پرش به محتوا

ادبیات ایران پس از اسلام

از ویکی ایران

ادبیات فارسی دوره اسلامی که پس از وقفه ای کوتاه از نخستین سده های دوره‌اسلامی و با بهره گیری از الفبای عربی شکل گرفت، در واقع دنباله ادبیات پیش از اسلام بود. آغاز رسمی این بخش از ادبیات که بیشتر به «فارسی دری» شهرت دارد، به دوره سامانی برمی گردد. اگرچه در دوره صفاری نیز به شکل غیر رسمی و با حمایت از شعر و شاعری وجودداشت[۱]. به طور کلی ادبیات فارسی دری پس از اسلام را می توان در دو قلمرو شعر و نثر بررسی کرد.

الف ـ شعر

شعر فارسی دری در دوره سامانی در خراسان و ماوراءالنهر و با ظهور شاعران بزرگی نظیر رودکی(و 326 ق)،‌شهید بلخی (و 325 ق)،‌ ابوشکور بلخی، منجیک ترمذی، دقیقی طوسی (و 367 ق)، فردوسی (و 416 ق) و جز آنان گسترش یافت. قالب اصلی شعر در این دوره قصیده و پس از آن قطعه، مثنوی و رباعی بود[۲]. در دوره غزنویان، شعر فارسی شیوه عهد پیشین را پی گرفت و کسانی چون فردوسی، فرخی (و 429ق) و عنصری (و 431 ق) طرز رودکی ،‌شهید و دقیقی را سرمشق خود قرار دادند. فنون و موضوع های شعری این دوره هم تفاوتی نکرد و جز مسمط که گویا توسط منوچهری دامغانی رواج یافت، چیزی بر انواع آن افزوده نشد. در مجموع شعر دری در عصر غزنوی هم از لحاظ لفظ و هم از لحاظ معنی به کمال نزدیک گردید[۳]. اما در میان آثار شعری این دوره مهم تر از همه شاهنامه فردوسی است که جدا از ارزش تاریخی، از لحاظ هنری نیز کتابی فوق العاده است و از نمونه های درخشان شعر فارسی به شمار می رود[۴]. از نیمه دوم سده 5 ق / 11 م با آغاز حکومت سلجوقیان به تدریج تغییرات و تحولاتی در شعر فارسی پدید آورد و سبک قصیده گویی از سادگی و صراحت دوران پیشین به تکلف و لفاظی گرایید، اگرچه قصیده سرایی در این دوره با ظهور شاعرانی از جمله انوری (و 585 ق) امیرمعزی (و 465 ق)،  خاقانی (و 595 ق)،‌ جمال الدین اصفهانی (و 588 ق)، رشیدالدین وطواط (و 573 ق) و دیگران به اوج کمال رسید. از دیگر ویژگی های شعر این عهد شیوع تصوف و بیان موضوع های عرفانی، اخلاقی و دینی توسط گویندگانی چون سنایی غزنوی (و 535 ق) و شیخ عطار نیشابوری بود[۵]. اما یکی از بزرگ ترین شاعران این دوره نظامی گنجوی (و 599 ق) است. شیوه داستانسرایی این شاعر مشهور تا چند سده پس از او بارها مورد تقلید شاعران دیگر قرار گرفت. جز او، شعرایی نظیر فلکی شروانی (و 587 ق) ،‌مجیرالدین بیلقانی (و 577 ق) ،‌ظهیر فاریابی (و 598 ق) نیز در تکمیل سبک شعر فارسی این دوره نقش مهمی ایفا کردند[۶]. پس از حمله مغولان به ایران و انتقال مرکز شعر فارسی از خراسان به عراق عجم ـ نواحی مرکز ایران ـ شاعران مشهوری از این نواحی برخاستند. در این دوره، شعر فارسی هم از لحاظ لفظ و هم از لحاظ معنی با تحولات تازه ای روبرو شد و شعر عرفانی نیز به آخرین درجه کمال رسید. هم در این دوره، مثنوی و غزل رواج بسیار یافت و بزرگانی چون سعدی،‌ مولوی و حافظ که می توان آنان را خداوندان غزل و مثنوی نامید، در عرصه ادب و شعر فارسی خوش درخشیدند[۷]. از دیگر شاعران این دوره عبید زاکانی (و 771 ق) ، سلمان ساوجی (و 778 ق)، سیف فرغانی (و میان 705 ـ 749 ق)، خواجوی کرمانی (و 753 ق) ،‌کمال خجندی (و 798 ق) و ابن یمین فریومدی (و 769ق ) بودند[۸]. همچنین در این دوره، با کوچ بسیاری از شاعران ایرانی به هند، شعر فارسی در آن حوزه رونق بسیاری یافت و شاعران فارسی گوی بزرگی چون امیرخسرو دهلوی (و 725 ق) که در شعر مقلد نظامی گنجوی بود و امیر حسن دهلوی (و 727 / 731 ق) از آنجا برخاستند[۹]. اما شعر فارسی در عهد تیموریان رونق چندانی نیافت. برخی از شاعران این دوره به مسائل عرفانی توجه خاصی داشتند و منظومه هایی در این زمینه سرودند که شاه نعمت الله ولی (و 834 ق) ،‌قاسم انوار (و 837 ق) و عبدالرحمان جامی (و 898 ق) از آن جمله اند. سرودن منظومه های عاشقانه یا منظومه های حاوی قصص کوتاه و حکایات و نیز منظومه ایی در زمینه حکم و اخلاق در این دوره بسیار رواج پیدا کرد. جز آنها غزلسرایی هم