پرش به محتوا

قاجاریه: تفاوت میان نسخه‌ها

از ویکی ایران
Samei (بحث | مشارکت‌ها)
صفحه‌ای تازه حاوی «'''قاجاريه''': سلسله‌اي از هفت پادشاه كه از 1210ق/ 1795م (تاج‌گذاري آقا محمدخان)<sup>*</sup> تا 1304ش (1925م/ 1344ق) بر ايران حكومت كردند. واژه قاجار از «قاچ» (قاج/ كاچ) تركي و مصدر «قاجمك» (گيتمك) به معني «فرار كردن» و نشانة اسم فاعلي «آر» تشكيل شده كه به معناي «فر...» ایجاد کرد
 
Samei (بحث | مشارکت‌ها)
بدون خلاصۀ ویرایش
 
(۳ نسخهٔ میانیِ ایجادشده توسط همین کاربر نشان داده نشد)
خط ۱: خط ۱:
'''قاجاريه''': سلسله‌اي از هفت پادشاه كه از 1210ق/ 1795م (تاج‌گذاري آقا محمدخان)<sup>*</sup> تا 1304ش (1925م/ 1344ق) بر ايران حكومت كردند.
'''قاجاریه'''، سلسله‌ای از هفت پادشاه که از 1210ق/ 1795م (تاج‌گذاری [[آقا محمدخان قاجار|آقا محمدخان]])<sup>*</sup> تا 1304ش (1925م/ 1344ق) بر [[ایران]] حکومت کردند.


واژه قاجار از «قاچ» (قاج/ كاچ) تركي و مصدر «قاجمك» (گيتمك) به معني «فرار كردن» و نشانة اسم فاعلي «آر» تشكيل شده كه به معناي «فرار كننده» يا «مرد دونده» آمده است. اين عنوان اگرچه ممكن است از سوي تركان جغتايي در مقام توهين كاربرد يافته باشد، اما چون واژه‌هاي قجرجي، غجرجي، قاجارچي به معناي «راهنما» و «بلد» آمده‌اند و «جنگ و گريز» مهارت‌هاي جنگي كوچ‌نشينان شرقي است مي‌تواند بيان كننده مهارت نظامي باشد و گمان مي‌رود نام قاچار (قجر و قاجار) از اين جهت به آنان داده شد.<sup>1</sup>
واژه قاجار از «قاچ» (قاج/ کاچ) ترکی و مصدر «قاجمک» (گیتمک) به معنی «فرار کردن» و نشانه اسم فاعلی «آر» تشکیل شده که به معنای «فرار کننده» یا «مرد دونده» آمده است. این عنوان اگرچه ممکن است از سوی ترکان جغتایی در مقام توهین کاربرد یافته باشد، اما چون واژه‌های قجرجی، غجرجی، قاجارچی به معنای «راهنما» و «بلد» آمده‌اند و «جنگ و گریز» مهارت‌های جنگی کوچ‌نشینان شرقی است می‌تواند بیان کننده مهارت نظامی باشد و گمان می‌رود نام قاچار (قجر و قاجار) از این جهت به آنان داده شد<ref>محقق قزوینی (ناصر تکمیل همایون)، «خاستگاه تاریخی ایل قاجار»، '''''تاریخ معاصر ایران'''''، '''''کتاب دوم'''''، تهران: مؤسسه پژوهش و مطالعات فرهنگی، 1369، ص 80.</ref>.


مورخان دوره قاجاريه، نام اين ايل را برگرفته از نياي آنها قاجار نويان بن سرتاق نويان‌بن سابا (سبا) نويان‌بن جلايربن‌ نوبان (نيرون) دانسته‌اند. از اين رو تأكيد مي‌كنند كه قاجار با جلايريان<sup>*</sup> (آل جلاير= ايلكانيان) نسبت خويشاوندي داشته‌اند<sup>2</sup> و چنان‌كه بيان مي‌كنند كه قاجارنويان و سرسلسله آل جلاير، اميرحسين گورگان، نوادگان ايلكانويان بوده‌اند. آنچه مورخان بر آن پافشاري دارند سرتاق نويان از همراهان هلاكوخان مغول در حمله به غرب ايران بوده و پسر او، قاجارنويان، در زمان غازان (اواخر سده 7 ق)،مقام و منصب داشته است.<sup>3</sup> روايت‌هاي گوناگون بيان كننده آن هستند كه قاجارها طي مهاجرت ايلات تركمان در قرون ميانه از شرق ماوراءالنهر به غرب ايران (شام) كوچ كردند و به مرور در زمان تيموريان در آذربايجان و اوآن ساكن شدند.<sup>4</sup> قاجارها چندان با آق‌قويونلو‌ها<sup>*</sup> پيوند داشته‌اند كه برخي مورخان آنها را از تركمانان آق‌قويونلو مي‌دانند. دليل آن نيز كمك «لشكر قاجار» به ايران آق‌‌قويونلو به ويژه پس از درگذشت يعقوب بيگ آق‌قويونلو، بوده است.<sup>5</sup> در اواخر حكومت آق‌قويونلوها، ايل قاجار به ايلات استاجلو، شاملو، روملو، تكلو (تلكو)، ذوالقدر و افشار به عنوان هسته اصلي قزلباش در روي كار آمدن شاه اسماعيل<sup>*</sup> صفوي و تأسيس سلسله صفويه<sup>*</sup> (957ق/ 1550م) مهم‌ترين نقش را ايفا كردند.<sup>6</sup> با اين همه، سران ايل قاجار به مانند استاجلوها، شاملوها و تكلوها به مقام مهمي در دوره صفويه دست نيافتند. در اين دوره مطابق سياست‌هاي صفويان، قاجارها به استرآباد (گرگان و دشت) كوچيدند و در دو دسته به نام‌هاي يُخاري باش و اشاقه‌باش در بالا و پايين دست رود گرگان ساكن شدند. از آنجا كه همچنان زندگي ايلي داشتند يخاري باش كه شتر مي‌پروراندند به دولو (دو= شتر) و اشاقه‌باش كه گوسفند مي‌پروراندند به قويونلو (قويون- گوسفند) مشهور شدند. اصطلاح قويونلو در واقع ارتباط ايلي آنها را با تركمانان آق (سپيد) قويونلو و قرا (سياه) قويونلو<sup>*</sup> نيز نشان مي‌دهد.<sup>7</sup> گمان مي‌رود كه از دورة صفويه اشاقه‌باش‌ها (قويونلو) اهميت بيش‌تري يافته‌ و رهبري ايل را بر عهده داشتند.<sup>8</sup> پس از سقوط حكومت صفويان در پي شورش افغان‌ها (1135ق/ 1723م)، قاجارها به فرماندهي فتحعلي‌خان در برابر اشرف افغان از شاه تهماسب دوم حمايت كردند.<sup>9</sup> در اين زمان كه نادر در ميان افشارها به قدرت رسيده بود تلاش خود را براي كسب پادشاهي بر ايران آغاز كرد، اگرچه ظاهراً در صدد بازگرداندن سلطنت به خاندان صفوي بود. او در اين راه هم فتحعلي خان قاجار را به قتل رساند و افراد اشاقه‌باش را خلع سلاح كرد (1139ق/ 1727م) هم به زودي شاه تهماسب را از سر راه خود برداشت، بر افغان‌ها پيروز شد و در سال 1148ق/ 1735م به عنوان پادشاه ايران تاج‌گذاري كرد.<sup>10</sup> در دوره حكومت نادرشاه<sup>*</sup> و ديگر حكمرانان افشاريه<sup>*</sup> همچنين در دورة زنديه<sup>*</sup> محمدحسن خان قاجار فرزند فتحعلي خان ضمن رياست بر ايل قاجار در تكاپوي قدرت و درگير با رقيبان خويش بود. او در زمان كريم‌ خان زند در صدد فتح مازندران و گيلان برآمد (1165ق/ 1752م). نتيجه‌ اين اقدام جنگ با خان زند و شكست قاجارها در نزديكي تهران بود.<sup>11</sup> خان زند به زودي توانست ديگر رقيب خود، آزادخان افغان را در آذربايجان شكست دهد (1169ق/ 1756م) و از اين پس جنگ‌هاي خود را با محمد حسن خان قاجار ادامه داد. ارسال 1171ق 1757م قاجارها از كريم خان و سردار او، شيخعلي خان زند، شكست خوردند، به گرگان فرار كردند و در آنجا محمد حسن خان توسط يكي از يخاري‌باش كشته شد.<sup>12</sup>پسران او، آقا محمدخان<sup>*</sup>، حسينقلي خان، مرتضي‌قلي‌خان و جعفرقلي‌خان از ترس يخاري‌باش به ميان تركمانان دشت پناه آوردند، بعدها كه كريم‌خان با خواهر محمد حسن خان ازدواج كرد به دربار او پناه برد، بعدها حسينقلي خان توانست حكومت بر دامغان را از كريم‌خان دريافت كند و به همراه نايب خود، مرتضي قلي خان، به آنجا رفت. اما به نام جهانسوز شاه عليه خان زند شورش كرد و حكمران مازندران را به قتل رساند. حكومت كوتاه مدت او با حمله زكي‌خان زند و قتل توسط غلامش به پايان رسيد<sup>13</sup> (1181ق/1768م). از آنجا كه آقا محمدخان قاجار در دربار كريم خان بيش از پيش به او نزديك شده بود، تواست پس از درگذشت خان زند (1193ق/ 1779م) به ميان ايل قاجار بازگردد و زمينه بنيانگذاري سلسله قاجاريه را طي چند جنگ با لطفعلي خان زند فراهم آورد
مورخان دوره قاجاریه، نام این [[ایل]] را برگرفته از نیای آنها قاجار نویان بن سرتاق نویان‌بن سابا (سبا) نویان‌بن جلایربن‌ نوبان (نیرون) دانسته‌اند. از این رو تأکید می‌کنند که قاجار با [[جلایریان]]<sup>*</sup> (آل جلایر= ایلکانیان) نسبت خویشاوندی داشته‌اند<ref>جهانسوز، رضا، '''''تاریخ بنیان قاجار'''''، تهران، بی‌نان اهتمام 1333، 16.</ref> و چنان‌که بیان می‌کنند که قاجارنویان و سرسلسله [[جلایریان|آل جلایر]]، امیرحسین گورگان، نوادگان ایلکانویان بوده‌اند. آنچه مورخان بر آن پافشاری دارند سرتاق نویان از همراهان هلاکوخان مغول در حمله به غرب ایران بوده و پسر او، قاجارنویان، در زمان [[غازانخان|غازان]] (اواخر سده 7 ق)،مقام و منصب داشته است<ref>لسان‌الملک سپهر، محمد تقی، '''''ناسخ‌التواریخ'''''، به اهتمام جهانگیر قائم مقامی، تهران، امیرکبیر، 1337 ج1، ص 3.</ref>. روایت‌های گوناگون بیان کننده آن هستند که قاجارها طی مهاجرت ایلات ترکمان در قرون میانه از شرق ماوراءالنهر به غرب [[کشور ایران|ایران]] (شام) کوچ کردند و به مرور در زمان [[تیموریان]] در آذربایجان و اوآن ساکن شدند<ref>اعتضاد‌السلطنه، علیقلی میرزا، '''''اکسیرالتواریخ'''''، به اهتمام جمشید کیان‌فر، تهران: ویسمن 1370، ص90-8. </ref>.


