پرش به محتوا

ادبیات ایران پس از اسلام: تفاوت میان نسخه‌ها

از ویکی ایران
Samei (بحث | مشارکت‌ها)
صفحه‌ای تازه حاوی «'''ادبيات ايران پس از اسلام''' ادبيات فارسي دورة اسلامي كه پس از وقفه اي كوتاه از نخستين سده هاي دورة‌اسلامي و با بهره گيري از الفباي عربي شكل گرفت، در واقع دنبالة ادبيات پيش از اسلام بود. آغاز رسمي اين بخش از ادبيات كه بيشتر به «فارسي دري» شهرت...» ایجاد کرد
 
Samei (بحث | مشارکت‌ها)
 
(۱۳ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۲ کاربر نشان داده نشد)
خط ۱: خط ۱:
'''ادبيات ايران پس از اسلام'''
ادبیات [[فارسی]] دوره اسلامی که پس از وقفه ای کوتاه از نخستین سده های دوره‌اسلامی و با بهره گیری از الفبای [[عربی]] شکل گرفت، در واقع دنباله ادبیات پیش از [[اسلام]] بود. آغاز رسمی این بخش از ادبیات که بیشتر به «[[فارسی]] دری» شهرت دارد، به [[سامانیان|دوره سامانی]] برمی گردد. اگرچه در دوره [[صفاریان|صفاری]] نیز به شکل غیر رسمی و با حمایت از شعر و شاعری وجودداشت<ref>یاحقی، محمدجعفر. «ادبیات فارسی»، '''''دانشنامه زبان  ادب فارسی'''''، به سرپرستی اسماعیل سعادت، تهران: فرهنگستان زبان و ادب فارسی، 1384 ش، ج 1، ص 304.</ref>. به طور کلی ادبیات [[فارسی]] دری پس از [[اسلام]] را می توان در دو قلمرو شعر و [[نثر فارسی|نثر]] بررسی کرد.


