شده است. این خط در حدود سده ششم میلادی برای مکتوب کردن اوستا، که در طول سده‌های متمادی به صورت شفاهی و سینه به سینه نقل شده بود، از روی الفباهای فارسی میانه کتابی و فارسی میانه زبوری ساخته شد. خط اوستایی با داشتن حدود 53 نویسه از نظر آوایی بسیار دقیق است،<ref>ابوالقاسمی، محسن. '''''تاریخ زبان فارسی'''''. تهران: سازمان مطالعه و تدوین كتب علوم انسانی دانشگاه‌ها (سمت)، 1384، ص 2-41.</ref><ref name=":3">قریب، بدرالزمان. «زبان‌های ایرانی»، '''''خبرنامه فرهنگستان زبان و ادب فارسی'''''. سال دهم، 1384، ص 3.</ref> و از راست به چپ نوشته می‌شود<ref>ابوالقاسمی، محسن. '''''تاریخ زبان فارسی'''''. تهران: سازمان مطالعه و تدوین كتب علوم انسانی دانشگاه‌ها (سمت)، 1384، ص 41-42.</ref>.
متون اوستایی با خط اوستایی یا «دین دبیری» (به معنای خط دینی) نوشته شده است. این خط در حدود سده ششم میلادی برای مکتوب کردن [[اوستا]]، که در طول سده‌های متمادی به صورت شفاهی و سینه به سینه نقل شده بود، از روی الفباهای فارسی میانه کتابی و فارسی میانه زبوری ساخته شد. خط اوستایی با داشتن حدود 53 نویسه از نظر آوایی بسیار دقیق است،<ref>ابوالقاسمی، محسن. '''''تاریخ زبان فارسی'''''. تهران: سازمان مطالعه و تدوین كتب علوم انسانی دانشگاه‌ها (سمت)، 1384، ص 2-41.</ref><ref name=":3">قریب، بدرالزمان. «زبان‌های ایرانی»، '''''خبرنامه فرهنگستان زبان و ادب فارسی'''''. سال دهم، 1384، ص 3.</ref> و از راست به چپ نوشته می‌شود<ref>ابوالقاسمی، محسن. '''''تاریخ زبان فارسی'''''. تهران: سازمان مطالعه و تدوین كتب علوم انسانی دانشگاه‌ها (سمت)، 1384، ص 41-42.</ref>.


'''سکایی:''' زبان قبیله‌ای کوچ‌نشین به همین نام که از هزاره اول پیش از میلاد تا هزاره اول پس از میلاد در بخش وسیعی از مرزهای چین تا سواحل دریای سیاه می‌زیستند<ref>ابوالقاسمی، محسن. '''''تاریخ زبان فارسی'''''. تهران: سازمان مطالعه و تدوین كتب علوم انسانی دانشگاه‌ها (سمت)، 1384، ص 14.</ref><ref name=":3" />. از این زبان در دوره باستان متنی به جا نمانده و فقط تعداد معدودی، حدود 200 واژه<ref>ارانسكی، یوسیف، م. '''''زبانهای ایرانی'''''. ترجمه علی اشرف صادقی، تهران: سخن، 1378، ص 52.</ref> (بیشتر اسامی خاص و نام مکان‌ها) در متون یونانی دیده می‌شود<ref name=":4">ارانسكی، ای. م. '''''مقدمه فقه اللغه ایرانی'''''. ترجمه كریم كشاورز، تهران: پیام، 1379، ص 19.</ref>.
==== سکایی ====
زبان قبیله‌ای کوچ‌نشین به همین نام که از هزاره اول پیش از میلاد تا هزاره اول پس از میلاد در بخش وسیعی از مرزهای چین تا سواحل دریای سیاه می‌زیستند<ref>ابوالقاسمی، محسن. '''''تاریخ زبان فارسی'''''. تهران: سازمان مطالعه و تدوین كتب علوم انسانی دانشگاه‌ها (سمت)، 1384، ص 14.</ref><ref name=":3" />. از این زبان در دوره باستان متنی به جا نمانده و فقط تعداد معدودی، حدود 200 واژه<ref>ارانسكی، یوسیف، م. '''''زبانهای ایرانی'''''. ترجمه علی اشرف صادقی، تهران: سخن، 1378، ص 52.</ref> (بیشتر اسامی خاص و نام مکان‌ها) در متون یونانی دیده می‌شود<ref name=":4">ارانسكی، ای. م. '''''مقدمه فقه اللغه ایرانی'''''. ترجمه كریم كشاورز، تهران: پیام، 1379، ص 19.</ref>.


'''مادی:''' زبان قبایل مادی که در نیمه اول هزاره نخست پیش از میلاد در شمال فلات ایران و جنوب دریای خزر ساکن بودند<ref name=":4" />. از این زبان در دوره باستان اثری جز چند واژه (بیشتر اسامی خاص و واژه‌های حکومتی)<ref name=":1" /> در نوشته‌های یونانی و فارسی باستان در دست نیست<ref>زرشناس، زهره. '''''زبان و ادبیات ایران باستان'''''. تهران: دفتر پژوهش‌های فرهنگی، 1382، ص 13-14.</ref>.
==== مادی ====
زبان قبایل [[ماد|مادی]] که در نیمه اول هزاره نخست پیش از میلاد در شمال فلات ایران و جنوب [[دریاچه خزر|دریای خزر]] ساکن بودند<ref name=":4" />. از این زبان در دوره باستان اثری جز چند واژه (بیشتر اسامی خاص و واژه‌های حکومتی)<ref name=":1" /> در نوشته‌های یونانی و فارسی باستان در دست نیست<ref>زرشناس، زهره. '''''زبان و ادبیات ایران باستان'''''. تهران: دفتر پژوهش‌های فرهنگی، 1382، ص 13-14.</ref>.


'''ویژگی‌های زبانی ایرانی دوره باستان:''' ویژگی اصلی زبان‌های این دوره، تعریفی بودن آنهاست<ref>ارانسكی، ای. م. '''''مقدمه فقه اللغه ایرانی'''''. ترجمه كریم كشاورز، تهران: پیام، 1379، ص 139.</ref>. اسم بسته به آوای پایان ستاک، هشت حالت مختلف می‌گرفته و با سه جنس دستوری به صورت‌های مختلف صرف می‌شده است. فعل هم بر حسب شخص، شمار، وجه، جهت، زمان و نمود، پایانه‌های صرفی متفاوتی می‌پذیرفته است<ref>ارانسكی، یوسیف، م. '''''زبانهای ایرانی'''''. ترجمه علی اشرف صادقی، تهران: سخن، 1378، ص 56.</ref>.   
=== ویژگی‌های زبانی ایرانی دوره باستان ===
ویژگی اصلی زبان‌های این دوره، تعریفی بودن آنهاست<ref>ارانسكی، ای. م. '''''مقدمه فقه اللغه ایرانی'''''. ترجمه كریم كشاورز، تهران: پیام، 1379، ص 139.</ref>. اسم بسته به آوای پایان ستاک، هشت حالت مختلف می‌گرفته و با سه جنس دستوری به صورت‌های مختلف صرف می‌شده است. فعل هم بر حسب شخص، شمار، وجه، جهت، زمان و نمود، پایانه‌های صرفی متفاوتی می‌پذیرفته است<ref>ارانسكی، یوسیف، م. '''''زبانهای ایرانی'''''. ترجمه علی اشرف صادقی، تهران: سخن، 1378، ص 56.</ref>.   


'''دوره میانه:''' شش زبان این دوره را بر پایه معیارهای زبان‌شناختی و نیز منطقه رواج آنها به دو گروه شرقی و غربی و هر گروه را به دو شاخه شمالی و جنوبی تقسیم می‌کنند. سغدی و خوارزمی، در گروه شرقی شمالی، بلخی و سکایی در گروه شرقی جنوبی، پهلوی اشکانی یا پارتی در گروه غربی شمالی و فارسی میانه یا پهلوی در گروه غربی جنوبی جای دارند<ref>آموزگار، ژاله و احمد تفضلی. '''''زبان پهلوی، ادبیات و دستور آن'''''. تهران: معین، 1375، ص 11.</ref>.  
=== دوره میانه ===
شش زبان این دوره را بر پایه معیارهای زبان‌شناختی و نیز منطقه رواج آنها به دو گروه شرقی و غربی و هر گروه را به دو شاخه شمالی و جنوبی تقسیم می‌کنند. سغدی و خوارزمی، در گروه شرقی شمالی، بلخی و سکایی در گروه شرقی جنوبی، پهلوی اشکانی یا [[پارتیان|پارتی]] در گروه غربی شمالی و فارسی میانه یا پهلوی در گروه غربی جنوبی جای دارند<ref>آموزگار، ژاله و احمد تفضلی. '''''زبان پهلوی، ادبیات و دستور آن'''''. تهران: معین، 1375، ص 11.</ref>.  