 (        آقا محمدخان). وي پس از فاجعه كرمان، لشكركشي به قفقاز و تفليس در سال 1210ق/ 1795م در تهران تاج‌جگذاري كرد لشكر‌كشي‌هاي خود را به خراسان و قفقاز ادامه داد. او تفليس را فتح كرد و در اين جنگ توسط خدمتكاران خويش به قتل رسيد<sup>14</sup> (21 ذي‌قعده 1210ق). و پس از وي باباخان مشهور به فتحعلي شاه (1250- 1212ه‍ 1797- 1835م) به حكومت رسيد. در اين دوره، جنگهاي ايران و روسيه منتهي به دو قرارداد گلستان (1228ق/ 1813م) و تركمنچاي (1243ق/ 1828م) و جدايي بخشهايي از قفقاز<sup>15</sup> و جنگهاي ايران و عثماني منتهي به معاهده و ارزنه‌الروم (1239/ 1824م) براساس عهدنامة 1159ق شد<sup>16</sup> و عهدنامه فين‌كن اشتاين[1] (1222ه‍/ 1807م) با فرانسه نيز فرانسه را متعهد به كمك به ايران در برابر تجاوزات خارجي نمود ولي ناپلئون با عقد قرارداد تيليست[2] (1222ه‍/ 1807م) با روسيه اين قرارداد را نقض كرد<sup>17</sup> و ايران مجبور به امضاي عهدنامه‌هاي مجمل، مكمل (1227ه‍/ 1812م) و تهران (1229ه‍/ 1814م) با انگلستان و سفراي اين كشور يعني سرهاردفورد جونز[3]، سرجان ملكم[4] و سرگورارزلي[5] شد.<sup>18</sup> از وقايع ديگر اين دوره لشكركشي به افغانستان و محاصره هرات (1833م/ 1248ققتل گريبايدوف[6] سفير روسيه و هيات همراه، قتل حاجي خليل خان قزويني سفير ايران در هند (1219ه‍/ 1803م) مي‌باشد.<sup>19</sup> پس از فتحعلي شاه، محمد شاه قاجار (1250- 1264ق/ 1834- 1848م) با كمك ميرزا ابوالقاسم قائم مقام فراهاني و پس از غلبه بر مدعيان سلطنت از جمله ظل‌السطان به تخت نشست. در اين دوره دوباره مساله هرات (1253- 1254ه‍/ 1873- 1838م) و تصرف اين شهر و مجموعه قيامهايي چون قيام آقاخان محلاتي پيشواي فرقه اسماعيليه (1256- 1253ه‍ 1837- 1840م)، ظهور سيدعلي محمد باب و جنبش بابيه و قيام  سالار 1262ه‍/ 1846م در خراسان پيش آمد.<sup>21</sup> ناصرالدين شاه (1264- 1313ق/1848- 1895م) حاكم بعدي قاجار با كمك ميرزا تقي خان اميركبير و پس از غلبه بر شورشهايي چون بابيان و قيام سالار به قدرت رسيد و به همت اميركبير اصلاحاتي در زمينه مالي، وضع نظام اداري، اقتصادي و فرهنگ صورت گرفت.<sup>22</sup> مهمترين وقايع اين دوره در معاهدات و امتيازات خلاصه مي‌شود و طبق معاهده دوم ارزنه‌الروم (1265و/ 1849) مرز ميان ايران و عثماني تعيين و طبق معاهد پاريس (1273ه‍/ 1857م) كه با مخالفت روحانيون و مردم لغو شد، تاسيس بانك شاهنشاهي (1289ه‍/ 1872م) به بارون يوليوس دورويتر[7] و كشتي‌راني در كارون (1306ه‍/ 1888م) به برادران لينج به انگلستان، امتيازات شيلات شمال (1285ه‍/ 1869م) به ليانازوف[8]، تأسيس بانك استقراضي، تأسيس بريگاد قزاق (1297ه‍/ 1879م) واحد خط شوسه بين‌ تهران انزلي ... به روسيه، امتياز حفاري در شوش به ديولافوي فرانسوي[9] (1351ه‍- 1883م) و امتيازات تجاري به كشورهايي چون اسپانيا، آمريكا و ... واگذار شد.<sup>24</sup> مجموعه مسافرتهاي شاه به فرنگ، تأسيس دارالفنون، چاپ روزنامه، تأسيس تلگراف و خط آهن و ... در اين دوره صورت گرفت و در نهايت ناصرالدين شاه بعد از پنجاه سال سلطنت توسط ميرزا رضايي كرماني در سال 1313ق كشته شد.<sup>25</sup>  
قاجارها چندان با [[آق قویونلو یا بایندریان|آق‌قویونلو‌ها]]<sup>*</sup> پیوند داشته‌اند که برخی مورخان آنها را از ترکمانان [[آق قویونلو یا بایندریان|آق‌قویونلو]] می‌دانند. دلیل آن نیز کمک «لشکر قاجار» به ایران [[آق قویونلو یا بایندریان|آق‌‌قویونلو]] به ویژه پس از درگذشت یعقوب بیگ [[آق قویونلو یا بایندریان|آق‌قویونلو]]، بوده است<ref>غفاری قزوینی، احمدبن محمد، '''''تاریخ جهان‌آرا'''''. تهران: حافظ، 1343، ص 275.</ref>. در اواخر حکومت [[آق قویونلو یا بایندریان|آق‌قویونلوها]]، ایل قاجار به ایلات استاجلو، شاملو، روملو، تکلو (تلکو)، ذوالقدر و افشار به عنوان هسته اصلی [[قزلباش]] در روی کار آمدن [[اسماعیل صفوی|شاه اسماعیل]]<sup>*</sup> صفوی و تأسیس [[صفویان|سلسله صفویه]]<sup>*</sup> (957ق/ 1550م) مهم‌ترین نقش را ایفا کردند<ref>سیوری راجر، '''''ایران عصر صفوی'''''، ترجمه کامبیز عزیزی، تهران: نشر مرکز، 1363، ص 24.</ref>. با این همه، سران [[ایل]] قاجار به مانند استاجلوها، شاملوها و تکلوها به مقام مهمی در [[صفویان|دوره صفویه]] دست نیافتند. در این دوره مطابق سیاست‌های [[صفویان]]، قاجارها به استرآباد ([[گرگان]] و دشت) کوچیدند و در دو دسته به نام‌های یُخاری باش و اشاقه‌باش در بالا و پایین دست رود [[گرگان]] ساکن شدند. از آنجا که همچنان زندگی ایلی داشتند یخاری باش که شتر می‌پروراندند به دولو (دو= شتر) و اشاقه‌باش که گوسفند می‌پروراندند به قویونلو (قویون- گوسفند) مشهور شدند. اصطلاح [[آق قویونلو یا بایندریان|قویونلو]] در واقع ارتباط ایلی آنها را با ترکمانان آق (سپید) [[آق قویونلو یا بایندریان|قویونلو و قرا (سیاه) قویونلو]]<sup>*</sup> نیز نشان می‌دهد<ref>شمیم، علی اصغر، '''''ایران در دوره سلطنت قاجار'''''. تهران: مدبر، 1374،ص 24.</ref>.


مظفرالدين شاه (1324- 1313ه‍ 1895- 1906م) پس از ناصرالدين شاه به تخت نشست و دوره او دوره صدارت امين‌السلطان، امين‌الدوله و عين‌الدوله، دوره امتيازات و دوره مشروطه‌خواهي و تأسيس مجلس مي‌باشد.<sup>26</sup> اغلب امتيازات اين دوره مثل امتياز استخراج معادن قراچه‌داغ (1316ه‍/ 1898م) امتياز كاوشهاي علمي و باستان‌شناسي به فرانسه (1315ه‍/ 1897م) امتياز دارسي (1319ه‍/ 1901م) به انگلستان و ... و اخذ وامهاي كلان براي تامين هزينه‌هاي دربار و سفر شاه به فرنگ انجام مي‌شد.<sup>27</sup> مهمترين واقعه اين دوره انقلاب مشروطه و تشكيل مجلس شوراي ملي در 1324ق/ 1285ش/ 1904م مي‌باشد كه محمدعلي شاه (1324- 1327ه‍/ 1906- 1919م) حاكم بعدي در تمام مدت سلطنت خود درگير مشروطه بود و بعد از به  توپ بستن مجلس و احياي حكومت استبدادي با قيام مشروطه خواهان به رهبري افرادي چون ستارخان، باقرخان و ... و احياي دوباره مجلس علي‌رغم حمايت روسيه از سلطنت خلع شد.<sup>28</sup> در اين دوره قرار داد 1325ه‍/ 1907م بين روس و انگليس مبني بر تقسيم ايران به مناطق تحت نفوذ در شمال و يك منطقه بي‌طرف در مركز امضاء شد.<sup>29</sup>  
گمان می‌رود که از [[صفویان|دوره صفویه]] اشاقه‌باش‌ها (قویونلو) اهمیت بیش‌تری یافته‌ و رهبری [[ایل]] را بر عهده داشتند<ref>اعتضاد‌السلطنه، علیقلی میرزا، '''''اکسیرالتواریخ'''''، به اهتمام جمشید کیان‌فر، تهران: ویسمن 1370، ص 10- 9، </ref><ref>میرزا فضل‌الله شیرازی، '''''تاریخ ذوالقرنین'''''، تصحیح ناصر افشار‌فر، تهران: مرکز اسناد مجلس، ج1 ص 26- 21.</ref>. پس از سقوط حکومت [[صفویان]] در پی شورش افغان‌ها (1135ق/ 1723م)، قاجارها به فرماندهی فتحعلی‌خان در برابر اشرف افغان از شاه تهماسب دوم حمایت کردند<ref>محمد فتح‌الله‌بن محمدنقی ساروی، '''''تاریخ محمدی احسن‌التواریخ'''''، به اهتمام، غلامرض طباطبایی مجد، تهران: امیرکبیر 1371.</ref>. در این زمان که [[نادرشاه افشار|نادر]] در میان افشارها به قدرت رسیده بود تلاش خود را برای کسب پادشاهی بر ایران آغاز کرد، اگرچه ظاهراً در صدد بازگرداندن سلطنت به خاندان [[صفویان|صفوی]] بود. او در این راه هم [[فتحعلی شاه قاجار|فتحعلی خان قاجار]] را به قتل رساند و افراد اشاقه‌باش را خلع سلاح کرد (1139ق/ 1727م) هم به زودی شاه تهماسب را از سر راه خود برداشت، بر افغان‌ها پیروز شد و در سال 1148ق/ 1735م به عنوان پادشاه ایران تاج‌گذاری کرد<ref>فورموجی مجمدجعفر، '''''حقایق اخبار ناصری''''' به کوشش سید حسین خدیوجم، تهران: نی 1363، صص 3-4.</ref>. در دوره [[نادرشاه افشار|حکومت نادرشاه]]<sup>*</sup> و دیگر حکمرانان [[افشاریه]]<sup>*</sup> همچنین در دوره [[زندیه]]<sup>*</sup> محمدحسن خان قاجار فرزند [[فتحعلی شاه قاجار|فتحعلی خان]] ضمن ریاست بر ایل قاجار در تکاپوی قدرت و درگیر با رقیبان خویش بود. او در زمان [[کریم خان زند|کریم‌ خان زند]] در صدد فتح [[استان مازندران|مازندران]] و [[استان گیلان|گیلان]] برآمد (1165ق/ 1752م). نتیجه‌ این اقدام جنگ با [[کریم خان زند|خان زند]] و شکست قاجارها در نزدیکی [[استان تهران|تهران]] بود<ref>اعتضاد‌السلطنه، علیقلی میرزا، '''''اکسیرالتواریخ'''''، به اهتمام جمشید کیان‌فر، تهران: ویسمن 1370، ص 14- 18. </ref><ref>لسان‌الملک سپهر، محمد تقی، '''''ناسخ‌التواریخ'''''، به اهتمام جهانگیر قائم مقامی، تهران، امیرکبیر، 1337 ج1، ص 20- 26.</ref>. [[کریم خان زند|خان زند]] به زودی توانست دیگر رقیب خود، آزادخان افغان را در آذربایجان شکست دهد (1169ق/ 1756م) و از این پس جنگ‌های خود را با محمد حسن خان قاجار ادامه داد. ارسال 1171ق 1757م قاجارها از کریم خان و سردار او، شیخعلی خان زند، شکست خوردند، به [[گرگان]] فرار کردند و در آنجا محمد حسن خان توسط یکی از یخاری‌باش کشته شد<ref>میرزا فضل‌الله شیرازی، '''''تاریخ ذوالقرنین'''''، تصحیح ناصر افشار‌فر، تهران: مرکز اسناد مجلس، ج1 ص 33- 19.</ref><ref>محمد فتح‌الله‌بن محمدنقی ساروی، '''''تاریخ محمدی احسن‌التواریخ'''''، به اهتمام، غلامرض طباطبایی مجد، تهران: امیرکبیر 1371. ص 40 به بعد.</ref>.


با خلع محمدعلي شاه احمد شاه، قاجار (1327- 1344ه‍/ 1909- 1925م) با نيابت عضدالملك و بعدها ناصر‌المك به قدرت رسيد. اين دوره يكي از پرحادثه‌ترين دوره‌هاي تاريخي ايران است. مجلس دوم پس از اولتيماتوم روسيه در مورد اخراج شوستر توسط ناصرالملك منحل شد<sup>30</sup> و مجلس سوم بعد از به سن قانوني رسيدن احمد شاه (1332ق) آغاز به كار كرد كه با جنگ جهاني اول<sup>*</sup> و درگير شدن ايران در جنگ و پيش آمدن مساله مهاجرت و تشكيل كميته دفاع ملي از هم پاشيد<sup>31</sup> و ايران با قرارداد 1915 به دو منطقه تحت نفوذ تقسيم شد.<sup>32</sup> با وقوع انقلاب روسيه نيروهاي اين كشور از ايران خارج شد و انگلستان جاي روسيه را در ايران گرفت و سعي كرد با قرارداد 1919م/ 1337ق به اين اشغال جنبه رسمي و قانوني بدهد.<sup>33</sup> از ديگر مسائل اين دوره مسئله نفت جنوب و نفت شمال، كودتاي 1299ش و قدرت‌گيري رضاخان و مساله جمهوري‌خواهي، قيام خياباني و ميرزا كوچك خان پسيان، شيخ‌ خزئل و در نهايت خلع احمد شاه در 1344ه‍/ 1925م و آغاز سلطنت رضاشاه و سلسله پهلوي مي‌باشد.<sup>34</sup>
پسران او، [[آقا محمدخان قاجار|آقا محمدخان]]<sup>*</sup>، حسینقلی خان، مرتضی‌قلی‌خان و جعفرقلی‌خان از ترس یخاری‌باش به میان ترکمانان دشت پناه آوردند، بعدها که [[کریم خان زند|کریم‌خان]] با خواهر محمد حسن خان ازدواج کرد به دربار او پناه برد، بعدها حسینقلی خان توانست حکومت بر دامغان را از [[کریم خان زند|کریم‌خان]] دریافت کند و به همراه نایب خود، مرتضی قلی خان، به آنجا رفت. اما به نام جهانسوز شاه علیه خان زند شورش کرد و حکمران [[استان مازندران|مازندران]] را به قتل رساند. حکومت کوتاه مدت او با حمله زکی‌خان زند و قتل توسط غلامش به پایان رسید<ref>اعتضاد‌السلطنه، علیقلی میرزا، '''''اکسیرالتواریخ'''''، به اهتمام جمشید کیان‌فر، تهران: ویسمن 1370، ص 21- 24.</ref><ref>لسان‌الملک سپهر، محمد تقی، '''''ناسخ‌التواریخ'''''، به اهتمام جهانگیر قائم مقامی، تهران، امیرکبیر، 1337 ج1، ص. 29- 36.</ref>(1181ق/1768م). از آنجا که [[آقا محمدخان قاجار]] در دربار [[کریم خان زند|کریم خان]] بیش از پیش به او نزدیک شده بود، تواست پس از درگذشت [[کریم خان زند|خان زند]] (1193ق/ 1779م) به میان [[ایل]] قاجار بازگردد و زمینه بنیانگذاری سلسله قاجاریه را طی چند جنگ با لطفعلی خان زند فراهم آورد