در این دوره مورد توجه قرار گرفت. از میان شاعران مشهور دوره‌ تیموری می توان  محمد شیرین مغربی (و 890 ق) ، عصمت بخاری (و 829 ق)،‌ بسحق اطعمه (و 830 ق)،‌ کاتبی ترشیزی (و 839 ق) و امیرشاهی سبزواری (و 857 ق) را نام برد. اما مشهور ترین شاعر این عهد همانا مولانا جامی بود[۱۰]. با تشکیل دولت صفوی توسط شاه اسماعیل (حک 905 ـ 930 ق) و گزینش مذهب شیعه به عنوان مذهب رسمی ایران،‌از توجه به شعر و شاعران کاسته شد و بیشتر شاعران به هند کوچیدند. هجوم شاعران ایرانی به هند و استقبال دربارهای هند از آنان باعث ایجاد سبک جدیدی در شعر فارسی با نام «سبک هندی» گردید. نیز عدم رواج مدح و مدیحه در این دوره شاعران را به سوی قالب غزل سوق داد، اگرچه شاعران مداح اهل بیت (ع) بیشتر در اشعارشان از قالب قصیده بهره می جستند[۱۱]. یکی از ره آوردهای سیاست مذهبی صفویان رواج نوعی شعر مذهبی در مناقب و مراثی اهل بیت (ع) بود که ترکیب بند محتشم کاشانی (و 996 / 1000 ق) از نمونه های ماندگار آن محسوب می شود[۱۲]. از میان شاعران عهد صفوی هاتفی جامی / خرجردی (و 927 ق) سراینده اثری حماسی به نام تیمورنامه، فغانی / بابافغانی* مشهور به حافظ دوم، آصفی، اهلی شیرازی (و 942 ق) و هلالی استرآبادی (و 945 ق) را می توان نام برد. شان ی تکلو (و 1023 ق)، فصیحی هروی (و 1049ق) و میرزا جلال اسیر (و 1049 ق) نیز از شاعران مداح دربار شاه عباس صفوی (حک 996 ـ 1038 ق) بودند[۱۳]. از مشاهیر شاعران ایرانی حوزه هند در این دوره نیز می توان از عرفی شیرازی (و 999 ق) ، قدسی مشهدی (و 1055 ق)، ظهوری ترشیزی، طالب آملی (و 1036ق)، ملک قمی، نظیری نیشابوری* (ح 1022 ق) ، کلیم کاشانی (و 1061ق) و صائب تبریزی (و 1081 ق) یاد کرد. اما مشهورترین شاعر دوره صفویه در ایران وحشی بافقی (و 991 ق) بود[۱۴]. به طور کلی عصر صفویه را می توان دوره‌مضمون سازی،‌ دقیقه یابی، نکته پردازی  و معماگویی در شعر دانست. در این دوره، غزل بیش از انواع قالب های شعری رواج داشت. قصیده های این دوره نیز اگرچه از مضامینی باریک ،‌خیال بافی و سایر ویژگی های سبک هندی عاری نبود. اما در مجموع از غزل های این عهد ساده تر به نظر می رسید[۱۵]. در اوایل عهد قاجاریه فکر بازگشت شعر به شیوه قدمای عراق عجم و خراسان در میان شاعران منجر به نوعی نهضت یا مکتب ادبی به نام «مکتب بازگشت» گردید. این مکتب به تدریج به کساد شیوه وقوع و سبک هندی در شعر فارسی دامن زد. از مهم ترین بنیانگذاران این مکتب می توان به حاج لطفعلی بیگ آذر بیگدلی (و 1195 ق)، سیداحمد هاتف اصفهانی (و 1198 ق) و صباحی کاشانی (و 1218 ق) اشاره کرد. محمد عاشق (و 1182 ق) و صهبا نیز از دیگر پیروان این مکتب به شمار می رفتند[۱۶]. همچنین در این دوره علاقه برخی از علما ،‌حکما، فقها به شاعری آنان را بدین ورطه کشاند و بازار شعر صوفیه که در دوره های پیشین از رونق افتاده بود،‌ بار دیگر گرم و پر رونق شد. اما از میان نامدارترین گویندگان شعر فارسی این دوره باید از صبای کاشانی (و 1238 ق)،‌ وصال شیرازی (و 1162 ق)، سروش اصفهانی (و 1285 ق)، قاآنی (و 1270 ق)، یغمای جندقی (و 1276 ق) و فروغی بسطامی نام برد[۱۷]. در آغاز دوره مشروطه که آغاز شعر معاصر فارسی قلمداد می شود، نیز شاعرانی چون عارف قزوینی (و 1312 ش)، ایرج میرزا (و 1344 ق)، فرخی یزدی به ترتیب در زمینه های طنز،‌ موضوع های اجتماعی و سیاسی و ادبیات توده ای آثاری از خود بر جای گذاشتند. به دنبال آنان کسانی نیز نظیر میرزاده عشقی، پروین اعتصامی و محمدتقی بهار با اشعار انتقادی ، اخلاقی و اجتماعی خود سنگ بنای ادب مشروطه را پی ریخته و همگام با تحرک اجتماعی آن روزگار، باعث دگرگونی در شعر فارسی شدند[۱۸]. شعر معاصر فارسی در دوران جدید پس از آنکه نیما یوشیج تحولی در مسیر آن به وجود آورد. وارد مرحله تازه ای گردید و طی هشت دهه گذشته تحول خاص خود را پی گرفت. بعد از نیما، شاعران برجسته ای چون احمد شاملو ، مهدی اخوان ثالث ، سهراب سپهری و جز آنان به کار او کمال بخشیدند[۱۹].