ادبيات فارسي دورة اسلامي كه پس از وقفه اي كوتاه از نخستين سده هاي دورة‌اسلامي و با بهره گيري از الفباي عربي شكل گرفت، در واقع دنبالة ادبيات پيش از اسلام بود. آغاز رسمي اين بخش از ادبيات كه بيشتر به «فارسي دري» شهرت دارد، به دورة ساماني برمي گردد. اگرچه در دورة صفاري نيز به شكل غير رسمي و با حمايت از شعر و شاعري وجودداشت.1 به طور كلي ادبيات فارسي دري پس از اسلام را مي توان در دو قلمرو شعر و نثر بررسي كرد. الف ـ شعر: شعر فارسي دري در دورة ساماني در خراسان و ماوراءالنهر و با ظهور شاعران بزرگي نظير رودكي* (و 326 ق) ،‌شهيد بلخي* (و 325 ق) ،‌ابوشكور بلخي* ، منجيك ترمذي* ، دقيقي طوسي* (و 367 ق) ، فردوسي* (و 416 ق) و جز آنان گسترش يافت. قالب اصلي شعر در اين دوره قصيده و پس از آن قطعه ، مثنوي و رباعي بود.2 در دورة غزنويان، شعر فارسي شيوة عهد پيشين را پي گرفت و كساني چون فردوسي* ، فرخي* (و 429ق) و عنصري* (و 431 ق) طرز رودكي ،‌شهيد و دقيقي را سرمشق خود قرار دادند. فنون و موضوع هاي شعري اين دوره هم تفاوتي نكرد و جز مسمط كه گويا توسط منوچهري دامغاني رواج يافت، چيزي بر انواع آن افزوده نشد. در مجموع شعر دري در عصر غزنوي هم از لحاظ لفظ و هم از لحاظ معني به كمال نزديك گرديد.3 اما در ميان آثار شعري اين دوره مهم تر از همه ''شاهنامة'' فردوسي است كه جدا از ارزش تاريخي ، از لحاظ هنري نيز كتابي فوق العاده است و از نمونه هاي درخشان شعر فارسي به شمار مي رود.4 از نيمة دوم سدة 5 ق / 11 م با آغاز حكومت سلجوقيان به تدريج تغييرات و تحولاتي در شعر فارسي پديد آورد و سبك قصيده گويي از سادگي و صراحت دوران پيشين به تكلف و لفاظي گراييد، اگرچه قصيده سرايي در اين دوره با ظهور شاعراني از جمله انوري* (و 585 ق) اميرمعزي* (و 465 ق)،   خاقاني* (و 595 ق) ،‌جمال الدين اصفهاني* (و 588 ق) ، رشيدالدين وطواط* (و 573 ق) و ديگران به اوج كمال رسيد. از ديگر ويژگي هاي شعر اين عهد شيوع تصوف و بيان موضوع هاي عرفاني ، اخلاقي و ديني توسط گويندگاني چون سنايي غزنوي* (و 535 ق) و شيخ عطار* نيشابوري بود.5 اما يكي از بزرگ ترين شاعران اين دوره نظامي گنجوي* (و 599 ق) است. شيوة داستانسرايي اين شاعر مشهور تا چند سده پس از او بارها مورد تقليد شاعران ديگر قرار گرفت. جز او، شعرايي نظير فلكي شرواني* (و 587 ق) ،‌مجيرالدين بيلقاني (و 577 ق) ،‌ظهير فاريابي* (و 598 ق) نيز در تكميل سبك شعر فارسي اين دوره نقش مهمي ايفا كردند.6 پس از حملة مغولان به ايران و انتقال مركز شعر فارسي از خراسان به عراق عجم ـ نواحي مركز ايران ـ شاعران مشهوري از اين نواحي برخاستند. در اين دوره، شعر فارسي هم از لحاظ لفظ و هم از لحاظ معني با تحولات تازه اي روبرو شد و شعر عرفاني نيز به آخرين درجة كمال رسيد. هم در اين دوره، مثنوي و غزل رواج بسيار يافت و بزرگاني چون سعدي*،‌مولوي* و حافظ* كه مي توان آنان را خداوندان غزل و مثنوي ناميد، در عرصة ادب و شعر فارسي خوش درخشيدند.7 از ديگر شاعران اين دوره عبيد زاكاني* (و 771 ق) ، سلمان ساوجي* (و 778 ق) ، سيف فرغاني ميان 705 ـ 749 ق) ، خواجوي كرماني* (و 753 ق) ،‌كمال خجندي* (و 798 ق) و ابن يمين فريومدي* (و 769ق ) بودند.8 همچنين در اين دوره، با كوچ بسياري از شاعران ايراني به هند، شعر فارسي در آن حوزه رونق بسياري يافت و شاعران فارسي گوي بزرگي چون اميرخسرو دهلوي (و 725 ق) كه در شعر مقلد نظامي گنجوي بود و امير حسن دهلوي (و 727 / 731 ق) از آنجا برخاستند.9 اما شعر فارسي در عهد تيموريان رونق چنداني نيافت. برخي از شاعران اين دوره به مسائل عرفاني توجه خاصي داشتند و منظومه هايي در اين زمينه سرودند كه شاه نعمت الله ولي* (و 834 ق) ،‌قاسم انوار* (و 837 ق) و عبدالرحمان جامي* (و 898 ق) از آن جمله اند. سرودن منظومه هاي عاشقانه يا منظومه هاي حاوي قصص كوتاه و حكايات و نيز منظومه ايي در زمينة حكم و اخلاق در اين دوره بسيار رواج پيدا كرد. جز آنها غزلسرايي هم در اين دوره مورد توجه قرار گرفت. از ميان شاعران مشهور دورة‌ تيموري مي توان  محمد شيرين مغربي (و 890 ق) ، عصمت بخاري (و 829 ق) ،‌بسحق اطعمه (و 830 ق) ،‌كاتبي ترشيزي (و 839 ق) و اميرشاهي سبزواري* (و 857 ق) را نام برد. اما مشهور ترين شاعر اين عهد همانا مولانا جامي بود.10 با تشكيل دولت صفوي توسط شاه اسماعيل (حك 905 ـ 930 ق) و گزينش مذهب شيعه به عنوان مذهب رسمي ايران،‌از توجه به شعر و شاعران كاسته شد و بيشتر شاعران به هند كوچيدند. هجوم شاعران ايراني به هند و استقبال دربارهاي هند از آنان باعث ايجاد سبك جديدي در شعر فارسي با نام «سبك هندي» گرديد. نيز عدم رواج مدح و مديحه در اين دوره شاعران را به سوي قالب غزل سوق داد، اگرچه شاعران مداح اهل بيت (ع) بيشتر در اشعارشان از قالب قصيده بهره مي جستند.11 يكي از ره آوردهاي سياست مذهبي صفويان رواج نوعي شعر مذهبي در مناقب و مراثي اهل بيت (ع) بود كه تركيب بند محتشم كاشاني (و 996 / 1000 ق) از نمونه هاي ماندگار آن محسوب مي شود.12 از ميان شاعران عهد صفوي هاتفي جامي / خرجردي (و 927 ق) سرايندة اثري حماسي به نام ''تيمورنامه'' ، فغاني / بابافغاني* مشهور به حافظ دوم، آصفي ، اهلي شيرازي (و 942 ق) و هلالي استرآبادي (و 945 ق) را مي توان نام برد. شان ي تكلو (و 1023 ق) ، فصيحي هروي (و 1049ق) و ميرزا جلال اسير (و 1049 ق) نيز از شاعران مداح دربار شاه عباس صفوي (حك 996 ـ 1038 ق) بودند.13 از مشاهير شاعران ايراني حوزة هند در اين دوره نيز مي توان از عرفي شيرازي (و 999 ق) ، قدسي مشهدي (و 1055 ق) ، ظهوري ترشيزي* ، طالب آملي* (و 1036ق) ، ملك قمي ، نظيري نيشابوري* (ح 1022 ق) ، كليم كاشاني* (و 1061ق) و صائب تبريزي* (و 1081 ق) ياد كرد. اما مشهورترين شاعر دورة صفويه در ايران وحشي بافقي* (و 991 ق) بود.14 به طور كلي عصر صفويه را مي توان دورة‌مضمون سازي ،‌دقيقه يابي ، نكته پردازي  و معماگويي در شعر دانست. در اين دوره، غزل بيش از انواع قالب هاي شعري رواج داشت. قصيده هاي اين دوره نيز اگرچه از مضاميني باريك ،‌خيال بافي و ساير ويژگي هاي سبك هندي عاري نبود. اما در مجموع از غزل هاي اين عهد ساده تر به نظر مي رسيد.15 در اوايل عهد قاجاريه فكر بازگشت شعر به شيوة قدماي عراق عجم و خراسان در ميان شاعران منجر به نوعي نهضت يا مكتب ادبي به نام «مكتب بازگشت» گرديد. اين مكتب به تدريج به كساد شيوة وقوع و سبك هندي در شعر فارسي دامن زد. از مهم ترين بنيانگذاران اين مكتب مي توان به حاج لطفعلي بيگ آذر بيگدلي* (و 1195 ق) ، سيداحمد هاتف اصفهاني (و 1198 ق) و صباحي كاشاني (و 1218 ق) اشاره كرد. محمد عاشق (و 1182 ق) و صهبا نيز از ديگر پيروان اين مكتب به شمار مي رفتند.16 همچنين در اين دوره علاقه برخي از علما ،‌حكما، فقها به شاعري آنان را بدين ورطه كشاند و بازار شعر صوفيه كه در دورة هاي پيشين از رونق افتاده بود،‌بار ديگر گرم و پر رونق شد. اما از ميان نامدارترين گويندگان شعر فارسي اين دوره بايد از صباي كاشاني (و 1238 ق) ،‌وصال شيرازي* (و 1162 ق) ، سروش اصفهاني* (و 1285 ق) ، قاآني* (و 1270 ق) ، يغماي جندقي* (و 1276 ق) و فروغي بسطامي* نام برد.17 در آغاز دورة مشروطه كه آغاز شعر معاصر فارسي قلمداد مي شود، نيز شاعراني چون عارف قزويني* (و 1312 ش) ، ايرج ميرزا* (و 1344 ق) ، فرخي يزدي* به ترتيب در زمينه هاي طنز ،‌موضوع هاي اجتماعي و سياسي و ادبيات توده اي آثاري از خود بر جاي گذاشتند. به دنبال آنان كساني نيز نظير ميرزادة عشقي* ، پروين اعتصامي* و محمدتقي بهار* با اشعار انتقادي ، اخلاقي و اجتماعي خود سنگ بناي ادب مشروطه را پي ريخته و همگام با تحرك اجتماعي آن روزگار ، باعث دگرگوني در شعر فارسي شدند.18 شعر معاصر فارسي در دوران جديد پس از آنكه نيما يوشيج تحولي در مسير آن به وجود آورد. وارد مرحلة تازه اي گرديد و طي هشت دهة گذشته تحول خاص خود را پي گرفت. بعد از نيما، شاعران برجسته اي چون احمد شاملو ، مهدي اخوان ثالث ، سهراب سپهري و جز آنان به كار او كمال بخشيدند.19 ب ـ '''نثر:''' در ادبيات فارسي ، پيشينة نثر نيز مانند شعر به دوره پيش از اسلام بر مي گردد. پس از اسلام ، نثر رسمي فارسي پس از وقفه اي از شكل ابتدايي خود جدا شد و در دورة ساماني به صورت فارسي دري درآمد. نخستين متن منثور بر جاي مانده ، برگ هايي از ''مقدمة شاهنامة ابومنصوري''* ( 346ق) است كه به امر ابومنصور محمد بن عبدالرزاق و توسط گروهي از دانشمندان خراسان و ماوراءالنهر دربارة تاريخ و تاريخ داستاني ايران پيش از اسلام تدوين گرديد.20 نثر فارسي را از آغاز تا كنون مي توان از جنبة موضوع هاي گوناگون آن بررسي كرد. 1ـ '''موضوع هاي ملي و پهلواني''' : كه از قديم ترين موضوع هاي نثر فارسي به شمار مي روند و در رأس آنها چند شاهنامة منثور از جملة ''شاهنامة'' ابوالمويد بلخي (اوايل سدة 4 ق) قرار داد. از ميان داستان هاي پهلواني نيز مي توان به ''داراب نامه'' اثر ابوطاهر طرسوسي / طرطوسي (سدة 6 ق) اشاره كرد. 2ـ '''رمان ها''': قديم ترين رمان فارسي ، ''هزار و يكشب''* نام دارد كه نخست از پهلوي به عربي و سپس از عربي به فارسي ترجمه شد. سمك عيار* نيز يكي ديگر از رمان هاي كهن فارسي است كه به وسيلة فرامرز بن خداداد در 585 ق تدوين گرديد. از سدة 10 ق / 16 م به بعد هم رمان هاي بسياري نوشته شد كه ''بوستان خيال'' (1173 ق) از مير محمد تقي جعفري حسيني احمدآبادي ، ''چهار درويش'' و ''طوطي نامه'' از آن جمله اند.21 3ـ '''قصص و حكايات''': نوشتن اين گونه آثار در دورة اسلامي تحت تأثير ادبيات پيش از اسلام صورت گرفته و نمونة برجستة‌آن كتاب ''كليله و دمنه''* است. اين اثر را نخست ابن مقفع* از پهلوي به عربي ترجمه كرد و سپس ابوالمعالي نصرالله منشي* در ح 539 ق ترجمة‌ او را به فارسي برگردانيد. بعدها نيز ملاحسين واعظ كاشفي (و 910 ق) تحرير جديدي از اين داستان به نام ''انوار سهيلي''* فراهم آورد. از ديگر كتابهاي مشهور قصص و حكايات مي توان به چهار مقاله (ميان 552 ـ 556 ق) تأليف نظامي عروضي* ؛ ''نگارستان'' اثر قاضي احمد غفاري (و 975 ق) و ''مفرح القلوب'' از محمد نديم بن محمد كاظم (و 1241 ق) اشاره كرد.22 به جز آنها ترجمة فارسي ''سندبادنامه''* توسط ابوالفوارس قناوزي و دو تحرير اين ترجمه در سدة 6 ق / 12 م به وسيلة دقايقي مروزي و ظهير الدين سمرقندي و نيز كتاب هاي ''روضةالعقول'' تأليف محمد بن غازي ملطيوي و ''مرزبان نامه''* به انشاي سعدالدين وراويني* كه در تحرير متفاوت از ''مرزبان نامه'' اثر مرزبان بن رستم  هستند و همچنين ''جوامع الحكايات'' و ترجمة فارسي ''فرج بعد الشدة'' از محمد عوفي* را مي توان در شمار كتابهاي قصص و حكايات آورد.23 4ـ '''تراجم و كتب رجال''' كه بخش مهم آن به كتاب هايي در ذكر احوال مشايخ صوفيه اختصاص دارد و ''حالات و سخنان شيخ ابوسعيد ابوالخير'' از كمال الدين محمد نوادة شيخ ابوسعيد ؛ ''طبقات الصوفيه'' اثر خواجه عبدالله انصاري (و 481 ق / 1088 م) ؛ ''تذكرةالاوليا''* از عطار نيشابوري ؛ ''كشف المحجوب''* اثر هجويري و ''نفحات الانس'' عبدالرحمان  جامي* از نمونه هاي بارز آن هستند. از ديگر كتاب هايي كه دربارة رجال و بزرگان نوشته شده اند،      مي توان از ''مجالس المؤمنين'' اثر قاضي نورالله شوشتري (و 1019 ق) ؛ ''تجارب السلف'' (724 ق) از هند و شاه نخجواني و ''دستورالوزراء''* تأليف غياث الدين خواند مير (941 ق/ 1534 م) ياد كرد.24 كتاب هاي تذكره نيز كه در شرح حال شاعران نوشته شده اند، در اين طبقه بندي جاي دارند. كار تذكره نويسي نخست با محمد عوفي و تأليف ''لباب الالباب''* (618 ق) آغاز شد و  بعدها دولتشاه سمرقندي* با تأليف ''تذكرةالشعرا''* (829 ق) كار او را پي گرفت. در دورة‌ صفوي هم در ايران چندين تذكره نظير ''تحفه سامي''* ، ''هفت اقليم''* ، ''عرفات العاشقين''* و ''تذكرة نصرآبادي''* تدوين شد و هم در شبه قاره كار تذكره نويسي رواج چشمگيري پيدا كرد و صدها كتاب در اين زمينه پديد آمد. تذكره نويسي در دورة قاجاريه و  در واقع تا پيش از تأليف تاريخ ادبيات به شيوة نوين هم به سير خود ادامه داد. تذكرة با ارزش ''مجمع الفصحا''* (1288 ق) از رضاقليخان هدايت از جمله آخرين تذكره هاي مهم فارسي به شمار مي رود.25 5ـ '''تواريخ''': تاريخ نويسي در ادبيات فارسي ايران با شاهنامه ها آغاز شده است. پس از اين گونه كتابها بايد از ''ترجمة تاريخ الامم و الملوك'' محمد بن جرير طبري از عربي به فارسي توسط ابوعلي محمد بلعمي (و 330 ق) كه به ''تاريخ بلعمي''* شهرت دارد، ياد كرد. در دورة غزنوي نيز تاريخي به نام ''زين الاخبار'' به وسيلة عبدالحي بن ضحاك گرديزي پديد آمد. از ديگر كتاب هاي تاريخي مشهور مي توان از ''جامع التواريخ''* اثر رشيدالدين فضل الله همداني* (مق 718 ق/ 1318 م) ؛ ''تاريخ گزيده''* (730 ق) از حمدالله مستوفي* ؛ ''روضةالصفا''* اثر ميرخواند (و 903 ق / 1497 م) ؛ ''حبيب السير''* تأليف خواند مير ، ''تاريخ جهانگشا'' از عطاملك جويني* (و 681 ق) و از همه مهم تر ''تاريخ بيهقي''* از ابوالفضل بيهقي* (و 470 ق/ 1077 م) نام برد.26 در دورة‌ صفوي نيز ''عالم آراي عباسي''* (1038 ق) از اسكندر بيگ تركمان، و در زمان نادر شاه افشار ''دُرة نادره'' و ''جهانگشاي نادري'' از ميرزا مهدي استرآبادي پهنة نثر فارسي را زينت بخشيدند. شاخه اي از تاريخ نويسي فارسي به تواريخ محلي اختصاص يافته كه در آن از گذشته هاي دور كتابهايي چون ''تاريخ سيستان''* از مؤلفي ناشناس، ''تاريخ بخارا'' (تلخيص 574 ق) به قلم نرشخي و ترجمة قباوي و ''تاريخ بيهقي'' از  ابن فندق به يادگار مانده است.27 6ـ '''موضوع هاي ديني''' : از كهن ترين آثار نوشته شده در اين زمينه ،‌ترجمة فارسي ''تفسير طبري'' (351 ق) اثر محمد بن جرير طبري توسط گروهي دانشمندان ماوراءالنهر در دورة ساماني است. از ميان تفاسير ديگر مي توان به ''تفسير سورآبادي'' (471 ق) ،''‌كشف الاسرار''* ميبدي ؛ ''مواهب عليه'' از كاشفي سبزواري و ''روض الجنان'' اثر ابوالفتوح رازي را ياد كرد. ''كشف المحجوب'' از ابويعقوب سگزي و ''جامع الحكمتين'' و ''زادالمسافرين''* اثر ناصرخسرو قبادياني* (و 481 ق)‌نيز در زمرة آثار كلامي هستند. 