قرار گرفتن ايران در مسير توسعه و تمدن جديد باعث مجموعه اصلاحاتي در عرصه‌هاي مختلف شد و اصلاحات كه ابتدا مورد توجه عباس ميرزا قرار گرفت توسط اميركبير گسترش يافت و تأسيس دارالفنون (1266) چاپ اولين روزنامه به نام كاغذ اخبار (1253ه‍/ 1837م) و وقايق اتفاقيه (1267ه‍ 1851م)، اولين تلگراف تأسيس مجلس دارالشوراي كبري و ايجاد وزارتخانه (1275ه‍ 1859م)، اولين پستخانه (1292ه‍/ 1875م)، اصلاح ضرابخانه‌ها (1296ه‍/ 1879ماحداث اولين راه آهن (1301ه‍/ 1884م)، اعزام دانشجو به خارج براي تحصيل، استخدام معلمان خارجي براي تدريس، از مهمترين اقدامات اصلاحي دوره قاجار بود.<sup>35</sup> ارتش هم به علت جنگهاي خارجي مورد توجه قرار گرفت و در اغلب معاهده‌هاي منعقد شده با دول خارجي ماده‌اي در مورد آموزش سپاهيان ايراني وجود داشت<sup>36</sup> و پس از عباس ميرزا كه محصليني براي كسب علوم و فنون نظامي به فرنگ فرستاد، اميركبير با تأسيس دارالفنون و استخدام افرادي كه كلنل مترانسو[10] و پوشه[11] براي تدريس علوم نظامي به دنبال گسترش اين علم بود. با تأسيس بريگاد قزاق (1296ه‍/ 1878م) توسط دومانتوويچ[12] امور نظامي ايران در اختيار روسها قرار گرفت و افسراني نيز از اتريش، آلمان، ايتاليا براي آموزش به ايران آمدند.<sup>37</sup>  
 ( [[آقا محمدخان قاجار|آقا محمدخان]]). وی پس از فاجعه [[کرمان]]، لشکرکشی به قفقاز و تفلیس در سال 1210ق/ 1795م در [[استان تهران|تهران]] تاج‌جگذاری کرد لشکر‌کشی‌های خود را به خراسان و قفقاز ادامه داد. او تفلیس را فتح کرد و در این جنگ توسط خدمتکاران خویش به قتل رسید<ref>اعتضاد‌السلطنه، علیقلی میرزا، '''''اکسیرالتواریخ'''''، به اهتمام جمشید کیان‌فر، تهران: ویسمن 1370، ص 24 به بعد 6.</ref><ref>محمد فتح‌الله‌بن محمدنقی ساروی، '''''تاریخ محمدی احسن‌التواریخ'''''، به اهتمام، غلامرض طباطبایی مجد، تهران: امیرکبیر 1371، صفحات متعدد.</ref>(21 ذی‌قعده 1210ق). و پس از وی باباخان مشهور به [[فتحعلی شاه قاجار|فتحعلی شاه]] (1250- 1212ه‍ 1797- 1835م) به حکومت رسید. در این دوره، جنگهای [[کشور ایران|ایران]] و [https://dmelal.ir/index.php?title=%D8%B1%D9%88%D8%B3%DB%8C%D9%87 روسیه] منتهی به دو قرارداد گلستان (1228ق/ 1813م) و [[ترکمانچای|ترکمنچای]] (1243ق/ 1828م) و جدایی بخشهایی از قفقاز<ref>دنبلی عبدالرزاق، '''''مآثر سلطانیه'''''، به کوشش صدری افشار، تهران: ابن سینا، 1351، ص 98 به بعد.</ref><ref>میرزا فضل‌الله شیرازی، '''''تاریخ ذوالقرنین'''''، تصحیح ناصر افشار‌فر، تهران: مرکز اسناد مجلس،، ج1 ص 405- 381، ج 2، ص 76- 71.</ref><ref>او، سیمونیچ، '''''خاطرات وزیر مختار روس'''''، ترجمه یحیی آرین‌پور، تهران: فرانکلین، 1353، ص 35- 44.</ref> و جنگهای ایران و عثمانی منتهی به معاهده و ارزنه‌الروم (1239/ 1824م) براساس عهدنامه 1159ق شد<ref>میرزا فضل‌الله شیرازی، '''''تاریخ ذوالقرنین'''''، تصحیح ناصر افشار‌فر، تهران: مرکز اسناد مجلس،، ج1، ص 573- 591.  </ref><ref>نصرالله صالحی، '''''عهدنامه‌های اول و دوم ارزنه‌الروم و تغییر وضعیت ایرانیان در امپراطوری عثمانی'''''، فصلنامه تاریخ معاصر ایران، سال 10 شماره 38، تابستان 1385 ص 155- 143.</ref> و عهدنامه فین‌کن اشتاین[Finkenstein] (1222ه‍/ 1807م) با [https://dmelal.ir/index.php?title=%D9%81%D8%B1%D8%A7%D9%86%D8%B3%D9%87 فرانسه] نیز [https://dmelal.ir/index.php?title=%D9%81%D8%B1%D8%A7%D9%86%D8%B3%D9%87 فرانسه] را متعهد به کمک به [[کشور ایران|ایران]] در برابر تجاوزات خارجی نمود ولی ناپلئون با عقد قرارداد تیلیست [Tilisit] (1222ه‍/ 1807م) با روسیه این قرارداد را نقض کرد<ref>دنبلی عبدالرزاق، '''''مآثر سلطانیه'''''، به کوشش صدری افشار، تهران: ابن سینا، 1351، ص 175- 173 و 212- 216.</ref> و [[کشور ایران|ایران]] مجبور به امضای عهدنامه‌های مجمل، مکمل (1227ه‍/ 1812م) و تهران (1229ه‍/ 1814م) با انگلستان و سفرای این کشور یعنی سرهاردفورد جونز[Sir Harford jones]، سرجان ملکم[ Sir jhon molkolm Sir John Malkolm] و سرگورارزلی[Sirgore Ouseley ] شد<ref>لسان‌الملک سپهر، محمد تقی، '''''ناسخ‌التواریخ'''''، به اهتمام جهانگیر قائم مقامی، تهران، امیرکبیر، 1337، ج 1، 177- 180 و 181 به بعد.</ref><ref>میرزا فضل‌الله شیرازی، '''''تاریخ ذوالقرنین'''''، تصحیح ناصر افشار‌فر، تهران: مرکز اسناد مجلس، ج1 ، ص 317- 314، 335- 331.</ref>.


جامعه ايران به دو طبقه حاكم و محكوم تقسيم مي‌شود و بعد از شاه صدراعظم در راس كار بود كه با تشكيل وزارتخانه‌ها به نوعي قدرت خود را تعميم كرد<sup>38</sup> مهمترين عايدات دولت از طريق ماليات مثل ماليات اراضي، احشام، معادن و در آمدهاي گمركي، ضرابخانه، پست و تلگراف تامين مي‌شد و با توجه به واگذاري امتيازات گمركي و تأسيس بانك به اتباع خارجي، اقتصاد ايران بيشتر در دست آنها بود.<sup>39</sup> راه‌هاي ايران همان راه‌هاي سنتي بود و به غير از دو راه تهران قم و تهران قزوين راه مناسبي وجود نداشت و دولتهاي خارجي براي تأمين منافع خود امتيازاتي در مورد تأسيس راه گرفتند.<sup>40</sup> علوم و ادبيات در اين دوره با تأسيس دارالفنون و مدارس جديد، تحصيل از روش سنتي خود خارج شد و امكان بيشتري براي سواد آموزي ايجاد كرد با ورود كلمات روسي و فرانسه به زبان فارسي و زوال سبك هندي، افكار و جريانات نويني شكل گرفتند و علماي بزرگي در زمينه‌هاي مختلف ظهور يافتند. درحكمت و فلسفه حاج ملاهادي سبزواري (1295- 1212ه‍/ 1797- 1878مميرزا ابوالحسن جلوه(ت 1238ه‍/ 1823م<sup>41</sup> در تاريخ‌نويسي كه بيشتر به سبك و روش قديمي يعني ثبت وقايع به تريبت زمان وقوع بود مورخاني چون لسان‌الملك، رضاقلي خان هدايت، محمد حسن صنيع‌الدوله، ميرزا جعفر خورموجي<sup>42</sup> و ... در جغرافيا براي نخستين بار نقشه تهران توسط معلمين و محصلين دارالفنون تهيه شد و كتب جغرافيايي چون فارسنامه ناصري اثر حاج ميرزا حسن شيرازي، جام‌جم فرهاد ميرمعتمدالدوله، برات‌البلدان و مطلع الشمس اعمادالسلطنه،...<sup>43</sup> در در سفرنامه نويسي، سفرنامه مسعودي، سفرنامه‌هاي شاه به فرنگ، سفرنامه‌هاي زيارني مثل سفرنامه عضدالملك به عتبات و يا سفرنامه سيف‌الملك به مكه و عتبات<sup>44</sup> در رجال و تذكره‌نويسي؛ نامه دانشوران؛ قصص‌العلماء محمدبن سليمان تنكابني، ناسخ‌التواريخ و ... در شعر، سيدمحمد اصفهاني سحاب، فتحعلي خان صبا، عارف قزويني، نشاط اصفهاني قاآني، در نثر قائم مقام فراهاني، فاضل خان گروسي و ...<sup>45</sup> در موسيقي كه بيشتر موسيقي مذهبي بود و موسيقي جديد هم در دارالفنون تدريس مي‌شود و حتي لومر آهنگ سلام رسمي را ساخت، افرادي چون چالانچي‌خان، زهره و مينا، فتح‌الله ميرزا شعاع‌السلطنه و فيروز ميرزا نصرت الدوله و...<sup>46</sup> در نمايشي كه بيشتر تعزيه و شبيه‌خاني بود و در دوره ناصرالدين شاه با ساختن تكيه دولت گسترش يافت، قلي خان شاهي و سيد احمد خان ظهور كردند و نمايش نامه‌هاي جديد هم مورد توجه قرار گرفت و آثاري از مولير و هفت نمايشنامه‌ از تركي توسط ميرزا فتحعلي دربندي ترجمه شد.<sup>47</sup> در نقاشي و معماري كه ادامه سبك دوره صفوي بود. مدرسه صنايع مستظرفه در دوره ناصري به همت كمال‌الملك براي تربيت نيروي هنرمند تأسيس شد و بزرگاني چون ابوالحسن غفاري صنيع‌الملك محمد ابراهيم نقاش باشي، محمدخان نقاش باشي، محمد حسن افشار، ظهور كردند<sup>48</sup> و در معماري بناهايي چنن مقبره حضرت عبدالعظيم، مسجد سپهسالار، صحن مرقد امام رضا، گنبد مشتاقيه در كرمان، كاخهاي گلستان و شمس‌العماره و مسجد شاه و ... ساخته شد.<sup>49</sup>
از وقایع دیگر این دوره لشکرکشی به [https://dmelal.ir/index.php?title=%D8%A7%D9%81%D8%BA%D8%A7%D9%86%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86 افغانستان] و محاصره هرات (1833م/ 1248ق)، قتل گریبایدوف[Alexander Sergieritch Griboidov] سفیر [https://dmelal.ir/index.php?title=%D8%B1%D9%88%D8%B3%DB%8C%D9%87 روسیه] و هیات همراه، قتل حاجی خلیل خان قزوینی سفیر ایران در هند (1219ه‍/ 1803م) می‌باشد<ref>اعتضاد‌السلطنه، علیقلی میرزا، '''''اکسیرالتواریخ'''''، به اهتمام جمشید کیان‌فر، تهران: ویسمن 1370، صص 69 به بعد.</ref><ref>محمد یوسف ریاضی هروی، '''''عین‌الوقایع'''''، به اهتمام محمد آصف فکرت. تهران: انقلاب اسلامی 1372، ص 1-9.</ref>. پس از [[فتحعلی شاه قاجار|فتحعلی شاه]]، [[محمدشاه قاجار|محمد شاه قاجار]] (1250- 1264ق/ 1834- 1848م) با کمک میرزا ابوالقاسم قائم مقام فراهانی و پس از غلبه بر مدعیان سلطنت از جمله ظل‌السطان به تخت نشست. در این دوره دوباره مساله هرات (1253- 1254ه‍/ 1873- 1838م) و تصرف این شهر و مجموعه قیامهایی چون قیام آقاخان محلاتی پیشوای [[اسماعیلیه|فرقه اسماعیلیه]] (1256- 1253ه‍ 1837- 1840م)، ظهور سیدعلی محمد باب و جنبش بابیه و قیام  سالار 1262ه‍/ 1846م در خراسان پیش آمد<ref>لسان‌الملک سپهر، محمد تقی، '''''ناسخ‌التواریخ'''''، به اهتمام جهانگیر قائم مقامی، تهران، امیرکبیر، 1337، ج 2 ص 89 و ج 3 ص 8</ref><ref>اعتضاد‌السلطنه، علیقلی میرزا، '''''اکسیرالتواریخ'''''، به اهتمام جمشید کیان‌فر، تهران: ویسمن 1370، ص ص 401- به بعد، </ref><ref>واتسن راموت گرفت، '''''تاریخ قاجار'''''، ترجمه عباسقلی آذری، بی‌نا 1340، ص 202- 210.</ref>. [[ناصرالدین شاه قاجار|ناصرالدین شاه]] (1264- 1313ق/1848- 1895م) حاکم بعدی قاجار با کمک [[میرزا تقی خان امیرکبیر]] و پس از غلبه بر شورشهایی چون بابیان و قیام سالار به قدرت رسید و به همت [[امیرکبیر، میرزا تقی خان|امیرکبیر]] اصلاحاتی در زمینه مالی، وضع نظام اداری، اقتصادی و فرهنگ صورت گرفت<ref>هدایت رضاقلی خان، '''''خاطرات و خطرات'''''، تهران: کتابفروشی خیام 1349، ج 10، ص 319 به بعد.</ref><ref>فورموجی مجمدجعفر، '''''حقایق اخبار ناصری''''' به کوشش سید حسین خدیوجم، تهران: نی 1363، ص 41- 85.</ref>. مهمترین وقایع این دوره در معاهدات و امتیازات خلاصه می‌شود و طبق معاهده دوم ارزنه‌الروم (1265و/ 1849) مرز میان ایران و عثمانی تعیین و طبق معاهد پاریس (1273ه‍/ 1857م) که با مخالفت روحانیون و مردم لغو شد، تاسیس بانک شاهنشاهی (1289ه‍/ 1872م) به بارون یولیوس دورویتر[ Boron Julius de Reuter] و کشتی‌رانی در [[رود کارون|کارون]] (1306ه‍/ 1888م) به برادران لینج به انگلستان، امتیازات شیلات شمال (1285ه‍/ 1869م) به لیانازوف[Lionazor]، تأسیس بانک استقراضی، تأسیس بریگاد قزاق (1297ه‍/ 1879م) واحد خط شوسه بین‌ تهران انزلی ... به [https://dmelal.ir/index.php?title=%D8%B1%D9%88%D8%B3%DB%8C%D9%87 روسیه]، امتیاز حفاری در [[شوش]] به دیولافوی فرانسوی[Marcel Auguste Dieulofoy] (1351ه‍- 1883م) و امتیازات تجاری به کشورهایی چون [https://dmelal.ir/index.php?title=%D8%A7%D8%B3%D9%BE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7 اسپانیا]، آمریکا و ... واگذار شد<ref name=":0">محمد یوسف ریاضی هروی، '''''عین‌الوقایع'''''، به اهتمام محمد آصف فکرت. تهران: انقلاب اسلامی 1372، ص 35- 117.</ref><ref>لسان‌الملک سپهر، محمد تقی، '''''ناسخ‌التواریخ'''''، به اهتمام جهانگیر قائم مقامی، تهران، امیرکبیر، 1337، ج 3، صفحات متعدد.</ref><ref>فورموجی مجمدجعفر، '''''حقایق اخبار ناصری''''' به کوشش سید حسین خدیوجم، تهران: نی 1363، ص 85 به بعد ریاضی هروی، ص 35- 117، </ref>. مجموعه مسافرتهای شاه به فرنگ، تأسیس دارالفنون، چاپ روزنامه، تأسیس تلگراف و خط آهن و ... در این دوره صورت گرفت و در نهایت [[ناصرالدین شاه قاجار|ناصرالدین شاه]] بعد از پنجاه سال سلطنت توسط میرزا رضایی کرمانی در سال 1313ق کشته شد<ref name=":0" /><ref>لسان‌الملک سپهر، محمد تقی، '''''ناسخ‌التواریخ'''''، به اهتمام جهانگیر قائم مقامی، تهران، امیرکبیر، 1337،ج 3، صفحات متعدد.</ref><ref>هدایت رضاقلی خان، '''''خاطرات و خطرات'''''، تهران: کتابفروشی خیام 1349،، ج 10، ص 319 به بعد.</ref>.