ب ـ نثر

در ادبیات فارسی، پیشینه نثر نیز مانند شعر به دوره پیش از اسلام بر می گردد. پس از اسلام، نثر رسمی فارسی پس از وقفه ای از شکل ابتدایی خود جدا شد و در دوره سامانی به صورت فارسی دری درآمد. نخستین متن منثور بر جای مانده، برگ هایی از مقدمه شاهنامه ابومنصوری ( 346ق) است که به امر ابومنصور محمد بن عبدالرزاق و توسط گروهی از دانشمندان خراسان و ماوراءالنهر درباره تاریخ و تاریخ داستانی ایران پیش از اسلام تدوین گردید[۲۰]. نثر فارسی را از آغاز تا کنون می توان از جنبه موضوع های گوناگون آن بررسی کرد.

1ـ موضوع های ملی و پهلوانی

که از قدیم ترین موضوع های نثر فارسی به شمار می روند و در رأس آنها چند شاهنامه منثور از جمله شاهنامه ابوالموید بلخی (اوایل سده 4 ق) قرار داد. از میان داستان های پهلوانی نیز می توان به داراب نامه اثر ابوطاهر طرسوسی / طرطوسی (سده 6 ق) اشاره کرد.

2ـ رمان ها

قدیم ترین رمان فارسی، هزار و یک شب نام دارد که نخست از پهلوی به عربی و سپس از عربی به فارسی ترجمه شد. سمک عیار نیز یکی دیگر از رمان های کهن فارسی است که به وسیله فرامرز بن خداداد در 585 ق تدوین گردید. از سده 10 ق / 16 م به بعد هم رمان های بسیاری نوشته شد که بوستان خیال (1173 ق) از میر محمد تقی جعفری حسینی احمدآبادی، چهار درویش و طوطی نامه از آن جمله اند[۲۱].

3ـ قصص و حکایات

نوشتن این گونه آثار در دوره اسلامی تحت تأثیر ادبیات پیش از اسلام صورت گرفته و نمونه برجسته‌آن کتاب کلیله و دمنه است. این اثر را نخست ابن مقفع از پهلوی به عربی ترجمه کرد و سپس ابوالمعالی نصرالله منشی در ح 539 ق ترجمه‌ او را به فارسی برگردانید. بعدها نیز ملاحسین واعظ کاشفی (و 910 ق) تحریر جدیدی از این داستان به نام انوار سهیلی فراهم آورد. از دیگر کتابهای مشهور قصص و حکایات می توان به چهار مقاله (میان 552 ـ 556 ق) تألیف نظامی عروضی؛ نگارستان اثر قاضی احمد غفاری (و 975 ق) و مفرح القلوب از محمد ندیم بن محمد کاظم (و 1241 ق) اشاره کرد[۲۲]. به جز آنها ترجمه فارسی سندبادنامه توسط ابوالفوارس قناوزی و دو تحریر این ترجمه در سده 6 ق / 12 م به وسیله دقایقی مروزی و ظهیر الدین سمرقندی و نیز کتاب های روضه العقول تألیف محمد بن غازی ملطیوی و مرزبان نامه به انشای سعدالدین وراوینی که در تحریر متفاوت از مرزبان نامه اثر مرزبان بن رستم  هستند و همچنین جوامع الحکایات و ترجمه فارسی فرج بعد الشده از محمد عوفی* را می توان در شمار کتابهای قصص و حکایات آورد[۲۳].

4ـ تراجم و کتب رجال

که بخش مهم آن به کتاب هایی در ذکر احوال مشایخ صوفیه اختصاص دارد و حالات و سخنان شیخ ابوسعید ابوالخیر از کمال الدین محمد نواده شیخ ابوسعید؛ طبقات الصوفیه اثر خواجه عبدالله انصاری (و 481 ق / 1088 م) ؛ تذکره الاولیا از عطار نیشابوری ؛ کشف المحجوب اثر هجویری و نفحات الانس عبدالرحمان  جامی از نمونه های بارز آن هستند. از دیگر کتاب هایی که درباره رجال و بزرگان نوشته شده اند،می توان از مجالس المؤمنین اثر قاضی نورالله شوشتری (و 1019 ق) ؛ تجارب السلف (724 ق) از هند و شاه نخجوانی و دستورالوزراء* تألیف غیاث الدین خواند میر (941 ق/ 1534 م) یاد کرد[۲۴]. کتاب های تذکره نیز که در شرح حال شاعران نوشته شده اند، در این طبقه بندی جای دارند. کار تذکره نویسی نخست با محمد عوفی و تألیف لباب الالباب (618 ق) آغاز شد و  بعدها دولتشاه سمرقندی با تألیف تذکره الشعرا (829 ق) کار او را پی گرفت. در دوره‌ صفوی هم در ایران چندین تذکره نظیر تحفه سامی، هفت اقلیم، عرفات العاشقین و تذکره نصرآبادی تدوین شد و هم در شبه قاره کار تذکره نویسی رواج چشمگیری پیدا کرد و صدها کتاب در این زمینه پدید آمد. تذکره نویسی در دوره قاجاریه و  در واقع تا پیش از تألیف تاریخ ادبیات به شیوه نوین هم به سیر خود ادامه داد. تذکره با ارزش مجمع الفصحا (1288 ق) از رضاقلی خان هدایت از جمله آخرین تذکره های مهم فارسی به شمار می رود[۲۵].