'''سُغدی:''' زبان مردم سرزمین سغد در آسیای مرکزی کنونی بوده و با متونی مربوط به سده‌های چهارم تا دهم میلادی یا تا چهارم هجری قمری شناخته می‌شود<ref name=":0" />. از این زبان آثار زیادی در ناحیه تورفان چین، ماوراءالنهر، مغولستان و پاکستان پیدا شده است،<ref>قریب، بدرالزمان. «تولد زبانهای ایرانی میانه غربی»، '''''مجموعه مقالات نخستین همایش ملی ایرانشناسی'''''. ج 2، تهران: بنیاد ایرانشناسی، 1383، ص 26.</ref>که بر حسب موضوع به دو دسته غیر دینی (سکه‌ها، اشیای نقره‌ای، پارچه، چرم، سفالینه‌ها و سنگ‌های قیمتی)<ref name=":5">تفضلی، احمد. '''''تاریخ ادبیات ایران پیش از اسلام'''''. به کوشش ژاله آموزگار، تهران: سخن، 1378، ص 362.</ref> و دینی (آثار دینی متون مذهبی مربوط به پیروان دین بودایی، مسیحی و مانوی) تقسیم می‌شوند. این آثار همگی در نواحی تورفان و تون هوانگ در ترکستان چین کشف شده‌اند<ref name=":5" />.
==== سُغدی ====
زبان مردم سرزمین سغد در آسیای مرکزی کنونی بوده و با متونی مربوط به سده‌های چهارم تا دهم میلادی یا تا چهارم هجری قمری شناخته می‌شود<ref name=":0" />. از این زبان آثار زیادی در ناحیه تورفان [https://dmelal.ir/index.php?title=%DA%86%DB%8C%D9%86 چین]، ماوراءالنهر، مغولستان و پاکستان پیدا شده است،<ref>قریب، بدرالزمان. «تولد زبانهای ایرانی میانه غربی»، '''''مجموعه مقالات نخستین همایش ملی ایرانشناسی'''''. ج 2، تهران: بنیاد ایرانشناسی، 1383، ص 26.</ref>که بر حسب موضوع به دو دسته غیر دینی (سکه‌ها، اشیای نقره‌ای، پارچه، چرم، سفالینه‌ها و سنگ‌های قیمتی)<ref name=":5">تفضلی، احمد. '''''تاریخ ادبیات ایران پیش از اسلام'''''. به کوشش ژاله آموزگار، تهران: سخن، 1378، ص 362.</ref> و دینی (آثار دینی متون مذهبی مربوط به پیروان [[بودایی، آئین|دین بودایی]]، [[مسیحی، دین|مسیحی]] و [[مانوی، دین|مانوی]]) تقسیم می‌شوند. این آثار همگی در نواحی تورفان و تون هوانگ در ترکستان [https://dmelal.ir/index.php?title=%DA%86%DB%8C%D9%86 چین] کشف شده‌اند<ref name=":5" />.


'''خوارزمی:''' زبان سرزمین خوارزم (ازبکستان و ترکمنستان کنونی)<ref name=":6">هومباخ، هلموت. «خوارزمی»، '''''راهنمای زبان‌های ایرانی: زبان‌های ایرانی باستان و ایرانی میانه''''' (جلد اول). همان، ص 303.</ref> که تا سده چهارده میلادی / هشتم هجری قمری که زبان ترکی ازبکی جای آن را گرفت، زبانی زنده بود<ref name=":7">قریب، بدرالزمان. «تولد زبانهای ایرانی میانه غربی»، '''''مجموعه مقالات نخستین همایش ملی ایرانشناسی'''''. ج 2، تهران: بنیاد ایرانشناسی، 1383، ص 48.</ref>. آثار به‌دست آمده از این زبان را به دو دسته خوارزمی متقدم و خوارزمی متأخر تقسیم می‌کنند<ref name=":7" />. متون خوارزمی متقدم مربوط به سده‌های دوم یا سوم پیش از میلاد تا هشتم میلادی است و با الفبای آرامی ـ خوارزمی نوشته شده<ref name=":6" /> و متون خوارزمی متأخر مربوط به سده‌های شش، هفت و هشت هجری است<ref>قریب، بدرالزمان. «زبان‌های ایرانی»، '''''خبرنامه فرهنگستان زبان و ادب فارسی'''''. سال دهم، 1384، ص 131.</ref> و به الفبای عربی ـ خوارزمی نوشته شده‌اند<ref name=":6" />. در نوشته‌های بعضی از نویسندگان دوره اسلامی مانند بیرونی، به برخی از واژگان و جملات خوارزمی متأخر اشاره شده است<ref>تفضلی، احمد. '''''تاریخ ادبیات ایران پیش از اسلام'''''. به کوشش ژاله آموزگار، تهران: سخن، 1378، ص 366.</ref>.
==== خوارزمی ====
زبان سرزمین خوارزم (ازبکستان و ترکمنستان کنونی)<ref name=":6">هومباخ، هلموت. «خوارزمی»، '''''راهنمای زبان‌های ایرانی: زبان‌های ایرانی باستان و ایرانی میانه''''' (جلد اول). همان، ص 303.</ref> که تا سده چهارده میلادی / هشتم هجری قمری که [[ترکی|زبان ترکی]] ازبکی جای آن را گرفت، زبانی زنده بود<ref name=":7">قریب، بدرالزمان. «تولد زبانهای ایرانی میانه غربی»، '''''مجموعه مقالات نخستین همایش ملی ایرانشناسی'''''. ج 2، تهران: بنیاد ایرانشناسی، 1383، ص 48.</ref>. آثار به‌دست آمده از این زبان را به دو دسته خوارزمی متقدم و خوارزمی متأخر تقسیم می‌کنند<ref name=":7" />. متون خوارزمی متقدم مربوط به سده‌های دوم یا سوم پیش از میلاد تا هشتم میلادی است و با الفبای آرامی ـ خوارزمی نوشته شده<ref name=":6" /> و متون خوارزمی متأخر مربوط به سده‌های شش، هفت و هشت هجری است<ref>قریب، بدرالزمان. «زبان‌های ایرانی»، '''''خبرنامه فرهنگستان زبان و ادب فارسی'''''. سال دهم، 1384، ص 131.</ref> و به الفبای عربی ـ خوارزمی نوشته شده‌اند<ref name=":6" />. در نوشته‌های بعضی از نویسندگان دوره اسلامی مانند بیرونی، به برخی از واژگان و جملات خوارزمی متأخر اشاره شده است<ref>تفضلی، احمد. '''''تاریخ ادبیات ایران پیش از اسلام'''''. به کوشش ژاله آموزگار، تهران: سخن، 1378، ص 366.</ref>.
[[پرونده:انواع گویش های زبان فارسی.jpg|بندانگشتی|انواع گویش های زبان فارسی،برگرفته از سایت دهخدا،قابل بازیابی از [https://dehkhodaedu.com/انواع-گویش-های-زبان-فارسی/ /انواع-گویش-های-زبان-فارسی//https://dehkhodaedu.com]]]
[[پرونده:انواع گویش های زبان فارسی.jpg|بندانگشتی|انواع گویش های زبان فارسی،برگرفته از سایت دهخدا،قابل بازیابی از [https://dehkhodaedu.com/انواع-گویش-های-زبان-فارسی/ /انواع-گویش-های-زبان-فارسی//https://dehkhodaedu.com]]]
'''بلخی:''' زبان پادشاهی کوشان در بلخ (شمال افغانستان کنونی)<ref>زرشناس، زهره. '''''زبان و ادبیات ایران باستان'''''. تهران: دفتر پژوهش‌های فرهنگی، 1382، ص 94.</ref> که تا سده چهارم میلادی زبانی زنده بود<ref>Comrie, B. "Turkic Languages", '''''International Encyclopadia of Linguistics.''''' W. Bright (ed). New  York – oxford: OUP 1992, v.4, P. 518.</ref>. آثار باقی‌مانده از این زبان متعلق به اواسط سده دوم تا اواسط سده نهم میلادی است؛<ref>ابوالقاسمی، محسن. '''''تاریخ زبان فارسی'''''. تهران: سازمان مطالعه و تدوین كتب علوم انسانی دانشگاه‌ها (سمت)، 1384، ص126.</ref> مهم‌ترین آنها کتیبه‌ای است 25 سطری که در ورودی معبدی در سرخ کتل واقع در جنوب شرقی بغلان در شمال افغانستان به دست آمده<ref>تفضلی، احمد. '''''تاریخ ادبیات ایران پیش از اسلام'''''. به کوشش ژاله آموزگار، تهران: سخن، 1378، ص 367.</ref> و به زبان بلخی و خط یونانی است<ref>قریب، بدرالزمان. «تولد زبانهای ایرانی میانه غربی»، '''''مجموعه مقالات نخستین همایش ملی ایرانشناسی'''''. ج 2، تهران: بنیاد ایرانشناسی، 1383، ص 42.</ref>.


'''خُتنی:''' احتمالاً بازمانده سکایی باستان،<ref name=":3" /> و زبان اقوام سکایی بود که در ختن، واقع در جنوب غربی سین کیانگ چین سکنا داشتند<ref>مصاحب، غلامحسین. '''''دایرهالمعارف فارسی'''''. تهران: شرکت سهامی کتاب‌های جیبی، ج 1، ص 884.</ref>. آثار به‌دست آمده از این زبان مربوط به سده ششم تا پایان سده دهم میلادی است<ref name=":0" />و به دو گویش شمال غربی یا تومشوقی، در تومشوق، واقع در شمال شرقی کاشغر و شرقی یا ختنی، واقع در جنوب شرقی شهر ختن تقسیم می‌شود<ref>امریک، رونالد ئی. «ختنی و تمشقی»، '''''راهنمای زبان‌های ایرانی: زبان‌های ایرانی باستان و ایرانی میانه''''' (جلد اول). همان، ص 319.</ref><ref name=":8">تفضلی، احمد. '''''تاریخ ادبیات ایران پیش از اسلام'''''. به کوشش ژاله آموزگار، تهران: سخن، 1378، ص 365.</ref>.
==== بلخی ====
زبان پادشاهی کوشان در بلخ (شمال افغانستان کنونی)<ref>زرشناس، زهره. '''''زبان و ادبیات ایران باستان'''''. تهران: دفتر پژوهش‌های فرهنگی، 1382، ص 94.</ref> که تا سده چهارم میلادی زبانی زنده بود<ref>Comrie, B. "Turkic Languages", '''''International Encyclopadia of Linguistics.''''' W. Bright (ed). New  York – oxford: OUP 1992, v.4, P. 518.</ref>. آثار باقی‌مانده از این زبان متعلق به اواسط سده دوم تا اواسط سده نهم میلادی است؛<ref>ابوالقاسمی، محسن. '''''تاریخ زبان فارسی'''''. تهران: سازمان مطالعه و تدوین كتب علوم انسانی دانشگاه‌ها (سمت)، 1384، ص126.</ref> مهم‌ترین آنها کتیبه‌ای است 25 سطری که در ورودی معبدی در سرخ کتل واقع در جنوب شرقی بغلان در شمال افغانستان به دست آمده<ref>تفضلی، احمد. '''''تاریخ ادبیات ایران پیش از اسلام'''''. به کوشش ژاله آموزگار، تهران: سخن، 1378، ص 367.</ref> و به زبان بلخی و خط یونانی است<ref>قریب، بدرالزمان. «تولد زبانهای ایرانی میانه غربی»، '''''مجموعه مقالات نخستین همایش ملی ایرانشناسی'''''. ج 2، تهران: بنیاد ایرانشناسی، 1383، ص 42.</ref>.
 