[[مظفرالدین شاه]] (1324- 1313ه‍ 1895- 1906م) پس از [[ناصرالدین شاه قاجار|ناصرالدین شاه]] به تخت نشست و دوره او دوره صدارت امین‌السلطان، امین‌الدوله و عین‌الدوله، دوره امتیازات و [[نهضت مشروطه|دوره مشروطه‌خواهی]] و تأسیس مجلس می‌باشد<ref>افشاری پرویز، '''''صدر اعظم های سلسله قاجاریه'''''، تهران: وزارت خارجه 1372، ص 223- 263.</ref>. اغلب امتیازات این دوره مثل امتیاز استخراج معادن قراچه‌داغ (1316ه‍/ 1898م) امتیاز کاوشهای علمی و باستان‌شناسی به [https://dmelal.ir/index.php?title=%D9%81%D8%B1%D8%A7%D9%86%D8%B3%D9%87 فرانسه] (1315ه‍/ 1897م) امتیاز دارسی (1319ه‍/ 1901م) به انگلستان و ... و اخذ وامهای کلان برای تامین هزینه‌های دربار و سفر شاه به فرنگ انجام می‌شد<ref name=":0" /><ref>لسان‌الملک سپهر، محمد تقی، '''''ناسخ‌التواریخ'''''، به اهتمام جهانگیر قائم مقامی، تهران، امیرکبیر، 1337، ص 117- 165.</ref><ref>شمیم، علی اصغر، '''''ایران در دوره سلطنت قاجار'''''. تهران: مدبر، 1374، ص 286- 321.</ref>. مهمترین واقعه این دوره [[انقلاب مشروطه]] و تشکیل [[مجلس شورای ملی]] در 1324ق/ 1285ش/ 1904م می‌باشد که [[محمد علی شاه|محمدعلی شاه]] (1324- 1327ه‍/ 1906- 1919م) حاکم بعدی در تمام مدت سلطنت خود درگیر [[نهضت مشروطه|مشروطه]] بود و بعد از به  توپ بستن [[مجلس شورای ملی|مجلس]] و احیای حکومت استبدادی با [[انقلاب مشروطه|قیام مشروطه خواهان]] به رهبری افرادی چون [[ستارخان]]، باقرخان و ... و احیای دوباره [[مجلس شورای ملی|مجلس]] علی‌رغم حمایت روسیه از سلطنت خلع شد<ref>ملک‌زاده مهدی، '''''تاریخ انقلاب مشروطه ایران'''''، تهران: علی، 1362، جلد 1 الی 7، صفحات متعدد.</ref><ref>کسروی احمد، '''''تاریخ مشروطه ایران'''''، تهران: امیرکبیر 1373، صفحات متعدد.</ref>. در این دوره قرار داد 1325ه‍/ 1907م بین روس و انگلیس مبنی بر تقسیم [[کشور ایران|ایران]] به مناطق تحت نفوذ در شمال و یک منطقه بی‌طرف در مرکز امضاء شد<ref>هدایت مهدی قلی خان: '''''طلوع مشروطیت'''''، به کوشش امیر اسماعیل، تهران: جام 1363، ص 53.</ref>.


'''''مآخذ:'''''  
با خلع [[محمد علی شاه|محمدعلی شاه احمد شاه، قاجار]] (1327- 1344ه‍/ 1909- 1925م) با نیابت عضدالملک و بعدها ناصر‌المک به قدرت رسید. این دوره یکی از پرحادثه‌ترین دوره‌های تاریخی ایران است. مجلس دوم پس از اولتیماتوم [https://dmelal.ir/index.php?title=%D8%B1%D9%88%D8%B3%DB%8C%D9%87 روسیه] در مورد اخراج شوستر توسط ناصرالملک منحل شد<ref>اتحادیه، منصور، '''''پیدایش و تحول احزاب سیاسی مشروطیت'''''، تهران: گستره، 1361، ص 326- 333.</ref> و مجلس سوم بعد از به سن قانونی رسیدن احمد شاه (1332ق) آغاز به کار کرد که با [[جنگ جهانی اول]]<sup>*</sup> و درگیر شدن ایران در جنگ و پیش آمدن مساله مهاجرت و تشکیل کمیته دفاع ملی از هم پاشید<ref>صدر محسن، '''''خاطرات صدرالاشراف'''''، تهران: وحید، 1364، صص 222- 228. </ref><ref>ملاتی تهرانی علیرضا، '''''ایران و دولت ملی در جنگ جهانی اول''''': تهران: موسسه مطالعات تاریخ معاصر ایران، 1378، ص 123.</ref> و ایران با قرارداد 1915 به دو منطقه تحت نفوذ تقسیم شد<ref>سپهر احمدعلی، '''''ایران در جنگ جهانی'''''، تهران: ادیب 1362، ص 89.</ref>. با وقوع انقلاب روسیه نیروهای این کشور از [[کشور ایران|ایران]] خارج شد و انگلستان جای [https://dmelal.ir/index.php?title=%D8%B1%D9%88%D8%B3%DB%8C%D9%87 روسیه] را در ایران گرفت و سعی کرد با قرارداد 1919م/ 1337ق به این اشغال جنبه رسمی و قانونی بدهد<ref>هدایت رضاقلی خان، '''''خاطرات و خطرات'''''، تهران: کتابفروشی خیام 1349، ص 210.</ref><ref>زندفر فریدون. '''''ایران و جامعه ملل'''''، تهران: شیرازه، 1377، ص 60- 56.</ref>. از دیگر مسائل این دوره مسئله نفت جنوب و نفت شمال، کودتای 1299ش و قدرت‌گیری [[رضا شاه پهلوی|رضاخان]] و مساله جمهوری‌خواهی، قیام خیابانی و [[کوچک خان جنگلی|میرزا کوچک خان پسیان]]، شیخ‌ خزئل و در نهایت خلع احمد شاه در 1344ه‍/ 1925م و آغاز سلطنت [[رضا شاه پهلوی|رضاشاه]] و [[سلسله پهلوی]] می‌باشد<ref>هدایت مهدقلی خان، '''''خاطرات و خطرات'''''، تهران: زوار 1375، ص 349 به بعد.</ref><ref>شمیم، علی اصغر، '''''ایران در دوره سلطنت قاجار'''''. تهران: مدبر، 1374، ص 533 به بعد.</ref>.


1-    تلخيص از: محقق قزويني (ناصر تكميل همايون)، «خاستگاه تاريخي ايل قاجار»، '''''تاريخ معاصر ايران'''''، '''''كتاب دوم'''''، تهران: مؤسسه پژوهش و مطالعات فرهنگي، 1369، ص 80.
قرار گرفتن ایران در مسیر توسعه و تمدن جدید باعث مجموعه اصلاحاتی در عرصه‌های مختلف شد و اصلاحات که ابتدا مورد توجه عباس میرزا قرار گرفت توسط [[امیرکبیر، میرزا تقی خان|امیرکبیر]] گسترش یافت و تأسیس دارالفنون (1266) چاپ اولین روزنامه به نام کاغذ اخبار (1253ه‍/ 1837م) و [[وقایع اتفاقیه]] (1267ه‍ 1851م)، اولین تلگراف تأسیس مجلس دارالشورای کبری و ایجاد وزارتخانه (1275ه‍ 1859م)، اولین پستخانه (1292ه‍/ 1875م)، اصلاح ضرابخانه‌ها (1296ه‍/ 1879م)، احداث اولین راه آهن (1301ه‍/ 1884م)، اعزام دانشجو به خارج برای تحصیل، استخدام معلمان خارجی برای تدریس، از مهمترین اقدامات اصلاحی دوره قاجار بود<ref>محبوبی اردکانی حسین، '''''تاریخ مؤسسات تمدنی جدید در ایران'''''، تهران: دانشگاه تهران 1378. صفحات متعدد.</ref><ref>رضایی عبدالعظیم، '''''گنجینه تاریخ ایران'''''، تهران: اطلس 1378، ج 12، ص 705- 723.</ref>. ارتش هم به علت جنگهای خارجی مورد توجه قرار گرفت و در اغلب معاهده‌های منعقد شده با دول خارجی ماده‌ای در مورد آموزش سپاهیان ایرانی وجود داشت<ref>میرزا فضل‌الله شیرازی، '''''تاریخ ذوالقرنین'''''، تصحیح ناصر افشار‌فر، تهران: مرکز اسناد مجلس، ج 1، ص 381- 405، ج 2، 76- 671.</ref><ref>دنبلی عبدالرزاق، '''''مآثر سلطانیه'''''، به کوشش صدری افشار، تهران: ابن سینا، 1351، ص 209- 211، 248- 247.</ref><ref>نوذری عزت‌الله، '''''تاریخ اجتماعی ایران از آغاز تا مشروطیت'''''، تهرارن: خجسته، 1381،ص 372- 377.</ref> و پس از عباس میرزا که محصلینی برای کسب علوم و فنون نظامی به فرنگ فرستاد، [[امیرکبیر، میرزا تقی خان|امیرکبیر]] با تأسیس دارالفنون و استخدام افرادی که کلنل مترانسو[Metrazo] و پوشه[Poche] برای تدریس علوم نظامی به دنبال گسترش این علم بود. با تأسیس بریگاد قزاق (1296ه‍/ 1878م) توسط دومانتوویچ[Dunomtovitch] امور نظامی ایران در اختیار روسها قرار گرفت و افسرانی نیز از اتریش، آلمان، ایتالیا برای آموزش به [[کشور ایران|ایران]] آمدند<ref>محبوبی اردکانی حسین، '''''تاریخ مؤسسات تمدنی جدید در ایران'''''، تهران: دانشگاه تهران 1378، ص 57 به بعد.</ref><ref>فلور ویلیم، '''''جنتارهایی از تاریخ اجتماعی ایران در عصر قاجار'''''، ترجمه ابوالقاسم سر، تهران: توس 1366، ص 68- 11.</ref>.  