5ـ تواریخ

تاریخ نویسی در ادبیات فارسی ایران با شاهنامه ها آغاز شده است. پس از این گونه کتابها باید از ترجمه تاریخ الامم و الملوک محمد بن جریر طبری از عربی به فارسی توسط ابوعلی محمد بلعمی (و 330 ق) که به تاریخ بلعمی شهرت دارد، یاد کرد. در دوره غزنوی نیز تاریخی به نام زین الاخبار به وسیله عبدالحی بن ضحاک گردیزی پدید آمد. از دیگر کتاب های تاریخی مشهور می توان از جامع التواریخ اثر رشیدالدین فضل الله همدانی* (مق 718 ق/ 1318 م) ؛ تاریخ گزیده (730 ق) از حمدالله مستوفی؛ روضه الصفا اثر میرخواند (و 903 ق / 1497 م) ؛ حبیب السیر تألیف خواند میر ، تاریخ جهانگشا از عطاملک جوینی (و 681 ق) و از همه مهم تر تاریخ بیهقی از ابوالفضل بیهقی (و 470 ق/ 1077 م) نام برد[۲۶]. در دوره‌ صفوی نیز عالم آرای عباسی (1038 ق) از اسکندر بیگ ترکمان، و در زمان نادر شاه افشار دُره نادره و جهانگشای نادری از میرزا مهدی استرآبادی پهنه نثر فارسی را زینت بخشیدند. شاخه ای از تاریخ نویسی فارسی به تواریخ محلی اختصاص یافته که در آن از گذشته های دور کتابهایی چون تاریخ سیستان از مؤلفی ناشناس، تاریخ بخارا (تلخیص 574 ق) به قلم نرشخی و ترجمه قباوی و تاریخ بیهقی از  ابن فندق به یادگار مانده است[۲۷].

6ـ موضوع های دینی

از کهن ترین آثار نوشته شده در این زمینه ،‌ترجمه فارسی تفسیر طبری (351 ق) اثر محمد بن جریر طبری توسط گروهی دانشمندان ماوراءالنهر در دوره سامانی است. از میان تفاسیر دیگر می توان به تفسیر سورآبادی (471 ق)، کشف الاسرار میبدی؛ مواهب علیه از کاشفی سبزواری و روض الجنان اثر ابوالفتوح رازی را یاد کرد. کشف المحجوب از ابویعقوب سگزی و جامع الحکمتین و زادالمسافرین* اثر ناصرخسرو قبادیانی (و 481 ق)‌نیز در زمره آثار کلامی هستند.

7ـ سیاست و اخلاق و حکم

از مهم ترین آثار پدید آمده در این زمینه می توان از ظفرنامه اثر ابن سینا؛ قابوس نامه از عنصر المعالی کیکاوس، سیاست نامه تألیف خواجه نظام الملک، نصیحه الملوک اثر امام محمد غزالی و اخلاق ناصری از خواجه نصیرالدین طوسی نام برد[۲۸].

8ـ فنون ادبی و بلاغت

این گونه متن ها از ترجمان البلاغه اثر محمد بن عمر رادویانی آغاز می شود. بعدها رشید وطواط (و 573 ق) با حدائق السحر و شمس قیس رازی با المعجم فی معاییر اشعار العجم آن را ادامه دادند. بدایع الافکار از کاشفی سبزواری و انیس العشاق اثر شرف الدین رامی (795 ق) هم از این گونه آثار هستند[۲۹].