==== خُتنی ====
احتمالاً بازمانده سکایی باستان،<ref name=":3" /> و زبان اقوام سکایی بود که در ختن، واقع در جنوب غربی سین کیانگ چین سکنا داشتند<ref>مصاحب، غلامحسین. '''''دایرهالمعارف فارسی'''''. تهران: شرکت سهامی کتاب‌های جیبی، ج 1، ص 884.</ref>. آثار به‌دست آمده از این زبان مربوط به سده ششم تا پایان سده دهم میلادی است<ref name=":0" />و به دو گویش شمال غربی یا تومشوقی، در تومشوق، واقع در شمال شرقی کاشغر و شرقی یا ختنی، واقع در جنوب شرقی شهر ختن تقسیم می‌شود<ref>امریک، رونالد ئی. «ختنی و تمشقی»، '''''راهنمای زبان‌های ایرانی: زبان‌های ایرانی باستان و ایرانی میانه''''' (جلد اول). همان، ص 319.</ref><ref name=":8">تفضلی، احمد. '''''تاریخ ادبیات ایران پیش از اسلام'''''. به کوشش ژاله آموزگار، تهران: سخن، 1378، ص 365.</ref>.


آثار به‌دست آمده از زبان ختنی را آثار دینی بودایی، نامه‌های خصوصی و مکاتبات دیوانی تشکیل می‌دهند<ref name=":8" />. این آثار به گونه‌های مختلف خط براهمی هندی که خطی هجایی بود<ref name=":9">ابوالقاسمی، محسن. '''''تاریخ زبان فارسی'''''. تهران: سازمان مطالعه و تدوین كتب علوم انسانی دانشگاه‌ها (سمت)، 1384، ص 127.</ref> و از چپ به راست نوشته می‌شد نوشته شده است<ref>قریب، بدرالزمان. «تولد زبانهای ایرانی میانه غربی»، '''''مجموعه مقالات نخستین همایش ملی ایرانشناسی'''''. ج 2، تهران: بنیاد ایرانشناسی، 1383، ص 38.</ref>.
آثار به‌دست آمده از زبان ختنی را آثار دینی بودایی، نامه‌های خصوصی و مکاتبات دیوانی تشکیل می‌دهند<ref name=":8" />. این آثار به گونه‌های مختلف خط براهمی هندی که خطی هجایی بود<ref name=":9">ابوالقاسمی، محسن. '''''تاریخ زبان فارسی'''''. تهران: سازمان مطالعه و تدوین كتب علوم انسانی دانشگاه‌ها (سمت)، 1384، ص 127.</ref> و از چپ به راست نوشته می‌شد نوشته شده است<ref>قریب، بدرالزمان. «تولد زبانهای ایرانی میانه غربی»، '''''مجموعه مقالات نخستین همایش ملی ایرانشناسی'''''. ج 2، تهران: بنیاد ایرانشناسی، 1383، ص 38.</ref>.
خط ۳۵: خط ۴۷:
زبان ختنی تا سده یازدهم میلادی که ترکی جای آن را گرفت در کاشغر رواج داشت. گویش‌های پامیر را بازمانده این زبان می‌دانند<ref name=":9" />.
زبان ختنی تا سده یازدهم میلادی که ترکی جای آن را گرفت در کاشغر رواج داشت. گویش‌های پامیر را بازمانده این زبان می‌دانند<ref name=":9" />.


'''پهلوی اشکانی:''' یا پارتی، زبان قوم پارت است که در پَهله یا پَهلوْ در شمال شرقی ایران (حدوداً برابر با استان خراسان، منطقه گرگان و جمهوری ترکمنستان کنونی)<ref>زوندرمان، ورنر. «پارتی»، '''''راهنمای زبان‌های ایرانی: زبان‌های ایرانی باستان و ایرانی میانه''''' (جلد اول). همان، ص 190.</ref> سکونت داشتند. این زبان در دوره اشکانیان از اواسط سده سوم پیش از میلاد تا اوایل سده سوم میلادی زبان دولتی ایران بود<ref>زرشناس، زهره. '''''زبان و ادبیات ایران باستان'''''. تهران: دفتر پژوهش‌های فرهنگی، 1382، ص 33.</ref>. هر چند پادشاهان نخست اشکانی از خط و زبان یونانی برای ضرب سکه استفاده می‌کردند، ولیکن از اواسط سده اول میلادی خط و زبان اشکانی رسماً جای خط و زبان یونانی را گرفت<ref>تفضلی، احمد. '''''تاریخ ادبیات ایران پیش از اسلام'''''. به کوشش ژاله آموزگار، تهران: سخن، 1378، ص 75.</ref>. پهلوی اشکانی تا اوایل دوره اسلامی<ref name=":10">ابوالقاسمی، محسن. '''''تاریخ زبان فارسی'''''. تهران: سازمان مطالعه و تدوین كتب علوم انسانی دانشگاه‌ها (سمت)، 1384، ص 131.</ref> زبانی زنده بود و سپس جای خود را به زبان فارسی داد<ref name=":10" />.
==== پهلوی اشکانی ====
یا پارتی، زبان قوم پارت است که در پَهله یا پَهلوْ در شمال شرقی ایران (حدوداً برابر با استان خراسان، منطقه [[گرگان]] و جمهوری ترکمنستان کنونی)<ref>زوندرمان، ورنر. «پارتی»، '''''راهنمای زبان‌های ایرانی: زبان‌های ایرانی باستان و ایرانی میانه''''' (جلد اول). همان، ص 190.</ref> سکونت داشتند. این زبان در دوره اشکانیان از اواسط سده سوم پیش از میلاد تا اوایل سده سوم میلادی زبان دولتی ایران بود<ref>زرشناس، زهره. '''''زبان و ادبیات ایران باستان'''''. تهران: دفتر پژوهش‌های فرهنگی، 1382، ص 33.</ref>. هر چند پادشاهان نخست اشکانی از خط و زبان یونانی برای ضرب سکه استفاده می‌کردند، ولیکن از اواسط سده اول میلادی خط و زبان اشکانی رسماً جای خط و زبان یونانی را گرفت<ref>تفضلی، احمد. '''''تاریخ ادبیات ایران پیش از اسلام'''''. به کوشش ژاله آموزگار، تهران: سخن، 1378، ص 75.</ref>. پهلوی اشکانی تا اوایل دوره اسلامی<ref name=":10">ابوالقاسمی، محسن. '''''تاریخ زبان فارسی'''''. تهران: سازمان مطالعه و تدوین كتب علوم انسانی دانشگاه‌ها (سمت)، 1384، ص 131.</ref> زبانی زنده بود و سپس جای خود را به زبان فارسی داد<ref name=":10" />.


خط پهلوی اشکانی مأخوذ از خط آرامی است، از راست به چپ نوشته می‌شود، در آن نویسه‌ها به یکدیگر نمی‌پیوندند و هزوارش دارد<ref>زرشناس، زهره. '''''زبان و ادبیات ایران باستان'''''. تهران: دفتر پژوهش‌های فرهنگی، 1382، ص 35.</ref>. آثار زبان پارتی به سه خط پارتی، پهلوی و مانوی باقی مانده‌اند.
خط پهلوی اشکانی مأخوذ از خط آرامی است، از راست به چپ نوشته می‌شود، در آن نویسه‌ها به یکدیگر نمی‌پیوندند و هزوارش دارد<ref>زرشناس، زهره. '''''زبان و ادبیات ایران باستان'''''. تهران: دفتر پژوهش‌های فرهنگی، 1382، ص 35.</ref>. آثار زبان پارتی به سه خط [[پارتیان|پارتی]]، پهلوی و [[مانوی، دین|مانوی]] باقی مانده‌اند.


'''[[فارسی]] میانه:''' صورت تحول یافته فارسی باستان و نیای فارسی نو است. این زبان تا سده سوم میلادی در جنوب غربی ایران رواج داشت و زبان محلی پارس بود و در زمان ساسانیان یعنی از سده سوم تا هفتم میلادی زبان رسمی و اداری کشور شد<ref>زوندرمان. «فارسی میانه»، '''''راهنمای زبان‌های ایرانی: زبان‌های ایرانی باستان و ایرانی میانه''''' (جلد اول). همان، ص 223.</ref>. از این زبان آثاری تا سده دهم میلادی در دست است<ref>زوندرمان. «فارسی میانه»، '''''راهنمای زبان‌های ایرانی: زبان‌های ایرانی باستان و ایرانی میانه''''' (جلد اول). همان، ص 224.</ref>.
==== [[فارسی]] میانه ====
صورت تحول یافته فارسی باستان و نیای فارسی نو است. این زبان تا سده سوم میلادی در جنوب غربی ایران رواج داشت و زبان محلی پارس بود و در زمان [[ساسانیان]] یعنی از سده سوم تا هفتم میلادی زبان رسمی و اداری کشور شد<ref>زوندرمان. «فارسی میانه»، '''''راهنمای زبان‌های ایرانی: زبان‌های ایرانی باستان و ایرانی میانه''''' (جلد اول). همان، ص 223.</ref>. از این زبان آثاری تا سده دهم میلادی در دست است<ref>زوندرمان. «فارسی میانه»، '''''راهنمای زبان‌های ایرانی: زبان‌های ایرانی باستان و ایرانی میانه''''' (جلد اول). همان، ص 224.</ref>.