7ـ '''سياست و اخلاق و حكم''' از مهم ترين آثار پديد آمده در اين زمينه مي توان از ''ظفرنامه''* اثر ابن سينا* ؛ ''قابوس نامه''* از عنصر المعالي كيكاوس* ، ''سياست نامه''* تأليف خواجه نظام الملك ، ''نصيحةالملوك'' اثر امام محمد غزالي و ''اخلاق ناصري'' از خواجه نصيرالدين طوسي* نام برد.28 8ـ '''فنون ادبي و بلاغت''': اين گونه متن ها از ''ترجمان البلاغه''* اثر محمد بن عمر رادوياني آغاز مي شود. بعدها رشيد وطواط (و 573 ق) با ''حدائق السحر''* و شمس قيس رازي* با ''المعجم في معايير اشعار العجم'' آن را ادامه دادند. بدايع الافكار از كاشفي سبزواري و ''انيس العشاق'' اثر شرف الدين رامي (795 ق) هم از اين گونه آثار هستند.29 9ـ '''هزل و انتقاد''': يكي از موضوع هاي نثر فارسي است كه نمونه هاي فراوان آن در آثار پس از دورة مشروطه ديده مي شود. اما يكي از بهترين نويسندگان مشهور هزل نويس در دوران گذشته عبيد زاكاني* (و 772 ق) راست كه آثاري در اين زمينه از جمله ''اخلاق الاشراف'' پديد آورد. در دورة قاجاريه نيز قاآني در كتاب ''پريشان''* خود مطالبي انتقادي به صورت مطايبه بيان    كرد.30 اما نثر فارسي در ايران پس از انقلاب مشروطه از طريق روزنامه نويسي به تكامل رسيد. آغاز داستان نويسي نوين فارسي را نيز مي توان به خلق آثاري از طالبوف* (و 1329 ق) ، زين العابدين مراغه اي* (و 1328 ق) و ترجمة‌فارسي حاجي باباي اصفهاني* اثر جيمز موريه توسط ميرزا حبيب اصفهاني* (و 1311 ق) نسبت داد. نثر فارسي در دورة فترت ميان جنبش مشروطه و پيدايش سبك نوين، نيز با داستان هاي تاريخي شيخ موسي نثري همداني / كبودرآهنگي و صنعتي زاده* و رمان نويسان نظير مشفق كاظمي* و عباس خليلي قابل توجه است.31 پس از اين نويسندگان ، كساني چون جهانگير جليلي ، محمد مسعود ، علي دشتي ، محمد حجازي* آثار با ارزشي در زمينه هاي اجتماعي و سياسي پديد آوردند. از ميان نسل هاي بعدي نويسندگان مشهور ايران نيز مي توان به بزرگ علوي* ،‌صادق هدايت* ، محمدعلي جمال زاده*، جلال آل احمد*، صادق چوبك* ، به آذين* ،‌تقي مدرسي ،‌علي محمد افغاني اشاره كرد.32 جز آنان، محمود دولت آبادي ، هوشنگ گلشيري* ، سيمين دانشور ،‌احمد محمود و دهها نويسندة جوان تر نيز نثر معاصر فارسي را با آثار خود زينت بخشيده اند.33
=== الف ـ شعر ===
[[شعر فارسی]] دری در دوره سامانی در خراسان و ماوراءالنهر و با ظهور شاعران بزرگی نظیر [[رودکی]](و 326 ق)،‌[[شهید بلخی]] (و 325 ق)،‌ [[شهید بلخی|ابوشکور بلخی]]، منجیک ترمذی، [[دقیقی|دقیقی طوسی]] (و 367 ق)، [[فردوسی]] (و 416 ق) و جز آنان گسترش یافت. قالب اصلی شعر در این دوره قصیده و پس از آن قطعه، مثنوی و رباعی بود<ref>کاظمی، محمدکاظم''. '''شعر پارسی'''''، مشهد: مؤسسه فرهنگی، هنری و انتشاراتی ضریح آفتاب، چ 1، 1379 ش، ص 20، 21.</ref>. در دوره [[غزنویان]]، شعر [[فارسی]] شیوه عهد پیشین را پی گرفت و کسانی چون [[فردوسی]]، [[فرخی یزدی|فرخی]] (و 429ق) و عنصری (و 431 ق) طرز [[رودکی]] ،‌شهید و دقیقی را سرمشق خود قرار دادند. فنون و موضوع های شعری این دوره هم تفاوتی نکرد و جز مسمط که گویا توسط [[منوچهری دامغانی]] رواج یافت، چیزی بر انواع آن افزوده نشد. در مجموع شعر دری در عصر [[غزنویان|غزنوی]] هم از لحاظ لفظ و هم از لحاظ معنی به کمال نزدیک گردید<ref>زرین کوب، عبدالحسین. '''''سیری در شعر فارسی'''''،‌ تهران: نوین، چ 1، 1363 ش، ص 16 ، 17.</ref>. اما در میان آثار شعری این دوره مهم تر از همه [[شاهنامه فردوسی|''شاهنامه'' فردوسی]] است که جدا از ارزش تاریخی، از لحاظ هنری نیز کتابی فوق العاده است و از نمونه های درخشان شعر [[فارسی]] به شمار می رود<ref>کاظمی، محمدکاظم''. '''شعر پارسی'''''، مشهد: مؤسسه فرهنگی، هنری و انتشاراتی ضریح آفتاب، چ 1، 1379 ش، ص 23.</ref>. از نیمه دوم سده 5 ق / 11 م با آغاز حکومت [[سلجوقیان]] به تدریج تغییرات و تحولاتی در شعر [[فارسی]] پدید آورد و سبک قصیده گویی از سادگی و صراحت دوران پیشین به تکلف و لفاظی گرایید، اگرچه قصیده سرایی در این دوره با ظهور شاعرانی از جمله [[انوری]] (و 585 ق) امیرمعزی (و 465 ق)،  [[خاقانی شروانی|خاقانی]] (و 595 ق)،‌ [[جمال‌الدین عبدالرزاق اصفهانی|جمال الدین اصفهانی]] (و 588 ق)، [[رشيدِ وَطواط|رشیدالدین وطواط]] (و 573 ق) و دیگران به اوج کمال رسید. از دیگر ویژگی های شعر این عهد شیوع تصوف و بیان موضوع های عرفانی، اخلاقی و دینی توسط گویندگانی چون [[سنایی غزنوی]] (و 535 ق) و [[عطار نیشابوری|شیخ عطار نیشابوری]] بود<ref>مؤتمن،‌ زین العابدین. '''تحول شعر فارسی'''، تهران: ابن سینا، 1339 ش، ص 138 ، 139.</ref>. اما یکی از بزرگ ترین شاعران این دوره [[نظامی گنجوی]] (و 599 ق) است. شیوه داستانسرایی این شاعر مشهور تا چند سده پس از او بارها مورد تقلید شاعران دیگر قرار گرفت. جز او، شعرایی نظیر [[فلکی شروانی]] (و 587 ق) ،‌مجیرالدین بیلقانی (و 577 ق) ،‌[[ظهیر فاریابی]] (و 598 ق) نیز در تکمیل سبک شعر [[فارسی]] این دوره نقش مهمی ایفا کردند<ref>صفا، ذبیح الله. '''''مختصری در تاریخ تحول نظم ونثر پارسی'''''، تهران: ققنوس، چ 15، 1377 ش، ص 40.</ref>. پس از حمله مغولان به [[ایران]] و انتقال مرکز شعر [[فارسی]] از خراسان به [https://dmelal.ir/index.php?title=%D8%B9%D8%B1%D8%A7%D9%82 عراق] عجم ـ نواحی مرکز [[ایران باستان|ایران]] ـ شاعران مشهوری از این نواحی برخاستند. در این دوره، شعر [[فارسی]] هم از لحاظ لفظ و هم از لحاظ معنی با تحولات تازه ای روبرو شد و شعر عرفانی نیز به آخرین درجه کمال رسید. هم در این دوره، مثنوی و غزل رواج بسیار یافت و بزرگانی چون [[سعدی]]،‌ [[مولوی، جلال الدین محمد|مولوی]] و [[حافظ شیرازی|حافظ]] که می توان آنان را خداوندان [[غزلخوانی|غزل]] و مثنوی نامید، در عرصه ادب و شعر [[فارسی]] خوش درخشیدند<ref>مؤتمن، زین العابدین. '''''تحول شعر فارسی'''''، تهران: ابن سینا، 1339 ش، ص 162.</ref>. از دیگر شاعران این دوره [[عبید زاکانی]] (و 771 ق) ، [[سلمان ساوجی]] (و 778 ق)، سیف فرغانی میان 705 ـ 749 ق)، [[خواجوی کرمانی]] (و 753 ق) ،‌[[کمال خجندی، مسعود|کمال خجندی]] (و 798 ق) و [[ابن یمین|ابن یمین فریومدی]] (و 769ق ) بودند<ref>کاظمی، محمدکاظم''. '''شعر پارسی'''''، مشهد: مؤسسه فرهنگی، هنری و انتشاراتی ضریح آفتاب، چ 1، 1379 ش، ص 56.</ref>. همچنین در این دوره، با کوچ بسیاری از شاعران ایرانی به هند، شعر [[فارسی]] در آن حوزه رونق بسیاری یافت و شاعران [[فارسی]] گوی بزرگی چون امیرخسرو دهلوی (و 725 ق) که در شعر مقلد [[نظامی گنجوی]] بود و امیر حسن دهلوی (و 727 / 731 ق) از آنجا برخاستند<ref>تمیم داری، احمد. '''''کتاب ایران؛ تاریخ ادب پارسی'''''، تهران: انتشارات بین المللی الهدی، چ 1، 1379 ش، ص 63.</ref>. اما شعر [[فارسی]] در عهد [[تیموریان]] رونق چندانی نیافت. برخی از شاعران این دوره به مسائل عرفانی توجه خاصی داشتند و منظومه هایی در این زمینه سرودند که شاه نعمت الله ولی (و 834 ق) ،‌قاسم انوار (و 837 ق) و [[جامی|عبدالرحمان جامی]] (و 898 ق) از آن جمله اند. سرودن منظومه های عاشقانه یا منظومه های حاوی قصص کوتاه و حکایات و نیز منظومه ایی در زمینه حکم و اخلاق در این دوره بسیار رواج پیدا کرد. جز آنها [[غزلخوانی|غزلسرایی]] هم در این دوره مورد توجه قرار گرفت. از میان شاعران مشهور دوره‌ [[تیموریان|تیموری]] می توان  محمد شیرین مغربی (و 890 ق) ، عصمت بخاری (و 829 ق)،‌ بسحق اطعمه (و 830 ق)،‌ کاتبی ترشیزی (و 839 ق) و امیرشاهی سبزواری (و 857 ق) را نام برد. اما مشهور ترین شاعر این عهد همانا مولانا [[جامی]] بود<ref>صفا، ذبیح الله. '''''مختصری در تاریخ تحول نظم ونثر پارسی'''''، تهران: ققنوس، چ 15، 1377 ش، ص 69، 71،‌ 72، 73.</ref>. با تشکیل دولت [[صفویان|صفوی]] توسط شاه اسماعیل (حک 905 ـ 930 ق) و گزینش مذهب شیعه به عنوان مذهب رسمی [[ایران]]،‌از توجه به شعر و شاعران کاسته شد و بیشتر شاعران به هند کوچیدند. هجوم شاعران ایرانی به هند و استقبال دربارهای هند از آنان باعث ایجاد سبک جدیدی در شعر [[فارسی]] با نام «سبک هندی» گردید. نیز عدم رواج مدح و مدیحه در این دوره شاعران را به سوی قالب [[غزلخوانی|غزل]] سوق داد، اگرچه شاعران مداح [[اهل بیت|اهل بیت (ع)]] بیشتر در اشعارشان از قالب قصیده بهره می جستند<ref>تمیم داری، احمد. '''''کتاب ایران؛ تاریخ ادب پارسی'''''، تهران: انتشارات بین المللی الهدی، چ 1، 1379 ش، ص 70، 71.</ref>. یکی از ره آوردهای سیاست مذهبی [[صفویان]] رواج نوعی شعر مذهبی در مناقب و مراثی [[اهل بیت|اهل بیت (ع)]] بود که ترکیب بند [[محتشم کاشانی]] (و 996 / 1000 ق) از نمونه های ماندگار آن محسوب می شود<ref>کاظمی، محمدکاظم''. '''شعر پارسی'''''، مشهد: مؤسسه فرهنگی، هنری و انتشاراتی ضریح آفتاب، چ 1، 1379 ش، ص 69.</ref>. از میان شاعران عهد [[صفویان|صفوی]] هاتفی جامی / خرجردی (و 927 ق) سراینده اثری حماسی به نام ''تیمورنامه''، فغانی / [[بابافغانی شیرازی|بابافغانی]]* مشهور به حافظ دوم، آصفی، اهلی شیرازی (و 942 ق) و هلالی استرآبادی (و 945 ق) را می توان نام برد. شان ی تکلو (و 1023 ق)، فصیحی هروی (و 1049ق) و میرزا جلال اسیر (و 1049 ق) نیز از شاعران مداح دربار شاه عباس صفوی (حک 996 ـ 1038 ق) بودند<ref>لوی، روبن. '''''درآمدی بر تاریخ ادبیات فارسی'''''، ترجمه رویا هاشمیان، تهران: مؤسسه نشر فهرستگان،‌ چ 1، 1378 ش، ص 90، 93، 94.</ref>. از مشاهیر شاعران ایرانی حوزه هند در این دوره نیز می توان از عرفی شیرازی (و 999 ق) ، قدسی مشهدی (و 1055 ق)، ظهوری ترشیزی، [[طالب آملی]] (و 1036ق)، ملک قمی، نظیری نیشابوری* (ح 1022 ق) ، [[کلیم کاشانی]] (و 1061ق) و [[صائب تبریزی]] (و 1081 ق) یاد کرد. اما مشهورترین شاعر [[صفویان|دوره صفویه]] در ایران [[وحشی بافقی]] (و 991 ق) بود<ref>زرین کوب، عبدالحسین. '''سیری در شعر فارسی'''،‌ تهران: نوین، چ 1، 1363 ش، ص 112، 113.</ref>. به طور کلی [[صفویان|عصر صفویه]] را می توان دوره‌مضمون سازی،‌ دقیقه یابی، نکته پردازی  و معماگویی در شعر دانست. در این دوره، غزل بیش از انواع قالب های شعری رواج داشت. قصیده های این دوره نیز اگرچه از مضامینی باریک ،‌خیال بافی و سایر ویژگی های سبک هندی عاری نبود. اما در مجموع از غزل های این عهد ساده تر به نظر می رسید<ref>مؤتمن، زین العابدین. '''''تحول شعر فارسی'''''، تهران: ابن سینا، 1339 ش، ص 175.</ref>. در اوایل عهد [[قاجاریه]] فکر بازگشت شعر به شیوه قدمای [https://dmelal.ir/index.php?title=%D8%B9%D8%B1%D8%A7%D9%82 عراق] عجم و خراسان در میان شاعران منجر به نوعی نهضت یا مکتب ادبی به نام «مکتب بازگشت» گردید. این مکتب به تدریج به کساد شیوه وقوع و سبک هندی در شعر [[فارسی]] دامن زد. از مهم ترین بنیانگذاران این مکتب می توان به حاج لطفعلی بیگ آذر بیگدلی (و 1195 ق)، سیداحمد هاتف اصفهانی (و 1198 ق) و صباحی کاشانی (و 1218 ق) اشاره کرد. محمد عاشق (و 1182 ق) و صهبا نیز از دیگر پیروان این مکتب به شمار می رفتند<ref>زرین کوب، عبدالحسین. '''''سیری در شعر فارسی'''''،‌ تهران: نوین، چ 1، 1363 ش، ص 151 ، 152 ـ 154 (به اختصار).</ref>. همچنین در این دوره علاقه برخی از علما ،‌حکما، فقها به شاعری آنان را بدین ورطه کشاند و بازار شعر [[صوفیه]] که در دوره های پیشین از رونق افتاده بود،‌ بار دیگر گرم و پر رونق شد. اما از میان نامدارترین گویندگان شعر [[فارسی]] این دوره باید از صبای کاشانی (و 1238 ق)،‌ [[وصال شیرازی]] (و 1162 ق)، [[سروش اصفهانی]] (و 1285 ق)، [[قاآنی]] (و 1270 ق)، [[یغمای جندقی]] (و 1276 ق) و [[فروغی بسطامی]] نام برد<ref>زرین کوب، عبدالحسین. '''''سیری در شعر فارسی'''''،‌ تهران: نوین، چ 1، 1363 ش. ص 161، 162، 164.</ref>. در آغاز دوره [[نهضت مشروطه|مشروطه]] که آغاز شعر معاصر [[فارسی]] قلمداد می شود، نیز شاعرانی چون [[عارف قزوینی]] (و 1312 ش)، [[ایرج میرزا]] (و 1344 ق)، [[فرخی یزدی]] به ترتیب در زمینه های طنز،‌ موضوع های [[اجتماعیون عامیون|اجتماعی]] و سیاسی و ادبیات توده ای آثاری از خود بر جای گذاشتند. به دنبال آنان کسانی نیز نظیر [[میرزاده عشقی]]، پروین اعتصامی و [[بهار، محمدتقی (ملک الشعرا)|محمدتقی بهار]] با اشعار انتقادی ، اخلاقی و [[اجتماعیون عامیون|اجتماعی]] خود سنگ بنای [[ادب]] [[نهضت مشروطه|مشروطه]] را پی ریخته و همگام با تحرک [[اجتماعیون عامیون|اجتماعی]] آن روزگار، باعث دگرگونی در شعر [[فارسی]] شدند<ref>تمیم داری، احمد. '''''کتاب ایران؛ تاریخ ادب پارسی'''''، تهران: انتشارات بین المللی الهدی، چ 1، 1379 ش، ص 80، 81.</ref>. شعر معاصر [[فارسی]] در دوران جدید پس از آنکه [[نیما یوشیج]] تحولی در مسیر آن به وجود آورد. وارد مرحله تازه ای گردید و طی هشت دهه گذشته تحول خاص خود را پی گرفت. بعد از نیما، شاعران برجسته ای چون [[احمد شاملو]] ، [[مهدی اخوان ثالث]] ، [[سهراب سپهری]] و جز آنان به کار او کمال بخشیدند<ref>یاحقی، محمدجعفر. «ادبیات فارسی»، '''''دانشنامه زبان  ادب فارسی'''''، به سرپرستی اسماعیل سعادت، تهران: فرهنگستان زبان و ادب فارسی، 1384 ش، ج 1، ص 311.</ref>.