2-    جهانسوز، رضا، '''''تاريخ بنيان قاجار'''''، تهران، بي‌نان اهتمام 1333، 16.
جامعه ایران به دو طبقه حاکم و محکوم تقسیم می‌شود و بعد از شاه صدراعظم در راس کار بود که با تشکیل وزارتخانه‌ها به نوعی قدرت خود را تعمیم کرد<ref>امغانی محمد تقی، '''''صد سال بیش از این'''''، تهران: شکبیر، 2537، ص 73- 84.</ref> مهمترین عایدات دولت از طریق مالیات مثل مالیات اراضی، احشام، معادن و در آمدهای گمرکی، ضرابخانه، [[پست]] و [[تلگراف]] تامین می‌شد و با توجه به واگذاری امتیازات گمرکی و تأسیس بانک به اتباع خارجی، اقتصاد ایران بیشتر در دست آنها بود<ref>موتمن‌الملک، حسین پیرنیا، '''''مجموعه معاهدات دولیه علیه ایران بادول خارج'''''. مطبعه فارسی، 1326 ه‍. ق صفحات متعدد.</ref><ref>فلور ویلیم، '''''جنتارهایی از تاریخ اجتماعی ایران در عصر قاجار'''''، ترجمه ابوالقاسم سر، تهران: توس 1366، ص 190 به بعد.</ref><ref>نوذری عزت‌الله، '''''تاریخ اجتماعی ایران از آغاز تا مشروطیت'''''، تهرارن: خجسته، 1381، ص 359- 365.</ref>. راه‌های ایران همان راه‌های سنتی بود و به غیر از دو راه تهران [[قم]] و [[استان تهران|تهران]]، [[استان قزوین|قزوین]] راه مناسبی وجود نداشت و دولتهای خارجی برای تأمین منافع خود امتیازاتی در مورد تأسیس راه گرفتند<ref>موتمن‌الملک، حسین پیرنیا، '''''مجموعه معاهدات دولیه علیه ایران بادول خارج'''''. مطبعه فارسی، 1326 ه‍. ق صفحات متعدد، ص.131- 133.</ref><ref>محمد یوسف ریاضی هروی، '''''عین‌الوقایع'''''، به اهتمام محمد آصف فکرت. تهران: انقلاب اسلامی 1372، ص 35 به بعد.</ref>. علوم و ادبیات در این دوره با تأسیس دارالفنون و مدارس جدید، تحصیل از روش سنتی خود خارج شد و امکان بیشتری برای سواد آموزی ایجاد کرد با ورود کلمات روسی و [https://dmelal.ir/index.php?title=%D9%81%D8%B1%D8%A7%D9%86%D8%B3%D9%87 فرانسه] به [[فارسی|زبان فارسی]] و زوال سبک هندی، افکار و جریانات نوینی شکل گرفتند و علمای بزرگی در زمینه‌های مختلف ظهور یافتند. درحکمت و فلسفه حاج ملاهادی سبزواری (1295- 1212ه‍/ 1797- 1878م)، میرزا ابوالحسن جلوه(ت 1238ه‍/ 1823م)<ref>خاتمی احمد، '''''تاریخ ادبیات ایران در دوره بازگشت ادبی'''''، تهران: پایا 1373، ج اول، ص. 166- 178.</ref><ref>رضایی عبدالعظیم، '''''گنجینه تاریخ ایران'''''، تهران: اطلس 1378، ج 12، ص. 729- 830.</ref>، در تاریخ‌نویسی که بیشتر به سبک و روش قدیمی یعنی ثبت وقایع به تریبت زمان وقوع بود مورخانی چون لسان‌الملک، رضاقلی خان هدایت، محمد حسن صنیع‌الدوله، میرزا جعفر خورموجی<ref>خاتمی احمد، '''''تاریخ ادبیات ایران در دوره بازگشت ادبی'''''، تهران: پایا 1373، ج اول، ص 61- 49.</ref><ref>رضایی عبدالعظیم، '''''گنجینه تاریخ ایران'''''، تهران: اطلس 1378،  ج 12، ص. 830- 831.</ref> و ... در جغرافیا برای نخستین بار نقشه [[استان تهران|تهران]] توسط معلمین و محصلین دارالفنون تهیه شد و کتب جغرافیایی چون فارسنامه ناصری اثر حاج میرزا حسن شیرازی، جام‌جم فرهاد میرمعتمدالدوله، برات‌البلدان و مطلع الشمس اعمادالسلطنه،...<ref>رضایی عبدالعظیم، '''''گنجینه تاریخ ایران'''''، تهران: اطلس 1378، ج 12، ص. 831- 832.</ref>


3-    لسان‌الملك سپهر، محمد تقي، ناسخ‌التواريخ، به اهتما جهانگير قائم مقامي، تهران، اميركبير، 1337 ج1، ص 3.
در در سفرنامه نویسی، سفرنامه مسعودی، سفرنامه‌های شاه به فرنگ، سفرنامه‌های زیارنی مثل سفرنامه عضدالملک به عتبات و یا سفرنامه سیف‌الملک به [[مکه]] و عتبات<ref>خاتمی احمد، '''''تاریخ ادبیات ایران در دوره بازگشت ادبی'''''، تهران: پایا، 1373، ج اول، ص 113- 137.</ref> در رجال و تذکره‌نویسی؛ نامه دانشوران؛ قصص‌العلماء محمدبن سلیمان تنکابنی، ناسخ‌التواریخ و ... در شعر، سیدمحمد اصفهانی سحاب، فتحعلی خان صبا، عارف قزوینی، نشاط اصفهانی قاآنی، در نثر قائم مقام فراهانی، فاضل خان گروسی و ...<ref>اعتضاد‌السلطنه، علیقلی میرزا، '''''اکسیرالتواریخ'''''، به اهتمام جمشید کیان‌فر، تهران: ویسمن 1370، ص 56- 60، 247- 275 و 540- 572.</ref><ref>بروان ادوارد، '''''تاریخ ادبیات ایران از صفویه تا عصر حاضر'''''، ترجمه دکتر بهرام مقدادی و تهران: مروارید 1369، ص 391.</ref><ref>خاتمی احمد، '''''تاریخ ادبیات ایران در دوره بازگشت ادبی'''''، تهران: پایا، 1373، جلد 1، ص.238- 254.</ref>. در موسیقی که بیشتر موسیقی مذهبی بود و موسیقی جدید هم در دارالفنون تدریس می‌شود و حتی لومر آهنگ سلام رسمی را ساخت، افرادی چون چالانچی‌خان، زهره و مینا، فتح‌الله میرزا شعاع‌السلطنه و فیروز میرزا نصرت الدوله و...<ref>خاتمی احمد، '''''تاریخ ادبیات ایران در دوره بازگشت ادبی'''''، تهران: پایا، 1373، ج اول، ص 214- 218. </ref><ref>هدایت رضاقلی خان، '''''خاطرات و خطرات'''''، تهران: کتابفروشی خیام 1349،، ج 10، ص 319 به بعد، ص 37- 42.</ref>. در نمایشی که بیشتر تعزیه و شبیه‌خانی بود و در [[ناصرالدین شاه قاجار|دوره ناصرالدین شاه]] با ساختن تکیه دولت گسترش یافت، قلی خان شاهی و سید احمد خان ظهور کردند و نمایش نامه‌های جدید هم مورد توجه قرار گرفت و آثاری از مولیر و هفت نمایشنامه‌ از ترکی توسط میرزا فتحعلی دربندی ترجمه شد<ref>اسکویی مصطفی، '''''سیری در تاریخ تئاتر ایران'''''، تهران: آناهیتا، 1378، ص 125- 229.</ref><ref>جیمز ویلس چارلز، '''''تاریخ اجماعی ایران در عهد قاجاریه'''''، ترجمه سید عبدالله، تهران: زرین. 1363، ص 373.</ref>. در نقاشی و معماری که ادامه سبک دوره صفوی بود. مدرسه صنایع مستظرفه در دوره ناصری به همت کمال‌الملک برای تربیت نیروی هنرمند تأسیس شد و بزرگانی چون ابوالحسن غفاری صنیع‌الملک محمد ابراهیم نقاش باشی، محمدخان نقاش باشی، محمد حسن افشار، ظهور کردند<ref>جیمز ویلس چارلز، '''''تاریخ اجماعی ایران در عهد قاجاریه'''''، ترجمه سید عبدالله، تهران: زرین. 1363،  ص 183- 197.</ref><ref>خاتمی احمد، '''''تاریخ ادبیات ایران در دوره بازگشت ادبی'''''، تهران: پایا، 1373، ج اول، 193- 199.</ref><ref>'''''ایرانشهر'''''، کمسیون ملی یونسکو در ایران، نشریه شماره 22، جلد اول، ص. 805- 816.</ref> و در معماری بناهایی چنن مقبره حضرت عبدالعظیم، مسجد سپهسالار، صحن مرقد [[علی بن موسی الرضا(ع)|امام رضا]]، گنبد مشتاقیه در [[کرمان]]، [[کاخ گلستان|کاخهای گلستان]] و شمس‌العماره و مسجد شاه و ... ساخته شد<ref>لسان‌الملک سپهر، محمد تقی، '''''ناسخ‌التواریخ'''''، به اهتمام جهانگیر قائم مقامی، تهران، امیرکبیر، 1337، ج 3، ص 1511- 1515.</ref><ref>خاتمی احمد، '''''تاریخ ادبیات ایران در دوره بازگشت ادبی'''''، تهران: پایا 1373، ج اول، ص 206- 207.</ref><ref>'''''ایرانشهر'''''، کمسیون ملی یونسکو در ایران، نشریه شماره 22، جلد اول، ص 835.</ref>.


4-    اعتمادالسلطنه، عليقلي ميرزا، '''''اكسيرالتواريخ'''''، به اهتمام جمشيد كيان‌فر، تهران: ويسمن 1370، صص90-8.
== نیز نگاه کنید به ==


5-    غفاري قزويني، احمدبن محمد، '''''تاريخ جهان‌آرا'''''. تهران: حافظ، 1343، ص 275.
* [[جلایریان]]
* [[آقا محمدخان قاجار]]
* [[فتحعلی شاه قاجار]]
* [[ناصرالدین شاه قاجار]]
* [[کریم خان زند]]
* [[مظفرالدین شاه]]
* [[انقلاب مشروطه]]


6-    سيوري راجر، '''''ايران عصر صفوي'''''، ترجمه كامبيز عزيزي، تهران: نشر مركز، 1363، ص 24.
== مآخذ ==
<references />


7-    شميم، علي اصغر، '''''ايران در دوره سلطنت قاجار'''''. تهران: مدبر، 1374،ص 24.
== منبع اصلی ==
 
[https://icro.ir/ سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، مرکز مطالعات راهبردی روابط فرهنگی] (1398). دانشنامه ایران. تهران: [https://alhoda.ir/ موسسه فرهنگی هنری و انتشارات بین المللی الهدی]،
8-    اعتضاد‌السلطنه، ص 10- 9، ميرزا فضل‌الله شيرازي، '''''تاريخ ذوالقرنين'''''، تصحيح ناصر افشار‌فر، تهران: مركز اسناد مجلس، ج1 ص 26- 21.
 
9-    محمد فتح‌الله‌بن محمدنقي ساروي، '''''تاريخ محمدي احسن‌التواريخ'''''، به اهتمام، غلامرض طباطبايي مجد، تهران: اميركبير 1371.
 
10-  فورموجي مجمدجعفر، '''''حقايق اخبار ناصري''''' به كوشش سيد حسين خديوجم، تهران: ني 1363، صص 3-4.
 
11-  اعتضادالسلطنه، صص 14- 18. لسان الملك سپهر، ص 20- 26.
 
12-   فضل‌الله خان شيرازي، ص 33- 19، محمدنقي ساروي، ص 40 به بعد.
 
13-   اعتضاد‌السلطنه، 21- 24، سپهر، ص 29- 36.
 
14-  اعتضا‌دالسلطنه، ص 24 به بعد 6. محمد تقي ساروي، صفحات متعدد.
 
15-  دنبلي عبدالرزاق، '''''مآثر سلطانيه'''''، به كوشش صدري افشار، تهران: ابن سينا، 1351، ص 98 به بعد، فضل‌الله شيرازي، ج1 ص 405- 381، ج 2، ص 76- 71.... او، سيمونيچ، '''''خاطرات وزير مختار روس'''''، ترجمه يحيي آرين‌پور، تهران: فرانكلين، 1353، ص 35- 44.
 
16-  ميرزا فضل‌الله شيرازي، صص 573- 591. هم‌چنين، نصرالله صالحي، '''''عهدنامه‌هاي اول و دوم ارزنه‌الروم و تغيير وضعيت ايرانيان در امپراطوري عثماني'''''، فصلنامه تاريخ معاصر ايران، سال 10 شماره 38، تابستان 1385 ص 155- 143.
 
17-  عبدالرزاق دنبلي، ص 175- 173 و 212- 216.
 
18-  سپهر ج 1، 177- 180 و 181 به بعد، فضل‌الله شيرازي، ص 317- 314، 335- 331.
 
19-  اعتضاد‌السلطنه، ص 69 به بعد، محمد يوسف رياضي هروي، '''''عين‌الوقايع'''''، به اهتمام محمد آصف فكرت. تهران: انقلاب اسلامي 1372، صص 9-1.
 
20-  اجلالي فرزام. '''''بنيان حكومت قاجار'''''، تهران: نثرني، 1373، صص 30- 33.
 
21-  اعتضاد‌السلطنه، ص 401- به بعد، - سپهر، ج 2 ص 89 و ج 3 ص 8. هم‌چنين واتسن راموت گرفت، '''''تاريخ قاجار'''''، ترجمه عباسقلي آذري، بي‌نا 1340، ص 202- 210.
 
22-  خورموجي، ص 41- 85، هدايت رضاقلي خان، '''''خاطرات و خطرات'''''، تهران: كتابفروشي خيام 1349، ج 10، ص 319 به بعد.
 
23-  خورموجي، ص 85 به بعد، سپهر، ج 3، صفحات متعدد، سيمونيج، ص 99- 188.
 
24-  خورموجي، ص 85 به بعد رياضي هروي، ص 35- 117، سپهر، ج 3، صفحات متعدد.
 
25-  رياضي هروي، ص 35- 117. سپهر، ج 3، صفحات متعدد، هدايت، ج 10، ص 319 به بعد.
 
26-  افشاري پرويز، '''''صدر اعظمهاي سلسله قاجاريه'''''، تهران: وزارت خارجه 1372، ص 223- 263.
 
27-  رياضي هروي، ص 117- 165، شميم، ص 286- 321.
 