از فارسی میانه آثاری به چهار خط مختلفِ مأخوذ از آرامی به جای مانده است که عبارتند از:  
از فارسی میانه آثاری به چهار خط مختلفِ مأخوذ از آرامی به جای مانده است که عبارتند از:  


1ـ خط فارسی میانه کتیبه‌ای یا منفصل که نوزده حرف دارد<ref>زرشناس، زهره. '''''زبان و ادبیات ایران باستان'''''. تهران: دفتر پژوهش‌های فرهنگی، 1382، ص 40.</ref> و از راست به چپ نوشته می‌شود و هزوارش دارد (کتیبه‌های اوایل دوره ساسانی)<ref name=":11">ابوالقاسمی، محسن. '''''تاریخ زبان فارسی'''''. تهران: سازمان مطالعه و تدوین كتب علوم انسانی دانشگاه‌ها (سمت)، 1384، ص 133.</ref>.
1ـ خط فارسی میانه کتیبه‌ای یا منفصل که نوزده حرف دارد<ref>زرشناس، زهره. '''''زبان و ادبیات ایران باستان'''''. تهران: دفتر پژوهش‌های فرهنگی، 1382، ص 40.</ref> و از راست به چپ نوشته می‌شود و هزوارش دارد (کتیبه‌های اوایل [[ساسانیان|دوره ساسانی]])<ref name=":11">ابوالقاسمی، محسن. '''''تاریخ زبان فارسی'''''. تهران: سازمان مطالعه و تدوین كتب علوم انسانی دانشگاه‌ها (سمت)، 1384، ص 133.</ref>.
 
2ـ فارسی میانه کتابی یا متصل (شکسته) که چهارده حرف دارد<ref name=":11" /> و از راست به چپ نوشته می‌شود و هزوارش دارد<ref name=":11" /> (کتیبه‌های دوران متأخر). نوشته‌های دینی و غیردینی شامل ترجمه‌ها و تفسیرهای [[اوستا]]، واژه‌نامه‌ها، اندرزنامه‌ها، متون حماسی، تاریخی و جغرافیایی به این خط نوشته شده‌اند<ref>آموزگار، ژاله و احمد تفضلی. '''''زبان پهلوی، ادبیات و دستور آن'''''. تهران: معین، 1375، ص 23-27.</ref>.
 
3ـ زبور پهلوی، گونه خاصی از خط پهلوی و حد فاصل فارسی میانه کتیبه‌ای و کتابی به شمار می‌رود و از راست به چپ نوشته می‌شود و هزوارش دارد<ref name=":11" /> (ترجمه آثار مسیحیان ایران از سریانی به پهلوی مربوط به سده‌های هفتم و هشتم میلادی در ترفان [https://dmelal.ir/index.php?title=%DA%86%DB%8C%D9%86 چین])<ref>تفضلی، احمد. '''''تاریخ ادبیات ایران پیش از اسلام'''''. به کوشش ژاله آموزگار، تهران: سخن، 1378، ص 353.</ref>.
 
4ـ خط [[مانوی، دین|مانوی]] که توضیح آن پیش‌تر آمد.
 
=== ویژگی‌های زبان‌های ایرانی میانه ===
یکی از ویژگی‌های مهم این دوره از بین رفتن تدریجی ویژگی‌های تصریفی و گرایش زبان به ساخت‌های تحلیلی است. نظام حالت، جنس دستوری و شمار مثنی در این دوره از بین می‌رود و نظام فعل ساده می‌شود<ref>اشمیت، رودیگر. «زبان‌های ایرانی: مفاهیم و اصطلاحات»، '''''راهنمای زبان‌های ایرانی: زبان‌های ایرانی باستان و ایرانی میانه''''' (جلد اول). ویراستار: رودیگر اشمیت. ترجمه فارسی زیر نظر حسن رضایی باغ‌بیدی، تهران: ققنوس، 1382، ص 169.</ref>. در این دوره تغییرات مهمی نیز در نظام آوایی به‌وجود می‌آید. تبدیل واکه‌های مرکب به واکه‌های ساده، تبدیل همخوان‌های انسدادی به سایشی در برخی جایگاه‌ها و نیز حذف واکه‌های پایانی اسم‌ها و فعل‌های [[ایران باستان|ایرانی باستان]] از جمله این تغییرات است<ref>ارانسكی، یوسیف، م. '''''زبانهای ایرانی'''''. ترجمه علی اشرف صادقی، تهران: سخن، 1378، ص 72-73.</ref>.


2ـ فارسی میانه کتابی یا متصل (شکسته) که چهارده حرف دارد<ref name=":11" /> و از راست به چپ نوشته می‌شود و هزوارش دارد<ref name=":11" /> (کتیبه‌های دوران متأخر). نوشته‌های دینی و غیردینی شامل ترجمه‌ها و تفسیرهای اوستا، واژه‌نامه‌ها، اندرزنامه‌ها، متون حماسی، تاریخی و جغرافیایی به این خط نوشته شده‌اند<ref>آموزگار، ژاله و احمد تفضلی. '''''زبان پهلوی، ادبیات و دستور آن'''''. تهران: معین، 1375، ص 23-27.</ref>.
=== دوره نو ===
آغاز دوره نو در [[زبان های ایرانی|زبان‌های ایرانی]] را به گسترش [[اسلام]] در [[ایران]] و رواج خط [[عربی]] برای کتابت این زبان‌ها ـ سده‌های دوم و سوم هجری قمری (هشتم و نهم میلادی) ـ نسبت می‌دهند<ref>ارانسكی، یوسیف، م. '''''زبانهای ایرانی'''''. ترجمه علی اشرف صادقی، تهران: سخن، 1378، ص 103.</ref><ref>Bailey, H.W. "'''''Persia [Language and Dialects]'''''", First Encyclopedia of Islam: 1913-1936. Edited by: M. Th. Houtsma, A. J. Wensinck, H.A.R. Gibb and The Others. Leiden: E.J. Brill, vol. VIII, P. 1052.</ref>.


3ـ زبور پهلوی، گونه خاصی از خط پهلوی و حد فاصل فارسی میانه کتیبه‌ای و کتابی به شمار می‌رود و از راست به چپ نوشته می‌شود و هزوارش دارد<ref name=":11" /> (ترجمه آثار مسیحیان ایران از سریانی به پهلوی مربوط به سده‌های هفتم و هشتم میلادی در ترفان چین)<ref>تفضلی، احمد. '''''تاریخ ادبیات ایران پیش از اسلام'''''. به کوشش ژاله آموزگار، تهران: سخن، 1378، ص 353.</ref>.
زبان‌های ایرانی نو که علاوه بر ایران، در [https://dmelal.ir/index.php?title=%D8%A7%D9%81%D8%BA%D8%A7%D9%86%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86 افغانستان]، بخش‌هایی از [https://dmelal.ir/index.php?title=%D8%A7%D9%81%D8%BA%D8%A7%D9%86%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86 عراق]، [https://dmelal.ir/index.php?title=%D9%BE%D8%A7%DA%A9%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86 پاکستان]، شبه قاره هند، [https://dmelal.ir/index.php?title=%D8%B1%D9%88%D8%B3%DB%8C%D9%87 روسیه]، [https://dmelal.ir/index.php?title=%D8%AA%D8%A7%D8%AC%DB%8C%DA%A9%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86 تاجیکستان]، [https://dmelal.ir/index.php?title=%D8%B3%D9%88%D8%B1%DB%8C%D9%87 سوریه] و ترکیه رواج دارند،<ref>ویندفور، گرنوت ال. «زبان‌های ایرانی نو: نگاهی گذرا»، '''''راهنمای زبان‌های ایرانی: زبان‌های ایرانی باستان و ایرانی میانه''''' (جلد اول). ویراستار: رودیگر اشمیت، ترجمه فارسی زیر نظر حسن رضایی باغ‌بیدی، تهران: ققنوس، 1382، ص 24.</ref><ref>  Pakhalina, T.N. "Iranian Languages", '''''Great Soviet Encyclopedia'''''. Vol. 10., New York: Mac millan, 1976, Inc. P. 401.</ref> به دو گروه اصلی غربی و شرقی تقسیم می‌شوند. هر یک از این دو گروه نیز خود زیرگروه‌های شمالی و جنوبی دارند. برخی منابع مبنای این تقسیم‌بندی را توزیع جغرافیایی صورت‌های باستان و میانه این زبان‌ها دانسته‌اند<ref>  Payne, John R. 1992. "Iranian Languages", '''''Internatinal Encyclopedia of Linguistics'''''. Edited by William Bright. Oxford University Press, 3 Vols, Vol 3, P. 515.</ref> و برخی تمایزات آوایی، ساختواژی و واژگانی؛<ref>Bailey, H.W. "'''''Persia [Language and Dialects]'''''", First Encyclopedia of Islam: 1913-1936. Edited by: M. Th. Houtsma, A. J. Wensinck, H.A.R. Gibb and The Others. Leiden: E.J. Brill, vol. VIII, P. 1055.</ref> یا آوایی، دستوری و واژگانی<ref>یارشاطر. احسان. '''''زبان‌ها و لهجه‌های ایرانی، ضمیمه مجله دانشکده ادبیات.''''' ش 1 و 2، س پنجم، ص 23.</ref> و گاه عمدتاً آوایی<ref>Pakhalina, T.N. "Iranian Languages", '''''Great Soviet Encyclopedia'''''. Vol. 10., New York: Mac millan, 1976, Inc. P. 401-402</ref>را مبنای آن قلمداد کرده‌اند. از میان زبان‌های ایرانی نو، تنها [[فارسی]]، [[دری]]، [[تاجیکی]] و [[تاتی]] بازمانده مستقیم فارسی میانه و یغنابی بازمانده مستقیم یکی از گویش‌های سغدی دانسته شده است،<ref>Payne, John R. 1992. "Iranian Languages", '''''Internatinal Encyclopedia of Linguistics'''''. Edited by William Bright. Oxford University Press, 3 Vols, Vol 3, P. 230.</ref> هر چند به اعتقاد برخی، هیچ یک از زبان‌های ایرانی نو را نمی‌توان جانشین بی‌واسطه زبان‌های ایرانی میانه شناخته شده دانست<ref>ویندفور، گرنوت ال. «زبان‌های ایرانی نو: نگاهی گذرا»، '''''راهنمای زبان‌های ایرانی: زبان‌های ایرانی باستان و ایرانی میانه''''' (جلد اول). ویراستار: رودیگر اشمیت، ترجمه فارسی زیر نظر حسن رضایی باغ‌بیدی، تهران: ققنوس، 1382، ص 412.</ref>.


