پرش به محتوا

سبک های نثر فارسی

از ویکی ایران

سبک های نثر در زبان فارسی شامل سبک نثر ساده و مرسل؛ سبک نثر دوره غزنوی و سلجوقی اول؛ سبک نثر دوره سلجوقیان و خوارزمشاهیان اول؛ سبک نثر مصنوع و سبک عراقی؛ سبک نثر فارسی در دوره بازگشت ادبی و سبک نثر فارسی در دوره معاصر است.

سبک نثر ساده و مرسل

قدیمی‌ترین آثاری که از آغاز نثرنویسی در دست است عموماً نثرهای کلامی و دینی، حماسی، تاریخی، علمی، فلسفی و عرفانی است. کتاب‌هایی نظیر: رساله‌ای در عقاید حنفیان تألیف حکیم ابوالقاسم سمرقندی (م ۳۴۳ق)، مقدمه‌ی شاهنامه ابومنصوری که تدوین گروهی از راویان حماسه‌ی ملی ایران است و تنها مقدمه‌ی آن باقی است، تاریخ بلعمی که ترجمه‌ای از تاریخ الرسل و الملوک طبری است، ترجمه‌ی تفسیر طبری، رساله‌ی استخراج و رساله‌ی شش فصل تألیف محمدبن ایوب طبری، حدودالعالم، عجایب البلدان از ابوالمؤید بلخی، الابنیه عن حقایق الادویه از ابومنصور موفق بن علی هروی،آثار فارسی ابن‌سینا از جمله دانشنامه‌ی علایی و رساله‌ی رگ‌شناسی، التفهیم از بیرونی، تاریخ سیستان، زین الاخبار گردیزی، آثار ناصر خسرو، کشف‌المحجوب از ابویعقوب سگزی[۱].

سبک نثر کتاب‌های مذکور، مرسل و ساده است و مختصات زبانی و سبکی آنها چنین است: لغات فارسی آنها از نظر بسامد بر دیگر لغات خصوصاً عربی غلبه دارد به ویژه در مقدمه‌ی شاهنامه ابومنصوری که درصد واژگان عربی %۱ یا %۲ است[۲]. نثر شاهنامه که از نمونه‌های نادر ادبیات حماسی منثور است، از خصوصیات بدیعی چون موازنه، مترادفات و... به‌دور است. اما کتاب‌های ترجمه شده از عربی مثل ترجمه‌ی تفسیر طبری درصد لغات عربی بیشتری دارند.

سبک نثر دوره غزنوی و سلجوقی اول

در این دوره سبک نثر فارسی اندک‌اندک به سوی نثر فنی گرایش می‌یابد ریشه‌ی تحول را باید در عوامل گوناگون سیاسی و اجتماعی، تکامل ذاتی نثر از سادگی به پیچیدگی، تسلط شعر بر حوزه‌های ادبی و تنوعات در علوم بلاغی جستجو کرد. به‌هر صورت در این دوره نثر فارسی حالتی بینابین دارد ولی توجه آن به سوی فنی شدن بیشتر است. نثرهای این دوره عموماً تاریخی، فلسفی و دینی و اندرزی است و نثرهای صوفیانه هم به گستردگی وجود دارند. نمونه‌ی کامل نثر این دوره از لحاظ ویژگی‌های سبکی نوشته‌های بونصر مشکان و شاگردش ابوالفضل بیهقی است. بیهقی که مؤلف تاریخ بزرگ غزنویان است در سبک نثر به گفته‌ی بهار، از بونصر مشکان تقلید کرده‌است[۳]. اما این عمل بیهقی تقلید صرف نبوده‌است بلکه ابداع و خلاقیت او، اثرش را از تقلید به سوی سبکی عالی سوق داده‌است.