'''مآخذ:'''
=== ب ـ نثر ===
در ادبیات [[فارسی]]، پیشینه نثر نیز مانند شعر به دوره پیش از [[اسلام]] بر می گردد. پس از [[اسلام]]، نثر رسمی [[فارسی]] پس از وقفه ای از شکل ابتدایی خود جدا شد و در دوره [[سامانیان|سامانی]] به صورت [[فارسی]] دری درآمد. نخستین متن منثور بر جای مانده، برگ هایی از ''مقدمه [[شاهنامه و شاهنامه نویسی|شاهنامه]] ابومنصوری'' ( 346ق) است که به امر ابومنصور محمد بن عبدالرزاق و توسط گروهی از دانشمندان خراسان و ماوراءالنهر درباره تاریخ و تاریخ داستانی ایران پیش از [[اسلام]] تدوین گردید<ref>یاحقی، محمدجعفر. «ادبیات فارسی»، '''''دانشنامه زبان  ادب فارسی'''''، به سرپرستی اسماعیل سعادت، تهران: فرهنگستان زبان و ادب فارسی، 1384 ش، ج 1، ص 308.</ref>. نثر [[فارسی]] را از آغاز تا کنون می توان از جنبه موضوع های گوناگون آن بررسی کرد. 


ياحقي ، محمدجعفر. «ادبيات فارسي» ، ''دانشنامة زبان  ادب فارسي'' ، به سرپرستي اسماعيل سعادت، تهران: فرهنگستان زبان و ادب فارسي ، 1384 ش، ج 1، ص 304.
==== موضوع های ملی و پهلوانی ====
که از قدیم ترین موضوع های نثر [[فارسی]] به شمار می روند و در رأس آنها چند [[شاهنامه و شاهنامه نویسی|شاهنامه]] منثور از جمله ''شاهنامه'' ابوالموید بلخی (اوایل سده 4 ق) قرار داد. از میان داستان های پهلوانی نیز می توان به ''داراب نامه'' اثر ابوطاهر طرسوسی / طرطوسی (سده 6 ق) اشاره کرد.


كاظمي ، محمدكاظم''. شعر پارسي'' ، مشهد: مؤسسه فرهنگي ، هنري و انتشاراتي ضريح آفتاب ، چ 1، 1379 ش، ص 20 ، 21.
==== رمان ها ====
قدیم ترین رمان [[فارسی]]، ''[[هزار و یک شب]]'' نام دارد که نخست از پهلوی به [[عربی]] و سپس از [[عربی]] به [[فارسی]] ترجمه شد. [[سمک عیار]] نیز یکی دیگر از رمان های کهن [[فارسی]] است که به وسیله فرامرز بن خداداد در 585 ق تدوین گردید. از سده 10 ق / 16 م به بعد هم رمان های بسیاری نوشته شد که ''بوستان خیال'' (1173 ق) از میر محمد تقی جعفری حسینی احمدآبادی، ''چهار درویش'' و ''طوطی نامه'' از آن جمله اند<ref>صفا،‌ ذبیح الله. '''''نثر فارسی از آغاز تا عهد نظام الملک طوسی'''''، تهران: ابن سینا، 1347 ش، ص 7، 8، 10، 15.</ref>.


زرين كوب، عبدالحسين. ''سيري در شعر فارسي'' ،‌تهران: نوين، چ 1363 ش، ص 16 ، 17.
==== قصص و حکایات ====
نوشتن این گونه آثار در دوره اسلامی تحت تأثیر ادبیات پیش از [[اسلام]] صورت گرفته و نمونه برجسته‌آن [[کتاب]] ''[[کلیله و دمنه]]'' است. این اثر را نخست ابن مقفع از پهلوی به [[عربی]] ترجمه کرد و سپس [[ابوالمعالی نصرالله منشی]] در ح 539 ق ترجمه‌ او را به [[فارسی]] برگردانید. بعدها نیز ملاحسین واعظ کاشفی (و 910 ق) تحریر جدیدی از این داستان به نام ''[[انوار سهیلی]]'' فراهم آورد. از دیگر کتابهای مشهور قصص و حکایات می توان به [[چهار مقاله]] (میان 552 ـ 556 ق) تألیف [[نظامی عروضی سمرقندی|نظامی عروضی]]؛ ''نگارستان'' اثر قاضی احمد غفاری (و 975 ق) و ''مفرح القلوب'' از محمد ندیم بن محمد کاظم (و 1241 ق) اشاره کرد<ref>اته،‌ هرمان. '''''تاریخ ادبیات فارسی'''''، ترجمه و حواشی از رضازاده شفق، تهران: بنگاه ترجمه و نشر کتاب،‌1351 ش، ص 227، 228، 236، 237.</ref>. به جز آنها ترجمه [[فارسی]] ''سندبادنامه'' توسط ابوالفوارس قناوزی و دو تحریر این ترجمه در سده 6 ق / 12 م به وسیله دقایقی مروزی و ظهیر الدین سمرقندی و نیز [[کتاب]] های ''روضه العقول'' تألیف محمد بن غازی ملطیوی و ''[[مرزبان نامه]]'' به انشای [[سعدالدین وراوینی]] که در تحریر متفاوت از ''[[مرزبان نامه]]'' اثر مرزبان بن رستم  هستند و همچنین ''جوامع الحکایات'' و ترجمه [[فارسی]] ''فرج بعد الشده'' از محمد عوفی* را می توان در شمار کتابهای قصص و حکایات آورد<ref>یاحقی، محمدجعفر. «ادبیات فارسی»، '''''دانشنامه زبان  ادب فارسی'''''، به سرپرستی اسماعیل سعادت، تهران: فرهنگستان زبان و ادب فارسی، 1384 ش، ج 1، ص 310.</ref>.