4ـ خط مانوی که توضیح آن پیش‌تر آمد.
زبان‌ها و گویش‌های عمده ایرانی نو عبارتند از:<ref>Payne, John R. 1992. "Iranian Languages", '''''Internatinal Encyclopedia of Linguistics'''''. Edited by William Bright. Oxford University Press, 3 Vols, Vol 3, P. 514.</ref>


'''ویژگی‌های زبان‌های ایرانی میانه.''' یکی از ویژگی‌های مهم این دوره از بین رفتن تدریجی ویژگی‌های تصریفی و گرایش زبان به ساخت‌های تحلیلی است. نظام حالت، جنس دستوری و شمار مثنی در این دوره از بین می‌رود و نظام فعل ساده می‌شود<ref>اشمیت، رودیگر. «زبان‌های ایرانی: مفاهیم و اصطلاحات»، '''''راهنمای زبان‌های ایرانی: زبان‌های ایرانی باستان و ایرانی میانه''''' (جلد اول). ویراستار: رودیگر اشمیت. ترجمه فارسی زیر نظر حسن رضایی باغ‌بیدی، تهران: ققنوس، 1382، ص 169.</ref>. در این دوره تغییرات مهمی نیز در نظام آوایی به‌وجود می‌آید. تبدیل واکه‌های مرکب به واکه‌های ساده، تبدیل همخوان‌های انسدادی به سایشی در برخی جایگاه‌ها و نیز حذف واکه‌های پایانی اسم‌ها و فعل‌های ایرانی باستان از جمله این تغییرات است<ref>ارانسكی، یوسیف، م. '''''زبانهای ایرانی'''''. ترجمه علی اشرف صادقی، تهران: سخن، 1378، ص 72-73.</ref>.
==== ایرانی جنوب غربی ====
[[فارسی]]، دری، [[تاجیکی]]، [[لری]] و [[بختیاری]]، کومزاری، گویش‌های غیرفارسی منطقه [[استان فارس|فارس]] (سیوندی، کازرونی و لاری) و [[تاتی]].  


'''دوره نو.''' آغاز دوره نو در [[زبان های ایرانی|زبان‌های ایرانی]] را به گسترش [[اسلام]] در [[ایران]] و رواج خط [[عربی]] برای کتابت این زبان‌ها ـ سده‌های دوم و سوم هجری قمری (هشتم و نهم میلادی) ـ نسبت می‌دهند<ref>ارانسكی، یوسیف، م. '''''زبانهای ایرانی'''''. ترجمه علی اشرف صادقی، تهران: سخن، 1378، ص 103.</ref><ref>Bailey, H.W. "'''''Persia [Language and Dialects]'''''", First Encyclopedia of Islam: 1913-1936. Edited by: M. Th. Houtsma, A. J. Wensinck, H.A.R. Gibb and The Others. Leiden: E.J. Brill, vol. VIII, P. 1052.</ref>.
==== ایرانی شمال غربی ====
[[کردی|کَُردی]]، [[تالشی]]، [[بلوچی|بَلوچی]]، [[گیلکی]]، [[مازندرانی]]، زازا، گورانی، بَشکردی، پَراچی، اُرموری، سمنانی، وَفسی، آشتیانی و گویش‌های مرکزی [[ایران]] و متمرکز در [[کاشان]]، [[اصفهان]]، [[یزد]]، [[کرمان]] و [[دشت کویر]].  


زبان‌های ایرانی نو که علاوه بر ایران، در افغانستان، بخش‌هایی از عراق، پاکستان، شبه قاره هند، روسیه، تاجیکستان، سوریه و ترکیه رواج دارند،<ref>ویندفور، گرنوت ال. «زبان‌های ایرانی نو: نگاهی گذرا»، '''''راهنمای زبان‌های ایرانی: زبان‌های ایرانی باستان و ایرانی میانه''''' (جلد اول). ویراستار: رودیگر اشمیت، ترجمه فارسی زیر نظر حسن رضایی باغ‌بیدی، تهران: ققنوس، 1382، ص 24.</ref><ref>  Pakhalina, T.N. "Iranian Languages", '''''Great Soviet Encyclopedia'''''. Vol. 10., New York: Mac millan, 1976, Inc. P. 401.</ref> به دو گروه اصلی غربی و شرقی تقسیم می‌شوند. هر یک از این دو گروه نیز خود زیرگروه‌های شمالی و جنوبی دارند. برخی منابع مبنای این تقسیم‌بندی را توزیع جغرافیایی صورت‌های باستان و میانه این زبان‌ها دانسته‌اند<ref>  Payne, John R. 1992. "Iranian Languages", '''''Internatinal Encyclopedia of Linguistics'''''. Edited by William Bright. Oxford University Press, 3 Vols, Vol 3, P. 515.</ref> و برخی تمایزات آوایی، ساختواژی و واژگانی؛<ref>Bailey, H.W. "'''''Persia [Language and Dialects]'''''", First Encyclopedia of Islam: 1913-1936. Edited by: M. Th. Houtsma, A. J. Wensinck, H.A.R. Gibb and The Others. Leiden: E.J. Brill, vol. VIII, P. 1055.</ref> یا آوایی، دستوری و واژگانی<ref>یارشاطر. احسان. '''''زبان‌ها و لهجه‌های ایرانی، ضمیمه مجله دانشکده ادبیات.''''' ش 1 و 2، س پنجم، ص 23.</ref> و گاه عمدتاً آوایی<ref>Pakhalina, T.N. "Iranian Languages", '''''Great Soviet Encyclopedia'''''. Vol. 10., New York: Mac millan, 1976, Inc. P. 401-402</ref>را مبنای آن قلمداد کرده‌اند. از میان زبان‌های ایرانی نو، تنها فارسی، دری، تاجیکی و تاتی بازمانده مستقیم فارسی میانه و یغنابی بازمانده مستقیم یکی از گویش‌های سغدی دانسته شده است،<ref>Payne, John R. 1992. "Iranian Languages", '''''Internatinal Encyclopedia of Linguistics'''''. Edited by William Bright. Oxford University Press, 3 Vols, Vol 3, P. 230.</ref> هر چند به اعتقاد برخی، هیچ یک از زبان‌های ایرانی نو را نمی‌توان جانشین بی‌واسطه زبان‌های ایرانی میانه شناخته شده دانست<ref>ویندفور، گرنوت ال. «زبان‌های ایرانی نو: نگاهی گذرا»، '''''راهنمای زبان‌های ایرانی: زبان‌های ایرانی باستان و ایرانی میانه''''' (جلد اول). ویراستار: رودیگر اشمیت، ترجمه فارسی زیر نظر حسن رضایی باغ‌بیدی، تهران: ققنوس، 1382، ص 412.</ref>.
==== ایرانی جنوب شرقی ====
پشتو، یزغلامی، روشنی، بَرتنگی، مونجی و غیره.  


زبان‌ها و گویش‌های عمده ایرانی نو عبارتند از:<ref>Payne, John R. 1992. "Iranian Languages", '''''Internatinal Encyclopedia of Linguistics'''''. Edited by William Bright. Oxford University Press, 3 Vols, Vol 3, P. 514.</ref> '''ایرانی جنوب غربی:''' فارسی، دری، تاجیکی، لری و بختیاری، کومزاری، گویش‌های غیرفارسی منطقه فارس (سیوندی، کازرونی و لاری) و تاتی. '''ایرانی شمال غربی:''' کَُردی، تالشی، بَلوچی، گیلکی، مازندرانی، زازا، گورانی، بَشکردی، پَراچی، اُرموری، سمنانی، وَفسی، آشتیانی و گویش‌های مرکزی [[ایران]] و متمرکز در کاشان، [[اصفهان]]، [[یزد]]، کرمان و دشت کویر. '''ایرانی جنوب شرقی:''' پشتو، یزغلامی، روشنی، بَرتنگی، مونجی و غیره. '''ایرانی شمال شرقی:''' آسی و یَغنابی.
==== ایرانی شمال شرقی ====
آسی و یَغنابی.
== نیز نگاه کنید به ==
== نیز نگاه کنید به ==


* '''[[کردی]]'''
* [[کردی]]


* '''[[سنندجی]]'''
* [[سنندجی]]


* '''[[مهابادی]]'''
* [[مهابادی]]


* '''[[کرمانشاهی]]'''
* [[کرمانشاهی]]


* '''[[هورامی]]'''
* [[هورامی]]


* '''[[گیلکی]]'''
* [[گیلکی]]


* '''[[لری]]'''
* [[لری]]


* '''[[ممسنی]]'''
* [[ممسنی]]


* '''[[بختیاری]]'''
* [[بختیاری]]


* '''[[لکی]]'''
* [[لکی]]


* '''[[مازندرانی]]'''
* [[مازندرانی]]


== '''مآخذ''' ==
== '''مآخذ''' ==

نسخهٔ ‏۱۸ مهٔ ۲۰۲۵، ساعت ۱۵:۰۷


زبان‌های ایرانی/ Zæbanhaye zirani/؛ شاخه‌ای از زبان‌ها که در کنار شاخه زبان‌های هندی، خانواده زبان‌های هند و ایرانی یا آریایی را از خانواده بزرگ زبان‌های هند و اروپایی تشکیل می‌دهد[۱]. زبان‌های ایرانی سه یا چهار هزار سال است که در سرزمین ایران، بخش‌های مختلف جنوب روسیه، قفقاز، جمهوری‌های آسیای مرکزی، سین کیانگ(xinjiang)چین، افغانستان، پاکستان، عراق و ترکیه رواج دارند[۲]. هرچند به مرور گستره کاربرد آنها کمتر شده است[۳].