9ـ هزل و انتقاد

یکی از موضوع های نثر فارسی است که نمونه های فراوان آن در آثار پس از دوره مشروطه دیده می شود. اما یکی از بهترین نویسندگان مشهور هزل نویس در دوران گذشته عبید زاکانی (و 772 ق) راست که آثاری در این زمینه از جمله اخلاق الاشراف پدید آورد. در دوره قاجاریه نیز قاآنی در کتاب پریشان خود مطالبی انتقادی به صورت مطایبه بیان کرد[۳۰]. اما نثر فارسی در ایران پس از انقلاب مشروطه از طریق روزنامه نویسی به تکامل رسید. آغاز داستان نویسی نوین فارسی را نیز می توان به خلق آثاری از طالبوف (و 1329 ق)، زین العابدین مراغه ای (و 1328 ق) و ترجمه‌فارسی حاجی بابای اصفهانی اثر جیمز موریه توسط میرزا حبیب اصفهانی (و 1311 ق) نسبت داد. نثر فارسی در دوره فترت میان جنبش مشروطه و پیدایش سبک نوین، نیز با داستان های تاریخی شیخ موسی نثری همدانی / کبودرآهنگی و صنعتی زاده و رمان نویسان نظیر مشفق کاظمی و عباس خلیلی قابل توجه است[۳۱]. پس از این نویسندگان، کسانی چون جهانگیر جلیلی، محمد مسعود، علی دشتی، محمد حجازی آثار با ارزشی در زمینه های اجتماعی و سیاسی پدید آوردند. از میان نسل های بعدی نویسندگان مشهور ایران نیز می توان به بزرگ علوی،‌ صادق هدایت، محمدعلی جمال زاده، جلال آل احمد، صادق چوبک، به آذین،‌ تقی مدرسی،‌ علی محمد افغانی اشاره کرد[۳۲]. جز آنان، محمود دولت آبادی، هوشنگ گلشیری، سیمین دانشور،‌ احمد محمود و دهها نویسنده جوان تر نیز نثر معاصر فارسی را با آثار خود زینت بخشیده اند[۳۳].