28-  كسروي احمد، '''''تاريخ مشروطه ايران'''''، تهران: اميركبير 1373، صفحات متعدد، ملك‌زاده مهدي، '''''تاريخ انقلاب مشروطه ايران'''''، تهران: علي، 1362، جلد 1 الي 7، صفحات متعدد.
 
29-  هدايت مهدي قلي خان: '''''طلوع مشروطيت'''''، به كوشش امير اسماعيل، تهران: جام 1363، ص 53.
 
30-  اتحاديه، منصور، '''''پيدايش و تحول احزاب سياسي مشروطيت'''''، تهران: گسترة، 1361، ص 326- 333.
 
31-  صدر محسن، '''''خاطرات صدرالاشراف'''''، تهران: وحيد، 1364، صص 222- 228. ملاتي تهراني عليرضا، '''''ايران و دولت ملي در جنگ جهاني اول''''': تهران: موسسه مطالعات تاريخ معاصر ايران، 1378، ص 123.
 
32-  سپهر احمدعلي، '''''ايران در جنگ جهاني'''''، تهران: اديب 1362، ص 89.
 
33-  هدايت، ص 210، زندفر فريدون. '''''ايران و جامعه ملل'''''، تهران: شيرازه، 1377، صص 60- 56.
 
34-  هدايت مهدقلي خان، '''''خاطرات و خطرات'''''، تهران: زوار 1375، صس 349 به بعد، شميم، ص 533 به بعد.
 
35-  محبوبي اردكاني حسين، '''''تاريخ مؤسسات تمدني جديد در ايران'''''، تهران: دانشگاه تهران 1378. صفحات متعدد، رضايي عبدالعظيم، '''''گنجينه تاريخ ايران'''''، تهران: اطلس 1378، ج 12، ص 705- 723..
 
36-  فضل‌الله شيرازه ج 1، ص 381- 405، ج 2، 76- 671، عبدالرزاق دنبلي، 209- 211، 248- 247 و نوذري عزت‌الله، '''''تاريخ اجتماعي ايران از آغاز تا مشروطيت'''''، تهرارن: خجسته، 1381، 372- 377.
 
37-  محبوبي اردكاني، ص 57 به بعد، فلور ويليم، '''''جنتارهايي از تاريخ اجتماعي ايران در عصر قاجار'''''، ترجمه ابوالقاسم سر، تهران: توس 1366، ص 68- 11.
 
38-  دامغاني محمد تقي، '''''صد سال بيش از اين'''''، تهران: شكبير، 2537، ص 73- 84.
 
39-  فلور، ص 190 به بعد، موتمن‌الملك، حسين پيرنيا، ''محموعه معاهدات دوليه عليه ايران بادول خارج''. مطبعه فارسي، 1326 ه‍. ق صفحات متعدد، نوذري، ص 359- 365.
 
40-  موتمن‌الملك، 131- 133، رياضي هروي ص 35 به بعد.
 
41-  خاتمي احمد، '''''تاريخ ادبيات ايران در دوره بازگشت ادبي'''''، تهران: پايا 1373، ج اول 166- 178. رضايي ج 12، 729- 830.
 
42-  خاتمي، ص 61- 49، رضايي ج 12، 830- 831.
 
43-  رضايي ج 12، 831- 832.
 
44-  خاتمي، ص 113- 137.
 
45-  اعتضادالسلطنه، صص 56- 60، 247- 275 و 540- 572، بروان ادوارد، '''''تاريخ ادبيات ايران از صفويه تا عصر حاضر'''''، ترجمه دكتر بهرام مقدادي و تهران: مرواريد 1369، ص 391، خاتمي 238- 254.
 
46-  خاتمي، ص 214- 218. هدايت، خاطرات و خطرا، ص 37- 42.
 
47-  اسكويي مصطفي، '''''سيري در تاريخ تئاتر ايران'''''، تهران: آناهيتا، 1378، ص 125- 229 هم‌چنين جيمز ويلس چارلز، '''''تاريخ اجماعي ايران در عهد قاجاريه'''''، ترجمه سيد عبدالله، تهران: زرين. 1363، ص 373.
 
48-  جيمزويلس، ص 183- 197، خاتمي، 193- 199، '''''ايرانشهر'''''، كمسيون ملي يونسكو در ايران، نشريه شماره 22، جلد اول 805- 816.
 
49-  سپهر، ج 3، ص 1511- 1515، خاتمي، ص 206- 207. ايرانشهر، ص 835.


== نویسنده مقاله ==
مریم غلامعلی زاده
مریم غلامعلی زاده
 
[[رده:تاریخ]]
----[1] - Finkenstein
[[رده:تاریخ و باستان شناسی]]
 
[2] - Tilisit
 
[3] - Sir Harford jones
 
[4] - Sir jhon molkolm Sir John Malkolm
 
[5] - Sirgore Ouseley                                                                                                        
 
[6] - Alexander Sergieritch Griboidov.
 
[7] - Boron Julius de Reuter.
 
[8] - Lionazor.
 
[9] - Marcel Auguste Dieulofoy
 
[10] - Metrazo
 
[11] - Poche
 
[12] - Dunomtovitch

نسخهٔ کنونی تا ‏۱۴ مهٔ ۲۰۲۵، ساعت ۱۱:۳۷

قاجاریه، سلسله‌ای از هفت پادشاه که از 1210ق/ 1795م (تاج‌گذاری آقا محمدخان)* تا 1304ش (1925م/ 1344ق) بر ایران حکومت کردند.

واژه قاجار از «قاچ» (قاج/ کاچ) ترکی و مصدر «قاجمک» (گیتمک) به معنی «فرار کردن» و نشانه اسم فاعلی «آر» تشکیل شده که به معنای «فرار کننده» یا «مرد دونده» آمده است. این عنوان اگرچه ممکن است از سوی ترکان جغتایی در مقام توهین کاربرد یافته باشد، اما چون واژه‌های قجرجی، غجرجی، قاجارچی به معنای «راهنما» و «بلد» آمده‌اند و «جنگ و گریز» مهارت‌های جنگی کوچ‌نشینان شرقی است می‌تواند بیان کننده مهارت نظامی باشد و گمان می‌رود نام قاچار (قجر و قاجار) از این جهت به آنان داده شد[۱].

مورخان دوره قاجاریه، نام این ایل را برگرفته از نیای آنها قاجار نویان بن سرتاق نویان‌بن سابا (سبا) نویان‌بن جلایربن‌ نوبان (نیرون) دانسته‌اند. از این رو تأکید می‌کنند که قاجار با جلایریان* (آل جلایر= ایلکانیان) نسبت خویشاوندی داشته‌اند[۲] و چنان‌که بیان می‌کنند که قاجارنویان و سرسلسله آل جلایر، امیرحسین گورگان، نوادگان ایلکانویان بوده‌اند. آنچه مورخان بر آن پافشاری دارند سرتاق نویان از همراهان هلاکوخان مغول در حمله به غرب ایران بوده و پسر او، قاجارنویان، در زمان غازان (اواخر سده 7 ق)،مقام و منصب داشته است[۳]. روایت‌های گوناگون بیان کننده آن هستند که قاجارها طی مهاجرت ایلات ترکمان در قرون میانه از شرق ماوراءالنهر به غرب ایران (شام) کوچ کردند و به مرور در زمان تیموریان در آذربایجان و اوآن ساکن شدند[۴].

قاجارها چندان با آق‌قویونلو‌ها* پیوند داشته‌اند که برخی مورخان آنها را از ترکمانان آق‌قویونلو می‌دانند. دلیل آن نیز کمک «لشکر قاجار» به ایران آق‌‌قویونلو به ویژه پس از درگذشت یعقوب بیگ آق‌قویونلو، بوده است[۵]. در اواخر حکومت آق‌قویونلوها، ایل قاجار به ایلات استاجلو، شاملو، روملو، تکلو (تلکو)، ذوالقدر و افشار به عنوان هسته اصلی قزلباش در روی کار آمدن شاه اسماعیل* صفوی و تأسیس سلسله صفویه* (957ق/ 1550م) مهم‌ترین نقش را ایفا کردند[۶]. با این همه، سران ایل قاجار به مانند استاجلوها، شاملوها و تکلوها به مقام مهمی در دوره صفویه دست نیافتند. در این دوره مطابق سیاست‌های صفویان، قاجارها به استرآباد (گرگان و دشت) کوچیدند و در دو دسته به نام‌های یُخاری باش و اشاقه‌باش در بالا و پایین دست رود گرگان ساکن شدند. از آنجا که همچنان زندگی ایلی داشتند یخاری باش که شتر می‌پروراندند به دولو (دو= شتر) و اشاقه‌باش که گوسفند می‌پروراندند به قویونلو (قویون- گوسفند) مشهور شدند. اصطلاح قویونلو در واقع ارتباط ایلی آنها را با ترکمانان آق (سپید) قویونلو و قرا (سیاه) قویونلو* نیز نشان می‌دهد[۷].

گمان می‌رود که از دوره صفویه اشاقه‌باش‌ها (قویونلو) اهمیت بیش‌تری یافته‌ و رهبری ایل را بر عهده داشتند[۸][۹]. پس از سقوط حکومت صفویان در پی شورش افغان‌ها (1135ق/ 1723م)، قاجارها به فرماندهی فتحعلی‌خان در برابر اشرف افغان از شاه تهماسب دوم حمایت کردند[۱۰]. در این زمان که نادر در میان افشارها به قدرت رسیده بود تلاش خود را برای کسب پادشاهی بر ایران آغاز کرد، اگرچه ظاهراً در صدد بازگرداندن سلطنت به خاندان صفوی بود. او در این راه هم فتحعلی خان قاجار را به قتل رساند و افراد اشاقه‌باش را خلع سلاح کرد (1139ق/ 1727م) هم به زودی شاه تهماسب را از سر راه خود برداشت، بر افغان‌ها پیروز شد و در سال 1148ق/ 1735م به عنوان پادشاه ایران تاج‌گذاری کرد[۱۱]. در دوره حکومت نادرشاه* و دیگر حکمرانان افشاریه* همچنین در دوره زندیه* محمدحسن خان قاجار فرزند فتحعلی خان ضمن ریاست بر ایل قاجار در تکاپوی قدرت و درگیر با رقیبان خویش بود. او در زمان کریم‌ خان زند در صدد فتح مازندران و گیلان برآمد (1165ق/ 1752م). نتیجه‌ این اقدام جنگ با خان زند و شکست قاجارها در نزدیکی تهران بود[۱۲][۱۳]. خان زند به زودی توانست دیگر رقیب خود، آزادخان افغان را در آذربایجان شکست دهد (1169ق/ 1756م) و از این پس جنگ‌های خود را با محمد حسن خان قاجار ادامه داد. ارسال 1171ق 1757م قاجارها از کریم خان و سردار او، شیخعلی خان زند، شکست خوردند، به گرگان فرار کردند و در آنجا محمد حسن خان توسط یکی از یخاری‌باش کشته شد[۱۴][۱۵].

پسران او، آقا محمدخان*، حسینقلی خان، مرتضی‌قلی‌خان و جعفرقلی‌خان از ترس یخاری‌باش به میان ترکمانان دشت پناه آوردند، بعدها که کریم‌خان با خواهر محمد حسن خان ازدواج کرد به دربار او پناه برد، بعدها حسینقلی خان توانست حکومت بر دامغان را از کریم‌خان دریافت کند و به همراه نایب خود، مرتضی قلی خان، به آنجا رفت. اما به نام جهانسوز شاه علیه خان زند شورش کرد و حکمران مازندران را به قتل رساند. حکومت کوتاه مدت او با حمله زکی‌خان زند و قتل توسط غلامش به پایان رسید[۱۶][۱۷](1181ق/1768م). از آنجا که آقا محمدخان قاجار در دربار کریم خان بیش از پیش به او نزدیک شده بود، تواست پس از درگذشت خان زند (1193ق/ 1779م) به میان ایل قاجار بازگردد و زمینه بنیانگذاری سلسله قاجاریه را طی چند جنگ با لطفعلی خان زند فراهم آورد

 ( آقا محمدخان). وی پس از فاجعه کرمان، لشکرکشی به قفقاز و تفلیس در سال 1210ق/ 1795م در تهران تاج‌جگذاری کرد لشکر‌کشی‌های خود را به خراسان و قفقاز ادامه داد. او تفلیس را فتح کرد و در این جنگ توسط خدمتکاران خویش به قتل رسید[۱۸][۱۹](21 ذی‌قعده 1210ق). و پس از وی باباخان مشهور به فتحعلی شاه (1250- 1212ه‍ 1797- 1835م) به حکومت رسید. در این دوره، جنگهای ایران و روسیه منتهی به دو قرارداد گلستان (1228ق/ 1813م) و ترکمنچای (1243ق/ 1828م) و جدایی بخشهایی از قفقاز[۲۰][۲۱][۲۲] و جنگهای ایران و عثمانی منتهی به معاهده و ارزنه‌الروم (1239/ 1824م) براساس عهدنامه 1159ق شد[۲۳][۲۴] و عهدنامه فین‌کن اشتاین[Finkenstein] (1222ه‍/ 1807م) با فرانسه نیز فرانسه را متعهد به کمک به ایران در برابر تجاوزات خارجی نمود ولی ناپلئون با عقد قرارداد تیلیست [Tilisit] (1222ه‍/ 1807م) با روسیه این قرارداد را نقض کرد[۲۵] و ایران مجبور به امضای عهدنامه‌های مجمل، مکمل (1227ه‍/ 1812م) و تهران (1229ه‍/ 1814م) با انگلستان و سفرای این کشور یعنی سرهاردفورد جونز[Sir Harford jones]، سرجان ملکم[ Sir jhon molkolm Sir John Malkolm] و سرگورارزلی[Sirgore Ouseley ] شد[۲۶][۲۷].