پراکنش تاریخی زبان‌های ایرانی ۱۰۰ سال پیش از میلاد، رنگ نارنجی نشان‌دهنده سرزمین‌های ایرانی شرقی: سرمتی، سکائستان، باختر و رنگ قرمز نشان‌دهنده سرزمین‌های ایرانی غربی: شاهنشاهی اشکانی است،برگرفته از سایت ویکی پدیا،قابل بازیابی از زبان%E2%80%8Cهای_ایرانی/https://fa.wikipedia.org/wiki

نام این شاخه زبانی برگرفته از نام «ایران» است که در گذشته منطقه‌ای بسیار وسیع‌تر از ایران کنونی و قلمرو رواج این زبان‌ها بود. نام ایران نیز مأخوذ از نام قوم آریایی،[۴] یکی از اقوام هند و اروپایی بوده است که در هزاره سوم پیش از میلاد از محل سکونت خود، احتمالاً آسیای مرکزی، اروپای شرقی یا جنوب روسیه،[۵] به سمت جنوب حرکت کردند[۶] و در هزاره دوم پیش از میلاد در هندوستان و ایران ساکن شدند. این امر سبب جدایی دو شاخه زبانی هندی و ایرانی از هم شد و هر یک مسیر تحول جداگانه‌ای را پیمود.

زبان‌های ایرانی به سه دوره باستان، میانه و نو تقسیم می‌شوند. دوره باستان از آغاز هزاره دوم پیش از میلاد، و جدایی شاخه زبان‌های ایرانی از شاخه هندی تا سده‌های سوم و چهارم پیش از میلاد، همزمان با اواخر دوره هخامنشی، دوره میانه از اواخر دوره هخامنشی تا سده‌های هشتم و نهم میلادی / دوم و سوم هجری قمری همزمان با گسترش اسلام در ایران و دوره نو از سده‌های هشتم و نهم میلادی تا به امروز[۷][۶].

دوره باستان

چهار زبان به دوره باستان نسبت داده می‌شوند: فارسی باستان و مادی که به گروه غربی و اوستایی و سکایی که به گروه شرقی وابسته‌اند. از میان این چهار زبان، به دو زبان فارسی باستان و اوستایی اسناد مکتوب در دست است.

فارسی باستان

زبان قوم پارس بوده که در جنوب غربی ایران سکونت داشتند و پادشاهی هخامنشی را پایه‌ریزی کردند[۸]. این زبان تنها برای نگارش کتیبه‌ها و امور مشابه به کار می‌رفته و زبان رسمی و اداری سلسله هخامنشی زبان آرامی بوده است[۹]. از جمله مهم‌ترین و قدیمی‌ترین آثار به جا مانده از این زبان می‌توان به کتیبه‌های داریوش اول بر کوه بیستون،[۶] نقش رستم و تخت جمشید، کتیبه‌های خشایارشاه و اردشیر دوم در شوش اشاره کرد،[۱۰] که به خط میخی نوشته شده‌اند. این خط از چپ به راست و با استفاده از 36 نشانه هجانگار و 8 واژه‌نگار نوشته می‌شد[۶].

اوستایی

زبان کتاب دینی زرتشتیان که از هزاره دوم تا پانصد پیش از میلاد در آسیای مرکزی، افغانستان و شرق ایران رایج بود. دو دوره برای این زبان شناخته شده است، اوستایی متقدم حدود هزاره دوم پیش از میلاد (یا گاهانی با ویژگی‌های آوایی و صرف کهن‌تر)[۱۱] و اوستاییِ متأخر حدود هزار تا پانصد پیش از میلاد[۲].

متون اوستایی با خط اوستایی یا «دین دبیری» (به معنای خط دینی) نوشته شده است. این خط در حدود سده ششم میلادی برای مکتوب کردن اوستا، که در طول سده‌های متمادی به صورت شفاهی و سینه به سینه نقل شده بود، از روی الفباهای فارسی میانه کتابی و فارسی میانه زبوری ساخته شد. خط اوستایی با داشتن حدود 53 نویسه از نظر آوایی بسیار دقیق است،[۱۲][۱۳] و از راست به چپ نوشته می‌شود[۱۴].

سکایی

زبان قبیله‌ای کوچ‌نشین به همین نام که از هزاره اول پیش از میلاد تا هزاره اول پس از میلاد در بخش وسیعی از مرزهای چین تا سواحل دریای سیاه می‌زیستند[۱۵][۱۳]. از این زبان در دوره باستان متنی به جا نمانده و فقط تعداد معدودی، حدود 200 واژه[۱۶] (بیشتر اسامی خاص و نام مکان‌ها) در متون یونانی دیده می‌شود[۱۷].

مادی

زبان قبایل مادی که در نیمه اول هزاره نخست پیش از میلاد در شمال فلات ایران و جنوب دریای خزر ساکن بودند[۱۷]. از این زبان در دوره باستان اثری جز چند واژه (بیشتر اسامی خاص و واژه‌های حکومتی)[۵] در نوشته‌های یونانی و فارسی باستان در دست نیست[۱۸].

ویژگی‌های زبانی ایرانی دوره باستان

ویژگی اصلی زبان‌های این دوره، تعریفی بودن آنهاست[۱۹]. اسم بسته به آوای پایان ستاک، هشت حالت مختلف می‌گرفته و با سه جنس دستوری به صورت‌های مختلف صرف می‌شده است. فعل هم بر حسب شخص، شمار، وجه، جهت، زمان و نمود، پایانه‌های صرفی متفاوتی می‌پذیرفته است[۲۰].

دوره میانه

شش زبان این دوره را بر پایه معیارهای زبان‌شناختی و نیز منطقه رواج آنها به دو گروه شرقی و غربی و هر گروه را به دو شاخه شمالی و جنوبی تقسیم می‌کنند. سغدی و خوارزمی، در گروه شرقی شمالی، بلخی و سکایی در گروه شرقی جنوبی، پهلوی اشکانی یا پارتی در گروه غربی شمالی و فارسی میانه یا پهلوی در گروه غربی جنوبی جای دارند[۲۱].

سُغدی

زبان مردم سرزمین سغد در آسیای مرکزی کنونی بوده و با متونی مربوط به سده‌های چهارم تا دهم میلادی یا تا چهارم هجری قمری شناخته می‌شود[۲]. از این زبان آثار زیادی در ناحیه تورفان چین، ماوراءالنهر، مغولستان و پاکستان پیدا شده است،[۲۲]که بر حسب موضوع به دو دسته غیر دینی (سکه‌ها، اشیای نقره‌ای، پارچه، چرم، سفالینه‌ها و سنگ‌های قیمتی)[۲۳] و دینی (آثار دینی متون مذهبی مربوط به پیروان دین بودایی، مسیحی و مانوی) تقسیم می‌شوند. این آثار همگی در نواحی تورفان و تون هوانگ در ترکستان چین کشف شده‌اند[۲۳].

خوارزمی

زبان سرزمین خوارزم (ازبکستان و ترکمنستان کنونی)[۲۴] که تا سده چهارده میلادی / هشتم هجری قمری که زبان ترکی ازبکی جای آن را گرفت، زبانی زنده بود[۲۵]. آثار به‌دست آمده از این زبان را به دو دسته خوارزمی متقدم و خوارزمی متأخر تقسیم می‌کنند[۲۵]. متون خوارزمی متقدم مربوط به سده‌های دوم یا سوم پیش از میلاد تا هشتم میلادی است و با الفبای آرامی ـ خوارزمی نوشته شده[۲۴] و متون خوارزمی متأخر مربوط به سده‌های شش، هفت و هشت هجری است[۲۶] و به الفبای عربی ـ خوارزمی نوشته شده‌اند[۲۴]. در نوشته‌های بعضی از نویسندگان دوره اسلامی مانند بیرونی، به برخی از واژگان و جملات خوارزمی متأخر اشاره شده است[۲۷].

انواع گویش های زبان فارسی،برگرفته از سایت دهخدا،قابل بازیابی از /انواع-گویش-های-زبان-فارسی//https://dehkhodaedu.com

بلخی

زبان پادشاهی کوشان در بلخ (شمال افغانستان کنونی)[۲۸] که تا سده چهارم میلادی زبانی زنده بود[۲۹]. آثار باقی‌مانده از این زبان متعلق به اواسط سده دوم تا اواسط سده نهم میلادی است؛[۳۰] مهم‌ترین آنها کتیبه‌ای است 25 سطری که در ورودی معبدی در سرخ کتل واقع در جنوب شرقی بغلان در شمال افغانستان به دست آمده[۳۱] و به زبان بلخی و خط یونانی است[۳۲].

خُتنی

احتمالاً بازمانده سکایی باستان،[۱۳] و زبان اقوام سکایی بود که در ختن، واقع در جنوب غربی سین کیانگ چین سکنا داشتند[۳۳]. آثار به‌دست آمده از این زبان مربوط به سده ششم تا پایان سده دهم میلادی است[۲]و به دو گویش شمال غربی یا تومشوقی، در تومشوق، واقع در شمال شرقی کاشغر و شرقی یا ختنی، واقع در جنوب شرقی شهر ختن تقسیم می‌شود[۳۴][۳۵].

آثار به‌دست آمده از زبان ختنی را آثار دینی بودایی، نامه‌های خصوصی و مکاتبات دیوانی تشکیل می‌دهند[۳۵]. این آثار به گونه‌های مختلف خط براهمی هندی که خطی هجایی بود[۳۶] و از چپ به راست نوشته می‌شد نوشته شده است[۳۷].

زبان ختنی تا سده یازدهم میلادی که ترکی جای آن را گرفت در کاشغر رواج داشت. گویش‌های پامیر را بازمانده این زبان می‌دانند[۳۶].