نیز نگاه کنید به

مآخذ

  1. یاحقی، محمدجعفر. «ادبیات فارسی»، دانشنامه زبان  ادب فارسی، به سرپرستی اسماعیل سعادت، تهران: فرهنگستان زبان و ادب فارسی، 1384 ش، ج 1، ص 304.
  2. کاظمی، محمدکاظم. شعر پارسی، مشهد: مؤسسه فرهنگی، هنری و انتشاراتی ضریح آفتاب، چ 1، 1379 ش، ص 20، 21.
  3. زرین کوب، عبدالحسین. سیری در شعر فارسی،‌ تهران: نوین، چ 1، 1363 ش، ص 16 ، 17.
  4. کاظمی، محمدکاظم. شعر پارسی، مشهد: مؤسسه فرهنگی، هنری و انتشاراتی ضریح آفتاب، چ 1، 1379 ش، ص 23.
  5. مؤتمن،‌ زین العابدین. تحول شعر فارسی، تهران: ابن سینا، 1339 ش، ص 138 ، 139.
  6. صفا، ذبیح الله. مختصری در تاریخ تحول نظم ونثر پارسی، تهران: ققنوس، چ 15، 1377 ش، ص 40.
  7. مؤتمن، زین العابدین. تحول شعر فارسی، تهران: ابن سینا، 1339 ش، ص 162.
  8. کاظمی، محمدکاظم. شعر پارسی، مشهد: مؤسسه فرهنگی، هنری و انتشاراتی ضریح آفتاب، چ 1، 1379 ش، ص 56.
  9. تمیم داری، احمد. کتاب ایران؛ تاریخ ادب پارسی، تهران: انتشارات بین المللی الهدی، چ 1، 1379 ش، ص 63.
  10. صفا، ذبیح الله. مختصری در تاریخ تحول نظم ونثر پارسی، تهران: ققنوس، چ 15، 1377 ش، ص 69، 71،‌ 72، 73.
  11. تمیم داری، احمد. کتاب ایران؛ تاریخ ادب پارسی، تهران: انتشارات بین المللی الهدی، چ 1، 1379 ش، ص 70، 71.
  12. کاظمی، محمدکاظم. شعر پارسی، مشهد: مؤسسه فرهنگی، هنری و انتشاراتی ضریح آفتاب، چ 1، 1379 ش، ص 69.
  13. لوی، روبن. درآمدی بر تاریخ ادبیات فارسی، ترجمه رویا هاشمیان، تهران: مؤسسه نشر فهرستگان،‌ چ 1، 1378 ش، ص 90، 93، 94.
  14. زرین کوب، عبدالحسین. سیری در شعر فارسی،‌ تهران: نوین، چ 1، 1363 ش، ص 112، 113.
  15. مؤتمن، زین العابدین. تحول شعر فارسی، تهران: ابن سینا، 1339 ش، ص 175.
  16. زرین کوب، عبدالحسین. سیری در شعر فارسی،‌ تهران: نوین، چ 1، 1363 ش، ص 151 ، 152 ـ 154 (به اختصار).
  17. زرین کوب، عبدالحسین. سیری در شعر فارسی،‌ تهران: نوین، چ 1، 1363 ش. ص 161، 162، 164.
  18. تمیم داری، احمد. کتاب ایران؛ تاریخ ادب پارسی، تهران: انتشارات بین المللی الهدی، چ 1، 1379 ش، ص 80، 81.
  19. یاحقی، محمدجعفر. «ادبیات فارسی»، دانشنامه زبان  ادب فارسی، به سرپرستی اسماعیل سعادت، تهران: فرهنگستان زبان و ادب فارسی، 1384 ش، ج 1، ص 311.