نثر فارسی در این دوره بر خلاف نثر دوره‌ی قبل به اطناب گرایش یافته‌است، عبارات مفصل‌تر و جملات طولانی‌تر است و این مسئله در نثر بونصر و بیهقی کاملاً مشهود است این اطناب به علت علاقه به توصیف و منظره‌سازی است و از این لحاظ نثر بیهقی نثری توصیفی است. بهار می‌گوید: «سبک بونصر و بیهقی حقیقی‌ترین سبک نثر است[۴]». استشهاد و تمثیل به آیات و احادیث در این دوره در نثر رواج دارد اما از حد اعتدال برخوردار است و مانند دوره‌های بعد به افراط نرفته‌است، استشهاد در نثر، گویا به تأثیر از نثر فنی عربی در قرن چهارم است.

سبک نثر دوره سلجوقیان و خوارزمشاهیان اول

نویسندگان در نثر این دوره نیز، همانند اشعار به ساخت‌های مضاعف موسیقایی و تکرار واژگان و توازن‌های ممتد در نثر از طریق واژگان و مفردات عربی گرایش یافتند. در سطح معنایی نیز عموماً از جمله‌های مترادف که دارای معنایی واحد است سود می جستند. به‌گونه‌ای که یک مضمون را به طرق مختلف بیان می‌کردند و این به اطناب و اطاله‌ی کلام می‌افزود. آیات و احادیث در نثر این دوره کارکردی استدلالی دارند، به گونه‌ای که نثر این دوره تأثیر زیادی از نثر عربی گرفته است. در سطح معنایی به‌دلیل استفاده از آرایه‌های ادبی و فنون شعری، پیچیدگی مشاهده می‌شود و بدین‌خاطر بهار، نثر این دوره را «نثر فنی» می‌نامد[۵].

نماینده‌ی کامل نثر این دوره کتاب کلیله و دمنه ترجمه‌ی ابوالمعالی نصرالله منشی است. در کلیله و دمنه مختصات سبکی بسیاری وجود دارد، ولی لغات و ترکیبات تازه‌ای در آن آمده که در دوره‌های قبل رایج نبوده‌است[۶]. یکی از کتاب‌های معاصر با کلیله و دمنه‌ی نصرالله منشی، چهار مقاله‌ی نظامی عروضی به نثر است. این اثر نسبت به آثار عصر خود کهنه‌تر است و گویا به نثر اواخر قرن پنجم شباهت دارد و سبک آن چون قابوس‌نامه و سیاست‌نامه است. هریک از این چهار مقاله به دلیل تنوع در مطلب - شاعری، دبیری، نجوم و طب - دارای حوزه‌ی واژگانی متفاوت با دیگری است. مضافاً اینکه نویسنده بر آن بوده‌است که حتی در حکایات و روایات تاریخی نیز جنبه‌ی واقع‌نمایی را حفظ کند. به‌هر روی چهار مقاله میان دو جریان سبکی نثر مرسل قدیم و نثر فنی جدید است.

در نثر قرن ششم سبک دیگری از نگارش به نام «مقامه» رواج یافت. مقامه یا مقامات به سخنان معروفی می‌گفتند که واعظان در پند و موعظت و حکمت بر منبرها و انجمن‌ها می‌گفتند و اصطلاح «مجلس‌گفتن» ظاهراً از اینجاست. زیرا مجلس‌گفتن تقریباً مترادف «مقامه» است، ولی اصطلاحاً روایات و افسانه‌هایی است که شخصی آنها را تدوین کرده با عباراتی آهنگین می‌خواند[۷]. مقامات در زبان فارسی به تقلید از عربی است و به روایت حریری در مقدمه مقامات، بدیع‌الزمان همدانی اولین کسی است که در زبان عربی مقامه‌نویسی کرد.