پهلوی اشکانی

یا پارتی، زبان قوم پارت است که در پَهله یا پَهلوْ در شمال شرقی ایران (حدوداً برابر با استان خراسان، منطقه گرگان و جمهوری ترکمنستان کنونی)[۳۸] سکونت داشتند. این زبان در دوره اشکانیان از اواسط سده سوم پیش از میلاد تا اوایل سده سوم میلادی زبان دولتی ایران بود[۳۹]. هر چند پادشاهان نخست اشکانی از خط و زبان یونانی برای ضرب سکه استفاده می‌کردند، ولیکن از اواسط سده اول میلادی خط و زبان اشکانی رسماً جای خط و زبان یونانی را گرفت[۴۰]. پهلوی اشکانی تا اوایل دوره اسلامی[۴۱] زبانی زنده بود و سپس جای خود را به زبان فارسی داد[۴۱].

خط پهلوی اشکانی مأخوذ از خط آرامی است، از راست به چپ نوشته می‌شود، در آن نویسه‌ها به یکدیگر نمی‌پیوندند و هزوارش دارد[۴۲]. آثار زبان پارتی به سه خط پارتی، پهلوی و مانوی باقی مانده‌اند.

فارسی میانه

صورت تحول یافته فارسی باستان و نیای فارسی نو است. این زبان تا سده سوم میلادی در جنوب غربی ایران رواج داشت و زبان محلی پارس بود و در زمان ساسانیان یعنی از سده سوم تا هفتم میلادی زبان رسمی و اداری کشور شد[۴۳]. از این زبان آثاری تا سده دهم میلادی در دست است[۴۴].

از فارسی میانه آثاری به چهار خط مختلفِ مأخوذ از آرامی به جای مانده است که عبارتند از:

1ـ خط فارسی میانه کتیبه‌ای یا منفصل که نوزده حرف دارد[۴۵] و از راست به چپ نوشته می‌شود و هزوارش دارد (کتیبه‌های اوایل دوره ساسانی)[۴۶].

2ـ فارسی میانه کتابی یا متصل (شکسته) که چهارده حرف دارد[۴۶] و از راست به چپ نوشته می‌شود و هزوارش دارد[۴۶] (کتیبه‌های دوران متأخر). نوشته‌های دینی و غیردینی شامل ترجمه‌ها و تفسیرهای اوستا، واژه‌نامه‌ها، اندرزنامه‌ها، متون حماسی، تاریخی و جغرافیایی به این خط نوشته شده‌اند[۴۷].

3ـ زبور پهلوی، گونه خاصی از خط پهلوی و حد فاصل فارسی میانه کتیبه‌ای و کتابی به شمار می‌رود و از راست به چپ نوشته می‌شود و هزوارش دارد[۴۶] (ترجمه آثار مسیحیان ایران از سریانی به پهلوی مربوط به سده‌های هفتم و هشتم میلادی در ترفان چین)[۴۸].

4ـ خط مانوی که توضیح آن پیش‌تر آمد.

ویژگی‌های زبان‌های ایرانی میانه

یکی از ویژگی‌های مهم این دوره از بین رفتن تدریجی ویژگی‌های تصریفی و گرایش زبان به ساخت‌های تحلیلی است. نظام حالت، جنس دستوری و شمار مثنی در این دوره از بین می‌رود و نظام فعل ساده می‌شود[۴۹]. در این دوره تغییرات مهمی نیز در نظام آوایی به‌وجود می‌آید. تبدیل واکه‌های مرکب به واکه‌های ساده، تبدیل همخوان‌های انسدادی به سایشی در برخی جایگاه‌ها و نیز حذف واکه‌های پایانی اسم‌ها و فعل‌های ایرانی باستان از جمله این تغییرات است[۵۰].

دوره نو

آغاز دوره نو در زبان‌های ایرانی را به گسترش اسلام در ایران و رواج خط عربی برای کتابت این زبان‌ها ـ سده‌های دوم و سوم هجری قمری (هشتم و نهم میلادی) ـ نسبت می‌دهند[۵۱][۵۲].

زبان‌های ایرانی نو که علاوه بر ایران، در افغانستان، بخش‌هایی از عراق، پاکستان، شبه قاره هند، روسیه، تاجیکستان، سوریه و ترکیه رواج دارند،[۵۳][۵۴] به دو گروه اصلی غربی و شرقی تقسیم می‌شوند. هر یک از این دو گروه نیز خود زیرگروه‌های شمالی و جنوبی دارند. برخی منابع مبنای این تقسیم‌بندی را توزیع جغرافیایی صورت‌های باستان و میانه این زبان‌ها دانسته‌اند[۵۵] و برخی تمایزات آوایی، ساختواژی و واژگانی؛[۵۶] یا آوایی، دستوری و واژگانی[۵۷] و گاه عمدتاً آوایی[۵۸]را مبنای آن قلمداد کرده‌اند. از میان زبان‌های ایرانی نو، تنها فارسی، دری، تاجیکی و تاتی بازمانده مستقیم فارسی میانه و یغنابی بازمانده مستقیم یکی از گویش‌های سغدی دانسته شده است،[۵۹] هر چند به اعتقاد برخی، هیچ یک از زبان‌های ایرانی نو را نمی‌توان جانشین بی‌واسطه زبان‌های ایرانی میانه شناخته شده دانست[۶۰].

زبان‌ها و گویش‌های عمده ایرانی نو عبارتند از:[۶۱]

ایرانی جنوب غربی

فارسی، دری، تاجیکی، لری و بختیاری، کومزاری، گویش‌های غیرفارسی منطقه فارس (سیوندی، کازرونی و لاری) و تاتی.

ایرانی شمال غربی

کَُردی، تالشی، بَلوچی، گیلکی، مازندرانی، زازا، گورانی، بَشکردی، پَراچی، اُرموری، سمنانی، وَفسی، آشتیانی و گویش‌های مرکزی ایران و متمرکز در کاشان، اصفهان، یزد، کرمان و دشت کویر.

ایرانی جنوب شرقی

پشتو، یزغلامی، روشنی، بَرتنگی، مونجی و غیره.

ایرانی شمال شرقی

آسی و یَغنابی.