  20. یاحقی، محمدجعفر. «ادبیات فارسی»، دانشنامه زبان  ادب فارسی، به سرپرستی اسماعیل سعادت، تهران: فرهنگستان زبان و ادب فارسی، 1384 ش، ج 1، ص 308.
  21. صفا،‌ ذبیح الله. نثر فارسی از آغاز تا عهد نظام الملک طوسی، تهران: ابن سینا، 1347 ش، ص 7، 8، 10، 15.
  22. اته،‌ هرمان. تاریخ ادبیات فارسی، ترجمه و حواشی از رضازاده شفق، تهران: بنگاه ترجمه و نشر کتاب،‌1351 ش، ص 227، 228، 236، 237.
  23. یاحقی، محمدجعفر. «ادبیات فارسی»، دانشنامه زبان  ادب فارسی، به سرپرستی اسماعیل سعادت، تهران: فرهنگستان زبان و ادب فارسی، 1384 ش، ج 1، ص 310.
  24. صفا.ذبیح الله. مختصری در تاریخ تحول نظم ونثر پارسی، تهران: ققنوس، چ 15، 1377 ش، ص 30 ، 32، 33، 35، 37، 39 (به اختصار).
  25. یاحقی، محمدجعفر. «ادبیات فارسی»، دانشنامه زبان  ادب فارسی، به سرپرستی اسماعیل سعادت، تهران: فرهنگستان زبان و ادب فارسی، 1384 ش، ج 1، ص 309.
  26. صفا، ذبیح الله. مختصری در تاریخ تحول نظم و نثر پارسی، تهران: ققنوس، چ 15، 1377 ش، ص 47، 48‌ ،‌50، 51، 53، 58 (به اختصار).
  27. یاحقی، محمدجعفر. «ادبیات فارسی»، دانشنامه زبان  ادب فارسی، به سرپرستی اسماعیل سعادت، تهران: فرهنگستان زبان و ادب فارسی، 1384 ش، ج 1، ص 308.
  28. صفا، ذبیح الله. مختصری در تاریخ تحول نظم ونثر پارسی، تهران: ققنوس، چ 15، 1377 ش، ص 78 ، 79 ، 80 ، 82 ، 93 ـ 96 (به اختصار).
  29. یاحقی، محمدجعفر. «ادبیات فارسی»، دانشنامه زبان  ادب فارسی، به سرپرستی اسماعیل سعادت، تهران: فرهنگستان زبان و ادب فارسی، 1384 ش، ج 1، ص 309.
  30. صفا، ذبیح الله. مختصری در تاریخ تحول نظم ونثر پارسی، تهران: ققنوس، چ 15، 1377 ش، ص 106، 107.
  31. شفیعی کدکنی. ادبیات فارسی از عصر جامی تا روزگار ما، ترجمه حجت الله اصیل،‌ تهران: نشر نی، چ 1، 1378 ش،‌ ص 82، 83.
  32. کامشاد،‌ حسن. پایه گذاران نثر جدید فارسی، تهران: نشر نی، چ 1، 1384 ش، ص 101، 103، 107، 113، 137، 166، 184، 186، 191، 192، 193، 201 (به اختصار).
  33. یاحقی، محمدجعفر. «ادبیات فارسی»، دانشنامه زبان  ادب فارسی، به سرپرستی اسماعیل سعادت، تهران: فرهنگستان زبان و ادب فارسی، 1384 ش، ج 1، ص 310.

منبع اصلی

سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، مرکز مطالعات راهبردی روابط فرهنگی (1398). دانشنامه ایران. تهران: موسسه فرهنگی هنری و انتشارات بین المللی الهدی،

نویسنده مقاله

ابوالقاسم رادفر