سبک نثر مصنوع و سبک عراقی

در این دوره به‌دلیل علاقه‌مندی مغولان به تاریخ‌نگاری، نثر تاریخی گسترش می‌یابد و کتاب‌هایی با موضوعات تاریخی تألیف می‌شوند. مهم‌ترین تاریخ در این قرن - قرن هفتم - تاریخ جهانگشای جوینی تألیف عطاملک جوینی است که در حدود ۶۵۸ق تألیف گردید. از دیگر کتاب‌های تاریخی این دوره می‌توان از جامع‌التواریخ از رشیدالدین فضل‌الله (تألیف ۷۱۰ق) تجزیةالامصار و تزجیة الاعصار معروف به تاریخ وصاف از عبدالله بن فضل شیرازی (تألیف ۷۳۸ق)، تاریخ گزیده‌ی حمدالله مستوفی (تألیف ۷۳۰ق) و نظام‌التواریخ از قاضی بیضاوی (تألیف ۶۷۴ق) نام برد. سبک این کتاب‌ها به‌جز تاریخ جهانگشا و تاریخ وصاف ساده و سلیس است که به آثار منثور بازمانده از گذشته شباهت دارند. از دیگر پیروان سبک قدیم در این دوره می‌توان از این افراد یاد کرد: محمد نسوی مؤلف نفثةالمصدور و سیره‌ی جلال‌الدین که آثارش به سبک کلیله و دمنه نزدیک است، سعدالدین وراوینی مترجم مرزبان‌نامه که کاملاً از سبک کلیله و دمنه تقلید کرده‌است. البته مترجم مرزبان‌نامه اندکی در به‌کارگیری آرایه‌های ادبی در مرزبان‌نامه خصوصاً در مقدمه‌ی آن افراط کرده‌است که گویا از مختصات سبکی عصر او بوده‌است. مرصاد العباد اثر نجم‌الدین رازی هم به سبکی نزدیک به‌کلیله و دمنه نوشته شده و اندکی از آن روان‌تر است. از آثار علمی معروف این عصر می‌توان از المعجم فی‌معاییر اشعار العجم از شمس قیس رازی و همچنین از آثار محمد عوفی به نام لباب‌الالباب و اثر ادبی‌اش جوامع‌الحکایات یاد کرد که سبک آنها به سبک قرن ششم نزدیک است. از کتاب‌های مصنوع این عصر می‌توان از جهانگشای جوینی یاد کرد که تمام خصوصیات نثر مصنوع در آن وجود دارد. مؤلف جهانگشا در استشهاد به اشعار فارسی بیشتر به شعر فردوسی توجه دارد و ابیات زیادی از آن را متناسب مقام و جایگاه آورده‌است. اهمیت مردم‌شناسی و جامعه‌شناختی جهانگشا در توصیف اقوام مغول و رسوم آنان چنان است که این کتاب را به اثری علمی مانند ساخته‌است که مؤلف مشاهدات خود را می‌نگارد. او یگانه مؤلفی است که به مغولستان رفته و سرزمین‌های آسیای شرقی را براساس مشاهدات خود توصیف کرده‌است. نثر فارسی در قرن هفتم با ظهور سعدی به اوج خود رسید.

سبک نثر فارسی در دوره بازگشت ادبی

پس از انقراض صفویه در نیمه‌ی اول قرن دوازدهم، شاهد سه نوع نثر هستیم:

  1. نثر ساده مانند تذکره‌ی حزین و آثار آذر بیگدلی؛
  2. نثر مصنوع و متکلف مانند آثار میرزا مهدی خان، منشی نادر چون درّه‌ی نادره و جهانگشای نادری؛ آثار میرزا صادق نامی؛
  3. نثر بین‌بین مثل آثار ابوالحسن‌گلستانه چون مجمل التواریخ.

از بررسی سبک شناسی در این دوره به‌این نتیجه می‌رسیم که نویسندگان این دوره، ثبات سبکی ندارند و در آثارشان اضطراب سبکی دیده می‌شود. از آن جمله میرزا مهدی‌خان، منشی نادر هم به سبک فنی و متکلف نگاشته و هم به نثر میانه و بین‌بین و اندکی هم به نثر ساده. البته در این دوره اشتباه در به‌کارگیری دستور زبان یا اصطلاحاً ضعف تألیف هم مشاهده می شود. عبدالرزاق دنبلی، عبدالوهاب نشاط از جمله‌ی کسانی هستند که در قرن ۱۲ و ۱۳ به سبک مصنوع می‌نگاشتند.