كاظمي ، همان، ص 23.
==== تراجم و کتب رجال ====
که بخش مهم آن به [[کتاب]] هایی در ذکر احوال مشایخ [[صوفیه]] اختصاص دارد و ''حالات و سخنان شیخ [[ابوسعید ابوالخیر]]'' از کمال الدین محمد نواده شیخ ابوسعید؛ ''طبقات الصوفیه'' اثر خواجه عبدالله انصاری (و 481 ق / 1088 م) ؛ ''[[تذکره الاولیاء|تذکره الاولیا]]'' از [[عطار نیشابوری]] ؛ ''[[کشف المحجوب]]'' اثر هجویری و ''نفحات الانس'' [[جامی|عبدالرحمان  جامی]] از نمونه های بارز آن هستند. از دیگر کتاب هایی که درباره رجال و بزرگان نوشته شده اند،می توان از ''مجالس المؤمنین'' اثر قاضی نورالله شوشتری (و 1019 ق) ؛ ''تجارب السلف'' (724 ق) از هند و شاه نخجوانی و ''دستورالوزراء''* تألیف غیاث الدین [[خواند میر]] (941 ق/ 1534 م) یاد کرد<ref>صفا.ذبیح الله. '''''مختصری در تاریخ تحول نظم ونثر پارسی'''''، تهران: ققنوس، چ 15، 1377 ش، ص 30 ، 32، 33، 35، 37، 39 (به اختصار).</ref>. [[کتاب]] های تذکره نیز که در شرح حال شاعران نوشته شده اند، در این طبقه بندی جای دارند. کار تذکره نویسی نخست با محمد عوفی و تألیف ''[[لباب الالباب]]'' (618 ق) آغاز شد و  بعدها [[دولتشاه سمرقندی]] با تألیف ''تذکره الشعرا'' (829 ق) کار او را پی گرفت. در دوره‌ [[صفویان|صفوی]] هم در ایران چندین تذکره نظیر ''تحفه سامی''، ''هفت اقلیم،'' ''[[عرفات العاشقین]]'' و ''تذکره نصرآبادی'' تدوین شد و هم در شبه قاره کار تذکره نویسی رواج چشمگیری پیدا کرد و صدها کتاب در این زمینه پدید آمد. تذکره نویسی در دوره [[قاجاریه]] و  در واقع تا پیش از تألیف تاریخ ادبیات به شیوه نوین هم به سیر خود ادامه داد. تذکره با ارزش ''[[مجمع الفصحا]]'' (1288 ق) از رضاقلی خان هدایت از جمله آخرین تذکره های مهم [[فارسی]] به شمار می رود<ref>یاحقی، محمدجعفر. «ادبیات فارسی»، '''''دانشنامه زبان  ادب فارسی'''''، به سرپرستی اسماعیل سعادت، تهران: فرهنگستان زبان و ادب فارسی، 1384 ش، ج 1، ص 309.</ref>.


مؤتمن ،‌زين العابدين. ''تحول شعر فارسي'' ، تهران: ابن سينا، 1339 ش ، ص 138 ، 139.
==== تواریخ ====
تاریخ نویسی در ادبیات [[فارسی]] ایران با شاهنامه ها آغاز شده است. پس از این گونه کتابها باید از ''ترجمه تاریخ الامم و الملوک'' محمد بن جریر طبری از [[عربی]] به [[فارسی]] توسط ابوعلی محمد بلعمی (و 330 ق) که به ''[[تاریخ بلعمی]]'' شهرت دارد، یاد کرد. در دوره غزنوی نیز تاریخی به نام ''زین الاخبار'' به وسیله عبدالحی بن ضحاک گردیزی پدید آمد. از دیگر کتاب های تاریخی مشهور می توان از ''[[جامع التواریخ]]'' اثر رشیدالدین فضل الله همدانی* (مق 718 ق/ 1318 م) ؛ ''تاریخ گزیده'' (730 ق) از [[حمدالله مستوفی]]؛ ''روضه الصفا'' اثر میرخواند (و 903 ق / 1497 م) ؛ ''حبیب السیر'' تألیف [[خواند میر]] ، ''تاریخ جهانگشا'' از [[عطاملک جوینی]] (و 681 ق) و از همه مهم تر ''[[تاریخ بیهقی]]'' از [[ابوالفضل بیهقی]] (و 470 ق/ 1077 م) نام برد<ref>صفا، ذبیح الله. '''''مختصری در تاریخ تحول نظم و نثر پارسی'''''، تهران: ققنوس، چ 15، 1377 ش، ص 47، 48‌ ،‌50، 51، 53، 58 (به اختصار).</ref>. در دوره‌ [[صفویان|صفوی]] نیز ''عالم آرای عباسی'' (1038 ق) از اسکندر بیگ ترکمان، و در زمان نادر شاه [[افشار]] ''دُره نادره'' و ''جهانگشای نادری'' از میرزا مهدی استرآبادی پهنه نثر [[فارسی]] را زینت بخشیدند. شاخه ای از تاریخ نویسی [[فارسی]] به تواریخ محلی اختصاص یافته که در آن از گذشته های دور کتابهایی چون ''[[تاریخ سیستان]]'' از مؤلفی ناشناس، ''تاریخ بخارا'' (تلخیص 574 ق) به قلم نرشخی و ترجمه قباوی و ''[[تاریخ بیهقی]]'' از  ابن فندق به یادگار مانده است<ref>یاحقی، محمدجعفر. «ادبیات فارسی»، '''''دانشنامه زبان  ادب فارسی'''''، به سرپرستی اسماعیل سعادت، تهران: فرهنگستان زبان و ادب فارسی، 1384 ش، ج 1، ص 308.</ref>.


صفا، ذبيح الله. ''مختصري در تاريخ تحول نظم ونثر پارسي'' ، تهران: ققنوس ، چ 15، 1377 ش، ص 40.
==== موضوع های دینی ====
از کهن ترین آثار نوشته شده در این زمینه ،‌ترجمه فارسی ''تفسیر طبری'' (351 ق) اثر محمد بن جریر طبری توسط گروهی دانشمندان ماوراءالنهر در دوره سامانی است. از میان تفاسیر دیگر می توان به ''تفسیر سورآبادی'' (471 ق)، ''‌[[کشف الاسرار]]'' میبدی؛ ''مواهب علیه'' از کاشفی سبزواری و ''روض الجنان'' اثر ابوالفتوح رازی را یاد کرد. ''[[کشف المحجوب]]'' از ابویعقوب سگزی و ''جامع الحکمتین'' و ''زادالمسافرین''* اثر [[ناصر خسرو|ناصرخسرو قبادیانی]] (و 481 ق)‌نیز در زمره آثار کلامی هستند.


مؤتمن. همان، ص 162.
==== سیاست و اخلاق و حکم ====
از مهم ترین آثار پدید آمده در این زمینه می توان از ''[[ظفرنامه]]'' اثر [[ابن سینا، ادبیات|ابن سینا]]؛ ''[[قابوس نامه]]'' از عنصر المعالی کیکاوس، ''[[سیاست نامه]]'' تألیف [[نظام الملک طوسی|خواجه نظام الملک]]، ''نصیحه الملوک'' اثر امام محمد غزالی و ''اخلاق ناصری'' از [[خواجه نصیرالدین طوسی]] نام برد<ref>صفا، ذبیح الله. '''''مختصری در تاریخ تحول نظم ونثر پارسی'''''، تهران: ققنوس، چ 15، 1377 ش، ص 78 ، 79 ، 80 ، 82 ، 93 ـ 96 (به اختصار).</ref>. 


كاظمي . همان، ص 56.
==== فنون ادبی و بلاغت ====
این گونه متن ها از ''[[ترجمان البلاغه]]'' اثر محمد بن عمر رادویانی آغاز می شود. بعدها [[رشيدِ وَطواط|رشید وطواط]] (و 573 ق) با ''حدائق السحر'' و [[شمس قیس رازی]] با ''المعجم فی معاییر اشعار العجم'' آن را ادامه دادند. بدایع الافکار از کاشفی سبزواری و ''انیس العشاق'' اثر شرف الدین رامی (795 ق) هم از این گونه آثار هستند<ref>یاحقی، محمدجعفر. «ادبیات فارسی»، '''''دانشنامه زبان  ادب فارسی''،''' به سرپرستی اسماعیل سعادت، تهران: فرهنگستان زبان و ادب فارسی، 1384 ش، ج 1، ص 309.</ref>.


تميم داري، احمد. ''كتاب ايران؛ تاريخ ادب پارسي'' ، تهران: انتشارات بين المللي الهدي ، چ 1، 1379 ش، ص 63.
==== هزل و انتقاد ====
یکی از موضوع های نثر [[فارسی]] است که نمونه های فراوان آن در آثار پس از دوره [[نهضت مشروطه|مشروطه]] دیده می شود. اما یکی از بهترین نویسندگان مشهور هزل نویس در دوران گذشته [[عبید زاکانی]] (و 772 ق) راست که آثاری در این زمینه از جمله ''اخلاق الاشراف'' پدید آورد. در دوره [[قاجاریه]] نیز قاآنی در [[کتاب]] ''پریشان'' خود مطالبی انتقادی به صورت مطایبه بیان کرد<ref>صفا، ذبیح الله. '''''مختصری در تاریخ تحول نظم ونثر پارسی'''''، تهران: ققنوس، چ 15، 1377 ش، ص 106، 107.</ref>. اما [[نثر فارسی]] در [[ایران]] پس از انقلاب [[نهضت مشروطه|مشروطه]] از طریق روزنامه نویسی به تکامل رسید. آغاز داستان نویسی نوین [[فارسی]] را نیز می توان به خلق آثاری از [[طالبوف]] (و 1329 ق)، [[زین العابدین مراغه ای]] (و 1328 ق) و ترجمه‌[[فارسی]] [[حاجی بابای اصفهانی]] اثر جیمز موریه توسط میرزا حبیب اصفهانی (و 1311 ق) نسبت داد. نثر [[فارسی]] در دوره فترت میان جنبش [[نهضت مشروطه|مشروطه]] و پیدایش سبک نوین، نیز با داستان های تاریخی شیخ موسی نثری همدانی / کبودرآهنگی و [[صنعتی زاده كرمانی، ‌عبدالحسين|صنعتی زاده]] و رمان نویسان نظیر [[مشفق کاظمی، مرتضی|مشفق کاظمی]] و [[عباس خلیلی]] قابل توجه است<ref>شفیعی کدکنی. '''''ادبیات فارسی از عصر جامی تا روزگار ما'''''، ترجمه حجت الله اصیل،‌ تهران: نشر نی، چ 1، 1378 ش،‌ ص 82، 83.</ref>. پس از این نویسندگان، کسانی چون جهانگیر جلیلی، [[محمد مسعود]]، [[علی دشتی( ادبیات )|علی دشتی]]، [[محمد حجازی]] آثار با ارزشی در زمینه های [[اجتماعیون عامیون|اجتماعی]] و سیاسی پدید آوردند. از میان نسل های بعدی نویسندگان مشهور [[ایران]] نیز می توان به [[بزرگ علوی]]،‌ [[صادق هدایت]]، [[محمدعلی جمال زاده]]، [[جلال آل احمد، نویسنده|جلال آل احمد]]، [[صادق چوبک]]، به آذین،‌ تقی مدرسی،‌ علی محمد افغانی اشاره کرد<ref>کامشاد،‌ حسن. '''''پایه گذاران نثر جدید فارسی'''''، تهران: نشر نی، چ 1، 1384 ش، ص 101، 103، 107، 113، 137، 166، 184، 186، 191، 192، 193، 201 (به اختصار).</ref>. جز آنان، محمود دولت آبادی، [[هوشنگ گلشیری]]، سیمین دانشور،‌ احمد محمود و دهها نویسنده جوان تر نیز نثر معاصر [[فارسی]] را با آثار خود زینت بخشیده اند<ref>یاحقی، محمدجعفر. «ادبیات فارسی»، '''''دانشنامه زبان  ادب فارسی'''''، به سرپرستی اسماعیل سعادت، تهران: فرهنگستان زبان و ادب فارسی، 1384 ش، ج 1، ص 310.</ref>.  
== نیز نگاه کنید به ==