نیز نگاه کنید به

مآخذ

  1. Payne, John R. 1992. "Iranian Languages", Internatinal Encyclopedia of Linguistics. Edited by William Bright. Oxford University Press, 3 Vols, Vol 3, P. 228.
  2. ۲٫۰ ۲٫۱ ۲٫۲ ۲٫۳ Skjærvø, P.O. 2006. "Iranian Languages", The Encyclopedia of Language and Linguistics. Edited by Keith Brown, Cambridge, MA: Elsevier Ltd. 14 Vols, Vol: 6, P. 18.
  3. اشمیت، رودیگر. «زبان‌های ایرانی: مفاهیم و اصطلاحات»، راهنمای زبان‌های ایرانی: زبان‌های ایرانی باستان و ایرانی میانه (جلد اول). ویراستار: رودیگر اشمیت. ترجمه فارسی زیر نظر حسن رضایی باغ‌بیدی، تهران: ققنوس، 1382، ص 24.
  4. اشمیت، رودیگر. «زبان‌های ایرانی: مفاهیم و اصطلاحات»، راهنمای زبان‌های ایرانی: زبان‌های ایرانی باستان و ایرانی میانه (جلد اول). ویراستار: رودیگر اشمیت. ترجمه فارسی زیر نظر حسن رضایی باغ‌بیدی، تهران: ققنوس، 1382، ص 23.
  5. ۵٫۰ ۵٫۱ قریب، بدرالزمان. «زبان‌های ایرانی»، خبرنامه فرهنگستان زبان و ادب فارسی. سال دهم، 1384، ص 2.
  6. ۶٫۰ ۶٫۱ ۶٫۲ ۶٫۳ ابوالقاسمی، محسن. تاریخ زبان فارسی. تهران: سازمان مطالعه و تدوین كتب علوم انسانی دانشگاه‌ها (سمت)، 1384، ص18.
  7. ارانسكی، ای. م. مقدمه فقه اللغه ایرانی. ترجمه كریم كشاورز، تهران: پیام، 1379، ص 45.
  8. ارانسكی، یوسیف، م. زبانهای ایرانی. ترجمه علی اشرف صادقی، تهران: سخن، 1378، ص 46.
  9. اشمیت، رودیگر. «زبان‌های ایرانی: مفاهیم و اصطلاحات»، راهنمای زبان‌های ایرانی: زبان‌های ایرانی باستان و ایرانی میانه (جلد اول). ویراستار: رودیگر اشمیت. ترجمه فارسی زیر نظر حسن رضایی باغ‌بیدی، تهران: ققنوس، 1382، ص 110 و 111.
  10. اشمیت، رودیگر. «زبان‌های ایرانی: مفاهیم و اصطلاحات»، راهنمای زبان‌های ایرانی: زبان‌های ایرانی باستان و ایرانی میانه (جلد اول). ویراستار: رودیگر اشمیت. ترجمه فارسی زیر نظر حسن رضایی باغ‌بیدی، تهران: ققنوس، 1382، ص 115.
  11. ارانسكی، یوسیف، م. زبانهای ایرانی. ترجمه علی اشرف صادقی، تهران: سخن، 1378، ص 51.
  12. ابوالقاسمی، محسن. تاریخ زبان فارسی. تهران: سازمان مطالعه و تدوین كتب علوم انسانی دانشگاه‌ها (سمت)، 1384، ص 2-41.
  13. ۱۳٫۰ ۱۳٫۱ ۱۳٫۲ قریب، بدرالزمان. «زبان‌های ایرانی»، خبرنامه فرهنگستان زبان و ادب فارسی. سال دهم، 1384، ص 3.
  14. ابوالقاسمی، محسن. تاریخ زبان فارسی. تهران: سازمان مطالعه و تدوین كتب علوم انسانی دانشگاه‌ها (سمت)، 1384، ص 41-42.
  15. ابوالقاسمی، محسن. تاریخ زبان فارسی. تهران: سازمان مطالعه و تدوین كتب علوم انسانی دانشگاه‌ها (سمت)، 1384، ص 14.
  16. ارانسكی، یوسیف، م. زبانهای ایرانی. ترجمه علی اشرف صادقی، تهران: سخن، 1378، ص 52.
  17. ۱۷٫۰ ۱۷٫۱ ارانسكی، ای. م. مقدمه فقه اللغه ایرانی. ترجمه كریم كشاورز، تهران: پیام، 1379، ص 19.
  18. زرشناس، زهره. زبان و ادبیات ایران باستان. تهران: دفتر پژوهش‌های فرهنگی، 1382، ص 13-14.
  19. ارانسكی، ای. م. مقدمه فقه اللغه ایرانی. ترجمه كریم كشاورز، تهران: پیام، 1379، ص 139.
  20. ارانسكی، یوسیف، م. زبانهای ایرانی. ترجمه علی اشرف صادقی، تهران: سخن، 1378، ص 56.
  21. آموزگار، ژاله و احمد تفضلی. زبان پهلوی، ادبیات و دستور آن. تهران: معین، 1375، ص 11.
  22. قریب، بدرالزمان. «تولد زبانهای ایرانی میانه غربی»، مجموعه مقالات نخستین همایش ملی ایرانشناسی. ج 2، تهران: بنیاد ایرانشناسی، 1383، ص 26.
  23. ۲۳٫۰ ۲۳٫۱ تفضلی، احمد. تاریخ ادبیات ایران پیش از اسلام. به کوشش ژاله آموزگار، تهران: سخن، 1378، ص 362.
  24. ۲۴٫۰ ۲۴٫۱ ۲۴٫۲ هومباخ، هلموت. «خوارزمی»، راهنمای زبان‌های ایرانی: زبان‌های ایرانی باستان و ایرانی میانه (جلد اول). همان، ص 303.
  25. ۲۵٫۰ ۲۵٫۱ قریب، بدرالزمان. «تولد زبانهای ایرانی میانه غربی»، مجموعه مقالات نخستین همایش ملی ایرانشناسی. ج 2، تهران: بنیاد ایرانشناسی، 1383، ص 48.
  26. قریب، بدرالزمان. «زبان‌های ایرانی»، خبرنامه فرهنگستان زبان و ادب فارسی. سال دهم، 1384، ص 131.
  27. تفضلی، احمد. تاریخ ادبیات ایران پیش از اسلام. به کوشش ژاله آموزگار، تهران: سخن، 1378، ص 366.
  28. زرشناس، زهره. زبان و ادبیات ایران باستان. تهران: دفتر پژوهش‌های فرهنگی، 1382، ص 94.
  29. Comrie, B. "Turkic Languages", International Encyclopadia of Linguistics. W. Bright (ed). New York – oxford: OUP 1992, v.4, P. 518.
  30. ابوالقاسمی، محسن. تاریخ زبان فارسی. تهران: سازمان مطالعه و تدوین كتب علوم انسانی دانشگاه‌ها (سمت)، 1384، ص126.
  31. تفضلی، احمد. تاریخ ادبیات ایران پیش از اسلام. به کوشش ژاله آموزگار، تهران: سخن، 1378، ص 367.
  32. قریب، بدرالزمان. «تولد زبانهای ایرانی میانه غربی»، مجموعه مقالات نخستین همایش ملی ایرانشناسی. ج 2، تهران: بنیاد ایرانشناسی، 1383، ص 42.
  33. مصاحب، غلامحسین. دایرهالمعارف فارسی. تهران: شرکت سهامی کتاب‌های جیبی، ج 1، ص 884.
  34. امریک، رونالد ئی. «ختنی و تمشقی»، راهنمای زبان‌های ایرانی: زبان‌های ایرانی باستان و ایرانی میانه (جلد اول). همان، ص 319.
  35. ۳۵٫۰ ۳۵٫۱ تفضلی، احمد. تاریخ ادبیات ایران پیش از اسلام. به کوشش ژاله آموزگار، تهران: سخن، 1378، ص 365.
  36. ۳۶٫۰ ۳۶٫۱ ابوالقاسمی، محسن. تاریخ زبان فارسی. تهران: سازمان مطالعه و تدوین كتب علوم انسانی دانشگاه‌ها (سمت)، 1384، ص 127.
  37. قریب، بدرالزمان. «تولد زبانهای ایرانی میانه غربی»، مجموعه مقالات نخستین همایش ملی ایرانشناسی. ج 2، تهران: بنیاد ایرانشناسی، 1383، ص 38.
  38. زوندرمان، ورنر. «پارتی»، راهنمای زبان‌های ایرانی: زبان‌های ایرانی باستان و ایرانی میانه (جلد اول). همان، ص 190.
  39. زرشناس، زهره. زبان و ادبیات ایران باستان. تهران: دفتر پژوهش‌های فرهنگی، 1382، ص 33.
  40. تفضلی، احمد. تاریخ ادبیات ایران پیش از اسلام. به کوشش ژاله آموزگار، تهران: سخن، 1378، ص 75.
  41. ۴۱٫۰ ۴۱٫۱ ابوالقاسمی، محسن. تاریخ زبان فارسی. تهران: سازمان مطالعه و تدوین كتب علوم انسانی دانشگاه‌ها (سمت)، 1384، ص 131.
  42. زرشناس، زهره. زبان و ادبیات ایران باستان. تهران: دفتر پژوهش‌های فرهنگی، 1382، ص 35.
  43. زوندرمان. «فارسی میانه»، راهنمای زبان‌های ایرانی: زبان‌های ایرانی باستان و ایرانی میانه (جلد اول). همان، ص 223.
  44. زوندرمان. «فارسی میانه»، راهنمای زبان‌های ایرانی: زبان‌های ایرانی باستان و ایرانی میانه (جلد اول). همان، ص 224.
  45. زرشناس، زهره. زبان و ادبیات ایران باستان. تهران: دفتر پژوهش‌های فرهنگی، 1382، ص 40.
  46. ۴۶٫۰ ۴۶٫۱ ۴۶٫۲ ۴۶٫۳ ابوالقاسمی، محسن. تاریخ زبان فارسی. تهران: سازمان مطالعه و تدوین كتب علوم انسانی دانشگاه‌ها (سمت)، 1384، ص 133.
  47. آموزگار، ژاله و احمد تفضلی. زبان پهلوی، ادبیات و دستور آن. تهران: معین، 1375، ص 23-27.
  48. تفضلی، احمد. تاریخ ادبیات ایران پیش از اسلام. به کوشش ژاله آموزگار، تهران: سخن، 1378، ص 353.
  49. اشمیت، رودیگر. «زبان‌های ایرانی: مفاهیم و اصطلاحات»، راهنمای زبان‌های ایرانی: زبان‌های ایرانی باستان و ایرانی میانه (جلد اول). ویراستار: رودیگر اشمیت. ترجمه فارسی زیر نظر حسن رضایی باغ‌بیدی، تهران: ققنوس، 1382، ص 169.
  50. ارانسكی، یوسیف، م. زبانهای ایرانی. ترجمه علی اشرف صادقی، تهران: سخن، 1378، ص 72-73.
  51. ارانسكی، یوسیف، م. زبانهای ایرانی. ترجمه علی اشرف صادقی، تهران: سخن، 1378، ص 103.
  52. Bailey, H.W. "Persia [Language and Dialects]", First Encyclopedia of Islam: 1913-1936. Edited by: M. Th. Houtsma, A. J. Wensinck, H.A.R. Gibb and The Others. Leiden: E.J. Brill, vol. VIII, P. 1052.
  53. ویندفور، گرنوت ال. «زبان‌های ایرانی نو: نگاهی گذرا»، راهنمای زبان‌های ایرانی: زبان‌های ایرانی باستان و ایرانی میانه (جلد اول). ویراستار: رودیگر اشمیت، ترجمه فارسی زیر نظر حسن رضایی باغ‌بیدی، تهران: ققنوس، 1382، ص 24.
  54.   Pakhalina, T.N. "Iranian Languages", Great Soviet Encyclopedia. Vol. 10., New York: Mac millan, 1976, Inc. P. 401.
  55.   Payne, John R. 1992. "Iranian Languages", Internatinal Encyclopedia of Linguistics. Edited by William Bright. Oxford University Press, 3 Vols, Vol 3, P. 515.
  56. Bailey, H.W. "Persia [Language and Dialects]", First Encyclopedia of Islam: 1913-1936. Edited by: M. Th. Houtsma, A. J. Wensinck, H.A.R. Gibb and The Others. Leiden: E.J. Brill, vol. VIII, P. 1055.
  57. یارشاطر. احسان. زبان‌ها و لهجه‌های ایرانی، ضمیمه مجله دانشکده ادبیات. ش 1 و 2، س پنجم، ص 23.
  58. Pakhalina, T.N. "Iranian Languages", Great Soviet Encyclopedia. Vol. 10., New York: Mac millan, 1976, Inc. P. 401-402
  59. Payne, John R. 1992. "Iranian Languages", Internatinal Encyclopedia of Linguistics. Edited by William Bright. Oxford University Press, 3 Vols, Vol 3, P. 230.
  60. ویندفور، گرنوت ال. «زبان‌های ایرانی نو: نگاهی گذرا»، راهنمای زبان‌های ایرانی: زبان‌های ایرانی باستان و ایرانی میانه (جلد اول). ویراستار: رودیگر اشمیت، ترجمه فارسی زیر نظر حسن رضایی باغ‌بیدی، تهران: ققنوس، 1382، ص 412.
  61. Payne, John R. 1992. "Iranian Languages", Internatinal Encyclopedia of Linguistics. Edited by William Bright. Oxford University Press, 3 Vols, Vol 3, P. 514.

منبع اصلی

سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، مرکز مطالعات راهبردی روابط فرهنگی (1398). دانشنامه ایران. تهران: موسسه فرهنگی هنری و انتشارات بین المللی الهدی،

نویسنده مقاله

افشنگ پرهیزی راد و فریار اخلاقی