از وقایع دیگر این دوره لشکرکشی به افغانستان و محاصره هرات (1833م/ 1248ق)، قتل گریبایدوف[Alexander Sergieritch Griboidov] سفیر روسیه و هیات همراه، قتل حاجی خلیل خان قزوینی سفیر ایران در هند (1219ه‍/ 1803م) می‌باشد[۲۸][۲۹]. پس از فتحعلی شاه، محمد شاه قاجار (1250- 1264ق/ 1834- 1848م) با کمک میرزا ابوالقاسم قائم مقام فراهانی و پس از غلبه بر مدعیان سلطنت از جمله ظل‌السطان به تخت نشست. در این دوره دوباره مساله هرات (1253- 1254ه‍/ 1873- 1838م) و تصرف این شهر و مجموعه قیامهایی چون قیام آقاخان محلاتی پیشوای فرقه اسماعیلیه (1256- 1253ه‍ 1837- 1840م)، ظهور سیدعلی محمد باب و جنبش بابیه و قیام  سالار 1262ه‍/ 1846م در خراسان پیش آمد[۳۰][۳۱][۳۲]. ناصرالدین شاه (1264- 1313ق/1848- 1895م) حاکم بعدی قاجار با کمک میرزا تقی خان امیرکبیر و پس از غلبه بر شورشهایی چون بابیان و قیام سالار به قدرت رسید و به همت امیرکبیر اصلاحاتی در زمینه مالی، وضع نظام اداری، اقتصادی و فرهنگ صورت گرفت[۳۳][۳۴]. مهمترین وقایع این دوره در معاهدات و امتیازات خلاصه می‌شود و طبق معاهده دوم ارزنه‌الروم (1265و/ 1849) مرز میان ایران و عثمانی تعیین و طبق معاهد پاریس (1273ه‍/ 1857م) که با مخالفت روحانیون و مردم لغو شد، تاسیس بانک شاهنشاهی (1289ه‍/ 1872م) به بارون یولیوس دورویتر[ Boron Julius de Reuter] و کشتی‌رانی در کارون (1306ه‍/ 1888م) به برادران لینج به انگلستان، امتیازات شیلات شمال (1285ه‍/ 1869م) به لیانازوف[Lionazor]، تأسیس بانک استقراضی، تأسیس بریگاد قزاق (1297ه‍/ 1879م) واحد خط شوسه بین‌ تهران انزلی ... به روسیه، امتیاز حفاری در شوش به دیولافوی فرانسوی[Marcel Auguste Dieulofoy] (1351ه‍- 1883م) و امتیازات تجاری به کشورهایی چون اسپانیا، آمریکا و ... واگذار شد[۳۵][۳۶][۳۷]. مجموعه مسافرتهای شاه به فرنگ، تأسیس دارالفنون، چاپ روزنامه، تأسیس تلگراف و خط آهن و ... در این دوره صورت گرفت و در نهایت ناصرالدین شاه بعد از پنجاه سال سلطنت توسط میرزا رضایی کرمانی در سال 1313ق کشته شد[۳۵][۳۸][۳۹].

مظفرالدین شاه (1324- 1313ه‍ 1895- 1906م) پس از ناصرالدین شاه به تخت نشست و دوره او دوره صدارت امین‌السلطان، امین‌الدوله و عین‌الدوله، دوره امتیازات و دوره مشروطه‌خواهی و تأسیس مجلس می‌باشد[۴۰]. اغلب امتیازات این دوره مثل امتیاز استخراج معادن قراچه‌داغ (1316ه‍/ 1898م) امتیاز کاوشهای علمی و باستان‌شناسی به فرانسه (1315ه‍/ 1897م) امتیاز دارسی (1319ه‍/ 1901م) به انگلستان و ... و اخذ وامهای کلان برای تامین هزینه‌های دربار و سفر شاه به فرنگ انجام می‌شد[۳۵][۴۱][۴۲]. مهمترین واقعه این دوره انقلاب مشروطه و تشکیل مجلس شورای ملی در 1324ق/ 1285ش/ 1904م می‌باشد که محمدعلی شاه (1324- 1327ه‍/ 1906- 1919م) حاکم بعدی در تمام مدت سلطنت خود درگیر مشروطه بود و بعد از به  توپ بستن مجلس و احیای حکومت استبدادی با قیام مشروطه خواهان به رهبری افرادی چون ستارخان، باقرخان و ... و احیای دوباره مجلس علی‌رغم حمایت روسیه از سلطنت خلع شد[۴۳][۴۴]. در این دوره قرار داد 1325ه‍/ 1907م بین روس و انگلیس مبنی بر تقسیم ایران به مناطق تحت نفوذ در شمال و یک منطقه بی‌طرف در مرکز امضاء شد[۴۵].

با خلع محمدعلی شاه احمد شاه، قاجار (1327- 1344ه‍/ 1909- 1925م) با نیابت عضدالملک و بعدها ناصر‌المک به قدرت رسید. این دوره یکی از پرحادثه‌ترین دوره‌های تاریخی ایران است. مجلس دوم پس از اولتیماتوم روسیه در مورد اخراج شوستر توسط ناصرالملک منحل شد[۴۶] و مجلس سوم بعد از به سن قانونی رسیدن احمد شاه (1332ق) آغاز به کار کرد که با جنگ جهانی اول* و درگیر شدن ایران در جنگ و پیش آمدن مساله مهاجرت و تشکیل کمیته دفاع ملی از هم پاشید[۴۷][۴۸] و ایران با قرارداد 1915 به دو منطقه تحت نفوذ تقسیم شد[۴۹]. با وقوع انقلاب روسیه نیروهای این کشور از ایران خارج شد و انگلستان جای روسیه را در ایران گرفت و سعی کرد با قرارداد 1919م/ 1337ق به این اشغال جنبه رسمی و قانونی بدهد[۵۰][۵۱]. از دیگر مسائل این دوره مسئله نفت جنوب و نفت شمال، کودتای 1299ش و قدرت‌گیری رضاخان و مساله جمهوری‌خواهی، قیام خیابانی و میرزا کوچک خان پسیان، شیخ‌ خزئل و در نهایت خلع احمد شاه در 1344ه‍/ 1925م و آغاز سلطنت رضاشاه و سلسله پهلوی می‌باشد[۵۲][۵۳].

قرار گرفتن ایران در مسیر توسعه و تمدن جدید باعث مجموعه اصلاحاتی در عرصه‌های مختلف شد و اصلاحات که ابتدا مورد توجه عباس میرزا قرار گرفت توسط امیرکبیر گسترش یافت و تأسیس دارالفنون (1266) چاپ اولین روزنامه به نام کاغذ اخبار (1253ه‍/ 1837م) و وقایع اتفاقیه (1267ه‍ 1851م)، اولین تلگراف تأسیس مجلس دارالشورای کبری و ایجاد وزارتخانه (1275ه‍ 1859م)، اولین پستخانه (1292ه‍/ 1875م)، اصلاح ضرابخانه‌ها (1296ه‍/ 1879م)، احداث اولین راه آهن (1301ه‍/ 1884م)، اعزام دانشجو به خارج برای تحصیل، استخدام معلمان خارجی برای تدریس، از مهمترین اقدامات اصلاحی دوره قاجار بود[۵۴][۵۵]. ارتش هم به علت جنگهای خارجی مورد توجه قرار گرفت و در اغلب معاهده‌های منعقد شده با دول خارجی ماده‌ای در مورد آموزش سپاهیان ایرانی وجود داشت[۵۶][۵۷][۵۸] و پس از عباس میرزا که محصلینی برای کسب علوم و فنون نظامی به فرنگ فرستاد، امیرکبیر با تأسیس دارالفنون و استخدام افرادی که کلنل مترانسو[Metrazo] و پوشه[Poche] برای تدریس علوم نظامی به دنبال گسترش این علم بود. با تأسیس بریگاد قزاق (1296ه‍/ 1878م) توسط دومانتوویچ[Dunomtovitch] امور نظامی ایران در اختیار روسها قرار گرفت و افسرانی نیز از اتریش، آلمان، ایتالیا برای آموزش به ایران آمدند[۵۹][۶۰].

جامعه ایران به دو طبقه حاکم و محکوم تقسیم می‌شود و بعد از شاه صدراعظم در راس کار بود که با تشکیل وزارتخانه‌ها به نوعی قدرت خود را تعمیم کرد[۶۱] مهمترین عایدات دولت از طریق مالیات مثل مالیات اراضی، احشام، معادن و در آمدهای گمرکی، ضرابخانه، پست و تلگراف تامین می‌شد و با توجه به واگذاری امتیازات گمرکی و تأسیس بانک به اتباع خارجی، اقتصاد ایران بیشتر در دست آنها بود[۶۲][۶۳][۶۴]. راه‌های ایران همان راه‌های سنتی بود و به غیر از دو راه تهران قم و تهران، قزوین راه مناسبی وجود نداشت و دولتهای خارجی برای تأمین منافع خود امتیازاتی در مورد تأسیس راه گرفتند[۶۵][۶۶]. علوم و ادبیات در این دوره با تأسیس دارالفنون و مدارس جدید، تحصیل از روش سنتی خود خارج شد و امکان بیشتری برای سواد آموزی ایجاد کرد با ورود کلمات روسی و فرانسه به زبان فارسی و زوال سبک هندی، افکار و جریانات نوینی شکل گرفتند و علمای بزرگی در زمینه‌های مختلف ظهور یافتند. درحکمت و فلسفه حاج ملاهادی سبزواری (1295- 1212ه‍/ 1797- 1878م)، میرزا ابوالحسن جلوه(ت 1238ه‍/ 1823م)[۶۷][۶۸]، در تاریخ‌نویسی که بیشتر به سبک و روش قدیمی یعنی ثبت وقایع به تریبت زمان وقوع بود مورخانی چون لسان‌الملک، رضاقلی خان هدایت، محمد حسن صنیع‌الدوله، میرزا جعفر خورموجی[۶۹][۷۰] و ... در جغرافیا برای نخستین بار نقشه تهران توسط معلمین و محصلین دارالفنون تهیه شد و کتب جغرافیایی چون فارسنامه ناصری اثر حاج میرزا حسن شیرازی، جام‌جم فرهاد میرمعتمدالدوله، برات‌البلدان و مطلع الشمس اعمادالسلطنه،...[۷۱]

در در سفرنامه نویسی، سفرنامه مسعودی، سفرنامه‌های شاه به فرنگ، سفرنامه‌های زیارنی مثل سفرنامه عضدالملک به عتبات و یا سفرنامه سیف‌الملک به مکه و عتبات[۷۲] در رجال و تذکره‌نویسی؛ نامه دانشوران؛ قصص‌العلماء محمدبن سلیمان تنکابنی، ناسخ‌التواریخ و ... در شعر، سیدمحمد اصفهانی سحاب، فتحعلی خان صبا، عارف قزوینی، نشاط اصفهانی قاآنی، در نثر قائم مقام فراهانی، فاضل خان گروسی و ...[۷۳][۷۴][۷۵]. در موسیقی که بیشتر موسیقی مذهبی بود و موسیقی جدید هم در دارالفنون تدریس می‌شود و حتی لومر آهنگ سلام رسمی را ساخت، افرادی چون چالانچی‌خان، زهره و مینا، فتح‌الله میرزا شعاع‌السلطنه و فیروز میرزا نصرت الدوله و...[۷۶][۷۷]. در نمایشی که بیشتر تعزیه و شبیه‌خانی بود و در دوره ناصرالدین شاه با ساختن تکیه دولت گسترش یافت، قلی خان شاهی و سید احمد خان ظهور کردند و نمایش نامه‌های جدید هم مورد توجه قرار گرفت و آثاری از مولیر و هفت نمایشنامه‌ از ترکی توسط میرزا فتحعلی دربندی ترجمه شد[۷۸][۷۹]. در نقاشی و معماری که ادامه سبک دوره صفوی بود. مدرسه صنایع مستظرفه در دوره ناصری به همت کمال‌الملک برای تربیت نیروی هنرمند تأسیس شد و بزرگانی چون ابوالحسن غفاری صنیع‌الملک محمد ابراهیم نقاش باشی، محمدخان نقاش باشی، محمد حسن افشار، ظهور کردند[۸۰][۸۱][۸۲] و در معماری بناهایی چنن مقبره حضرت عبدالعظیم، مسجد سپهسالار، صحن مرقد امام رضا، گنبد مشتاقیه در کرمان، کاخهای گلستان و شمس‌العماره و مسجد شاه و ... ساخته شد[۸۳][۸۴][۸۵].