10ـ صفا. همان، ص 69 ، 71،‌ 72 ، 73.
* [[صادق هدایت]]
* [[هوشنگ گلشیری]]
* [[بزرگ علوی]]
* [[جلال آل احمد، نویسنده|جلال آل احمد]]
* [[صادق چوبک]]
* [[خواجه نصیرالدین طوسی]]
* [[جامی|عبدالرحمان  جامی]]
* [[ابوالمعالی نصرالله منشی]]
* [[مهدی اخوان ثالث]]
* [[احمد شاملو]]
* [[سهراب سپهری]]
* [[بهار، محمدتقی (ملک الشعرا)|محمدتقی بهار]]
* [[فرخی یزدی]]


11ـ تميم داري. همان، ص 70 ، 71.
== مآخذ ==
 
<references />
12 ـ كاظمي . همان، ص 69.
== منبع اصلی ==
 
[https://icro.ir/ سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، مرکز مطالعات راهبردی روابط فرهنگی] (1398). دانشنامه ایران. تهران: [https://alhoda.ir/ موسسه فرهنگی هنری و انتشارات بین المللی الهدی]،
13ـ لوي ،روبن. ''درآمدي بر تاريخ ادبيات فارسي'' ، ترجمة رويا هاشميان ، تهران: مؤسسه نشر فهرستگان ،‌چ 1، 1378 ش ، ص 90 ، 93 ، 94.
 
14ـ زرين كوب . همان، ص 112 ، 113.
 
15ـ مؤتمن. همان، ص 175.
 
16ـ زرين كوب. همان، ص 151 ، 152 ـ 154 (به اختصار).
 
17ـ همان. ص 161 ، 162 ، 164.
 
18ـ تميم داري. همان، ص 80 ، 81.
 
19ـ ياحقي . همان، ص 311.
 
20ـ همان، ص 308.
 
21ـ صفا،‌ذبيح الله. ''نثر فارسي از آغاز تا عهد نظام الملك طوسي'' ، تهران: ابن سينا، 1347 ش، ص 7 ، 8، 10 ، 15.
 
22ـ اته،‌هرمان. ''تاريخ ادبيات فارسي'' ، ترجمه و حواشي از رضازادة شفق ، تهران: بنگاه ترجمه و نشر كتاب ،‌1351 ش ، ص 227، 228 ، 236، 237.
 
23ـ ياحقي. همان، ص 310.
 
24ـ صفا. همان، ص 30 ، 32 ، 33 ، 35 ، 37، 39 (به اختصار).
 
25ـ ياحقي. همان، ص 309.
 
26ـ صفا. همان، ص 47 ، 48‌،‌50 ، 51 ، 53 ، 58 (به اختصار).
 
27ـ ياحقي. همان، ص 308.
 
28ـ صفا. همان، ص 78 ، 79 ، 80 ، 82 ، 93 ـ 96 (به اختصار).
 
29ـ ياحقي. همان، ص 309.
 
30ـ صفا. همان، ص 106 ، 107.
 
31ـ شفيعي كدكني . ''ادبيات فارسي از عصر جامي تا روزگار ما''، ترجمة حجت الله اصيل ،‌تهران: نشر ني ، چ 1، 1378 ش ،‌ص 82 ، 83.
 
32ـ كامشاد ،‌حسن. ''پايه گذاران نثر جديد فارسي'' ، تهران: نشر ني ، چ 1، 1384 ش، ص 101 ، 103، 107، 113 ، 137، 166، 184 ، 186 ، 191 ، 192 ، 193 ، 201 (به اختصار).
 
33ـ ياحقي. همان، ص 310.


== نویسنده مقاله ==
ابوالقاسم رادفر
ابوالقاسم رادفر
[[رده:ادبیات و زبان شناسی]]
[[رده:ادبیات]]

نسخهٔ کنونی تا ‏۲۲ ژوئن ۲۰۲۵، ساعت ۲۰:۲۱

ادبیات فارسی دوره اسلامی که پس از وقفه ای کوتاه از نخستین سده های دوره‌اسلامی و با بهره گیری از الفبای عربی شکل گرفت، در واقع دنباله ادبیات پیش از اسلام بود. آغاز رسمی این بخش از ادبیات که بیشتر به «فارسی دری» شهرت دارد، به دوره سامانی برمی گردد. اگرچه در دوره صفاری نیز به شکل غیر رسمی و با حمایت از شعر و شاعری وجودداشت[۱]. به طور کلی ادبیات فارسی دری پس از اسلام را می توان در دو قلمرو شعر و نثر بررسی کرد.

الف ـ شعر

شعر فارسی دری در دوره سامانی در خراسان و ماوراءالنهر و با ظهور شاعران بزرگی نظیر رودکی(و 326 ق)،‌شهید بلخی (و 325 ق)،‌ ابوشکور بلخی، منجیک ترمذی، دقیقی طوسی (و 367 ق)، فردوسی (و 416 ق) و جز آنان گسترش یافت. قالب اصلی شعر در این دوره قصیده و پس از آن قطعه، مثنوی و رباعی بود[۲]. در دوره غزنویان، شعر فارسی شیوه عهد پیشین را پی گرفت و کسانی چون فردوسی، فرخی (و 429ق) و عنصری (و 431 ق) طرز رودکی ،‌شهید و دقیقی را سرمشق خود قرار دادند. فنون و موضوع های شعری این دوره هم تفاوتی نکرد و جز مسمط که گویا توسط منوچهری دامغانی رواج یافت، چیزی بر انواع آن افزوده نشد. در مجموع شعر دری در عصر غزنوی هم از لحاظ لفظ و هم از لحاظ معنی به کمال نزدیک گردید[۳]. اما در میان آثار شعری این دوره مهم تر از همه شاهنامه فردوسی است که جدا از ارزش تاریخی، از لحاظ هنری نیز کتابی فوق العاده است و از نمونه های درخشان شعر فارسی به شمار می رود[۴]. از نیمه دوم سده 5 ق / 11 م با آغاز حکومت سلجوقیان به تدریج تغییرات و تحولاتی در شعر فارسی پدید آورد و سبک قصیده گویی از سادگی و صراحت دوران پیشین به تکلف و لفاظی گرایید، اگرچه قصیده سرایی در این دوره با ظهور شاعرانی از جمله انوری (و 585 ق) امیرمعزی (و 465 ق)،  خاقانی (و 595 ق)،‌ جمال الدین اصفهانی (و 588 ق)، رشیدالدین وطواط (و 573 ق) و دیگران به اوج کمال رسید. از دیگر ویژگی های شعر این عهد شیوع تصوف و بیان موضوع های عرفانی، اخلاقی و دینی توسط گویندگانی چون سنایی غزنوی (و 535 ق) و شیخ عطار نیشابوری بود[۵]. اما یکی از بزرگ ترین شاعران این دوره نظامی گنجوی (و 599 ق) است. شیوه داستانسرایی این شاعر مشهور تا چند سده پس از او بارها مورد تقلید شاعران دیگر قرار گرفت. جز او، شعرایی نظیر فلکی شروانی (و 587 ق) ،‌مجیرالدین بیلقانی (و 577 ق) ،‌ظهیر فاریابی (و 598 ق) نیز در تکمیل سبک شعر فارسی این دوره نقش مهمی ایفا کردند[۶]. پس از حمله مغولان به ایران و انتقال مرکز شعر فارسی از خراسان به عراق عجم ـ نواحی مرکز ایران ـ شاعران مشهوری از این نواحی برخاستند. در این دوره، شعر فارسی هم از لحاظ لفظ و هم از لحاظ معنی با تحولات تازه ای روبرو شد و شعر عرفانی نیز به آخرین درجه کمال رسید. هم در این دوره، مثنوی و غزل رواج بسیار یافت و بزرگانی چون سعدی،‌ مولوی و حافظ که می توان آنان را خداوندان غزل و مثنوی نامید، در عرصه ادب و شعر فارسی خوش درخشیدند[۷]. از دیگر شاعران این دوره عبید زاکانی (و 771 ق) ، سلمان ساوجی (و 778 ق)، سیف فرغانی (و میان 705 ـ 749 ق)، خواجوی کرمانی (و 753 ق) ،‌کمال خجندی (و 798 ق) و ابن یمین فریومدی (و 769ق ) بودند[۸]. همچنین در این دوره، با کوچ بسیاری از شاعران ایرانی به هند، شعر فارسی در آن حوزه رونق بسیاری یافت و شاعران فارسی گوی بزرگی چون امیرخسرو دهلوی (و 725 ق) که در شعر مقلد نظامی گنجوی بود و امیر حسن دهلوی (و 727 / 731 ق) از آنجا برخاستند[۹]. اما شعر فارسی در عهد تیموریان رونق چندانی نیافت. برخی از شاعران این دوره به مسائل عرفانی توجه خاصی داشتند و منظومه هایی در این زمینه سرودند که شاه نعمت الله ولی (و 834 ق) ،‌قاسم انوار (و 837 ق) و عبدالرحمان جامی (و 898 ق) از آن جمله اند. سرودن منظومه های عاشقانه یا منظومه های حاوی قصص کوتاه و حکایات و نیز منظومه ایی در زمینه حکم و اخلاق در این دوره بسیار رواج پیدا کرد. جز آنها غزلسرایی هم در این دوره مورد توجه قرار گرفت. از میان شاعران مشهور دوره‌ تیموری می توان  محمد شیرین مغربی (و 890 ق) ، عصمت بخاری (و 829 ق)،‌ بسحق اطعمه (و 830 ق)،‌ کاتبی ترشیزی (و 839 ق) و امیرشاهی سبزواری (و 857 ق) را نام برد. اما مشهور ترین شاعر این عهد همانا مولانا جامی بود[۱۰]. با تشکیل دولت صفوی توسط شاه اسماعیل (حک 905 ـ 930 ق) و گزینش مذهب شیعه به عنوان مذهب رسمی ایران،‌از توجه به شعر و شاعران کاسته شد و بیشتر شاعران به هند کوچیدند. هجوم شاعران ایرانی به هند و استقبال دربارهای هند از آنان باعث ایجاد سبک جدیدی در شعر فارسی با نام «سبک هندی» گردید. نیز عدم رواج مدح و مدیحه در این دوره شاعران را به سوی قالب غزل سوق داد، اگرچه شاعران مداح اهل بیت (ع) بیشتر در اشعارشان از قالب قصیده بهره می جستند[۱۱]. یکی از ره آوردهای سیاست مذهبی صفویان رواج نوعی شعر مذهبی در مناقب و مراثی اهل بیت (ع) بود که ترکیب بند محتشم کاشانی (و 996 / 1000 ق) از نمونه های ماندگار آن محسوب می شود[۱۲]. از میان شاعران عهد صفوی هاتفی جامی / خرجردی (و 927 ق) سراینده اثری حماسی به نام تیمورنامه، فغانی / بابافغانی* مشهور به حافظ دوم، آصفی، اهلی شیرازی (و 942 ق) و هلالی استرآبادی (و 945 ق) را می توان نام برد. شان ی تکلو (و 1023 ق)، فصیحی هروی (و 1049ق) و میرزا جلال اسیر (و 1049 ق) نیز از شاعران مداح دربار شاه عباس صفوی (حک 996 ـ 1038 ق) بودند[۱۳]. از مشاهیر شاعران ایرانی حوزه هند در این دوره نیز می توان از عرفی شیرازی (و 999 ق) ، قدسی مشهدی (و 1055 ق)، ظهوری ترشیزی، طالب آملی (و 1036ق)، ملک قمی، نظیری نیشابوری* (ح 1022 ق) ، کلیم کاشانی (و 1061ق) و صائب تبریزی (و 1081 ق) یاد کرد. اما مشهورترین شاعر دوره صفویه در ایران وحشی بافقی (و 991 ق) بود[۱۴]. به طور کلی عصر صفویه را می توان دوره‌مضمون سازی،‌ دقیقه یابی، نکته پردازی  و معماگویی در شعر دانست. در این دوره، غزل بیش از انواع قالب های شعری رواج داشت. قصیده های این دوره نیز اگرچه از مضامینی باریک ،‌خیال بافی و سایر ویژگی های سبک هندی عاری نبود. اما در مجموع از غزل های این عهد ساده تر به نظر می رسید[۱۵]. در اوایل عهد قاجاریه فکر بازگشت شعر به شیوه قدمای عراق عجم و خراسان در میان شاعران منجر به نوعی نهضت یا مکتب ادبی به نام «مکتب بازگشت» گردید. این مکتب به تدریج به کساد شیوه وقوع و سبک هندی در شعر فارسی دامن زد. از مهم ترین بنیانگذاران این مکتب می توان به حاج لطفعلی بیگ آذر بیگدلی (و 1195 ق)، سیداحمد هاتف اصفهانی (و 1198 ق) و صباحی کاشانی (و 1218 ق) اشاره کرد. محمد عاشق (و 1182 ق) و صهبا نیز از دیگر پیروان این مکتب به شمار می رفتند[۱۶]. همچنین در این دوره علاقه برخی از علما ،‌حکما، فقها به شاعری آنان را بدین ورطه کشاند و بازار شعر صوفیه که در دوره های پیشین از رونق افتاده بود،‌ بار دیگر گرم و پر رونق شد. اما از میان نامدارترین گویندگان شعر فارسی این دوره باید از صبای کاشانی (و 1238 ق)،‌ وصال شیرازی (و 1162 ق)، سروش اصفهانی (و 1285 ق)، قاآنی (و 1270 ق)، یغمای جندقی (و 1276 ق) و فروغی بسطامی نام برد[۱۷]. در آغاز دوره مشروطه که آغاز شعر معاصر فارسی قلمداد می شود، نیز شاعرانی چون عارف قزوینی (و 1312 ش)، ایرج میرزا (و 1344 ق)، فرخی یزدی به ترتیب در زمینه های طنز،‌ موضوع های اجتماعی و سیاسی و ادبیات توده ای آثاری از خود بر جای گذاشتند. به دنبال آنان کسانی نیز نظیر میرزاده عشقی، پروین اعتصامی و محمدتقی بهار با اشعار انتقادی ، اخلاقی و اجتماعی خود سنگ بنای ادب مشروطه را پی ریخته و همگام با تحرک اجتماعی آن روزگار، باعث دگرگونی در شعر فارسی شدند[۱۸]. شعر معاصر فارسی در دوران جدید پس از آنکه نیما یوشیج تحولی در مسیر آن به وجود آورد. وارد مرحله تازه ای گردید و طی هشت دهه گذشته تحول خاص خود را پی گرفت. بعد از نیما، شاعران برجسته ای چون احمد شاملو ، مهدی اخوان ثالث ، سهراب سپهری و جز آنان به کار او کمال بخشیدند[۱۹].