سبک نثر فارسی در دوره معاصر

نثر فارسی در عهد قاجار دگرگون گشت و گسترش روزنامه‌ها و مجلات باعث گردید تا نثر فارسی به سوی نوعی ساده‌نویسی و ساده‌گویی گرایش یابد و از این طریق مخاطبان بهتر بتوانند از مطالب روزنامه‌ها استفاده‌کنند، لذا به اصل رسایی در زبان بیشتر اهمیت می‌دادند و معمولاً تمهیدات ادبی گذشته را از عیوب نوشته تلقی می‌کردند. قبل از قائم مقام فراهانی (م ۱۲۵۱ق) در زمان اکبر شاه در هند شخصی به نام ابوالفضل علّامی به ساده‌نویسی علاقه‌مند بود و آن را پی‌گرفت. در زمان قاجار سبک نثر، مصنوع بود، ولی قائم مقام اولین کسی بود که در همین زمان ساده‌نویسی را گسترش داد.

او به شیوه‌ی سعدی می‌نوشت و اگرچه سبک او تقلیدی است، اما از نوآوری خالی نیست. به‌هر روی ریشه‌ی گسترش ساده‌نویسی را باید در عواملی چون رشد روزنامه‌نگاری، رواج صنعت چاپ،گسترش سطح سواد عمومی، ارتباط با اروپا، تأسیس مدارس عالی و رواج ترجمه دانست. کسانی چون فتحعلی‌آخوندزاده و میرزا آقاخان کرمانی، عملاً سبک ساده را ارائه دادند و بعد از آن در آثاری چون حاجی‌بابا اصفهانی ترجمه‌ی میرزا حبیب اصفهانی، مسالک المحسنین اثر عبدالرحیم تبریزی طالبوف، سیاحت‌نامه‌ی ابراهیم بیک از حاج زین‌العابدین مراغه‌ای، نمود یافت. رواج ادبیات داستانی و رمان‌ها به روند ساده شدن سرعت بخشید و در آثار کسانی چون هدایت، دهخدا، جمالزاده و چوبک نثرهای ساده‌ی ادبی به اوج خود رسید. به‌کارگیری عناصر زبان محاوره در نثر و گسترش نثرهای ترجمه‌ای در کنار نثرهای روزنامه‌ای، بر شدت این سادگی می‌افزود. کسانی چون علی‌اکبر دهخدا در مجموعه‌ی چرند و پرند که نثری فکاهی است، جمالزاده در یکی بود یکی نبود و هدایت در اکثر داستان‌هایش، از عناصر زبان محاوره فراوان استفاده کرده‌اند. سبک نثر عاشقانه و تغزلی هم در آثار محمد حجازی مثل زیبا، پریچهر و هما دیده می‌شود.

نیز نگاه کنید به

مآخذ

  1. بهار، محمدتقی. سبک‌شناسی یا تاریخ تطور نثر فارسی. تهران: انتشارات امیرکبیر،1337، ج۲، ص ۱
  2. بهار، محمدتقی. سبک‌شناسی یا تاریخ تطور نثر فارسی. تهران: انتشارات امیرکبیر،1337، ج۲، ص ۷
  3. بهار، محمدتقی. سبک‌شناسی یا تاریخ تطور نثر فارسی. تهران: انتشارات امیرکبیر،1337، ص ۶۷.
  4. بهار، محمدتقی. سبک‌شناسی یا تاریخ تطور نثر فارسی. تهران: انتشارات امیرکبیر،1337، ص ۶۹.
  5. بهار، محمدتقی. سبک‌شناسی یا تاریخ تطور نثر فارسی. تهران: انتشارات امیرکبیر،1337، ص۲۵۵.
  6. بهار، محمدتقی. سبک‌شناسی یا تاریخ تطور نثر فارسی. تهران: انتشارات امیرکبیر،1337، ص ۲۶۷ - ۲۶۳.
  7. بهار، محمدتقی. سبک‌شناسی یا تاریخ تطور نثر فارسی. تهران: انتشارات امیرکبیر،1337، ج ۲، ص ۳۲۵.

منبع اصلی

تمیم داری، احمد (1379). کتاب ایران: تاریخ ادب فارسی: مکتب ها، دورها، سبک ها و انواع ادبی. تهران: موسسه فرهنگی، هنری و انتشاراتی بین المللی الهدی.

نویسنده مقاله

احمد تمیم داری