نیز نگاه کنید به

مآخذ

  1. محقق قزوینی (ناصر تکمیل همایون)، «خاستگاه تاریخی ایل قاجار»، تاریخ معاصر ایران، کتاب دوم، تهران: مؤسسه پژوهش و مطالعات فرهنگی، 1369، ص 80.
  2. جهانسوز، رضا، تاریخ بنیان قاجار، تهران، بی‌نان اهتمام 1333، 16.
  3. لسان‌الملک سپهر، محمد تقی، ناسخ‌التواریخ، به اهتمام جهانگیر قائم مقامی، تهران، امیرکبیر، 1337 ج1، ص 3.
  4. اعتضاد‌السلطنه، علیقلی میرزا، اکسیرالتواریخ، به اهتمام جمشید کیان‌فر، تهران: ویسمن 1370، ص90-8.
  5. غفاری قزوینی، احمدبن محمد، تاریخ جهان‌آرا. تهران: حافظ، 1343، ص 275.
  6. سیوری راجر، ایران عصر صفوی، ترجمه کامبیز عزیزی، تهران: نشر مرکز، 1363، ص 24.
  7. شمیم، علی اصغر، ایران در دوره سلطنت قاجار. تهران: مدبر، 1374،ص 24.
  8. اعتضاد‌السلطنه، علیقلی میرزا، اکسیرالتواریخ، به اهتمام جمشید کیان‌فر، تهران: ویسمن 1370، ص 10- 9،
  9. میرزا فضل‌الله شیرازی، تاریخ ذوالقرنین، تصحیح ناصر افشار‌فر، تهران: مرکز اسناد مجلس، ج1 ص 26- 21.
  10. محمد فتح‌الله‌بن محمدنقی ساروی، تاریخ محمدی احسن‌التواریخ، به اهتمام، غلامرض طباطبایی مجد، تهران: امیرکبیر 1371.
  11. فورموجی مجمدجعفر، حقایق اخبار ناصری به کوشش سید حسین خدیوجم، تهران: نی 1363، صص 3-4.
  12. اعتضاد‌السلطنه، علیقلی میرزا، اکسیرالتواریخ، به اهتمام جمشید کیان‌فر، تهران: ویسمن 1370، ص 14- 18.
  13. لسان‌الملک سپهر، محمد تقی، ناسخ‌التواریخ، به اهتمام جهانگیر قائم مقامی، تهران، امیرکبیر، 1337 ج1، ص 20- 26.
  14. میرزا فضل‌الله شیرازی، تاریخ ذوالقرنین، تصحیح ناصر افشار‌فر، تهران: مرکز اسناد مجلس، ج1 ص 33- 19.
  15. محمد فتح‌الله‌بن محمدنقی ساروی، تاریخ محمدی احسن‌التواریخ، به اهتمام، غلامرض طباطبایی مجد، تهران: امیرکبیر 1371. ص 40 به بعد.
  16. اعتضاد‌السلطنه، علیقلی میرزا، اکسیرالتواریخ، به اهتمام جمشید کیان‌فر، تهران: ویسمن 1370، ص 21- 24.
  17. لسان‌الملک سپهر، محمد تقی، ناسخ‌التواریخ، به اهتمام جهانگیر قائم مقامی، تهران، امیرکبیر، 1337 ج1، ص. 29- 36.
  18. اعتضاد‌السلطنه، علیقلی میرزا، اکسیرالتواریخ، به اهتمام جمشید کیان‌فر، تهران: ویسمن 1370، ص 24 به بعد 6.
  19. محمد فتح‌الله‌بن محمدنقی ساروی، تاریخ محمدی احسن‌التواریخ، به اهتمام، غلامرض طباطبایی مجد، تهران: امیرکبیر 1371، صفحات متعدد.
  20. دنبلی عبدالرزاق، مآثر سلطانیه، به کوشش صدری افشار، تهران: ابن سینا، 1351، ص 98 به بعد.
  21. میرزا فضل‌الله شیرازی، تاریخ ذوالقرنین، تصحیح ناصر افشار‌فر، تهران: مرکز اسناد مجلس،، ج1 ص 405- 381، ج 2، ص 76- 71.
  22. او، سیمونیچ، خاطرات وزیر مختار روس، ترجمه یحیی آرین‌پور، تهران: فرانکلین، 1353، ص 35- 44.
  23. میرزا فضل‌الله شیرازی، تاریخ ذوالقرنین، تصحیح ناصر افشار‌فر، تهران: مرکز اسناد مجلس،، ج1، ص 573- 591.
  24. نصرالله صالحی، عهدنامه‌های اول و دوم ارزنه‌الروم و تغییر وضعیت ایرانیان در امپراطوری عثمانی، فصلنامه تاریخ معاصر ایران، سال 10 شماره 38، تابستان 1385 ص 155- 143.
  25. دنبلی عبدالرزاق، مآثر سلطانیه، به کوشش صدری افشار، تهران: ابن سینا، 1351، ص 175- 173 و 212- 216.
  26. لسان‌الملک سپهر، محمد تقی، ناسخ‌التواریخ، به اهتمام جهانگیر قائم مقامی، تهران، امیرکبیر، 1337، ج 1، 177- 180 و 181 به بعد.
  27. میرزا فضل‌الله شیرازی، تاریخ ذوالقرنین، تصحیح ناصر افشار‌فر، تهران: مرکز اسناد مجلس، ج1 ، ص 317- 314، 335- 331.
  28. اعتضاد‌السلطنه، علیقلی میرزا، اکسیرالتواریخ، به اهتمام جمشید کیان‌فر، تهران: ویسمن 1370، صص 69 به بعد.
  29. محمد یوسف ریاضی هروی، عین‌الوقایع، به اهتمام محمد آصف فکرت. تهران: انقلاب اسلامی 1372، ص 1-9.
  30. لسان‌الملک سپهر، محمد تقی، ناسخ‌التواریخ، به اهتمام جهانگیر قائم مقامی، تهران، امیرکبیر، 1337، ج 2 ص 89 و ج 3 ص 8
  31. اعتضاد‌السلطنه، علیقلی میرزا، اکسیرالتواریخ، به اهتمام جمشید کیان‌فر، تهران: ویسمن 1370، ص ص 401- به بعد،
  32. واتسن راموت گرفت، تاریخ قاجار، ترجمه عباسقلی آذری، بی‌نا 1340، ص 202- 210.
  33. هدایت رضاقلی خان، خاطرات و خطرات، تهران: کتابفروشی خیام 1349، ج 10، ص 319 به بعد.
  34. فورموجی مجمدجعفر، حقایق اخبار ناصری به کوشش سید حسین خدیوجم، تهران: نی 1363، ص 41- 85.
  35. ۳۵٫۰ ۳۵٫۱ ۳۵٫۲ محمد یوسف ریاضی هروی، عین‌الوقایع، به اهتمام محمد آصف فکرت. تهران: انقلاب اسلامی 1372، ص 35- 117.
  36. لسان‌الملک سپهر، محمد تقی، ناسخ‌التواریخ، به اهتمام جهانگیر قائم مقامی، تهران، امیرکبیر، 1337، ج 3، صفحات متعدد.
  37. فورموجی مجمدجعفر، حقایق اخبار ناصری به کوشش سید حسین خدیوجم، تهران: نی 1363، ص 85 به بعد ریاضی هروی، ص 35- 117،
  38. لسان‌الملک سپهر، محمد تقی، ناسخ‌التواریخ، به اهتمام جهانگیر قائم مقامی، تهران، امیرکبیر، 1337،ج 3، صفحات متعدد.
  39. هدایت رضاقلی خان، خاطرات و خطرات، تهران: کتابفروشی خیام 1349،، ج 10، ص 319 به بعد.
  40. افشاری پرویز، صدر اعظم های سلسله قاجاریه، تهران: وزارت خارجه 1372، ص 223- 263.
  41. لسان‌الملک سپهر، محمد تقی، ناسخ‌التواریخ، به اهتمام جهانگیر قائم مقامی، تهران، امیرکبیر، 1337، ص 117- 165.
  42. شمیم، علی اصغر، ایران در دوره سلطنت قاجار. تهران: مدبر، 1374، ص 286- 321.
  43. ملک‌زاده مهدی، تاریخ انقلاب مشروطه ایران، تهران: علی، 1362، جلد 1 الی 7، صفحات متعدد.
  44. کسروی احمد، تاریخ مشروطه ایران، تهران: امیرکبیر 1373، صفحات متعدد.
  45. هدایت مهدی قلی خان: طلوع مشروطیت، به کوشش امیر اسماعیل، تهران: جام 1363، ص 53.
  46. اتحادیه، منصور، پیدایش و تحول احزاب سیاسی مشروطیت، تهران: گستره، 1361، ص 326- 333.
  47. صدر محسن، خاطرات صدرالاشراف، تهران: وحید، 1364، صص 222- 228.
  48. ملاتی تهرانی علیرضا، ایران و دولت ملی در جنگ جهانی اول: تهران: موسسه مطالعات تاریخ معاصر ایران، 1378، ص 123.
  49. سپهر احمدعلی، ایران در جنگ جهانی، تهران: ادیب 1362، ص 89.
  50. هدایت رضاقلی خان، خاطرات و خطرات، تهران: کتابفروشی خیام 1349، ص 210.
  51. زندفر فریدون. ایران و جامعه ملل، تهران: شیرازه، 1377، ص 60- 56.
  52. هدایت مهدقلی خان، خاطرات و خطرات، تهران: زوار 1375، ص 349 به بعد.
  53. شمیم، علی اصغر، ایران در دوره سلطنت قاجار. تهران: مدبر، 1374، ص 533 به بعد.
  54. محبوبی اردکانی حسین، تاریخ مؤسسات تمدنی جدید در ایران، تهران: دانشگاه تهران 1378. صفحات متعدد.
  55. رضایی عبدالعظیم، گنجینه تاریخ ایران، تهران: اطلس 1378، ج 12، ص 705- 723.
  56. میرزا فضل‌الله شیرازی، تاریخ ذوالقرنین، تصحیح ناصر افشار‌فر، تهران: مرکز اسناد مجلس، ج 1، ص 381- 405، ج 2، 76- 671.
  57. دنبلی عبدالرزاق، مآثر سلطانیه، به کوشش صدری افشار، تهران: ابن سینا، 1351، ص 209- 211، 248- 247.
  58. نوذری عزت‌الله، تاریخ اجتماعی ایران از آغاز تا مشروطیت، تهرارن: خجسته، 1381،ص 372- 377.
  59. محبوبی اردکانی حسین، تاریخ مؤسسات تمدنی جدید در ایران، تهران: دانشگاه تهران 1378، ص 57 به بعد.
  60. فلور ویلیم، جنتارهایی از تاریخ اجتماعی ایران در عصر قاجار، ترجمه ابوالقاسم سر، تهران: توس 1366، ص 68- 11.
  61. امغانی محمد تقی، صد سال بیش از این، تهران: شکبیر، 2537، ص 73- 84.
  62. موتمن‌الملک، حسین پیرنیا، مجموعه معاهدات دولیه علیه ایران بادول خارج. مطبعه فارسی، 1326 ه‍. ق صفحات متعدد.
  63. فلور ویلیم، جنتارهایی از تاریخ اجتماعی ایران در عصر قاجار، ترجمه ابوالقاسم سر، تهران: توس 1366، ص 190 به بعد.
  64. نوذری عزت‌الله، تاریخ اجتماعی ایران از آغاز تا مشروطیت، تهرارن: خجسته، 1381، ص 359- 365.
  65. موتمن‌الملک، حسین پیرنیا، مجموعه معاهدات دولیه علیه ایران بادول خارج. مطبعه فارسی، 1326 ه‍. ق صفحات متعدد، ص.131- 133.
  66. محمد یوسف ریاضی هروی، عین‌الوقایع، به اهتمام محمد آصف فکرت. تهران: انقلاب اسلامی 1372، ص 35 به بعد.
  67. خاتمی احمد، تاریخ ادبیات ایران در دوره بازگشت ادبی، تهران: پایا 1373، ج اول، ص. 166- 178.
  68. رضایی عبدالعظیم، گنجینه تاریخ ایران، تهران: اطلس 1378، ج 12، ص. 729- 830.
  69. خاتمی احمد، تاریخ ادبیات ایران در دوره بازگشت ادبی، تهران: پایا 1373، ج اول، ص 61- 49.
  70. رضایی عبدالعظیم، گنجینه تاریخ ایران، تهران: اطلس 1378، ج 12، ص. 830- 831.
  71. رضایی عبدالعظیم، گنجینه تاریخ ایران، تهران: اطلس 1378، ج 12، ص. 831- 832.
  72. خاتمی احمد، تاریخ ادبیات ایران در دوره بازگشت ادبی، تهران: پایا، 1373، ج اول، ص 113- 137.
  73. اعتضاد‌السلطنه، علیقلی میرزا، اکسیرالتواریخ، به اهتمام جمشید کیان‌فر، تهران: ویسمن 1370، ص 56- 60، 247- 275 و 540- 572.
  74. بروان ادوارد، تاریخ ادبیات ایران از صفویه تا عصر حاضر، ترجمه دکتر بهرام مقدادی و تهران: مروارید 1369، ص 391.
  75. خاتمی احمد، تاریخ ادبیات ایران در دوره بازگشت ادبی، تهران: پایا، 1373، جلد 1، ص.238- 254.
  76. خاتمی احمد، تاریخ ادبیات ایران در دوره بازگشت ادبی، تهران: پایا، 1373، ج اول، ص 214- 218.
  77. هدایت رضاقلی خان، خاطرات و خطرات، تهران: کتابفروشی خیام 1349،، ج 10، ص 319 به بعد، ص 37- 42.
  78. اسکویی مصطفی، سیری در تاریخ تئاتر ایران، تهران: آناهیتا، 1378، ص 125- 229.
  79. جیمز ویلس چارلز، تاریخ اجماعی ایران در عهد قاجاریه، ترجمه سید عبدالله، تهران: زرین. 1363، ص 373.
  80. جیمز ویلس چارلز، تاریخ اجماعی ایران در عهد قاجاریه، ترجمه سید عبدالله، تهران: زرین. 1363، ص 183- 197.
  81. خاتمی احمد، تاریخ ادبیات ایران در دوره بازگشت ادبی، تهران: پایا، 1373، ج اول، 193- 199.
  82. ایرانشهر، کمسیون ملی یونسکو در ایران، نشریه شماره 22، جلد اول، ص. 805- 816.
  83. لسان‌الملک سپهر، محمد تقی، ناسخ‌التواریخ، به اهتمام جهانگیر قائم مقامی، تهران، امیرکبیر، 1337، ج 3، ص 1511- 1515.
  84. خاتمی احمد، تاریخ ادبیات ایران در دوره بازگشت ادبی، تهران: پایا 1373، ج اول، ص 206- 207.
  85. ایرانشهر، کمسیون ملی یونسکو در ایران، نشریه شماره 22، جلد اول، ص 835.

منبع اصلی

سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، مرکز مطالعات راهبردی روابط فرهنگی (1398). دانشنامه ایران. تهران: موسسه فرهنگی هنری و انتشارات بین المللی الهدی،

نویسنده مقاله

مریم غلامعلی زاده