ب ـ نثر

در ادبیات فارسی، پیشینه نثر نیز مانند شعر به دوره پیش از اسلام بر می گردد. پس از اسلام، نثر رسمی فارسی پس از وقفه ای از شکل ابتدایی خود جدا شد و در دوره سامانی به صورت فارسی دری درآمد. نخستین متن منثور بر جای مانده، برگ هایی از مقدمه شاهنامه ابومنصوری ( 346ق) است که به امر ابومنصور محمد بن عبدالرزاق و توسط گروهی از دانشمندان خراسان و ماوراءالنهر درباره تاریخ و تاریخ داستانی ایران پیش از اسلام تدوین گردید[۲۰]. نثر فارسی را از آغاز تا کنون می توان از جنبه موضوع های گوناگون آن بررسی کرد.

1ـ موضوع های ملی و پهلوانی

که از قدیم ترین موضوع های نثر فارسی به شمار می روند و در رأس آنها چند شاهنامه منثور از جمله شاهنامه ابوالموید بلخی (اوایل سده 4 ق) قرار داد. از میان داستان های پهلوانی نیز می توان به داراب نامه اثر ابوطاهر طرسوسی / طرطوسی (سده 6 ق) اشاره کرد.

2ـ رمان ها

قدیم ترین رمان فارسی، هزار و یک شب نام دارد که نخست از پهلوی به عربی و سپس از عربی به فارسی ترجمه شد. سمک عیار نیز یکی دیگر از رمان های کهن فارسی است که به وسیله فرامرز بن خداداد در 585 ق تدوین گردید. از سده 10 ق / 16 م به بعد هم رمان های بسیاری نوشته شد که بوستان خیال (1173 ق) از میر محمد تقی جعفری حسینی احمدآبادی، چهار درویش و طوطی نامه از آن جمله اند[۲۱].

3ـ قصص و حکایات

نوشتن این گونه آثار در دوره اسلامی تحت تأثیر ادبیات پیش از اسلام صورت گرفته و نمونه برجسته‌آن کتاب کلیله و دمنه است. این اثر را نخست ابن مقفع از پهلوی به عربی ترجمه کرد و سپس ابوالمعالی نصرالله منشی در ح 539 ق ترجمه‌ او را به فارسی برگردانید. بعدها نیز ملاحسین واعظ کاشفی (و 910 ق) تحریر جدیدی از این داستان به نام انوار سهیلی فراهم آورد. از دیگر کتابهای مشهور قصص و حکایات می توان به چهار مقاله (میان 552 ـ 556 ق) تألیف نظامی عروضی؛ نگارستان اثر قاضی احمد غفاری (و 975 ق) و مفرح القلوب از محمد ندیم بن محمد کاظم (و 1241 ق) اشاره کرد[۲۲]. به جز آنها ترجمه فارسی سندبادنامه توسط ابوالفوارس قناوزی و دو تحریر این ترجمه در سده 6 ق / 12 م به وسیله دقایقی مروزی و ظهیر الدین سمرقندی و نیز کتاب های روضه العقول تألیف محمد بن غازی ملطیوی و مرزبان نامه به انشای سعدالدین وراوینی که در تحریر متفاوت از مرزبان نامه اثر مرزبان بن رستم  هستند و همچنین جوامع الحکایات و ترجمه فارسی فرج بعد الشده از محمد عوفی* را می توان در شمار کتابهای قصص و حکایات آورد[۲۳].

4ـ تراجم و کتب رجال

که بخش مهم آن به کتاب هایی در ذکر احوال مشایخ صوفیه اختصاص دارد و حالات و سخنان شیخ ابوسعید ابوالخیر از کمال الدین محمد نواده شیخ ابوسعید؛ طبقات الصوفیه اثر خواجه عبدالله انصاری (و 481 ق / 1088 م) ؛ تذکره الاولیا از عطار نیشابوری ؛ کشف المحجوب اثر هجویری و نفحات الانس عبدالرحمان  جامی از نمونه های بارز آن هستند. از دیگر کتاب هایی که درباره رجال و بزرگان نوشته شده اند،می توان از مجالس المؤمنین اثر قاضی نورالله شوشتری (و 1019 ق) ؛ تجارب السلف (724 ق) از هند و شاه نخجوانی و دستورالوزراء* تألیف غیاث الدین خواند میر (941 ق/ 1534 م) یاد کرد[۲۴]. کتاب های تذکره نیز که در شرح حال شاعران نوشته شده اند، در این طبقه بندی جای دارند. کار تذکره نویسی نخست با محمد عوفی و تألیف لباب الالباب (618 ق) آغاز شد و  بعدها دولتشاه سمرقندی با تألیف تذکره الشعرا (829 ق) کار او را پی گرفت. در دوره‌ صفوی هم در ایران چندین تذکره نظیر تحفه سامی، هفت اقلیم، عرفات العاشقین و تذکره نصرآبادی تدوین شد و هم در شبه قاره کار تذکره نویسی رواج چشمگیری پیدا کرد و صدها کتاب در این زمینه پدید آمد. تذکره نویسی در دوره قاجاریه و  در واقع تا پیش از تألیف تاریخ ادبیات به شیوه نوین هم به سیر خود ادامه داد. تذکره با ارزش مجمع الفصحا (1288 ق) از رضاقلی خان هدایت از جمله آخرین تذکره های مهم فارسی به شمار می رود[۲۵].

5ـ تواریخ

تاریخ نویسی در ادبیات فارسی ایران با شاهنامه ها آغاز شده است. پس از این گونه کتابها باید از ترجمه تاریخ الامم و الملوک محمد بن جریر طبری از عربی به فارسی توسط ابوعلی محمد بلعمی (و 330 ق) که به تاریخ بلعمی شهرت دارد، یاد کرد. در دوره غزنوی نیز تاریخی به نام زین الاخبار به وسیله عبدالحی بن ضحاک گردیزی پدید آمد. از دیگر کتاب های تاریخی مشهور می توان از جامع التواریخ اثر رشیدالدین فضل الله همدانی* (مق 718 ق/ 1318 م) ؛ تاریخ گزیده (730 ق) از حمدالله مستوفی؛ روضه الصفا اثر میرخواند (و 903 ق / 1497 م) ؛ حبیب السیر تألیف خواند میر ، تاریخ جهانگشا از عطاملک جوینی (و 681 ق) و از همه مهم تر تاریخ بیهقی از ابوالفضل بیهقی (و 470 ق/ 1077 م) نام برد[۲۶]. در دوره‌ صفوی نیز عالم آرای عباسی (1038 ق) از اسکندر بیگ ترکمان، و در زمان نادر شاه افشار دُره نادره و جهانگشای نادری از میرزا مهدی استرآبادی پهنه نثر فارسی را زینت بخشیدند. شاخه ای از تاریخ نویسی فارسی به تواریخ محلی اختصاص یافته که در آن از گذشته های دور کتابهایی چون تاریخ سیستان از مؤلفی ناشناس، تاریخ بخارا (تلخیص 574 ق) به قلم نرشخی و ترجمه قباوی و تاریخ بیهقی از  ابن فندق به یادگار مانده است[۲۷].

6ـ موضوع های دینی

از کهن ترین آثار نوشته شده در این زمینه ،‌ترجمه فارسی تفسیر طبری (351 ق) اثر محمد بن جریر طبری توسط گروهی دانشمندان ماوراءالنهر در دوره سامانی است. از میان تفاسیر دیگر می توان به تفسیر سورآبادی (471 ق)، کشف الاسرار میبدی؛ مواهب علیه از کاشفی سبزواری و روض الجنان اثر ابوالفتوح رازی را یاد کرد. کشف المحجوب از ابویعقوب سگزی و جامع الحکمتین و زادالمسافرین* اثر ناصرخسرو قبادیانی (و 481 ق)‌نیز در زمره آثار کلامی هستند.

7ـ سیاست و اخلاق و حکم

از مهم ترین آثار پدید آمده در این زمینه می توان از ظفرنامه اثر ابن سینا؛ قابوس نامه از عنصر المعالی کیکاوس، سیاست نامه تألیف خواجه نظام الملک، نصیحه الملوک اثر امام محمد غزالی و اخلاق ناصری از خواجه نصیرالدین طوسی نام برد[۲۸].

8ـ فنون ادبی و بلاغت

این گونه متن ها از ترجمان البلاغه اثر محمد بن عمر رادویانی آغاز می شود. بعدها رشید وطواط (و 573 ق) با حدائق السحر و شمس قیس رازی با المعجم فی معاییر اشعار العجم آن را ادامه دادند. بدایع الافکار از کاشفی سبزواری و انیس العشاق اثر شرف الدین رامی (795 ق) هم از این گونه آثار هستند[۲۹].

9ـ هزل و انتقاد

یکی از موضوع های نثر فارسی است که نمونه های فراوان آن در آثار پس از دوره مشروطه دیده می شود. اما یکی از بهترین نویسندگان مشهور هزل نویس در دوران گذشته عبید زاکانی (و 772 ق) راست که آثاری در این زمینه از جمله اخلاق الاشراف پدید آورد. در دوره قاجاریه نیز قاآنی در کتاب پریشان خود مطالبی انتقادی به صورت مطایبه بیان کرد[۳۰]. اما نثر فارسی در ایران پس از انقلاب مشروطه از طریق روزنامه نویسی به تکامل رسید. آغاز داستان نویسی نوین فارسی را نیز می توان به خلق آثاری از طالبوف (و 1329 ق)، زین العابدین مراغه ای (و 1328 ق) و ترجمه‌فارسی حاجی بابای اصفهانی اثر جیمز موریه توسط میرزا حبیب اصفهانی (و 1311 ق) نسبت داد. نثر فارسی در دوره فترت میان جنبش مشروطه و پیدایش سبک نوین، نیز با داستان های تاریخی شیخ موسی نثری همدانی / کبودرآهنگی و صنعتی زاده و رمان نویسان نظیر مشفق کاظمی و عباس خلیلی قابل توجه است[۳۱]. پس از این نویسندگان، کسانی چون جهانگیر جلیلی، محمد مسعود، علی دشتی، محمد حجازی آثار با ارزشی در زمینه های اجتماعی و سیاسی پدید آوردند. از میان نسل های بعدی نویسندگان مشهور ایران نیز می توان به بزرگ علوی،‌ صادق هدایت، محمدعلی جمال زاده، جلال آل احمد، صادق چوبک، به آذین،‌ تقی مدرسی،‌ علی محمد افغانی اشاره کرد[۳۲]. جز آنان، محمود دولت آبادی، هوشنگ گلشیری، سیمین دانشور،‌ احمد محمود و دهها نویسنده جوان تر نیز نثر معاصر فارسی را با آثار خود زینت بخشیده اند[۳۳].

نیز نگاه کنید به

مآخذ

  1. یاحقی، محمدجعفر. «ادبیات فارسی»، دانشنامه زبان  ادب فارسی، به سرپرستی اسماعیل سعادت، تهران: فرهنگستان زبان و ادب فارسی، 1384 ش، ج 1، ص 304.
  2. کاظمی، محمدکاظم. شعر پارسی، مشهد: مؤسسه فرهنگی، هنری و انتشاراتی ضریح آفتاب، چ 1، 1379 ش، ص 20، 21.
  3. زرین کوب، عبدالحسین. سیری در شعر فارسی،‌ تهران: نوین، چ 1، 1363 ش، ص 16 ، 17.
  4. کاظمی، محمدکاظم. شعر پارسی، مشهد: مؤسسه فرهنگی، هنری و انتشاراتی ضریح آفتاب، چ 1، 1379 ش، ص 23.
  5. مؤتمن،‌ زین العابدین. تحول شعر فارسی، تهران: ابن سینا، 1339 ش، ص 138 ، 139.
  6. صفا، ذبیح الله. مختصری در تاریخ تحول نظم ونثر پارسی، تهران: ققنوس، چ 15، 1377 ش، ص 40.
  7. مؤتمن، زین العابدین. تحول شعر فارسی، تهران: ابن سینا، 1339 ش، ص 162.
  8. کاظمی، محمدکاظم. شعر پارسی، مشهد: مؤسسه فرهنگی، هنری و انتشاراتی ضریح آفتاب، چ 1، 1379 ش، ص 56.
  9. تمیم داری، احمد. کتاب ایران؛ تاریخ ادب پارسی، تهران: انتشارات بین المللی الهدی، چ 1، 1379 ش، ص 63.
  10. صفا، ذبیح الله. مختصری در تاریخ تحول نظم ونثر پارسی، تهران: ققنوس، چ 15، 1377 ش، ص 69، 71،‌ 72، 73.
  11. تمیم داری، احمد. کتاب ایران؛ تاریخ ادب پارسی، تهران: انتشارات بین المللی الهدی، چ 1، 1379 ش، ص 70، 71.
  12. کاظمی، محمدکاظم. شعر پارسی، مشهد: مؤسسه فرهنگی، هنری و انتشاراتی ضریح آفتاب، چ 1، 1379 ش، ص 69.
  13. لوی، روبن. درآمدی بر تاریخ ادبیات فارسی، ترجمه رویا هاشمیان، تهران: مؤسسه نشر فهرستگان،‌ چ 1، 1378 ش، ص 90، 93، 94.
  14. زرین کوب، عبدالحسین. سیری در شعر فارسی،‌ تهران: نوین، چ 1، 1363 ش، ص 112، 113.
  15. مؤتمن، زین العابدین. تحول شعر فارسی، تهران: ابن سینا، 1339 ش، ص 175.
  16. زرین کوب، عبدالحسین. سیری در شعر فارسی،‌ تهران: نوین، چ 1، 1363 ش، ص 151 ، 152 ـ 154 (به اختصار).
  17. زرین کوب، عبدالحسین. سیری در شعر فارسی،‌ تهران: نوین، چ 1، 1363 ش. ص 161، 162، 164.
  18. تمیم داری، احمد. کتاب ایران؛ تاریخ ادب پارسی، تهران: انتشارات بین المللی الهدی، چ 1، 1379 ش، ص 80، 81.
  19. یاحقی، محمدجعفر. «ادبیات فارسی»، دانشنامه زبان  ادب فارسی، به سرپرستی اسماعیل سعادت، تهران: فرهنگستان زبان و ادب فارسی، 1384 ش، ج 1، ص 311.
  20. یاحقی، محمدجعفر. «ادبیات فارسی»، دانشنامه زبان  ادب فارسی، به سرپرستی اسماعیل سعادت، تهران: فرهنگستان زبان و ادب فارسی، 1384 ش، ج 1، ص 308.
  21. صفا،‌ ذبیح الله. نثر فارسی از آغاز تا عهد نظام الملک طوسی، تهران: ابن سینا، 1347 ش، ص 7، 8، 10، 15.
  22. اته،‌ هرمان. تاریخ ادبیات فارسی، ترجمه و حواشی از رضازاده شفق، تهران: بنگاه ترجمه و نشر کتاب،‌1351 ش، ص 227، 228، 236، 237.
  23. یاحقی، محمدجعفر. «ادبیات فارسی»، دانشنامه زبان  ادب فارسی، به سرپرستی اسماعیل سعادت، تهران: فرهنگستان زبان و ادب فارسی، 1384 ش، ج 1، ص 310.
  24. صفا.ذبیح الله. مختصری در تاریخ تحول نظم ونثر پارسی، تهران: ققنوس، چ 15، 1377 ش، ص 30 ، 32، 33، 35، 37، 39 (به اختصار).
  25. یاحقی، محمدجعفر. «ادبیات فارسی»، دانشنامه زبان  ادب فارسی، به سرپرستی اسماعیل سعادت، تهران: فرهنگستان زبان و ادب فارسی، 1384 ش، ج 1، ص 309.
  26. صفا، ذبیح الله. مختصری در تاریخ تحول نظم و نثر پارسی، تهران: ققنوس، چ 15، 1377 ش، ص 47، 48‌ ،‌50، 51، 53، 58 (به اختصار).
  27. یاحقی، محمدجعفر. «ادبیات فارسی»، دانشنامه زبان  ادب فارسی، به سرپرستی اسماعیل سعادت، تهران: فرهنگستان زبان و ادب فارسی، 1384 ش، ج 1، ص 308.
  28. صفا، ذبیح الله. مختصری در تاریخ تحول نظم ونثر پارسی، تهران: ققنوس، چ 15، 1377 ش، ص 78 ، 79 ، 80 ، 82 ، 93 ـ 96 (به اختصار).
  29. یاحقی، محمدجعفر. «ادبیات فارسی»، دانشنامه زبان  ادب فارسی، به سرپرستی اسماعیل سعادت، تهران: فرهنگستان زبان و ادب فارسی، 1384 ش، ج 1، ص 309.
  30. صفا، ذبیح الله. مختصری در تاریخ تحول نظم ونثر پارسی، تهران: ققنوس، چ 15، 1377 ش، ص 106، 107.
  31. شفیعی کدکنی. ادبیات فارسی از عصر جامی تا روزگار ما، ترجمه حجت الله اصیل،‌ تهران: نشر نی، چ 1، 1378 ش،‌ ص 82، 83.
  32. کامشاد،‌ حسن. پایه گذاران نثر جدید فارسی، تهران: نشر نی، چ 1، 1384 ش، ص 101، 103، 107، 113، 137، 166، 184، 186، 191، 192، 193، 201 (به اختصار).
  33. یاحقی، محمدجعفر. «ادبیات فارسی»، دانشنامه زبان  ادب فارسی، به سرپرستی اسماعیل سعادت، تهران: فرهنگستان زبان و ادب فارسی، 1384 ش، ج 1، ص 310.

منبع اصلی

سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، مرکز مطالعات راهبردی روابط فرهنگی (1398). دانشنامه ایران. تهران: موسسه فرهنگی هنری و انتشارات بین المللی الهدی،

نویسنده مقاله

ابوالقاسم رادفر